ایران ایران ایران ایران پار سایان بر درگه تو بهریست از آب چشم او شام خلق جهان از آن رو در رب گذر ندار حجت الاسلام وحیدی در رب گذر ندار بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی اللہ علیه و سلامه محمد و آله تاهرین سلام علیکم و رحمت الله دوستان عزیز همراه در برنامه پار سایان خدا به هممون توفیق بده آمل به دستورات حضرات معصومین علیهم سلامت الله باشیم و زندگی همون رو نورانی کنیم به نور اون حضرات و مثل اونها زندگی کنیم یکی از دستوراتی که به ما دادن اینه که دلبسته به دنیا نشیم برای این که دنیا خصوصیتی داره که آدم ازش سیر نمیشه اگر دلبسته دنیاه که دنیا شدی تا انتها تو رو میبله روایت قدسیس از خدای متعال قول الله تعالی یبن آدم یعطا کل یوم به رزق که و انت تحزن و ینقص کل یوم من عمرک و انت تفرح انت فی ما یکفیک و تطلب ما یتغیک لا به قلیل تقنع ولا من کثیر تشبه ای پسر آدم هر روز روزی تو میاد روزی تو داده میشه و تو قمگینی هر روز از عمر تو کسته میشه یک روز که بر ما میگذره ما به مرگمون نزدیک میشیم و تو شادمانی آنچرا که تو رو کفایت میکنه داری و اما آنچرا که تو رو به طغیان میکشاند و به سرکشی میکشاند طلب میکنی نه به کم قانع میشوی و نه با بسیار سیر این خیلی سخته انسان باید مراقب نفس خودش باشه دلبسته به درسته باشه دنیا نشه همین وسائل روزمره نکنه انسان رو به خودش ببره مولامون امیر المؤمنین علیه السلام در روایتی از وجود نازنینشون نقش شده حضرت فرمودن چنان کسی ما باش که بدون عمل به آخرت امیدوار است در دنیا چون پارسایان سخن میگوید اما به مانند دنیا خواهان عمل میکند اگر از دنیا چیزی به او داده شود سیر نمیگردد و اگر داده نشود قانع نیست چه جمله زیبایی ما بدون عمل امید آخرت داشته باشیم بدون عبادت و بدون بندگی خدا و بدون دلبستن از دنیا امید آخرت داشته باشیم حضرت میفرماد مثل کسی نباش که وقتی که حرف میزنه مثل پارسایان حرف میزنه مثل کسانی حرف میزنه که از دنیا دورند اما وقتی دنیا به او رو میکنه آنچنان میگیره این دنیا رو که هرگه سیر نمیشه پناه بر خدا میبریم خدا هممون رو جز نیکار روزگار قرار بده و جز کسانی که از دنیا دل میکنند قرار بده انشاءالله را باید سد و حسین اون خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله بهجت رحمت الله علیه در زندگیشون بسیار ساده زیست بودند مراقبت میکردند که اموال زیاد در زندگیشون وارد نشه به همون مقدار ضرورت میگن خب خانه های متعددی ایشون اجاره کرده بودند برخی از خانه ها مثلا اتاق بزرگی داشت برخی از خانه ها مثلا اتاق بزرگی داشت که نصف اتاق خانه مثلا خالی میموند چیزی نداشتیم که پهن بکنیم نصف اتاق رو فرش پهن کرده بودیم ولی نصف اتاق خالی موند اصلا این مکته براشون مهم نبود حالا در اون زمان هم خیلی موزائیک و سرامیک و اینها رسب نبوده کف اتاق ها رو گچ و خاک میکردند ولی بازم براشون مهم نبوده همون مقداری که فرش داریم پهن میکردیم بقیه اش رو چیزی به حساب نمیوردیم میگفتن که نه لازم