امیدوارم که این ساعت که در واقع خاصل تلاش همکارانمون و برنامه هایی که عزیزان ما ساخته بودن براتون پخش کردیم مورد توجهتون قرار گرفته باشه زمین این که ازتون دوت میکنم به سامانه 30553 نظرات عرضشمندتون رو در مورد برنامه های ما برامون بفرستید من آرش دارابی هستم به اتفاق همکارانم آقایان سید احمد محمودی مهدی سلیمی و روح الله محسنی در این نوبت با شما خداحافظی میکنیم زمین این که برای شما آرزوهای بهترین ها رو داریم و ازتون دوت میکنم برخان رو بشنوی تغییر پارادایم نیولیبرالیسم به پارادایم انقلابی یا علی مدد و خدایی رو نگهدارتون این جنگ رو نه موشک های ما تعین میکنن نه جنگنده های اسرائیلی خواباوری اجتماعیه که تعین کنن دشمن امرو فهمید موشک رو نمیتونه کاری بکنه حسنه هم که نمیتونه از هم کاری بکنه چی دیگه برایش فهمید مهمه انسجام از وقت درده ما باید به سمت سلح مسلح بریم یعنی تابون دندان باید مسلح باشیم بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صلی علی محمد و آل محمد و جل فرجه هم سلام ارزم کنم هموطنان عزیزم خانم ها آقایان با جناب های دکتر شریع زرشناس صحبت میکنیم سلام ارزم کنم خیلی خوش آمدیم بسم الله الرحمن الرحیم از سلام و ارادت دارم خدمت شما تشکر میکنم از فرصتی که در اختار بنده داریم زنده باشید باید سفت خارم هاست که با جناب هایی صحبت کنیم از جمعه مهمانانی که همیشه تقاظا زیاد هست برای اینکه ایشونو دعوت بکنیم به برامه حضرت علی عزیزم ممنونم که وقت گذاشتید اجازه بدید که مستقیم بریم سراغ سؤالات آقای دکتر معمولا هر حرکتی هر انقلابی بر اساس پارادایم های ارزش هایی در واقع بنیان نهاده میشود این روز ها صحبت از تغییر پارادایم شنیده میشه تغییر پارادایم یعنی چی اصلا؟ خود واجه پارادایم ها لگمان بخواهم بحث تهوری کنم اگر اجازه بدید درد یک دقیقه فقط ریشه شناسی لغوی کنیم از پارادایم های یونانی میاد پارادایم های یونانی بحثی بود که افلاتون مطرح کرده بود محصولش یه سه الگوهای اصلی بود که همه خلقه به اساس اونها صورت میگرفت چیزی که توی مثلا فلسفه افلاتون به واجه ایدوس هم میگیرن مترجمان ما به مسول یا مثال ترجمهش کرده پس پارادایم هایی بخواهیم به فاسی امروزی برگردان کنیم حاضر جده از این که اصلا برگردان کردن بعضی واجه های تخصیصی از یه زبان به زبان دیگه دوشوار بود ورکه غیر ممکنه همون چیزی که نزدیک باشه به زن الگو، الگوواره، سرما، عشقین ها هستش و وقتی که اینو به تغییر پارادایم میگن یعنی این که آقا مثلا اون چهار شوپای اصلی تغییر کننده که تابعال استراتیجی ها و سیاستگذاری های کنان رو تغییر میکرده و عملی بر اساس اونها صورت میگرفته این باید تغییر کنه یه همچنین مدعاییست حالا اگر میخواید من ادامه بدم توضیح بدم که چی دارن میگن این آقایونی که میگن بله بحث سیاسیش به نظرم اینجا یه قیقه بیشتر میچربه دست کم اینطوری به نظر میرسه یا شاید ممکنه شعون دیگر رو هم در نظر میرسه نه نه اصلا بس سیاسیه یعنی