سبحان الله برنامه کرای زمین که اگرچه در ظاهر نقطه آغازی داره و این نقطه آغاز به معنای این نیست که نقطه صفریست و شروع میشه و از یه جایی که نبوده و بود شده و خدایی باشه که جهان رو بخواد بودن و وجود داشتن برسونه. خب مالا وارد همین نکته بشیم که در واقع چالش اصاسی برای مقوله خداشناسی و پذیرش مباحث الهیاتیست که خواهمه متعلهان و مؤمنان با هر تحلیل که در عرصه علم خواد مطرح بشه نهایتا خدا رو در رأس هستی و جهان میدونن دیگه. چگونه این چالش رو باید جواب داد و امهام و شبههی که در نظریه فیزیکی آیاکینگ مطرح بشه. بله. من شاید بگم توی نظریه هایی که تا حالا تو حوضه که یهانشناسی دیدم. شاید کمتر نظریه دیره باشم که این نظریه قابل نقد باشه. یعنی نقد های بسیار زیادی در این نظریه بارد هست. این نقد ها هم چند جور هستن. بخشش علمی هستن. بخشش فلسفی هستن. بخشش الهیاتی هستن. خلاصه خیلی انتقادات به زبان ها میانه. گیم شستاد تا اشکال بهش بارد هستن. برات عدیده ای دهید. بله. که من ناشار هستم که چندتاش رو فقط عرض بکنم. این مقدار مفصل در همون کتاب الهاد جدید اونجا زک کردن. در اونجا هم هفتش تو اشکال رو زک کردیم. ببینید. اولا یه پیش فرسهایی داره این نظریه که اینها بلاخره علمی نیستن. من اول نعرض کنم اصلا کلن که یهانشناسی کوانتومی یه مشکلی که خود نظریه پردازانه که یهانشناسی کوانتومی مطرح کردن. مثل آی کرسوفر آیشام دیگران فارغ از این که الهی بودن ملحد بودن کار نداریم. اصلا یه مشکل جدید که وجود داره اینه که هنوز که یهانشناسی کوانتومی نتونسته پایه های علمی معتبر برای خودش درست کنه و تو جامعه علمی در واقع به انوان این که از نظر علمی مسئلهش حل شده و پذیرفته شده جا بیفته اصلا همچین جایگاهی نداره پیشنهاده دارن هم تلاش میکنن ولی هنوز به جایی نرسیده و مشکلاتی جدید داره از کنم ایک از مشکلاتی هم بحثی گرانش کوانتومی هست عدم قطیت تایم انرژی هست. اینا چیزهایی هست که وجود داره. پس یک بخص سر این مبانیست. بحثی دیگه سر همین زمانه. که خب حالا شما این زمان مهمی که میخوایید اینجا فرض کنید اینجا شما دارید یه مغلطه میکنید میگید اگر اینجوری باشد خب ما چه دلیلی داریم که زمان در لحظه مهبانک مهمی بوده بعد شده ریل تایم و زمان حقیقی هیچ دلیل و قرینه باشد شاهد علمی معتبری بر این زمینه وجود نداره. بعد اصلا یه بخص دیگری فلسفی وجود داره که اصلا سر ماهیت زمان که اصلا زمان چیه حقیقتش چیه اصلا زمان مهمی امکان داره یا نداره ما عدد مهمی هم که دریا زیاد داریم این یک شیوه عمل کردیست اما از واقعیتی حکایت نمی کنه اونا به این دید ازش استفاده نمی کنن. وقتی میخوان چیز رو آزمایش کنن باید با عداد حقیقی محاسبه بکنن یه کمک هایی می کنه اما نمیشه برای این که ما بخواییم پدیدهی رو در خارج در واقع ویژگاش رو به دست بیاریم یا توصیفش کنیم اتقا بکنیم اینجا این بحث هست که اگه این زمان مهمی اصلا به لحاظه فلسفی چیه آیا اصلا واقعیتی ما به لحاظه زمان مهمی میتونیم اصلا داشته باشیم یا