نشان از این داره که این فرد رابطی بین دانشش و عمل نمیتونه برقرار کنه نفس برش آکمه چنان این واجه مهمه در زندگی بشر که در متون فاخر دین هست من لا حیاء الله لا دین له کسی که حیاء نداره دین هم نداره امام کازم علیه السلام می فرماد استحیو من الله حق الحیاء از خداون حیاء کنید به طور شایسته خب پس حیاء یک پدیده فطری بره انسانه این بچه های کچولو که دنیا میان تار را می افتن از خیلی چیزها حیاء میکنن ببینید که دختر بچه باشن نگاه میکنن بابا هست مامان هست اگر هستن کار نمیکنن اگر نباشن مثلا چیزی را بر می دارن چیزی را می زارن تو زانت انسان هست برخی از پرندگان از وحوش اینها حیاء میکنن در مقابل هم نوع خود کارهای را انجام بده لذا این حیاء نشان از معرفت و در ذات همه انسان هست انسانی که حیاء نداره شرم نداره این خارج از حیطی فطرت و انسانیت هست در حوضی انسانی به همین خاطر انسان ها خیلی موازمن در قبال فردی جامعه ای که می سنن امی جمعی که ما نشستیم کسی عملی خلاف انجام نده که در نزد این جمع قبیهه حیاء میکنه شرم میکنه آبروداری میکنه خودشو در فضای رسائی قرار نمیده اما برد دید این شخص چقدر انسان ها انسان ها رو میبینه توی یک جمع جمع دو نفره سنفره ده نفره تا مجتمع ها کاری نمی کنه حیاء میکنه شرم میکنه کاری انجام بده که آبروش بره مفته زهر بشه انگوش نماه بشه یک مقدار اون طرف تر که نگاه بکنه میبینه عجب خیلی چشمه های دیگه هستن که امیقتر انسان رو میبینه که دید انسان ها اصلا در مخابل دید اون ها اصلا چیزی نیست به اون فرشتگان هستن فرشتگان در نهانه آشکارم با انسان هستن در قرآن فراوان هست که در نزد انسان دو ملک هست برای هر انسان خب جلو فرشتگان انسان گناه کنه فرشتگانی که نامی اعمال انسان رو مینویسن یعنی هم موجوداتی هستن هم مسئول نوشتن اعمال انسان هستن انسان ها فقط انسان رو میبینه اعمال انسان رو که نمیبینه اونا هم میبینه هم میبینه در قرآن آیات بسیار زیادی هست در این رابطه که عتید، رقیب اینا فرشتگان هستن که انسان نمیبینه جهان سراسر فرشته هست در دعای ثوم صحیفه سجادی ملازمه فرمایید و اگر مسلط بر زبان عربی بودید کتاب ریاض السالکین جلد اول صفحه های 467 به بعد ملازمه کنید میاد میگه جهان در چه حجمی از فرشتگان هست؟ یک مطالب بیان میکنه بسیار عجیب بسیار عجیب شما کربلا که مشرف میشید اونجا پنج هزار فرشته در هائر حسینیست اینا حجم ندارن که بگید آقا مثلا چقدر جام میگیره نه پنج هزار فرشته هست از همون زمان کربلا سال ۶۱ که شروع شد تا الان مدام اونجا دارن عزداری میکنن شعارشون هم یالا صراط الاسین هست وقت ظهور مهدی آل محمد علیه الله تعالی و سلام اونها در خدمت حضرت در میان جهان سراسر فرشته هست هم در قرآن هست هم در متون فاقر دین هست و بسیاری از کارهای خیلی که شما موفق میشید بلاهایی که شما توسط صدقات و اینها برداشته میشه توسط اوناست که برداشته میشه اوناست کمک میکنن اوناست که یاری میکنن خدا رحمت کنه مرحوم های کوهستانی از علماء بزرگ به شهر بودن بعد از آنکه فوت کردن بنده سفری داشتم خادم ایشون که از مقربین ایشون بود با بنده آمده بودند نقل میکردن که ایشون هر وقت در اتاق میخوابیدن کسی نمیتوانستن توی اتاق برن گفت از آقا سؤال کردیم آقا ما گاهی بودیم با شما کار داریم میخوایم بیام خدمت شما شما استراحت میکنید ما یه جوری هست که نمیتونیم بیام پیش ما یه شراعتی روخ میده نمیتونیم گفت بله کنار در تا من استراحت میکنم دو تا فرشته ایستاده اینا افثانه نیست ها اینا در مطمون فاخر دین هست گاهی شما میخواید یه کار انجام بدید یک حادثه روخ میده که اصلا تعجب میکنه چرا طورتون نشد؟ چرا این طور شد؟ این سنگ افتاد اما به شما نخورد شما یه قدم اون طرف در رفتید یا یه حادثه رانندگی بود خودتون تعجب میکنه عجب چطور شد این؟ رفت شد مشکل اینا کار اون است بل مدبرات امرو این مدبرات امرو این همی فرشتگان اینی که صدقه میدید برخی از بلاها رفت میشه این ها میان کمک میکنن همه اعمال انسان رو میبینه حالا انسان در محضر این فرشتگانه که میبینن کمک میکنن نامه اعمال ما منویسن حیا و شرم نداشته باشه گناه کنه از اون بالاتر ساحت مقدس رسول خدا خاتم الانبیا محمد مصطفی حسن الله علیه و علیه وسلم تمام اعمال ما میبینه گاهی به رؤیت میبینن گاهی به مکتوب دیوان اعمال ما میبینه حدیث داریم عفته یک بار رسول خدا اعمال ما رو میبینه سیرالله عملکم و رسوله و المؤمنون خدا رسول اعمال شما میبینه و المؤمنون غیر از پیانبر اهل بیت هم میبینن به ویژه ساحت مقدس اغا امام زمان امام حسر هر زمان اعمال انسان رو میبینه خب انسان در مقابل پیانبر و اهل بیت گناه بکنه و از همه بالاتر خدا اِنَّ اللّه سَمِيعٌ بَسِيرٌ اِنَّ اللّه يَعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا يَكْفَى خدا هم جهر ما میدانه آشقار و هم نهان ما اِنْ تُبْدُوا مَا فِي اَنْفُسُكُمْ بَاتَنِ ما میدونه اِنْ تُبْدُوا مَا فِي اَنْفُسُكُمْ اَوْ تُخْفُوهَا بَاتَنِ ما رو میدونه چه آشقارش بکنیم چه نکنیم همه رو میدونه یا حاسب کن به هلالله حساب میکنه ما انسان در مقابل این همه چشم های معثیر انسان گناه میکنه انسان خودش رو مفتزه میکنه این نشانه صفاحت انسانه ما خیلی که هنر میکنیم برد معرفت و مراقبت امون اینه که در مقابل چشم های مؤمنین و قوم و خوش و جامعه کار نکنه دیگه از این فراتر نمیرچیم این که در سوره بقره دقت کنید سوره بقره میگه يُؤْمَنُونَ بِالْغَيْبِ یعنی همین الَّذِينُ يَقِيمُونَ الصَّلَاةُ وَيُعْتُونَ الزَّكَاطُ وَبِالْآخَرَةُ هُمْ يَقِنُونَ قبلش چی هست؟ اَلَّذِينَ يُؤْمَنُونَ بِالْغَيْبِ این غیب یعنی همین یعنی اینقدر معرفت داره ایمان داره که خدا میبینه ایمان داره که فرشتگان میبینن ایمان داره که اهل ویدی میبینن و بعد حیاه کنه، شرم کنه این همچین شخص در سلوک اخلاقی و عرفانی مثل یک سواره بر براق پیش میره و بعد این برایش مسجل شده خدا رحمت کنه مرموغای خدا خونصاری تا آخر عمرش برای ما بیان کردن تکیه به والیش نمیده و اون که مشکلی که نداره میگو در مقابل خدا من تکیه نمیدن به اینجا انسان میرسه در مشهد یک مدرسه بود الان جز حرم هست این حوضی علمیه، این مدرسه علمیه که کسبیده بود به مسجد گوهرشاد این پنجرهاش توی حرم باز میشد آمدن این پنجرهاش کنجرهاش را بستند خب طلاب اونجا میرفتند و درس میخوندند گاه علم های قوم هم میرفتند اونجا تا به سفر اونجا ساکن میشدند یکی از علم ها خدا رحمتش کنه استخاره های عجیبی میزن این این مطلب میگفت گفتند آقا شما به چه مقامی رسیدید این علت چی بود شما همچین توانی پیدا کردید گفت که من که در مدرسه پریزاد اسمش بود از زنان سلاتین صفوی یا قاجار بود گفت من تو اون مدرسه که میرفتم سکونت میکردم یک شب دیدم که یه نوری از یک فضایی از دیوار میاد تو از طرف حرم گفت نباکرم دیدم یه سراخ کچولوی از این پنجرهارو که بستند یه جشن خیلی سراخه نوری از دیوار از حرم میاد داخل گفت من اونجا که ساکن بودم تا بودم پان به اون طرف دراز نگردم به اون طرف نخوابیدم و حیا کردم از امام رضی و خداوند اینو به هم حدیه کرد اینو به هم جایزه داد اگر انسان به این مقام حیا برسه خیلی برکات و انایات خدا بهش میده اول گناه که نمیکنه متربت بر این تقواه محبوبیت الهی پیدا میکنه و خداوند بهش برکات میده به احترامی که به فرشتگان مگذرند فرشتگان اعترامش مگذرند خدا رحمت کنه مرحومه آیا شیخ عباس قومی نق میکنن ایشون گفته بود من رو فرشتگان شب از خواب بیدار میکنن بعی صدا میدن هزته آیت الله آیا شیخ عباس قومی از خواب بیدار شد و نماز شبه باید میگن آقای قومی باید أي میگن شیخ عباس قومی تو مر رو بیدار میکن در ماه مبارک رمزان چقدر انسانها یک ساعت به سهر نیم ساعت به سهر بیدار میشن ولو این که کسی بیدارشون نکنه ولو این که ساعت نگذارن چقدر ما بیدار میشیم چون میخواییم غذا بخوریم اما بعد از ماه برای نماز شب خوندن بیدار نمیشیم چرا؟ چون نمیخواییم غذا بخوریم ببینید برای غذا خوردن بیدار میشیم اما برای نماز شب خوندن بیدار نمیشیم علتش چیه؟ اینجا چون خودمونیم بیدار میشیم میخواییم بخوریم اما اونجا خداست نماز شبه اونجا تحتیله دیگه نه زنگه نه خودمون از خواب میپریم نه بیدار میشیم نه دقتی میکنیم اگر انسان این همچین رویه حیاتش ده باشه خودش از خواب بیدار میشه بالاتر را فرشتگان میان بیدارش میکنه ببینید ما خیلی هنر کنیم انسانی هنر میکنیم هنر از خداست که دست ما رو بگیره تو میپندار که مجنون سر خود مجنون گشت از سمک ته دریا تا به سماکش کشش لیلی برد لیلی هنر کرد که مجنون رو اینطور کرد من به سرپنجه خرشید نخود بردم را زرعی بود و مهر تو مرا بالا برد مهر خداست که انسان رو بالا میبره خداست کمند میگذه و انسان رو سید بیکنه میبره بالا و رشد میده حالا کمندش مختلف ما یه یارد بگیم خداست ست تا لبیک میگه درد عشق تو انسان مشکلات پیدا میکنه کمند ظلف ماست زیر هر یارب تو لبیک هاست ما یه یارد بگیم هزار تا لبیک خدا قبل و بعدش گفته که ما تونستیم یه یارد بگیم تا که از جانب معشوق نباشد کششی تا از جانب معشوق اون کشش نباشه اون کوشش آشق بیچاره به جایی نرسد اونی که ما رو بالا میبره بینیم ما از خودم باید یه چیزی نشون بیدیم اون حیانشون بیدیم خدا ما رو بالا میبره خدا یه زور آقای ما هم زمان تحجیل بفرد بسل الله علی محمد و آل محمد سلام و سلامات خداوند بر محمد و آل محمد مکارم خوبان بود با سخنان اخراغ آیت الله صفایی بوشهرین و اما مکارم و اما فقه آل محمد درس خارج فقه حضرت آیت الله جوادی آمولی آموده پرشه که از شما علاقه مندان به درست حوزبی دعوت میکنم سی دقیقه بشنبید اول dåار صlış خداونده فرده مجهود دنیا اصو و آفق واتباز بالا فروف و این stores آقایی pierrot دهlaughing فقه اولی محمد امیدواریم که این کسی از این مسائل با شهادت شاهد بابسته است. اگر مسائل شهادت جزی ملحقه، اما کتاب غذا جداگانه به کتاب شهادت جداگانه، این مقدار ربط رو دشوار بکنند. الان برماید نمونه محور بسیاری است که این که حضرت فرمود اینما اغزی بینکن بالعیبانه بالبینات، بیینه باید آدل باشد. حالا احکام عدالت و فروع عدالت و نغز عدالت و اینا تو کتاب شهادت است. این مقداری مانع انتجام است. اگر مسئله کتاب شهادت و فروع شهادت و مسئله شهادت جزی مسئله غذا بود راحت تر بود. اما مسئله که الان ملحقه ملحقه مطرح کردن این است که اگر حاکم شهر به استناد شهادت یک شاهدی یا یک شاهد یا شاهد و یمین یا دو شاهد بالاخره شاهد مقد حکم بکنند. شهادت داده شده. بعد از شهادت اون شاهد فاسق شده. بعد از شهادت و قبل از حکم این حادثی پیش آمد. این مرتقب گناهی شده و فاسق شده. آیا حاکم شهر میتواند حکم بکند یا نه؟ فیه وجهانه و قولانه و نظای زنگینی هم هست. یک شاهدی که شاهد شهده و یمین یا دو شاهد شهده. یک شاهدی که شاهد شهده و یمین یا دو شاهد شهده. این مرتقب گناهی شده و قبل از شاهد شهده. در ضرب شهادت آدل بود و بعد از شهادت فاسق شده. این تصور ابتدائی مسئله است. اما تحقیق مسئله. شروطی که برای شاهد معتبر هست اموریست. بعضی نظیر بلوغ و عقل و امثال ذالک هست. بعضی نظیر اسلام و ایمان هست. بعضی هم نظیر عدالت هست و ما اندونه. در بحث عدالت. این بزرگار میبنند که مشکل جامعه را حل کند. باید به این که حتمه الا ولا بود. شاهد باید که واقعا آدل باشد. و عدالت موضوعیت دارد نه طیقیت. این بزرگار میبنند که مشکل جامعه را این نظر باید حتمه باشد. و این نظر باید حتمه باشد. مبنا حل بکند که عدالت طریقیت دارد نموضوعیت. نظیر خبر استقه. چطور شما خبر استقه را حجت میدونید؟ این شخص آدل نیست. در حالی که شما شرق حجیت خبر را عدل مخبر میدونید. اونگاه جواب میدید میگید که عدالتی که در مخبر لازم است طریقیت نموضوعیت. این طریق است. این طریق است برای احراز وساغت. چون طریق است برای احراز وساغت ما اتمینان داریم که این شخص مبسطقه است ازا اخبار مبسطقه حجت است برای ما. بلو این شخص آدل نباشد. زیرا عدالتی که در خبر گذار معتبر هست نظیر عدالت امامی جماعت نیست که موضوعیت داشته باشد. بلکه طریقیت دارد. خب بسیاری از علمای بزرگ و بزرگیده بزرگ و بزرگیده خبر مبسطقه را حجت می دونند دیگر. با این که عدالت معتبر است. سرشنی که اعتبار عدالت در گذارشگر اعتبار علا نحو موضوعیت نیست علا نحو طریقیت است. اینجا هم اعتبار عدالت در شاهد علا نحو موضوعیت است یا علا نحو طریقیت. اگر علا نحو موضوعیت باشد که کار بسیار از این محاکم دشوار است. علا نحو طریقیت باشد مشکل محکمه قضا و جامعه در راحت سر بشد. چون بسیار از این شاهدان اینا موسقن اما عادل بومعنان نیستن. یه قیبتی هم بی کنن گاهی مثلا تنظیم دارن یک حتی حرمتی هم نشبت بین برادر ایمانی دارن. خب همه اینا لغزش دیگه. بنابراین بهترین راه اینه که عدالتی که در شاهد معتبر است علاوش طریقیت باشد تا مشکل محکمه قضا و جامعه یه مقدار سبکتر حل بشد. اما اون چی که مرحوم محقق رسوم الله تعالی مسرح کردن در باره این است که اگر کسی در موتن شهادت شهادت داد و عادل بود و بعد فاسق شد بعد از فسق او حاکم شرح حب کرد. آیا این حکم درست است یا درست نیست؟ در ظرف شهادت شاهد عادل بود. در ظرف حکم شاهد عادل نیست. آیا این حکم صحیح است یا نه بود؟ فیه وجهان بلغولان تر از قدمان و اقدمین تا کنون این دغور بود. خود محقق رضی الله تعالی عنه نظر شریفش این است که این حکم صحیح است. زیرا حکم باید به استناد شهادت عادل باشد. و این شاهد در ظرف شهادت عادل بود. در ظرف حکم لازم نیست که عدل شهادت شاهد را عراض بکنند. در ظرف شهادت شاهد باید عادل باشد و هست. حالا اصل مسئله اموی که در شاهد معتبر است از قبیل ملوغ و عقل و اسلام و ایمان و عدل اینا یکسان نیستن. بعضی از امور هم در ظرف تحمل حادثه باید باشند هم در ظرف عداف مثل درایت و غوش و عاقل بودن و امثال ذارک. اون کسی که تو محصل حادثه حاضر است ولی سنش کم است اصل حادثه را درست تحلیل نمی کند این نمی تواند در ظرف شهادت که حالا بالغ شده است شهادت بدد. بنابراین که خوب آقل در این ایمان را در ظرف شهادت بدد بنابراین که شهادت بده است شهادت بده است شهادت بده است او بیای نورانی که مرحومه محقق تو مطن شرایط حضرت نغل بکند که علابه مثل حاضا خشد اوده حضرت دست شریفشونو اشاره کردن به آفتاب کمون اگه مسئله مثل آفتاب برای تو رو شنن شهادت بده بگنه نه خوب این کسی که نبالغ بود در متن حادث حضور داشت ولی دوران بلوغش نمود درست نمیتوان استحقیق کند که حق با کیه کی گفته کی شنیده این شخص وقتی بالغ شد بلو آدل هست در ظرف شهادت بخواهد شهادت بیداد کافی نیست زیرا اون بلو عقلی و بلو فکری هم در ظرف تهمل لازم هست هم در ظرف عداب اگر کسی در ظرف تهمل آقل و بالغ و حوشیار بود ولی در ظرف عدای شهادت در سر بیماری حافظش از دست داد و ویزار کرش از دست جاز شهادت اون مسموع نیست مسئله بلو فکری و اندیشمند بودن و زابط بودن هم در ظرف تهمل حادث لازم هست هم در ظرف عدای شهادت اما مسئله عدالت این چنین نیست مسئله عدالت این شخص بالغ نبود یا اون شخص خیلی محتاط نبود تو مسئله دینی تو ولی تو اصل حادث حاضر بود بعدن تربیت شد تزکیه شد به عدل رسید حالا به محکمه بارش شد در حالی که عادل کامل هست در ظرف تهمل اون حادث عادل نبود در ظرف عدای شهادت کاملا آقل هست و عادل خب چرا مسموع نباشه لذا میگن در ظرف در ظرف تهمل لازم نیست در ظرف عدای شهادت باید عادل باشد رو همین مبنا در اون طرفش مورد اتفاق هست که لازم نیست انسان در ظرف تهمل عادل باشد در ظرف تهمل یاده معمولی بود ولی تو متن حادث حاضر بود فمیتی حق باکیه بعدن تربیت شده تزکیه شده به عدل رسیده حالا پاش به محکمه افتاده در شهادت میدهده در ظرف شهادت عادل هست اون وقت عادل نبود ولی اون وقت هم خوب تحلیل میکد عدل هم خوب تحلیل میکند از آن شهادت او مسموعه ولی مسئله عقل اینچنین هست که هم ظرف تهمل هم ظرف عدا ولی عدل اینچنین نیست در ظرف تهمل لازم نیست عادل باشد در ظرف عدای شهادت باید عادل باشد دو بقصه ما عادل شدن ظرف تهمل در ظرف عدا هر دو عادل بوده بعد درست قبل درست مدور حکم باید در بحث عدالت هست نه از آقد در از آقد حتما باید در هر دو ظرف عادل باشد اینو با نمونه زی کردیم که اینها میکسان نیستن شرط عادل بودن نیست شرط عادل بودن در حدوس و بقا وجودش لازمند ولی شرط عادل بودن در حدوس و بقا لازمه ایست فقط در بقا لازمه فرق ها فراوان هست و اصلا در این فرقه دیگه در اون اولی کسی اختلاف ندارد که مسئله حاضر بودن و حشیار بودن و مدرک بودن و توانمند بودن در فهم مسئله در تهمل در عدا هر دو لازمه ولی در عادل این چنین نیست اون روزی که تو حادث حضور داشت و متن سحنه رو دید مثلا عادل نبود ولی کلا جریان رو حاضقانه درد کرد امروز که سنش بالا آمده متدین تر شده و عادل شده در ظرف عدل دارد شهادت میدهد پس بنابراین مسئله حاضق بودن در هر دو وعا لازمه است در وعای تهمل حادثه در وعای عدای شهادت ولی در مسئله عادل این چنین نیست اگر اون وقت عادل نبودید یا به عدای معمولی بود حادثه رو خود درک کرد الان که شهادت میدهد عادل هست مسموع دیگه حالا از این به بعد اگر شهادت داد بعد از شهادت یه حادثه پیش آمد که دیگه ادارتش از دست داد هنوز حاکم شهر حکم نکرده آیا؟ حکم به اصناد شهادت شاهدی که بعد از شهادت فاسق شد آیا مسموع است یعنی فیه وجهان قرآن از اقدمین و قدماتا متخلی نظر شریف مرحوم محقق در شرایع این است که حاکم میتواند حاکم بخوند چرا؟ چون میار اعتبار عدد در ظرف شهادت است نه قبل از رو و نه بعد از رو نه قبل از رو اگه عدد نبود اثر ندارد