راژیو معارف در روز شنبه اول شهریور 1404 و 29 همه سفر علمو زفر 1447 تجریه غمری تا ساعت 14 با شما عزیزان و بزرگاران هستیم زمین اینکه امروز رو و فردا رو هم بهتون تصدیت میم ایام شهادت حضرت امام رزا علیه السلام و حضرت امام حسن مشتبه علیه السلام و همینطور پیامبر اعظم سلوات الله علیه و علیه و سلم از آداریهاتون هم مورد قبول درگاه حضرت حق انشاءالله که قرار بگیره برکرانه اینور اولین برنامه ایست که تخدیمتون میکنیم تفسیر سوره مبارکه ی معده مباحث پایانی و جنبندی رو از زبان مفسر علی قدر حضرت آیت الله جوادی آمولی میشنویم بر چراغه نور بر چراغه نور بر چراغه نور بر چراغه نور بر چراغه نور بر چراغه نور بر چراغه نور بر چراغه نور بر چراغه نور بر چراغه نور بر چراغه نور بر چراغه نور بر چراغه نور بر چراغه نور بر چراغه نور بر چراغه نور بر چراغه نور بر چراغه نور بر چراغه نور بر چراغه نور بر چراغه نور بر چراغه نور آن از که اصل ملک مال موجر است ولی مستعجر منفعتی برای مالک می شود در مقابل مال رجاره قسم سه بوم که مالکیت انتفاع است این است که اگر عقب آریه بسته شد یک مستعیر از معیر یه زرفی را آریه کرده اون معیر این زرف را به مستعیر آریه داده است این حالا یا با لفظ یا با فعل معتاطی یا لفظی بالاخره یکی معیر است دیگر این مستعیر این زرف اینن مال معیر و آریه دهنده است منفعتن هم مال معیر و آریه دهنده است اما مستعیر در زرف آریه حق انتفاع دارد می تواندن زرف استفاده کنن مالک منفعت نیست مثل این که زرفی را کرایه کرده باشه اونا که میرن از مغازه هایی که برای کرایه زروف آماده اند زرف کرایه می دهند این در حقیقت زرف را اجازه کرایه کرده است زرف را کرایه کرده است مالک منفعت زرف است و اما اون که زرف را از همسایش آریه گرفته است مالک انتفاع این زرف است نه مالک منفعت این سه قسم در نکاه زن و شوهر شوهر حق تمتع و استمتاع را با عقد نکاه مالک می شود یعنی با بستن عقد نکاه زوج مالک حق نکاه حق تمتع و استمتاع حق محرمیت داره این ها حقوق چارگانه است از این عقود چارگانه یه بحث داریم است که شرط حرام آیا مفسد عقد است یا نه بعضی گفتن شرط حرام برچه خلاف کتابه است فاسد هست ولی مفسد عقد نیست اما در این زمینه کسی اختلاف ندارد شرطی که مخالف با متن عقد باشد نه مخالف با اطلاق عقد نه مخالف با درخواستی لازمه عقد بلکه شرطی که مخالف با متن و مزمون و محتوی سریع عقد باشد چنین شرطی هم فاسد است و هم مفسد عقد یعنی در مسن قرار داده به اوشرا شرط بکنند کسی خانهی را به دیگری بفروشد به شرط اینکه این خریدار مالک خانه نشود به شرط اینکه فروشنده مالک سمن نشود چنین شرطی مخالف مقتضای عقد است فاسد است و مفسد عقد یا در اجاره یه واحد تجاری یا مسکونی را اجاره بدهد به این شرط که مستجر مالک منفعت نشود و مجر مالک مالو اجاره نشود یا در آریه زرکیر آریه بدند به این شرط که مستعیر حق انتفا نداشته باشد اون بشه امانت نه آریه یا در قسم چهارون که مسئله نکاه است ترزی عقد بسته بشود که در زمن او شرط بشود که این زوج با این زوجه محرم نشود عقد نکاه بسته بشود به این شرط که اینها محرم هم نشود خب چنین شرائطی مخالف مقتضای عقد است و فاسد است و مفسد است مسئله بلاد فقیه را میگن رفراندوم