به سآل های محروط به انقلاب اسلامی در این برنامه پاسخ داده خواهد شد برنامه پنجره رو 9.20 دقیقه میشنوید 9.40 دقیقه برنامه تشرف رو براتون در نظر گرفتیم و برنامه زندگی زندگی زیباست 9.50 دقیقه تا 11.00 براتون در نظر گرفتیم که انشالله پشت خواهد شد و رس 11.00 خبرهای معارفی رو از رادیو سرسری معارف میشنوید دعوت میکنم با سخانان استاد برنجکار همراه باشید در برنامه مبنا موضوع صحبت های این بزرگ بار هم درس کلام هست اگر خدا فعلش قایت نداشته باشه غرض نداشته باشه عبثه و عبث خواهد میگیم افقال خوب و بد دارن عدل عدل مبنا تبین قبائد بنیادین علم کلام ندعو که اذا ما دبرنا الهیمنا خیر تدبیری فالامرو بیدیک و سبحانك فالامرو بیدیک و سبحانك اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم مبنای امیدواریم اول در حدیت قاعده به اسطلاح وجوب دفع زرر مختمل اجما بود که خب امال اشاعره بود منتها اشاعره برای یعنی مبنای اول در دلیل حدیت اشاعره برای حدیت اجما استدلاک کرده بودم به قرآن که پس کردیم و به روایات بحث کردیم منتها اینها یه دلیل عقلی هم آوردن خوبه که اینم بگیم و بعد بپردازیم به اون مبنای دوم که مبنای اصلی هست که در واقع عقل رو مستند قاعده بیدیم خب اما دلیل عقلی که اینو آوردن برای حجیت اجما اینو بعضی از اهل سنن در واقع بیان کردن یعنی غیر از کتاب و سنت به عقل هم استدلاک کردن حالا این تقریرهای بیانهای مختلفی داره ولی اون تقریر معروف و مشهورش اینه که وقتی ما میبینیم که چیزی همه بهش اتفاق دارن اتفاق نظر دارن و هیچ شک و شبهی درش ندارن همه یقین دارن که مطلب همین جوریه ما به یقین میرسیم که این حکم یک مستندی داشته یک مستند قطعی داشته که همه به صورت قطعی میگن مطلب از این حدر معلوم میشه که این یک مستند قطعی داشته چرا؟ چون عادتاً محاله که مطلبی مستند قطعی نداشته باشه اما همه همه امت اجماع بکنن برون و هیچ کدوم متوجه نشن که مثلاً اینجا خطای روخ داده یا دلیلی نبوده یا دلیل درست نید آمدی این رو اینجوری بیان میکنه میگه و عمل معقول فهوه اندل خلقل کسیر و هم اهل کل اصرن ازت تفقو علا حکم قضیته و جزمو بهی جزمن قاطعن وقتی به اصطلاح اهل همه اصرات اتفاق بکنن بر یک حکمی بر حکم یک قضیه و جزم بکنن و به صورت قاطع فالعادت توهیلو علا مثلهم الهکمه الهکمه جزم به زالک والقت بهیمه آدت محال میدونه در به اصطلاح اینجور موارد حکم جزمی در حالی که ولیس الله مستندون قاطع به اصطلاح آدت محال میدونه یعنی آدت هم محاله یه حکم جزمی در چنین جایی باشه که همه اتفاق نظر دارن اونم به صورت قطعی در حال که هیچ مستند قطعی هم نداشته باشه بهی لایتنب به همه و واحد و منهم الالخطن فلقت به ما لیستم قاطع وله هاها وجدنا اهل کل اصرن قاطعین به تختعت مخالف ما تقدم من اجماع من قبلهم لذا همه تختعه میکنن که کسی مخالفت بکنه با اجماع قبلی ولولا این یکون زالک اند دلیل قاطعین لستهال فلاد اتفاقم الالقت به تختعت مخالف اگر یه همچین دلیل قاطعی نبود نباید تختعه میکردن ارز به خدمت شما مخالف رو یعنی این اجماع همه قبول دارن چرا اینا مثلا تختعه میکنن کسی به خود مخالفت بکنه نلایقف و واحد و منهم الاله چلحق فی زاده خب این پس یک دلیل قضالی اسم این دلیل رو حالا ایشون گفت معقول امال معقول قضالی این رو اسمشو میذاره مسلک معنوی ایشونم تقرار مشابه همینو میگه یه وقتی صحابه بر یک چیزی اتفاق میکنن تا به اینم دوباره همونو به اصلا اتفاق میکنن و اینم به صورت تواتر به ما رسیده معلوم میشه که صحابه یه چیز قاطعی داشتن که اینجوری اتفاق کردن چون عادتا محاله که این همه جمعیت دروخ بگن یا اشتباه بکنن و از اون طرف هم میبینیم تا به اینم نسل اندر نسل همینو اتفاق کردن و همون اتفاق صحابه رو گفتن بنابراین خیلی بعیده یعنی محاله که بگیم صحابه اشتباه کردن معلوم میشه که اینا یک مستند قطعی داشتن که اینجوری همه اتفاق کردن برای حکمت روی ببینید حالا ما اینجوری بحث سغربی نداریم حالا شما همه به ذهنتون میاد که کجا در چه بحثید این فقط در همون ضروریات دینه دیگه مثل نماز مثلا ولی توی این بحث هایی که ما الان داریم همچیزی نیست ولی حالا فرضی داریم ایشون اینجوری میگه میگه روشنه ترجمه نمی کنم روشنه حتمای مستند فالعاده یعنی اصل این اجمار هم به سطح تواتر به ما رسیده فالعاده توحیدو علیهم قصد الکزم و توحیدو علیهم الغلط حتی لایتنبه واحد منهم للمهرق فی ظالک و الا اندل قطع به غیر دلیل قاطع خطعون فقط اونفی غیر محل القطع محالون فی الاده و انغزاو ان اشتهادن و اتفقو علیه فی علم انتاب این کانو و شددون نکیر علا مخالفیهم و یقتعون بهی و قطعون به ذالک قطعون فی غیر محل القطع فلا یکونو ذالک ایزن الا انقاطه و الا فی استحیر و فی الاده یشزم ان جمیعهم الحق ما کسته هم حتی لایتنبه واحد منهم للمهرق و کذالک نه علمان نتاب این لو اجمعو علا شیعن انکرد تاب او تاب این علا المخالف و قطعو بالانکار و هو قطعون فی غیر محل القطع فلا آدتو توهیدو ذالکه الا انقاطه و علا مساقه هازا قالو لو رجعه احنول حل والعقد الا عدد نیل غصان عدد تواتر فلا یستحیر علیهم الخطه اگر اینجوری نباشه یعنی بعد تواتر نباشه نه لا یستحیر علیهم خطه فلا ده ولاتعمد کز لبائسن علیه فلا حجت فی خب فخر رازی هم باز به همی صورت مطرب رو بیان میکنه دلیل الاغ اون گفت دلیل المعهور اون گفت دلیل معنوی اون گفت دلیل الاغ اول لزی اول علیه امام الحرمین جووینی همینه گفته فقال اجماع خلق لزی منر میکنه ماید یستحیر رو انیا کنم به اسطلاح الا لدلارته دیگه الان بیشتر از این نقل نمی کنیم روشنه اینا میگن که وقتی ما ببینیم اجماع رو خودده در فرضی که اجماع باشه دیگه سقرا اشکال رو نمی کنیم که اجماع هست نیست و کاری نداره فرضی که اجماع باشه و این اجماع به صورت تواتر به ما رسیده و اگه کسی هم با این مخالفت بکنه همه گفتن نه این اجماعه و اینو همه گفتن معلوم میشه که یه دلیل قاطعی بوده که همه اجماع کردن به الان معنا نداره که همینجوری همه بیان و یک مطلب واحدی رو همه بگن و اونم به صورت تواتر البته