ترجمه این است که امیر المونین می فرمان ما اگر امیدی به بهشت و ثواب نداشتیم فرض کنیم که اصلا نه بهشتی بود و نه ثوابی بود و نه جنتی و نه خوفی از اقاب داشتیم جهنم هم نبود اصلا یعنی خداوند بهشت نداشت جهنم هم نداشت آیا باز اخلاق جایگاهی داشت در میان انسان ها یا نه؟ امیر المونین می فرماید که بر فرض که بهشت هم نباشه جهنم هم نباشه و ما امید به هیچی که از اینا نداشته باشیم ترس از اون هم نداشته باشیم باز سزاوار از ما به عنوان یک انسان مکارم اخلاق رو متعالیبه کنیم یعنی بریم به دنبال مکارم اخلاق و خودمون رو با مکارم اخلاق زینت بدیم فضیلت ببخشیم چرا علت شمزه ای که بکنن فَاِنَّهَا مِمَّا تَدُلُّ عَلَىٰ سَبِيلِ النَّجَاحِ زیرا که این مکارم اخلاق انسان رو به سربلندی به پیروزی می رساند نجاح نه نجات نجاح با هجیمی در عربی کسی که در امتحان قبول می شه می گن ناجح شد می گن فلان کس ناجح شد در این مکارم اخلاق در امتحان قبول شد نجاح مستر اونه یعنی کسی اگر بخواد در زندگی قبول بشه رفوزه نشه خلاص اگر بخواد رفوزه نشه باید به دنبار مکارم اخلاق باشه مکارم اخلاق مکارم جمع مکرمت یعنی اخلاق فضیلتی چون اخلاق دو جور دیه یه اخلاقی داریم رزائل است یه اخلاقی داریم مکارم است هر باشه اخلاقی اخلاق بد و اخلاق خوب اونایی که بد رزائل است که به معنی پستیست اونایی که خوب مکارم است به معنی بزرگواری کرامت ولی اقدر کرمنا بنی آدم میان کرامت مال انسانه و حقوق بشر رو روی مبنای کرامت انسان دنیا قبول کرده که انسان یه موجودیست با گوسفند فرق میخونه برمون شهید متحریم فرمودن که گوسفند ها بهبه هم بکنن علف هم بکنن ولی هیچگاه نمیان ما خب بریم دانشگاه اگه دانشگاه نبریدش اوقاتش تقریب نمیشه میگه سر آخر خوب مرو بر توی علفزار خوب ببر علف مخوریم اگه علف دادی و جوه بش دادی و آب بش دادی و حضیرائش کردی خوشحال میشه اما انسان یه چیز دیگه است با علف سیر نمیشه علف هم میخواد اما چیز دیگه است اونی که مال انسانه مکرمته یعنی کرامته انسان داره کرامته این کرامت ذاتی است و احتسابی ذاتی شونه که خداوند به آدم استعداد این بزرگی و این فضیلت رو داده استعداد داده که ما میتوانیم خوب بشیم داره فضیلت بشیم استعداد داده که با بدیه ها و رزیلت ها مبارزه کنیم با اونها بجنگیم در خودمون نباشه در جامعه همون نباشه بنابراین امیراللهی پس مسئله اخلاقی امر فطریست میخوان تکیه به این کنن که تغاظای اخلاق درخواست اخلاق به دنبار اخلاق رفتن امرون فطریون چیزی نیست که از خارج بر انسان تحمیل بشه چیزی که از خارج بر انسان تحمیل بشه نمیشه دوام نداره چیزهایی هم هست که از خارج به انسان ها تحمیل میکنن اما مسائل اخلاقی و فضیلتی این طور نیست انسان طرفتار فضیلته شما الان یه آدم شمرم پیدا کنید بگید ای شمر شمر به معنای بد نه شمر به معنای اسم شمر مقادش تحلیل بشه پشت بیده بشه میگه شمر خودتی به یه آدمی که خله بشه بگید خل میگه خل خودتی شما اگه یه آدم خل پیده کردی که قبول داشته بشه خله خل هم میگه من آدم خوبی هستم آدم آقیلی هستم خوب میفهمم پس اینا دریجه برای این که خل بودن خوب نیست آقیل بودن خوب دریجه برای این که آدم خوب بودن خوبه آدم بد بودن بده که بچه کچیکم بشه بگید بد ناراد میشه بچه کچیکم بگید نفهم ناراد میشه این کشش طبیعی انسان هست که به سوی خوبی ها به دانش اندیشه فکر مکرمت بزرگاری و فضیلت میره پس باید رفت به دنبال فضیلت بعد اون وقت امیر المومنین باز یه حدیثی دارن که اینجا من از کتاب قرر و حکم نرد کردم فرمودن این به زوی العقول من الحاجت الى العدب کما یزم اوز زرعو الى المطر یعنی انسان شدیدن نیازمند به تربیت و اصلاح خیش هست یعنی اون استعداد اولی که من عرش کردم که طبیعتا ما داریم اینه اما این استعداد فعلیت نداره که همه چیز روز اول به ما داده شده باشه نظر امیر المومنین میفرماد آدم باید تعدیب