انشالله که شفیه هممون باشن زبن خدافزی دعوت میکنم نشان صبح درست خارج مهدویت آیت الله نجم الدین تبسیر رو بشنوید شب بخیر نشان صبح بررسی تحقیقی نشانه های مهدویت نشان صبح نشان صبح نشان صبح نشان صبح نشان صبح نشان صبح نشان صبح نشان صبح نشان صبح نشان صبح نشان صبح نشان صبح نشان صبح نشان صبح نشان صبح نشان صبح نشان صبح نشان صبح نشان صبح نشان صبح نشان صبح نشان صبح نشان صبح نشان صبح نشان صبح نشان صبح میگه چی؟ من اینا ازش نسخه برداری کردم خب بعد میگه که بعضی هم میگن که پیمبر اکم کمال علم ندارد و لا کان عند احد من بعده نه اینجوری نیست که همه چیز بدونم و بعد از پیمبر همینجوری نیست و اذا حدث شیع فی زمانن کان و لم یکن علم ذاری که خب و لم یکن علم ذاری که عند صاحب الزمان میفهمد که ممکن است و اذا حدث شیع فی ای زمانن کان و لم یکن علم ذاری که عند صاحب الزمان اوح الله الیه و الیه واحی نازل میشه برشون نمیدونم ولی واحی برشون نازل میشه خب این اقایت بعد امام جواب دادن که کذبو لعنهم الله وسترو اثمن عظیمن و به ها شیخون یقال له الفضل ابن شادان یخالفهم فی هاده الاشیا خلاصه تاب اینجا میرسد که امام فرمود هاد الفضل ابن شادان ما لنا چی کار به کار ما داره چه دستر ما اگه تعبیر من درست باشد که دستر ما بر نمیداره بله ما لنا و لهو چه کار به کار ما داره یفسدو علینا موالینا رفته دوستان ما را چه میکنه اقایتشون را متزلزل میکنه ویو زیین لهم الاباطیل شبهات را اباطیل را به اونها به صورت زیبای زینت میده وکلما کتبتو الیهم کتابا اعرض علینا فی ذالک هر توجیه من میفرستم برای خروش انگری برای دوست داران ما ایمیره به هم میزنه وانا اتقدم الیه ان یکف عنو تهدیدش میکنه دست از سر ما دست از ما بردارد والله سألتو الله ان یرمیه بمرض لایندمه نفری میشن کنه گرفتار بیماری بشود که قابل علاج نباشد لایندمه جرحه منهو فی الدنیا ولا فی الاخره گرفتار دردش میکنه به وسط دعا ندر دنیا قابل علاج باشد و ندر آخرت ابلغ موالینا هداهم الله سلامی وقرعهم بی همه هاده رقعه اینو برشون بخون این روایت مفسله برمواری خویم باز بخششو نقل کرده خیلی ظاهر است در مذمت فضل ابن شازان ایشون میفهمد که راویش کیه علیه ابن محمد ابن قطعبه لم یوثق ای آقا سقنیست فر روایتو لا یعتمد علیه قابل پذیرش نیست باز زباره یک مطلب دیگری را نقل میکند بعدم اشکال میکند آقای خوی روایت خلاصش اینه که ایمان فرمودن و اینی لحلفو بحق آبائی خدا را قسم میدن به پدرانا لئن لم ینتهی الفضل ابن شازان اگر از این حرفا دستبر ندارد شمود حرفا مذهب الارتفاع تفویض اگر از این حرفا دستبر ندارد بعد همون دعاست لئرمینه بی مرمات لایندم الجرحهو لاف الدنیا ولاف الاخره بعد تتمش عجیبه امام اینو نفرینه کهی کردن کانها دا توقیع بعد موت الفضل ابن شازان به شهرین تبجیم میکنید بعد از رهلت فضل ابن شازان به دو ماه نفرین امام رسیده که نفرینش نکرم که چیه دنیا گرفتار بیماری بشه فوت شده دیگه یه جوری میشه حب الان این بعد دو ماه قبلش بله بله میگه وکان هادا توقیع بعد موت الفضل ابن شازان به شهرین خودمون رووینه میگه بعد قضیه را نقل میکنند که چی بوده جریان فوتش فضل نشازان در ایک از رسته های به حق بوده خوارج اون روز داعشی های امروز داعشی ها ظاهران میریزن اونجا که مردم را بکشن خوارج بعد ایشون فرار میکنه خودش خلاس کند