نه و چهل دقیقه با تشرف شما را همراهی میکنیم ارزه عدوی محسن مبارک ایمه بزرگ بار سرابطالله علیه مجمعیم نه و پنجاه دقیقه حضرت مهربانی برنامه ویژه ی ولادت رسول اکرام سرابطالله علیه و آله است که در این ایام دوستان من تقدیمتون خواهند کردم می رسیم به ساعت شش بامداد دیگر برنامه ها را انشاءالله فرست و زمان پخش را در فرصت های آتی ارز خواهم کرد جلسه اول تفسیر سور مبارک انعام آیات یک تا سه از زبان مفسر عجبند قرآن کریم حضرت آیت الله جوادی آمالی موسیقی بر چراوی نور موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی بسم الله الرحمن الرحیم سوره انبارکی مائد بلد فیلایی پایان رسید الان آغاز سوره انبارکی انعام است و همون طوری که در تلیئی سوره انبارکی مائد برز رسید اگر برادران بزرگوار بتوانند همراه قراعت و بحث آیات را هم حفظ بکنند بسیار شایست است قرار بر این باشد که انشالله این آیات را حفظ بکنند در باره هر سوره چند بحث است و این سوره انبارکی انعام هم برابر اون اصل کلی مشمول این مباحث هست بحث اول این است که آیا این سوره در fais و afin و ههده نازل شد یا پراکنده بحث دوم این است که اگر در viewing و hankins نازل شد در مکه نازل شد یا در مدینه اگر بطور متفرق نازل شد همه این آیات که متفرقba نازل شدند در مکه نازل شدن و در مدینه نازل شدن یا برز در مکه وophHHHH و در مدینه بحث دیگر این است که این سوره حالا یا مکیس یا مدنی نسبت به سائر سوبر چه حکمی دارد؟ قبل از چه سوره است؟ بعد از چه سوره است؟ که نظم سوبر مشخص می شود مطلب چه ها هم آن است که این در چه سنه از بیست یا هجرت قرار گرفت است؟ اگر در مکه ناظر شد در سنه چندوم بیست بود و اگر در مدین ناظر شد سنه چندوم هجرت است بیانی رو مرحوم امیدو اصلا رزمان بردر مجمع دارن که می فرماین چون سوره امبارکه یه ماعده به قدرت خدا ختم شد چون آخرین آیه سوره امبارکه مطلب چه ها هم آن است؟ بیانی رو مرحوم امبارکه یه ماعده به قدرت ختم شد سنه چندوم بیست بردر مدین ناظر شد بیانی رو مرحوم امیدو اصلا رزمان بردر مجمع دارن که می فرماین چون آخرین آیه سوره امبارکه یه ماعده به قدرت ختم شد بیانی رو مرحوم امبارکه یه ماعده به قدرت ختم شد سنه چندوم بیست بیست بیست بیانی رو مرحوم امبارکه یه ماعده به قدرت ختم شد سنه چندوم بیست بیست بیانی رو مرحوم امبارکه یه ماعده به قدرت ختم شد سنه چندوم بیست بیست بیست بیست بیست بیست بیست بیست برای این که این تناسب ضرورت نزول دفعی را اثبات نمی کند می گوید که شایسته است که دفعه تن نازل شده باشد ممکن است یک متکلمی با فاصله های زمانی معین حرف های بزنه که گذشتهش با آینده کاملا مرتبط است بنابراین اگر یه روایت ایدیالالت کرد برای این که این سوره مثلا متفرقن و نجومن نازل شد ندفعه تن خب اون روایت مقدم است در صورتی که لسان سریع آیه این نباشد که دفعه تن نازل شد درگرنه اون روایت می شود مخالف آیه مطلب بعدیان است که در باره استشهاد اولی به شاهد اولی که شاهد داخلی است تدبر در یک سوره کافی است اما مطلب دوگم که شاهد خارجی است را باید باید معتبر باشد اونجرا که مرحوم امیر اسلام و غیر امیر اسلام در باره وحدت نزول سوره امبارکه ان آم نغل کردن مرد تحمل هست که آیا این روایات معتبر هست یا معتبر نیست پس بنابراین یه فحصی آیون باید بفرمید به این که مای روایت معتبر یه صحیحی در این بین وجود دارد که دلالت کنه سوره امبارکه ان آم دفعه تن وحدت نازل شد یا نه اونکه را که ایشون و امثال ایشون نغل میکنن که روایت معتبر نیست آیا یه روایت صحیحی همون طوری که تو بحثای فقهی مدره هست البته حد اقلش این هست و اگر نه اگر ما بخواهیم تو بحثای تفسیری کار بکنیم اون مقداری که در فقه با اکتفای میشود در تفسیر با اکتفای نمیشود اونجا یه اثر عملی دارد یه تعباد عملی دارد یه روایت صحیحی یا مبسطقه کافیست اونجا اثر عملی ندارد یه اثر علمی دارد این با یک صحیح حل نمیشود چون یک صحیح در سر مزه نبیابرد ما میتوانیم گمان پیدا کنیم یا اصناد زنی به شارع بدهیم بیش از این دو کار مقدورمون نیست باورمون بشود که این صوره دفعه تنباهیت نظر شد اون باور که دستمانیست اون با یک صحیح پدید نمی آید یا باید خبر رواهد محفوظ قرن قطعی باشد یا تباتور و اثر عملی هم که ندارد که ما نمیخوام اثر فقهی بار کنیم که با مزه نم کافی باشد به امده ترتیب اثر عملی است البته مزه نم پیدا میشود که در این گون از معارف علمی زن سودمند نیست اصناد زنی به شارع هم مجازه است که این هم بار علمی ندارد ما میتوانیم بگوییم اهل بهد ارهیم و سلام گمان ما این است که اونها این چیلی فرمودن همین اما الادم بابر بکند مطمئن بشود دست اونی خب حد اقل آن است که ما یه صحیحه داشته باشیم یا یه مبستقه همون طوری که در بحثهای فقهی هست پس اون روایون فحص میفرمید برای اثبات روایت معتبری که دلالت کند بر این که این سوریان بارکه دفعه تن نازر شد اگر این روایاتی که مرحوم به امیر اسلام نرکد در بین اینها یه حدیث معتبری باشد اونگاه معارف فراوان را به هم راه دارد چون در این حدیث آمده است که این سوریان بارکه انعام را هفتاد هزار فرشته مشایعت کرده اصل این که فرشتگان آیات الهی را نازل میکنند این در قرآن کریم هست به عیدی سفر کرام برده به این فرشتگان به امامت روح الامین جبرائیل سلام مدلعه یا روح سلام مدلعه اگر غیر او باشد به امامت ایشون و به رهبری ایشون این آیات را نازل میکنند و هر جا امام نازل شد معمومان اون امام هم نازل میشود و طبق بیان قرآن کریم امام فرشتگان که روح الامین است این در قلب مقدس پیغمبر سلالله و عبیبا سلال نازل میشود نزل به روح الامین و علا قلب کلتک اون من المندری نزل به یعنی انزلهو گرچه بالحق انزلهو و بالحق نزل گرچه ما فرشت دادیم اما اون که میابرد روح الامین است که پیک ماست او کجا میابرد؟ کجا وارد مشدد؟ مهمان کیست؟ اون مهمان غل پیغمبر است نزل به روح الامین و علا قلب کلتک اون من المندری خب پس قرآن را وجود مقدسه روح الامین بر قلب پیغمبر نازل کرد یه قلب است که هفتاد هزار فرشته را هم پذیرایی می کند این رو میگن سلر مشروع که الام نشده لکه صدره اینه که به آسمان و زمین بیرون نیامدن که گرچه قبل ملع الخافقین خافق یعنی افق افق رو میگن خافق خافقین یعنی افقین یعنی شرق و غرب وقتی گفته شد ملع الخافقین یعنی ملع مشرق و المغرب خب وقتی که می آیند کجا نازل می شود این ها بیرون دروازه قلب پیغمبر میستند یا به امامت روح الامین با حدود محدود قلب می شود قرآن که بیانش این است که این کتاب الهو بر قلب پیغمبر نازل شده است نزله به روح الامین و علا قلب که اون گاه یه قلب است که هفتاد هزار فرشته اونجا حضور و ضعوف دارند به امامت روح الامین این یکی از نکات است که از این روایات استفاده می شود اگر فحص بلق بفرده اینا برمونید اعتبار این روایات استفاده می شود این بر از معارف فرامون را به انباه دارند و اگر صرف اینکه عبیب نکت نقلی کرد وقتی حیف این معارف است که آدم تحقیق نکنه نکته عرشی دیگری که این روایات دارد این است که سر اینکه هفتاد هزار فرشته این سوره را بدرغه کردن آن است که هفتاد بار نابارک الله در این سوره آمده است خب این ها کم حرف نیست هر اسمی هزار فرشته بدرغه میکنند اونگاه وقتی علما و رسی انبیاء بودند کسی در خدمت سوره امبارک انهام بود این سوره را خوب خوند و خوب فهمید مهموندار همون فرشته خواهد بود یا لاقل کمتر وجود عباره که پیغمبر صلی اللہ علیه وسلم بر اصال شاگردان او به طبع این معارف را هم به دنبال دارد مطلب بعدی آن است که اینکه فرمود به عدد هر اسم هزار فرشته این سوره امبارک را بدرغه کردند این باید بعد از حصف مکررات باشد حالا این را باید در رسی بفرمایید که کلمه امبارک الله یا سائر اسمای الهی را بشمالید الله به تنهای افتادبار ذکر شد یا مجموعه اسمای حسنایی که در این سوره امبارک آمد است افتادبار هست البته بعد از حصف مکررات از این روایت برمی آید به اینکه بعد حصف مکررات هفتاد بار نامقدس الله است اگر ما دیدیم بررسی کردیم دیم بعد حصف مکررات بیش از این است یا کمتر از این است یک خلالی در این روایت پدید می آید یا یک راه دیگری باید برای په بردن به اینکه اسم خدا چیست اون راه را تیعی کنیم بر تقدیر طبق شاهد داخلی و شاهد خارجی این سوره امبارک آمد دفع تن واحدتا ناظر شد است به استثناء شیش آیه طبق بعض از نقله ها سه آیه طبق بعض از نقله ها یک آیه طبق بعض از نقله ها که اینها در مدینه ناظر شدند و اون هم برای مبناست که اون آیاتی که مشتمل بر احکام است که پیغمبر صلی اللہ علیه و سلم معمول شد به مردم بفرماید بیایید تا من محرمات الهی را بر شما تلاوت بکنم از اون جهت که محرمات مثلا احکام تکلیفی در مدینه ناظر شده است نشون می دهد که این آیات در مدینه ناظر شده است ولی این تا هم نیست برای خطوط کلی احکام در مکه هم ناظر شد جزئیاتش و فروعات فراوانی البته در مدینه ناظر شد ولی خطوط کلی محرمات احیانا در مکه ناظر شد خوب از اینجا معلوم می شود به این که اگر صور دیگر هم مشتمل بر اسما الهی بودن اونو هم با مشاهده ملائکه امروز است چون اختصاصی به این صوره نخواهد داشت اسما الهی همیشه محترمن ما موزقیم که نام خدا را هم تکریم کنیم نه تنها الله را بلکه نام خدا را هم موزقیم تصبیح کنیم سب به اسم ربکر علا سب به کذا سب به کذا هم الله را تصبیح و تقدیس می کنیم هم اسما الهی را تصبیح کنیم نام خدا را که انسان تقدیس می کند منظور همون نام خارجی است که ذات ملبس است البته این اسما الهی را هم در مقام ذهن که می فهمیم باید تقدیس بکنیم در مقام لفظ که تلفز می کنیم باید تقدیس بکنیم و مانند آن سر اینکه گفتم مز مزه بکنید برای اینکه انسان تو اون همون روایات اصرار صلاة آمده است که انسان وقتی میخواد نام الله را ببرد باید قبل دهنشه بشوید اینکه میگن دهنت شستی دهنت شستی این از اون روایات نشعت گره دیگر این روایات مز مزه در اصرار بزرگ آمده است که انسان وقتی میخواد نام مقدس الله را ببرد باید با دهن پاک ببرد دهن را مز مزه کند با آب دهن را تدهیر کند باید نام مقدس الله را ببرد خب اگر اسما الهی اینکن از قداست رو حرم اصلا دارن اختصاصی به سور اینباره که انام را ببرد برای این سور مرحوم امین اسلام اون حدیث رو نغل کرد که اگر کسی حاجتی داشت و نمازی خوند و بعد از نماز اون جمله ها را گفت به این سور اینباره که انام را قراعت کرده است حاجتش براورده میشود اما حالا هفتاد بار این سور را بخوانند یا چهل نفر بخوانند یا هفتاد نفر بخوانند اینها را ایشونجا نغله کرده اصل اون نماز و اون دعا و قراعت این سور اینباره که انسان را ببرد برده است خب این تمام مسئله بر باره اون امر اول که آیا این دفعه واحده نازر شد یا نه ظاهرش اینی که دفعه واحده نازر شده است برای اینکه بخواست خدا وقتی آیات شما را عزیز فرمید برید منسجم و همه انگه است این شاهد داخلی شاهد خارجی هم نشون میدهد که اون روایات باشد نشون میدهد که دفعه نازر شد اما مطلب ثانی که آیا در مکه نازل شده در مدینه اینجا هم از دو شاهد میتواند کمک گرفت یکی شاهد داخلی یکی شاهد خارجی که جمع هر دو را شاهد شاهد داخلی بررسی محتوای خود آیات و سور است شاهد خارجی روایات باب است در باره شاهد داخلی اگر چنون چون مخاطب اصلی و مهور اصلی یک سوره شرک و شرک زدائی و توجه به مشکین و دعوت بدانیده است دعوت به توحید و دعوت به معاد و دعوت به وحی نبوبت بود مهور اصلی این سوره را اینا تشکیل داد منوشه این سوره در مکه نازل شد چون مخاطب اصلی آیاتو که در مکه نازل شد مشتکین بودند و شرک زدائی و اما اگر نه مؤمنین بودند یا منافقین بودند یا فروعات فقیر را در برداشت به مانندان پیدا است که این در مدینه نازل شده است برای اینکه گرچه ریشه نفاق در مکه بود ولی ابتلای مؤمنین به منافقین در مدینه بود و تشریح احکام فرعی فقیه هم در مدینه بود بنابراین اگر مهور اصلی این سوره اینا بیان افشاگری نفاق و بیان خطرات منافقین است تشکیل داد یا احکام فقیه و فرعی تشکیل داد به مانندان این معلوم میشود که این سوره در مدینه نازل شد البته صوره مدنین مشتمل ور آیات توحید و نبوبت و معاد هم هستند اما مهور های اصلی اونها چیز دیگر هستند و اون که به دستور مبارک انعام به چشم میخوردن است که مهور اصلی اون هست مسئله اصول دین هست دعوت به توحید هست شرط زدائی هست نقل شباهات مشرکین هست ابتال شباهات مشرکین هست و مانندان روی این استشهاد داخلی میتوان استنباد کرد که این سوره مبارک انعام در مکه نازل شد باید دید روایت معتبری هست که در آن دلارت بکنند بر اینکه این سوره در مکه نازل شد یا نه اون هم به بحث روایی برمیرند درگرد چون اون روایت هایی که دارد دفعه تن نازل شده هست و حتی هدافت را اشتباه رسید کردند در این دلارت برفرض اینکه تا هم باشد دلارت ندارد بر اینکه در مکه نازل شده یا مدینه ممکن است در مدینه نازل شده باشد باید یک روایت دیگری دو جستجوه کرد که دلارت بکنند بر اینکه این در مدینه نازل شد اما مطلب سوم و چهاروم مطلب سوم آن است که این سوره در اعتباط با سائر سوال جایگاه اش کجا است؟ آیا بعد از سوره مثلا روم قرار گرفته یا بعد از سوره لغمان قرار گرفته یا بعد از سوره انکبود و سجده قرار گرفته و مانند اون یا قبل از اون ها است؟ این هم دو تا راه دارد یک شادع داخله یک شادع خارجی شادع داخله آن است که در خود سوره اشاره بشود به اینکه این مطلب را ما قبلا گفتیم یا به شما اشاره شده است اگرکن که همکه ظهوری از ی آیهی برس نامد که مثلا خدا می فهمد ما این مطلب را قبلا به شما گفتیم و اون مطلب در یه سوره مشخص بود معلوم می شود بند که این سوره بعد از اون سوره مشخص نازل شده است اما بعد از این سوره که سوره این رو از این سوره نمیشه استفاده کرد شاهد خارجی هم همون روایاتیست که روایات معتبریست که دیواره رفت بودن از این که این بعد از کلوم سوره نازل شد مدلب چهارم آنست که این در چه سالی از به اصد یا چه سالی از هجرت و ناشده است اون رو هم شاید با زحمت البته بتوان از بعض از آیات و سور استنباد شد و قسمت مهم راه اثباتیش رو هم روایات به تاریخ معتبر بختی دارد که در چه سالی از به اصد یا چه سالی از هجرت تفاقف کرده است اگر جریان محاصره باشد مثلا یا اگر جریان مہاجرت به هبشه و امثال زالک باشد خب تاریخ و روایت مشخص میکند که این هجرت به هبشه در چه سالی بود مردم شاید این سوره در همون سال نازل شد است یا اگر نازل به محاصره باشد تاریخ و روایت مشخص میکند که محاصره پیغمبر صلی اللہ علیه وسلم در چه سالی بود مرمی شاید این سوره در همون سال ناظر شده است یا اگر مربوط به جنگ باشد جنگ بلر باشد جنگ اهد باشد جنگ هنده و احزاب باشد این رو تاریخ و روایات مشخص میکنند که در چه سال از هجرت هست به کمک اونها میتوان فهمید به این که این سوره در چه سال از هجرت ناظر شده است البته اگر بعضی از آیات سوری مربوطه مثلا جنگ اهد باشد دلالت نمی کند که همه اون سوره در ساله ناظر شده است که در اون سال جنگ اهد رخ داد مگر اینکه ثابت بشود که این دفعه و حدثا ناظر شده است وگرنه ممکن است که بعضی از آیات که مربوطه به جنگ اهد است در همون سال مشخص هجرت ناظر شده باشد به بعض از آیات قبلش یا بعده خب اینا خطوط کلیه این سوره مبارکه انعام اما این که انعامی که تلاوت شد آیه اولش در باری خلقت نظام خارجی است و آیه دومش در باری خلقت انسان است و آیه سومش در باری بازگشت همه موجودات به الله است و حقیقت اشاره و معاد است آیه اول که در باری آلم است فرمود آیه سوم که مربوطه به علم خداست به اشاره و اصدار معاد دارد این است که این که فرمود آشگار و نهان شما را میداند یعنی روز حسابی هم هست اگر روز حسابی نباشد و خدا غند ما را به معاصمه دعوت نکند و یعلم ما تکسیمون گفتن چه سودی دارد حالا برغزت بداند ولی چون مسئله معاد هست مسئله حساب هست به ما فرمود سر و جهر شما را خدا میداند هر کاری که کردید خدا میداند در تلیه این سوره نازات اقدس ایرا عدب ورود در مسائل علمی را به ما یاد میدن و این از که این سوره سوره استدلال برای معارف اسلامیست معارف الهائیست یعنی این اصول کلی دین قبل از شروع بحث سخن از همد خداست الحمدلله که این عدب را خدا به همه کسان که بخواهند بارد معارف الهائی بشنن آمد الحمدلله خب چون خطوط کلی این سوره در باره اصول دین هست این آیات اولیه او هم شبیه برای استهلال به منزلی میرعات محتوی سوره است لذا خطوط کلی این سوره را که آفرینش و آفرینگار باشد انسان و آفریدگار انسان و معاد انسان باشد در تلیئه این سوره درد فرمود الحمدلله خلق از سماوات و عرض و جعرد برمات و نور معمولا سماوات در قرآن کریم جمع زکم شده و شده است و عرض مفرد مدد در پایان سوره مبارک تلاغ که فرمود بمنر عرض مثل هونه از این بمنر عرض مثل هونه که در پایان سوره در سوره مبارک تلاغ هست شاید بتوان استفاده کرد که عرضین هم داری بذار در دعا آمده است که رب سماوات سر و رب عرضین سر شاید از زیل آیه سوره مبارک تلاغ استنباط شده است یه بیان نورانی از امام رضا سببات الله و سلامه علیه در همون بحث های روایی سوره مبارک تلاغ هست که فرمود بمنر عرض مثل هونه موجود مبارک حضرت دستشون رودست گذاشتن با یه فاصله معیه فرمود عرضون و سماون عرضون و سماون یعنی یه زمین است بالاش آسمان یه زمین است بالاش آسمان این بالاخره که هفتشون ها و ازشون روشن نیست که چند تا هنوز آیه بارکه اقسمو و ما تبسرونه و ما لا تبسرون همچنون زنده است ما لا تبسرون یعنی اون چیزی با کشهای مسلم هنوز ندیدید و نمیبینید نه تنها کشهای مسلم فرمود فلا اقسمو و ما تبسرونه و ما لا تبسرون اون چیزی که میبینید و اون چیزی که نمیبینید تا کنون که بشر نتوانست چیزی که هشت بکند که تمام که هفتشون ها رو زیر مجموعه خود بیاورد مجموعه تو خیلی بیش از معلومات خب از این که فرمود خلق از سماوات و الارض رقن سماوات مشخص نیست منظور از سماوات هم در قرآن کریم یه سمای دنیا ذکر میکنه که تمام این اجرام آسمانی و نورانی در همون سمای دنیا است که نازدگن سمای دنیا به زین تنل کواکب معمول میشود همه این ستاره های سابد و سیار با فاصله فراوانی که بعضوها فوق بعضوها دون بعضوها ادل و عرض بعض دارن اینها در آسمان نزدیک هند در نزدیکترین آسمان ها به انسان هند که آسمان دنیا یعنی آسمان نزدیک این دنیا معنیس ادناست این با کواکب مزین است اون آسمان اعلا اون آیا کواکب دارد و چون ما نمیبینیم برای ما مزین نیست یا اصلا کواکبی ندارد اون رو نمیشود از این استفاده کرد مطلب دیگران است که در قرآن کریم فرمود درهای آسمان ها بروی کافران باز نمیشود خب اگر منظور از آسمان همین آسمان فیزیکی باشد چون ها مرتب دارن افتامد میکنن این که فرمود مردمش این آسمان نیست مردمش این آسمان نیست اون آسمان است که به اوها اون آسمان است که 8 اون آسمان است که به اوها اون آسمان است که به اوها اون آسمان است که جفه است که به اوها اون آسمان است که به اوها اسمنت ل blend یک ديست کمه جدا ندارد این آسمان ظاهری یعنی این منظومه شمسی این اجنام نورانی و مانند آن اینها ارزاق ماست مثل کرای زمین نه اینکه اینها مخزن روزی ما باشند ظاهر آین است که به فی سماعی رز بکن خب اگر سخن از دفید اگر سخن از به اوها فی کلد سماع امره هاست اگر سخن از آن است که آسمان ها مخزن ارزاق شمایند و اگر سخن از آن است که عدیه به آسمان ها سعود می کنند معلوم شد غیر از این اجنام فیزیکی مسال معارف دیگری هم هست و ذات اقدس اله همون طوری که این اجنام فیزیکی را آفرید اونهایی که مغرب فرشتگان استند و مدبرات امر اونجا حضور و ظهور دارند اونها هم مخدود خدایند الحمدلله حمدلله حمدلله حمدلله خلق از سماوات و ارز قهرت این ارز نظر به این ارز خاص نیست این ارز جنس هست نه شخص که شامل ارزی نمکنه شد خدا آفریدگار همه این هاست اگر سماوات و ارز آفرید و اگر اجنام نیر آفرید