قصی و شدید باشد این رو به انوان زندانبانه امام اسکری انتخاب کنید گشتن در میان تمام دستگاه نظامی یک کسی رو پیدا کردن به نام علی ابن نارمش علی ابن نارمش این ناسبی بود کسی بود که امیر رومانی رو لعن میکرد حضرت زهرار رو لعن میکرد و دشمن سرسخت بود فوق العاده آدم قصی و سنگدل و خونخاری بود این رو به اعتبار یک ناسبی هست که دشمن اهل بیت هست این رو به انوان زندانبانه امام اسکری علیه السلام انتخاب کردن خب این زندانبان داخل زندان بود امام و وارد زندان کردن وقتی وجود مقدس امام اسکری وارد زندان شدن علی ابن نارمش چشمش به امام اسکری افتاد بی اختیار خودشو انداخ رو قدمهای امام اسکری علیه السلام و صورتش روی خاک گذاشت در مقابل امام اسکری حضرت او رو بلندش کردن تو چشمان حضرت نگاه نمیکرد و بعدی علی ابن نارمش از شیعان فوق العاده دلداده و دلباخته امام اسکری علیه السلام شد یه مرد ناسبی که دشمن اهل بیت بود به صورت یک شیعه امام در آمد و این هم نقض قرز دستگاه حکومتی شد خب اینجا علت این همه مسالمی که بر امام اسکری وارد کردن ایستتمگری هایی که انجام دادن و امام رو عذیب میکردن علتش فقط امامت امام اسکری یا مخالفت امام اسکری با دستگاه حکومت عباسی بود نه اینجوری نبود اینا میدونستن که علیه حالن امامت بعد از امام اسکری به وجود اقدس بقیت الله میرسد امامی که دشکیل حکومت جهانی میدهد امامی که ریشه همه زرمه ها و ستمه ها رو بر میاندازد و امامی که در سایی امامت او هیچ ستمگری و هیچ ظالمی و هیچ حکومت جوری باقی نمیماند اینا از امام زمان وحشت داشتن و چون میدونستن پدر امام زمان امام اسکری هست جور امام اسکری رو در مزیق قرار داده بودن که از تحقق و به وجود آمدن وسیع دوازده همه پیغمبر وجود اقدس بقیت الله اینا جلوه ویری کنن جاسوس های زیادی به صورت کنیز و نوکر در خانه امام اسکری گذاشته بودن از تمام اون که در درون خانه میگذشت ای جاسوس ها به دستگاه های حکومتی خبر میدادن گزارش میدادن از تمام وقایه داخل منزل امام اسکری علیه السلام و به این وسیله وجود مقدس امامه اسکری علیه السلام در یه مزیغه شدید بودن به خاطر مسئله امام زمان علیه السلام و ولادت امام زمان هم اونچنان مخفی بود که حتی در داخل منزل جز خود اهل بیت و نزدیکان امام اسکری کسی از ولادت امام زمان علیه السلام با خبر نشد حتی بعد از یه دساری که از ولادت امام گذشت امام اسکری علیه السلام احساس خطر سنگینی میکردن برای امام زمان دستور دادن حضرت نرجس خاتون به اتفاق وجود عقدس امام زمان که آها پسر دوسالهی بود اصلا رفتن به طرف مکه و مدینه از منطقه سامر را خارج شدن به خاطر اون احساس خطری که نسبت به وجود عقدس امام زمان علیه السلام در خانه امام اسکری میشد ولی دشمن مظالمش را با همه وضعیت ادامه داد و ستمگری های دشمن در حدی رسید که به این خاطر فکر میکرد با این خفقانی که به وجود آمده دیگه وجود مقدس امام اسکری علیه السلام موفق نخواهد شد به انعقاد نطفه وجود عقدس امام زمان علیه السلام و از پیدایش امام زمان علیه السلام دقیقا نامیتونن جلوگیری کنن و آخر یک چند بار قصد قتل امام اسکری را دستگاه حکومت بنی عباس کشید از جمله در زمان مستعین یه فردی بود به نام سعید حاجب برای امام علیه السلام یه سفری پیش اومد که از سامر را تشریف برند به کوفه ای سعید حاجب هم در ملازمت حضرت بود سعید حاجب از این نگهبانان خیلی محکم و صفت و شدید