رعیگیری مردم انتخاب ملیس خبرگان رعی دادن خبرگان همین ها از قبیل شرط فاسد مفسد است فائدون ر animate مناسبين اHAHAHA خدای خالی پjekt فاپیم دیگه هم بیشتر واقعا اجواب مدبر دست ناشونو cis حاللار ره максим تشکیل به این شرط يرفیع از AC degree اسبسم تحق ثابت لهدایی ایم هیچگونه نظری نداشته باشیم خب اینگونه از رفراندوم ها و رأی دادن ها بازگشتش به این است که چون مخالفه با محتوی اون قرارداد و تعهد متقابل است این شرط فاسد است قهرن مفسد هم که هد بود و این رفراندوم ها که تا کنون شده فاسد است و مفسد و این حکومت فاسد است و مفسد و هر گونه قرارداد ها خرید و فروش ها داد و ستت هایی که چه نسبت به شهربندان داخلی چه نسبت به خارجی انگام شده است همش باطل و روزی اگر مردم خواستن حقوق حقه خود را بگیرن میتوانند این خلاصه اشکالی که مدرگوار مرغوم داشته خب ولیزیگن بقیه انگیوگاد این است که همه اون قسمت ها درست است یعنی شرط مخالف مقتضای عقب فاسد است و مفسد خواه درباره بی بی امثال بی باشد که پیام اونها افاده ملکیت این است یا عقب اجاره باشد که محتوی اون افاده ملکیت منفیت است یا عقب آریه باشد که محتوی اون افاده ملکیت انتفار است یا عقب نکاه باشد که مزمونش محرمیت است و حقه این استمتاب این ها درست ولی از این دنبالات مکته اصاسی باید ملحوظ باشه یکی این که ولایت به معنای سرپرستی و والی بودن از ولایت کتاب حجر جداست تمام شبهات این آیون بر های محور دور بزند که اینا یک کتاب حجر در نظر گرفتن ولی بر سبی و صفیح و مجنون و مفلس به یادشون هست اما والی چون این دید حکومت نداشتن همین طور است والی و حاکم که ولایت بر مردم دارد این ولایت بر فرزانگان و شرطمندان دارد اگر کسی در باره مسائل حکومت اسلامی سیاست اسلامی ولایت فقیه سخن میگوید باید کلن از مسئله حجر و کتاب حجر و ولایت بر سبیان و امسار و زاری سرف نظر کنند زیر مجموعی انما وریکم الله فکر بکند و بس هر پیامی که انما وریکم الله دارد و بالاساله برای انبیاء در درجه اول بعد امام معصوم سلام الله در درجه دوندون ساد میکند و بعد برای نائب خاص اونها مثل مسلم ناغیر سلام الله علیه مالک اشتر سلام الله علیه در درجه سبوم سابت میکند برای منصوبین آمین هم در درجه شهرم سابت میکند مثل امام راهل این همه تعبیراتی که در نحج البلاغه است و چند نمونش خونده شد این که مربوط به ولایت کتاب حجر نیست والی این چی نست من والی شمایم من ولی شمایم اهل بیت خصائص و ولایه دارم تولیت مال ماست تعلیم مال شماست اینا که مربوط به حجر نیست این یه نشته که باید در نظر باشد مطلب دومان است که ما دو نمونه رو پذیرفتیم این نمونه سربوم مورد اختلاف است نمونه اولی است که مردم وقتی مرجعیت یک مرجع تقرید را میپذیرند آیا او را به عنوان مرجع انتخاب میکنند که مرجع تقرید وکیر مقلد دینند یا ولی اونهاست در فتوى مردم که مرجعیت یک فقیه صاحب فتوى را میپذیرند به او رعی میدهند یعنی او را به عنوان وکیل الفتحاوا انتخاب میکنند وکیل المقلدین انتخاب میکنند که هرچه مقلد میخواهد او فتوى ببهد یا معناش این است که دین فقیه جامع و شراعت را به این سنت نسب کرده است چه مردم به او رجوع بکنند چه مردم به او رجوع نکنند ولی اگر این سنت بخواهد عملی بشود