یا کرد سی چل درصد ماها یا کرد دیگه نگران بعدش نباشه چون برای خدا ازدواج کرده خدا تأمین میکنه هیوی غنه امال الله من فضله اگر هم فقیر بودن خداوند اونا را بینیاز میکنه نه سروتمند میکنه ها بینیازشون میکنه اگر خونه ندارن یه اتاق براشون فرهم میکنه توی خونه باباشون و خونه پدر خانمشون بلاصله یه چرایت فرهم میشه اگر اصبه واسطسی ندارن یه چیزای اولیه فرهم میشه اما ما فکر میکنیم وقتی ازدواج دوتا جوان میکنن باید هم آپرتومانش آماده باشه هم ماشینش آماده باشه هم کارش آماده باشه هم پلو بانکیش آماده باشه یعنی همون آدمی که چلپنجه سال زندگی میکنه زحمت میکشه اینا دست میاره یعنی جوانه الان همونها قبل چلپنجه سال زحمت کشیدن دست بیارن و یا اینا فرهم بشه بعد ازدواج کنن خب چلپنجه سال طول میکشه مسئله ازدواج این نیست که انسان تشکیل خانواده بده نه وضع مالیش انچنان بشه که میخواد گناه نکنه میخواد یه زندگی پر از آرامه بشه که آزایش و محبت و سمیمیت و گرمی داشته باشه با آیادش نه این که خانه انچنانی داشته باشه ماشین انچنانی داشته باشه کار انچنانی داشته باشه شما قبلا ملاحظه بکنید جوانه ها ازدواج میکردن پدرشون ده تا اتاق داشت تو خونش پنج تا اتاق داشت تو خونش هر اتاقی یه بچه زندگی میکن طلاق هم نبود الان ما تو یه کفش میکنیم خانم میگه من این میخوام این میخوام این میخوام امده هم میکنن تا سه چهار سال بعد اوضاع طلاقش میه چون فکر میکنن ازدواج کردن یعنی دارا شدن ازدواج کردن یعنی همسردار شدن نه دارایی مال پیدا کردن اون در زندگی محیا میشه آرام آرام مشخص میشه در از سطح توقعات بردن بالا مهریه میکنه میشه صد و نه هزار و خدمتون که عرض کنم سی صد و شست و هشت ده که سن سال تولد این بند خدا حالا گایم ميلادی حساب کنن سال دو هزار رو نمیدونم فلان این از دیدگاه برخی اصلا اصلا باطله مهریه یعنی اون مقداری که طرف میتونه بده اینکه نمیتونه بده که این تمام زندگیش هم جمع بکنه طول تاریخ حیاتش هزار و ده سکل نمیشه بعد بگی یه خانه یه با مثلا چند خوابه هم باشه ماشین آنچنانه و کار آنچنانه هم داشته باشه اینکه قرار نشد شما ازدواج بکنید که دارا بشید که قرار شد ازدواج بکنید که همسردار بشید کنار همزندگی بکنید دست به دست درمده همدیگر رو کمک کنید هزارت زهران صلوام الله علیه و باید ازدواج کنه هزارت امر المانی هیچی نداشت غیر از علی ابن ابی طالب بودن دیگه هیچی نداشت بخواست عروسی بکنه یه ذره ای دار آه بری ذره رو بفروشیدیم چی تاییه میشه جیزه ی هزارت زهران خب شما میدونید که چی ها بوده الان یک جشن میگیرند در تالار بیچاره میشه این داماد بیچاره میشه این خانواده من سراغ دارم چند سال اینا بده کار همین تالار بودن که برند جشن میگیرند که چی بشه مثلا چطور بشه حالا جشن بگیرند نه این در شعن خانواده اینیست شعن خانواده اینیست بعد همچین مسئله گرفته بشه کی هم شعر بزده یک جلسه معقول خوب آماده همین خانواده هم راضی هستند ولی تو رو دروازی گیرند مشکلشون هستند میگن عیب اون میکنند یک بار دو بار سه بار ده بار شد فرهنگ میشه یک صفره مختصری هم به اقوام این و اون بدند و مطمئن باشید هر