یه شب در سال یادت بود یه دعا به ما بکن امکان داره ما یادمون بره؟ بعضی ها تو زندگی به ما لطف کردن، محبتی کردن یه روز خیلی سخت از ما دستگیری کردن یه گرفتاری سختی داشتیم به داد ما رسیدن یه وامه میخواستیم یه پولی به ما دادن یه مشکلی داشتیم به داد ما رسیدن چقدر یادشون هستیم؟ آدم یادش نمیره الانسان عبید الانسان انسان اسیر محبته میشه یه کسی هر روز به ما هدیه بده بعد بگه یادت بود سالیه شب به ما دعا کن یادمون بره؟ وقتی این بزرگوار میفرمود اگه هر روز شما این هدیه، این شاخ گلو بفرسی بر امام زمان ارباهان آفده یه سوره یاسین بخونی هدیه کن به امام زمان یه زیارت آل یاسین هدیه کن به امام وقت میشه امام زمان شب قدریادش بره ونزر الینا نزرتن رحیمتن ممکنه حضرت؟ این یه راه ارتباط با امام زمان پس این دعاها رو بخونیم یا زیارت آل یاسین بخونیم یا دعای احد بخونیم نماز امام زمان بخونیم یاد امام زمان باشیم توجه به حضرت داشته باشیم ای که دیگه از راه های ارتباط با امام زمان ارباهان آفده دیدار امام زمان میدانید در طول دوران غیبت اولیه یعنی اون هفتاد سال و غیبت کبرا که تا امروز ادامه داره خب ادهه محضر امام زمان ارباهان آفده رسیدن سؤال اینه عزیزان من من این سؤال میخواهم جواب بدم آیا ما باید به دنبال دیدار حضوری و ارتباط و حضوری با امام زمان باشیم یا نه؟ خیلی هم میگن آقا چه دعایی بخونیم؟ چه ذکری بخونیم؟ چهل شب چارشنبه کجا بریم؟ چقدر زیارت آشت؟ چه راهی هست برای دیدار حضوری امام زمان؟ ارتباط و حضوری برسیم محضر امام زمان آیا اصلا ما دنبال این راه باشیم یا نه؟ بگذارید من یه داستانی بگم در قالب این داستان جواب این سؤال رو داده باشیم سفیر دوم امام زمان ارباهان آفده رسیدن شما ها میدونید در اون قیبت سقرا حدود هفتاد سال قیبت اولی امام زمان ارباهان آفده حضرت چار تا سفیر داشتن و اینا میگن نواب اربعه امام زمان چار تا سفیر اینا شخصیت های خیلی بزرگی بودن بلاخره کسی که قابلیت نیابت خاص امام زمان رو داشته باشه خیلی جایگاهش مهمه الان این مراجعه تقلید بزرگه که ما داریم اینا نایب عام امام زمانه نایب خاص نیستن از سید بحر العلوم ها و آیت الله از ماستبالحسن اسفانی ها و آیت الله از مای بروجردی همه این بزرگان تا امروز در طول دوران قیبت امام زمان همه این بزرگان از شیخ مفیده ها و شیخ توسیه ها اینا نایب خاص امام زمان نبودن نایب آمام زمان نایب آم امام زمان یعنی حضرت یه جملهی به طور کلی فرمودن اینا مصداق اون جمله بودن اما این چار تا سفیر نایب خاص امام زمان بودن حکم مخصوص از امام زمان داشتن خیلی شخصیت های بزرگی هستن خیلی موقعیتشون بالاست این داستانی که من میخوام بگم از سفیر دوم امام زمانه لابد میدانید این سفیر دوم پنجاه سال سفیر امام زمان بوده چی داریم میگیم آقایون خانوما چار تا سفیر داشتن امام زمان ارواح و نافده حدود هفتاد سال دوران قیبت بوده قیبت اولیه قیبت سغرا از این هفتاد سال پنجاه سالش سهم سفیر دوم امام زمانه شخصیتیست به نام ابو جعفر ابو جعفر یکی سی آمد پیشه این ابو جعفر سفیر پنجاه ساله امام زمان شیخ توسیر زوان الله علیه می نویستد یعنی از این که پنجاه سال سفیر امام زمان بوده اون سه نفر دیگه جمعا بیست سال این آقا به تنهایی پنجاه سال یکی سی آمد پیشه این سفیر امام زمان گفت من دلم میخواد امام زمان ارواحو هنافدار رو زیارت کنم من تو سفیر حضرت نیستی؟ تو پنجاه ساله هر وقت دلت بخواد خدمت امام زمان میرسی یه وقت ملاقات هم بگیم ما بیه میدفع خدمت امام زمان سه تو جمله جواب شده جمله اول گفت شکرالله شاوقک خدا بده اجر و پاداش بده خوبه که تو یاد امام زمانی خوبه تو مشتاق دیدار امام زمانی اینقدر آدم ها همه درست دارن ما اصلا یادشون نیست اصلا امام زمان چقدر مردم یادشون ما چه کار کردیم برای یاد امام زمان هفتمون میاد میگذره جمعیمون میاد میگذره چقدر یاد امام زمان چه کار کردیم برای امام زمان گفت خدا بده اجر بده خدا بده پاداش بده خوبه تو یاد امام زمانی این یک دو گفت جمله دوم جمع به این سوالی که عرض کردم تو این جمله دومه ای خوبه خ البدیر گفت اصرار بر دیدار امام زمان نداشته باش این ایامل غیبت یشتاغو الی ولا یسالل اجتماعو ما گفت بالاخره اصل غیبته بنا نیست امام زمان رو هر کسی ببینه دوران غیبته اون غیبت اولیه مقدمه غیبت بعدی غیبت کبرا بنا نیست مردم به امام زمان رو ببینن امام حاضر نیست امام قایبه گفت اینها من ازائم الله این تصمیم خداست این نقشه الهیه این برنامه الهیه و تصمیم الله اولا این که تو تصمیم این برنامه باشی بالاتر از دیدار امام زمانه ببین عزیزان سفیر پنجاه ساله میگه میگه تو تصمیم برنامه پروردگار باشی در دوران غیبت این که ما باور بکنیم بابا الان دوران غیبت بنا نیست ما محضره امام زمان برسیم این راه ارتباطی قطعه تسلیم امام زمان بودن تسلیم این برنامه بودن از دیدار امام زمان بالاتره من یه جمله یادم خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله بهجد رزوان الله علیه میفرمودن انقدر که ما دعا میکنیم برای تعجیل در ظهور امام زمان الان همش ما داریم دعا میکنیم اللهم اجل ولی یک فرجه والافیته و نزد آیت الله بهجد میفرم میفرم اینقدر که دعا میکنید برای تعجیل در ظهور امام زمان دعا کنید برای قابلیت ظهور الان ما آماده ی ظهوریم زندگی ما زندگی است که امام زمان راضی باشه خانواده های ما اونجوری هست ادارات ما اونجوریه دختر و پسر ما اونجوریه بازار ما اونجوریه هیچ نقص عیبی نداریم امام زمان داره میبینه فرمود دعا کنید برای قابلیت ظهور این سفیر پنجاه ساله گفت دوران قیبت بنا نیست هر کسی مشتاق دیدار امام زمان باشه به ما نگفتن انقدر اسرار داشته باشید برای دیدار حضوری اتفاقا گفتن اسرار نداشته باشید یه جمله سبوم این جمله سبومش یه دریا سخنه خیلی مهمه گفت تو مشتاق دیدار امام زمانی من یه دعا برات بکنم این سفیر پنجاه ساله گفت من دعا میکنم ارا که وجههو فی خیرن و آفیه امیدوارم اگر احیانا یه وقتی هم دیدار امام زمان براتو حاصل شد مثلا دوران حضور و ظهور امام زمان رسیدی امیدوارم دیدار حضرت برات همراه با خیر باشه با آفیت باشه آیون خانم های بزرگاباری این جمله یه حشداره یعنی ممکنه ما به دوران ظهور امام