ببینید حالا این دوستان دارن میزنن یه ادیالان در داخل کشور ادیالان که اینا کین کسانی هستن که بیش از چهل ساله که در قوه موجیه ما حضور داشتند قوه موجیه تقریبا در کنترول اینا بوده در جریان های دوره های مختلف حتی قوه محمدنه دستشون بوده در جه های دیگه حضور داشتند میشه کنن جریان غالب در وزارت علوم کشور هستند جریان غالب در دوره های کلان در وزارت ارشاد بودند در وزارت آموز پرورش بودند در جای مختلف یعنی اصلا ارکان سیاستگذاری و برنامه ریزی و اجرا در کشور دست اینا بوده حتی دوره های طولانی ارکان قانونگذاری هم دست اینا بوده یعنی شما نگاه میکنید میان این سه قوهی که نگاه میکنید اون قوهی که گرانگاه هست میان قوه مغننه قضای موجی اون قوهی که نیروی اصلی اونجا جمع میشه قوه موجی هست توی سیاست های مدل لیبرالی امریکا هم همینه قدرت اصلی دست قوه موجی و رئیس جمهوره دو قوه موجی ما بیش از چهر سال دست این جماعت این دوستان این آقایونه خب اینا سیاست هاشون نتایجی به باره برده اون نتایجی اموز داریم میبینیم بیبرقی، بیابی، بحران بسیار بیکاری، تورم ساختاری و خیلی چیزا بعد ببینید اینا ها از اون اول ویژگیشون این بود این جماعت خودشون سیاست گذاری میکردن برنامه ریزی میکردن مدل های توصیه ما رو اینا نوشتن هر سال بودجه ما بر اساس اولگو اینا نوشته میشد بیش از چهر سال از این چلاف سال انقلاب قوه موجی دست اینا بود و اینا تخش میکردن در اومد اصلی کشور سیاست گذاری میکردن ولی همیشه صورت اپوزیسیان میگرفتن یعنی در این حال که خودشون قدرت اصلی بودن یه جوری حرف میزدن اینگاه اپوزیسیانن یعنی یه جوری حرف میزدن انگار حضب شدن انگار کنار زده شدن انگار نادیده گرفته شدن و طلبکار بودن این ویژگیشون بود اصلا این خیلی جالبه و این هنرشون تو رسانه است که خودشون توی قدرتن دو و به موجیه توی رسانه خودشون اپوزیسیان میشون میدن یه جوری حرف میزدن انگار که قدرت دست بقیه است و یک لولوی از دوگری میسازن اقلب انتخابات رو هم توی با این لولو سازی بردن هر دفعه نگاه کنید اینه خب ببینید این ها یه پارادهایی میرد سال شسته هاش رو بردن توی این کشور رو حرکم کردن این پارادهایی میرد یه بسیاری ویژگی ها داشت از نظر اقتصادی اجتماعی اقتصادی به طور مشخص پارادهایی میبود که مدافع مستقیم سرمایداری بود با یک ایدولوژی به نام نیولیبرالیزم ببینید ما تو غرب مدن یه مجموعه از ایدولوژی ها داریم زیاد هم ناشنالیزم، لیبرالیزم، فاشیزم، فمینیزم مثلا ناسلاسوسیالیزم امیدوارم اکولوژیزم خیلی زیاد هستن و بعد یه خانواده از ایدولوژی ها هستن به نام خانواده ایدولوژی های لیبرال که دو سه تان لیبرالیزم کلاسیک، سوسیال دمکراسی لیبرال، نیولیبرالیزم این ها مدافعان سخت سرمایداری هستن این ایدولوژی بعد یعنی خودشون رو گره بستر زدن به منافع طبق سرمایدار و به خصوص تو این ستان نیولیبرالیزم از همه هارتره سال ازاستان 67-68 وقتی که دوران جنگ تموم شد و ما اومدیم برنامه زی استراتیجیت بکنیم