نیست دیوخت یکی از علمای تهران به خانه منحوم آمده الله بحجت رحمت الله آمده بود و دیده بود که ایشون برای پرده منظرشون از دوتا میخ استفاده کردن چوب پرده نذاشتن برای پرده شون یک میخ این طرف یک میخ اون طرف این پارچه ها رو دو سر پارچه رو به این میخ ها آویزان کرده بودن او اعتراض کرده بود که شما میتونید با هزار ریال حالا اون زمان یعنی ست تومن با ست تومن چوب پرده تیه بکنید برای چی این کار رو نمی کنید ایشون فرموده بودن وقتی با میخ میشه پرده رو ما آویزان بکنیم چوب پرده لازم نیست اصرافه ضرورت نداره اگر ضرورت بود این کار رو انجام میدادیم که از آزاده های ایشون نقل میکردن میگفتن ما اگر کتابی رو میخواستیم خودشون داشتن میفرمودن بردارید استفاده بکنید ولی اگر خودشون نداشتند میگفتن از کتاب خانه استفاده بکنید ضرورت نداره کتاب بخرید که از آزاده های ایشون میگه دلمون میخواست که درس شهید متحری که کتاب شفا رو تدریس میکرد شرکت بکنیم خب درس ایشون تهران بود نما پول رفتنه به تهران رو داشتیم نپول خرید کتاب رو داشتیم نپول خرید یه زبط صوتی که بتونیم اون نوار زبط شده یه درس رو بگیریم و گوش کنیم یه روزی یکی از طلبه ها اومد گفت من دوتا جلد کتاب شفا دارم و دیویست همان میفروشن قرار شد که من و برادرم بریم یک پولی رو قرز کنیم و این کتاب رو بگیریم همون شهریه یه ماهانهی که به عنوان کمک حزینه تحصیلی طلبه ها به ما میدونن ماهی سی تومن بود این رو هم بگذاریم مثلا و پول رو بدیم خب شخص واسطه گفتیم که آقا ما میخریم دیویست تومن برگشت گفت نه میگه چهار ست تومن گفتیم باشه ما پول های دیگری هم که گذاشتیم برای مثلا نظافت برای اصلاح برای حمام اونها رو هم میگذاریم کنار پول غرض میگیریم این کتاب رو به چهار ست تومن میخریم دو مرتبه اون شخص آمد و گفت که نه صاحب کتاب کتاب رو به هزار و دیویست تومن فروخته و دیگر هیچی میگه ما به شدت در مشقت بودیم ولی پدر ما میفرمود نه ضرورتی نداره این کتاب تحییل بشه شما میتونید از کتاب خانه استفاده بکنید برم می کند که وقتی که برای منزل میخواستن برنج تحییل بکنند برم مایت الله بهشت رحمت الله میفرمودن که اگر که برنجی که حالا از شمال آمده تمام شده خواستید برنج بخرید نیم دانه بخرید لازم نیست برنج اعلا بخرید البته چون مادر ما از شمال میهمان داشت میفرمودن برای مهمانهای مادر برنج خوب تحییل بکنید ولی برای زندگی خودمون خرج خودمون خوراک خودمون همون برنج نیم دانه رو کفایت میکنه همون رو استفاده میکنیم جالب هست که در احوالات ایشون نقل میکند که یه وقتی برای ایشون مهمان آمده بوده خب وارد خانه میشن به خانواده شون میفرموند که شام چیزی داریم مهمان داریم میگن مقداری شیر داریم بنابودی که شما امشب نون و شیر مل کنید ایشون فرمودن هیچ اشکال نداره همون شیرها رو با مقداری برنج نیم دانه که داریم قاطی بکنید شیر برنج بشه حالا امشب به مهمان بدیم به همین سادگی این شیر برنج رو در مقابل مهمان گذاشتن و خودشون رو به تکلف نینداختن مراقبت میکردن که