اصلا نوع اسلامی بلکه بقیه انواعش با الهام از نوع اسلامیش تمام آلم رو فرار گرفته امام رو پدر بنیادگیرائی در عصر جدید میدونن و کسانی که میگفتن عصر پایان ایدئولوژی است و همه ایدئولوژی های بشری هم مثل ادیان به بایگانی تاریخ رفتن دوره دوره لیبرالیزم و تجربه گیرائی و سود مهوری و این حرف هاست حالا دارن میگن که ما در طول تاریخ مدر در طول چند قرن در هیچ جای جهان چون این وضعی که الان شاهدش هستیم تجربه نکرده بشر و شاهدش نبودیم و هیچ کس پیشبینی نمیکرد که نفقط قدرت اجتماعی دین بازسازی و تقویت بشه بلکه قدرت جنبشی دین جریانسازی و جنبش آفرینی نهزت دینی دوباره سراسر جهان رو بگیره و مرگیره مرگیره هر کزش و نقطه شروعش ایران بود بعد از او این حرف ها مطرح شده تو دنیا انقلاب مردم بریزن تو خیابون با شعار تکبیر حکومت بکشن پایین اینا اصلا سابقه نداره در تاریخ نه شمال آفریقا نه قرب آسیا نه جهان اسلام نه جهان عرب هرگز جنب اتفاقاتی در تاریخ نیفتده بود همه اینا بعد از ما بعد از انقلاب ما انقلاب اسلامی افتده بنابراین دین نه تنها در عرصه خصوصی ماند بلکه به عرصه عمومی بازگشت نه فقط به انوان سنت و عادت بلکه به انوان جنبش و نهزت و نه تنها به انوان جنبش اجتماعی از هاشیه به محض آمده بلکه امروز صحبت از بنیادگیرائی دینیست در سلاسر عالم شعار تشکیل حکومت دینی با روی کرد انقلابی و مردمی بنابراین به تمام معنایی ایک اصل جدیدی آغاز شده شاید بشه گفت اولین گام هایی که این اصل جدید برداشته شد همین نهوه دولت مردی رجائی و با اونا را امسال اینا بود چون قبلش که خب مرحوم بازرگان و بنی صدر و اینا نه که بخواییم میگم آقای مرحوم بازرگان مذهبی نبوده لا مذهب بوده نه شخصاً آدم مذهبی بود ولی ترز دولت مردی سردی سبک دولت مردی بازرگان و بنی صدر با اینا یه تیپ هم نیستن با هم متفاوت بودن اما سبکی بود که در دنیا غرب شناخته شده بود اما سبکی که رجائی شروع کرد رجائی و با هنر یه سبکی بود که دنیا شناخته شده نبود یه آدم یک دست فروش از کچه پس کچه های قذوین یا مرتبه باشه بیاد و معلم و بعدا بشه نخص وزیر توازوش شخصیتش روحیاتش زندگیش کنش همترین تغییری نکنه بلکه متوازع تر بشه انتقاد پذیر و بدون عداب و تسنه و ریاکاری واقعا دست کارگر و زحمتگیش و زراعتگر و اینا رو ببوسه و واقعا لذت ببره از خدمت با اونا تو سازمان ملل هم که میره دارن عدای روشنفکی و حقوق بشری قلابی در میارن جرابش در بیاره کف پاشی نشون بده و بگه ای هم حقوق بشری شما ای هم رد شلاغایی که زدیم زیر نظر کارشناش هایی شکنجه خود سیاه که بعد دیدن حرف نیم تونن بزنن گفتن ها این مملکتی که رئیس جمهورش دست فروش بود و اینقدر هم عدب دیپلوماتیک نداره جرابش جلوی خبرنگار ها در میاره کف پاشی نشون بده این دیگه حد اکثر فحش ها و احانت هایی بود که خواستن بدن و نمی فهمیدن اینا همه به ذره شد برای که به دنیا خودشون مجبور شدن نشون بدن که این چیزی که ما به نام گفتمان مدرن دولت مداری تعریف می کردیم چه نوع چپ سوسیالیستی و حزب سالار و دولت سالارش و چه نوع راست لیبرالیستی و سرمایدار سالار و کمپانی سالار اینا هیچ کدوم