و اگر نگاهی به متون دینی و فقهیمون داشته باشیم برداشت ها و مزامین اخلاقی بسیار بالایی وجود داره که همه اینها رو ترد میکنه و باید به صورت اطلاق و به صورت کاملا جامعه در صورت استطاعت باید از سالمندان عزیزا بزرگوارمون حالا چه مسئله مالی باشه یا غیر مالی باید از اونها حمایت بشه اگر رزه بدید امروز هم برنامه رو و ابتدای بحثمون رو با این دکتر هدایت نیان شروع بکنیم با توجه به این که ما یک بحث استطاعت فرزندان رو مطرح کردیم خب اگر بیاد و این فرزند استطاعت مالی نداشته باشه چه باید بکنیم؟ ممنون از توضیحات شما با اجازه های دکتر استانی فرد روژه به موضوع بحث حسب این که این سالمندی که ما راجبش گفتگون می کنیم والدین باشن یا زوجین این مقدار بحث متفاوت می شه یعنی چگونه؟ فرض بفرمایید ما سالمندی که راجبش صحبت می کنیم زنیست که شوهرش در قید حیاته خب در جرجه اول نفقه زن بر احده شوهره و تههد شوهر به انفاق هم مقیده به استطاعت مالیش نیست اطلاق داره بله ولی اگر نفقه همین زن سالمند رو یا مرد سالمند رو بر احده فرزندان داریم مورد متعالیه قرار می بیم اینجا تأخد به انفاق در رابطه اقاره مشروط به استطاعت منفقه این تو فقه ما آمده در قانونم در ماده 1198 منعکس شده سریحن آمده کسی ملزمه به انفاق است که متمکن از دادن نفقه باشد تمکن هم معنی کرده یعنی بتواند نفقه بدهد بدون این که از این حیث در وضع معیشت خود دوچار مزیغه گردد در ادامه هم گفته برای تشخیص تمکن باید کلیه تأخدات و وضع زندگانی شخصی او در جامعه در نظر گرفته بشه مثلا خود این فرد ممکنه متعهل ایالواره بچه هایی داره اونا رو هم با تأمین کنه خب منوبری ما اینجا با یه فرضی مواجه هستیم که سالمند در درون خانواده نیازهای مالیش تأمین نمیشه فقط اینجا بحث مالیه چون حتی اگر فرزندان فقط تمکن مالی باشن نیازهای آتفی والدینی که میتونن تأمین کنن اونجا دیگه وضعی ندارن اون قطعا قصور یا تقصیره بلکه بلکه در خصوص مسائل اقتصادی خب بخطی نداره تمام تلاش شما انجام میده و نمیتونه با توجه و تعریفی هم که برای نفقه اقاره به ویشه در فرض سالمندی آوردیم که دارو و پرستارو ای بسا خونه هم که براش در نظر میگیرن باید داره امکانات خاصی باشه که بتونه سالمند در اون سن واقعا راحت زندگی کنه ای بسا از توان افراد در شرط عادی خارج باشه این که اولویت با این است که سالمند در درون خانواده در آغوش فرزندان خودش باشه این مسئله ایست که در قوانین ما هم تصریح شده از جمعه در بند هفتم سیاستای کلی جمعیت ابلاغی رهبری معظم انقلاب آمده است که فرهنگسازی برای احترام و تکریم سالمندان و ایجاد شرایط لازم برای تأمین سلامت و نگهداری آنان در خانواده بنده گمان میکنم به جایی که دولت مثلا مراکز سالمندان رو تحسیس کنه که سالمند تو مرکز نگهداری از سالمندان دوران سالمندیش رو بگذارونه اگر همین حزینه با یه سازوکاری در اختیار بچه هاش قرار بگیره بچه هایی که توانمالی ندارن یا کمک بشه که اینا خونه مناسبتری داشته باشن و سالمند رو پدر مادرش رو در آغوش خودش رو نگهدارن این مطمئنن به اون تکریم سالمند نزید تره تا سالمند رو از درون خونه واده شده کنیم بگیم اینا خونه مناسبی ندارن جاشون تنگه درامد کافی ندارن پس ببریمشون رو مرکز سالمندان یه نکتر من عرض بکنم از فرمشات های دکترم استفاده کنیم بعد ادامه میدیم که رای حل عملیاتی ما چیه من گمان میکنم بعضی سالمندان سالمندان عزیزی که راجب رو صحبت میکنیم و قبل نرس کردیم ما هم در آینده بهشون ملحق خواهیم شد از جهتی شبیه کودکانی هستن که فکر کنم جامعه شناسان واجه شبه یتیمی رو براشون بکار برن شبه یتیمی بگی یتیم نیست لنی شبیه یتیمه یعنی چی؟ پدر مادر داره ولی پدر مادر توجه کافی به این بچه ندارن بلای از آتیفی این وضعیتش ظاهرن بدتر از واقعا کودکان یتیمن چرا؟ چون کودکانی که واقعا بی کسو کار هستن دیگران ترخم بیکنن و شاید این ترخم از حد نیاز طبیعی این کودک هم فراتر میره ولی وقتی کودک پدر و مادر دارد و از محبت اونها بی نصیب و بی مهره هست دیگران میگن خبی بچه پدر مادر داره کسو کار داره؟ ما الان سالمندانی داریم که کسو کار دارن و در این حال مرتوجه نیستن این سالمند خودش به خواد بره سراغ مراکز حمایتی اون مناعت طبش گایی به شده نمیده اگر بره میگن که تو کسو کار داری تو آدم چناخته شدهی هستی یعنی اد دو سو مشکل وجود داره یکی از طرف مناعت طب و عزت نفس خوده این سالمنده حرف مردمه یکی هم خود اون مراکزن که ای بسا به این سادگی نپذیرن که این فرد واقعا در معرض نیست اینجا من تشمیلشون کردم به شبه یتیمی ولی اگر واقعا سالمنده باشه هیچ کسو کاری نداره هم حکومت نسبتی به اینا احساس مسئولیت بیشتری خواهد داشت هم مردم نسبتی به اینا به همدلی و مردم ما بدون اینکه غصت بزرگ نمایی داشته باشن نشون دادن که اون قدرت همدلی و حمایت و آتفیشون در توجه به گروه های اجتماعی آسیپذی به ویژه در شراط خاص نیازه به گفتن نداره ولی در این حال ما فراوان داریم به ویژه آدمی که برای خودش واقعا جایگاه اجتماعی داشته و الان تو سن سالمندی به قول معروف از اسب افتاده ولی از اسبش که نیفتاده این کرامتیش ازت نفسش اجازه نمیده واقعا بره مراکز حمایتی دولتی یا بره پیش مردم اینجا واقعا وضعیت خیلی رقطنگیزه و من فکر میکنم ما همه من باید اصحاب گناه بکنیم در مورد این قبیل عزیزان که عمری رو با عزت زندگی کردن من همینجای روایتی رو میخوام بخونم و تحویل بدم اینجاست که ما وارد فاز دیگر بحث میشیم و اون مسئولیت نهاده های اجتماعی گروه های اجتماعی مردم، مؤمنین و حکومت حالا به ویژه حکومت چرا حکومت؟ چون مردم خب زمانت اجرا نداره اونجا بیشتر سبقه اخلاقی داره حتی اون بخشی هم که بوجوب شرعی کفایی داره زمانت اجرای حقوقی نداره فرستونی زکات که واجبه و کسایی که زکات بهشون تعلق گرفته اگه میپرداختن کسایی که خمس مالشونو میپرداختن حسب مورد، سادات فقیر یا زکات بسایرین این بسا گرستنهی نمیمونده ولی خب زمانت اجرا نداره مگه میشه رفت به فردت فشارش قرار داد که تو چرا زکات مالتو نپرداختی فعلا دقیقا شاید بشه ولی فعلا اینطور نیست ولی وقتی تعهد و حکومت میگیم بیتون مال در اختیار اونه منابع در اختیار اونه من این روایت رو بخونم و پرچانگی منو براش مربوط میشه به دوران خلافت ظاهری آقا امیر المومنین علی علیه السلام از رد با گروه از یارانش داره رد میشه از غذا به یک پیر مرد نابینایی بخورد کرده که در حال تکدیه گدائی استلاح هم امام با تعجب پرسید که چرا اینجوریه چرا