دیگری بشنوید سری بزنید به برنامه کار بردی ایران صدا و آرشیب زمانی و برنامه ای رادیو معارف رو جاست و جمع بکنید و دوباره گوش بدید با الام ساعت سیزده بر بال سخن رو براتون پخش میکنیم حجتال اسلام و المسلمین رفیعی موضوعی رو بهش میپردازن که مربوطه به سیره اجتماعی حضرت امام حسن مشتبه علیه السلام بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن بر بال سخن اینی لما نظرتو علی من هر وقت نگاه میکنم به این آقازاده به این بچه یاد مسیبتهای آیندش میوفتم تذکرتو ما یجری علیه من از ظلم من بعدی عذیتهایی که میکشه سختیهایی که میکشه برخوردهایی که با اون میشه مظلومیتهایی که براش پیش میاد بعد فرمودن کهی هنوز امام اصلا بچه است فرمودن فلایزال الامر بهی حتی یقتلو به سم این پسرم در نهایت با سم شهید میشه ظلمن و ادوانن از روی ظلم و ستم آیان عزیز خوهران گرامی زمانی پیغمبر داره این حرفا رو میزنه که امام اصلا کودکه فرمود وقتی این پسرم با سم شهید میشه تبکی الملائکه لموته فرشته ها براش گریه میکنند و یبکیه کل و شعی همه موجودات براش گریه میکنند حتی پرندگان آسمان و ماهیان دریا خیلی عجیبه اینی که شما گایی شنیدید آقایون مدگه ها تو اشعارشون میگن اینه که شما ای ماهی دریا برایت گریه کرده پیغمبر و زهرا برایت گریه کرده این حدیثه بعد رسول خدا فرمود اگر چشمی برای او گریه کنه روز قیامت نابینا وارد محشر نمیشه اگر قلبی برای او محزون بشه روز قیامت محزون نخواهد بود و قدمش بر سرات استواره کسی که فقط برا حسن من ناراحت بشه محزون بشه این روایت رو شیخ صدوق در کتاب امالی آورده امام حسن شخصیتیست که حتی دانشمندان اهل سنت مثل سیوتی و دیگران هم تو کتاباشون از ایشون تعریف کردن من اینجا نوشتم سیوتی ایشون بدونید از علمای مصره قرن ده هم بوده کتاب خیلی داره آدم پر کتابیه یک کتابی دارد به نام تاریخ خلفا زندگی نامه خلیفه ها رو نوشته خب چون امام حسن هم شیش ماه خلیفه بوده زندگی ایشون هم نوشته او میگه میگه لهو مناقب و کسیره امام حسن فضایل فراوانی داشت سیدن حلیمن بردبار بود آقا بود زا سکینه آرام بود با وقار و با عظمت بود این یکی دو تا جمله راجب ایشون اما من دو سه تا مطلب راجب زندگی امام حسن برای شما عرض کنم مطلب اول میدونید ایشون فوقلاله نسبت به کارراندازی مردم اهمیت میداد اینو اعزم کنم قابل توجه مسئولین کسانی که پست دستشونه اداران کل استاندارا فرماندارا وزرار که برای همه شنوارزی محفقیت میکنیم حیعت دولت همه کسانی که امروز پست دستشونه بدونید این آقا امام حسن مشتبه مهمترین ویژگی تو زندگیشون این بوده که کار مردم را میداختید گیره از کار مردم باز میکرده من حالا دو سه تا نمونه خدمت شما عرض میکنم یه وقتی یه کسی دیه به گردنش آمده بود سابقا دیه مثل الان بیمه که نبوده اگر یه کسی سهون یکی رو میکشت پیش میامد مثلا شطورش لگت میزد کسی مثلا از بین میرفت یا ساختمونی خراب میشد دیواری خراب میشد سنگی پرتاب میشد بالاخره قتل عمدی که قصاص میشه قتل صحبی دیه داره خب اون زمان دیه رقم دیم بالا ست شطوره خیلی پوله اگر کسی بیچاره بود نمیتونست بده یه بند خدایی دیه به گردنش آمده بود آمد مسجد پیامبر به یه کسی اونجا گفت که میشه به من کمک کنیم اونم یه پنج درهم بشده گفت آقا من گدا نیستم که پنج درهم که مشکل منو حل نمیکنه من دیه به گردنم آمده دیم رقمش بالاست نمیتونم پرداخت کنم اون آقا بهش گفت ببین من یه چیزی به دیاد میدم اون گوشه یه مسجد رو نگاه کن سه نفر نشستن