علی مطرکرم که در کنار بنده حسینی و همکاران بزرگوارم اسماعیلی، میرزایان و شاه واروقی بودید و هستید. دعوت میکنم شرمنده گفتگوی بنده با جناب استاد فریهی باشید که در قلب برنامه مشق راه و با موضوع اخلاق توحیدی تقریمتون میشه. روزتون به خیل و التماس دعا. دنیا راهیست پر پیچ و خم که دران از هر سو صدایی به گوش میرسد و آفریدگار اما تو را به راهی مستقیم میخاند. و یکی مرحله رهبری یعنی ره رو را با خود در پراه مستقیم بردن. پراهی مستقیم میخاند تا مشق کنی بندگی را. مشق راه بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستعین. خدمت همین شما شرمنده های عزیز و گرامی هموطنان نازنین سلام ازمی کنم. آرزوی سلامتی دارم برای همه تون و امیدوارم که فرصت داشته باشید. امروز هم مثل هر دو شنبه و سه شنبه برنامه خودتون مشق راه رو بشنوید. به لطف خدا در این برنامه هم از حضور ارزشمند مهمان و کاشناس بزرگوار برنامه مون جناب استاد فقیهی عضو محترم حیط علمی مؤسسه آموزشی و پجروهشی امام خمینی رحمت الله علیه و استاد اخلاق استفاده خواهیم کرد. به برکت سلوات بر پیامبر نور و رحمت حضرت محمد مصطفى و خاندان گرانقدره ایشون. اللهم مسل علا محمد و آل محمد و اجل فرجهم. لطفا شما بزرگواران هم همراه ما باشید در بحث همون مشارکت بکنید و اگه سآلی یا نکتهی در باری اخلاق توحیدی دارید مطرحش بکنید. 329-10551 و 329-10552 با پیشتوماری شهر مقدس قمصفر 25 شماره های تلفون ماست و 3553 هم شماره سامانه پیامکی مون. خب خدمت مهمان بزرگوارمون ارزادب میکنم و انشاءالله در ادامه هم بایشون همراه خواهیم بود. جناب استاد فقیهی عزیز سلام به شما روزتون به خیلی خوش آمدید. سلام و نالیکم ونده هم خدمت شما جناب آقای حسینی همکاران و شنوندگان مخترم هم عرض سلام و عدب دارم. سلامت باشید انشاءالله. جناب استاد بحثمون در باری اخلاق توحیدی است و ما همچنان تشنه ایم و مشتاخ که از این موضوع بسیار مهم بیشتر بشنویم استفاده میکنیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین. و سلالله علیه سیدنا و نبینا عبالقاسم محمد و علیه تیبین تاخرین. لا سیما علیه بقیت الله فی ارضه. یه گوهر گرانوهایی رو حالا دیگه غیرت گوهر چیز دیگه ای نمیدونم چه عرض بکنم. ما در اختیار داریم و اون ارتباط با خدای آلمه. مالک آلمه هستی. مدبر آلمه هستی. این اگر برقرار بشد این ارتباط و نتیجهش یه معرفت و شناختی. نتیجهش یه معرفت و شناختی. این دعایی رو میخوند یه دعایی رو میخوند یه وقت نه. با حقیقت جان خودش با تمام وجود خودش متوجه به خدا میشد. و قلبن. با خدا اونس میگیرد. حالا حاجت میخواد یا مناجات میکنند. چون اگر ما خدا رو نشناسیم چطور میتونیم متلع باشیم که چه نگاهی به بندگانش تاره. چه امکاناتی و چه وسطی در توانایی خواهش تاره. و اگر ما خدا رو بشناسیم حتما میتونیم بهترین چیزها رو ازش بخواهیم. تقریبا اکثر امور در این آلم این طوری تدویر شده. که اینا رفت و برگشت دارد. دو طرف از رابطه شما. نه در هم دیگه اثر میگذارد. مثلا یه کاسبی میخواد کاسبی کنه پول در بیارد. درست. اول باید پول داشته باشد تا شروع بکنه. یا اول شروع کنه تا بعد پول در بیارد. این به این صورته که اول یه سرمایه مختصری دارد. درست. اینو به کار میبنده سرمایهش بیشتر میشه. سرمایه که بیشتر شد پول بیشتری گیرش میاد. پول