دار بشه طبیب تبابت خودش را در خدمت جامعه قرار بده و صنعتگر صنعت خودش را و کشاورز سمره کشاورزیش را و عالم علمش را و امثال اینها عقل میگه انسان باید اجتماعی زندگی بکنه یا این که بعضی ها میگن اصلا انسان فطرتن در خلقتش اجتماعی آفریده شده به اصطلاح مدنی و طبعه یعنی اصلا طبیعت انسان سرشت انسان بر این قرار گرفته که به صورت اجتماعی زندگی بکنه به هر حال این یک مسئله تمام شده است و قابل قبوله و مفروغن انهه خب حالا وقتی انسان میخواد اجتماعی زندگی بکنه باید با یک دیگر ارتباط داشته باشه چه در محیط خانواده چه در محیط اجتماع چه در محیط کار وقتی میخواد با افراد ارتباط داشته باشد در مکتب انبیاء در مکتب اسلام و معارف احلو بیت و قرآن مجید برای این ارتباط یک چهار چوبی قرار داده شده و این ارتباط داشته باشه انسان با چه کسانی ارتباط برقرار بکنه با چه کسانی ارتباط برقرار نکنه با کی رفیق باشد با چه کسی رفیق نباشه چه در سفر چه در هزر چه در محیط خانواده میخواد ازدواج بکنه میخواد ازدواج بکنه اسلامویتی ازدواج بکنه و معین تو باشه به اون دختر هم گفتن چه جوانی را انتخاب کن چه خصوصیاتی داشته باشد چه سرمایه هایی داشته باشد به اون جوان پسر گفتن وجود نازنین پیغمبر فرمود ایا کم و خزرا اد دمن یا رسول الله منظورتون چیه از این سبزها و گلهایی که در مذبله ها رو ایده میشه قیله و مل خزرا اد دمن یا رسول الله بعضی متوجه نشدن گفتن یا رسول الله منظورتون از این سبزها و گلهایی که در مذبله ها و از جاهای آلوده رشد میکنه منظورتون چیه؟ قل المرأه الهسنا فی بیت سو منظورم اون دختر زیباییست که در یک خانواده بد رشد کرده باشه به اون دختر هم گفتن اذا جا اکم رجلون یرزا خلقه و دینه فلی تزوج اگر یک مرد جوانی در خانه شما آمد برای خواستگاری و توازا داشت که با خانواده شما وصلت بکنه پیغمبر فرمود اگر از دین این جوان از اخلاق این جوان راضی هستید بشنختر بدید خب به هر حال یک زن و مردی که میخوان ده ها سال در کنار یک دیگر زندگی بکنن اسلام عزیز مکتب اهل و عید برای این معاشرت برای این مساحبت و همراهی و رفاقت چهارچوبی قرار دادن یا انسان میخواد در کاری با دیگری شکل داره باشه یا انسان میخواد در کاری با دیگری شکل داره باشه و سر گرام شرکت میکنه خب چه نوع شریکی امتخاب بکنه چه کسانی شرکت بکنه اگر خدای نخواست اهل حلال و حرام نباشن اگر اهل خیانت باشن اگر اهل دور زدن ها باشن فرمودن با این ها مشارکت نکنه فرمودن با این ها مشارکت نکنه یا انسان میخواد معلمی انتخاب بکنه باید فکر بکنه چه نوع معلمی باشه چه ویژگی هایی داشته باشد چه خصوصیاتی داشته باشد و یک مصرفی که خیلی هم رواج دارد بقابل توجهه رفیقای انسانه دوستانی رو که انسان انتخاب میکنه با کی دوست بشه با کی رفیق بشه با چه کسی رفت آمد بکنه چارچوب این چیه برای این که دوست و رفیق در زندگی انسان یک تأثیر عجیبی دارد امیر المومنین سلام نهلی وقتی میخواد این تأثیر دوست را در از این دوست در اخلاق و در روش انسان بیان بکنه و برای این که انسان بدانه با چه کسانی دوست بشه با چه کسانی دوست نشه میفرماید دوست بد مثل یک مردار متعفه نیست که بعد بختی بران میوزد مدت طولانی با اون نیست اما در همون مدت کتا هم بوی اون مردار را میگیره یعنی موازب باشید دوست بد ولو کم با اون باشید لازم نیست سالها با اون زندگی بکنید ماها با اون زندگی بکنید در یه مدت کتاهی در