داره این کارو میکنه اونا گفتن آقا مسیحیه نسانیه حالا دقیقش باید نگاه کنم مجدده گویی اینکه از نظر اونا اگه مسلمان نباشه فکر مان جنبالی بود فرمودید که بحث دیگه ولو کافرن یعنی اینجوریه بحث تکریم دین و مذهب نمیشنسه به اصطلاح از داره حقوقی امنیت جزه حقهای بشریه که همگانی دین و مذهب هم نمیشنسه اینا گفتن آقا مسلمان نیست امام فرمود که خب نسرانی باشه وقتی جوان بود از بازوانش کار کشیدید الان وقتی پیرو نابینا شده رهاش کردید از بیتولمال تأمینش کنید این به وضوح نشونیده حاکمیت نسبت به انقش مسئولیت داره طبیعتا در درجه اول مسئولیت فرهنگ سازی برای این که این در درون خانواده اصری کسو کار شمین بشه و اگر نشد من اشالا توضیحات تکمیلی رو بعد از شنیدن فرموشات آیلویتو خیلی محسوس کنم شنواندگان عزیز خواهم داشت تر بحث خیلی خوبی بود جنبای دکتر احسانی فرد در خدمتون هستن اگر مکتبی هست خواهش میکنم خوب تره بحث رو به دقیقت جنب استاد دایتنیا فرمودند استفاده کردیم حقیقتن خوب به دقیقت فرمودند که علا رقم این که به لحاظ فقهی شهروندان هم در قبال سالمندان مسئولیتی دارند چه شهروندان جالب اینجاست که در عدبیات فقهی ما اتفاقا تصریح میدونیم خوب بخواهش به این که اگر شهروندان آدلی برخواستند برای قیام به نفقی این سالمندان که خوب هیچ اما اگر برنخواستند حتی فساق از جامعه مسلمین هم مسئولند برای اما همونطور که استاد دایتنیا فرمودند ما در این زمین زمانت اجرا نداریم به لحاظ حقوقی البته علا رقم این که وجوب کفایی دارد این قضیه ما به لحاظ حقوقی ما زمانت اجرای خاصی نداریم به همین دلیل نگاه ها امدتن در سوی حکومت و مسئولیت های نازر به حکومت هست ببینید من قبل از این که حالا شروع بکنم میخوام یک آیه و یک روایت بخونم آیه ای که مرحوم فازل مقداد از فقه ها و مفسرین بزرگ ماست در کنزل ارفان به این آیه استناد میکنه برای یک مطلبی که حالا عرض میکنم آیه در سوره نساء هست آیه هفتاد و پنج سوره نساء میگه که آیه داره به حکومت اسلامی میگه میگه که شما چرا برپا و قیام نمی کنید چرا به پا نمی خیزید برای تمشیت کیا کسانی که به استضاف کشیده شدند نیاز به حمایت دارند دوچار زعف مفرطی هستند من المستوعفین من الرجال و نساء و الولدان من المستوعفین من الرجال و نساء و الولدان یا کودکند یا مردان زعیفی هستند یا زنان زعیف فازل مقداد که از فقه های بزرگ ماست توی کنزل ارفان که کتاب آیات الاحکام که کتاب آیات الاحکام هست زیل این آیه این برداشت رو می کنه می گه این آیه تنبه هست و خوشدار هست به حکومت اسلامی که حکومت اسلامی تو مسئول تمشیت امور مردان و زنان و کودکانی هستی که زعیفند و نیاز به حمایت دارند قرآن داره به تو می گه که به پا خیزی برای تمشیت امور آنان و یک روایت رو هم عرض بکنم این روایت البته در احد نامه مالک اشتر هست احد نامه معروف مالک اشتر که امیر المؤمنین هین اعظام مالک به سرزمین مصر برای حکومت داری توصیه هایی رو به او کرد این عبارت در این توصیه های امیر المؤمنین به مالک هست می گه که و تعهد احلالیوتم و ذویرقت فسن می گه مالک خیلی مراقب باش نسبت به دو گروه گروه اول احلالیوتمند کسانی که یتیمند گروه دوم ذویرقت فسن کسانی که سنشون بالا رفته سالمندند