فهرعبه منهم اصابه و تعب خیری دبندگی کرده بوده ام چی میگنون در اخر استرست داشته و هم دبندگی اصابه و تعب من خوشنه تا استفرد فعتله و ماته منهو از همین قضیه بیماری فوت شد نام امام که ای رسیده بعد از فوت ایشون به دو ماه آقای خوی میفهمد که هر نکاله قد شکر داره که ازه این ارزایی حقیقه شده ازه از اسر و مخابه شده این توقیع مکذوب على الامام این توقیع است که به امام نسبت داده شده جزمن قطعا این دروغ از کیفه یعقل صدور مثل هادا توقیع بعد وفات الفضل به شهره بعد از اینکه دو ماه از فوتش خودشته امام نفرشون هم دنیا هم آخرت دیگه دیگه نیست که دیگه ایشون بعد جریاناتی را از آقای کشی نقل می کند ایشون می فهمد که اصلا این توقیعی که ما نقلیم از کی بود این توقیع مخرجهو ببینید آقاییست به نام دهقان ای که اروت ابن یحیا این الکذاب الغالی میگه ایشون هم دروغ گوه و هم اهل غلوبه بعد من می شوند که این توقیع ماه ایشونه ایشون نسبت را به امام داده هست خب نتیجه چی شد روایاتی که در مزمت فضل ابن شازان هست تمام ایراد سندی یا حمله بر تقیه شده هست پس شخصیت ایشون هیچ جای تعمل و خدشه نیست میماند نکته دوم چیه نکته دوم طریق شیخ توسی چارتون شهست بود شیخ توسی حماد شاهدسون بیمان ابن شازان محاور به نهای سیسمان تعبیر دارد سکر از ای situação اصلان امام عسکری امام حادی بعد اول something امام جواد festival منود اایه که ای نمی تونه حته من تریخی باید داشته داشتهID خب آقای خوی میفرماید که fans up کتاب فضل ابن شازان را نقل کرده احمد ابن علی ابن احمد ابن قطعیب هست شیخ توسیبی فهمات که علی ابن محمد ابن قطعیب هست ملوم شد؟ نجاشی بی فهمات که راوی کتاب کیه؟ علی ابن احمد اما ابن قطعیب هست شیخ توسیبی فهمات کیه؟ علی ابن محمد و این مطلب را در مشیخه آورده هست و در فقیه هم آمده نکته مهم اینه شیخ توسیبی در مشیخه بفضل از لبنشازان طرقی را نقل میکنه چند طریق دارد سه تا شرا اینجا میفهمد که در سه تای اینها علی ابن ابراهیم از پدر از لبنشازان در سه تای از در اما مشکل این هست که ما یک روایت درست داریم از علی ابن ابراهیم از فضل ابن شازان نداریم فقط یک روایت هست در تحذیب که ارناوشون میخواد اشکال کنه دقیق کنید دقیق دفعه فرمایید میخواد بفهمد که طرق متعددی دارد یکیش اینه خودش میفرماد علی ابن ابراهیم از پدر از فضل ولی ما تو کتاب های شیخ توسی همچنطریقی پیدا نکردیم اگر فرمایش آقای خود این باشد واقعا این اشکاله ندیده باشه اشی نوی فرماد من روایاتی را که از فضل ابن شازان نقمی کنم تو رویتیمه رقی دارم یکیش اینه حالا لازم است که در هر روایتی که از ابن فضل نقمی کنه این طریق را بیارد اگر میخواست این طریق را بیارد که دیگه نیاز به مشیخه و نیاز به بله اینا را نداشتن که از این باید میامد خب ایشون با استدا شون فرمود طریقم اینه دیگه هست من نمیدونم اگر فرمایش براموهای خوی این باشد که بالاخره جای بحثه الان این مرحوم آقای شیخ توسی طرقی به این بزرگوار دارد و خود آقای خویم تصریح میکند طرق شیخ توسی در جه های دیگه ضعیفه اما طریق شیخ توسی در مشیخ صحیحه ببینید بله کما انکلا طریقی از شیخ ضعیف الاول به همه ابن قطعه بس افثانی به حمزه ابن محمد اومد بعده خب این طرقی است که در کجا نکردن؟ در فهر است اما انه طریق شیخی الیهی فی المشیخه سحیحه پس یه طریقه صحیح ایشون به آقای ابن شازان دارد خب شخصیت فضل ابن شازان در مقدار اعتبار ایشون همین بس هشت ست تا روایت در کتب عربه ایشون دارد یک چنین شخصیتی را نمیتونیم ما به اخره کسی هم ظاهران تعمل در شخصاتشون نکرده است فقط همین معارضات بود و حل شد از همه این ها ما بگذریم این روایت خودش خودش خود خودش خود این روایت خودش قوت معتن دارد دولتونا آخر دول ولم یبق اهل بیت لهم دوله الا ملک قبلنا این خودش قوت معتن دارد و سندش هم جلد پنج هم اگر محبت کنیم چند وقت داریم بله بله جلد پنج هم کمیم سندش هم نتوانیم حلش کنیم معتن خویه لذا ما این را میپذیریم اما دلالتش را تکرار کنم بر چه دلالت دارد نه بر حکمت یا علت چی اصل غیبت بر طول غیبت استمرار غیبت چرا غیبت طولانیست برای این چون ظهور حضرت بستگی به یه اموری دارد که اون امور زمان بره نیاز به زمان دارد حب اما روایت دو روایتیست که بر جلد پنج صفه چیلوههشت معجمه امام مهدی جلد من متر اول براتون بخانم بعد صوبت سند یعنی مسادر این روایت بعدم سند بعدم به اصلاح معنای حدیث و فقه و حدیث روایت را مرهوم صدوق در کمال الدین نقل فرمودن از آقا امام جعفر الصادق علیه السلام عبدالله بن فضله هاشمی میگه از امام صادق شنیدم در اینکه این سآل نکرده و خود آقا متره برموده بودن که این لصاحبها دل امر غیبه این روایات را دقت کنید امم علیه السلام زمینه پذیرشه غیبت را فراهم میکردن با بیاناتشون برمودن که برای صاحب این امر غیبتی هست لابد منها باید حضرت غائب بشن خب نتیجه چی میشه؟ این در این مدت غیبت چه اتفاقت میفته؟ یرتاب و فیها کل مبتل اینه ایک اهل باطل هستن اینه که اعتقاداتشون رگ و ریشهی ندارد اینه هایی که بلاخره اهل ادعا هستن اینها میلخزن اینها به شک و شبهب و دیگه از لا ریبه میان بیرون میشه چی؟ فیهم ریب قلت فقلت و لما جعلت فداک؟ چرا غایب میشن؟ قال لعمرن لم یؤذن لنا فی کشفهی لکم دکار کنم اینجا امام میدونه اما معزون و معمور به گفتن نیستن در ارتباط با ظهور امام امام کهی ظاهر میشه و همچه تعبیری نداره که ما میدانیم ولی معزون نیستیم بگیم اینجا این تعبیر دارد لم یؤذن لنا فی کشفهی لکم قلت فما وجهو الحکم فی غیبتهی ظاهرن سؤال اولش چی بود؟ علت بود علت بود علت بود علت بود علت بود علت بود امام فرمدونه نه که علت ندارد دارد با معزون نیست امام خبار حکمتش حکمت غیر از علت علت یدور مداره اما اینجا در مداره اون نیست امام فرمودن که وجهو الحکمت فی غیبته وجهو الحکمت فی غیبات من تقدمه من خجج الله دیگرد بفهمه اید؟ وجه حکمت حکمت غیبت امام زمان همون وجه حکمت حجج خداس قبل از آقا امام زمان که اینم میتلبد یه تحقیق وسیعه بشود در معصومین و انبیا با حجج الهی که اینم میتلبد غیبت کرده و از این استفاده میشود که این قضیه جدید نیست یه امر جدیدیست که یادم بپرسه برای شنو قبلنم بوده هرچی اونجا بگی اینجا هم بگو هر حکمتی هر بیانی هر حرفی هر توجیهی نسبت به غیبت انبیلیده اینجا هم بگو بعد امام فرمودن که کما لم ین کشف وجه الحکمتی فی ما اتاه الخیضر یه کارهای حضرت خیضر انجام دادن برای حضرت موسا چی بود سؤال برنگیز بود هیچ چی این کارها رو میکنیم برای حضرت موسا هم مبهم بود اما بالاخره چی شد برای حضرت موسا همم بهم بود روشن شد این مطمئن تا برسیم به منابع و بحث سندی و مفاد و السلام علیکم و رکم و رکم و سلام علیکم و رکم و رکم