بیشتری که گیرش اومد کار بیشتری میکنه. اینا رفت و برگشت دارد. در مورد دعام همین طوره. ما اول یه معرفت اجمالی. مبهم. و به صورت فطری نسبت به خداوند داریم. و نیمون. نیاز خودمون رو به خدا فطرتن درک میکنیم. این بحث خداشناسی فطری. یه عمر مسلمیه. که همه ی جنها. همه ی نفوس. همه ی آلم. متوجهه به خداست. گاهی قافل میشه آدم. اون معرفت اجمالی اولی که در من هست. دست نیاز به درگاه او بلند میکنم. این باعث میشه معرفتم بیشتر بشه. معرفتم بیشتر بشه. دعاهای بهتری میکنم. دعاهای بهتری میکنم. اینا در همدیگه تأثیر و تأثیر دارن. همدیگر رو کامل میکنن. خب این دعا ارز کردم. گاهی حتی نیازه به خوندنم ندارد. همینقدر که دست آدم برمیگرده. یا حتی گاهی دست آدم هم حرکت نمیکنه. اما قلب آدم رو به طرف خدا میرد. این ارتباط با خدای آدم برقرار میشه. حالا همینی که حضرت آلیم فرما دید. حالا که آدم بخواد دعا کنه. و از خداوند چیزی رو بخواد. این بستگی به این دارد که معرفتش به خدا چقدره. گاهی من توان خدا رو قدرت خدا رو داریم میبینم که حالا مثالها رو مثالهای ماددی میزنیم که بهتر روشن باشیم. من موث باشم. من گمان میکنم که اگه تو زندگیم یه جایی یه میلیون کم داشته باشم دعا کنم خدا میرسن. اما اگه یه وقت یه میلیارد کم داشته باشم گاهی باورم نمیشه. یه وقتی ما حجم و شرف بودیم. روز آخری که دیگه حاجه ها بار و بندیل و بسته بودند و حرکت میکردیم به طرف ایران. رفتیم مسجد الحرام. قدیم خلوت هم بود. توافه ودا کردیم و بعد روبه روی کعبه روبه روی در خانه خدا نشستیم و من ارز کردم دستاتون رو بلند کنین تا دعا کنیم. دعا کردیم و همه آمین میگفتند. آخرین دعا آمین بود که گفتم از خدا بخواید اینجا تو مسجد الحرام روبه روی کعبه روبه روی در خانه خدا از خدا بخواید خداوند این حج رو هر سال قسمت ما کند. همه خندیدند. هیچکس آمین نگفت. گفتم چرا؟ گفتند آج آقا ما بیف سال سبت نام کردیم و در بیف سال حالا با قرض یه حج کجا هر سال بیان؟ گفتم حالا دعا کنید شاید خدا قسمت بکنه. گفتم نه آج آقا نمیشه. گاهی آدم معرفتش به خداوند در دعا کردنش اثر میذارد. بله. با اینکه تو دعاها ما داریم فراوانم داریم که اللهم رضاقنی حج و عید کالحرام فی آمی حاضا و فی کل آم. بله. گاهی من دعا مکنم خدا یا یه حج قسمت من بشد دیگه بستنم. گاهی من دعا مکنم یه زیارت کربلا ما بریم دیگه بسته. این مشکل من حل بشد دیگه کاری ندارم. این بستگی به این دارد که معرفتم به خدا چقدر. بله. اینه که در روایات در آداب دعا اینو بیان کردن. که آدم وقتی میخواد دعا بکنه علو و هممت داشته باشه. علو و هممت بخواد. خب این علو و هممتم بستگی به من دارد دیگه. بله. به قدر المرعه علا قدر هممته. که من ببینم چقدر منظرفیت دارم و چه مقدار خداوند میتوند بدهد. قرآن بفرماید اِنَّ اللّهَ غَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٍ کل شیع همه چیز. بدون استثناع. استثناعی ندارد. کوچیک و بزرگ هم ندارد. و اتفاقاً هم آدم از خداوند هرچه بیشتر بخواد خداوند بیشتری بنده را میپسنده. هرچه بزرگتر بخواد تو وضعیت نقله دارد که دستتون را در خونه خدا بلند میکنید کمتر از خودش نخواید. کمتر از خودش. حالا چرا میگن کمتر از خودش نخواید؟ چون اگه کسی خدا را داشته باشد یعنی همه چیز دارد. للاه خضا این استماعاته و لرز. آدم تو دعاها طلب کند خودشم. ارتباطه با خودشم. مثلا که من توی اداره میرم یه درخواسته میکنم یه درخواسته مینویسم که این را بدید به مدیر کل مثلا بررسی کنم. یه وقت میگم نه بذارید من برم خود مدیر کل را ببینم. بله. خودم باش حرف بزنم. خب این چی میشه؟ این دعا اون معرفت منو به خدا به تدریج بالا میبره. دعا میکنم مستجاب میشه. دعا میکنم آثارشو میبینم. حتی حالا گایی هم دعا مستجاب نمیشد ها. همون وقت هم که مستجاب نمیشد آثارشو میبینم چه چرا نشد، چه خوب شد نشد. اینه که دعا کردن یه راهیه هم برا ارتباط با خدا هم برا عنص با خدا هم معرفت خداوندی. انشالله که خداوند توفیق دعا و منابعه و ماجات و راه دانیاد با خودش رو به همه من انایت کنم. انشالله. خیلی متشکرم جنب استادفقیتی عزیز و عرجمند. و تشکر از همین شما شرمنده های بزرگوار که در کنار من هستید و برنامه خودتون مشق راه رو از رادیو معرف پیگیری میفرمایید. فاصله میگیریم، برمیگردیم و میپردازیم به بخشی از سوالاتی که شما برای برنامه خودتون مشق راه ارسال کردید. ایران انسان در این دنیا یه راهی رو بخواد یا نخواد تیم کند. یا ایوهل انسان انکه کادخون الى ربک کدخن فملاقه. این راه است. شنونده توصیح های اخلاقی ارفانی استاد، این راه است. شنونده توصیح های اخلاقی ارفانی استاد، سید احمد فقیهی هستیم. منطقه این راه نیازه به راه نما دارد و همچنین نیازه به یک مشقی دارد که بشهد مشق راه زندگی سعادتمندانه انسان دارد. در برنامه مشق راه قولی عربی زدنی علما زدنی فقهان زدنی حکما اتباع قولک عاملن یبنی یشبرو ذلیک عسرت امه قولی عربی زدنی علما بسیار خوب رسیدیم به بخش پاسخگوی جناب استاد فقیهی، عضو محترم حیات علمی معسیسی آموزشی و پجروهشی امام خمینی رحمت الله علیه و استاد اخلاق به سآلات شما. راه های ارتباطی با این برنامه را خدمتتون یک بار دیگه یادآوری میکنم. تلفن های 329-10551 و 329-10552 با پیش شماره 025 و همینطور سامانه پیامکی 3553 جناب استاد سوالی که اول براتون میخونم مرتبط با همین موضوع دعا است که شما در این برنامه تبین کردید. نوشتن که آیا اصرار در دعا خوبه یا خوب نیست؟ که میگن چیزی رو به زور از خدا نخواید آیا درسته یا نه؟ توی پرانترز ادامه دادن که چندین سال برای یک درخواست دعا شده و مستجاب هم نشده، آیا باید دعا رو در این مورد کنار گذاشت؟ بفرمایید. اصرار بر دعا دوتا معنی دارد. یکی این که من یه خواسته مشخص و معینی، اونم خواسته شخصی و در حد فهم خودم میخوان. بله. اصرار بر موارد خاص خوب نیست که من به خدا بگم حتما همینی که من میگم بشه، حتما همین راهی که من میگم باز بشه. اصرار به این صورت خوب نیست. این تکلیف کردن برای خدا. بله. اما اصرار بر دعا اگه بگیم به این معنی است که نه من مرتب دستم در خانه خدا بلنده. مرتب از خداوند طلب خیر میکنم، مرتب از خداوند طلب آمردش میکنم، این اصرار تأکید برش شده. حتما. من ادام باید اصرار داشته باشم. ادام باید دائم دستش در خانه خدا بلند باشم. یه وقتی من دقت میکردم مرحوم آیت الله بها اد دینی رحمت الله علیه، هم تا که نشسته بودن دستشون بلند بود. یه وقت نگاه کردم دم حتما وقتی هم که راه میرن دستشون راه آسم و چفه دستشون رو به آسمانه. بله. یعنی اینکه آدم دائم نیاز خودشو به خدا درک میکنه و دائم از خدا باید درک میکنه. و دائم از خدا باید طلب فیض