نمیتونیم داشته باشیم اصلا حقیقت زمان میتونه مهمی باشه یا نمیتونه باشه زمان چیه چه خصوصیاتی داره تا بیاییم یه همچین چیزی رو در موردش فرض بکنیم اینه یه بحث های فلسفیست خود آقای هاکینگ متوجه این قضیه شده از و خودش این سآل رو مطرح میکنه که خب حالا اگه از ما بپرسن زمان اصلا چیه زمان واقعی درسته یا زمان مهمی یا میتونی واقعا یه جا این باشه یه جا اون باشه ایشون میبینه چی جواب میده میگه خب از منظر فلسفه پوزیتیویست فرق نمی کنه ببینید این جواب خیلی عجیبه اولا ایشون برای حل مسئله رفته سراغ فلسفه البته این درسته که رفته سراغ فلسفه چون ماهیت زمان به بحث فلسفیست به بحث فلسفیست اما اولا چه رفته سراغ فلسفه پوزیتیویست این خودش یه مسئله است خب اون فلسفهی که شما انتقاب کردید یه جاییشون تو کتاب تر بزرگش میگه فلسفه مرده است آی وولف کانگ سمیت در جوابش نگه بله اون فلسفهی که تو میگه مرده است اون اصلا درست اصلا زنده با وجود نیمد فلسفه ایشون پوزیتیویسمه و این فلسفه فلسفهی مرده است میگه از نظر فلسفی پوزیتیویس فرقی نمیکنه بس چرا اینو آوردید توی محاسباتتون اگه فرقی نمیکنه اصلا برای چی ناوردید برای چی به این متوسط شدید خب یه فرقی در واقع وجود داره که شما اینجا رو مجبور شدید بخواید از اون استمداد بکنید بدون اینکه هیچ دلیلی بر اینکه اصلا همچین چیزی امکان داره و هست تازه اصل امکانش هم از نظر فلسفی درست بشه اینکه اون موقع اینجوری بوده اینا چجوری مخوایید کدام پجوهش های علمی به شما اجازه میده که همچین حرفی بزنید و یه همچین را چجوری بود سرفا یک سری اینجوری هم فرض بکنیم ببینیم چه نتیجهی میده خود فلسفه پوزیتیویست از باب اینکه زمان به مانند مفاهم فلسفی الهیاتی تاریخی بیمعنا هستن میگه فرقی نمی کنه یا نه با یه تبینه دیگه اونجا ببینید حالا این رو خود آی هاکینگ هیچ توضیح نداده و ما نمیدونیم واقعا ایشون منظورش چی بوده از اینکه از منظر فلسفه پوزیتیویست فرقی نمی کنه چون اونو با اگر مفهوم فلسفی باشه مهم میدونن دیگه یا جز اون مورد بیمعنا میدونن بله یعنی چون یه چیزی که تجربه پذیر نیست و منطقه ببینید حتی پوزیتیویست ها که تجربه گروه هستن بالاخره ما یه سری شهودایی داریم اینا رو خیلی نمیان سر به سرش بذارن شهود همه ما از زمان درکی زمان همه دارن درکی که داریم اینه که یک جهت حرکت گذشته با آینده هست این شهود همه ما هست همه پوزیتیویستان با همین شهود کار کردن بحثاشون هم وقتی تو حرکت و فیزیکی و را میبینیم و همه همین طوریه این مسئله یه دیگری که هست اینه که آقای فلوریان فرستتر یه بحث بسیار دقیق فندگی نی داره روی این و میگه این حرف آقای هاکینگ پر از تناقضه و میگه اینا یه سری مشکلاتی پدید آورده که خود آقای هاکینگ هم تا آخر عمرش هیچ وقت نتونه سلش کنه میگه ببینید شما اومدید چیکا کردید میگه شما اومدید گفتید خب لحظه به بانک تا مثلا زمان پلانک زمان مهمی باشه بعد از اون حقیقی باشه اینجا خوب دقیق کنین شما دو تا زمان فرض کردید یه زمان مهمی یه زمان مهمی یه زمان حقیقی درست یه ترتیب هم اینجا داره اول زمان مهمیه بعد زمان حقیقی البته این ترتیب بعدن عوض میشه تو بی کرانچ اول زمان حقیقی بعد میشه مهمی و تکرار میشه حالا این قبل و بعد خوب در نظر بگید اصلا زمان چیه؟ زمان یه عمر انتظائیه امور انتظائی خودشون واقعیت مستقل در خارج ندارن بلکه منشع انتظا دارن اونی که اصالت داره و اینیت مستقل داره اون منشع انتظاه خوب زمان منشع انتظایش چیه؟ منشع انتظای زمان حرکته یعنی همین توالی پدیده هاست شما وقتی چیزی تغییر میکنه حرکت میکنه حالت اول دوم سوم چاروم یه حالات مختلفی رو شما ملاحظه میکنید که اینا به ترتیب میاند و در واقع حالت اول از بین میره دومه میاد از این ترتیب و این توالی پشت سر هم قرار گرفتن یکی میاد یکی از بین میره از این زمان رو انتظا میکنند درست؟ خب شما خود زمان رو اومدید برایش چی کار کردید؟ دونه زمان گذاشتید که یه توالی دارن اول مهمی بعدن حقیقی خب سؤال این آقای فرستتر میگه که این زمان مهمی در زمان حقیقیست یا نیست؟ شما وقتی توالی گذاشتید اول این دوم این در واقع یه زمانی انتظا کردید که حوادثی دارد حادثه اولش زمان مهمیست حادثه دومش زمان حقیقی خب در واقع شما یه زمانی حاکمه بر این دو زمان فرض کردید انتظا کردید منطقه اسمشو نمیارید یا بهش اصلا توجه ندارید اما بحث شما داره یه همچین معنایی رو افاده میکنه خب بفرمایید اون زمانی که در واقع این حوادث یعنی این پدیده که یکی زمان مهمیست بعد زمان حقیقیست اون خودش زمان مهمیه یا زمان حقیقیست بعد اینجا توالی داره این بحث و دنباله هایی داره که باید در واقع روشن بشه که خب اگر شما این زمان مهمی را در زمان حقیقی بگیرید پس اصل زمان حقیقیه اگر در زمان مهمی بگیرید باید الان هم که زمان حقیقیه زمان مهمی باشه این خلافی شهود ماست این خلافی شهود ماست و اشکالات متعدد دیگر از نظر علمی مطرح میکنن اشکالات دیگری هم از نظر فلسفی مطرح مطرح میکنن از آن و اقرار در لابلای حرفاش به اشکالاتی که در تحلیل مقوله زمان داره وجود داره و مطرح میکنن اما خب چالشهای خود مباحث کلامی و اداریتی در اینجا مطرح میشه که انشاءالله در برنامه بعد جنب استاد چاکرین به اونها اشاره خواهد کرد تشکر میکنم از شما جنب استاد چاکرین از مطالب و مباحث که در برنامه امروز من تحکیدید از شما شناندگان محترمم که تا این لحظه با ما همراه بودید سپاس گذارم و تا مجال آینده همه شما به خدایی وزوری میسپارم خداوند یار و نگهدارشون اغ یار نمی گنجد چون خلوت یار اینجاست اغ یار نمی گنجد گر آشق دلداری با غیر چه دلداری گر آشق دلداری با غیر چه دلداری کندر دلداری کندرversus مانارجولا منو applause مدرتی ِالمعرب قلیده نوای hassan ،در طور ذهن یاد موجود جامعد این باجام برا!!!! خدا تومیب خدا انسان طوره tanto سدای ایمان رادیو معارف سدای فضیلت و فطرت ای دوست ای دوست فراهیمی هر حکم الهی یک پنجره ی باز به آفاق بلند است در دیده ی روشنگ و عران زمزمه اتا جنگ زی پردار به آفاق بلند است زمزمه اتا به نام خداوند