بخواهد عملی بشود این سنت به پذیرش مردم وابسته است خوب در این گون از موارد انسان وقتی که مراجعه میکند یعنی مرجعیت او را میپذیرد نه اینکه به او مرجعیت بده مطلب دیگران است که این بزرگوارها مرجعیت فقیه جامع و شراعت را پذیرفتند در عصر غیبت سنت قضای او را هم پذیرفتند که فقیه جامع و شراعت در عصر غیبت میتواند قاضی باشد خوب حالا شما همین قضا را بررسی کنید ببینید لازمه قضا حکومت هست یا نه البته حکومت قسم ثبوت است راه مستقل دارد احتیاجی به این راه زمنی ندارد راه مستقل دارد ولی اگر کسی قضا را پذیرفته باید حکومت قبول بکنه چرا؟ برای اینکه قضا بخشی مربوط به حق الناس است بخشی مربوط به حق الله است قسمی هم مشترک بین حق الله و حق الناس است خوب در مواردی که فقیه جام و شراعت حکم صادر کرده است عمل به اون حکم واجب نقض اون حکم پرام خوب در یک کشوری که تبهگارها زیادن عمل اون حکم واجب است نقض اون حکم کرام است این بدون قدرت نظامی و انتظامی ممکنه؟ بدون زندان ممکنه؟ بدون بجه ممکنه؟ مگر قضا و داوری همیشه بین دو تا کشاورت یا دو تا کشاورت یا دو تا کاسب یا دو تا تاجر است؟ گاهی قضا و داوری در روسته هاست گاهی در شهرها است گاهی بین شهر و روسته هاست گاهی بین کشتی راند و دریا هست گاهی بین دو تا پیما در هوا هست گاهی بین دو تا اتومبیل در سهر هاست گاهی بین دو دستگاه ماهنگیری در شیلات هست دریا و سهرا مراجع میکنند به فقیه جام و شراعت؟ این باد کارشناسی داشته باشد کارشناسان زیاد داشته باشد حالا شما باید مشکلات قضایی کشور شست میلیونه حل کنید باید ده ها کارشناس دریای داشته باشید ده ها کارشناس هوایی داشته باشید ده ها کارشناس زمینی داشته باشید ده ها کارشناس کشاورزی داشته باشید ده ها کارشناس طبیعی داشته باشید چون روزانه ده ها پرونده اختلاف معدن هست اختلاف شیرات هست اختلاف تجاوز حریم دریایی هست اختلاف تجاوز حریم هوایی هست خب مگه اینا بدون کارشناسی میشه اگر پذیرفتیم که قضا در زمان قیبت مال فقیه جاب و شراعت هست ای باید پنجش هزار کارشناس داشته باشید خب ای دانشگاه میخواد این بوجه میخواد باید قبول کرده باشد کشور ده همین دستگاه قضایی خب حالا اینها یه مقدار زن را آماده کرده هست که ما ممونه هایی در اسلام داریم که حقوقی را اسلام برای فقه های جام و شراعت در اصل قیبت مایین کرده هست که این مربوط به وکالت مردم نیست مربوط به پذیرش مردم هست حالا اگر کنون که مردمی مرجعیت یک کسی را میپذیرن به این شرط که ساکت باشن این شرط مخالف مقتضای این پیمان هست و اگر یه عدی را به عنوان خبره انتخاب کردم گفتن شما که در حوزه های علمی به سر میبرید با خبر باشید ببینید کی شایسته است برای مرجعیت تقلید ما را با خبر کنید تا ما بپذیریم اگر به وسیلی انتخاب خبرگان از مرجعشون با خبر شدن بعد پذیرفتن این گونه از انتخاب ها و رأی دادن ها با پذیرش مرجعیت و ساکت شدن در برابر مرجع مخالف هست اونگاه اگر کنون که این قاضی یا اون فقیه جام و شرائط که حالا رالی شد مردم فرزانه خردمند آقل ولای او را پذیرفتن گفتن این انما ولی کمالله که بالاسال مال امام معصومه است بعد از امام معصوم مال نائب خاصه است و اگر کسی نائب خاص نبود در رتبه سووم به نائب آم میرسد ما ولای شما را پذیرفتیم که علا کتاب الله و سنت رسولهی عمل بکنید این معناش آن است که از این به بعد هر گنو معاملی که کرده فضولی است تمام معاملات باطل است تمام قراردادهایی که مثلا ایران بسته باطل است برای این که اینها رأی دادن که بیرأی باشن اینا به کی رأی دادن؟ اینا در حقیقت دین را پذیرفتن در برابر دین بیرأین چون فرزانه هم میگوین ما در برابر خدا حرفی نداریم چون آقل هم میگوین ما در برابر خدا اجتهاد در مقابر نس نداریم خب اگر کسی دین را میپذیرت دین را انتخاب میکنه پیغمبر وکیل مردم است اگر کسی به دین فتوای آری میدهد رأی آری میدهد یعنی این قرارداد باددین یا صاحب دین میبندد معناش آن است که این شرک مخاربه مقتضای عقد است یا از این سینخانیست اصلا این پذیرش حق است انسان این روحق تشکیز میدهد و حق را میپذیرت وقتی او را حق تشکیز داد و حق را پذیرفت معناش این است که حوای من در برابر حق نمیستد من در مقابل نس اجتهادی ندارم خب اونا که در جریان قدیر پذیرفتن ولایت امیر المؤمنین سلام الله علیه را یعنی هستعری را به عنوان وکیل خود انتخاب کردن یا به عنوان ولی پذیرفتن ذات اقدس اله به پیغمبر صلی اللہ علیه وآله وسلم فهمود بلغ ما انزل الیکم اندبه اینم پیام الهی را رسون فبود من کنتم مولا فهازا فعالیون پولا خب مردم ولای او را پذیرفتن گفتن بخن بخن لکه یا امیر المؤمنین با او بیعت کردن با او بیعت کردن یعنی او را وکیل خود قرار دادن که هستعری بدون قبول رأی مردم سمتی نداشت یا او را به عنوان ولی قبول کردن اگر علی ابن عبید حاله و سلام الله علیه وکیل مردم بود پس تا مردم به او رأی ندهن و امزان نکنن او حقی ندارد و اما وقتی از طرف خدا منصوب شده است او حق دارد مردم ای رو تشخیص دارن حق است و پذیرفتن بنابراین هر گنم معاملهی که می شود بر اساس تیپ خاطر مردم است چون مردم این مکتب را حق تشخیص دادن و به او رأی مصبت دادن و کسی که مکتب شناس است و مکتب باور است و مجدی این مکتب است او را مسئول این کار کردن یعنی مسئولیت او را پذیرفتن در حقیقت نه او را وکالت دادن خب کنین شرطی که مخالف ما مقتضای عقب نیست فته هست زله که ما در اسلام یه وکالت داریم و یک ولایت این ولایتی که در مسئله حکومت مطرح است سنخش سنخ ولایت کتاب حجر نیست رأسن سنخش ولایت انما ولی کمالله است منطقه یکی بلعصاله یکی هم به نیابه اگر کسی بگوید فقیه جامع شرائط وکیل امام است درست گفت و اگر بگوید وکیل از طرف ولی عصر است نائب از طرف ولی عصر است این میتواند درست باشه و اگر بگوید منصوب از طرف ولی که ولی عصر است اربعان و فدا که ولی عصر برای او ولایت جلی کرده است اینم درست باشه اما بگوید وکیل از طرف مردم است یا منصوب از طرف مردم است این دوتا سخن ناسواب است فرق این شهار مطلب آن است که اماه معصوم سلام الله علیه و ولی عصر و اربعان و فدا دوتا کار رو میتوانند بکنند یکی این که به کسی نمایندگی بدن بگن شما از طرف ما نمایندید وکیل من این کار انجام بدید که یک کسی بشود وکیل امام نائب امام این سعی است یه وقت است که نه اماه معصوم سلام الله علیه برای کسی ولایت جعل می کند مثل این که یک انوال فراوان وقفی بدون متولی منده است یا متولی نداشت یا رخت برابست و فعلا متولی ندارد اماه معصوم سلام الله علیه برای