لِمَ تَغُولُونَ مَا لَا تَفْعَدُونَ كَبُرَ مَقْتًا اِنْدَ اللَّهِ اَنْ تَغُولُوا مَا لَا تَفْعَدُونَ و از قرآن از روایات استفاده کردیم این که اگر حکومت بردلها می خواهیم تقوی به تجربه هم اثبات شده است می گفت مرحوم شیخ انساری در بازار بقداد راه می رفتم یه یهودی از من پرسیده این چیه؟ گفتم این شیخ انساری گفت نه بگو حجت الاسلام برای این که وجودش دلیل بر حجیت اسلام و ما خیلی ها را دیدیم که رفتار اسلامیه کال ہے کار رریم år الح pis הכ drone م Philosophué أنمائه ناران سنگرد سرنجر تهنتاه اهمیت به واجبات همه همه مخصوصا نماز، نماز شب اهمیت به مستحبات به اندازه که زرر به کارمون ندنیم مخصوصا خدمت به خلق خدا به هر اندازه بتواند، به هر اندازه بشه اجتناب از گناه همه همه چه سقید قیره، چه کبیره چه علنی، چه مخفی مخصوصا حق و ناس حق و ناس هم فقط مالی نه من جمله حق و ناس آبروی موازه به آبروی دیگران باشین دفاع از مردم مخصوصا از خیشان، از رفقا از آبروی انها ترها می رویه خاطر قوییه تریت بميروني، از نخش از نخش از نخش годуیه و از ٫ camacr my height و ال aujourdین به نهیَعتامه از حتی ایيدراتی که جهان گخواهیت선 امروز ما سه همُه بال و سه کی یک پسید Beispiel همونها ترفیه عمهایی ما هستن گفتید قلوب مرادم داره برای ما مشکل شده اینه که فقه ها معمولا میگن ما تقید به زواهر شرع من کمه باید ملکه ادالت داشته باشیم ملکه ادالت یعنی به طور ناخد آگاه اهمیت به واجبات اهمیت به مستحبات اجتناب از گناه حتی به اندازه وصعش اجتناب از گناه اجتناب از مکروه ها این باید ملکه ای باشه و در رساله ها همه همه کمن که بگن تقید به زواهر شرع کفایت میکند برای ادالت امم ملک لازم نیم کمه معمولا فقه ها از زواهر روایات از زواهر آیات استفاده کردن همه همه باید ملکه ادالت داشته باشیم یعنی در وقت نمونه نماز یه تلاتم درونی بزرگان میگن که اصلا تشیع یه ترادفی دارد با ملکه ادالت همه همه در وقت نماز یه تراتم درونی من خیلی دیده باشم از بزرگان که در وقت نماز یه تلاتم درونی درانها پیدا میشه دیگه همه چی فراموش میشه جز نماز به طور ناخد آگاه باید قیبت نکنیم من خیلی درونیم من خیلی درونیم خیلی دیدم معاشرت هم با اونا داشتم سالها و یک قیبت از اونا ندیدم و ما باید به طور ناخد آگاه قیبت نداشته باشیم آدمی که مرد خور باشد معلومه که خدا به این حکومت و دلها نمیده هم لا یکتب بعضکم بعضا ایو حب با احدکم ان یکل لحم اخیه میتن فکرهتمو میخوای گوشت مرده بخوره نه پس قیبت نکن باید اینا را ما حضم بکنیم باید اینا را ما از علم الیقین لاقل ببریم به عین الیقین که غیر طلبه مرده بخوره نه و گفت که در یه جلسه قیبت یک کسی شد من ساکت موندم شب خواب دیدم همون آقا را آوردند همونا سرش بریدند من تیک گوشته را گذاشتم تو دیک مخواستیم بپذیم بخوریم میخوابه اما قرآن میگه یه واقعیته که خانمی اومد خدمت پیغمبر اکرم کار داشت پیغمبر اکرم جوابش دادن وقتی که رفت آیشه پشت سر این خانم خانم خانم خانم زبان نه با دست اشاره کرد جا رسول الله این قدس کتاست پیغمبر برفروخته شده ناراحت شده فرمودن آیشه چرا قیبت کردیم بعد