برای اولین بار اولین مدل برنامه توصیح بعد از انقلاب رو تو ایران ترایی کنیم این جریان چون تو قدرت بود سر تا سر در ایشه از حاکم بود مدیرانش اینها اینا برنامه اولگوی مبنای بنیادین اقتصادی ما رو به تحصیل از نیولیبرالیزم و غربی قرار دادن چون اون زمان نیولیبرالیزم اولگو حاکم بود شما نگاه کنید اینا اطرافتن از صندوق بنوالی پول پول غرض کردن خیلی کارهایی که استن و بعد اومدن حال نیولیبرالیزم چیه اگه خواستید بعدم میگم بعد پس پرانی پارادایم ساختن یعنی چی یعنی یک نوع سرمش و اولگوی کلان که تو اقتصاد تو فرهنگ تو اوزای مختلف خودشون شد خب این اولگو حاکم شد یعنی نیولیبرالیزم اقتصادی آمد و سعی کرد اون اقتصاد بعد از انقلاب ایران رو اون رو بن اساس مودل سرمایداری نیولیبرال باستازی کنه نیولیبرالیزم هر جای دنیا به قدرت سیده یه سری نتائج راشته اون نتائجش اینه مسئولیت دولت در قبال جامعه رو کم کرده مثل همین که ما تو این دوستان اینها داشتیم دیگه اینا وزیر مسکم میشد خونه نمیساخت افتخار بعضیشون بود که هیچ کاری نمی کنن یعنی مثلا شما ببینید تو قانون اساسی ما آموز پبرهش باید رایگان باشه قانون اساسی ما بهداش باید رایگان باشه دولت باید مسکم بسازه ولی این آقایون میومدن هیچ کار نمی کردن وشنگ خودگردانی بعد تمام خلافت آن اساسیست اولگوشون رو میابردن و آمدن از سال شسته هشت حاکم شدن الان این که چرا حاکم شدن اینها بساش میموندن توی قبول موجیه رای آوردن حاکم شدن اولگوشون اجرایی کردن دولت شسته هشت تا افتادو شیش ما دولت افتادو شیش ما دوباره دست یه تیفه دیگه از اینها افتاد از افتادو شیش تا افتادو شار یه دوره هشت ساله ما داریم که اون دوره هشت ساله ریلگزاری رو که توی این دوره قبلی این آقایون کرده بودن ریلگزاری رو تغییر نداد چون تیوری نداشت بیشگی دولت احمد نجانی بود تیوری نداشت میخواست از این اولو رئیس فاصله بگیر به خصوص چهار سال اول حالا چهار سال لبو مزاد تا مزارو پیشون تیوری نداشت برماین ریلگزاری هایی که اینا کرده بودن اینا 16 سال از 68 تا 84 قدرت دستشون بود 10 سال دولت موسوی هم عملا اینا بودن یعنی یه ریلگزاری کلان کرده بودن به این ترتیب اینا بعد از انتخابات بعد از 92 دوباره برگشتن خب ببینید به این ترتیب ما چی داریم ببینیم داریم ببینیم تمام این سال ها قدرت دست ایناست پاراده هاییم اینا حاکمه این پاراده هاییم نتایجی به باره بود توی سیاست اقتصادی توضیح نادلانه سروت تورم افزار گسیخته بیکاری روبه گسترش فاصله طبقاتی زیاد و الان بیابی و بیورقی و این گرفتاری ها این نتایی ایناست سیاست ایناست توی سیاست خارجی دائم دعوت میکنند که آقا استقلال از موزه استقلال کتاب یاید از اون چه که حد ملت ایران کتاب یاید دکتشن نظام جهانی رو بپذیرید دائم میگن تخصیر ماست تخصیر ماست که مثلا امریکا با ما رو تحریم میکنه تخصیر ماست که حتی توی این جنگ این ها نگاه کنید اگر دکتشن نپذیرید به قول اینا مزاکره نکنید مثلا بهتون حمله میشه دقیقا