جلسه باش و کوتر هم بگیرند هر کس که آمده بعد که میره بیرون میگه اینجاش کج بوده اینجاش درست بوده اینجاش این بوده مطمئن باشید شکم نکنید که مثلا شاید کسی راضی باشه خرج های بی خود محریا های بالا خوب نیست ازدواج ساده آسان ولی موفق خوب باید انتخاب بشه دختر خانم آقا پسری که میخوان ازدواج کنند باید خوب همدیگر بشناسند و انتخاب کنند و به هم بیان فرهنگشون کلاس علمیشون خانوادگیشون چون این دوتا که باهم ازدواج میکنند دوتا نیست که باهم ازدواج میکنند دوتا خانواده باهم پیوند میکنند دوتا طاقفه باهم پیوند میکنند بعد که از هم جدا بشند خدا اینه کرده دوتا طاقفه علیه هم میشن نظر باید خیلی موازه بگن در انتخاب به جبونها حرف بزرگترها را گوش بگیره ازدواج خیابانی و ازدواج نمیکنه همکلاسی و ازدواج نمیکنه بعد نیست هم دیگه ببینید دست بارند دست بزرگترها دست اونهایی که آقلانه عمل میکنند با اقلانیت مثال را بررسی میکنند مشورت بکنند اینطور نه چه که خدا اینه کرده جوان هست همدگره دیدند یه نحوه کشش به هم پیدا شد یه همونیست که خداوند به امروی ما مقدر کرده از در انتخاب باید دقیق داشته مدیریت مرد داشته باشد تحمل سختی های ابتداه زندگی fla کمتوقع باشند خوش اخلاق باشند سمیمی باشند همدگره قبول باشند اجباری به نیست باست کار نباشد در خدمت هم باشن مسابقه در گذشته از هم بگذارن این میشه انتخاب بود این پیره مردای ما برای ازشون سآل بکنید این خانمت چجوریه اصلا چلپنجه سنم با هم زندگی میکنن میگه من هرچی دارم از این خانم دارم اما از برخی جوان ها سآل کنید خانمت چجوریه میگه هرچی گرفتاری دارم از این بزرگوار ما داریم از خانم هم سآل میکنید میگه بله مشکل من هم آر چرا نسل قبلی اینطور به هم اونس دارن برخی از این آقایون اصلا حاضر نیستن یک روز خانمشون بره مسافرن این پیره مردای ما به اونس گرفتن به هم علاقمند شدن اما این آقا انتظاره که این خانم میره خونه مادرش که انشالله دوستان دوره هم بنشینن و یک قلمتو که عرض خونن دوی کومیلی مثلا دو خونن کار دیگه الان مردم ما نمیگم بکنن یا خانم میگه که این آقا میره مسافرن من برم یه سر خونه ببوم منم بزنم یه نفسی بخوریم ببوم این خوب نیست عشق و انس باید باشه فیما بین همسران اینقدر باید عشق و صفا و سمیمیت و علاقمندی باشه که مرد وقتی میره بیرون زنش سانی شما دی که این مردش بر میگرده مردم میره بیرون میگه من که این بر میگردم خونه ایالم ببینم اینقدر باید محبت و سمیمیت و انس باشه زباید دقیقه بشه مبازبت بشه اکثر طلاقهایی که الان شما میبینید مال انتخاب بده مال این که جوون میگه آه من خودم بخواهم انتخاب بکنم نرفت کار مشاوره انجام بده بررسیب کنه همون جور دیده پنجا سال ده سال پنج سال دیگه شما ندیده که چه خبر هست نکته دیگه بعد از ازدواج باید مدیریت بشه باید مرد مدیریت بحران داشته باشه مدیریت همسرداری داشته باشه مدیریت ارتباط صحیح به خانواده همسر داشته احترام کنه همسرشو احترام بکنه زبان شکر داشته باشه این همیشه کاری کنه علاقی زن به خودش بیشتر بکنه ارتباطشون سمیمی تر بشه زن هم خانواده بهشت بره مردش بکنه امارت باید داشته