بخشنده مهربان به شما هم وطنان عزیز و گرامی سلام میگم و عروضیگه سعادت و بهروزی براتون دارم شما شنوانده زمزمه احکام هستید در این برنامه ابتدا گفتگو میکنیم با استاد محترم و جتولستان و المسلمین وحید پور و سپس در قسمت بعدی برنامه پاسخوی سآلهای شرعی شما خواهیم بود جناب استاد وحید پور سلام میگم خدمت عزتالی خوش آمدید و علیکم و سلام و رحمت الله ما قبل از ماه محرم و سفر بحثمون در باره احکام پزشکی شد که در این دو ماه گذشته به مناسبت احکام ازاداری و عربعین حسینی رو از زبان حضرتالی شنیدیم الان اگر موافق باشید جناب وحید پور همون بحث قبلی این احکام پزشکان رو مورد بررسی قرار بیدید بله خواهیش میکنم گاهی بر مریض وضعیتی پیش میاد که جانش در معرض خطره حالا علاوه بر این که دیگران هم تکالیفی از نظر شریع برای کمک رساندن به چنین شخصی دارن اما الان بحثمون متوجه پزشکان عزیز هست کسانی که تخصص دارن و میتونن کمک حال این شخص مریضی که چنین وضعیتی داره باشن و جانش رو از مرگ نجات بدن در این خصوص در احکام فقهی ما چه تکلیفی متوجه پزشکان هست؟ بسم الله الرحمن الرحیم ببینید واجبات ما دونو هست بعضی واجبات واجبات اینی هست بعضی واجبات واجبات کفایی هست واجب کفایی یعنی واجبی که لازم نیست همه اقدام به انجامون واجب بکنن بلکه تعدادی که اقدامون بکنند و اون کار انجام بشه و دیگه نیازی به بقیه نباشد این شه واجب کفایی واجب اینی اونیست که نخیر هر کسی باید به اون واجب اقدام کند مثل نماز بنده نمازم رو میخونم شما باید بخونی کاری به من نداری شما نمازتو میخونی دیگران رو باید بخونن حفظ جان مسلمان واجب هست این یک قاعده هست درست ولی واجب کفاییه یعنی بر همه منطقه همه یک جور نیستن مختلفن وقتی که ازتالی میفرمایید شخصیست که جانش در معرض خطر هست یعنی یه بیماری داره که این بیماری اگر معالج نشود او حالا به زن قوی خواهد مرد ما کنیم تویم بگیم به یقین بم دست خداست خب چه کسی میتواند او رو نجات بدهد بنده و جنابالی که نمیتونیم نجات بدیم که تخصص نداریم وارد نیستیم کار کار پزشکه بنابراین اینجوری بفرمایید کسی که خبره در نجات جان اون مسلمان هست برو واجب خواهد بود این کار بنابراین مسئولیت پزشکان آقای موسیقی نجات جدن مسئولیت سنگین و بزرگی است خب البته مقدماتم داره بله این از که فرض بفرمایید یه کسی باید او رو به پزشک برساند مثلا بچه هاش واجبه نمیتونن سستی کنن احمال کنن اصلا خود شخص خواهیم گفت بعدن اگر خود شخص بداند که بیماری دارد که در معرض خطر جدیه اصلا خطر مرگم نه لزوم نداره خطر مرگ خطر جدیه که ممکن است زرر مهمی به او وارد شود خودش باید اقدام بکنه دیدید بعضی هم میگن نه ما دکتر نمیگیم من اختیارم دست خودمه نه این جوجه ها اختیارم دست خودم نیست بله یه سرمخوردگی جزئیه ممکنه شما بگی که نه آقا من دکتر نمیرم یه کارش میکنیم چون این زرر زرر جدی قابل اعتناعی نیست ولی خدا آینه کرده گر یه کسی یه بیماری داره خودشم میدونه میدونه که بیماری مهمه زرر جدی بهش وارد میشه اگر