از مزاکره هم چی رو میخواستن مزاکره با ترامب ترامب تسلیم کامل رو میخواست اینا میگفتن برید اینا مزاکره کرد نکته جالب ماجره اینه ببینید سیاست اینا تجربه شده تو دوره آقای روحانی تو دوران وزارت آقای زریف شما میدونید ایران رفت امتیازدهی های گسترده کرد توی سال به سال 94-95 برجام رو امزا کرد توی رکتور اتمی ما ما بتون ریختیم تمام تعهدات رو اجرا کردیم زودتر از زمان لازم اجرا کردیم و و و و و و و و و و و و و و و و و و و و و و و و و و و و و سمور وقت نگفت مشکل ریزگرد ها حل میشه مشکل آپرد میشه مشکل بیکاری حل میشه اگه سرمایه خارجی بیاد فارق از این که تجربه تاریخی جهانی به ما نشونده اصلا این افرانیست یعنی شما نگاه کنید مکسیک من خواهش میکنم عزیزان برن ببینن مکسیک اقتصادیست در تمام شاخص ها از ما فقیر تر غنیه از نظر منوبه طبیعی به شدت غنیه مکسیک رو برید ببینید در تمام سرمایه امریکایی اونجا حضور تمایار داره اگر سرمایه امریکایی و سرمایه شرکت های چند ملیتی و اروپایی بیان گلو بل بل درست میکنن چرا تو مکسیک نکردن چرا مکسیک از ما تو تمام شاخص ها اقتصادی هم مکسیک یکی از چرا دومی کشوره بدگار دنیاست ببینید اگر سرمایه خارجی میاد همه کارو خوب میکنه چرا تو پرو نکرد ببینید پرو تو شاخص های فقر اوله تو امریکایی لاتین تو فقر و گرستنگی پرو پایگاه سرمایه امریکاییست پرو پایگاه است من چی رو چی است چه نتیجه میخوام بگیرم سرمایه خارجی بیاد با همینجوری همراه خودش گلو بل بل نمیاره سرمایه خارجی اتفاقا میاد که منابع طبیعی ما رو خورد کنه دیروی کار ما رو استثمار کنه ما رو بازار مصرف کنه سرمایه خارجی نمیدونه ارتقا بده این ها عادس های خلطه این آقایون کل این افراد میزدن همین آقایون که پرادای میشن تو اقتصادی بود تو سیاست خارجی هم همین افراد میزدن یا با چما نباید بگویید تو مصر مصر هم سرمایه خارجی هست مصر هم که با اسرائیل رابطه داره باز با شما وشدید ولی باز هم یکی از بده کارتنیم باز با شما وشدید این اطافه های لازم رو نشون دادیم مزاکره کردیم حتی با ترامب با ترامبی که اصلا مزاکره براش یعنی سازش گاه باید تسلیم شیه مزاکره من رسمن میگفت ایران باید تسلیم شیه اصلا یعنی اصلا من حد اقل های دیپلوماسی رو رایت نمیکرد دیدید دیگه رفتاران شکلیه مثلا با زلنسکی چطوری بود یک آدم بیادبه حتی که واقعا گستاخ متجاوزه میدونید چون از این شخصیتی هم میبینید حتی با این آدم ما با نماندگانش رفتیم اینا مزاکره سو حاصل چی بود؟ وسط مزاکره زدن یعنی به حرفای خودشون بابند نبودن یعنی به عهد خود خودش میگفت من تا دو هفته دیگه تصمیم میگیرم ترامبی گفت که آیا بیان بد بد اومد زد همسدایی وطن پیمان زد وست امروز دوباره با شهیدان خدایی وطن وطن وطن پس این نتیجه اینه که خب آقایون حالا از کنون تغییر پاردان حرف میزنن این آقایون گفتم که ناینه و لیبران یه جوری حرف میزنه اینگار اپوزوسیانه خودش میدونید چرا الان میگه تغییر پاردان میخواد بیایید بیایید بگه