قیان جلد اول صفحه 423 است روایت خیلی مفصله من همه روایت را نمیخونم یه مقدار از روایت را میخونم چون وقت ما گنجایش نداره این روایت اینه که یه روزی پیغمبر اکرم در منزل ابو عیوب و انساری که ای که اصفه ها به بوبو تشریف داشتن معازب نجبل که ای که از اصحاب بود از کرد یا رسول الله ارعیت قول الله یوم یون فقف سور فتحتون افواجا یا رسول الله تفسیر این آیت چیه که یوم یون فقف سور فتحتون افواجا روزی که در سور دمیده میشه یعنی در قیامت فتحتون افواجا شما فوج فوج محشور میشه بید این راوی میگه که معاز سؤال کرد از رسول الله که معنای این آیت چیه فقال یا معاز سالتن عظیمن من الامر پیغمبر فرمودن ای معاز از امر بسیار مهمی سؤال کردید دقت بفرمایید در این حدیث یا معاز سالتن عظیمن من الامر از مسئله بسیار مهمی سؤال کرد ای معاز بعد از اون پیغمبر یک نگاه تندی کرد و متوجه شد و فرمود سمع قال فرمود که در روز قیامت ده دست از امت من اینا فرمودن فوج فوج و گروه و گروه میشن قد میزه همالله من المسلمین خدا اونا رو با سایر مسلمان امتیاز میدهد اینا دست دسته با خودشون میان محشور میشن در قیامت امتیاز دارن و بدل سور بعضهم علا صورت القراده پیغمبر فرمودن صورت بعض اینها تبدیل میشه به صورت میمون یعنی در قیامت که محشور میشن میمون میان در قیامت نستدیر و بالله محشور میشه در قیامت اما با صورت میمون میمون واقعی واقعی و اما اللذین علا صورت الخنازیر فا اهل سهت او کسانی که به صورت خود محشور میشن او کسانی که اهل سهت هستن صورت به معنای حرام حرام خوری یعنی کسانی که مال حرام بخورن به هر مال حرامی خالا به هر نوعی باشد صورت میگن اما اکثر استعمال صورت در رشوه است اکثر اندر روایات صورت که میگن در مورد رشوه استعمال میکنن پیغمبر فرمودن اهل رشوه یعنی کسانی که با رشوه سر و کار دارن در قیامت محشور میشن به صورت خود خود نجاستخار خود معروفه میگن نجاستخاره خود نجاستخار کسی که از رشوه ارتضاخ کند و از رشوه ارتضاخ کند و رشوه بگیرد به این صورته یه روایتیست در اینجا این روایت رو بخونم روایت در مستدرک جلد ثوم مستدرک صفحه 196 حدیث بسیار تکندهنده جالبیست برای انسانی که واقعا مقیده به اسلام باشد پیغمبر میفرماید که اون که رشوه میدهد و اون که میدهد میگیرد و اونی که دلالشه هر سرا میفرماد این از نحمت خدا دوره این دیگه خیلی بچود یعنی اگر انسان برد برای این که حقی رو تزگی کند برد رشوهی بدهد به دیگری علاوه بر این که اون رشوه گیرنده فعل حرام به جاورده و از رحمت خدا دوره این رشوه دهنده هم همین جوره اینم گیره و اینم در قیامت مسئوله و اینم از رحمت خدا دوره مساوی هم زیک میکنند رشوه دهنده حالا به عنوان پول چایی بدهد به عنوان کرای تاکسی بدهد به عنوان سوقاتی و هدیه بدهد به عنوان پول بدهد غیر پول بدهد فرقی هم نمی کند به هر کدام که باشد پیغمبر می فرماد این حال است اون دلالش هم همین جور و اون کسی که وساطت میکند برای رشوه خب مطلبم روشنه اگر رشوه دهنده ها رشوه ندند رشوه گیرنده از کجا رشوه میگیرد وقتی بهش دادی عادت میکند این برای این زهدی که برد حق دیگری رو بگیرد مثلا یه جنسیه که باید همه یکسان بگیرند نوبتشونو باید رعایت کنند این میرد یه چیزی میدهد که خلاف نوبت برد بگیرد پولش هم میدهد اما خلاف نوبت این میرد که خلاف نوبت برد اما میگه در این مساویه اگر که یک