اینا خاندان کرمن برو پیش اینا دیگه آمدم دیدم امام مشتبه امام حسین و دامادشون عبدالله جعفر شوهر حضرت زینب درهم نشست سلام کردم و گفتم من اومدم کبک بگیرم امام مشتبه علیه السلام فرمودن خوب نیست آدم به کسی روب اندازه میدونید تو اسلام تکدیگری گدائی گدا پروری مزمت شده اسلام تاکیده بر کار و تلاش و اینا داره متعا خب گاهی از اوقات انسان نمیتونه کارش گیره آقا فرمودن لا ان المساله لا تهل مساله یعنی دست دراست کردن چیز ای کسی خواستن خوب نیست الا فی اهدا سلاس مگر سجا سجا دیگه آدم مجبور اشکاری هم نداره باید به یه آدم محترمی مراجعه کنه کمکش کنه اونم پیش هر کسی نه رونن دازه خودشو کچیک نکنه آقا فرمودن سجا اشکال نداره آدم از مردم طلب کمک کنه دمن مفجع یکی دیه حالا اتفاقی نم کارش دیه بود دیگه نم دیه میخواست دو دین مقره غرزی که کشنده است دین مقره دین مقره یعنی دیگه طرف ول نمی کنه آبرو آدم داره میره آدم اگه نده باید بره زندان مثلا سوام فقر مدقه فقری که قابل تحمل نباشه حالا یه وقت انسان مثلا فقرش نیاز به موبایله موبایل نیازه مثلا به ماشینه خب این فقر نیست اما نه واقعا اگه امشب قضا نداشته باشه زن و بچهش گرسنن گو واقع اتفاقا من هر ستاش هستم هم فقر دارم هم دین دارم هم دیه دارم آقا امام حسن پونسد درهم بهش داد خیلی پوله امام امام حسن چارسد و نوت تا یکمی کمتر داد چون امام حسن بزرگتره و امام حسن همیشه امام حسن رو احترام میکن اگر جای امام حسن صحبت میکرد امام حسن حرف نمیزد میفهمون داداش بزرگترم اینم قابل توجه اونایی که تعویل نمیگیرن برادرها بزرگتر و خوهر بزرگتر تازه امام حسن امام حسن خیلی هم اختلاف سننی ندارن اگر جای امام حسن صحبت میکرد امام حسن هرگز حرف نمیزد اگر جای امام حسن راه میرفت امام حسن ازو جلوتر نمیرفت پشت سرش راه میرفت میفهمون دیشون بزرگتر از منه تا این هد ما مشل حسن بین ید یل حسن کسی ندید امام حسن جلو پای امام حسن راه بره وقتی امام حسن شهید شد ده سال این همون سلحنامهی که امام حسن امزا کرده بود با معاویه رو رعایت کرد خیلی هم بهشون گفتن آقا معاویه بجنگید فرمود نه به احترام برادرم من این همین سلحنامه رعایت میکنم خب چارسد و هشتاد درهمم عبدالله جعفر داد این دیگه از اون دیه بالاتر رفت دیهش هزار تا نیاز بود رفت بالاتر اومد پیش همین آقایی که دم مسجد نشسته بود گفت خوب جایی ما رو معرفی کردی یا دست درد نکنه گفت من که بهت گفتم حالا عبارتش اینه گفت هاولا الفتیه فتحه اینه ها جوانمردند اینه ها از شیر علم و از شیر کرامت نوشیدند معلومه دیگه مادر امام حسن امام حسن اون کسیه که نانشو به یتیم و مسکین و اسیر داد خودش به آب افتار کرد لباس عروسیشو داد خب اینا درسه برای ما آقایون من روایت دیدم امام مشتبه پیش входی شجاع کده که ابازهشو ش épisode که امام 가져 است که جروه پوده باگردن صدا دستر ام اظعلی بگو است مهم بازر یه چا مال هذار تکشیل قربانه تجاری مدرم یه قهار ام نکنه بان درسته گاه ششی هست زرب گاه است ننهگی با خواهندیا بازار میکرده او تجارتن او لحوه نفذ زویلی مردم میرفتن خرید میکردن آقا میرفت تو این بازار موقعتی که میومدن طرف میگه من دیدم آقا هی داره چانه میزنه میشه مثلا پنج تا عظیم بدی شیش تعجب کردن اگه با همه اصلا چرا چانه میزنه بعد اومد این طرف بیدم همه رو داد به فقران فرمود من اگر چانه میزنم برای اینکه میخوام بیشتر چیز گیره فقیر بیاد مثل که شما رفتیم مثلا سه تا یخشال برای عروس بخری هیچونه میزنی میگی ببینی