امیر المؤمنین به مالک می گه نسبت به این دور گروه خیلی مراقب باش یتیمان و سالمندان بعد می فرماد که این عبارات خیلی عبارات لطیفیه من بارها این عبارات رو خوندم ولی هر بار که می خونم باز احساساتی می شم بعد در ادامه می فرمان میگه این دو گروه کسانی هم که هیچ چارهی برای زندگی ندارند راهی برای زندگی ندارند جز حمایت توی حاکم اگر حمایت توی حاکم نباشه اینا دیگه زندگیشون مؤلق می مونه بعد عبارت این هست و لاینصالیه قبل المسألة نفسه میگه از بین این سال خورده ها یک عبارتی رو حضرت استاد هدای از نیا توی این جلسه حالا یا جلسه قبل بود فرمودند راجع به این که هیچ والدین سالمندی تا به حال از فرزندان خودش اقامه دعوان نکرده برای اخذ نفقه امیر المومنین اینجا به مالک این رو میگه میگه مالک توی بین این پیر مردا و پیره زن ها یه عده پیر مرد و پیره زن هست اینقدر اینا محجوب به هیان اینقدر اینا عفیف هست که اینا دست نیاز به هیچ کس دراز نمی کنند از همه بیشتر هوای اینا رو داشته باش میفرموند که و لاینصالیه مسألة نفسه از هیچ کس سؤال نمی کنند سؤال نمی کنند یه درخواست نمی کنند اینا رو خیلی مراقبشون باش ببینید یک بار هست که امیر المؤمنین داره به مالک اشتر یا داره به کمیل ابن زیاد میگه که آقا هوای این پیره مردا و پیره زن ها رو داشته باشید خب ما میگیم که اینجا توصیه توصیه شخصی بوده وزیفه ای رو برای خاکم بار نکرده اما یک بار هست که امیر المؤمنین تو احنامه مالک اشتر که سند زمامداری مالک اشتره که سند به مالک اشتر حکومتداری مالکه سند حکومتداری اسلامیه اونجا به مالک میگه مالک هوای این پیره مردا و پیره زن ها رو داشته باش اینا اگه تو نباشی اینجا مراد شخص مالک نیست اینجا داره به مالک میگه مالک تو به حسب این که خاکم این حکومت هستی یعنی داره تعیین وزیفه میکنه امیر المؤمنین برای حکومت اسلامی تو از این باب که خاکم هستی خیلی مراقب اینا باشد حمایت تنیات اینا بیچاره میشن خصوصا خیلی از اینها همونطور که استاد هدایت نیا فرمودند چنان محجوبند که چنان افیفند که شرم دارند از این که نیاز خودشون رو استاد هدایت نیا فرمودند اینا چند دهه با آبرو زندگی کردند الان این چیزیست که امیر المؤمنین در ادامه این حرف میزنند میگه برخی ها برخی از این پیر مرده و پیر زن ها اصلا جرعت و حیا دارن نسبت به سؤال و خواهش و استدعا از دیگران به اونها بیشتر رسیدگی کن ببینید این این مطلبی که امیر المؤمنین اینجا فرمودند و اون آیه ای که قبلش ارز کردم که مرحوم فازل مقداد در کنزل ارفان از اون آیه این طور گفته که وظیفه حکومت اسلامیست که به مستضعفین از رجال و نسا و ولدان یعنی کسانی که دارای زعف هستن این ها مبانی شرعی و فقهی ماست برای این که بابی رو باز بکنیم برای این که وظایف حاکم و حکومت اسلامی رو در قبال سالمندان نشان بدیم حالا این که مقتنی بر چه مودلهایی و چه حمایتهایی حاکم و حکومت اسلامی میتونه انجام بده به صورت ریز و جزئی در پستا تست شما برنکنه خیلی مستشکرم ممنونم تازیاتی بسیار خوبی بود لحظاتی رو فرصت میگیریم از اتاق فرمان و برمیگردیم با شما عزیزان شنونده هستیم فقه تیوری واقعی اداره انسان از گهواره تا گور هست ولی فقیه در همه سور ولایت دارد فقه در عرصه حقوق اقتصاد سیاست فرهنگ و اجتماع در برنامه فقه پوگا صدای من رو همچنان از رادیو معارک میشنم با برنامه فقه پوگا همچنان با شما عزیزان هستیم داریم بررسی میکنیم چالش های سالمندی در فقه و حقوق کشور عزیزمون ایران رو قصد گفته گو میکنم با مهمانان محترمی که آزاد در استدیو هستن جنابایی دکتر هدایت نیا و جنابایی دکتر احسانی فر مهمانان عزیز این برنامه هستن ما در قسمت قبل بررسی کردیم صحبت کردیم که اگر فرزندان تمنکان مالی نداشته باشن چه باید بکنیم و از اینجا وارد مباحثی شدیم که جایگاه جامعه مؤمنین و یا حاکمیت و دولت چی هست گفتیم که محتون فقهی و دینی ما پیرامون حمایت حاکمیت از زعفا و سالمندان رو بحث و بررسی کرد محتون زیادی داریم مباحث بسیار فراوانی داریم آیاتی داریم روایاتی داریم که حاکمیت رو مبزف میدونه بر حمایت از سالمندان میتونیم از اینجا بگیم که مبانی شرعی و فقهی داریم برای افتتاح بابی برای حمایت حاکمیت از سالمندان اجازه به فهمده هایی دکتر هدایت نیام عرض کنم خدمتون که پالا که این مباحث رو مطرح کردیم و گفتیم که فرزندان نمیتونن ترکان مالی ندارن استطاعت ندارن از والدین خودشون حمایت بکنن بس حاکمیت رو مطرح کریم راهل های اجرایی و عملیاتی چی هست چه باید کرد؟ تشکر میکنم هدای دکتر با عباراتی که از فرمان حکومتی امام علی اهلی سلام به مال کشتر قرارت کردن که انصافا در جای خودش بسیار قابل توجه خوشبختان ما در نظام حقوقی خودمون قانون اصاسی اصدی رو نه خصوص سالمندان بلکه به طور کلی به گروه هایی که نیازمنده توجه هستن اصل تأمین اجتماعی اصل 29 قانون اصاسی ما تکلیف حاکمیت رو مشخص کرده نقطه جالب همین است که این ویژه اصلا حکومت اسلامی نیست همه جای دنیا این حق حیات جز حقوق بنیادین ولت حق حیات نه با تعریف حد اقلی یعنی حق زنده بودن والا نفس میکشی دیگه زنده هست نه حق حیات به معنی حق حیات شایسته زندگی کریمانه با ازت نفس شاید به تعبیری همون تعبیر قرآنیه حیات طیبه با تفسیری که البته راجبش وجود داره این اصل 29 قانون اصاسی اینطور تصریم میکنه برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی بیکاری پیری از کار افتادگی بیسرپرستی در راه مندگی حوادث و سوانه نیاز به خدمات بهداشتی درمانی و مراقبتهای پزشگی به صورت بیمه و غیره حقیست همگانی دولت موظف است طبق قوانین از محل درامتهای عمومی و درامتهای حاصل از مشارکت مردم خدمات به حمایتهای مالی فقر رو برای یکی افراد کشور البته با همین گروه هایی که اسم برده تأمین کنند اینجا دیگه غیر مسلمان و غیر مسلمان هم نداره هر کسی که ایرانیه مستقه دریافت این خدمات هست بنابراین در کنار اون گزاره های شرعی نصوصی دینی که به بعضی از اونا اشاره شده مثل روایتی من درست کردم آقا میرال مومنین اون سالمندی که بدل نیازمندی دستشو به سوی دیگران درست کرده دستور داده از بیتولمال تأمینش کنند یا فرمایشی که های دکتور داشتند راجعه بخش فرازهای از احتنامه این سریعا میگه دولت موظف است خوشبختانه در کشور عزیز ما ما قوانینی که در بحث لزوم توجه به سالمندان داریم مثل بسیار از بخشهای دیگه قدری متورمه یعنی میشه ببینید دوچار تورمه قانونی هستیم جدای از این سند ملی سالمندان که بنده اشاره