یه وقتی دنیا ایشون رو نفری به حال و روزشون رو عوض نکنه خدا به همه اون توفیق بده اهل دوری از دنیا و دل نبستن به دنیا باشیم و این زرق و برق دنیا ما رو نفری به انشاء کمش نوز بدبوی و انگه مخه تلفون همراه شما رادیو شما پخش زنده ی رادیو معارف با کیفیت بالا دسترسی به اطلاعات و بایگانی برنامه ها قابلیت زخیره ی صدا نمایش جدول پخش برنامه ها برای درگفت برنامه کار بردی ایران صدا به ویبگاه ایران صدا نقطه آی آر یا تار نکنه همه ی رادیو معارف مراجع فرمایید راه نمائی و نشوندادن راه و یکی مرحله رهبری یعنی ره رو را با خود در پراه مستقیم بردن پراه مستقیم میخاند تا مشق کنی بندگی را مشق راه بسم الله الرحمن الرحیم و بهین استعین خدمت همیشه شما شرمندهونیم برای ازیز هموطنان نازنین و سربلند و سرفراز سلام عرض میکنم آرزوی سلامتی دارم برای همتون و خیلی متشکرم که امروز هم بنا دارید مثل هر دو شنبه و سه شنبه دیگه به مدت 25 دقیقه برنامه خودتون مشق راه رو بشنوید امیدواریم که مطالب جناب استاد فقیهی مهمان و کارشناس بزرگوار برنامه مون مثل همیشه مورد توجه شما بزرگواران قرار بگیره با این امید آماده میشیم برای استفاده کردن از نکته هایشون به برکت سلبات بر پیانبر نور و رحمت حضرت محمد مصطفى و خاندان گرانقدره ایشون محمد و عجل فرجهم اللهم سل علام محمد و آل محمد و عجل فرجهم بله همونطور که عرض کردم مهمان و کارشناس بزرگواری مثل همیشه قبول زحمد کردن و در استودیو حاضر شدند و ما آماده ایم که از نکته های عرضشمندشون استفاده بکنیم جناب استاد فقیهی از به محترم حیات علمی محسسی آموزشی و پجروهشی امام خمینی رحمت الله علیه و استاد اخلاق جناب استاد خدمت شما سلام ارز میکنم روزتون به خیلی خوش آمدید سلامون علیکم بنده هم خدمت شما جناب آقای حسینی همکاران و شنبندگان محترم عرض سلام دارم سلامت باشین انشاءالله خیلی متشکرم بابات قبول زحمد و شما شنبنده های عزیز هم لطفاً مثل همیشه گرم و سمیمی کنارمون باشید هم توی بحث همون مشارکت بکنید و هم اگه سؤال یا نکته درباری اخلاق توحید دارید بگید و ما رو هم مورد لطف خودتون به این طریق قرار بدید سی سد و بیست و نه ده پانسد و پنجه و یک و سی سد و بیست و نه ده پانسد و پنجه و دو با پیش شماره سفر بیست و پنج شماره های تلفون ماست و سی هزار پانسد و پنجه و سه هم شماره سامانه پیامکیمون که لطفاً ابتدای تلفون و یا پیامکتون حتماً اسم برنامه مشق راه رو قید بفرمایید خب جان بستاد فقیه عزیز ما همچنان آماده ایم و مشتاق که مثل هر برنامه نکته های آغازین شما رو با مهوریت اخلاق توحیدی بشنویم بفرمایید خواهش میکنم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلوات الله علیه سیدنا و نبینا و بالقاسم محمد و علیه طیبین و تیبین و ساهرین لا سیما غلا بقیت الله فی ارزه ارز شد که در اخلاق توحیدی هدف انس با خدا معرفت خداونده و یکی از بیخترین راهاشم دعاست اونطور در دعا کردن باید آدم خدا رو ببیند تا حال دعا داشته باشد دیدیم خدا من گاهی دعا میخونیم چرط میزنیم بی حالیم با کسالت گاهیم به قول خدا من حال دعا پیدا میکنیم خدا من حال خوشی پیدا میکنم خب حال خوشی پیدا میکند یعنی چه؟ یعنی گویا خدا رو میبیند نه با چشم سر با تمام وجود یه حالی درش ایجاد شده که خدا رو احساس میکنه اون ارتباط برقرار شده برقرار میشه اون همون رؤیته این همون دیدنه خب ارشد که برای دیدن خدا که آدم حال دعایی بهتری داشته باشد راه اولینه که آدم این رو توجه داشته باشد که خدا که من رو میبینند همه جا حاضر است این یکی دومی که آدم هر جا که هست هر چه که میبینند به دید ملک نگاه بکند که اینا مالک دارند مالکشونم خدا است راه سوال دومی که با قرآن بیان میکند این آیه تو سوره یه بغرست فرمود این فی خلق سماوات و الارض و اختلاف لیل و نهار میگرد وقتی به این آلم نگاه میکنید این طوری نگاه بکنید که این فی خلق سماوات و الارض اینا مخلوقند اینا خالق دارند به خلقتشون نگاه بکنید همتون نگاه نکنید به آسمان و زمین با آسمان و زمین آدم نگاه میکنه هیچی هم متوجه نمیشه اما قرآن فرمود وقتی این طوری نگاه بکنید که این نفی خلق سماوات و الارض و اختلاف لیل و نهار شب میشه روز میشه گاهیدم خیال میکنه این یه جرائیان طبیعیه دیگه زمین به دور خودش میچرخه به دور خرشید میچرخه این طبیعه فرمود نگاه نفی خلق سماوات و الارض و اختلاف لیل و نهار این همه مخلوق خدا و الفلکلتی تجریف البحر دریا که رو کشتی دارد میرد خداوند سوال میکند این یه روش خوبیه که روش خیلی عالیه که قرآن در پیش گرفته قرآن سوال میکند میگه جواب بدید به مردم میگد که ام خلق من غیر شیعین آیا شما همه این عالم بدون خالق به وجود مدن ام همال خالقون یا خودشون خودشون رو خلق کردن خب این دوتا خیلی جوابش بدیهیه کنی آدم نه بدون خالق به وجود مده نه خودش خالق خودشه سوامش رو دیگه قرآن جواب نمیدن دیگه خودتون فکر کنید اگه بدون خالق نیستید اگه خودتونم خالق نیستید پس خالقی دارید پس نگاه کنید اگه میخوایید خدا رو ببینید یه راهش اینه به همه این عالم و به خودشم بودم که نگاه میکنه بدیده این نگاه میکنه که من مخلوق خدا خالق آسمان ها و زمینه من رو خلقم کردن خب اگه من مخلوقم خالقم کنید اگه این آسمان و زمین مخلوقن یعنی خالقشون کنید یه وقت این ماشین رو من نگاه میکنم همطور به دیده این که یه ماشینه یه وقت نه میگم این ماشین مثلا از کارخونه ایران خود روه یا از کارخونه سایپاس یا از کارخونه یعنی به سازنده او توجه میکنم اگه کسی بخواد خدا رو ببیند و بعد برد مقام دعا کردن اون سبا خدا داشته باشد این طوری باید نگاه بکند که من زبان من دعا کردن من و همه این آلم مخلوق خداست اگه مخلوق خداست خالقشو میبینم کم کنم مطابق یه بار نه به این که من حالا یه مطلبی رو میگم یا شما میشنوید یا یه بار آدم یه جا میخوند به این حاصل نمیدید این آدم باید مقابل چشم خودش قرار بدد این آینه را این آینه مقابل من هست من تا این آینه را گرد و قبار روشو گرفت اگه هی تمرین رو تکرار کنم کم کم گرد و قبار از این آینه برطرف میشه یه ذره یه ذره هرچی گرد و قبار برطرف میشه وقت خودش رو میبینم این کار رو باید آگاهانه انجام بدیم ممکنه بعضی وقت ما یک بار توجه بکنیم اما به مرور همین قبار هایی که میفرمایید روی آینه درمون بنشین و توجه نکنیم خودم باید تلنگر بزنیم به خودمون دست مال و دست بگیریم این قبار ها رو آرام آرام پاک بکنیم و فرمش شما انجام میشه نه کار پیچیده و سختی نیست ها فقط توجه میخواد که آدم توجه داشته باشد که همه این هایی که دارم میبینم خودم و اطراف خودم چه انسان ها چه طبیعت که همه مخلوق خودم بله این که میگرد سال ها دل طلب جامع جمع ما میکرد اون چه خود داشت زه بیگانه تمن نامیکرد خدا همیجاست نه این که در من حلول کرده باشد و این حرف های شرکالود و کفرامید نه یعنی خالق خودم رو میبینم که تمام این اعضا جواره من چشم من گوش من این قلب من واقعا چه عضو پیچیدهیه این کلیه های من این مغز من وقتی دارم فکر میکنم بدونم مخلوق خداست تا میشنم فکر میکنم دارم با چیزی فکر میکنم که مخلوق خداست خالقش رو ببینم اخ انشالله کم کم خدا هم خودش لطف میکند و کم کم چشم آدم باز میشد انشالله خیلی متشکرم جنب استاد فقیهی عزیز و تشکر از همه شما شرمنده های محترم با وقتی این که همچنان کنارمون هستید و مثل بنده پای درس جنب استاد فقیهی نشستید و از مکتایشون انشالله هممون استفاده بکنیم فاصله میگیریم برمیگردیم و میپردازیم به سوالاتی که شما با برمی خودتون مشق راه در میان گذاشتید امسان در این دنیا یه راهی رو بخواد یا نخواد تیم کنه یا ایوهل امسان این راهه شنونده که توصیح های اخلاقی ارفانی استاد سید احمد روی امسان امسان در این دنیا عاملن یه ابنی کشورو ذلیک عصرت امه اولیه را بیزید دیعه علمه خب دوستان عزیز شنونده رسیدیم به بخش پاسخگوی حجت الاسلام و المسلمین سید احمد فقیهی عضو محترم حیط علمی معسیسی آموزشی و پجوهشی امام خمینی رحمت الله علیه و استاد اخلاق به سوالات شما یک بار دیگه یادوبری میکنم که اگه تمایل داشته باشید سوالات اخلاقی خودتون رو با جناب اصطاد فقیهی در میون بگذارید میتونید زنگ بزنید به شماره های سی سد و بیست و نه ده پانسد و پنجه و یک و سی سد و بیست و نه ده پانسد و پنجه و دو با پیش شماره سفت بیست و پنج یا به سامانه پیامکی سی هزار پانسد و پنجه و سه پیامک خودتون رو ارسال بفرمایید و با نوشتن نام برنامه مشق را سوال خودتون رو بعدش مرغوم بفرمایید جناب اصطاد فقیهی عزیز شنونده بزرگواری نوشتن که مدتی توفیقات معنوی من کم شده وضعیت مالی من خراب شده و هر کاری و هر خرید و فروشی انجام میدم زرر می کنم خواستن که بفرمید به نظر شما علت و راه حل این مشکل چیه خواهش می کنم به نظر می رسه که ما تو همه یه مسائل اول یه تلنگاری به خودم بزنم این که توفیقات معنوی من کم شده یعنی حالا قبلن خوب بوده یا قبلشم خیلی ناشیز بوده یه وقت حالا خیال نکنم قبلن خیلی خوب بوده حالا یه ذره کم شده نه ما توفیقات معنوی من هر مقدارم که گشت کمه باید سعی کنیم تو امور معنوی قدم جدی برده میگه نوشتیم