هیچ خبر از هیچ جا ندارد و براش هیچ پیش آمدی نیست این رقم داره وقت می گذراند و هم فی غفلتین معرزون اعراض عظیم دارند که فکر بکنند که ما یک روزی داریم حسابی برای همه ما هست و برای من هست در غفلت و بیخبری اعراض از تفکر و دورندیشی دارن به سر می برند و هر بلائی بر سر انسان میات از همین جا هست که در غفلت به سر ببره و فکر روز حساب خودش نباشد راجعه به روز حساب آیات بسیاری هست که به طور مسلم و سربسته حساب هست و یکی از نامهای روز قیامت یوم الحساب هست و در بعض از آیات شریفه زلالت و گمراهی از راه خدا را مقلول فراموشی روز حساب به شمار آمده هست در آیه شریفه می فرماید اِنَّ الَّذِينَ يَزِلُّونَ اَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ اَزَابٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ اونهایی که زلالت و گمراهی از راه خدا براشون پیش میاد اینا براشون عذاب هست عذاب مهمی هم هست جهتش هم اینه که روز حساب را فراموش کردند و اگر جدن بیاد روز حساب بودند این زلالت و گمراهی براشون پیش نمی آمد خب اصل حساب مسلماییه اون وقت کیفیت حساب مختلف هست بعضی ها هستن حساب یسیر حساب آسان دارند و بعضی ها سوال حساب دارند حساب سخت دارند در آیه شریفه یه هشت انشقاق از از سما انشقاق آیه هشتم از اون سوره مبارکه می فرماید فا اما منعوتی کتابهو به یمینه اونهایی که پرونده کارشون را فردای قیامت به دست راستشون دادند فصوف یحاسب و حسابا یسیر اینا حساب دارند به طور سربسته اما حساب آسان فصوف یحاسب و حسابا یسیر یه حساب آسان سادئی نسبت به اونها انجام میشه و ینقلب و الی احلیهی مسرورا و از میدان و سحنه محشر برمی گردد به طرف بهشت به سویه ایمینهیمی احل خودش احلش هورول این کسانی که در دنیا داشته است از بستگان و در بهشت هم باش هستند با سرور میره به طرف اونها آسوده و آرام و اما در باره بعضیها فرموده است که اینها حسابشون سخت هست آیه شریفه هشت از سوره تلیمه احلاق دنابر این که این آیه شریفه راجعه به حساب روز قیامت باشد میفرماید که خیلی آبادی ها هستند که اینها سرکشی از امر خدا کردند اتو و تجاوز از فرمان بریه از خداوند آلم کردند و حساب شدیدی و حساب سختی نسبت به اونهاییمی از این که این که میفرماید حساب کردیم معناش فرموده شده این هست که یعنی یه حساب شدید سخت براشون جلو هست و گاهی عرب یک مطلبی که حتما در آینده میخواد روخ بدهد میگن روخ داد گذشت یعنی این قدر مسلم هست این قدر حتمیه که واقع میشه که مثل کاری که گذشته و واقعی شده باید به حساب آورد فها سبناها حسابا شدیده و از زبناها عذابا نکره و در آیه مبارکه بیست و یک رد در باره مردم صالح میفرماید و یخشون ربهم و یخافه و یخون سوالحساب اینا در دنیا که هستن از سوح حساب میترسن از بدی و سختی عذاب فردای قیامت میترسن طبق بعض روایاتی که رسیده سوالحساب عبارت از مناقشه هست خردگیری هست سختگیری هست همه جزئیات همه خردگیری هست همه جزئیات هست همه جزئیات هست همه جزئیات هست همه جزئیات هست همه جزئیات هست همه جزئیات هست همه جزئیات هست همه جزئیات هست از خدا با سبر و استقامت کامل کردن محرمات الهی را تر کردن و از اون طرف مشکلاتی هم که پیش آمده استقامت به خرج دادن در برابر مسیبات مشکلات جهاد معلور شدن بدن نقص عضو عزیز از دست دادن هرچی مشکلات پیش آمده اونها استقامت کردن مخصوصا نسبت به نخوردن مال حرام با این