این وضع امروز حاصل پاردان من نیست حاصل پاردان شما کجا حاصل پاردان ماست حاصل پاردان متفکر انقلابی نیست بگیم ما یه دوگانه داریم پاردان متفکر انقلابی پاردان متفکر نیولیبرانی این دوتا مقابل همه پاردان متفکر نیولیبرانی تو اقتصاد و تو فرهنگ به طور تام و تمام اجرایی شد دولت امدتا دستش بود تا توی سیاست خارجیه تا حدی این تقبول چیزو داشت قدرتو داشت این دوگانهی که آقای زریف میساخت دیپلوماسی میدان همون بود دیپلوماسی مدرسه اینا بود اقلال اوقات و اینا دعوت به چی میکردن دعوت به کرنش نرمش پذیرش دکتشن نظام جهانی سیاست های اقتصادی سرمدارانه داخل و حاصل کار اینا چی بود مدیر راندخار مدیر نجومی بگیر جن خوبی ها فاصله طبقاتی حقوق های نجومی سیاست اقتصادی شون این تو خالجی شون هم شد برجام شما سیستم اطومی تو رو تحتیل کردید هیچ نتیه هم دست نبودید حاصل شون اینه منتو الان چون میخوان به احده نگیرن مسئولیت این چیزو اگه آدم هایی صادقی باشن باید بگن آقا ما اشتباه کردیم حالا بیایید پاردامو جدیگی بذاریم پاردامی دیگه بیاریم چون میخوان به احده نگیرن یه جوری حرف میزنن اینجور تا الان پاردامی اینها نبوده باید عوض شد پاردامی مقابل اینم بگم پاردامی انقلابی اون پاردامی انقلابی کجا بود اون پاردامی انقلابی عمدتا تو بخش نظامی بود عمدتا جای دیگه برش نزشته بودن تمام سیاست اقتصاد اون پاردامی نوری برازش گرفته بود فقط تو بخش نظامی بود حاصلشو دیدید موفق ترین بخش نوری برش نظامی بود یعنی شما دقیقا کنید دو پاردامی حالا حرف ما چیه بنده خودم میگم آقا اتفاقا زمان تغییر پاردامی رسیده باید پاردامی اقتصادی اجتماعی ما از اون پاردامی شما پاردامی نوری برازش گرفته بشه کنار ما باید بتونیم تفکر انقلابی همونطور که اومد تو اصلا نظامی ترجمه شد و کار کرد تفکر انقلابی باید دو اقتصاد بیاند اقتصاد ما باید تحول انقلابی پیدا کنه فرهنگ ما باید تحول انقلابی پیدا کنه من همینجا بگم مقصودم از تحول انقلابی دو فرهنگ گشترشاد و خوشگندشی و قشنگرایی و این حرف ها نیست همینجا بگم تحول انقلابیه یعنی از روزمرگرایی و از بیمسئولیتی که حاصل سیاست نوریبراله سیاست نوریبراله تو فرهنگ آدم ها رو نصفت به همدیگی بیمسئولیت میکنه مسئولیت زدایی میکنه آرمان زدایی میکنه آدم ها رو تبدیل به موجودیاتی میکنه که خودخواهند خودمهورند فقط خودشون رو جستجو میکنند اتم های سرجون به بقیه کاری ندارند ما باید برگردیم به اون میراس عظیمی که تو عدبیات و حکمت و حوضیت ما هست که آدم ها رو آدم های مسئول بار میاره آدم ها رو نصفت به همدیگی یک تنه حساب میکنه اون بیان زیبایی صدی ما باید به اونجا برگردیم تو فرهنگ پاراداییم باید عوض شد از پارادایی نوریبرالی و پارادایی انقلابی تو اقتصاد هم یه اتفاق باید بیفته همون کاری که تو نظامی رو روخت داد در جواب داد متشکرم دو دو سوال اینطوری که من از صحبتهای جنوانی متوجه شدم گروهی که الان از تغییر پاراداییم صحبت میکنن در واقع فرار رو به جلو