باشه هر دو هم مدیریت بحران داشته بشه گاهی اختلافی پیش میاد اختلاف سلیقهی پیش میاد باید شراعتو بدونه زن باید بدونه مردش ناراحت شد این طور نیست که دیگه کنفه یکون شده به دیگه مردش اونو نمیخواد نه این الان رفته یک کمی توی اون اتاق و الان خدمتون که عرض کنم میخواد مثلا بگه ما از شما ناراحتیم بلی تمام دلش با ایالشه از اون طرف خانم هم قر کرد ناراحت شد مرد فکر نکنه دیگه تمام شده این دیگه کار تمامه زود آقا بریم طلاق نه تمام وجودش مردش حالا یه مقداری میخواد ناز بکنه یه مقداری مثلا میخواد بگه ما ناراحتیم تمام دلش باشه باشه یه آقایی بود قر کرده بود تو اتاق رفته بود گفته دیگه من کار با کار شما ندارم بلی الحمدلله از احل غذا و اینها بود خیلی علاقه به غذا داشت خانمش یه غذای خوی براش پخت تو سینی ناد ناد دمه در این نگاش کرد گفت من که قهرم اصلا با شما ربطه ندارم بلی بری هرکس آوردید کمه خلاصه این کمه مرد همیشه مرد تمام نگاش به عیالشه با یه مقداری صبحی تا ظهری ظهری تا شبی خوب نیست از اون طرح مرد احل قهر باشه قهر کن و دو ما سه ما چار ما پنی خانم تنها بذاره یا خانم احل قهر باشه اونم بده بلی نوعا قهرها برای آشتیه تاجو فرمادید آشتیه بهتر همیشه قهرها برای آشتیه سمیمانه تره نه برای جدائیه این شما فکر کنید یک تناب یک متر باشه سر این تناب اون سرش یه متره وقتی بریدی شد پیوند خورد این سر به اون سر چند متر میشه همون یه متره یا کمتر میشه پیوند کن این فاصله ها کمتر میشه این قهرها باید موجب سمیمیت بیشتر بشه باید مدریت بحران ولد باشه باید احل قهر نماشه و اگر همین مقدار دلخوری ایجاد شد بدونید دلخوری برای دلبریه توجه فرمودید خانم قهر میکنه که برن نمیدونم یالا یه گردنبندی براش بخرن یا سبح کمالایی یه حرف خوی براش بزنن مردم که قهر کرد همو سینی غذا خانم ها موازه بشنن هم موسینی غذا ببرید ولكن کم نگذارید امو حرفی بزنید اووردی بلیگه بریه هرکس اووردی کم خلا سعیبت و علاجش بکن و مردم وقتی خانم براش اون نسید میکن باید خودشم به اون نسید عمل کرده باشه یه روزی خاتم الانبیاء محمد مصطفی محمد مصطفی یه خانم آمد هده بشه گه آقا بچه هم فوقلاد زیاد خورما میخوره براش پوب نیست گفت بگی فردا بیا تا بیشید نسید سیده یه پیانبر نگفت فردا پیانبر بهش گفت بچه کم کم تر مثلا شما خانم گفت آقا دیروز هم میتونستیم گفت دیروز خودم خورما خورده بودم نمیتونستم اثر نمی کنه حالا مثلا آقا به خانهش بگه اون کار نکن بگه به بچه نزن ولی خودش همین قبل زده به بچه خوب نیست اثر نمی کنه و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته ای گل آم آم آم آم آم آم ای گل آم ذلیل آم آم زدگر pela ب сидه به سع Narco اثر نگره فرماده الان موسیقی موسیقی دوستان شنونده همراه بودیم با مکارم خوبان سخنان اخلاقی ایتالا صفای بوشه امیدواریم بخره لازم رو برده باشید خدا قوتی ارز میکنیم خدمت همه شما بزرگ بران آرز میکنیم که انشالله پنج شنبه خوبی را آغاز کرده باشید و از ساعتی تو همه با سلامتی و خیلی رافیت در پیش روی شما بزرگ بران باشه فقه آل محمد درس خارج فقه حضرت آیتالا جبادی آمولی