گفت رسول الله من چیزی نگفتم فرمود استفراغ کن حالت مکاشفه به آیشه دادن حال استفراغ پیدا کرد یه مقدار گوشت از دهنش افتاد آیشه پیغمبر گفت من دوست دارم من دوست دارم من دوست دارم من دوست دارم من دوست دارم من دوست دارم من دوست دارم من دوست دارم من دوست دارم زمانی من دوم فرمود straighten من دوم اپقی نه کليد من حک ولگوزر سیناه این درست باد mellan تbrovie دیشه تعوید عقلارون تضییع مال خیلی گناهش بالاتره برای این که همه همه آبرویشون پیششون مهمتر از مالشونه خدایا توفیق کار کردن برای این که برسیم به اونجا که دل ما بشد مال خدا خدایا به همه ما علایت بفرمون و صلی اللہ علیه و سلام محمد و آل محمد و آل محمد و عجیب در جهون معارف به استحضارتون برسنم که هنگام طول و آفتاب به افق شهر مقدس قوم ساعت پنج و چهل دقیقه خواهد بود علاقمندان به دروس هزوی طلاب و فوزلای عرجمند فقه آل محمد رو در این فرصت بشنوند سی دقیقه درس خارج فقه حضرتای طلاب صبحانی و از این فرصت باید برسنم که هنگام طول و آفتاب به افق شهر مقدس قوم ساعت پنج و چهل دقیقه در این فرصت بشنوند سی دقیقه در این فرصت بشنوند سی دقیقه در این فرصت بشنوند فقه آل محمد بسم الله الرحمن الرحیم از شروع به دست آورده هم ارز کنم از شروع به دست آورده هم ارز کنم از شروع به دست آورده هم ارز کنم از شروع به دست آورده هم ارز کنم از شروع به دست آورده هم ارز کنم از شروع به دست آورده هم ارز کنم از شروع به دست آورده هم ارز کنم از شروع به دست آورده هم ارز کنم از شروع به دست آورده هم ارز کنم از شروع به دست آورده هم ارز کنم از شروع به دست آورده هم ارز کنم از شروع به دست آورده هم ارز کنم از شروع به دست آورده هم ارز وفرم favor makes امتزاد برد coupe امتزاد برد accuracy امتزاد برد photography پایش شکستن میشه اگر روایت سر به سر ارشکالم سالم بود که احتیاج به فصل دار معلوم میشه بل روایت خوب نرد نشده ولی زا ما روایت را توچی کردیم خب برگردیم به صورت افراز ارز کردیم که در اینجا دو مسئله داریم یک مسئله وقت مشاهه مسئله دیگر افرازه وقف راقف مشاهه خونده گفتم اگر نرک مشاهه کسی وقف کند اشکالی نداره این نمر کلام افرازش سنو افرازه یک واقف دوتاست موقوفن علیهم دوتاست اما این موقوفه یکیه دو برادرم از کنم مالکا این وقفم این برادر سهم قدرش را وقف اولاد کند و اون برادر سهم خودش را وقف اولاد کند واقف دوتاست موقوفان علیه دوتاست اما این موقوفه یکیم افرازه کنیم افرازه نیست که یک خطی بکشیم و بگیم مال شما مال اون چطور ما دو برادر با هم زندگی کردیم فرزندان من هم مثل این زندگی کنن اون صحب خودش را برای فرزندانش من هم صحب خودم را برای فرزندانم این یکی دوباره واقف یکیه اکس اول واقف یکیه اما موقفن علیه دوتاست من نصف انخانه را وقف مسجد جمع کران می کنم نصف دیگر را وقف حرم می کنم اشکالی نداره واقف یکیست موقف هم یکیست اما موقفن علیه دوتاست این افرازه خیال نکن معنای افرازی نست که یک خطی بکشیم و جدا کنم نه اینها را اگر می خواهم سحیم کنیم یک را یک صورت سلم داریم اگر می کنیم که باید از شما می شندم که بحث ما بشم از بحث سامق راییم اون این است که جناب واقف وقف کرده بر ده نفر اما وقف کرده بر دو نفر ولی در حال حیات می خواهد جدا کند خطی بگذ این بخش مال تو اون بخشم مال او وقف مشایده بخشم مال او اما در مقام بحر برداری نگرد که من این بخش را دادم به تو اون بخش را هم دادم به او البته در موقع سیغ خوندن این نبوده گفتیم وقفت خون ولده اما الان که وقف کرده ولده نگرد سمت راست مال تو سمت چپ مال او این صحیح است یا نه؟ بله صحیحه؟ چرا؟ از کلمتون ما در این مال باید داریم از این مال هم باید دارم از این مال هر مردی زده باید باید داریم از این مال هم باید داریم از کلمتون سهی نیست هم تو که می فرمایید روشن کرد اگر اینجور تقسیم کند ارسی می شود اون برادر فرزندانش اونو می برند این قسمت هم فرزندانش این و هان اینکه ملک مشاهد بله ظاهرا اشکالی نداره مادامی که این دو برادر زنده هستن اشکالی ندارد بگرد این بخش باغ مال تو اون بخش باغ مال تو اما هنگامی که هر دو برادر مردن دیگه این تقسیم به هم می خورند و الا اگر می خواد این تقسیم پا برجا باشد برگردند ملک ارسی می شود او ارس برد سمت راست را او هم ارس ببرند سمت چپ را بله بر این تقسیمش از ظاهر بی اشکاله ولی مادامی که اینها موجودند اما هنگامی که بردن تقسیم به هم می خوره و الا اگر می خواد بگم این تقسیم دائمی همیشه هست معناش این است که برگردند ارسی بشود و حالا اینکه وقت ما وقت مشاهد ظاهرن کم مر کلام و دیگه در اینجا چیزی واقعی نماهد حالا اگر آمدیم بر یه فرامون الان این دو برادری که من وعف کرده هم دوا می کنند مانع ندارد که ظاهرن چه کنند تقسیم کنند اما این تقسیم تقسیم یک نوعی است که این تقسیمی بردند تقسیم قاتل این است تقسیم ظاهرگرد مادامی که این دو مرادر زنده هم اشکالی ندارد تو این بخش را ببر اون بخش اما هنگامی که از بین رفتند فرزندان این ها مشاه هستند او نمیتوند بگرد اون صحباله بله یا این صحباله منه بد میگردند مشاه اجازه بدید من دو فرق بعدی را بخونم هر اسم من را بیارید اذا اتحاد الوقت و الواقف معکون الموقوف علیهم بتونن لاحق ایزن حالا یجود الافراز و اندی قسم البستان الى اقسام حسب عدد الموجودین و یستقل کلن بما افرزله چرا؟ واضقلت بکنهی خلاف رز الوقت و این رزی الواقف فا اندل قسمت الحقیقیه اگر بگیم اند قسمت حقیقیه برمیگردد ارسی میشود فا اندل قسمت الحقیقیه به ایزو تلزم علل بتون خلاف حقیقت الوقت لعل المفروضه علل بتون الواقف یمدکون ملکن مشاه هستند فا تقسیم الموقوع حسب عدد الموجودین یلازم اختصاص اولادهن بما ترک لهم آباؤهم و حالا که من دون اشتراک اولاد آخرین فی ما و عجیبهم به خلاف الوقت بله ظاهرا اشکالی ندارد دیگر مادام که ضبط هستید دو برادر این طرف مال شما اون طرف مال او و این تقسیم تقسیم مال شما اون طرف مال او این تقسیم تقسیم ظاهر نواقعی نه امجزود و تقسیم و ظاهری و اختصاص کلن به منفعت مابیله مادامو موجودن سوما ابتاد و تقسیم به نسبه الربطون ظاهقه و ها زامن با لامان امن به شرک انجقوم المتولی اول حاکم شرعی به افتاد تقسیم ولی نه ام لوبت اندزاه بین ارباب الوح بما جازم اهو بی او ولا یمحسم الا بالقسمه