که زمینه مال حرام براشون پیش آمده استقامت به خرج دادن واجبات هم انجام دادن سابرن قرآن میپذیره که اینها مردم هستن در هر جهت سابر دسته دیگری هستن که طبق بعض از روایات اونها هم بدون حساب داخل بهشت میشوند و در روایت فرموده است که اونها کسانی هستن که از شیعان حضرت علی ابن عبی طالب سلوات الله و سلامه علیه باشن اونها هم طبق بعض از روایات این مقام نصیبشون میشه که از شیعانی منظور باشه که کامل الایار باشند و در ولایت حضرت علی علیه السلام ثابت قدم باشند که اونها هم بی حساب داخل بهشت میشوند انبیاه اولیاه علیه مسلم معصومین اما یه سلسله هم هستن بی حساب اما داخل جهنم میشوند اونا مشرکین هستن کسانی که مشرک باشند معتقده به الوهیت حضرت حق نباشند شرک در عبادت داشته باشند شرک در ذات داشته باشند دو خدا مثلا معتقد باشند یا شریک در عبادت برای خداوند آلم قرار بدهند مشرکین هم فرموده اند برای اونها نسب دیوانه نیست و برای اونها میزانی نعف نمیشه طبق روایتی که از حضرت علی ابن الحسین امام چهارم علیه السلام نقل شده فرموده وعلمون عباد الله ان اهل شرک لا تنسب لهم موازین ولا تنشر لهم دواوین فرموده فرموده اونها این دو گروه که هر دو داخل در یک انوان هستند و اون اینه که حساب ندارن و اینه که حساب ندارن اما یک گروه به طرف بهشت یک گروه هم به طرف عذاب در این بین گروه دیگری هستند که به حساب کشنده میشوند اما سرانجام نجات پیدا میکنند شفاعت لطف خدای متعال انایت حضرت حق زمینه های پیش میاد در هنگاریه در هنگاریه در هنگاریه حساب نجات پیدا میکنند اینا مردمی هستند که ایمان به خدا دارند اعمال صالح دارند خیلی هم اعمال صالح دارند اما بی گناه هم نیستند از آلم قبر و برزخ رد شدند از آلم سکرات و جان دادن رد شدند سختی های اونجا دیدند ولی در این حال تمام نشده گناه آن قبر و برزخ رد شدند این قبر بوده که مشکلات جان دادن مشکلات آلم برزخ اینا را تی کردن ولی هنوز وارد سحنه قیامت که می شوند گناه دارند اما خوبیهاشون فراوان حالا بدیهاشونم یا برابر با خوبیهاشون یا خوبیهاشون بیشتر اینها حساب دارند بالاخره باید به حساب اونها رسیدگی بشنند ولی زمینه نجات برای این گروه زیاد هست زمینه های نجاتی که ذکر شده شفاعت رسول معظم اسلام اعمه اهل بیت علیه مسلم اینا هست به طور مسلم بعضی وقت هم یه زمینه های دیگری هست که نجات پیدا می کنه ولی گروه دیگر کسانی هستند که اعمال نیگره که شون اندک هست خطا جنایت گناه بسیار دارند تا اونجایی که دیگر سرانجام باید یه مدتی گرفتار عذاب جهنم بشوند اینه که اونها مدتی تا هر اندازه دیگر طبق مجازات و عقوبتی که براش معین هست اونجا معین میشه باید عذاب برای اونها تا پیش بیاد اینا رو هم رفته میشن سه گروه که بازگشتش به چهار گروه هست یه اده بی حساب به طرف بهشت و یه اده بی حساب از اول به طرف عذاب دو دست هم حسابشون رسیدگی میشه یه اده هنگام حساب نجات پیدا می کنن ولی یه اده وقتی که به حسابشون رسیدگی میشه باید مدتی در عذاب باشن مسائلی که اونجا روش حساب میشه در روایت داره اول نماز هست اول چیزی که حساب میشه روش گفتگو میشه مسئله نیایش و بندگی از خدای متعال هست اینه که مسئله نماز باید بسیار مورد توجه باشه شراعتش خصوصیاتش چون اولین چیزی که حساب میشه مسئله نماز اللهم صلی علی محمد و عالی محمد و عجل فرجهم اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم درس اخلاق آیت الله شب زنددار بود که در غالب مکارم خوبان تقدیمتون کریم انشاءالله که مورد استفادتون قرار گرفته باشه اما در این کارم خوبان این نوبت کاری با دو برنامه دیگه خدمت شما خواهیم بود ابتدا فقه آل محمد رو خواهید شنید و بعد از اون هم آیاتی از کلام الله مجید رو در تنفس صبح قراعت خواهیم کرد در این لحظه بنده سید سعید حسینی و همکاران بزرگوارم آقایان سید محمد علی حسینیان تیه کننده امید روحی صدا بردار و سید مشتبه حاشمی همکار خوبمون در واحد همهانگی پخش از حضرتو مرخص میشیم و از زمن خدافزی دوت میکنم به مدت سی دقیقه شنونده فقه آل محمد باشید درس خارج فقه آیت الله نوری همه دانی خدا یارو نگهدارتون امید روحی صدا بردار سیده آل محمد بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و السلام و السلام علی خیر خلقه و اشرف بریته سیدنا و نبینا عبالغاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بغیت اللقل عرزین از لحاظ تقسیم که چند قسمت بشه اعمام و امات و اخمال و خالات که مورد بحث ماست اعمام و امات اینا از جهت پدر امید با امید ارتباط دارن اخمال و خالات از جهت مادر امید با امید ارتباط دارن و کلن اعمام یک سنفه امات یک سنفه سوام اخمال یک سنفه چهارم خالات یک سنفه خب این چهارتا هر کدامشان از جهات تنوو ولی متنوون برای اون اعمام باید یک اعمام امام عبیب امی اعمام عبیب اعمام امی این سه تا بشه همونطور اماتم امات عبوینی هم امات عبی هم یا امات امی هم اخبارم همین سه خالاتم همین سه خالات این میشه دوازده قسمت میشه چهاره چهاره ضربه در سه که گفتیم میشه دوازده پوقع های معجهت این که در مسائل فقهی سعی میکردن به این که تمام عباد را جزئیات در نظر بگیرن اینجا کلمات زیاد دارن و به خیلی هم مبتلا به نیست چون ظاهران کم اتباع میده که سه دنیا رفته باشه این دوازده دارا داشته باشه کم اتباع میفتیم مبتلا به این که در دنیا رفته باشه ظاهران کم باشه اما در این حال برخیره چند نقطه را باید ارز کنیم یک نقطه اینه که این را بحث کردن که آراد چجور قسمت بشه چون برای که معروم است که امام تنها باشن مال مال اوناست خب مال اوناست اگر همشان مذاکر باشن به سویه امات همشان معنیس و به سویه اما اگر نخیر مذاکر و معنیس باشن آیا لذکر مثل حضر آنسین تقسم میشه یا نخیر همشان مساویه سیبرن سعی کردن به اونا که تقرر به طرف عب دارن لذکر مثل حضر آنسین باشه اونا که تقرر در حفظ اوم دارن مال اونا به سویه قسمت بشه خلاصی اونا که تفاوت گفتن چجور تفاوت گفتن حتی به این کلمات شرایه که یکی از مطمون فقهی ماست و به این قواعد یکی مطمون فقهی ماست خیلی مهمه اختراف است در همین موضوع کلمات امام رزماندان راهی در ما نرمان نرمان و کلمات منحاج سالینی آیاتاللازمای خوی تفاوت داره خلاصی این از اینجا چند تا مکتب در اینجا به وجود میاد یه مکتب این که آیاتاللازمای خوی تفاوت داره یه مکتب این که آیاتاللازمای خوی تفاوت داره مثلا گفتن به سبیه بعضی گفتند خیلی این در جاهای دیگه همین طوره ولیکن در بحث ایلست رزخل مثل هزار و انسه این یه قاعده بزرگیست این حاکمه از این جهت ما به سبیه تقسیم نکنیم ولیکن بیاییم بگیم که برای مرد دو برابر زن باشه این یک بحث است بحث دیگه در این جایی اجماعی داریم یا نداریم نه اجماع داره نیست باشه هم اجماع مدرکیه اجماع مدرکی که مدرکش همین اخباریناست خودجد