میکنه. یسالهو من فی سماواته و الارب کل یومن هوافی شد. آدم لحظه به لحظه، یه لحظه نمیتونه از رحمت خدا بی نیاز باشه. این اصرار بر دعا بله مطلوبه. چون آدم دائم از خدا خیر بخود. اما اینکه نه، من یه خواسته شخصی، گاهی هواهای نفسانی، گاهی در حد فهم خودم، بر همین مورد ای اصرار میکنم. گاهی بعضی از مردم میگن، میگن اگه به صلاحم نیست، بگید خدا توش مصلحت ایجاد کنه. یعنی بگید تمام عالم به هم بریده به خاطر حاجت من. و این شدن اینی دارد که وَلَوَتْتَبَغَ الْحَقْ اَحْوَاهَامُ اگه بنابود که این آسمان و زمین و این عالم بر اساط حواهای من به چرخه لفصادت سماوات و بلدار. اینکه اصرار که میگیم دوتا معنات. اصرار بر اصل طلب از خدا خوبه. اما اصرار بر یه حاجت مشخص و معین این خوب نیست. آدم خیر بخواد، خدا یه خیر بده به من. اونجا که حتی یه وقتی حضرت حیط الله جوادی آمالی اصلا شاه الله تعالی ایشون بفرمودند که اصلا حاجت هم نخواهد. بذارید ببینید خودشون چی کار بکنند، فقط دفت نبالند کنید. جنرل استاد، یک سوال اینجا مطرح میشه. اینه که مگه خدا خیر همه ی بندگانش رو نمیخواد؟ پس اینکه بنده خدا از خدای متعال خیرش رو طلب بکنه، چه منفرتی براش میتونه داشته باشه؟ آیا اصرار بر اون چیزی که خدا میخواد بهش حتما بده؟ بله، این برمیگردند به اصل حکمت دعا کردن. اینکه خداوند خیر بنده رو میخواد مسلمه، بالاتر از این. اصلا خداوند نیاز بنده و حاجت بنده رو میدونند. اصلا چرا میگرد بیا حاجتت رو عرضه بکن؟ یه حکمتهایی دارد دعا کردن. یکیش اینه که خیلی مهمه که در ما یه صفت بدی پیدا میشه به نام تکبر. و درمان تکبر یکیش اینه که آدم گاهی بیچاره میشه و بیچاره وار دستشو در خون خدا بلند میکنه. میگرد خدایا بیچاره شده. خدایا درمانده شده. خدایا مشکلم رو حل کن. این راز و نیاز این گونه با خداوند اظهار تزلل در مقابل خداوند و دعا کردن و طلب کردن اون صفت تکبر رو در انسان درمان میکنه. این حالا یه بحث بسیار مفصلیه شاید انشالله اگه وقت بهش بپردازیم که اصلا حکمت دعا کردن و اینکه خود خداوند دست دور میدهد میفرمد وصل الله من فضله. از فضله. از فضله خدا بخواید. با اینکه خداوند خودش میشه ارماد یا دعا امال فضله غالب برای یه. این وقتی من طلب میکنم این طلب من اون صفت تکبر رو در من درمان میکنه. بسیار خیلی متشکرم. نقطه بسیار جالب و مهم میان بود. الایه که شما همیشه سلامت باشید. بسیار خوب فاصله کتایی میگیریم و باز هم بر میگردیم و در فرصت باقی ماندی برنامه باز هم از سوالات شما مطرح میکنم. یه سوال میخواستم از پاشناس برنامه. یه سوال ساخته. رادیو معارف تقدیم میکنه. مشق راه برنامه ارفانی اخلاقی از گروه فقه و اندیشه ی رادیو معارف. همچنان با برنامه مشق راه از شبکه رادیو معارف خدمت شما بزرگواران شنونده هستیم. جنوب استاد فقیهی شنونده ی محترمی نوشته که من مشکل زودرنجی و ناامیدی دارم. همیشه وسط کارها اگه مشکلی یا سختی پیش بیاد سریع ازیت و ناامید میشم. به فرمایید که برای درمان چی کار باید بکنم. و در آخرم خواستن که براشون دعایی بفرمایید. اول که امیدواریم خداوند مشکلات مادی و معنوی و روحی و روانی همهمون رو انشالله برطرف کنیم. اما دو تا سواله یکی زودرنجی یه علامت ضعف نفت. ما الان در امور تربیتی داریم که فرزندان رو از همون سنین ابتدایی به کارهای سخت عادت