کردم بندهای سیاست های کلی جمعیت قانون تشکیل شورای ملی سالمندان سال هشتاد و سه که آینامه اجرایش هم مصبوب شده و سند راه بردی به برنامه عملیاتی تحقق محیط دوستار سالمند محیط دوستار سالمند که برای این بوده اجتماعی قضیه ما به لحاظ قانونی ظاهرن مشکل نداریم حالا هست توی قانون برنامه ششون که گذشته برنامه هفته حسب مورد و نهادهای دولتی حمایتی که در ایران داریم مثل بهسیستی و ارز کنم کومیت امداد و سایر مراجع یه نوکتره من ارز بکنم چه در بخش مکلفین اجتماعی چه در بخش موظفین دولتی این درسته که در بخش موظفین اجتماعی یا اقدامی که مؤمنین باید تعمیه سالمندان داشته باشن به لحاظ حقوق زعف زمانتش را داریم یعنی حتی دقیقا دو تا مسئله مهم اونجا وجود داره یکی بوده تکلیفی قضیه هست که اگر اینا اینا که میگیم ما دیگه جزه همین جامعه هستیم قصور داشته باشیم تخصیر داشته باشیم عقوبت اخراوی داره چون مقتی واجب شد حسب مورد ولو وجوب کفایی و دیگری بحث زمان هم هست درست های دکتوریان هم ایک کسی واقعا مسئول هست مکلف هست که از مال خود تحت شرایطی نیازمندان جامعه رو تعمیم بکنه و این کار رو نکنه خب مسئولیت شهری برودش هست در بخش دولتی مسئله ترک فعله من یک نکتهی رو میخوایم اینجا ارس کنم به نظر میرسه که عدبیات حقوقی ما اونجایی که وضایف نهادهای دولتی رو برمی شماره یه مقدار از اون اختزاعت قاعده حقوقی فاصله میگیره خب ما قاعده حقوقی رو تعریف میکنیم قاعده ایست که الزام آورد دارای زمانت اجرا حالا مثلا من شهروند اگر وظیفه برودن بوده و کتایی داشتم بلا فاصله تبعات قانون شکنی دامن منو خواهد گرفت یعنی زمانت اجرا اونجا تو خود قانون گایی با غلزت و شدت بیان شده ولی اون دست از قوانینی که وضایف دستگاه دولتی رو نهادها رو مدیران رو بیان میکنه گاهی نمیگه که حالا اگه مدیری وظیفهش رو اجرا نکرده حالا سمم آزاد با قولمه حالا چی بشه تو سالهای اخیر یه مقدار استلاح ترک فعل وارد عدویات وقی ما شده بود تبعاتشو مینویسن بعضی از قوانین که سالهای اخیر تصریب شده یا بعضی لوایه که در شروع تصریبه فصل پایانی به قوائل کیفری میپردازن اونجایی که مربوط دستگاه دولتی ها تو بخش قوانین کیفری اونجا میگن دستگاه هایی که ترک فعل مکالب بکنن در خصوص الزاماتی که دو قانون مربوطه هست چه اتفاق میفته خب مدیری که واقعا موظف شده بر اساس قوانین به ویژه اون گروه هایی که فرمودن نمیرن سراغ دستگاه های حکومتی یا مردم دستشونو دراست کنن من فکر می کنم این برازنده یک مسئولی باشه که تو دفترش بشینه و منتظر بمونه حالا یکی این یاز داره خب خودش میاد دیگه من یکی از عزیزانی که بر اساس مسئولیت اجتماعی از سنخ همون مؤمنینی که ارز کردیم خودشون دردق مندن رفته بود منزل یک مادر سالمندی که دوتا فرزند معلول داشت تو این سنده ملی سالمندان گفتیم اینو چون گروه های آسی پذیرن یعنی زنان سرپرست خانواد این بزرگوار اتفاقا با گوشی موبایلش اکس گرفته و من نشون داده گفتیم این زن داره این طوری زندگی می کنه دوتا فرزند بزرگ سال معلول داره اصلا نمیتونه بره کار کنه من کنشکاف شدم این آدم خب چجوری این را تعمیم می کنه حقیقتا بعض چیزها رو نمیشه از این تریمون گفت به گمانم همه ما تو زندگیمون اینا را دیدیم حسب مورد خودمون دیدیم یا به ما گزارش شده من گمان می کنم قوانین ما قدری شفافتر باز امانت اجراهای بازدارنده که اگه مسئولی در هر جایگاهی که وجود داره وظیفه داره اینا رو اداره کنه تو شناسایی اینا و تأمین اینا باید اقدام مختصی انجام بده و اگر کتایی کرده این باید طبعاتش براش تو قانون مشخص شد همدلو البته خیلی واسه غیر از این که الازامات و وقیه وجدان کاری خودشون هم هست ما این دست مدیران هم دیدیم انصافا که حتی اعتبارات مالی لازم خودش نداره مدیر اومده از مردم کمک خواسته و مردم هم دریغ نکردن ولی به نظر ما نمیشه منتظر بمانیم که حالا مؤمنین ارز کردم و حالا اومدیم و این اتفاق نیفتاده این مسئولیتیست که بروده همه ما قرار گرفته من البته ارائزی دیگری هم دارم در خصوص نهادهای همایتی دیگری که اگر فرصتی به امداده شد تو این برنامه برنامه دیگه ارز خواهم کرد ولی الان چون موضوع بحث در مورد وظایف حاکمیته من این نکتر به همین جلیل دلیل ارز کردم که به نظرم این خلع رو ما در قوانین من داریم یه نکترم ارز کنم در قوانین قبل از انقلاب در قوانین قبل از انقلاب از صندوق خانواده اسم برده شده که این هیچ وقت شکل نگرفته فرصتشو توضیح میدم که این صندوق قرار بود چه وضایف رو بر احده بگیره و چرا تشکیل نشده ولی فیلن فکر میکنم خیلی محسنی کنم و ممنونم خوشم ممنونم جنمایی دکتر هدایت نیا جنمایی دکتر استانیفر با توجه به فرماشات دایی دکتر هدایت نیا و ذکر موارد قانونی که اشون فرمودن اصلا هایی کفایت می کنه این حد و حدودی رو که برای حاکمیت مشخص شده برای سالمندان چون ما با توجه به وضعیت جامعه بایستی کاملا عملیاتی صحبت بکنیم وضعیت اقتصادی جامعه رو ببینیم با توجه به که فرزندانی هم وجود دارن که تنقل مالی ندارن آیا کفاف زندگیشون رو می کنه یا خیلی خب من اولا از توضیحات دقیق جناب استاد هدایت نیا تشکر کنم منباب تکمیلی بر فرماشات ایشون عرض می کنم ببینید حکومت ها در اصر ما وضعیف متعدد و زیادی دارند وضعیف حکومت ها در این اصر نسبت به وضعیف حکومت ها در اصار قبلی خیلی بیشتر شده منطقه نکتهی که هست این هست که بایستی در این وضعیف اولویت بندی کرد مراتب رو در نظر گرفت اهم و مهم کرد ببینید این نگاه امیر المؤمنین رو ببینید چیه میگه که همه گروه ها و اقشار رو نگاه کن اما این یتیمان و این پیران اینا یک جور دیگری نیاز به همانیت تو دارند این مسئله مسئله این نیست که ما بگیم که حالا شما نفقش رو پرداخت نکردی خب اون نفقش پرداخت نشه این طور نیست که توان برای کار کردن داشته باشه یک پیر مرد و پیر زن توی اون سن دیگه توان برای کار کردن نداره نفقش پرداخت شد شد حاکمیت حمایت کرد کرد نکرد با توجه به عجز از کار کردنی که او بهش مبتلا شده همون چیزی که امیرال مومنین فرمود او دیگه من لا حیلتله اون دیگه هیچ چاره بی برای زندگی کردن نداره من اگر اجازه بدید یکی دوتا قرینه عرض بکنم برای این که این قضیه نفقی اقارب خیلی مهمتر از سایر وظایف حکومت هاست یک جایی این بحث هست توی فقه که اگر که مثلا اولاد اموالی داشته باشند و این اموالشون هم در دسترس باشه و در این حال نفقی و عباوین خودشون رو پرداخت نمی کنند یک حرفی زده شهید شهید سانی در مساله که یک حرفی زده میگه که اگر که