بلکه میشه چار تا بده بلکه میشه پنج تا بده برای خودت که نمیزنی نه فقط امام حسن نسبت به فقران اینم قابل توجه عزیزانی که تو فامیلتون تو بستگانتون اولویت با بستگانه دیگه اول ببینید خاله ای امه ای اموی دایی اگر فقیر دارید یه وقت فقیرم که میگم نه الان اون شب مهداج باشه گایی بچهش دانشگاه میخواد بره هزینه میخواد گایی دختر میخواد شوهر بده گایی دو سال دچهش اقبسته هست ایناها به ما چیز یاد میده این داستانو خوب دقت کنید خیلی عجیبه این داستان من اینو برای شما عرض کنم و بعد یه نکتهی میخوام بگم یه عدهی رفتن حج آدمی که حج میره که فقیر نیست که حاجی باید پولدار باشه اصلا حج مال آدمیه که پولداره توانمنده یه عدهی رفتن حج مثل الان که ما میریم حج بر میگردیم میریم مدینه زیارت قبر پیانبر و عیمه اون زمانم رس بود از حج شیعه ها که بر میگشنن میمدن مدینه امامشون رو زیارت میکردن روایتم داریم که تمام حج با زیارت امامه اینا رس بود یه گوشه یه گروهی رفتن حج سرودمند از حج برگشتن و اومدن مدینه و رفتن منزل امام حسن مشتبه عرض ارادت کنن عرض سلام کنن آقا رو زیارت کنن نشستن خدمت آقا و با آقا صحبت کردن وقتی بلند شدن از دربیان بیرون امام به تک تک اینا چار ست درهم پول داد امام حسن میدونید خب هم موقوفات پدرش پیشش بوده حضرت علی باغ زیاد داشت این باغا به ایشون رسیده بود خود حضرت زهرا غیر از فدک فدکو خب گرفتن اما حضرت زهرا هفتا باغ داشت که پیغمبر سال هفتم به ایشون بخشیده بود اینا درامت داشت امام حسن کریم اهل ویته وقتی پول داد دست اینا یعنی مثلا همیانی کسی من عبارتو بخونم اینا رو چردن به امام حسن گفتن یبن رسول الله اینا عقلیه ما پول داریم نیاز نداریم وضع مو خوبه و لیسه به نهاجه ما نیازی به کمک نداریم ولو شما محبت کردید ما هدیه دادید فدای این آقابشم ببینید چی فرمود فرمود لا تردو علیه معروفی هدیه منو رد نکنید من دوست ندارم کسی از تو خونه هم دست خالی بره حالا کار ندارم شما پول دارید یا فقیرید من دوست ندارم کسی از تو خونه هم دست خالی بره فلاو کنتو علا خیر حاز المال کان حازالکم یسیر بذارید این روش من این عادت من ترک نشه تو زیارت جامعه هم میگیدید دیگه میگید عادت و کمول احسان وقتی کسی عادتش احسان شد به غنی هم کمک میکنه این طور نیست که به فقیر کمک کنید و من یه چیز بالاتر به شما بگم از امام حسن با یه حدیث و اون اینه که شما یه وقت میتونی بار از دوشه یکی بردارید آقا یکی اون وقت پیش شما میگه گرفتارم میتونی یه وام برا من بنویسی میگی بله من میتونم میتونی یه قرض من بدین میگی بله میتونم یه وقت میبینی نه این مراجعه کنندهی به شما کارش دست شما نیست اعتبار وام نداری شما قرض نمیتونی بدی شما از میکنم که نمیتونی مشکلشو حل کنی ولی یکیو میشناسی اینو خوب دقت کنید چی میگم یکیو میشناسی که میتونه مشکل اینو حل کنه یه نامه مینویسی میگی بله یا بهش آدرس میدین میگی ببین من شنیدم نماینده فلان شهر پنجا تا اعتبار وام از دولت گرفتیم شنیدم فلان بانک پنجا تا غرزالحسنه قراره بده برو اونجا اسم منو بیار مثلا یه چیزی بشید آقایان حدیث داریم ادال و علال خیر کفائله چسی مردمو به کار خیر راه نمایی کنه مثل خودش اون کارو انجام داده یعنی فرض کنیم میاد میبین آقای شما من یه پسر خوب دارم شما دختر داریم میگی نه ولی من میدونم فلانی دختر خوبی داره برو خواست داریش مثل اینکه شما دختر خودتو بش دادی سوابشو میبری حالا یه نمونه بگم یعنی دوتا نمونه براتون بگم یه بند خدای