بدید. که آدم تحمل سختی ها رو داشته باشد. اینطور نباشد که زندگی همش با رفاه و خوشی و روان باشد. فرزندان ما مثلا اصلا بلد نیستن برن نون بخرن، خرید بکنن. باید که یه کارهای رو یاد بگیرن. هوا گرمه، خب الان برد دنبالی یه کاری. هوا سرده، از خونه برد بیرون. این یه مشکل جدیه که از همون دوران نوجوانی باید اینکه تو روایاتی باشد. اینکه تو روایات دارد که فرزندان شما در هفت سال دوم قلامون سبق سنین. یه قلامه، یعنی بهش دستور بده یه کاری انجام بده. که این تحمل سختی ها برای انسان آسان بشه. بهش مسئولیت بدین و مقیدش کنیم که حتما انجامش بشه. حالا چون از همین زندگی دنیا، خداوند فرماد لقد قلقن الانسان فی کبه. کبه؟ سختیه. یا آیه الانسان انکه کادخون الاربک کدخن. یه مسئولیه که با سختی باید طیبشد و آدم تمرین کنه. این یکی. اما ناامیدی خیلی درمانش راحته. من توصیه میکنم این سوره ار رشمان رو بخونند. اولا خود خوندن این سوره خیلی از مشکلات رفت میکنه. دومی که تو این سوره خداوند تاش رو میشمارند. ار رشمان خدایی که اولا بخشنده است. خلق الانسان. انسان رو خبرده. علمه البیان. این گفتگو رو به زبانش رو باز کرده. بتونه حرف بزنه. خب این ت ها رو آدم بشمارد یه قدری. چند تا ت که خداوند میشمارد. حالا من این رو به زبان خودم میگم. بعد به من میگرد حالا صبح کن. صبح کن. جواب این سوال رو بده. فَبَعَيَّ آلَا رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانُ بگو ببینم کدوم ت خدا رو انکار میکنی؟ تا الانی که از سن من ده سال، بیس سال، سی سال گذشته برگرددم به اقعب. قرق ت خدا بودم. کم و زیاد داشته، سختی هم داشته. آدم یادش میره. من وقتی از مادر متولد شدم رزق روزی منو خداوان آماده برام گذاشته. حالا که سی سالمه، چهل سالمه قصده یه رزق روزی میخورم. این درمان ناامیدیه که آدم به گذشته برگرده. تها رو ببیند و بعد جواب خداوند رو بدد. فَبَعَيَّ آلَا رَبَّكُمْ آتُو كَذَّبَا کدوم تهای خدا رو انکار میکنیم، تکذیب میکنیم؟ این گذشته. برای آینده آدم بخواد به کسی قول بدد، خب سختشه، باور نمیکنه. اما همه الانی که دارم حرف میزنم، با همه زبانی که دارم اعتراض میکنم، این زبان یه ذره گیر بکنه. یه کلمه آدم یادش برد. چه مشکلیه؟ این چشمی که دارم باش میبینم، این دین و ایمانی که خداوند به من داده، سلامتی کلی، این تها رو آدم ببیند در گذشته و از نسبت به آینده هم امیدوار میشه. دوم این که ما یاد گرفتیم که در زندگی اتقائب خودمون بکنیم. و این یه حدیش خوبه که آدم ضعیف و نفس نباشه، قوی باشه، اما آدم هر مقدارم به خودش اتقا بکنه، این رو تو روانشناسی هم مطرح میکنه، و هر مقدارم تلاش بکنه، باز آدم احساس میکنه ضعیفه، نمیتونه. راش اینه که آدم اتقای به خدای عالم بکنه. آدم یه قدرتی رو پشت سر خودش ببینه، که هر کاری رو برش قدرت داره، چقدر نسبت به بندش مهربانه؟ اگه آدم اتقای به خودش، امیدواره به خدا بکنه، نه امیدواره به خودش، و این امید رو داره انسان زنده میکنه، گاهی هم تو زندگی، یه سختی هایی، یه مشکلاتی، گاهی یه شکست هایی پیش میاد که این آدم رو ناامید میکنه، این به عکس اتفاقا سختی ها، مشکلات، شکست ها، باید آدم رو امیدوارتر کنه، من اگر اینجا شکست خوردم، معلوم میشد یه اشتباهاتی داشتم اشتباهاتم رو جبران کنم و انشاءالله در آینده موفق باشم خیلی مچکم جنستات وقیهی عزیز به پایان رو برمون رسیدیم و از حضورتون باز هم تشکر میکنم و براتون بهترین ها رو از خودی متعالیت میکنم خیلی خوش آمدید خدا نگهتر داریم و بند رحمتش رو بر همه ی ما نازل کنم انشاءالله و تشکر از همه شما شرمنده های عزیز که وقت گذاشتید و این برمون رو تا پایان همراهی کردید 162 و 3162 رو هم برای اظهار نظر کردن فراموش نکنید تا یک سلامه دیگه التماس دعا و خداحافظ در ایچهی به جهان روشنایی و معرفت جلوی از جامعه دینی رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت تا قرد و به اهل بی روشنگرماز اسلام همیشه اشترایه بر سر ما پیام بلاگت در خط محمد و حلی روح خدا نور دلگو خامنه ای رهبر ما نور دلگو خامنه ای رهبر ما خرم دلگو زنده روشمنده قدرت انتظار سازنده است در اسلام خواسته شده است از ما که انتظار داشته باشیم انتظار فراتر از نیازمندی است فراتر از احساس نیاز است گفتن منتظر باشی انتظار یعنی امید انتظار یعنی اعتقادی به اینکه یک آینده قطعی وجود دارد صرف نیاز نیست انتظار سازنده است لذا در روایات ما معارف ما انتظار فرج جوان نداده است انتظار فرج جایگاه بسیار مهم میداره که من حالا یک توضیحی در مورد انتظار فرج بعدا ارز بکنم در توقیه شریف حضرت ولی اعص ارباهون و فداه به ابن بابوی علی ابن بابوی از قول پیغمبر صلی اللہ علیه و آلیه و سلم نغل شده که بر بود افضل اعمال امتی انتظار فرج یعنی برترین اعمال امت من اینه که منتظر فرج باشن این امید در یک روایتی از موسی ابن جعفر علیه السلام افضل العباده بعد المعرفه انتظار فرج معرفت یعنی توحید و معرفت حقوق الهی بعد از او انتظار فرج از امیر المؤمنین علیه السلام انتظر فرج بلا تیعسو من روح الله انتظار فرج داشته باشید از روح و رحمت و گشایش الهی معیوسته پس در انتظار فرج امید هست تحرک هست اقدام وجود دارد که البته حالا در مورد انتظار فرج گفته شده است و مسلمه که انتظار فرج یعنی انتظار فرج حضرت ولیه اصف این یک مصداقه از انتظار فرج اینی که پیغمبر می فرماید افضل اعمال امتی انتظار فرج ناظره به همه مشکلاتیست که برای زندگی انسان پیشنگیده مشکلات گناگونی در زندگی پیش میاد انسان در مواجهه با این مشکلات نبایستی معیوست بشود باید انتظار فرج داشته باشه باید بدانه که فرج خواهد آمد خود انتظار فرج یک نوع فرج است که این روایتیست از حضرت موسید جعفر خود انتظار فرج انتظار گشایش خودش یک گشایش سیست برای انسان انسان رو از اون حالت یه از حال درموندگی که به کارهای عجیب و غریبی انسان رو بادار میکنه نجات میده خب این معناش اینه این که پیغمبر اینجور فرمود و ایمه یعنی امت محمدی صلی اللہ علیه و آلیه و سلم در هیچ حادثه ای از حوادث زندگی دوشار یعس و ناامیدی نمیشه بند و همیشه در همه حال انتظار فرج دارن خب انتظار به معنای فقط نشستن و دست روی دست گذاشتن و چشم به درد دوختن هم نیست انتظار به معنای آماده شدن است به معنای اقدام کردن است به معنای این است که انسان احساس کند آقبتی وجود دارد که میشه باید به اون دست یافت برای رسیدن به اون آقبت باید تلاش کنه ما که انتظار فرج داریم انتظار ظهور حضرت وقیت الله ارباه و نافده رو داریم باید در این راه تلاش کنیم باید تلاش کنیم در راه ایجاد جامعه مهدوی جامعه مهدوی هم خودسازی کنیم هم به قدر توانمون به قدر امکانمون دگرسازی کنیم