چیزی هست که مال عموم مردمه همه مردم در استفاده این یکسان هست یه فردی حق ندارد برد بگیرد که خب من میرم یک کاری میکنم که حالا پولش که من میدم طوری نیست نوبت زلوتری نوبتم مثلا میرسد چهار ماه دیگه من یک کاری میکنم الان میرم میگیرم یک چیزی هم میدم این همینست که خلاف شرق حرامه دیگه خیلی هم ساده آدم میتونه دیگه کارو بکنه اما خب همین آدت میکنم اون وقت نتیجه این میشد که هر کسی که توانست رفت یکی رو دید یه واسطه پیدا کرد کارش اصلاح میشه هر که نشد نیمیشه و همینطور در مورد قضاوت ها در مورد قضاوت ها اگر رشوه ندن که کسی رشوه نمیگیرد وقتی دادن آدت میکنند بعضی از نظام ها هستن که رشوه درشون خیلی بعضی کشور ها سرایت دارد و یه فسادی به وجود برده گاهی من کشور هایی رفته بودم میدیدم که از همون فرودگاهش که آدم وارد میشد احساس میکرد که اینجا جایگاه رشوه است با رشوه همه کار میشد کرد اما اسلام اکیدن این مطلب را در تمام عبادش حرام کرده و فرموده جایز نیست حدیث دیگری رو بخونم قال النبی صلی اللہ علیه و سلم یا کن و رشوه یعنی من شما را میترسانم از رشوه از رشوه یعنی دادنش و گرفتنش و وساطتش همش دیگه یا کن و رشوه فه انها محزل کفر رشوه محز کفره محز کفره من نمیدونم مورد چی یعنی کسی که اقدامه به یه قبیل این کارا بکنه دیگه محز کفر میفرماده ولای شمو صاحب رشوه ریحل جنه که این کارا بکنه کسی که سر و کارش با رشوه دادن و گرفتن و دلالیش باشد این بوی بهش را نمیشنه بد بوی بهشت را نمیشنه بد یعنی بوی بهشتی را که در روایت دارد از پونست سال راه به مشام انسان مؤمن میرسد این کسی که اهل رشوه باشد و اهل همین برنامه ها باشد میفرماد این بوی بهشت اصلا به مشامش نمیرسد چه برسد به این که بهشت برود این روایت در بهار جلد 104 صفحه 274 واقعا یکی از چیزهایی که جدن باید با اون مبارزه کرد همین مسئلهیه رشوه و رشوخاریست به انواع و اقسام مختلف الحمدلله که در نظام اسلامی ما این چیزها مرسوم نیست اما اگر یه گوش کناری هم یه فردی پیدا شد با شدت عمل باید با این مبارزه کرد تمام از بالاها گرفته تو پایین ها اگر یه جایی یه کسی رشوه داد یا رشوه گرفت باید هر دو را مورد تقیب شدید دستگاه های قضایی قرار بدن نظام نظام اسلامیست و مردم هم انتظار دارن اگر یه جایی رشوه خاری شد و بعد هداش در نیامت مردم تردید پیدا می کنن که آیا نظام چرا اینجوره انتظار دارن که در بوغ و کرنا بشنوند فلانی که رشوه گرفته و فلانی که رشوه داده هر دو را محکوم کردیم به فلان جریمه تا بعد دیگران حساب ببرن یواش یواش و گوش کنار و اینها کار اصلاح نمی کند باید اگر حتی کم اگر کم هم در جامعه هست بلاست معصیت سرایت می کند باید شدیدن جلوشو بگیرند تا اینکه این مسئله سرایت نکند و مردم امیدوار بشند و همچنین مسئولینی که در رأس کارها هستند در ادارات هستند در جاهای دیگر انجام وزیفه می کنند باید نتیجه این عمل زشت را توجه کنند برادرم مگر دنیا چقدر عرضش دارد که انسان در دنیا رشوه بگیرد یا رشوه بدهد و در قیامت به صورت خودمی خود محشور بشد مسلمان می خواهید به صورت خود محشور بشید در قیامت دوست دارید؟ دوست دارید خودی که از خود بدتره به جایتی خودهای معموله که جهنم نمیرند اما خودی که از طریق انسان بودن به خود شدن رسیده او جهنم هم میره خود جهنم غیر این خودهای دنیا است خودهای دنیا است یا این خودهای معمولی هستن اینا که جهنم نمیرند اما اون خود خودی است که مال حرام میخورد اون خود خودی است که رشوه میخورد او انسانیه که حیف انسانیتی که ما بگیم انسان انسانیت شو قوم گم کرده نفس خود شو پای مال کرده از بین برده و به صورت یه خود وارده محشور شده چقدر عرضش داره دنیا واقعا چقدر آدم پست باشه چیه آخر تحجب آدم میکنه میدونه الحمدلله که در بین جامعه ما نیست همچی چیزا خیلی کمه ولی از اون کمه آدم تحجب میکنه گاهی هم مسلمان هم هستن گاهی همیشه و حرف کردم ما بعضی چیزا هست که اصلا حساب نمیکنیم که رشوه است و اسلام اینا رو نه کرده رشوه رو فرد بارزشو میدونیم که یه چه که مثلا چند هزار تومنی نه بابا گاهی بستنی رشوه است اینا هم رشوه میشه دیگه اگر رشوه باشد بگم براتون اگر یه کسی به نونوایی که میرس شاتر آقا سلامون علیکم یه سیگار دستش میدهد که نوبت دیگرانو بدهد به اینم رشوه است زرنگی هم میکنه نوبت دیگرانو گرفته و رفته اما خب اینم خب حرامه دیگه حق دیگرانو تضییم میکنه اینقدر اسلام انایت دارد به این صفت کسیف و زشت که در یه روایتیست علی ابن عبی طالب علیه السلام میفرماید و فی ما کتب علی یون علیه السلام الى رفا اح به ایکی از اصحاب و والیانشه مینویستد که احذر تو هف من الخسوم رفا اح رفا اح از طرف این دعوات توفه هم قبول نکن سوقات هم قبول نکن سوقات و توفه میگید بله من منظورم این بوده این رو بودم خدمت شما چرا اگر با من کار نداشتی چرا نمیوردی چطور شد حالا یه دفعه میلت ورده چطور شدی یه دفعه حواستت شد که برای من مثلا این رو بیاری این برای چیه میفرماید علی ابن عبی طالب علیه السلام میفرماید احذر تو هف توفه ها رو هم قبول نکن و از اون جالبتر این جمله بعدشه میفرماید و حاضر دخله ای رفا اح از دخله ها هم اجتنابه موازه به اونا هم باش یعنی از اون داخلیات یعنی از اون ازدیکانت یعنی از اون دربانت یعنی از اون مهمور دفتردارت یعنی از پسرت یعنی از دامادت یعنی از دوستت از اونا هم اجتناب کن که اونا هم ممکنه که رش به اونا بگیرند و تو رو به دام بیندازند و حاضر دخله هم باشید این داخلیه رو مراقب باش اینقدر مولا امیر المومنین موازه مولا میدانسته که گاهی که میخوان رش به بدن یه فردی رو نمیدن رش به به خودش بدن برای که اگه به خودش بدن نمیگیرد میرد دربانشو میبیند میرد اون مسئول دفترشو میبیند میرد اون کسی رو که مسئول پرونده هاست میرد اون کسی رو که مسئول پرونده هاست میرد اون کسی رو که مسئول پرونده هاست یه پرونده اومد این پرونده اصلا باید مثلا شش ماه دیگه بیاد در جان یه وقت آدم میبیند اومدش این پرونده اومد چطور شد یه دفعه این پرونده اومد خب باید فکر کند که این پرونده چطور شد یه دفعه از لا پرونده های کشیده شد باید مراقبت بکند ممکنه خود این آقا خود این شخص این آدم آدم متدیگه نیباشد خوب باشد اهل رشوه نباشد اما خب پول علیه لعنت و العذاب که نمیدونید چقدر این آدم رو جزم میکند که برحال گیر مندازد یه کسی دیگه رو یه کسی رو گوش کنار میبینند اینقدر اسلام موضوع حساس و مهم است که مولا امیر المؤمنین علیه ابن عبی طالب علیه السلام میفرماید به رفاقه میگه میفرماید که شما حتی تحفق قبول نکنید اینقدر موضوع حساس و مهم است و السلام علیکم و رحمت الله ای دل قدرون من فل اهل بلا شدید یرهم نبای خست دلی بی نبا شدید از خرمن مکارم خود و بری نسید گر بهر برز خوند خوش مصطفى شدید دوستان گرامی همراه بودیم با سخانان اخلاقی مرحوم ویتولاه امینی در مکارم خوبان تشکر میکنم که تا این لحظه همراه بخش سه با برنامه ها بودید امیدواریم که برنامه ها مورد توجه و امیدواریم که برنامه ها بودید و امیدواریم که برنامه ها بودید امیدواریم که برنامه ها بودید برگوهر بشرا برگوهر بشرا سدف یافتی مبانی فقاحت این جمله زبرتو به فقاحت داریم این جمله زبرتو به فقاحت داریم که از مکتب بالی نجاف یافتیم که از مکتب بالی نجاف یافتیم که از مکتب بالی نجاف یافتیم بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نسعین و صلی اللہ علیه وسلم سیدنا محمد و آله طاقین لاصیما بقیت الله المنتظر معجل الله تعالی له الفرج ولا حول ولا قوة الا بالله العلی الارظیم حدیث اخلاقی امروز حدیث نو دو هشت از کلمات قصار رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم است قال صلی الله علیه و آله وسلم قال صلی الله علیه و آله وسلم استعیدیم اعینو علا امورکم بالکتمان فهن کل ذی ت محصود در اینجا پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم دستور میدهد که برای پیشرفت کارهایتون از کتمان استفاده کنید بعدن هم دلیل میارن پس اگر از ماژ اگر یک گفتر با شگفتید ح debris ح matière méritoured ederim پر پشت سپر ؟ چکینا rains probioturs Singapore cologne ships l become ترپی سپر کلمه مت cosmos گاهی اصرار دیگره به لقن اصرار مختلفی پس که انسان ممکنه از اینها رو در اختیار دیگران بگذارد این باعث زحمت اون بشه و این در واقع بخشی از تقییه است تقییه همون کتمان اصراره این که دشمنان ما وحابی ها لازالهی به ما ایراد می کنن شما چرا اهل تقییه هستید این از عیب بزرگ شیعه است اینا عقلشون به این معنا نمی رسه که مسئله تقییه یه برنامه اقلائی هست بین صاحبان عدیان و غیر صاحب عدیان و سنی و شیعه همه یه جاهای هست مسائلی جز اصراره با این اصرار رو پوشند و همه دنیا هم این کار می کنند و هیچ آقلی به خودش اداره از اینه می دهد اصراری که اگر به دست دشمن می افتد دشمن از آن استفاده می کند و نیروهای ما رو از بین می برد من اینها رو بگم من مردم و شجاعم و اصرارم و می گم و می نویسم و آدم صریح و لحجه ای هستم و سر ندارم و باز اینها به حرف ها نرس نیست تمام این سلاهای مختلف رو به وسیله رنگ ها همرنگ زمین و جنگل رو اینها می کنند خب این تقییه است دیگه رنگ کردن سلاح تقییه استطاع اون تقییه است یا مثلا فرض کنین موقعی که می خواد بمباران بکنند یه شهری رو خب آجیر می زنند خاموش می کنند خب این تقییه است خاموشی همون تقییه است دیگه شما می فرمید اینها بده خاموشی بده خب روشن می کنند ما شجاعیم چرا آن روشن می کنیم؟ بیاد بزنید ما مردیم این هیچ آقل این میگن کسی بگه میگن و آخر این خوب کار نمی کنه اتصالاتش درست نیست چشم کالیس می کنند کتمان اصرار جزئی از برنامه های اجتماعی و فردی در تمام اقلای دنیا است شما شبه مصداقه با من داریم میگم آه این سر نیست اون سر اصول یه بقص اما میگید تقییه جزئی مصحبشی است و اینا یا آدم های این طوری هستند و دیگران تقییه ندارند منطقه ها معمولا اکثریت ها نسبت به اقلیت ها کمتر تقییه می کنند اقلیت ها دو کنگال هستید اکثریت ها گرفتارند و چون اینا در کنگال اونها گرفتارند گاه می شود جلو متعصبین و عوام امثال زادگ اقلیت