مستعین بود و مستعین به اون دستور داده بود در بین راه به یه جوری امام اسکری را از بین ببرد و اون حضرت را بکشد یکی از شیعان به نام ابو الحیثم که این واقف به قضیه شده بود نامه ای به امام اسکری نوشت از این تعوت امام علیه السلام را خبردار کرد او کسی که نامه ای ابو الحیثم را به امام اسکری رسند که آقا سعید حاجب در صدد ترور شما در راه کوفه است امام علیه السلام فرمودند چنین چیزی اتفاق نخواهد افتاد و سه روز بیشتر از این نگهبان را بکشیده بودند و او کشته شود بعد از سه روز معتز که خلیفه بعد از مستعین بود علیه مستعین قیام کرد همین سعید حاجب را که مستعین معمول کرده بود وجود عقدس امام اسکری علیه السلام را از بین ببرد خود معتز به سعید حاجب دستور داد گردن مستعین و بالله با امام اسکری را برده بود و امام اسکری را برده بود و او را کشد یعنی وجود مقدس امام علیه السلام اینجوری هم در بین همه این مظالم اشراف داشتند خب وجود عقدس امام زمان تنها این نبود که امام اسکری علیه السلام تنها این نبود که فقط تدر امام زمان باشیم اونی که در جریان امامت امام اسکری به بقو پیوست یه واقعیتی بود که ۱۰۸۰ سال شیعه پای امامی که او را نمی بیند استادگی کند و از یک امام غایبی که به او دسترسی ندارد به تواند تبعیت کند امام اسکری در حقیقت وجودشون و امامتشون یه معجزه بود از کارهای مهم امام اسکری علیه السلام تشکیلاتسازی برای شیعه بود شیعه را حضرت توی تشکیلاتی وارد کردند این تشکیلات از نایب شروع میشد به باب میرسید حضرت ادهی را به انوان نایب خودشون معین کردند و بعد هر نایبی چندین باب در اخیار داشت باب عبارت بود از کسانی که در بلاد مختلف انوان نمایندگی از طرف امام را داشتند و باعث اجتماع شیعان میشدند یعنی کار به جایی رسید که بلا فاصله در یه شبکه قطعی اجتماعی در تمام مملکه اسلام شیعه متشکل شد در هر شهر شیعان اینها متشکل بودند وابسه به یک باب بودند باب امام علیه السلام او باب هم ارتباط داشت با نایب امام نایب امام هم ارتباط داشت با خود امام از این طریق امامت امام عسکری علیه السلام به وسیله نواب و به وسیله عبوابی که درست کرده بودند در تمام کشور اسلام این نیاوت انجام میگرفت حتی بعضی از اوقات که بعضی از نقطه ها برای شیعه مشکلی پیش میامد امام عسکری علیه السلام در همون نقطه حضور پیدا میکردند یعنی مسئله تشکیلی تشکیلات سازی برای شیعه تا این درجه به وسیله امام عسکری تامین شد یعنی این تشکیلات سازی رو از این انجام دادند که حالا مردمی که در اطراف اکناف هستند امام رو نمیبینند در این حال در مقام طبعیت از امام با امام رابطه داشته باشند این تشکیلات سازی که امام عسکری اونم در طریق شش سال دوران امامتشون در شیعه انجام دادند نتیجه این شد که شیعه الان امام زمان خودشو رو نمیبینند و پای امام زمانش ایستاده و با همه اعتقادی ظندگی دارد که افراد در محضر امام حاضر زندگی می کردند شیعهانی که امام رضا رو میدیدند شیعهانی که امام جواد رو میدیدند شیعهانی که امام صادقه و امام باغیر و موسیٰ اینجه افر رو میدیدند چجور زندگی میکردند از هزار و صد و چند سال وجود اغباس بقیت الله در پس پرده غیبت هستن شیعه نسل به نسل پای امام زمانش استاده است این به برکت اون تشکیلات سازی بود که امام اسکری علیه السلام در دوران امامت خودشون انجام دادن و شیعه را آماده یک غیبت طولانی امام زمانش کردن که بتواند در