دکتر نره یک اینجا دیگه واجب کفایی نیست راجعه کنه همراهانش همسرش فرزندانش اینها بر اونها واجب کفایی است که او را ببرن به پزشت معرفی کنن و گاهی مقدمات دیگهی البته اینم همش بیماری نیست نه خدا آینه کرده ممکنه از یه تصادف یه اتفاق بیفته تو خیابون و یه شخصی فرض کنین ماشین بش میزنه موتور بش میزنه میفته اون کنار اون که دیگه خودش نمیتونه که مردم هم یه ها تماشا میکنن نه مردم برشون لازم است که این رو برسنن حد اقل اگر خودشون نمیتونن به ارجانس زنگ بزنن ارجانس مؤسسه است که از نظر شریعی برو واجب است که بیاد مقدمات رسندن این شخص را به بیمارستان فراهم بکنه این خودش میشه حفظ جان مسلمان و نجات او از مرگ حالا ما اینها رو تقریبا میتونم میگم که مخلوط گفتیم حالا اگر صلاح دونستیت حضرت حالی تو برنامه های دیگه میتونیم مجزا تک تک این افراد یا مؤسسات و نهادهایی که این مسئولیت به اختشون هست رو جداگانه بحثون خیلی ممنون بله سالهایی جدی از نظر فقهی اینجا قابل ترهه که حالا که بر پزشک واجب شده بیماری رو که ما زن قوی داریم که این جانش را دست میده به عنوان تکلیف شرعی به دادش برسه بحث های دیگه هم کنارش مطرح میشه سالهای دیگه که انشالله میمونه برای فرصت بعد و جنوب استاد و احتبار انشالله پاسخ خواهند گفت خیلی ممنون از همراهی شما بزرگ باران دوت میکنم با زمزم احکام باشید و قسمت بعدی رو بشنوید سالهایی که برامون فرستادید سالهای شرعی شما و پاسخ نمایندگان مراجع معظمه تقلید شرعبنده این نوشته من در شهری به دنیا آمدم و شناسنامه هم درانجا گرفتم اما بعد مهاجرت کردم به استان دیگر و بیش از بیس سال است که در شهر جزیده حضور دارم اما قصد بازگشت به شهر معل تولدم رو دارم پدر من به صورت اشتراکی در شهر اول خانه دارد سآل من این است که طبق فتوه یه حضرت آیت الله خامنه ای تکلیف نماز و روزه من چیست حجت الاسلام و المسلمین فلاسات پاسخ را توضیح میدهند به فتوه یه حضرت آیت الله خامنه ای دامت برکاتو چنین فردی و امثال اینگون افراد که مدتهای زیادی در یه جایی سکونت دارن اشون هم اشاره کردن بیش ساله اونجا سکونت دارن ولو قصد مندن همیشگی نداشته باشن حالا ممکنه که به هر حال اونقدر منده که دیگه احالی او رو احل اینجا میدونن خب این وطن هست یا حد در اقل دیگه در حکم وطن هست و اشون نمازش در اونجا کامل هست این نسبت به جایی که الان بیش ساله که منده بنابراین نماز کامل روزم سیه هست اما نسبت به اون وطن قبلی که اشون خلاصه محاجرت کرده آمده هست اگر تصمیم دارن مجددن برگردن برای زندگی در اونجا نماز در اونجا هم هر وقت برن کامل هست اما اگرچن این تصمیمی ندارن احتمالم نمیدن یا اگر احتمالش هست خیلی زیب هست اونجا دیگه حکم وطن نداره و با سایر شهرها و روستها تفاوتی نداره وقتی که اونجا میدن اگر کمتر از ده روز بخوان بمونن نمازشون شکسته هست ولی اگر ده روز یا بیشتر تصمیم دارن بمانن نماز کامل و روزه هم سیه هست شنوانده این نوشته دست و پاهای من شکسته من چطور باید غسل رو انجام بدم تا از نظر