آماده پخش از شما بزرگ بران درمت میکنم با این برنامه هم همراه باشید و آرز میکنیم که انشالله برنامه ها تماما مورد توجه شما واقع شده باشه شما رو به خدای بزرگ بار میسپاریم و امیدواریم که باس هم در خدمت شما باشید موسیقی موسیقی فقه آل محمد درس خارج فقه حضرت آمولی موسیقی موسیقی عروض بالله و لشیطان بسم الله الرحمن الرحیم برکتر خواهد بود چون هاشیه های اروه هر کنامشون یک بریلیانیست برای که حاصل عمر مراجع بزرگ نجف رسیفتی تعلیقه در آمده دیگه عظمت به جلال اروه گذشته از اومدست به همین هاشیه بزرگان از فقه های امامی هست که در تعلیقه هست هر کنام از این تعلیقه ها منشه فکر خیلی اثر دارد اون از نظر شریف شما دور نشه البته مصف متن شرایع هست ولی از اروه بود تعلیقات اروه غفلت نقر باید مرحوم محقق در شرایع فرمودن مثل سای رفقه ها که بیانی که فرمود انما اغزه بینکن بالبیرته والعیمان این بیانی باید شراعتی داشته باشن اسلام هست ایمان هست عقل هست و عدالت در باره عدالت مرحوم سامجوهاری بحث مبسوطی دارن اون رو در جلد سیزده ی جواره تشکیل کردن که بحث عدالت امام جماعت هست اونجا بحث مبسوطی دارن و بر اونچه مشهور بین علما هست یه اشکالی دارن که آیا واقعا اون عدالتی که معتبر هست ملکه هست معتبر هست یا حسن ظاهر همین که شخص واجباتش انجام میده بگناه نمی کنه حالا ملکه نفسانی پیدا بشه یا نشه اون دیگه یه فضیلت کلامی دیگر یا اخلاق دیگر هست آیا عدالتی که در فقه معتبر هست محور اون ملکه نفسانی هست یا نه واجباتش انجام بده محرمات زرد میکنه حالا این یه وقتی ملکه میشه یه وقتی نه ملکه نشد ملکه شدن کار آسانی نیست اگر این شخص دوره حکومت اسلامی باشه این شخص به غذا برسه تبدیقات زیاد بشه تشریفات زیاد بشه تحدیدات زیاد بشه بشهارتهای زیاد بشه مثلا رشوهای زیاد و کلان بشه آیا او باز معاومت میکند یا نه چون همچنین امتحانی داده نشده این واجباتش انجام بده محرماتش زرد میکنه هنوز اون امتحانهای مهمی که بالاخره روشنه بکنه که این شخص ملکه دارد یا نه پیش نیامده آیا حتما ملکه نفسانی لازم است یا نه حسن زهر کافیه واجباتش انجام بده محرمات زرد میکنه وصف نفسانی شدن ملکه نفسانی شدن چیز دیگرست این بحث مفتوت رو برام سام جواهر رزبان و تعالی تو جلد سیزده جواهر دارن نظر تو این جلد بیش سوی جواهر که مربوطه به غذا و این هاست ارجام میدن به این که ما اونجا گفتیم اونجایی که مراجع فرموید ببینید این مدل مارو در باره این که آیا عدالت شرط هست یا نه بفرست که شرط باشه آل ملکه هست یا نه اگه ملکه نبود حسن زهر کافیه است یا نه اگه حسن زهر کافیه نبود آیا این عدالت موضوعیت داره یا طریقیت یه بحث سنگینیست که انشاءالله یه که پس از دیگه یه باید ارها بشه اولین بحث اینست که آیا فیست مانع است یا عدالت شرطه در باره امام جماعت در باره مجدیت در باره دیگه اونجا روشنس کردن که عدالت شرط هست نه این که فیست مانع باشد آیا در امور مالی که در محکمه های غذا مطبع هست فیست مانع است که حرف فاسق مونیست در محکمه یعنی عدالت شرط هست این نزای اول اگر از این نزا فراغتی پیدای کردیم و سابز شد که مانعیت فیست بطرح نیست شرطیت عدالت مطرح هست اومد در باره این که العدالت و ماهیه بحث میشه این مقام ثانی بحثه مقام اول اینست که حل الفسقو مانعون عمل عدل و شرطو اگر بحث در مانعیت فیست بوده یه نوبت نیمیرسد ببینیم بحث برویم که عدالت ملکه هست یا حسن ظاهر هست یا قول سو اگر سابز شد که نه عدالت شرط هست نه این که فیست مانع باشد مقام ثانی بحث تر میشه این عدالتی که شرط هست عدالت و ماهیه البته عدالتی ملکه نفسانیست همونطور که علم گاهی ملکه نفسانی بشه شخص بشه مشتهد گاهی تجزیه در ملکه هست اونا که قائله به تجزیه هست گاهی نه نه اصل ملکه حاصل شد نه جزء ملکه حاصل شد بلکه این شخص درس خونده از خوازل شد اقوال علم ها احکام شریعت رو حفظ کرده خوب اما از خود به جوشت نیست این مثل اون کشاوردیست که در ماه خودش یه استخدید درست کرده آب از چشمه میاره همیشه تو باقش آب هست و درخت هم آبیاره میکنه آب دارد بلی آبش آب استخر هست از چشمه آمده یه وقت از یه بزرگواریست کندکاف کرده خدا با ت در درون باقه او چشمه جوشید مشتهد آرست که در درون دل او چشمه جوشه این چاه نیست این حوز نیست این استخر نیست این چشمه هست اجتهاد او ملکه نورانیست که میجوشد این ظاله فضلالله یوتی که من یشم پس برابرین یه وقت از یه کشاوریست استخر دارد و حوز دارد و مالند آن که از جای دیگه آب بیاره این هم باق دارد درخت دارد نیوه دارد ولی استخریست یه وقت از نه یه کشاوریست که خدا با او اعرایت کرده از درون با او چشمه جوشید این میشه مشتهد مشتهد اون آلمی نیست که اقوال دیگران آرای دیگران آمی دیگران و نزه های دیگران رو خوب بلد باشه درست گفته باشه و حفظ کرده باشه مشتهد کسیست که چشمه در دلشت باشد که از قلبش بجوشد این حرف ها این منعه اشتهاده این گاهی چشمه های کوچک هست میشه تجزیه در اشتهاد یه وقتی فوران دارد این اشتهاد مطلق است اون که مشتهده مجزی از دیست چشمه دارد نه یعنی مدرس خوبیست همه آرار حفظه هست همه اقوال حفظه هست او یه استخر بزرگتری دارد اونو نمیگنه مشتهد اون که چشمه دارد میجوشد اون دو قسم هست یا چشمه کوچکیه که یک محدوده رو تزیغ بکنه میشه متجزیه در اشتهاد یه وقتی چشمه فوران دارد پر برکتیست میشه مشتهد مطلق تا نجوشد مشتهد نیست ولو استخر بزرگی داشته باشد از جادی گرفته حافظه قوی دارد چندی سال در حوضه درس کنده درس گفته همه اقوال رو آرا و احکام رو بلده اما از دل بجوشد نیست این هرگز مشتهد نیست اگر از دل بجوشد بتواند از یه قول دفاع کند چار تا اشکال شد حمایت کند دفاع کند این برنمشی چشمه دارد حالا ولو چشمهش کوچک فردو فرمد تو بحث عبادات مشتهد است یا تو بحث معاملات مشتهد است این واقعا متجزی چشمه دارد منطقه کوچکه اما اونی که همه آرا هفته چار تا اشکال قوی بشه میمونه این بلوم بشه که سخر دارد آه از جای دیگه میگری بر تقدیر آیا فصر مانه است یا عدالت شرط اگر ثابت شد که فصر مانه است نه که عدالت شرط باشد اما در باره فصر و حکام فصر باید بس کرد اگر نه فصر مانه نیست بالاتر از تو عدالت شرط است که ماهوال معروف و ماهوال مشروع و ماهوال مختار اون وقت این آرای چندگانه مطرح است که آیا عدالت معنی ملک