دارن آفرین به شما دقیقا همین فقط همین یعنی اگر به این عزیزان بگیم که خب آقایون بیاین تغییر پاراداییم بدیم چه اتفاق دیگری چه اتفاق جدید دیگری خواهد افتاد ببین همین اصلا پارادایی اینها حاکمه اینا توی یک مورد پاسخ برای مسائل ما ندارن شما باید فقط حرفشون اینه چون ما توی سیاست خارجی یک مقداری تفکر انقلابی بلاخره حضور داشتید به عنوان اون چیزی که آقای زریف میگفت میدان چون حضور داشت میگن حرفشون اینه اونم بره کنار ما کامل دیدید دیگه بیانیهی که دادن میگن تعلیق غنیسازی خودخواسته یعنی اصلا شما کامل از همه حقوقتون ببینید این این مدل لیویه ببینید ترهی که پیامی که بیانیه این جپه داره خیلی فاجعه باره اگه مردم ما بدونن ببینید اینا دقیقا دعوت میکنن ما رو لیوی بشیم لیوی چی کار کرد؟ سرنگ ازافی همین کار کرد سرنگ ازافی اومد تمام پروژه هستهی رو تحتیل کرد ارکان دیگه نظامی و اینها شو تابع خواست اونها کرد اموزی اندرنیتان یهور ما چی میگه؟ میگه هستهی رو تحتیل کنید موشکی رو پونسد کلومتر بیشتر نکنید یعنی ابزارهای دفاعیتون از خودتون بگیرید که من اگه اومدم بزنم امتون شما هیچ کار نتونی بکنید این دقیقا اینه این کار رو اینا اینا اینا اینا قضافی کردن بعد قضافی گوش داد چه بلایی سرشو بردن مردم ما اگر میخوان بفهمن این بیانیهی که صادر شده و تغییر پاردار میگه جفهی و اصلا مخشون و اصلاهای حاصلشی به لیوی نگاه کنند به لیوی نگاه کنند بعد ببینن آیا وضع امیدوز ما بهتر یا وضع لیوی خیلی خوب شما صحبت کردید که دولت آیا احمدی نجاد میخواست که ریل رو تغییر بده و دیگه تهوری نداشت ما همین الان اگر بخواییم تغییر پارداریم داشته باشیم به سمت پارداریم انقلابی نئولیبرالیز ابروباد و مهاخورشیز و فرقی خودش رو داره تو سیستم خودش هم یه جاهایی جواب داده ممکنه هم از یه جاهایی داشته داره جواب نمیده دکتر هر جا بخشیمی فرمایشمون رو خشن هر جا حاکم شده حتی ایتالیا رو بده ببینید ایتالیا برلوسکونی چه بلوی سرش اومد ببینید فرانسی مکرون چرا بیشترین تظاهرات کارگری و اتصابات رو داره چرا جلیق زرده هر شمبه میمدن تو خیابون سیسته اقصادی مکرون چون مکرون نئولیبرال رو دارید رئیس امور فرانسی پرستش هم اینه ما آیا تهوری پارداریم انقلابی رو داریم که حالا بگیم که بیاییم نرمفضار رو عوض کنید شروع کنیم به اصطلاح مهندس رو باگشو بگیم داریم ببینید دقیقا سوال بسیار عالی این مطرح کردید دست شما درد نکنه ببینید دایی دکتور عزیز برای هر تهوری ما نیاز به چی داریم یه سری برای تدبین یه تهوری ما نمیخواییم شاخ گلو بشکنیم نمیخواییم بریم چخ و از اول بسازیم این تهوری های بدیل و معادل تو خیلی از کشورها خیلی جا اجرا شده این اولگوها هست میراس اکمی فلسفی خود ما هم هست اگر زرف دولت احمد نجات و زرف هر دولت انقلابی که اومد و این کار نکردیم بود حتی دولت آی رئیسی داشت توی این مسیل یباش یباش میرد ببینید شما فراخان میدید از اندیشمندان توی زمان بازی زمانی کتاه چون و بعد