اقعی مؤمن این است که مختزای ایمانش این است که در فکر سعادت آخرت باشه، در فکر قربه به خدا باشه، در فکر تکامل روح و معنوی باشه، مختزای ایمان این است اگر مؤمنی توقع داشته باشه که حالا که ایمان آورده میخواد در راه قدام قدم برداره، باید همه چیز سهل و آسان و گوارا و شیرین باشه توقعش اینه، اگر مواجه بشه به یک کار سختی، یک کار تلخی به تعبیر روایت موشیده دشکلی، دشواری، خب خودشو آماده نکردی؟ یا اصلا میگه ما نخواستیم این راه بندگی و عبادتا، اصلا جا میزنه برمیده، حالا یازم اینه و یا دائمان با حالت قصه و اندوه و احساس شکست که اونی که ما میخواستیم نشد اگر راه خیل بود و راه خداست پس چرا همش دشواری هاست و مشکلات هست و این شاید درست جا نیفته ابتداعا که یعنی چیه؟ خب معلومه خب هر کاری دشواری های سنگینی داره، این چیه ها میخواد ازت بفهمه؟ حقیقتش اینه که در دلهای خیلی ماها اینجور سؤالات، شکوک، شباهات، هر چیزش بیزارید وجود داره مقایسه میکنیم مثلا یک جامعه اسلامی را با یک جامعه کف، یک فرد مؤمن را با یک فرد فاسد میبینیم که حالا در فردش مثال بزنیم، فرد مؤمن برای زندگیش چقدر دشواری ها باید تعمل کنه؟ جون بکنه تا یک لغم نون حلال به دست بیاره؟ بعد مشکلات خانوادگی داشته باشه؟ با همسرش، با بچه هاش، با همسایه هاش مشکلات داشته باشه؟ درگیری داشته باشه؟ زندگیش توعمی با سختی ها و تلخی هاست از اون طرف هم یک همسایه ایش یا خیش قوم ایش میبینی؟ یک آدم فاسق و بی بندوباری است، خوش و خوره، میگن و میخندن و هیچ مشکلی هم در زندگی نداره این سوال برای آدم پیش میاد که خدایی که مؤمن را دوست میداره و این همه در روایات تعریف از ایمان و مؤمنین شده این چطوره که این مؤمن را اینجوری گرفتار برای یه لغم نون باید اینقدر جون بکنه؟ بعدم با این سختی ها مواجه بشه گاهی شاید نسائلی باشه که خیلی شما ها مبتلا باشید، میخواد زندگی را این در و اون در بزن که این چند سال باید معتل بشه تا یه مورد مناسبی دیده بود، هر جا میره یا ناز میکنند یا نمیدند یا استخارش باید میاد یه مشکلی پیش میاد جور نمیشه دیگران میبینی که خیلی رو به راحتی مثلا همسر دلخواهیش رو انتخاب میکنند زندگی میکنند این سوال برای آدم پیش میاد که اگه خدا طرفدار مؤمن هست این مؤمن را به طرف چرا اینقدر باید مبتلا کنه؟ به همینطور مقایسه بین دو جامعه، یه جامعه اسلامی و یه جامعه کفر، این بیشارها چه گناهی دارند که اینقدر باید سختی بکشند؟ این همه باید فجایا تحمل کنند؟ در کنارش کفار راحت ترانزمگی میکنند، اگه خدا طرفدار مؤمن این هست چرا کمک نمیکنه به این مسلمان ها؟ این سوال به صورتهای مختلف برای ماها، حالا هر کسی به اندازه معرفتش یه جوابی میتونه، ولی اغلب ماها تو دلمون یه همچنون ابهامی هست که چرا؟ خب اونایی که ایمانشون بیشتر هستون میگن، خب مسرحت خدا هست ما نمیدونیم، ولی برحال اغلب مردم این سوال در ذهنشون هست، جوابش در این کمله میشه پیدا کرد، کسانی که طالب حق هستند، حق سقیل، حق مر، این رو باید انتخاب کنن، آگاهانه بدونن، اگر راه حق میخوان انتخاب کنن باید پای تلخیهاش و دردشباریهاش هم بگذرند، البته خدای مطالب برای هر کسی تقدیر خاصی داره، هر کسی یه ظرفیتی داره، ظرفیت همه جور بلایی نداره، ولی کسی هم که هیچ مشکلی تو زندگی براش پیش نیاد و مؤمنم باشه این شاید یک دونش هم یافت نشد به خاطر این که این دنیا داره آزمایشی مؤمن باید با تحمل سختی ها ایمانش رو تقریت کنید پای بندیش را به احکام الهی و رضایش را به تقدیرات الهی اثبات بکنید کن چه خدا میخواد راضیم این کار مشکلیست چون چنین ادعایی داره و چنین خواستهی داره باید خودش را آمازه کنید برای تحمل سختی ها اما کافه که چنین ادعایی نداریم اصلا سر آشتی با خدا و حق و حقیقت نداریم این که من هم این رو میخوام یه چهار روز همین زندگی راحت بعدش هرچی میخواد بشید خدا هم در همین جا مزدکارشون را نتیجه تلاششون را بهشون میده عجلشون را در همین دنیا میده اما برای آخرتشون نتیجه نخواهی کنید پس ما باید بدونیم اگر طالب حق هستیم آماده باشیم برای تحمل سختی ها دوشباری ها تلخی ها این طبیعت امتخاب این راهه اگر کسانی تا به تعمل سختی ها رو ندارن راه دیگری باید انتخاب کنید راه حق بدون تحمل سختی ها نمیشه اگر پیشرفت میخواد اگر تکامل روحی میخواد مقاماتی برای انسان هست که جز با سبر در مقابل شدائد برای روح انسان حاصل نمیشه اگر اون کماله میخواد باید آماده تحمل یه نوع سختی باشید دیگر هر کسی به اندازه زرفیتش خدا یه جور سختی براش مقدر میفرمایید یکی در جوانی یکی در پیری یکی از راه فقر یکی از راه مرد یکی از راه همسر یکی از راه رفیق دوست برها این که هیچ مشکلی ما نداشته باشیم در زندگی اون وقت به هیچ کمالی هم نمیرسیم باید خودمون رو بسازیم با تحمل سختی ها باید آزمایش بدیم با سبر و رضا مندیم یادم اومدی داستانی زیادم مناسب نیست با اینجا ولی چون نام بزرگی هست و داستان آموزنده ای سینم رو نقل کنیم نقل کرده هست مرحوم آقای الهی قمشهی رضوان الله علی مرد بزرگی بود ساحب ترجمه معروف قرآن کردیم که ایشون این ترجمه را کرد و در مقابلش هیچ ما به ازایی دریافت نگرد مرد مخلصه با معنویتی بود اگر میخواست حق و تعلیف بگیره یه زندگی مرفعی برا خودش و خانوادهش میتونه سره هم مکنه از همین را استاد دانشگاه بود گایی سبار از این سه چرخه ها میشود میرفتد دانشگاه بله ایشون یه مرتبه مشرف شده بود مشهد حرم حضرت رزا به دلش افتاده بود که از حضرت رزا مقام رزا را بخواد گفته بود آقا شما رزا هستید من اومدم در خانه شما مقام رزا را میخوامد شد از خدا بخوایید خدا به من مقام رزا دهد از حرم اومده بود بیرون و طرف این منزل تصادف میکنه با یه ماشی میخواد زمین استخانش میشکنه مردم جمع میشند که راننده را بیرون میگنن آمد هیچ کارش نداشت باشید برید یه حدیقه ای سردات رزا من رزا ها خواستم به هم دادند اگر این پیش نمیامد من به مقام رزا نمیرسیده من باید ثابت کنم که اون چی خدا خواسته دارای من راضی است پیش نگرانی ندارم این روحیه است که حالا در بعض افراد پیدا میشید منظور اینه که اگر آدم بخواد واقعا تمرین رزا نسبت به مقدرات ادهی بکنه تمرین تقوی در مقامی انجام وظایف بکنه باید آماده باشه برای تحمل وظایف سخت اگر همه وظایف راحت و آسوده باشه مثال آب خوردن باشه میشن سلمان و همه هیچ کدوم سلمان نمیشن در واقع چون هیچ کدوم وقتی تحمل سختی ها نکردن به اون مقام نمیرسه خیال میکنن همه سلمانه اون وقتی آدم به مقامات عالی میرسه که در مراحل مختلف تحمل و سبر خودش را اثبات کنید در مسیبت ها یک نوع تحمل در انجام وظایف یک نوع تحمل و بالاخره سنگین است و تلخ اگر کسی طالب حق است باید آمادگی داشته باشه که بار سنگین