یه مدت کتاهی آثار بد او بوی گند او در شما هم ایجاد میشه قرآن مجید یک نمونه ای را نقل میکنه یک سحنه ای را از قیامت مطرح میکنه میفرماید یوم یعز و ظالم علی یدی و یقول یا لیتن اتخذت ما ار رسول سبیر یا ویلتا لیتن ایلم اتخذ فلانا خلیل لقد ازلنی انذکر بعد از جانی یه روز قیامت اون کسی که به خودش ستم کرد یا به دیگری ستم کرد دستان خودش را انگشتهای خودش را از روی حسرته پشیمانی ندامت با دندن گاز میگیره و با این حالت پشیمانی خودش را اعلام میکنه یقول یا لیتن اتخذت ما ار رسول سبیر ای کاش من راه پیغمبر را رفته بودم به دنبال پیغمبر حرکت کرده بودم ای کاش من راه پیغمبر را رفته بودم به دنبال پیغمبر حرکت کرده بودم یا غیلتا لیتن ای لم اتخذ فلانا خلیلا وای بر من ای کاش فلانی را دوست خودم قرار نداده بودم لقد ازلنی ان الثکر بعد از جا انی او من گمراه هم کرد بعد از اینکه یاد خدا و راه حق برا من پیش آمده بود توفیق پیروی از پیغمبر برای من پیش آمده بود اما من این توفیق را قدر ندونستم این فرصت را قدر ندونستم و عامل انحراف من و عامل زلالت و گمراهی من و عامل جهنمی شدن من همون دوستم بود در شعن نزول این آیه شریفه یک قضیه ای را نقل می کنند در تفاصیل مفسرین محترم فرمودند شعن نزول این هست که می فرماد دو نفر در مکه بودند خیلی با هم رفیق بودند با هم دوست بودند یکی به نام اقبه و یکی به نام اوبیه بودند اقبه یک عادتی داشت هر وقت مسافرت می رفت از سفر که برمی گشت یک تعامی را تهیه می دید و اشراف قبیله خودش را دعوت می کرد و اونها را مهمانی می کرد دوست داشت در محضر پیغمبر هم باشه به هر حال یکی از سفرها که رفته بود وقتی برگشت وساط تعام را پهم کرد از پیغمبر هم دعوت کرد با اینکه مشرک بود دشمن پیغمبر بود ولی به هر حال پیغمبر را دوست می داشت و دوست می داشت که پیغمبر خونش بیاد پیغمبر هم اجابت کردند پذیرفتند رفتند خونه اقبه وقتی سفرها را پهم کردند پیغمبر فرمود من از غذایت را نمی خورم اگر اینکه شهادتاین را بگی مسلمان بشی اقبه شهادتاین را گفت پیغمبر از غذای او خوردند جلسه تمام شد خبر این جلسه و شهادتاین اقبه به اوبی رسید آمد سرابش با ناراحتی گفت از راه خودت برگشتی از بود فرستی دست برداشتی؟ گفت نه گفت چرا تو شهادتاین گفتی؟ این پیغمبر ایمان آوردی؟ گفت نه من چون این مرد را دعوت کرده بودم و ایشون هم فرمود من از غذایت را نمی خورم مگر اینکه شهادتاین را بگی و من دوست نمی داشتم کسی بیاد تو خونه من سر سفری من و غذا نخورده بره به این جهد شهادتاین را گفتم ولی اوبی دست بر نداشت گفت من ازت نمی گذردم؟ مگر اینکه بری در جلوم مردم به این مرد احانت بکنی و جسارت بکنی؟ اقوه هم تحت تاثیر این رفیق و رفاقت او آمد وجود نازمین پیغمبر را در کوچه ها دید خیلی به پیغمبر جسارت کرد آب دهان به صورت پیغمبر انداخت یک شکنده ایوانی را برداشت ترد کرد تو شانه های پیغمبر وقتی که این بر حر را به پیغمبر انجام داد این آیه نازل شد یومی از ظالمه علیه دی یقول یالیت نتخستم ار رسول سبیله اینجا روز قیامت آدم اینکه ظلم کرد کسی که ظلم کرد به خودش ظلم فقط اینیست که انسان به دیگران ظلم بکنه عقل دیگران را ضایعه بکنه اگر گناه کرد مخالفت خدا را کرد به خودش ظلم کرد اینم ظالمه و قرآن میگه این ظالم روز قیامت دستش را واز میگیره اظهار حسرت و پشیمانی و ندامت میکنه و میگه ای کاش من راه پیغمبر را رفته بودم ای