نفسانی اون طوری که در مرجع تقلید معتبر است اون طوری که مرحله نازلش در غازی معتبر است اون طور در شاهد معتبر است یا نه در شاهد مرتبه زعیفتر معتبر است مرحب صاحب جواهر رضی الله تعالی اون حرف های اول را نمی پذیرت که اون ملک نفسانی در شاهد معتبر شاهد روزانه که اهل کوگو برزنند این اون ملک نفسانی نداشته باشد لازم نیست حسن ظاهر کافی است حسن ظاهر انجام واجبه و ترک معرمات اما این در اصلی که از دیگران یاد گرفته موایز حقوق و مملغان و ملکات و علما درش اثاره کرده این باجبات شنجابه در محرمات حرک میکنه اما یک تحلیل کلامی داشته باشد نفسش بزرگ شد بجایی برسه که من باید رابطه قوی باقضات اقدرسه داشته باشم و هرگز خطا نکنم و امتحان های زیادی پیش بیاد در این امتحانات سر آمد باشد این نیست محرم صاحب جواهر اینجا خیلی اصرار دارد که اون ملک نفسانی در شاهد محکمه لازم نیست حالا تو مرجع تقلید تو قاضی حساب دیگریست اما محکمه روزانه که افراد عادیم میان شهادت میدن این همین که اسلام و ایمان و عقل و اینهایی که گفته داشته باشد باجباتشو انجام بده محرماتش ترک بکنه همین کافیست خب پس عدالت اونطوری که ملک نفسانی باشد که من رو صاحب جواهر نقض میکنند اون ملک نفسانی پیدا نمیشه شما اون ملک نفسانی رو بخواهی پیدا کنید در مسئله رعیت حلال در مسئله اول ماه در مسئله عید قدیر در مسئله اعیاد خیلی سخت در مسئله محکمه روزانه که در معقض بین اکنبل ایوان احراز عدالت ملک نفسانی کار آسانی نیست بنای اغلا برای اون هست باجبات رو انجام بده از محرمات پرهز بکنه این حسن ظاهر فرمایش ایشون است که حسن ظاهر کافی است یک وقتی ملک نفسانی است که عرض کنم که بیان نورانی استمیر است که اگر این اغالیم سبعه رو من بدند تایی به مرشه آسیب رو برسونند این دیگه کار علی است این عدل علی است لعوتی تل مغالیم سب و کذا و کذا و کذا من هرکی از حاضر نیستم به مور آذار بکنم این با کسی که یک مقداری بودش به بیان سر اختلاس دربی داری یا سر از دبش دربی داری این ملوم بشه که نمیتونید احمال بکن دیگه این ممکنه عدل مختصر داشته باشه که در فراموش مقدار رشوه پرهیز بکنه اما وقتی رشوه خیلی سنگین شد پرهیز نمی کنه اون عدل علی که فرمایید اگر اغالیم سبعه رو من بدند تایی به مور آسیب برسونم این کار رو نمی کنم اون ملکه کجا این ملکه های ضعیف کجا البته ملکه ها درجات فرابانی دارند از اف دارند ضعیف دارند قوی دارند اقوی دارند اما از ملکه ها یا لازم است یا حسن زن کافی هست فرمای شما رو می سوید جوالی است که اون عدلی که بین مسلمین رایجه است و بنای اغلا همین است و از زواهر روایات استفاده می شود بیش از این نیست اصفرار ایشون در جلد سیزده جواهی این است اینجا ارجاع می دند هم به جلد سیزده مراجعه کنید اینجا همون که ما قبلا گفتیم که عدالت بنای ملکه نفسانی این دیگه لازم نیست همین هست همین که شخص مسلمان است واجباتشو انجام می ده محرمات زرک می کنه اما آیا این بنای آن است که یک ملکه نفسانی پیدا شد این کار رو زشت می دونه اصلا اینکه اصلا میست که واجب انجام بده محرم ترکونی از این کار رو بکنه خب بنابراین ایشون فرمایشو