اومد بشه امام حسن حالا اون روز امام حسن چیزی پیشش نبود پیش میاد یه گاهی برای پیغمبرم پیش اومد برای احلبیتم پیش اومد آقا فرمدن من چیزی پیشم نیست برای یه چیزی بهت یاد میدم خلیفه یعنی حاکم مدینه فرماندار مدینه دخترش از دنیا رفته خیلی به هم ریده ناراهته برو پیشش من یه متن تسلیت به دیاد میدم این متنو بشه بگو دیدی بعضی ها چقدر تسلیت های قشنگ می نویسن تبریک قشنگ می نویسن یه جمله های تأثیرگذاری من حالا اون جمله رو نوشتم اینجا دیگه بگم طول می کشه آقا بهش برمود برو پیشه فرماندار مدینه که داغ دختر دیده این تسلیتو بهش بگو الحمدلله لذی سترها به جلوسه که علا قبره ها حالا معناش چیه بد کاری ندارم باشه یه وقت دیگه ولی متن قشنگیه گفت چشم آقا رفت بشه فرماندارو سلام کرد و دیشون خیلی ناراهته یکی یکی مردم این میان گریه می کنن ناله می کنن ایشون این متن تسلیتو که امام حسن بهش یاد داده بود گفت فرمانداری نگاهی کرد گفت عجب حرفی زدی آروم کردی ما رو خیلی قشنگی این حرف اصلا آبی که رو آتیش بریزید چی بد یاد داده اینو گفت آقا راستش ما رفتیم خدمت امام حسن ما که از این حرفا بلد نیستیم بزنیم ایشون به من یاد داده یک کیسه از اون حالا ست دینار چقدر نمی دونم چقدر بوده کمکش ببین آقا راه نماییش کرد یه وقتی خود امام حسن در حال تواف بود در حال اعتکاف تو مسجد الحرام آقا عزیزان می دونید که اعتکاف یه عمل بزرگیه کسی که معتکفه نمی تونه از مسجد بیاد بیرون یه بند خدای اومد تو مسجد الحرام گفت آقا آقا آقا هم چه کار داری گفت یک کسی پولی از ما می خواد ما هم نداریم بهش بدیم می گه باید بدیم به هیچ وجه محلت نمی دهیم محلت نمی دهیم من قابل توجه کسایی که سابخونن خونه دارن راه بیاید با مستجر من می دونم شما خونت می عرضه می دونم شما خرج داره خونه بلاخره مستجر که بیرون بره معادل همون باید خرج اما بلاخره این بند خدا نمی تونه پنجاملن و دیویس ملیون کنه از کجا بیاره الان بعضی از سابخانه ها سد درست دیویس درست روی اجاره ها گذاشت خدا با شما راه میاد راه بیاید خدا با تون راه میاد رحم کنید خدا به شما رحم میکن خدا در قرآن می فرماید نمیخوای خدا به شما رحم کنه به مردم رحم کن نمیخوای خدا شما رو ببخشه به مردم ببخش قولن میسورا آسون بگیر سخت نگیر خدا از یه جایی دیگه به شما لطف میکنه اینو میگم که سابخانه ها نراحت نشن میدونم حق داری اما اینم مستجره از کجا بیاره هشتو من دهتو من دوازدهتو من یه حقوقی میگیره شما یه مرتبه میگیره میگیره اقا این اجاره باید بشه دو برابر این رحم باید بشه سه برابر نمیتونن واقعا بعضی ها توان ندارن گفت آقا این طلبکار ما رو ول نمی کنه اگه شما بیایی بهش بگی شاید کتاب یاد آقا امام اصلا معتکف بود کفششو برداشتو دنبال این آقا رفت کارش رو انداخت اون آقا قبول کرد آقا امام اصلا تا اینجا اومده من قبول میکنم وقتی برگشت ابن عباس اومد جلو گفت آقا شما معتکف بودی معتکف نمیتونه از مسجد بیرون بره البته من اگه جای ابن عباس بودم این سآل رو نمی کرده برای اینکه امام اصلا خودش حجت خداست بلده میدونه نمیخواد تو سآل کنی ولی خب والا پرسید اشکال نداره پرسشگری اشکال نداره آقا فرمودن یبن عباس من میدونستم معتکفم معتکفم نباید بره بیرون اما از جدم رسول خدا حضرت محمد صلی اللہ علیه و آله شنیدم فرمودن رفع نیاز مردم از یک ماه اعتکاف بلاتر والا من دوست دارم دو رو اعتکاف یک ماه اعتکاف تو بعضی روایات داریم از دو هزار رکعت نماز مستحبی چقدر وقت میگیره دو هزار رکعت لذا اولین نکتهی که من میخواستم خدمت شما عرض کنم همه ی عزیزان کارو گردنه هم نندازیم بگیم به تو داره میگه اون میگه به شما داره میگه نه به همه دارم میگم به خودم هم میگم هر کسی در میزانی که توان داره من همیشه عرض کردم اعمه جماعات مسجد نباید نماز بخونن برن باید مسجد یک ساعت قبل یک ساعت بعد اعمه جمعه نباید بیاد خطیب جمعه نماز بخونه بره من دیدم تو بعضی از شهرها میز خدمت میذارن بعد نماز جمعه آقا یه هفته اعلام میکنن مثلا قوه قضاییه یه هفته بهزیستی یه هفته اداره کار آقا تا سه چاره هم نماز جمعه شو لغدر میشه این بابا با این مدیر کل کار داره اونجا پیداش میکنه نماز جمعه غیر از نماز باید امام جمعه باید مسئولین اون شهر آقا شهردار هر شهری هر شب یه مسجد تو شهر داره چه اشکال داره شما میکنین نمازتو بخونین امشب اعلام کنن این محل شهردار منطقه فلان اومده بعدش هم یک ساعت میشینه به خدا از نماز مستحبی بلاتره از تواف بلاتره از اعتکاف بلاتره روایت اینو میگه یسارعون فلخیرات این زندگی امام حسن مشتبه علیه السلام بود من یه جمله از ایشون بگم وقت منم سه چار دقیقه بیشتر نمونده از امام حسن مشتبه پرسیدن سیاست یعنی چی دین ما دین سیاسیه دیگه اگر کسی بگه دین ما سیاسی نیست دین رو نشناخته پیغمبر حکومت تشکیل داده عمیر علمان حکومت تشکیل داده نامه مالک اشتر نوشته پیغمبر نامه به سران دنیا نوشته سیاست یعنی چی یعنی همین این این روایته سعله شخصون ان رعیهی فی سیاست یه نفر از امام حسن مشتبه فرمود به نظر شما سیاست یعنی چی آقایان مسئولین بیشتر اینو دقیق کنن دولت مرد ها دقیق کنن سیاسیون احزاب گروه ها آقا فرمودن سیاست سه چیزه هر کسی این ستا رو رعایت کردی سیاست مدار به الان نه فرمود هیه ان ترعا حقوق الله و حقوق الاحیاء و حقوق الاموات سیاست مدار کسیه که ستا حق رعایت کن یک حق خدا دو حق زنده ها سه حق حق مرده ها بعد البته من دیگه وقت نیست بخونم شما تو فضای مجازی هم بزنین حدیث میاد که سیاست از نظر امام اصلا مشتبه شیه بعد توضیح دار فرمود حق خدا اینه که واجبات رو انجام بده هیچ مسئولی حق نداره به اسم مسئولیت یا اداره یک مجموعه واجبات مردم رو تحتیل کنه نه نماز روزه حج بله وگر ضرورتی باشه حالا تو حج یه بحث دیگریست ولی یک سیاست مدار کسیه که اهمیت بده به حقوق خدا دروغ نگه خیانت نکنه اختلاس نکنه این اول بعد حقوق زندگان مردم حقوق دارن همسایه حقوق داره شهرون حقوق داره بعد حقوق مرده ها مرده ها مرده ها حقوق دارن حالا من فخصت ندارم بخونم این ستارو براتون امام اصلا میبرمه هست سیاست رعایت ستا حقه حق خدا حق مردم زنده ها و حق اموات به هر حال شهادت ایشون ستا روایت داره آخر سفر بیسو هشت سفر هفتم سفر ولی روایات آخر سفر سندش محکم تره گرچه هفتم سفرم به ازیا مثل شهید مثل کف امی نقل کرده اون چه که مسلمه امام مشتبه تو همین ماه سفر مسموم شده و به شهادت رسیده در چلو هشت سالگی در حالی که بیشتر بچه هاشم سقیر بودن ایشون یه پسر بزرگی داره به نام زید اون بزرگ بوده و اون پسر عمر طولانی هم کرده ست سال تقریبا عمر کرد بیشتر سیدای حسنی هم از نسل همین زیدن از جمعه حضرت عبدالعظیم حسنی که در شهر ریه ایشون از نسل زیده پسر امام حسن ولی بقیه بچه هایشون کچیک بودن عبدالله حسن شیرخاره بوده قاسم ابن حسن سه سالش بوده بعضی از بچه هایشون دختراش سقیر بودن در میان این بچه های کچک ایشون در چلو هشت سالگی به شهادت رسید لا خول ولا قوه الا بالله العلي العزیم اللهم صلی