برداره و تلخیه ها را بچفید در مقابلش الباطل و خفیفون حلون باطل هم سبو که خیلی راحت میشه انجام داد حرف چرن زدن چقدر آسونه آدم میگه بخواه حرف حسابی بزن اینقدر باید فکر کنه این کلمهش که گفتم اینکود درست بود نبود به کسی برمیخود نمیخود سخنچینی نباشه غیبت نباشه تهمت نباشه تمسخور به کسی نباشه ایزای کسی نباشه چه آثاری برش مترتب میشه چقدر دادن باید فکر کنه تا یک کلمه حرف بزنه اما بخواه چرن بگو درنش باز میره شما میگه راحت در عمل هم اینطوری اون که فهم بودن سرات از موبارکتر است از شمشه تیزتره بیخود نیست هر قدم یادم بخواد برداره به هر سمتی بخواد حواس جمع کنه این راه به کجا منتقی میشه چه لحاظه میداره خدا راضی هست یا نیست انگیزه من برای انجام دادن این کار چیه اما باطل که یه حرفانه داره که دلخواه هست هرچی خواستی یالا خفیفون خیلی سبک و شیرین هم هست وقتی تحمل مشکلات توش نباشه به دلخواه و به حواس آدم بخواد عمل بکنه شیرین هم هست پس اون کسانی که طالب حق پن نباید انتظار داشته باشن که همه زندگیشون به شیرینی و راحتی بگذارین خواهناخا سختی هایی پیش خواهد اومد اگه امروز نگهنده منتظر باشن فردا پیش خواهد اومد این دنیا بدون سختی و مشکلی نمیشه این سختی تازه غیر از اون سختیست که مال اصل طبیعت زندگی دنیاست یه سختی داریم مال دنیاستم مقابل آخرت آخرت هیچ سختی نداره هیچ رنجی نداره هیچ خستگی نداره البته در بهش انشاءالله اگه رامون بدن لا یمستون فیها نصبون ولا لغوب هیچ خستگی هم بهشون نمیرسه حتی گرسنگی به اون معنایی که دردابر است تعمل نمی کنن نیل به غذا پیدا می کنن می خورن لذت می دارن اما اینکه گرسنگی رنجشون بده نه تو بهش اینجور نیست در مقابل طبیعت دنیا اینه که لقد خلق دل انسانتی کبد اصلا زندگی دنیا توامه با رنج بدون سختی و مشکل داره هیچ کس نه مومن نکافه این یه مطلبه که قدر زندگی دنیا در مقابل زندگی آخرت توامه با سختی است به خلاف زندگی اهل بهشت و اهل رحمت که سختی نظرند اما همین زندگی دنیا برای مومن و کافر فرق می کنیم برای اهل حق و اهل باطل فرق می کنیم برای اهل باطل یه راحتی نسبی هست آسایش نسبی هست شیرینی نسبی هست اما برای اهل حق تلخی نسبی البته تلخی مطلق هم نیست اینجور نیست که آنها مومن که در دنیا شد سرتاسه زندگیش همش تلخی باشه اینجور نیست برای اولیاء خدا هم لذتهای خاصیست غیر از همین لذتهای مادی که برای دیگران اونها مویسره اونها هم لذت خوردن دارن خابیدن بادن مسائل دیگه دارن اینجور نیست که اونها محروم باشن از اینها اما سختی های زندگیشون بیش از سختی های اهل باطله اینا باید خودشون رو آماده کنن برای تحمل مشکلات و خانه ها هم برای اونها هم پیش خواهد آمد عشق زول سرکش و خونی باید بردگر به همین جای اکتفاک کنن زیاد وقتتون نگیرن پروردگارات را به مقام اولیاء و انبیاءت قسم میدیم که دلهای ما را از خواب غفلت بیدار بخونیم نور ایمان و معرفت و محبت خود در همه دلهای ما بتابن ما را از آلودگیه های تعلق به دنیا نجات بده روح امام راهل و سایر مراجع و اساتید و اساتید اخلاق مربیان همه را با انبیاء و اولیاء محشور بفرما ما را به انجام وزایف و اداء حقوق اساتید موفق بده ما را به وزایفمون آشناتر بفرما در انجام وزایف موفق تر بدار آقابت امر ما ختم به خیل بفرما السلام علیکم و رحمت الله اللهم صل على محمد و آل محمد و عدید