ناچار اصرار شفاش نکن اونا هم برندن و سطح یه ده دشمن اصرار شفاش نمی کنند در میان این آیونی که اصیر شدن خب دشمن رو بعضی هستاسیت داشت اگر فرمانده عملیات بود اصاسیت داشت اگر پاسدار بود نسبت به سرباز اگر بسیجی بود فردش اصاسیت چرا اینا اینا برای هرچی هستند بگن خیلی هاشون داخل نگفتند ما چیکار هستیم به اینکه اگر می گفتند دشمن دشمن دشمن اینا رو نابود می کرد تقییه اینیه چون همه کتاباشون وحاوی های رزایی می نوستند وردشیه که اینا اهل تقییه هستند چنینند چنانند ای تمام برنامه های جنگی و اجتماعی و سیاسی همش تقییه توشید کتبان اصراره دیگه اصراری که اگر فاش بشه نیروها به عدر ما تعبیر تقییه رو این می کنیم اصراریست که اگر فاش بشه در قناه کتبان نیروها رو حفظ کنیم تقییه خودش حالت مبارزه حالت جنگ حفظ نیروها برای استفاده به موقع از اونها بنابراین فهمیدیم کتبان اصرار جزی از زندگی اجتماعی و سیاسی و نظامی و اقتصادی و گاهی جزی از زندگی فردی انسانم هست این آنها با جوابش و آماده با ده تا مثال خوب چار تا مثال خوب همه داشته باشن در موقعی که در مقابل دشمن قرار می گیرن می توانن قشنگ پیاده کنن بمونه توش نتونه بگیرین از بدعتهای شیعه است و فلان و بسادین الان سریع قرآن هم هست که ایلا من اکره و قلبه مطمئنن بالاییمان یا ایلا انتر تقومن هم تقاه در چند آیه قرآن مسئله تقییه تقییه امار یاسر در قرآن بهش اشاره شده هست پدر امار یاسر خودش که خود امار یاسر پدر تقییه نکرد کشته شد مادر تقییه نکرد کشته شد امار یاسر تقییه کرد نجات پیدا کرد پیغمبرم گفت کار خوبی کرد به هر صورت این یه نکته بود که در اینجا لازم بود بدانی و اما نکته دوم این است بالاخره ما ت هامونو باید اما به ت ربکه فهده است دوست کتمان کنید ظاهر این حدیث میگه تو کتمان کنید ت هایی که فاش نیست و آشکار نیست ببوشانید استعینو علا امورکن بالکتمان فه این کلر تن محصود برای این که صاحبان ت مورد حسد واقع میشن پس آیه قرآن میگه و اما به ت ربکه فهده است اما اینجا میگه ت ها رو کتمان کنید برای این که کلر تن محصود مورد حسد واقع میشین برای این که مزاهمت براتون ایجاد نکنن استعینو ت ها رو پنهان کنید این تضادیست که در بد منظر ممکن است به فکر بیاد جواب این تضاد معلومه از همون کلمه محصود معلومه اونجایی که افراد حسودی دوره برن اونجا جایی کتمان اما اگر نه تیست که من بگم افراد خوشحالم میجن خداوند این تی رو که داده باعث خوشحالم و ناعم میشه مسلم اما به ت ربکه فهده است اصل بیان ت هاست که مردم بدانن خداوند کلان کسو مشمول ت کرده روایت داریم خدا وقتی تی به کسی دهد دوست دارد آثارش در رو ظاهر باشد خداوند غنائی داده آثار فخر رو به خودش ببنده نه این درست نیست اصراف هم درست نیست ولی آثار ت رو باید دشان بده اما اگر دورورشی افراد حسودی اینجا استعینو علام امورکن بالکتمان فهد نکن لذی تین محسود بر این که مورد حسد واقع نشین نکه دوم و اما یه نکه ثبوم مهم میهم به دلاله ایلتزامیه از این حدیث استفاده میشود به این نکته ثبوم هم توجهت بفرمایی وان این است که همانگونه که گناه بده فراهم آوردن زمینه گناه دیگرانم بده من نباد کار کنم مردم به گناه بیفتم گناه بده یا من که گناه نکردم تو چرا کاری میکنی که زمینه گناه دیگران فراهم بشه هینا مثل این است که من کاری کنم که مردم به قیبت خودم میاندازم کارهای