حقیقتن مردم باور و مردمگران نیستن هیچ کدوم حقیقتن مردمی نیستن این نشون می ده که ایک سیستم چی بوده از متن خلق می جوشه و به تعویر از تعمیر بالا و پایین و به هم می رزدیم اینجوری که همه کنار هم بشینید و همه ریش بذاریم و همه هجاب داریم و همه سبح کمالله و مساکمالله از این حرفا بکنیم و بعد همه برادران و خوهران اینجوری نیست یک کاری میکنم زیر رو تون میکنم این تعبیر خیلی تعبیر مهمی از تعمیر رسمن به طرف داران خودش کف کاری میکنم که پرده ها رو بزنید کنار و باطناتون رو نشون بدید نمیگذارم مجاهد و منافق مجاهد و قائد مؤمن و منافق کنار هم با زواهر نسل هم ادامه بدن یک کاری میکنم که سر قدرت سرورت شهورت سر دراهی دنیا و آخرت قرار بگیرید و مجبور بشید انتخاب کنید سابقتون هم هرچی مخواد باشه کاری میکنم که علیه من شمشیر بکشید به خاطر شعارا یک کاری میکنم که نزدیکترین کسان به من با من در بیفتن و این تعبیر که لطو بلبلون نبلبله آزمایش های بزرگ پی در پی این دولت کریمه اینجوریه خیلی دولت سختیه پدر آدم در میره دولتی که به دولت مردان خوش میگذره دولت کریمه نیست دولت رزیله دولت کریمه دولتیه که به دولت مردان سخت میگذره به مردم خوش میگذره یک نکته دیگه این که درسته که بحثای نظری و مبنائی در قرآن و روایاتو اینا زیاد شده راجبه ای که حکومت اسلامی از نوع قلابی اوموی نه از نوع از او حکومت اسلامی های سخت و واقعی از نوع علویش اینا چه شاخصه هایی داره و چه آثاری داره تو جامعه و چجوری میشه اینا رو تشخیص داد از غیر خودش چون جهان اسلام دو نوع حکومت اسلامی دو مودل حکومت اسلامی رو همون صدر اسلام تجربه کرد یک حکومت بعضی خلفا ایک بخش اساسیش پس از ایشون یه مودلی از حکومت اسلامی تجربه شد که زواهرش با زواهر حکومت امیرمونی یکی بود با زواهر حکومت پیانبر یکی بود ولی تو جهت محکوص رو میرفتن یک سری بحثای نظری حتما لازم توی باب مدام بشه ولی واقعیت قضیه که مشکل اصلی ما مشکل نظری نیست یعنی خودم رو میگم همه رو یعنی هر کسی تو هر حوضه کار میکنه مشکل اصلی ما مشکل نظری نیست مشکل عملیست من این خطبه حضرت زهران رو اینجا دیدم اولا که من اینجا بگم این اسم فدکیه به نظر بنده توحینه به حضرت زهران سلام الله علیه هاست توی خطبه گذاشتم من نمیدونم کی اسم فدکیه رو اول گذاشت و فقط برای تشخیص اگر بود اشکال نداشت ولی کم کم شده انوان خطبه وقتی میگه خطبه فدکیه یعنی حضرت زهران سلام الله علیه ها آمدن کل او سخنرانه رو کردن برای قطع زمینی به نام فدک و این توحینه به حضرت زهران سلام الله علیه هاست و این خطبه که اسمش میذارن فدکیه خطبه توحیده خطبه فلسفه دین نبوته خطبه امامشناسیس خطبه فلسفه تاریخه خطبه تفسیر قرآنه خطبه فقه و ارفان و کلامه به قضیه به فدک به انوان فقط یک مثال اشاره شد در واقع خطبه عدالتی اگر به من بگن اسمی چی میدونم بگم بگم خطبه عدالت خطبه توحید و عدالت مهورش حقوقه سر بحث فدکم که ایشون اشاره میکنن از این جهت که دختر پیامبر خدا رو روز روشن نادیده میگیری با بقیه حقوق بقیه مردم چی خواهید کرد نه ای که حضرت زهرا آمدن بیرون و تمام جهاد بزرگ حضرت زهرایی بوده که بیان زمینشون رو پس بگیرن یعنی تمام دنیا رو بهش عرضه کردن پس زده به حضرت فاطمه چکی سفید امرا دادن پس زده بعد برای یک تکی زمین میاد اشون ارفان میزنه و بعد شما میدونید وقتی حضرت امیر حکومت دستشون آمد زمین فدک رو پس نگرفتن این خودش خیلی منادره چون اگه میرفتن زمین فدک رو از انوال دولتی بیتون مال پس میگرفتن دوباره برای خودشون معنیشی بود که ما یک بخشی از مسئلهی که با شما ها داریم سر مسئله شخصی من از جمعه فدکه حضرت امیر در زمان حضرت امیر در روایات بنده هیچ جا ندیدم اگه کسی دیده بیاد بگیر و این بررسی کردم و ندیدم و از بزرگان هم پرسیدم حکومت حضرت امیر که تشکیل میشه که همه حقها رو به صاحب حقها بر میگردونه فدک رو بر نمیگردونه و بعدها وقتی حکومت به موسید جعفر میگه که آقایی فدک مرزاش رو بگید دعوای ما و شما تمام بشه فکر میکنه میخواد دعوا رو کاهش بده به سریعه یک تیکی زمین و دعوای شخصی دنیا و اینا موسید جعفر سلام علیه تبقیه اونق میگن که اگر گفت آقایی مرزای فدک رو بگید پس بدیم این قائله تمام بشه موسید جعفر گفتن که مرزای فدک رو اگر بگن پس بدید گفت بله گفتن از سواهل میدیترانه تا آمودریا و از کجا تا کجا یعنی کل جهان اسلام یعنی دعوای ما با شما سر فدک نیست سر عدالته سر حقوق امته سر اسلامه گفت نه دیگه آقا اگر مرزای فدک اینقدر زیاده و اینا نه دیگه همون دست خود من باشه بهتر بنابراین خطبه فدکیه نگذاریم اسمی رو یه عبارت از همین خطبه برای تون بخونم و بعد روایتی که آوردم خدمتون عرض بکنم این درگیری هایی که پیش میاد یه بخشیش ظاهر نظری پیدا کرد اما واقعیتش خیلی مسئله نظری نبود بیشتر بحث منافع و اینها مطرحه تعبیر ازده زهرا ملاحظه بفرمایید حالا خودتون بعدن این توی صفیه بفرمایید که توضیح میدن قبلش خطرات مشکلات مجاهدت ها که در بدترین سحنه ها پیامبر علی رو میفرستاد به کام خطر و اینا و شماها کنار میکشیدید میترسیدید نبودید بعد که پیروز شد وقتی که همه چی روشن بود دوباره آسیا به اسلام به حرکت در آمد گلوگاه شرک گرفته شد شرک زمینگیر شد دروغ از او حالت فوران بیرون آمد و زربه خورد و چه آتش کنید خفر خاموش شد و فلان و نظام دین انتظام پیدا کرد حالا این تعبیر که مسئله شما مسئله نظری نیست فهمودن مشکلتون مشکل نظری نیست که بعدن روی ای ما نمیدونیم یک کسی نیامد شباهات ما رو جواب بده فهمودن این مقدار رو همه تون میفهمید وقتی این اتفاق افتاد فَأَنَّاهِرْتُمْ بَعْدَ الْبَيَانِ بعد از این که همه چیز برای شما به لحاظ نظری روشن بود چجوری گیت شدید چجوری شد که گیت شدید گیجبازی در آوردید وَأَسْرَرْتُمْ بَعْدَ الْاِئْلَانِ بعد از این که همه چیز آشکار شد یه مرتبه چجوری دوباره پنهان شد حقیقتی که طلوع کرد و همه دیدید چجوری یه مرتبه غروب کرد این تعبیر اصل زهرا یعنی که شما مشکلتون مشکل نظری نبود که آقا جلسه پرسش پاسخو اینا بذاریم ما مثلا روشن بودیم نه فهم دادن که بعد البيان هرتون این حیرت این حیرت بعد از بیان جهل نیست گیجبازی عمدیه دلیلش اینی که منظور هست زهرائینه بعد فهم دادن و نکستون بعد الاغدام یه وقتی همه چیز برای تون انقدر روشن بود اغدامم کردید آمدید تو سحنه چطور برای تون تاریک بوده در حالی که حزینه شم پرداختید تو سحنه آمدید جهاد آمدید انقلاب جنگ فداکاری های نبود این اغبگرد بعد از اقدام یعنی چی؟ نکس بعد الاغدام این یعنی که شما مشکلتون مشکل تهوریک نیست و اشرکتون بعد الامان مسئله برای تون روشن شد ایمان آورید بعد دوباره شرک ورزیدید و بعد فهم دادن بؤسن لقوم نکث و ایمانهم من بعد اهدهم وای و بدره بدا به اون مردمی و به کسانی که بعد از اینکه سوگندهای محکم خوردن سوگندها رو شکستن و زیر پا گذاشتن و چه و چه و تعبیر دیگه که اینجا دارن که همین حالت که میگم این خطرناک اگه وقتی سراغ ماها بیاد دیگه همه چی تمومه هزار تا هم کلاس ایدولوزی و نمیدونم سخنرانی و منبر و کتاب های کتاب ها رو چاب کنیم با وراغای اینجوری و اینا دیگه فایده نداره اون تعبیرشون اینه مججتم مججتم صفحه 25 مججتم ما وعیتم خیلی تعبیر قشنگیه مججتم ما وعیتم و دسعتم ولدی تسلقتم میگه همه میفرماد همه اون چی که با اون ارزش هایی که با اون گوارایی نوشیدید همه رو قی کردید همه رو قی کردید همه رو بلا آوردید همه در اون ارزش های گوارا اون نوش ها به معرفت و عمل و اخلاسی که در زمان پیانبر نوشیدید همه تون آمدید تو سحن فداکاری جبه رفتید انقلاب کردید زندان رفتید فلان کردید از مال جانت آورد همه چیز گذشتید ولی بعد دوباره تمام اون ارزش ها رو بلا آوردید استفراخ کردید به نظرم از این تعبیر زیباتر برای انحتاط انقلابیون و انحتاط تدریجی یک دستگاه و تشکیلات از این زیباتر تعبیری وجود نداره و اصلا ممکن نیست از این بهتر تعبیر کرد این رو به نظرم همیشه مدد نظر همه من داشته باشیم حضرت امیر در هر جور بلاغه هستی تعبیر رو دوستان ببینن این همه چیزهایی که باید همه من حفظ کنه فرمودن که خداوند گاهی از زبان مردم راجع به حاکمان داوری میکند خیلی تعبیر عجیبی از حضرت امیر یجری علا علسن عباده خداوند داوری میکند بر مورد مسئولان حکومتها علا علسن عباده از زبان مردم از زبان بندگانش نمیشه حکومتی ظالم باشه مدیرانی ظالم باشن مردم بگن اینا عادل هستن نمیشه عادل باشن مردم بگن اینا ظالمه شما میدونین زمانی هم که پوست کردن به حق مردم نگفتن اینا ظالمه مثلا وقتی مردم امام حسن رو تنها گذاشتن مردم نگفتن که امام حسن ظالمه معاوی عادل اینا نگفتن گفتن آقا شما عادلی شما درستی متها ما دیگه حالشو نداریم حزینش سنگینه بیشتر از این دیگه ما حال نداریم شهید بدیم مقاومت بکنیم ولش کنیم نگفتن که تو ظالمی او عادله یا ما نمیدونیم شما ظالمی یا شما ظالمی نگفتن امام حسن آمد توی مسجد سخرنه کردن گفتن مردم دشمن داریم میاد انتخاب کنید بین اززت و شهادت از یک طرف با ظلت و زندگی سگی به هر قیمت اگر پاوای میستید نیستید من به اونا بگم به معاویه بگم نه اگر بخوای تسلیم بشید حکومتو بگیره من دیگه به زور کنیم تنم شما رو ببرم به زور کنیم تنم ببرمتون به بهش مجاهد زورکی که نمیشه که شروع کردن اکثریت همین رزمنده های سابق و اینا البقیه البقیه یعنی آقا زندگی زندگی ما دیگه حسن نداریم سه تا جنگ تحمیل شد اونجاییم میدونیم علی حق بود جنگ رو اینا شروع