رغبات وقف متولی جعل می کند این جعل ولی ولایه است برای او اگر کسی مثلا یک مرجع تقلیدی به یه ادی وکالت داده باشد وکالت اون وکلا با ارتحال اون مرجع تقلید باطل می شود چون وکالت وکیل با موت موکر رخت برای منده ولی اگر یه مرجعی یک شخصی را به عنوان متولی وقف نسب بکند با ارتحال اون مرجع اون متولی همچنان و دلات خود باقی است خلاصه جعل بکالت غیرت جعل ولایت است این دوتا کار که امام معصوم سلام الله هم میتواند کسی را وکیل از طرف خود بکند هم میتواند برای کسی ولایت جعل بکنند اما مردم هیچ کدوم از این دوتا کار را ندارند در باره مساعل دینی مردم نسبت مرجع تقلید این چه اینیست که مرجع تقلید را وکیل خود غرار بدند مردم نسبت مرجع تقلید این چه اینیست که برای او سمت ولا جل بکنن مردم برای فقیه جام و شراعت وکالت در غذا جل نمی کنن که او از طرف مردم وکیل باشد تا قاضی بشود یا برای فقیه جام و شراعت ولا در غذا جل نمی کنن که او متولی قضا باشد ولایت بر غذا داشته باشد از ناهیه مردم این چنین نیست بلکه مردم این سمتهایی را که دین به فقه های جام و شراعت داده است چه مردم قبول بکنن چه مردم قبول نکنن ثبوتن این حق را اون فقه دارد این مردم خردمند متدین شناسایی بکنن بعد میپذیرن همونطور که در باره مرجعیت پذیرش است نتوکیل در باره فقیه جام و شراعت که قاضی است پذیرش است نتوکیل در باره فقیه که والی است اونم پذیرش است نتوکیل حالا یه وقت ولای نائب خاص را میپذیرن مثل ادهه که ولای مصطفی ابن عقید را پذیرفتن ولای مالک اشتر را پذیرفتن و مانندان یا ولای نائب آم را میپذیرن مثل مردم ایران که ولای امام راهل را پذیرفتن پس این چی نیست که ولایت فقیه به صورت یک شرط فاصله مفسد باشد و اصد نظام بشود یه نظام فضولی خب این ها متاسفانه نوشته شده و در خارج پخش شده و خود شما عزیزان و فضل های حوزه باید الان احتدار این کارها باشید این ها با مصن دین شما با مصن زندگی شما با مصن اون هدفی که دارید همه هنگ هست اینی که میرنه شما شبهات روز را باید شناسایی کنید باید اولا برای خودتون حل بشه تا شرحه برای خود آدم آلمانه حل نشد توانه دفاعی از شبه را ندارد و هرگز یه مطلب امیغ علمی تا برای خود شما حل نشد بینکن و بین الله دفاع نکنید و از اینه بد در میاد این راه تخصصی که بوجود امام سعاده سلام الله علیه در حوزه علمی خود باز کرده است مراجعه فرمایید به حوزه علمی امام سعاده سلام الله علیه ببینید از این چی کار کرده به اده فقه داده به اده کلام داده به اده علوم عقلی داده به اده تفسیر داده بین زرارو و همران فرق داشته بین هشام امن حکم و هشام امن سالم فرق داشته بعد این رشده هایی تخصصی داده به افراد هم گفت که تو با هر کسی بحث نکن لعنکه تتیرو و تقع اما اون میتواند بحث کنن چه هوا و یتیرو و لایقه فمو تو با هر کسی جدال نکن بحث نکن چون تو اوج میگیری پرواز میکنی بلی پرت میریزه سقوط میکنی لعنکه تتیرو و تقع سقوط میکنی اما بحوای یتیرو و لایقه او تیران دارد به سقوط هم نمیکند اگر یه مطلبی واقعا برای خود شما حل نشد هرگز از اون مطلب دفع نکنید بلیگه خدا این آگرده گاه انسان در جدال حقی را انکار میکند یا باطلی را میپذیرد این اثر سوش کم نیست خود مسائل را خوب حل بکنید امیغان بررسید