کاش حالا که شهادتن گفتم دنبال پیغمبر میرفتم وای برمن کاش عبایی را دوست خودم قرار نمیدادن کاش این رفیق بد رو برای خودم انتخاب نمیکردم لقد ازلنی انذکر منه گمراه هم کرد منه بیچارم کرد بعد از اینکه من هدایت شده بودم این توفیق در خانم آمده بود پیغمبر تو خانم آمده بود پیغمبر پیشنهاد شهادتن رو به من داده بود اما دیگه اون حسرت و پشیمانی نتیجه ای نداره اقبه در جنگ بدر در صفه کفار بود مشرکین بود و در همون جنگ بد به درک واصل شد و اوبه هم در جنگ احد به جهنم رفت خب این شعن نزول و این آیه شریفه یه هشتاریست برای همه که وقتی میخواید دوستی انتخاب بکنید وقتی میخواید با کسی رفیق بشید ببینید با کی رفیق بشید؟ چه خصوصیتی دارد؟ چه ویژه گیهایی دارد؟ ولذا در قرآن مجید در روایات مفصل به ما توضیح کردن با چه کسانی رفیق بشید؟ با که کسانی رفیق نباشید فرمودن با صادقین رفیق بشید با انبیاء رفیق بشید با صدیقین و اونهایی که صادقند و راستگوین رفیق بشید و منبالی منشآئنده اون راهی را انتخاب بکنیم و اون کسانی رفیق بشیم که فرد و ی قیامت هم خوشحال بشیم که با انهاییم و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته اللهم صل على محمد و آل محمد و عجیب دارا جهون درست هان به دروس حوزوی دعوت میکنم با مبانی فقهت همراه باشن که این برنامه اختصاص داره به درس خارج اصول فقه حضرت حادیتالله مظاهری بعد از مبانی فقهت هم انشاءالله با تنفس صبح با شما همراه میشیم تلاوت صبحای گرآن کریم آرزو میکنیم که انشاءالله هر جا هستید در پناه گرآن موفق باشید یک شمبه خوبی داشته باشید مبانی فقاحت رو میشترین این جمله ز برکبه به ما حق داریم که از مکتب بالی نجف یافته ایم که از مکتب بالی نجف یافته ایم گفتم در میان قوم رضوان الله تعالی علیه ام هفت قسمت اجماع دیده میشه برد و اون لم کشف را هر کسی جوری گفته بعضی گفتن که اگر اجماع باشد شخص امام علیه السلام در مجمعی نه شده اجماعی اجماع دخولی بعضی احتمال دادن که اجماع کاشف از این است که شخص امام را دیدن و مسئله را از او سؤال کردن شد اجماع تشرفی بعضی فرمودن که قاعده لطف باید امام علیه السلام تختعه کنه اتفاق را و چون تختعه نهید اتفاق را پس اون اتفاق خود جده شد اجماع لطفی بعضی هم فرمودن که وقتی اتفاق علماء باشد پی میبریم حدس میزنیم این که قول امام علیه السلام همینه برای این که اگر همه رعیت چیزی گفتن کاشف از این است که رئیس هم همین را میگوید به معنی این که حدس میزنیم از اقوال اونها قول رئیس را قول رئیس مذهب یعنی امام زمون علیه السلام را شد اجماع حدسی این اجماع دخولی اجماع تشرفی اجماع لطفی اجماع حدسی و پنجم هم اجماع زنی گفتن اقوال مختلفه زنون متراکمه از زنون متراکمه اتوینان پیدا میشه و این پنجم که در این پنجم فل جمعه صحبت کرد قسمت ششم که مرحوم شیطان ساری رضواناللاتنیم از آل آنی فرمودن و بعد شاگردهای مرحوم شیخ مخصوصا مرحوم آخوندر کفایه تاکید دارن اجماع کشفی که میگوین اگر همه علما یه چیز بگوین مخصوصا خودما خوب از اون طرف هم بر طبقه افرادیم اقوالشون مدرک نباشه نه قاعده باشه تا بگیم علما با اون قاعده جلو آمدن نه روایت باشه تا بگیم به واسطه اون روایت اینجور فتفه دادن از اون طرف میدانیم اینا قیاسی نیستن اینا استحسانی نیستن اینا قطره ای علیه اعظمالله حرف نمیزنن اینا با زن و تخمین حرف نمیزنن و وقتی چنین باشه این گفته همه قدم ها گفته