بشه عدب بخود تنانکه زمین زمین زراعت شما باید باران بیاد تا این زمین شکوفا بشه دیگه یا آب بشدید یا باید باران بیاد همطوری که باران زمین رو زنده میکنه عدب هم انسان رو زنده میکنه پس از عدب نترسید بیادب تنها نخود را داشت بد بلکه چی میگن آتش بر همه آفاغ زن آدم بیادب آتش میزنه خراب میکنه دنیا پس عدب لازمه این وقت بعد فرمودن در یه حدیث دیگه هر کسی که میخواد دیگران رو تعدیب بکنه یعنی عدب بکنه باید خودش رو اول عدب کنه ذات اینه نایافته از حسدی بخش که این تواند که شود حسدی بخش اگه آدم خودش عدب نداشته بشه دیگرانو نمتونه تعدیب بکنه نظر فرمودن در حدیث دیگری که قبل از تعدیب دیگران باید به تعدیب نفسن نفستون شروع کنید یعنی خودتون این ها مراهل اخلاقی خب اینه بس نکته دومی که در مسئله اخلاق میاد اینه که در بحثای اخلاقی در کتابهای اخلاق و کتابهای روانی روانشناسی و این ها زکی بشه در کتب حقوقی کتابهای حقوق شما در دانشگاهده حقوقه میرید اونجا کمتر بحث اخلاق میشه بحثای حقوق میکنند که آقا پرانچیز حق است پرانچیز ناحق است این کار جایزه اون کار جایز نیست این کار خلاف قانونه اون کار خلاف قانونه بحث از حقوق میکنند حقوق هم تقسیم میشه حقوق جزا حقوق عمومی حقوق حقوق بین الملل قسمت های مختلف داره اون بحث هم میشه در فقه هم بحث حرام و حلال میشه شما در فقه هم بحث بکنید از احکام افعال مکلفین میان موضوع فقه چیه افعال مکلفین افعال مکلفین کارهایی که مردم میکنند در فقه احکامش بحث میشه که آیا واجب هست خلال هست مستحب هست مکروه هست مبا هست میگن موضوع فقه افعال مکلفینه کسانی که بعد تکلیف رسیدن احکام اینها که چی کار بکنن چی کار نکنن از ازره احکام شرعی در فقه بخوده میشه پس موضوع فقه هم میشه افعال مکلفین مسائل فقه میشه احکام احکام که از هم پنشتا جز احکامه پنشتا چیه من گفتم بهشون دوره بگیم موبا خب موبا حکمه مگه موبا یعنی خب حلاله بگیر دو طرفش مساویه اینم چرا حکمه گیر چرا میگید حکمه شما که از علما هستید بگن کنید بگید که چرا به موبا هم میگن حکمه پاسخش اینست که ما به عنوان یک مؤمن مؤمن به خدا مؤمن به شریعت موبا همونم حکمه یعنی دستور شرعیست که میگه آه این حلاله پس حلال بودنم از طرف شرع بیان میشه این حلاله این حرام پس چه بگیم حلاله اونم حکمه خداست چه بگیم مستحب حکمه خداست چه بگیم مستحب حکمه خداست مکروه حکمه خداست چه بگیم حرام حکمه خداست چه بگیم واجب حکمه خداست این همش میشه احکام میشه احکام خمسه پنج تا حکمه داریم که اینها مربوط به کارهای ماست هر کاری که انجام میدهید حکمه داره حتی فوت میکنید به خاکستر امام ساده قدیما که با چوب چیز روشن میکردن فوت میکنید به اون خاکستر اینم حکمه داره گاهی فوت کردنه به خاکستر مکنه حرام بشه به چوب مردم اینجا بذارید زیر دیگه آتیش بکنید بذارید بخاری داشتید بس همینجا فوت بکنید روشنش کنید حرام بشه حتی خاکستر مال دیگریه قدیما خاکستر میبرن کوتش بکردن تو زمین ها بریختن حالا فوت کنید باید کنید پخشش کنید یا فوت کنید بریزه به لباس آقا یه سیگار بکشی چیزایشو بریزی خاکسترشو بریزی به لباس دیگری سیگار بکشی خاکسترشو بریزی رو فرش یا فرش برداریم اون زیر داشتید سیگارتو خاموش کنید جایزی ها نه بالاخره سیگار کشیدنم حرام حلال داره تو زرر داره حتما زررشم هفتا اشتاد درصده ممکنه همه بازی ها سیگار بکشن زررم نبینم کم ببینید سیگار خوب هم زرر برای کلیه داره هم برای قلب داره هم برای ریه داره بسیاری از اینایی که سرطان ریه میگرن سیگار میکشن دود قلیان سیگار مواد مخدر که دیگه واقعی لاست بنابراین اینا زرر داره پس فود کردن به خاکستر حکم داره اینجوری فکر نکنه آدم هرچی که آدم میدن بابا این که مهم نیست که مهم نیست هرچی دارید دستور داره یه انسان مومن اینجوریه دیگه البته فقط مومنم نیست شما در یه کشوری که زندگی میکنید قوانینی هست دیگه