نمیتونه باشه شهرت چطور صاحب جوار به شهرت تکیه میکنه اما خب ما شهرت سه جور شهرت داریم یه شهرت روائیه داریم که اگر دو تا خبر یکن که اون خبر نادن متعارضان فبعیه ما ناخذ یا آخذ قاله خضب مشتهره بین اصحابک این شهرت شهرت روائیتیست این فقط مرجه این روائیته و اون روائیت دیگه که هر کدامشان مشهور است بین اصحابک در کتب جوامه اونه مقدم بدار بانا که شازه خب این بیرابده یا به آبه تعارض بدرد که دو روائیت با همدیگه تعارض کردن کدامش اخذ کن به درد بحث ما نمیخوریم یک شهرت داره شهرت فتبائیه شهرت فتبائی حجت نیست یادتان از شیخ انصاری در رسائل و من از زمون علت طبخ همه حجیتها شهرت فتبائیه یک فتبائی اصلا مشهوره دلیلش هم در دست نیست میبیدهت نمیخوره این به طور زن نخاص از تحت عدله حرمت عمل به زن خارج نشده نسی شهرت فتبائی اینم دلیل نمیشه در اینجا اطباع همینه صحاب جوار تکره میکنه یک شهرت شهرت عملیه است یعنی یک خبرگر زیب باشه اصحاب اون عمل کرده باشن زعف اون را این عمل جبران میکنه این خوبه در جای خودش این در جای زیب خبری باشه زیب باشه مشهور طبق اون خبر عمل کردن فتبا دادن بله به این میشه میگن شهرت عملیه اما اینجا این نیست بنابراین اون که اینجا هست شهرت فتبائیه به اونم دلیل نمیتنه باشه خب الان آیا هادن چون یک مسئله ایست که خیلی مرد افترار نیست واقعیتش اینطور واقعیتش اینور مرده باشه اخباری داره متعدد خالاتی داره متعدد اعمامی داره متعدد احماتی داره متعدد این کم اطباع داره تو اینجور اینجور اینیش که بیشتر از این بحث کردنش روانده اقسامی که باز به شما عرض کنم در نظرتم باشه اعمام یعنی بعد برادران مگت را یعنی برادران پدر مگت را اعمام میگن برادر پدر ما اموی ماست چنانکه خوهر پدر ما امه ماست بس اعمام اطباع پدر هست اعمام اعمام خب روایت هم داشتیده سلسان بودن امات یک سلس بوده که جمع بشن بس اول اعمام و اماتن که اینو باسته پدر انسان به انسان تقرب دارن به اون مگت برانه که امو برادر پدر مگته امم خوهر پدر مگته اینو از اون طرف خب این خودش یک مسئله است چون با پدر هستن این پدر این باعث میشه سهمین ها بیشتر باشه این روایت هم داشتید اعمام سلسان امات یک سلس در سایه تعدد همه امام هم مساوی همه اماتن مساوی اما گرده خیلی بعضش امن بعضی ها امو یعنی مذاکر و معنیس به اینشان هست آیا این تعدد که هست اگر بعض مذاکر بعض معنیس باشن و هم جمع بشن هم امام هم امات آیا مستقبی قسمت کنن یا رزقر مثل هزار روسین اینجا بیشتر گفتن که رزقر مثل هزار روسین هم امام هم ساوی جوهر چبانه کنید این دیگه تقرارا فرد اعلای تقاوت بین زکور و اونو سباترهای پدر هم که هستن اینا دیگه اینا امام و امات اگر جمع شدن تقاوت بین زر و مرد باید باشه رزقر مثل هزار روسین یعنی امو دو برابر ام ارسی بره خب اما خب ما بین خودشان امام ابوینی و امام ابی باید دمه هر کجا امام ابوینی باشه یعنی اینا امو برادر پدر ماست خب امو برادر پدر ما سجل برادر داریم برادر ابوینی داریم میشه ام ابوین برادر اموی میشه ام امی برادر ابی داره میشه ام اب برادر هر کدام سج 클� Type خب در اینجا ماشه بین خودشان که تقسیم میکنن به امام امی اون صحبت دارن اینجا رفت است رابط کلاله که خو remar در باب birthday ایز دهم دواز دافترن اما سوره نسا بود اونجا گفتارم میدین که اگر یک نفر باشه سوتسه بیشتر باشه سلسه و هم شرکه آفستلوس چون این نه اتفاقی