درجه اللهم صل على محمد و آل محمد و آل محمد و عجل فرجه هم دوستان شنوانده را دیمارف مکارم خوبان را به اتفاق شنیدیم و استفاده کردیم از موایز اخلاقی مرحوم هایت الله مصباح یزدی پنج و چارده دقیقه است و صبح چارشنبه دوازده همه شهری ورما ده همه ربیول اول لکنوتون هستم این ایام را تبریک ارز میکنیم و سپاسگزارم که بخش سویمه براموها را تا این دقایق همراهی فرمودید دو عنوان دیگه تقدمتون میشه تا انتها فقه آل محمد و پنج و چلو پنج دقیقه تنفس صبح و تلاوت آیاتی از کلام الله مجید همکاران من در این بخش از براموها تایی کننده آقای امیراباس خوغانی صدا و در آقای سید عبدالله موسوی همانگه پشت رای سید مشتبه هاشمی و من رزا هدوید فرم از علاقمندان به دروس حوزوی دوت میکنم سی دقیقه براموی فقه آل محمد را بشنوند درس خارج فقه حضرت آیت الله مکارم شیرازی صبح شما به خیل باشیم فلونا نفر من کل فرقت من هم طائفت لیتفقه فی الدین فقه آل محمد لیتفقه لیتفقه قوم فی دین و بیندیرو قومه اذا رجعو الیهیم لعلو یه درون بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله لهم بسم الله رب العالمين و السلام و السلام على خیر خلقه محمد وعلى آله طیبین الطاهرین المعصومین لا سیما وقیت الله المنتظر ارواهنا له الفدا ولا خول ولا قوة الا بالله العلی العظیم بحث فقهی که داریم بریم سراغ مسئله ششم امام رحمت الله علیه در مسئله ششم می فرماین مسئله ششم از مسائل مربوط به اعمال مکه بعد از پایان اعمال منا من قدم طواف النساء و زیاره لعذرن کسی که طواف نساء و طواف زیاره لعذرن زیارت را به خاطر و عذر مقدم بر عرفات کند که طواف متقدمه مثل اون چار طایفه ای که قبلا گفتیم اینها می توانند جلوتر از عرفات به جا بیاورند لا يهل له الطیب والنساء لا يهل له الطیب والنساء برای اینها محرمات احرام همش حلال نمیشه طیب و نساء برای اینها حلال نمیشه و انما تحلل المحرمات جمیعا همه محرمات احرام حلال میشه لهو بعد از این شخص بعد تقصیر ولحلق خلاصه کلام این است اینها هایی که مقدم می دارند ایچ چیز براشون حلال نمیشه وقتی که اعمال عرفات و مشعر و منار به جا آوردند حلق و تقصیر کردند و همه محرمات برای اینا حلال میشه برای اینکه اعمال مکر که برای اینها حلال نمیشه مکر که قبلا انجام دادند اعمال منار و عرفات اینا هایی که انجام دادند چیزی برایشون باقی نمونده بنابراین همه اینها حلال میشه اول یه اشکال عبارتی من بکنم ایشون میفرمانند لا یحل و لا حتیب و نسا باید بگن ولا غیرهما هیچی برای اینا حلال نمیشه نه تیب و نسا حلال نمیشه هیچی حلال نمیشه بله ناظره به این ولی این بعد البته درستش کردند زین ولی حقش بود اینجا میگفتند لا یحل و لا حتیب و نسا ولا شیع و ناخر من المحرمات هیچی برایشون حلال نمیشه اینا تو احرام کامل باقی میمونند تا برند عرفاتشون برند و مشعرشون برند و مناشون برند و رمی و زبه و اینا را انجام بدند تقصیر بعد اونوقت همه چیز برایشون حلال میشه این یه اشکالی در عبارتی برآل خواهد این مسئله در واقع از فروع مسئله پنجمه بله؟ خواهد چی نمیشه حلال؟ چه فقط تیب و ایشون تیب و نسا فقط گفتند باید بگن تیب و نسا ولا شیع و ناخر درسته در این حال حق عبارت این است اینو نگرد این دیگه مفهومیه کسی ازش میفهمه خیال میکنه این دوتا حلال نمیشه بقیه حلاله بگن ورا شیع و ناخر زراری که نداره عبارت شفاف بشه بعدش درست کردن من میگم قبلش هم عبارت به این صورت نباشه بهتره به هر حال ما طرف داره شفاف سازی هستیم میگم عبارت باید شفاف باشه خیلی خوب و هم ما این مسئله گفتیم از فروع مسئله قبله مرتبطه به مسئله پنجمه اینکه معلومه و بعد این مسئله محل خلافه بعضیها میگن حلال میره بعضیها میگن حلال نمیشه و گروهی هم ظاهران ساکت بودن چیزی در این باره نگفتن حالا من عبارتی از کسانی که میگن حلال نمیشه مثل امام و عبارتی از کسانی که میگن حلال میشه هر دو رو عرض کنم معلوم صاحب از این مسئله که میگن حلال نمیشه و این رو باید برداریم در جلد هیو دو هم صفحه دویست و شست و یک میگه لوقدم ات طراف و سعی لوقدم ات طراف و سعی المذکورین که قبلا صحبت شده الى افعال الحج بر افعال حج مقدم بداره یعنی بر عرفات و مشعرمنا مقدم بداره کماف المفرده و القارن شخصی که اعمال حج افراد به جامعه یا حج قران اینا در حال اختیارم میتونن مقدم بدارن اینا میتونن کماف المفرده و القارن مطلقا یعنی چه مختار چه مستر ول متمتع مز ضروره اما کسی که عج تمتعه در حال ضرورت مطلوع مقدم بداره خب فهل یه سلو الاهلال بذارک آیا حلال میشه؟ محرمات برش به این قال فلمدارک صاحب مدارک زن الله علیه الاسحق الاسحق عدم هلهی صاحب مدارک متقدست که نه حلال نمیشه همونطور که امام فرمودن عدم هلهی بذارک که حلال میشه؟ بل یتوقفو علال حلق المتاخر انباغ المناسک بل یتوقفو علال حلق المتاخر انباغ المناسک یعنی باید عرفاتشو بردو مناشم بردو و رمیم بکنه پربانیم بکنه و تقصیر بکنه اون وقت حلال برش میشه دیگه توافی نداره دیگه مقدم مختار یا مستر مختار اگر مقدم کن در عجه تمتو باطل اونی که به جا میاره قبلا باطله باید بعدم به جا بیاره بعد صاحب هدایق بعد از این عبارت حکایت از جد صاحب مدارک میکنه جد صاحب مدارک کیه؟ شهید ثانی چرا؟ برای اینکه صاحب مدارک نوی دختری شهید ثانیه صاحب معالم پسر شهید ثانیه خوهر صاحب معالم مادر صاحب مدارک بوده یعنی صاحب معالم دایی صاحب مدارکه و صاحب مدارک نوی دختری شهید ثانیه بعد از جد صاحب مدارک نرم میکنه که اشون اجازه داده هسته نرم میکنه که اشون اجازه داده هسته نرم میکنه که اشون اجازه داده هسته ببینید؟ ببینید؟ چی؟ میگن همبعث بوده و بعد در یه بحث هم شرکت کرده صاحب معالم با صاحب مدارک یعنی دایی و پسر خوهر با هم در یه درس شرکت میکردن چشم کاری داره؟ نوشتن؟ در حالات شده ببینید؟ نداشته بودم اوه فَفِی حِلَّهِ مِنْهِینِ فَعَلَهُمَا آیا حلال میشه بعد محرمات وقتی فَعَلَهُمَا هما به قوافین و سعی برمیگرده منهینه فعله ما چی گفتم نه منهینه فعله ما وجهان آیا حلال میشه یا حلال نمیشه اجود همو زالک اجود اینست که حلال میشه پس شهید سانی قائد به هلیت شد صاحب مدارک قائد به حرمت شد طرفدارانی صاحب مدارک داره طرفدارانی هم شهید سانی داره و البته اونهایی که متعرص شدن شادت قائدشون حلال نمیشه نمیدونن چرا این چراش هم دقیق کنید چرا شهید سانی میگه حلال عملن به اطلاق نصوص عمل میکنیم به اطلاق نصوص یعنی روایاتی که میگه بله افرادی که توافشونو به جا بیارن و سعیشون برشون تیب و نسا حلال میشه همه رو شامل میشه چه مقدم چه ماخر افرادی که توافینو سعی به جا میارن برشون حلال میشه تیب و نسا چه مقدم به جا آورن چه مقدم به جا بیارن ایشون به اطلاق تمثل کرده و خواهیم دید که اطلاق درست نیست