الان میگن سیگار در مجامعه عمومی جایز نیست خب یه حکم دیگه حکم عمومی الان محیده است که درونده نمیشه که شما در یه مجمع عمومی بری تو فرودگاه بری توی مسجد حتی قدیما تو مسجدا یکی از چیزایی که برای پذیرایی میابردن در همین ازاداری ها سیگار بود سیگار نمیابردیم که کدنی محلس خونیست روز خونی میکردی باید سیگار باشه قلیون باید باشه ولی واقعا تو مسجد هم سیگار بود تو موسینی ها سیگار بود تو خونه ها روزه میگرفتن ازاداری ها مجالس هرچه عروسی هرچه بود یکی از مسایل پذیرایی هم سیگار بود اینا چیزایی بدی بوده دیگه چون مردم متوجه نبودن این کار بد نکنه خیلی بکنن هر کاری باید کرد بنابراین شما این احکام فقیر هم داریم اونم احکام حقوقیست احکام اخلاقی هم داریم که ما فوق ایناست بر ترست از مسائل حقوقی که از اوقات مسائل اخلاقی هست که در حقوق ذکر نشده به ما مثال در حقوق نیت رو بکنیم که اگه کسی نیت گناه بکنه نیت بکنه که حق به شما رو تحضیح کنه نیت بکنه یه سیده به شما بزنه از در حقوقی آیا این میشه بر تو دادگاه که فلان برداشت تو چرا نیت کردی ما نیت رو فهمیدیم خودش که من قصد همی بودی یه سیده بهت بزنم حالا نزدم بهت حالا ببریم دادگاه بگیم آیا ایشون قصد داشتن به ما یه سیده بزنن مجازادش کنیم ظاهرن نداریم تو باب حقوق اگر کسی یه نیتی کرد بله اگر کاری کرد سوال بکنن که به چه نیتی این کاری کردیم چون گاهی آدم یه کاری میکنه به نیت خیر بعد از آبدر میاد میگن اینجا سو نیت داشته در حقوق این بحث رو میکنند میگن کاری که سو نیت درش بوده این کارم بد میشه چون نیت بد بوده اما نه کاری نکرده تنها نیت نیت گناه آیا این رو در حقوق معاخضه میکنند ظاهرن نیست اما در علم اخلاق این نیت مورد معاخضه قرار میره کسی که نیت بکنه که نیت خوب که نیت بد اگر نیت خوب بکنه حدیث داره نیت المؤمن خیر من عمله نیت خوب کردید بهتر از عمله نیت خوب کردید یه وقت هم نیت بد بکنید بازم قرآن میفرماید که حد بشود که انتوب دو این آیه رو حبس کنید انتوب دو ما فی انفس کم او تخفوه یو حاسب کم به الله اون چیزی که در دلاتون دارید ظاهر کنید یا ظاهرم نکنید خدا حساب میکنه یعنی همون نیت های که کردید اون نیت ها رو هم حساب میکنه اینجور نیست که بگی خدای من یه نیت کرد من که نکردم البته حالا ما در باب نیت بعدها خواهیم صحبت کرد که اگر کسی نیت کار بد کرد و بعد پشیمان شد خودش همون موقع هم توبه کرد حالا این اثر بد اخلاقی نداره چون همون جا خودش توبه کرده اول یه نیتی بکنه که من کار بد بکنم خودش هم پشیمان میشه رها میکنه اما نیتی که پشیمان نمیشه ولی موفق نمیشه من نیت بکنم کار بد بکنم موفق نمیشم بکنم این نیت میفرماد یه حاسب کن به هلا خدا حاسب کنه پس در اخلاق و در به حساب کرامت دینی و فضائل معنوی نیت هم مورد توجه قرار میگید مورد محاسب قرار میگید این چیزیست که تو اخلاق هست تو فقه نیست توی حقوق نیست ولی ممکنه در روانشناسی هم بگن این بده کسی نیت هایی بد بکنه آدم هایی که بد نیت هستند بدبین هستند به مردم در روانشناسی مورد توجهه که یعنی بدبینی خوب نیست آدم بدبین آدم بدیه هم خودشو خراب میکنه هم خانوادهشو خراب میکنه هم دوستانشو هم با همه بده یعنی دلش هر که هر حرفی بزنه تفسیر بد بکنه بدبینی بنابراین مسائلی هست که تو اخلاق هست تو فقه نیست تو حقوق نیست اینا همش هست ولی مسائلی هم هست که هم در فقه بحث میشه هم در حقوق هم در فقه هست هم در حقوق هم ما این بحث میذاریم در فصل بعدی رسال الله علی محمد و علی محمد ای دل قبول من فل عهد بلا شریف گر هم نمای خست دلی بی نقاشه از قرمان مکاره خوبا بری نسی گر برمان مکاره خوبا بری نسی گر برمان ز خلق خوش مصطفى شریف از قرمان مکاره خوبا بری نسی گر برمان ز خلق خوش مصطفى شریف دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده دوستان شنونده برامه مکارم خوبان رو به اتفاق شده