همه متاخرین کاشف هست از این که قول امام علیه السلام در میان اینها کشف میکنیم که با اون حدث فرقش اینه اون اتمینانه اون زنه اون حدثه از نظر منطق این کشفه این یه واقعیت یه عقله عقل ما کشف میکنند قول امام علیه السلام را از میان اینها که در کلمات مرحوم شیخ انصاری و دیگران هم آمده این که قول سینه به سینه رسیده است تا اینها یعنی مثلا امام صادق سلام الله علیه به شاگردها گفتند این کتابت نشده شاگردها به شاگردها گفتند و همچنین این قول از سینه به سینه از قول به قول دیگر نقل دیگر در میان قدما شده در میان قدما اومده در میان متاخرین آمده که مهمودا متاخرین طبعا لمرحوم آخون طبعا لمرحوم شیخ قائلا به اجماع کشفی یعنی قول علما کاشفه از قول امام علیه السلام خیلی با اون وجه پنجم تفاوتی نداره یعنی اسمشو بذاریم حدس یا اسمشو بذاریم کشف خیلی تفاوت نداره بالاخره مثل این که بلاخره مثل این که تقریرها یه مقدار تفاوت پیدا میکنن ولی اگر انسان یه مقدار دقت طلبگی بکند میبینه مرحوم آشق که قائلا به حدسه و مرحوم آخون که قائلا به کشفه این دو تقریر بر میگردند به یه تقریر اون میگه وقتی همه فقه ها یه چیز گفت مثل اینه که همه اداره یه چیز بگویند کشف می کنیم حدس میزنیم که رئیسم همه ای رو میگه ولا از رئیس نپرسیم این آقا میگه وقتی همه اهل اداره یه چیز گفتند کشف می کنیم این که رئیسم همه ای رو میگه ولا از رئیس نپرسیده باشیم من خیال نمی کنم بیشه و بعد فرق گذاشت بین حدس و بین که خیله از نظر منطق یکیسی بگه حدس ما دونه کشفه اگه استلزام استلزام اتمینانی شد اسمشو مذاریم حدس اگه استلزام استلزام عرفی شد اسمشو مذاریم حدس اما استلزام اگه عقلی شد استلزام اگر عقل دقیقی فلسفی منطقی شد اسمشو مذاریم کشف یه مرتبه بالاتر میشه و حیث این که شما فضلا اتمینان و حجت میدونید در فیق در اصول علم عرفی را بیش از علم عرفی در فیق نمیخواید در اصول نمیخواید بنابراین اون عقل دقیقی اون استلزام عقلی میخواد باشه میخواد نباشه میشه خود جهان باز برمیگرده به این که تقریر کشف کنی یا تقریر حدس کنی تفاوتی نداره و بالاخره برمیگرده به این که اگر در میان خودما یه اتفاقی باشه بر طبق اون اتفاق دلیل نباشه اجماع گوند اجماع بدون دلیل ظاهر اجماع بدون مدرن عرف حدس میزند که قول امام اینجا یا عقل کشف میکنه قول امام را خیال نمی کنم تفاوتی داشته باشه لذا تعبیر حدس بکنیم همون کشفه خیال میکنم نظر لفظی باشه اون وقت اون اشکالی که دیروز کردیم اون اشکالم اینجا میاد اون اشکال کی بود؟ گفتیم که بله اینها بدون مدرک حرف نمیزنند مسلم اینها بدون قیاس و استحسان ندارند اینها دقت حسابی در خطابات دارند حالا یه چیزی هم گفتند همشون گفتند این آیا متابقه با واقعه یا متابق با خدجت ممکنه یه خدجتی باشد که به طبق آن خدجت گفته شده ممکنه یه قاعده ای در میانشون بوده یه چیزی در میانشون بوده و اما این که کاشف از این کاشفه بوده از واقع و نفس الان باشه ایرانی میتونیم اثبات بکنیم این ایراد به حدسی ها وارده این ایراد به کشفی ها هم وارده لذا استاد بزرگوار ما مرحومه آیت الله عظمه بروجردی ایشون یه تقریر دیگری دارند که اسم شمزرین اجماع نسی و این تقریر بهترین تقریر ها در باب اجماع انصاف قضیه بهترین تقریر ها را بهترین حرف ها را بهترین حرف ها را مرحومه آی بروجردی زدند ایشون چی میگن ایشون میفرمایم که یه روایاتی در میان خودما بوده این رو