آثار کارای اولگوهای کشورهایی که تونستن فاصله بگیرن از مودل نظام جهانی و باستوزی های آدلانه سروت نسبی انجام بدن و توانمندی های اقتصادیشون رو افسودن مودل های اونها رو میارید اینجا با روده ایتای اقتصادیشون سوار میکنه این کار پنج شش ماه یعنی کار بیش از این نیست شما ما قرار نیست اینجا بریم فلسفه به بافیم نمیدونم مبانی از تشناسی تر کنیم از نقطه سفر شروع کنیم و اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اینکه اصلی برنامه ریز اقتصادیتون رو به جا اینکه از اقتصادانه نولیبرال قرار بدید که اصلا اقتصاد رو جزت و سرجوی نمیفهمن جزت و سرمایه اندوزی درک نمی کنن و فکر میکنن همش باید به گرده مردم فشار بود به نفع سرمایه دارا جهت اقتصادیتون سیاد تفردید اقتصادیتون آقایی دکتور کوپی پیست این نرم افزاره راست میگی پنج شیش ماه طول میکشه ولی اجرایی شدنش خیلی الان مقابل مد وجود داره شما میتونید جرای سوده 28 درصدی بامکار رو علام بگیرید که ازش رو داشتن اقود اسلامی آفرین آفرین دکتور جام خیلی خوب گفتید ما روزی باید این کار رو بکنیم چون ببینید این کاملا درسته ولی با در هرچه هرچه زودتو ببینید شما خودم مثل این مثال بزنم شما با تنش اجتماعی رو برونشید به کارگره ها میگن آقا میخوان شما رو اخراج بکنن مطمئن باشید یعنی سعی میکنن لایه های پایینی جامعه رو که اتفاق متکسترم هست اونها رو علایه شما اولا افراج کارگره ها سیاست نولیبرالیه سیاست این ورنیست اتفاقا سیاست این ورنیست افراد به کارگره ها کاملا هماهتیه اصلا اصلا هاتم نولیبرالیه نیست که کارگره اخراج کنه اصلا اما حالا به شما میگم چیه دوست عزیز ببینید شما فکر کنید یه فردی خدا نکده بیمار شده بیماری خیلی جدی داره بعد میگن آقا ما عمل کنیم 80% شانس محفقیت داری زنده موندن داری نکنیم میمیری چی کار میکنه عمل میکنه عمل درداره خوندیزی داره هرچی دیرتر انجام بدی بدتره مورد دوچار مشکل میکنه همین اتحاد مقدسی که عزیز آقا گفتم دوچار مشکل میکنه ببینید فاصله بین نظام و جامعه ایجاد میکنه شما نگاه کنید قبل از جنگ به حال اصلا یه فاصله ها ایجاد شده بود دیگه ما با میدونید علت اصلی که همینو از اقسادی بود که سمری استرس نولیبراله شما چاره ای ندارید هرچی دیرتر عمل کنید هرچی دیرتر عمل کنید خوندیش سختیش دوشبالیش بیشتره راهی نداریم ما باید پاراداییم نولیبرالی خودمونه از چمبری نولیبرالی را راه کنیم وگرنه بدن اجتماعی نظام آسیب میبینه اعتماد عمومی آسیب میبینه انسجام اجتماعی آسیب میبینه ببینید سمری سیاستای نولیبرالی این استش مدیران متاسفانه نمیگم ما مدیران فاسد داریم اما زیاد نیستن اما متاسفانه فساد سازی میکنه تو مدیران اصلا این خاصیت نولیبرالیزمه هر جا اومده در غالب خوصی سازی یه اولیگاشی خاص ایجاد کرده آقای دکتر ما در قطعه بر حتی در شمال و جنوب شهر تهران خاصی داشتیم این ها نولیبرالیزمه آقای دکتر این ها نولیبرالیزمه این ها جلوه های سادشه خیلی بزرگتر از اینه ببینید