دومی که این از مسلمات قرآنی روایی و عقلیه که امور معنوی در امور مادی اثر میگذارد سریح قرآنه فرمود اگه این اهل ایمان و تقوامی شدن لفتحنا غلیهم برکاتنه من منستم آقوالهر منم درهای رحمتم رو باز میکردم در مقابلشم دارد که میفرمد زهر الفساد و فلبره و البحر دریاها و خشکیها فاسد شدن چرا به ما کثبت عید ناس یعنی گناه حالا به هر شکلش این در امور مادی اثر میکنه در امور طبیعی اثر میگذارد در حالات انسان اثر میکنه یه از مسلماته خب حالا پس من چی کار بکنم اولا یه قضیه امور معنوی خودم رو تقوییت بکنم البته با این توجه که نه به این امید که حالا نماز اول وقت بخونم نماز شب بخونم برای این که وضع مالیم خوب بشه این حیفه که آدم خدای آلم رو معنویات با اون عظمت رو با یه چیزای جزئی اما از این کار بکنم ناخداگاه اثر دارد ناخداگاه اثر دارد نکته بعدی که این خوبه که امیدواریم هم خود گوینده و هم همه شنبندگان از این برش دقیق بکنن ما از یه نکته قافل شدیم و این از مسلمات هم از جهت نقلی هم عقلی که فرمودن از من قنق اگر کسی ارزت بخواد اگر کسی گوشاتی بخواد حتی اگر کسی رفاه میخواد رفاه اززت در قناعت من متاسفانه آدت کردم به خلاصه اصراف بریز و بپاش به خرش های زائد و این حالات معنویمو خراب میکنه حالات دنیاویمم خراب میکنه واقعا تو بعدی از نقل دارد که القناعت و مالونه لا تنفت یه مال و سرمایه یه که هیچ وقتم تمام نمیشه و حالا گاهیم دوتا همسر یا بچه ها پردندان به هانده رو گردنه یک دیگر میدارن نه همه تسلیم این عمر میشن ما یه قدی قناعت کنیم بر فرض این که بر فرض این که وضع مالیمم خیلی خوبه اما قناعتو از دست ندم حالا گاهیم ممکنه متاسفانه مردم قناعت رو با یه تعبیرهای زشتی ازش تعبیر بکنن آدم نترسه حالا مردم هرچی میخوند بگن آدم در لباسش در مسکنش در خوراکش در وسائل منزلش قناعت بکنه ببینه چقدر زندگی راحت میشه آسوده میشه آرامش پیدا میکنه واقعا مرحومه آیت الله مصباح رحمت الله علیه و سلامه البته این مطالبا علنی نمیگفتن یا افتی من خصوصی خدمتشون بودم این لباسشون رو گرفتن فرمودن این قبارو که میبینین هفته ساله میپوشن هفته ساله تمام سر این یقه ها ریش ریش شده بود تو اکس هاشون هم الان هست من دیدم فرمودن اگه هفته ساله دیگه هم زنده باشم هم اینو میپوشم این که من یاد گرفتم هر چند روز یک چند هفته یک لباس حواد کنم یک مود جدید بخرم یک کفش جدید بخرم نمیدونم لباس رو با هم یه رنگ بکنم یه شکل بکنم فرشای خونه همه باید یه رنگ باشد گرفتاریم رو بر خودم درست کردم چه لذتی من از زندگی میبرم حالا فرض کنین تو خونه من دوتا دونه فرش هر کدوم یه رنگ خب باشین این چه ضرری به زندگی من میزن یا حتی تو حالا خوراک و قضا قضا خب باید به اندازه نیاز بدن مخصوصا برای فرزندان تحییل بشد اما متاسفانه آدم فرابان ببیند اصراف میشد فرابان اینه که من به این شنونده مختلف مرز میکنم که اولا امور معنوی رو تقوییت کنید این اثرگذاره در امور مادی و دومی که قناعت رو پیشه زندگیه نه این شنونده هممون برده