کردن ولی دیگه حالشون نداریم میخواییم سرمونه به نظر پایین زندگی خب اونجایی با مثلا از منبر آمدن پایین فرمودن که من بیش از این تکلیفی ندارم تکلیف من تغییر کرد اون زمان نگفتن گفتن تو آدلی ما حاضر نیستیم حضینه ادالت رو بپرزیدیم این میشه اما که مردم بدن اقا اینا آمدن همه کارا که قبلی هم میکردن این هم دارن میکنن این خطرناکه خیلی میزنه زمین نابودمون میکنه ولی در این حال مباحث نظری فوقلاد مهمه در مباحث فلسفه سیاسی و علوم سیاسی و تعریف دولت و کار کرد دولت و تعریف دولت کریمه من از این جهت چند نکته رو یاد داشت کردم خدمتونو عرض میکنم نکته اول که این وحس پیشرفت و توصیل ها میشه خب یک تفاوتی بین علگوی پیشرفت اسلامی حالا تعبیر جدیده و اصلا حرف همو امران اسلامی است که در روایات ما هست یک مرزیست بین دو جریان باز از دو طرف انحراف یکی جریانی که میگه پیشرفت بدون دنیا مهوری نمیشه که این همین تفکر است که در هر دوره نمایندگانی داره در این دوره ما هم تفکر لیبرال سرمایی داری حامل و محمل اصلی این گفتمان و این تفکره که آقا نمیشه پیشرفت کرد مگر این که سکولار بود سکولار یعنی دنیا مهور یعنی آقا اصالت دنیا همین سروت قدرت و پیشرفت مادی فقط مهم است یک تفکر همین یک دیدگاه دیگه همین تفکر رو داره ولی نقطه مقابل رو انتخاب میکنه میگه بله همینه ولی ما پیشرفت رو انتخاب نمی کنیم ما معنویت رو انتخاب میکنیم لازم هم شد میریم تو قارا این جریان هم هر دوره یک سخنگویانی داره بعدشون هم واقعا حسن نیت دارن به شکلهای مختلف یعرفان رو میزنن مثلا این جریانی که به نام جریان تحجر امام میگفت مگفت ولایتی های بیدین یک دونه امام توی که صحبتش گفت این ولایتی های بیدین که مثلا اون موقع خیلی تحجر ولایتی بیدین ولایتی بیدین همه متحجرین بودن که زمان شاه تقییه میکردن زمان خمینی تقییه نمیکردن در مبارزه با امام دین از سیاست میگفتن جداست به این معنی که شاه و صدام و امریکا و اسرائیل همه باشن به ما ربطی نداره به ما ربطی نداره خود آقا باید بیان درست کنن اینا قبلش که آقا نیامدن میگن آقا بیا آقا بیا آقا بیا ما مسئولیت نداریم وقتی هم که آقا میاد بهشون بگی آقا اومدن بسم الله بیان تو سحنه خود آقا اومدن دیگه ما دیگه وظیفه نیم ما در محضر آقا ما قلط زیادی بکنیم مطمئن باشید آقایم بیان اینا بازم یه بانبولی در میارن چون او کسای زمان آقا میان تو سحنه که قبل از آقا آمدن تو سحنه هر کس در عصر غیبت تو سحنه نمیاد مطمئن باشید در عصر حضورم نمیاد و هممون دیدیم که تو لحظاتی که باید از جان و مال آبرو گذشت به تعبیر سید و شهده قلط دیانون اونای که حقیقتن به اصولی معتقدن تدادشون خیلی کمه سر صفره همه سلوات مفرستن اما تو خط زیر آتیش چند نفر رای مفرستن سلوات مفرستن زیر هفتاد و دو ساعت بمباران شیمیایی چند نفر رای مفرستن کیا خط مقدمشون احواز بود کیا میرفتن زیر تانگ های دشمن و میامدن بیرو بله تو لحظه های خطر صادق و کاذب راحت شناخته میشن تو لحظه سلو و سر صفره حکومت و تقسیم مسئولیت صادق و کاذب اصلا شناخته نمیشن بعض وقتا کاذب از صادق جلوم یفته بلکه یک کم باید نفاق بلد بشه