به ما برسید عرض به خدمت شما که خب این اشکالات زیادی بر این استدلال وارده اول اشکال اول این که اصلا این استدلالی که شما میکنید این دست پرداشتن از مدداتونه ما که این اجماع رو بست نداریم ما اجماع رو به عنوان این دلیلی در کنیم نار قرآن و سنت و عقل با امانه یک منبع چهارم داریم بحث میکنیم این که شما میگید پس یک دلیلی داشته از قرآن یا روایات یا عقل خب این که دیگه همون میشه اجماع مدرکی که اتفاقا ما شیع هممی نمیگیم ما هم میگیم اگر اجماعی صورت بگیره این حتی بالتر از اجماعش هم ما گاهی علم ها مثلا تو مشهور هم یه همچیزی میگن مثلا فرض بکنید در یه بحث همه یه فتوه دادن مشهوره لاغر حتی اجماع هم نه معلومه که یه روایتی بوده هم از بین رفته به ما نبستید در حالی که این اجماع مدرکیه این اجماع مدرکی اجماع به ما و اجماع حجت نیست به خاطر اون مدرک یعنی اجماع کاشفه از اینه که یه آیه یه روایتی حالا آیه که منا نداره چون قرآن هستن روایتی مثلا بوده حالا به دست ما نرستید این در واقع اجماع مدرکیه این که خالج از بحث اینه که واقعا اگه چنین چیزی باشه ما قبول داریم مثل ضروریات مثل ضروریات دین همین جوریه دیگه همه اجماع دارن اگه کسی هم بخالفت کنه تکفیرش میکنن مثلا میگه نه نماز بخاطر این که خب عدل محکم و قاطعی وجود داشته الان هست خب این اصلا خارج از بحث در واقع اشکال اول اینه که اصلا این دلیل اون اجماع شما رو اصلا اثبات نمیکنه به اصطلاح این دلیل یه چیزی دیگه رو اثبات میکنه این دلیل اثبات میکنه که اینجا یک آیه بود یه روایتی بوده یه دلیل عقلی بوده اثبات میکنه که اجماع به ما و اجماع در کنار کتاب و سنت و عقل یک مقبعه بنابراین این دلیل اصلا مقصود شما رو اثبات میکنه فرضم بکنید دلیل درسته که حالا ما خیلی اشکال نمیکنیم به این دلیل ولی ما میگیم اصلا این دلیل دلیل مدعای شما نیست مدعای شما اجماع در عرض عدلی است تا دلیل دیگه است این اصلا اونو اثبات نمیکنه برامه این دلیل اصلا مدد شما رو اثبات نمی کنه اشکال دو روی اینه که این که شما می گید که این افراد زیاده متواترن به اسطلاحی تواتر درسته اثبات می کنه که اینا دروغ نمی گن اما اثبات نمی کنه که اینا خطا نمی کنن بله اگه تعداد زیاد باشه این تواتر نشون می ده که عرض به خدمت شما عادتاً مره نداره که این همه افراد مثلاً با هم توافق مرکز داشته باشن این درسته اما اشتباه که بشری دیگه اشتباه میکنه جلی همه احساس ها اشتباه دسیاری از احساس ها اشتباه اشتباه رو این برای اسطلاح چیز نمی کنه اشتباه رو تواتر و تعداد زیاد و اینا اشتباه رو توجیه نمی کنه لذا خود غزالی که به هر حال این دلیل رو آورده خودش میگه به حاضر طریق زعیفتون حالا اون اشکال اوله که ما خودمون گفتیم این اشکال دومون خودشونم گفتن به حاضر طریق زعیفتون اندنان چرا لعنه من شرخطا خطا اما تعم و دلکز و اما زن و مالی سبقاته قاتم یا به خاطر این توافق و این چیز به خاطری که دروغ میگن توافق مرد دروغ یا به خاطری که دلیلی هست ولی این دلیل قاطع است لئیره خیال کردن قاطع یعنی یه دلیلی بوده ولی این دلیل دلیل درستی نبوده اما اینو اشتباه کردن فکر کردن دلیل درستی مثلا از یه آیه یه پرداشتی کردن همه شمان اشتباه کردن درار که اون اصلا یه نمیگه این آیه کلان در اجماع مدرکی نیست باید به اون مدرکی مراجعه کرد و اول و غیر جایز اله عدد تواتر در اولی قبول ولی و امت ثانی فجایز چرا؟ حالا باید مثال میزنه چند میگه فقط قطعال یهود به بطلان نبوت ایسا و محمد علیه مست اونا یهودی ها نبوت بهامبر بعدیه یا نبوت ایسا و بهامبر ما رو قبول ندارن و هم اکثر من عدد تواتر از اینا به دست اومده که اینا میگن خب رو با قطع اون فی غیر محلل قطع چرا؟ لا که زن نمالیسا به قاطع این قطع در واقع بر اساس یه دلیل زنی یقین کردن و اشتباه کردن ول منکرول حدوس الالم اونایی که منکر حدوس الامن و نبوت منکر پیامبران ننستن و کفار و المرتکبول سایر انوائل بدعه و زلالات عدد اهم بال اهم مبلغ عدد تواتر اینا تدادشون خیلی زیاده تواتر 20 نفر 30 نفر باشه اینا تدادشون خیلی بیشتر از اینا و یه صوره صدق به اخباره بله این تواتر نشون میده که اونا درست میگن اینا به اصطلاح به این اعتقاد دارن که خدا اینیست پیامبر اینیست اونا اعتقاد دارن که حضرت ایسا حضرت ایسا پیامبر نیست اعتقاد دارن یهودی ها که پیامبر اسلام پیامبر نیست اما بله که نخته اون برقرار فی غیر محل برقرار خطا کردن در قدر قد این نبوده یه دلیل زنی به قدر قرآن مثلا اینایی که میگن مثلا فرشته ها دخترهای خدا هستن مثلا فکر کنم در مورد این بحث که اینا زن به زن اعتقاداتشون زنی یقین هم داشتن تعدادشون خیلی زیاد بود نشون میده که بله اونا یه همچه اعتقادی داشتن مشرکان مثلا کفار مثلا هرچی اما این نه این که یه دلیل قاطعی داشتن نه ممکنه یه زنی داشتن برای این یک دلیل زنی و غیر معتبر به این اتفاقیه حالا حد دقل به یک عدد خیلی زیادی رسیدن یه تعداد زیادی در واقع مثلا اینایی که منکر خدا هستن میگن خب ما اینو کشف کردیم که بیگ بنگ بوده اینجوری شده پس دیگه نیازی به خدا نیست چرا ربطی داره این بیگ بنگ بوده فلان بوده کی بیگ بنگ درست کرد چی این قانون رو گذاشت چی اون انرژی رو ایجاد کرد که حالا بیگ بنگ بشه تبدیل ماده بشه در اثر امبساط و این قوانین رو گذاشت میگن همین که ما فهمیدیم که عالم مثلا بیگ بنگ شده و جاها مثلا با یه شکل خاص سیالا خود اونجا نظریات مختلفی هست پس دیگه به خدا نیاز نداریم این دلیل زنیه این میگه کیفیت پیدایش عالم ها میگه اما نمیگه که علت فایلی نمیخواد این دلیل زنی این دلیل زنی قد کردن افرادشون خیلی زیادن هستن افرادی که همچی فکرهایی دارن بله دروغ نمیگن یقین دارن ما نمیگیم دروغ میگن یقین دارن ولی یقینشون ناشی از یک دلیل زنیه غیر متبرد حالا اینجا هم میاییم مثلا اجماع کردن مثلا صحابه به فرض و اینا هم تعدادشون خیلی زیاد شاد به خاطر یه دلیلی که زنی بوده اینا خیال کردن قدیه و همچنین اشتباهی کردن بنابراین اصلا یه مقالتهی در واقع اینجا صورت گرفته اون تواتر که میگن اون اخبار متواتر است که خبر میدن تواتر که باشه یعنی اینجا آراع متواتر است اینجا بحث اینه که یه رعیه که به تواتر به ما رسیده خبیه ممکنه اشتباه باشه مثلا اخباری که متواتره خب اخباری متواتره خبر دادن از یه واقعی پس اینا تواتر برکس نداشتن انحسنم بوده اینو بحث رعی نیست اینجا بحث رعیه نظره نظر افراد زیادی هم هسته ممکنشته خبر دادن نیست که خبر میده نظر نمیده رعی نمیده خبر میده بعدی که انحسنم هست همه دیدن اونجا کسی دعوی میکنه 20 نفر 50 نفر اومدن گفتن اونجا دارن دعوی میکنه رعی نیست که این خبره همین که اتفاق برکس نداشته باشن به این عدد برسه که عادتا اتفاق برکس نداشته ما یقین داریم و میگیم واقعیتم همینه اما این رعیه در رعی امکان خطا وجود داره بحث فقط کسی نیست که باید احراز بشه که این به سلال خطا نکردن ممکنه خطا کرده باشن یعنی اشکال اشکال ثبوت اینه که این مشابه همه اشکال دومون که اگه این حرف درست باشه اینو شما باید در مورد غیر مسلمان هم بگید بگید اونا اجماع کردن یهودی ها پس اجماعشون قبوله ملحدین اجماع کردن و اجماعشون قبوله یعنی اگه قرار باشه یه ادهه اجماع بکنیم این لابد یه دلیل قطعی داشتن خب ملحدین اجماع کردن خدا نیست لابد اونا یه دلیل قطعی داشتن پس اجماعشونو ترکب حرف قبلی معلومه اینا دنبالون مدرکه هم دیگه آره اون اشکال هسته همونه آره خب همین ما میگیم ببینید اولا اون اشکال هفت که اصلا اون اجماع مدرکه خارج هست اصلا خارج هست شما میخواید اجماع رو در عرض غیر از این که این اشکال دوم و سه وام در واقع میخواید بگید که اجماع به اسطلاح در اینجا کاشیف هست از اینه که بله این قهدی ما میدونیم که اینا به این رعی رسیدن و ما میدونیم البته از مدرکی هم هست علکی که به این رعی نرستن اما ممکنه که اون مدرکه اشتباه کردن اگه مدرک دست ما هست که اون مدرک ملاکه اون رو اجماع میذاریم که اون رو مدرک رو بررسیم کنیم مدرک در دست ما نیست میگیم شاید اشتباه کردن نمیشه این رو واقعا بسیار چیز کردن مگر یه جویی باشه که اشتباه ممکن نراشه مثل امسالان که دیگه مدرکش هم هست آیات فراموان روایات فراموان دیگه امکان اشتباه هست بنابراین اولا این استدلال اجماع احل سنت اثبات نمی کنه این اجماع مدرکیه که به مدرک مراجعه بشه یا اونی که ما میگیم اگه معصوم توش باشه اونم باید احراز بشه که معصوم توش باشه اولا سانیانم این اجماع اثبات میکنه اشتباه کردن و اگه قرار باشه اجماع یه گروهی رو شما حجت بدونیدین اجماع غیر مسلمان هم باشه فرقی میکنه اونا بلاخره دین داشتن یهودی هم تو دینشون یه چیزی لابد بوده که قطعی بوده مثلا ممکنه بوده برای قطعی نبوده قطعن هم همینجوریه یعنی اشتباه کردن دیگه اونا اونا یا کذبه کذبه اگه بگیم نیست اشتباهه بنابراین این اثبات نمیشه خب اینم سه تا اشکال بر این اشکال های دیگه هم گرفتن که اون رو نیازی دیگه نیست خب این تمام شد این باید اول تمام شد بحث ما اولین بحث بعد از مقدمات مثل تاریخ جو مثل الفاظ قاعد و اینا اولین بحث این بود که مستند قاعده چیه دلیل قاعده چیه اولین قول این بود که مستند قاعده اجماع و گفتیم که اجماع نمیتونه مستند این قاعده باشه چون اجماع اعتباری نداره عدله مجبور شدیم عدله قرآنی و روایی و حالا عقلیه اینا رو برای اجماع بحث کنیم و نخت کنیم و بنابراین دیدگاه اول درست نیست که مستند قاعده اجماع باشه دیدگاه دوم که معروف ترین دیدگاه هم هست اینه که مستند قاعده عقله و این دیدگاه معتقده که عقل در واقع جایی که زرر حالا بعدم بحث میکنیم اون بحث های بعدیه که زرر باید چجور زرر شامل چیه شمول زرر رو بعدم بحث میکنیم و زرر احتمالی این احتمال درجه چیه رو اونم باز بعدم بحث میکنیم یعنی چند تا بحث که داریم مهمترینش همین هست فعلا تو من مستندش هستیم فعلا میگیم که دفع زرر محتمل فعلا اجماع زرر محتمل قبلن روی زرر محتمل اجماعی بحث کردیم که زرر چیه محتمل چیه اما بعدن تفصیلا هم بحث میکنیم خب این میگه عقل عقل میگه اگه زرر احتمال داشته باشه که زرر پیش بیاد باید اینو دفع کنیم و خب اون کسانی که حسنقوب عقلی قبول دارن نوعا اکثرا همین دیدگاه رو دارن خب اینایی که این دیدگاه رو دارن گروه هاشون اگه بخواییم بگیم خب گروه یکی از گروه ها معتزلن خب معتزل مرسوس گزارش از اون معتزلش اون معتزل نمیدونید کتاب هاشون اکثرا از بین رفته اون عبو لزیل و واصله ابن عطاو اونو نمیدونم اونو که اصلا چیزی بده حتی عبو علی جبایی و عبو هاشی اونو اینا نیست کتاب هاشون دیگه مهمترین شخصی که کتاب هاش هست همه قاضی عبدالجباره بعضی هم هستن دارن کتاب هایی ولی این وحس نیست این وحس ها توش نیست برنامه گزارش ها نشون میده طبیعی هم هست که معتزل اصلا معتزل نخستی این مسئله رو بدیهی میدونستن عقلی بدیهی چون خود عقلم باشه عقل میتونه بدیهی باشه میتونه نظری باشه عقلی بدیهی میدونستن لذا استفاده کردن تا زمان مثلا قاضی عبدالجبار معمولا از این استفاده میگه خود قاضی عبدالجبار یه خود بحث کرده راجب قایده که مثلا شرایط شعینه رو بحث کرده خب مهمترین جایی که معتزل استفاده میکردن از این قایده همین واسه اولین تکلیفه که چیه میگفتن نظر نوحرفت الله و در مورد نظر هم میگفتن این قایده اثبات میکنه دفع زرر محتمل اثبات میکنه که باید تحقیق بکنیم نظر بکنیم در مورد خدا و دین خب اشایره هم در واقع وجوب نظر قبول داشتن منتا اونا دلائل نقلی میابردن ولی خب اینا در واقع استدلال معتزل این بود که در مورد تعمل و تفکر در مورد خدا دفع زرر رو در پی خواهد داشت دفع زرر هم واجبه بنابراین تعمل و تفکر و نظر و استدلال واجبه چون تعمل و نظر دفع زرر میکنه دفع زرر هم که واجبه پس تعمل و نظر واجبه ایچه اینجوری گزارش میده میگه امال معتزله فهازهی طریقتهم الا انهم یقولون المعرفه واجبتون اقلا لانها دافتون للخوف الحاصل من اختلاف و غیرهی و هو با زررون خوف حاصل دفع میکنه خوف رو و غیر خوف رو که زرر باشه و دفع و زرر انه نفس واجبون اقلا هم خوف رو هم زرر رو دفع میکنه و دفع زرر هم که واجبه خب قبلن تو بحث تاریخ چه گفتیم که متکلمینی که اینا از اینا نقل شده که اینا این قاعده رو قبول داشتن و استفاده کردن در بحث نظر وجوب نظر از نظام که غره دوم و سومه جاهز همینطور خیات باز به همین صورت نه خیاتی خود دیره سومه چارم عبار حسین بسری قرن باز چارم و پنجم خب اینا استندلال کردن کبی رئیس محتزل بغداد رو هم گفتن بعد فخرازی جاهز و خیات و کبی و عبار حسین اینا رو گفتن این رو قبلن ما نقل کردیم بنابراین میخواه از اینجوری میده بنابراین شاگرد شاگرد عبار حسین یعنی شاید باید بتونیم بگیم آخرین تقریبا یا آخرین باز ما حالا مگر اینکه مثلا زمخشری و اینا رو نصاب بکنیم بلا از اونهایی که مهم من ملاهمی دیگه آخران کتاباش هم هست یه فعم ما طریق و وجوب آها این در بحث امامت البته در بحث امامت فقط اخترف علماء فیزالک فقالت الامامیه و بس سمبل اق و ربما یقولون لا طریق الهی ها الا لق و قال ابو علی و ابو حاشم طریق و وجوب آها از سمبل اق و قال جاهز و ابوحاشم و غاسم طریق و وجوب آها الاغ و سمبل اختار هزا از شیخ عبالحسین رحمه الله و دلال لزالک که دلیل امامت چرا به اسطلاح واجب است امامت چیه که چرا اقلا واجب است و دلال لزالک این خبه ان نفیها دفع و زرار ان نفس و زالکه واجبون پس امامت باعث دفع زرار میشه دفع زرار هم واجبه پس امامت واجبه اقلا اینا در اصل بحث و جوبه امامت قبول داشتن یعنی همه قبول داشتن فقط یه گروه یه از خوارج قبول نداشتن ویلا منطقه اونا اشایره میگفتن دلیلش نقله معتزره امامیه میگفتن دلیلش اقله منطقه فرق ما و معتزره اینا اینا هم میگفتن واجب است اقلا بر مردم نسبه ما ما میگیم واجب است اقلا بر خدا تفاوتشون بلکه ویلا هر دو اقلا واجب میدونن دلیل هر دو هم حالا دقل دلیل معتزره حالا امامیه که دلائل دیگه هم دارن امامیه بیشتر به لطف استدلال میکنن لطف میکنن اما استدلال میکنن اما معتزره به خواهده دفع زرر استدلال میکنن دفع زرر واجب امامت هم باعث دفع زرره چون امام نباشه جامعه هر جو مرج میشه قتل و حالت میشه چی میشه؟ چی میشه؟ پس امام واجبه منتا امام و مردم واجبه نصف امام و مردم واجبه همینطور گزارش شده که ابو حاشم جبایی در مورد عم به معروف و نیازمون کرد در بعضی موارد به این قاعده تمسید میکرد چون معتزره اختلاف دارن دیگه راه اثبات وجوب عم به معروف و نیازمون کرد چیه؟ بعضی ها میگن دلیل شرع عم به معروف بعضی ها میگن عقله بعضی جاها عقله بعضی جاها شرع حاضر عبدالجبار اینجوری میگه میگه اما دلیل شرع زهب ابو حاشم الا انو انما یولم و سمعن الا فی موز انواهی همه جا سمعیه پدرش میگه هم عقلی هم سمعی پسر میگفت سمعیه نقلیه الا در یه مورد البته ایشون نمیگه اینا سمعی نیست سمع قبول داره یه جا میگه عقلن میگه پدرش که میگه نه همه جا هم عقلی هم نقلیه این میگه نه کلن عم به معروف از فروه دینه و نقلیه مگر اینجایی که زرار محتمل باشه که دفع زرار اختضا بکنه از شما همینشه همین جوریه به خصوص تو محتضله اینقدر بحث زیاده که اینا جز رسول دین گذاشتن پشتا چون اینا دیدگاه های