وقتی مدرسه رو بخش مهم میشه تدا زیاد از مدرسه دولیتی میکنه مدرسه طبقاتی میکنه این اتفاق اینان تو انگلستان روخته و اگر جناه انقلابی مقاومت نمیکرد اینه کل نظام هم سببش مارینو طبقاتی خیلی ممنونم از شما خیلی خوشحال شده از لطفی که کردید و فرصت درختمه سپاس گذارم من ممنونم که وقت گذاشتیم برای این گفته گو استفاده کنم چون جان ایران ایران ایران ایران ایران ایران ایران ایران ایران ایران ایران ایران ایران ایران هر گونه موفقیتی که برای دولت به وجود بیاد این موفقیت نظام اسلامیست اگر خدای نکرده رکود یا توقف یا ناکامی برای دولت در فعالیتهای گناگونش پیش بیاد این ناکامی و ادم موفقیت برای اصل نظام تلقی خواهد شد این چند با خود پیدا می کنه این حقیقت نمی شه ما تفکیک کنیم بین نظام و دستهای اجرایی نظام نمی شه بگیم که ما دولتی داریم بی توفیق بی برنامه اما نظامی داریم کار آمد و موفق توفیقات نظام تجسسون پیدا می کنه در توفیقات دولت به عنوان بخش اصلی اداره کننده کشور یک بود این مسئله این است که هیچ کس نباید از این حقیقت غفلت کنه که آرزوی موفقیت دولت یک آرزوی انقلابی و ملی است همه کسانی که دلسوزند کسانی که علاقمندند به سرنوشت کشور و سرنوشت نظام باید آرزوشون دعاشون و تلاششون این باشه که دولت در بخشهای مختلف توفیقاتی که شایسته زمان و شایسته نیاز کشور هست به دست بیار اگر کسی فرض کنیم به خاطر اختلاف سلیغه یا به خاطر اختلاف فکر یا به خاطر برخی تحلیلهای سیاسی و استنتاجهای سیاسی طبعا غلط آرزو کنه که دولت موفق نشه در کار خودش این به هیچ وجه پذیرفته نیست از هیچ کس یا در عمل برای عدم و موفقیت دولت کاری بکنه حرکتی انجام بده البته این معناش این نیست که ما بگیم هیچ کس حق نداره به دولت انتقاد کنه از دولت انتقاد کنه چون انتقاد تضعیف نیست انتقاد اگر دلسوزانه باشه و منصفانه باشه کمک هم هست حالا اگر انتقادی دلسوزانه هم نبود بلاخره دانسته میشه یعنی در مقابل حرکت دولت اگر فرض کردیم یک عیبجوی غیر منصفانهی هم یک وقتی بشه اون عیبجوی تأثیری نخواهد گذاشت و نخواهد توانست افکار همومی و واقعیتهای بیرونی رو تحت تأثیر قرار بده بنابراین انتقاد رو من نمیخوام منع کنم اما تخریب رو چرا؟ تخریب به هیچ وجه مسلحت نیست با هیچ توجیهی نمیتوانه کسی خودش رو قانع کنه که دولت رو تخریب کنه البته شما مسئولین دولت که بخشهای گناگون در اختیار شما هست شما هم از انتقاد نه بترسید نه خشمگیم بشید نه ناامید بشید اینم نباشه که اگر چنانچه چون میبینه انسان گاهی وقات یک روزنامه یا یک شخصی فرض بفرمایید یک انتقادی میکنه به یک بخشی از بخشهای دولت مثلا یا به یک کاری یا به یک پدیدهی از پدیده هایی که دولت به وجود میاره کسی انتقاد میکنه مسئولین اون بخش یا در اخره مسئولین دولتی سراسیمه میشن گاهی وقات انسان میبینه که یه حالت سراسیمگی در اینها بیدا میشه نه بیش بش سراسیمه نشید در اخره انتقاد هست هر کسی معروفه میگن من علفه استهدف کسی که این کتاب بیشتر