زمان برسیم ولی ظهور حضرت برای ما خیر و آفیت نداشته باشه چرا چار تا ویژگی بگم توی یه جمله یک دوران امام زمان ارواه و نافدا آوج ایسار و فداکاریه الان محاضرین معهلون ایسار و فداکاری هستین می آمدن به امام باغر سلام الله علیه می گفتن آقا چرا قیام نمی کنید شیعان شما آمادن حضرت فرمود بگو ببینم این شیعانی که میگی آمادن اید خلو احد کمیده و فی کیس اخی آیا به جایی رسیدید که یه برادر ایمانی گرفتاری داره مشکل مالی داره بیاد سراغ برادر دیگرش ببینه نیست خب آقا نیست که نباشه من و تو نداریم دست بکنه تو جیبش صندوقش حسابش و اندازه نیاز مالیش برداره بره اونم که اومد به یه کار خوبی کردی به اینجا رسیدید خب آقا ما از این شوخی ها با هم نداریم این روایت حضرت فرمود فهم به دمائهم ابخل کسی که از مالش برا برادر ایمانیش حاضر نیست بگذره به طریق اولا از جانش نمیگذره چرا اینقدر میگید قیام کنید چرا اینقدر میگید منتظر زهوریم ما از مال مناظر نیستیم برای گرفتاری های دیگرم امام زمان بیاد جان میخواد از ما ما آماده جانفشانی هستیم دو اصر زهور امام زمان اوج ادالته الان ما به ادالت رسیدیم جامعه همون همراه با ادالته حکومت ما همراه با ادالته تو خونه و خانواده همون ادالت داریم آقا به خانمت زرل نمیکنیم خانم به آقا زرل نمیکنیم پدر مادر ها به بچه ها زرل نمیکنیم بچه ها به پدر مادر ها زرل نمیکنید حاکم ها به مردم زرل نمیکنید مردم به حاکم هاتون زرل نمی کنید ما ادالت داریم ما آماده ادالتیم یا دستمون به جایی نمیرسیم دستمون برسته شناگر قاهری هستیم محا خیلی واردیم اوج ادالت سه اصر ظهور امام زمان اوج معرفته الان ما به اون درجه از معرفت رسیدیم ببینید وقتی میاد خدمت امام صادق میگه آقا من اگه اصر ظهور رو درک کردم چه دعایی بخونم حضرت میفرماد این دعا رو بخون اللهم معرفنی نفسکم معرفت از خدا بخوا الان جوانای ما چقدر معرفت دارن جامعه ما چقدر معرفت دارن چقدر ما با قرآن معنوسیم چند درصد جامعه مایی دور جلس تفسیر قرآن شرکت کرد الان تو مساجد یه مفسر قرآنی هم باشه چند نفر میشینن پای جلس تفسیرش چقدر ما با نهجول بلاغه امیر مومنان چقدر ما عارف دینمون آشناه است چقدر با این رساله آشناییم با احکام اعتقادا اصر امام زمان ارواح و نافده اوج معرفته اوج ادالته اوج ایساره اوج گذشته لذا این سفیر پنجاه ساله گو من دعا میکنم اگرم یه روزی رسیدی به دوران زهور امام زمان دیدار حضرت برات خیر و آفیت باشی نمیدونم این جمله رو بگم یا نه آقایون خانم های بزرگبار روایت داریم اده میرسند به دوران زهور امام زمان ولی چون برنامه های امام زمان رو برخلاف منویات خودشون میبینن میگن ما یه چیز دیگه فکر میکنیم این آقا چی میگه ما به جور دیگه میخواستیم اشاله ما نباشیم اینجوری به امام زمان میگن آقا از همون رایی که اومدی برگرد ما اصلا احتیاجی به شما نداشت حدیث در کافی مرحوم کلینی رضوان الله علیه ادهی که فکر میکردن منتظر زهور امام زمان برنامه های امام زمان که میبینن با امام زمان میجنگن به اسم چی؟ کلهم یه تعولون علیه قرآن رو اونجوری که خودشون تفسیر میکنن اونجوری که خودشون برداشت میکنن برداشت امام زمان از قرآن رو قبول ندارن میگن شما نمیبن ما درست میفهمیم خیلی آزمی خواهمیه تحدیده یه حشداره از ناهی امام زمان از ناهی سفیر پنجه ساله امام صادق فرمایی وقتی حضرت زهور میکنن ادهی با قرآن با امام زمان میجنگن نه با توبراد نه با انجیل برداشت خودشون از قرآن رو میخوان به امام زمان تحمیل کنن میگن خمس اینجا نیه هجاب اینجا نیست کی گفت ربا حرامه؟ کجای قرآن گفته ربا حرامه؟ نه اینجوری که ما درستش کردیم که دیگه درسته خدایی ها به حق آقا امام زمان ارواح و نافده به ما قابلیت زهور حضرتش رو انایت بفرما خدایی ها قلب نورانی امام زمان از ما راضی و خوشنود بدان به ما توفیق نسرت و یاریش جلب رضایتش شهادت در رکابش رو انایت بفرما خدایی به حق محمد و آل محمد علما مراجع حوضه های علمی خدمت گزاران به نظامیه رهبر معظم من معید و منصور بدار تقریم به صحة مقدس مولای من عبالحسن علی ابن موسا سلبات بلندیم موسیقی اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم عزیزان شنونده بربال سخن رو شنیدید سخن رانی هجت الاسلام و المسلمین حسینی قومی و برقراری ارتباط با امام زمان علیه السلام که موضوع سخن رانی ایشون بود انشالله که مورد استفادتون قرار گرفته باشه امروز یازده هم شهری ورما ساعت سیزده یک بعد از زور این سخن رانی مجددن تقدیم شما عزیزان خواهد شد علاقه مندان به کتاب و کتاب خانی در این فرصد روایت کتاب رو بشنوند ادامه روایت کتاب اقیانوس مشرق روایت کتاب بر اساس کتاب اقیانوس مشرق نوشته مجید پورولید یک کلشتری به نام خدای بزرگ دوستان عزیز سلام روایت کتاب رو از راژیو معرف میشنوید در این برنامه گذیده ای از کتاب اقیانوس مشرق در ساختار روای نمایشی اختباس و روایت میشه این کتاب داستان سرگشتگی مردی به اسم امران و وسالش به ولایت امام رزا علیه سلامه در برنامه کتاب اقیانوس مشرق در برنامه های قبل تا جایی شنیدید که امران به دنبال آب حیات از جنوب به شمال میرفت که در کویر گم شد اون خسته و تشنه و راه گم کرده روی خاک تفتیده ی کویر پیش میرفت که مردی به اون رسید و خودشو فرستاده ی امام رزا معرفی کرد بعد مسیری رو به امران نشون داد و گفت اگه به دنبال آب حیاته باید چهل قدم پیش بره تا به خونه پیندوزی برسه و از اون نشونی چشمه آب حیاتو بگیره امران خسته به خونه حاج کریم پیندوز رسید حاج کریم به پاهای زخمی و تاوک زده ی امران مرهم مالید و اونا رو بست بعد با امران حرف زد و فهمید که اون خدا باوره اما به دین و آینی متقد نیست و فقط دنبال پیدا کردن چشمه آب حیاته حاج کریم پیندوز از اعتقادش به خدا و بلاییت امام رزا گفت تا شاید امران به راه بیاد اما اون همچنان اصرار داشت که میخواد به شمال بره و چشمه آب حیاتو پیدا کنه روز بعد که حاج کریم پیندوز و دخترش راهله آماده ی سفر به خراسان شدن امران هم دنبالشون رفت تا حاج کریم مسیر رفتن به شمال رو نشونش بده توی راه حاج کریم پیندوز به امران گفت که آب حیات واقعی در خراسان میجوشه و حالا ادامه روایت کتاب اقیانوس مشرق در قسمت ششم خرشی تازه طولو کرده بود خرشی تازه طولو کرده بود خرشی تازه طولو کرده بود حاج کریم پیندوز و امران نزدیک کاروانسرا گرم گفتگو بودن حرف چند لحظه پیش حاج کریم تو زهن امران تنین انداخته بود من معتقدم آن آبی که تو در جستجوی آنی بس و سه ایست که چرا از امهام دور کند آن آب حیات که تو در پیانی در خراسان میجوشه امران تو فکر بود که با صدای حاج کریم پیندوز به خودش من چشم جوان؟ که یا پاسخی برای سخنم نداری؟ چرا پاسخ دارم؟ تو گفتی آب حیاتی که من در پیانم بس و سه ایست که میخواهد من را از علی ابن موسر رزادور کند اما همین پیشواه تو پیغام داد که من باید به دنبال قلعه باشم تا چشم آب حیات را پیدا کنم کدام قلعه؟ من هرگز سخنی در باره چشمی که در قلعه بجوشت نشنیدم امران نیم نگاهی به راهله کرد و نیم نگاهی هم به عدهی که توی کاروان سرا آمده ای رفتن بودن بعد به سمت حاج کریم پیندوز برگشت و گفت چطور در سرد وسوسی زندگی جافدانه نیست؟ ایج وقت دلت نخواسته همیشه زنده باشی؟ من همیشه زنده خواهم بود جوان مرگ با تمام عظمتش در من اثر نمی کند مرگ در تو اثر نمی کند؟ مرگ کوچه است از دیاری به دیار دیگر من همیشه زنده هم اما به شکلی دیگر و در جایی دیگر به کدام اعتبار؟ مگر چه کسی دنیای آنسوی مرگ را دیده است؟ شاید تمام اینهایی که میگویی وهم و خیال باشد چطور با قاطعیت و اتمینان و ایمان در بارش سخن میگویی؟ تو به من بگو چگونه به خدایی ندیده معتقدی؟ امران در سکوت به حاج کریم پین دوز نگاه کرد این را شب قبل هم گفتم و نخواستی باور کنی دیدن ملاک مناسبی برای ایمان نیست جوان چشم از حواس است و حواس خطا پذیر آیا در براهود سرابی ندیده ای که آب به نماید و آب نباشد؟ آره هزار بار دیدم آیا درختی ندیده ای که دروغین و خیال باشد؟ چرا؟ بارها دیدم من اعتقادمه؟ امران از چشم هایم نمی گیرم جوان من از جایی شنیدم که اعتبارش نزد من از چشمانم هم بیشتر است از کجا؟ حاج کریم پین دوز دست و خورجینش کرد و قرآنی و با جلد چرمی بیرون آورد و نشون امران داد امران پرسید؟ این قرآن نیست؟ آره قرآن است سخن خدا من آن را پیشتر هم دیدم می توانم آن را ببینم؟ حاج کریم با احترامی خواست قرآن را به دست امران داد و گفت امران با احتیاط قرآن را باز کرد و فرق زد و گفت از احجاز این کتاب زیاد شنیدم قرآن در یای جدیدی در این کتاب زیاد شنیدم قرآن در یای جدیدی در این کتاب زیاد شنیدم قرآن در یای جدیدی در این کتاب زیاد شنیدم قرآن در یای جدیدی در این کتاب زیاد شنیدم قرآن در یای جدیدی در این کتاب زیاد شنیدم قرآن در یای جدیدی در این کتاب زیاد شنیدم قرآن در یای جدیدی در این کتاب زیاد شنیدم قرآن در یای جدیدی در این کتاب زیاد شنیدم قرآن در یای جدیدی در این کتاب زیاد شنیدم قرآن در یای جدیدی در این کتاب زیاد شنیدم قرآن در یای جدیدی در این کتاب زیاد شنیدم قرآن در یای جدیدی در این کتاب زیاد شنیدم قرآن در یای جدیدی در این کتاب زیاد شنیدم قرآن در یای جدیدی در این کتاب زیاد شنیدم قرآن در یای جدیدی در این کتاب زیاد شنیدم قرآن در یای جدیدی در این کتاب زیاد شنیدم قرآن در یای جدیدی در این کتاب زیاد شنیدم