اما تو لحظه که باید ولی ازا شما میبینید تو لحظات خطر صفا بیشتره تعداد کمتره ولی صفا بیشتره و هیچ کس نمیخواد برای کسی هیچ کس برای کسی عدادر نمیاره هیچ کس به هیچ کس گزارشکار نمیدرزن هیچ کس به کسی نمیاد دیگه من فلان کار کردم چیکار همه های هم دیگه مخصوصی هستن تیپ کار ها هر جامعه اینجوری عمل کردیم ولی تو دولت یعنی مسئولین ما هر جا اینجوری عمل کردن این شده دولت کریمه مثل کارهایی که جهاد میکرد جهاد سازندگی دهی اول جهاد که دهی اول انقلاب بود چجوری بود کسی اصلا دنبال ای که به کسی گزارش بده که آقا من رفتم اینجار این کارها رو کردم اونو به درکتو مخوایید بفهمید مخوایید نفهمید اونو به درکتو کردم اونو به دولت کریمه خدا شاهد دنیا رو به هم میرزه دنیا رو به هم میرزه چون مردم دنبالت رو هم یافتن آشغت نوکرتن دنیا گرائی اسلامی نفی آخرت نیست این در برابر گفتمان سغمایداری قرم و آخرت گرائی اسلام نفی دنیا نیست این هم در برابر تفکره که به نام معنویت های شرقی بیان میشه و شما میدونید شکل های پیچیده هست همیارا تو جامعه ما هم هست یک شکل جرانه هایی که به نام مقدس معابی آدم های مقدس متحجرن به شدت آفیت طلب به شدت آفیت طلب همون ولایتی بیدین که امام میگه ولی اون همه اصولی که در مزامین اهل بیت آمده که تعریف میکنن که دین حقیقی چیست که یه وقت من گفتم این روایات ها رو اگر بنشیم کنار هم بزنیم میبینیم اصلا میبینیم گاهی ما محیطایی رو که ما میگیم مذهبیه اصلا با تعریف اهل بیت کلن ضد مذهبه این که فکر کنیم دولت دینی و مدیریت دینی همینه که ما زواهر مذهبی رو رایت بکنیم ولی که تو نوع مدیریت و حکومت مهم نیست که با مردم با حقوق مردم با وقت مردم با کرامت مردم چی بوده برخود میکنه یعنی دولت کریمه ای که مردم رو کریم ندونه به کرامت مردم کار نداشته باشه خب اینا نیست تو تحریف فرمودن که یک حکومت و دولت کیس سقوط میکنه وقتی که چهار چیز رو جا بزا کنه یک تزهیق اصول و تمسک بالفرو جای اصل و فر رو عوض کنه با هم دیگه ای که این دوتا رو با هم جا بزا کنه اصول و فرو رو دوتای بعدی ارازل و افازل رو تقدیم الارازل بگرده آدم های رزل بیشخصیه بیشخصیت رو پیدا کنه آدم های بیشخصیت و رزل که نه اصولی دارن نه تعهدی دارن هیچی برای شما این نیست جزی که سرکار بمونن و منافعشون تعمیل میشه میگرده دنبال آدم های رزل اینا رو دروبر خودش میکنه تو مدیریت فرمودن این چون این حکومتی اسلامی نیست و سقوط هم میکنه و تأخیر الافازل انسان های فازل دردمند اهل فهم رو چون ممکنه انتقاد کنن پیشنهاد کنن یا وقتی یه چیزی میگه ازش بپرسن آقا چرا این کار داری میکنی اینا رو بندازه اقع این یک شاخیف فرمودن که اکثر مردم یتلبون الفضول و یدعون الاسول مسئله اصلی بشریت رو زایه میکنن زیر پا میگذرن و دنبال یه چیز اضافی که واقعا اگر اونان نباشه هم هیچ صدمهی به فضیلت و عدالت و حقوق مردم نمیخونه اونا رو براش رخ میگذرن سرمایه گذاری میکنن من طلب العقل المتعارف اگر کسی و حکومتی و مدیریتی میخواد همین عقلانیت متعارف رو داشته باشه نمیگم الان خیلی سوپر عقلانی فل یعرف صورت الاسول و الفضول باید بتونه تفکی کنه اصول و فضول رو از همدیگه در مدیریت چی چیزای اصلا چی چیزای فضل یعنی اضافی هم وقت ما محدود ببینید حضرت میفرمایید که وقت شما محدوده خب ذهنتون محدودیت داره بودجه حکومتیتون محدوده مسائل بیرون نامحدوده این که ما این وقت و این بودجه رو در درجه اول صرف چی بکنیم بعد چی بعد چی و صرف چی چیزایی حتما نباید بکنیم میفرمایید که احلابت میفرمایید که تشخیص اینا که چی چیزای اصولا چی چیزای فضولا این مهور اصلی مدیریت و حکومت و السلام علیکم و رحمت الله رسانه دینی رادیو معرف سلام فضیلت و فطرت و قرآن و حکومت و احل بیرون روشنگرمان روشنگرمان اسلام همیشه سایه اشتباه سرمان اسلام همیشه سایه اشتباه سرمان پیام ولایت پیام ولایت در خط محمد و حقیق در خط محمد و حقیق روح خدا روح خدا نور دل او قامن ایره رهبر خواه نور دل او قامن ایره رهبر خواه نور دل او قامن ایره رهبر خواه نور دل او قامن ایره رهبر خواه نور دل او قامن ایره مشعل های معرفت عربی است در همه تاریخ اسلام تا امروز کسانی که حتی زینب را و پدر زینب را و پدر سکینه را قبول نداشتند و ندارند اعتراف می کنند که سکینه علیه السلام یک مشعل معرفت و دانش است این راه را رفتن به معنای دور شدن از دانش و معرفت و بیرش جهانی و روشنفکری و معلومات و آداب نیست اینها ورای اونها است زن اسلامی زنیست که راه را درست می رود هدف را درست تشخیص می دهد و در این راه حاضر به فداکاری است و چنین زنی عظمت می آفریند همچنانی که زنان ایران ایرانی که زنان ایران عظمت آفریدند اینها تعارف نیست اگر زنها به انقلاب نپیوسته بودند انقلاب پیروز نمی شد جوانها از خانه ها برای پیوستن به صفوف انقلاب بیرون نمی آمدند مادرهاشون نمی کذاشتند مادرهاشون حد اقل اونها را تشویق نمی کردند اگر زنها دل در گروه انقلاب نداشتند مردها اینجور آزادانه در صفوف انقلاب جانفشانی نمی کردند نقش زن هم به طور مستقیم هم به طور غیر مستقیم در انقلاب یک نقش برجسته است و مجموعا نقش اول است در جنگ هم همینجور بنده با خانواده های معظم شهده دیدار و نشست و برخواست زیادی داشتند در کمتر خانواده شهیدیست که روحی زن مادر از روحی پدر بالاتر نباشد اقلب خانواده شهیدیست که روحی زن مادر از روحی پدر بالاتر نباشد در خانواده ها روحی مادر شهید از روحی پدر شهید بالاتر است این یک چیز فوق العاده است این نقش زنان مؤمن را در این انقلاب نشان می دهد زنانی که استادند برای پیروزی انقلاب برای پیشرفت مقاصد انقلاب و همه چیز را فدا کردند برای اهداف و آرمانهای الهی و اسلامی خود این نقش درست است برای زن اما اون چه که الگوی غربی و اروپاییست نقطه مقابل این است این دو با هم جمع شدنی نیست در الگوی اروپایی زن مسئله این نیست که اونها می خواهند زن آلم باشد اما اسلام نمی خواهد زن آلم باشد اونها می خواهند زن در مناسب اجتماعی و سحنه اجتماعی باشد اسلام نمی خواهد این نیست قضیه اسلام زنهای آلمه بزرگ پرورش داده است امروز هم در جامعه ما مشاهده کنید متخصصین زن دانشمندان زن پزشکان زن محققین زن هنرمندان بزرگ زن کم نیستند عرضش آفرینند انسانهای صاحب فکر و مکتب در بین اینها هست