شرعید درست باشه خجت الاسلام و المسلمین محمدی شکشبانی و پاسخ به این سآل طبق فتفای عزت امام خمینی رحمت الله علیه انشالله خدا من به شما شفا انایت بکنه یکی از شرائط وزو که شرط سیزده همش باشه اینه که در اعضای وزو مانعی از رسیدن آب نباشه حالا اگر دست و پای شما شکسته و آب براتون زرر داره نمیشه اون موقع حالا این آتل گچه بانده باز بکنید اون مقداری که آب بره زرر داره به نیت جبیره در وزو جبیره در قصد هم به نیت قصد جبیره دست روش بکشید بقیه یه اعضایی که آزادن میشه شست اونو رو باید بشید یعنی اگر دست راست شما شکسته باشه با دست چپ اونجایی که گچ گرفته شده به نیت جبیره حتی یه پارچه پلاسی امروش بندازید که خدمتون آرزم دستتون با گچ برخون نکنه یا اونا از بین نرن یا ممکنه نجست باشه یه پارچه پلاسیگی هم استفاده بکنید اون مقداری که داخله با نیت وزو جبیره دست روش بکشید یا قصد جبیره فرقی نداره بقیه یه اعضایی که آزاد آزادن اونا رو روال عادی وزو بگیرید انشانا موفق باشید به انگام اقامه نماز اگر حواس ما پرد شود و از کاری رو که گفتیم مجددن آغاز نماییم به خاندن آن آیا این کار ما اشکالی به نماز وارد می کند به عنوان مثال در حین خاندن سوره همد اگر حواس ما پرد شود و ما بعد از آن دوباره سوره همد را از اول بخانیم نماز ما چه حکمی دارد حجت الاسلام و المسلمین علیان نجات پاسخ این سؤال را طبق فتوی اگر حضرت آیت الله مکاره می شیر از این توضیح می دن البته این کار لازم نیست اما در صورتی که به حد وسواس نرسه اشکالی نداره هرچن بهتره بر جبران این نقیسه از تقیبات نماز استفاده کنید چرا که تبایی از روایات اسلامی استفاده می شه تقیبات نماز علاوه بر کمال نماز و قبولی اون سبب فرابانی رزق روزی می شه و تا زمانی که انسان با ایمان پس از نماز در حال ذکر خداست گویا در حالت نمازه و سواب نماز رو می بره و دعای بعد از نماز واجب که نوعی تقیب محصول می شه از نماز مصحبی بهتره محصولی از نماز از نمازیستانی اون قسمتی که سیاه شده یا این که می دونید که نجست شده همین که به تراشید کفایت می کنه و مورتون درست می شه اگر قسمتی که شما می گید لایه بین خاک و پیشانی نباشد این لایه اگر چربیه و سیاهیه خب همون رو شما می تراشید و برطرف می شه و انشاءالله مشکلی نداره اما اگر نسبت به نجاست باشد باید بیشتر به تراشید که مسئله مطمئن بیشید که اون لایه نجست از بین رفته شنابنده اینو بشته ماهیانه صدقه به دستم برسه آیا می تونم این مبارغ رو به فقیر سیگیت بدم یا نه مرزه تقریدم حضرت آیت الله شبهری زنجانی هستن پاسخه و جترستان و مسلمین جواهری به این سال پرداخت صدقات به غیر صادات اشکالی نداره که اون صدقه صدقه مستحب باشه چه صدقه واجب باشه اون چیزی که شاید مد نظر این پرسشگر محترم بوده اینه که پرداخت صدقه واجب غیر سیید به سیید آیا جایز هست یا جایز نیست یعنی که شخصی صدقه واجب داره مثل رد مظالم داره یا زکات فطره داره آیا میشه اگر پرداخت کننده غیر سیید هست این رو به سیید به پردازیم از نظر آیتالو