این غیبت که امام را نمی بیند زندگی ولایی خودش را دقیقا حفظ کند ولیزا عزیزان اونی که در عرصه وابستگیه به مقام ولایت و امامت برای شیعه فوق العاده عرضش منده است او عبارت از این که شما می بینید به زار و صد و چند سال از غیبت امام زمان گذاشته خب معمولا هر جریانی وقتی که مقداری تأخیر پیدا کند یه حالت فرسودگی به خودش می گیرد بس شیعهی که هزار و صد و چند سال امام زمانشون ندیده باید در ارتباطات اعتقادی در جریان ولایی در رابطه با احل بیت دوچاره فرسایی شیوشه که امام را ندیده شیعه امروز نسبت شیعه ای که در دوران غیبت خاص امام زمان بوده است ای با هم تفاوت داشته باشند و ای شیعه کمتر و عقبتر باشه در حالی که هر چقدر غیبت امام می گذرد ظهور امام نزدیک می شود وابستگی شیعه به مقام ولایت قویتر و شدیدتر می شود تا این این که شما با چشم خودتون دیدید شیعه در مقام حاکمیت بخشیه مقام ولایت وابستگی به امام زمان علیه السلام که ولایت فقیه است شیعه هن جان دادن خون دادن برای حاکمیت ولایی رو در یک گوشه از دنیا که این سرزمین ایران بود به وجود بیارن و در تاریخ 1180 سالی کار نشد در زمان غیبت سقرای امام زمانی کار نشد در زمانی که افراد به زمان و حضور ام نزدیک بودن کسی دست بیکار نزد طول که کشید نه تنها شیعه دوشار فرسایش در غیبت طورانی امام زمان نشد بلکه برنحسب اون برنامهی که امام اسکری اجرا کرده بودن شیعه سازماندهیش و تشکیلاتش به شکلی در آمد استحکام شیعه در شیعه گری در یه وضعی قرار گرفت که حتی بعد از 18100 و چند سال شیعه اقدام کرد برای این که نظام ولایی تشکیل بدهد حکومت ولایی تشکیل بدهد چون اینجور نیست که شما فکر کنید امام زماندهی سلام تشکیل میارن مردو همه خواب قافل از همه جو بیخبر یه مرتبه از زن میان پشتشون میدن به دیوار کهبه با فریاد میزن ای جوری نیست زمینه برای ظهور باید فراهم بشه برای ظهور زمینه باید ایجاد بشه و زمینه ظهور اینه که یک نظام وابسته به ولایت مردمی هم که نظامی تشکیل بدن ای بشه یه پلکانی برای اصل ظهور حضرت و الان هم ای رو بدونید برادران خوهران مسئله این نظام و این حکومت ولایت فقی ایه مسئله تشکیلات و حکومتی مثل تشکیلات و حکومتی گیه نیست ای زمینه ظهور امام زمانه ایه زمینه ظهور امام زمانه نقطه پیروزی اصلیه انقلاب مقدس اسلامی ما زمان نیست که وجود اقدس امام زمانه علیه السلام ظهور کنن انقلاب ما تا اون روز ادامه دارد تا اون روز ظهور ما با اصلی در دنیا با همه استکبار با همه ظلم با همه جنایت بجنگیم و مبارزه کنیم و ای زمینه های ظهور رو در سایر ملد ها و در سایر اقوام هم ایجادیم ایجاد کنیم نهی که ما فقط خودمون منتظر ظهور باشیم یعنی دنیا بایستی آماده ی ظهور بقیه تولا بشود تا حضرت ظهور پیدا کنن و ای تکلیف ما است این نظام هم در واقع رسالت اصلیش اینه که این نظام بیاد با یک رسالت اصلی ظهور حضرت رو توصیه بدهد و زمینه ی ظهور حضرت رو لحظه به لحظه نزدیکتر و آماده تر بکنه و این از همهان خود امام اسکری شروع شد که تا الان به این شکل خوشبختانه ادامه پیدا کرد و از این از همهان خود امام اسکری شروع شد روایت کتاب بر اساس کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری مجید پورولی کلشتری به نام خدای بزرگ دوستان عزیز سلام روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری روایت کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری