اون لطفه برمیگرده به همون علم و اراده ها آره آفرین اینه دیگه این که باشه ما اینو نرمیدیم اصباب و مبادی فعل و ترد اسمت اینجاست یعنی کمال وجودیه که اون کمال وجودی اون کمال وجودی از کجا ناشی میشه گفتیم از کمال و لطف و شدت و اراده قوت و اراده اینست اون وقت حالا خوب دقت کنیم وقتی که معصوم معصوم میشه باید مکانیزم و سازکار فعل و ترکش مثل بقیه یعنی فرقی نمی کنه از دل سازکار و نهویه در واقع فعل و ترک اون چون از معبر علمی گذرد و از معبر اراده میرسد به فعل میرسد به ترک بقیه هم همجوره دیگه انا ما که مختاریم بقیه لازم اینه الان بنده که درم صحبت میکنم بقیه لازم اینه خب حالا همه ماها عزیزان الان همه یه وقت معصوم بذاری کنار این فعلی که الان از بنده دارد سر میزند همین تکلمه بنده قد این باز به اراده تکلیمی حق هست یا نیست؟ هست دیگه و این نامیشه تکلیمیست اراده تکلیمی خدا به این تکلمه من به این دستم حرکت میدم تعلق دارد بله ولی نمستقیمن منطریق اسوابهی تعلقت اراده تکلیمی منطریق اراده و علمی و اختیاری این است که این اراده تکلیمی الهیه منشه جبر نمیشه چون که از طریق اون موادی شاید موادی اختیاری هست الان قلب من دارد میتفش دارد دارد در واقع پنپاش میکنند دیگه آیا به اراده من هست نه الان این بنده در محیط وجود خودم شما هم جوردیگه دارم نگاه میکنم به اراده من از میتونم چشم ها به بنده میتونم سرم برگردانم میتوانم لغمه را نکرم میتونم نکرم اما اگر لغمه قضا را بلع کردم خوردم دیگه از اینجا به بعد داید جذب و دفع انجام میگیرد دیگه من اراده کنم نکنم در محیط وجود من فعل اختیاری از من سر میزند غیر اختیاری از من سر میزند بنده هم فاعل مجبورم هم فاعل مختارم دستم را حرکت میدن فعل اختیاری هست اما این خون در این ازلات و رگه های من حرکت میخوند به اختیار من نیست خودش داره میگه میگرد من چه کام جنب ببنم میتوانم یه لحظه نفس نکشم نفس نکشم ولی چون مقام زنده بمانم ناشارا نفس بکشم اما دیگه نفس رفت از این شش ها بارد شد دیگه بقیه دست من نیست دیگه پس بنابراین نتیجه اشی میشد که اراده تکوینیه الهیه اونجایی که به فعل معصوم تعلق دار مثل بقیه هست کجا تعلق دارد؟ تعلق دارد که از مبادیش حاصل بشه در مبادیش هم فرقش با غیر معصوم زرد نیست قوت هست یعنی بقیه هم با علمشون و ارادشون کار میکنن معصوم هم با علم و ارادش کار میکنه منتا علمش قوی تره ارادش قوی تره کمیشه کارهای خوب خوب ازش سر میزنه دقیقه می کنید اصلا ساختار تکوینیه فعل و ترک معصوم با غیر معصوم هیچ فرق نمی کنه دار سر سوزنی فرق داشته باشد ندارد خدا رحمت منت از الله مراکم می فهمد که اسمت معصوم را غیر انسان که قرار نمی داد که همون انسان هست هر ساختاری که انسان غیر معصوم دارد معصوم دارد بگی اینجور نیست منتها این یک فرق بیشترش را دارد بهترش را دارد دیگه جنسش کالاش مرغوب تره ولی همون طوری که بقیه دارن علم دارن اراده اینو بهترش دارد دیگه پس وقتی بهترش دارد معصولش هم بهتره از هم درست کنه تولید میکنه اون هم تولید میکنه منتها این جنس اولیهش مرغوب تره از کالاش هم بهتر در میاد اون یکی نه نمرغوبه یک فرق داخلی دارد ملاسد را از قبل بیرون بیاد سبزبالی بیرون بیاد میگرد نمره آی ربانی را بیست بدید اینی که عرض کردم افثال ملاسد را در قبل در برزه خوشحاله الان آی مسحری خوشحاله الان تواتوای خوشحاله این یک تبیین بسیار روشن مقادش را تصور بکنید تصدیقش خداشارده است بلیه است در درز و واضحاته هیچی دوش نیست دیگه جایی ازم برای این قلطه حرفا نداره فقط شما باید روی اینی تمرین کنید تصور کنید فکر کنید با مثال ها ساختار وجودی معصوم خدا شاهد است یک سر سوزن ساختارش ها با غیر معصوم فرم نمی کنه یعنی اونم فعلش از معبر و از مبادی فعل علم و اراده است بقیه هم همینطوره سفیل اختیاری برش همینه دیگه تاجه کرد خارای ما این صورت میگه اراده هم صورت میگه در خارج به یه مشکلی برداره اونی خطا میشه ما تو معصوم محترمی خطاها رو نداریم بله قدرتش قویه دیگه اون نشانگیریش دقیقه و میشه دستش هم نمی لرزه یعنی منشع اون لرزش در اون است بلاخره یه زرفیه دیگه حالا یه دستش حرکت کرده یا چشمش خطا کرده یا اراده از اون لحظه که میخواد شلیک کنه یه جوری میلرزه اون که خطا نیست که نه نه این خطا نیست نه نه این خطا نیست این نمیگن خلالی خطا کرده دیگری آمده از خب نمی آمده دیگه حالا آمده آمده من چکار من دیگه حالا این که به لحاظ فقهی اجتماعی یک چیزی تقییم کن فلسفی کاری نداره اینا این از در فلسفی و قواعد به صراح کلامی فلسفی نداره فعل اختیاری هنجایی که خطایی نکرده حالا این بر اساس مسائل اجتماعی اعتباراته اعتبار میکنن که مثلا این آقا حالا یه چیزی به احده بگیره این به احده گرفتنها امور و قلاعیه و مساله و مقاصد اجتماعیه فلسفی نیست لم یختر سرسوزنی اما حالا چیز معروفی هست راجم پیانبر که روزی که متشد آمدند و فرمودند که بله اگر کسی مثلا اصلا من حقیقی پیش من دارد تا قبل از این که من از دنیا برم بیا استفاق کند فلان پیه بند و خدایی بلند شد و گفت آقا من بله از شما یک تلوی دارم برمون چی هست فبون بله روز شما تازیانتون رو بلند کردید بزنید به مرکبتون خورد به من این غنبر گفتش که خیلی خوب باید بیا جلو و برید اون تازیانه رو از خانه پاتیب زهره بردیم اردوش رو گریه کردن نراحتی رو بابا بل کن افتادی دیگر تا حالا یه تازیانه خوبه گفت نه من باید خلاصه تغاث کنم دیگر خودت گفت چی تغاث کنم برم خب تغاث کنم رفتن تازیانه آبردن دو داستان این بند خدا باید نه زرنگی بود دیگه پیغمبرم خلاصه گفت که جای بدنش خورده گفت مثلا وصل به اینجای شکمم خورده گفت خیلی خوب بدن پیغمبرم حاجزت بالا اینم آمد بوسید گو باقام تمام شد من دیگر قصاص نباقام بگنم من دیگر پناه همون برم به این بدن شما که از آتش جهنم و اینا پیغمبر چی خطایی کرده خود این بند خودم میگه خود جهنم یه شلوق بلوغ بوده یا خودش حواظش نبوده هل خورده و احترام جلوه تازیانه پیغمبر پیغمبر تازیانه شو بلند کرده دقیقا بوده میخوردن به مرکبش به همون مقدار که باید بخوره خطاییش نیست این به لحاظ فلسفی کلامی لم یه سلخت هم ولی به لحاظ اعتبارات و اقلایی اخلاقی حالا اینها یه سلخت قرار میدن یه سلخ مساله و خیله مثلا برش هست به فلسفه و اون بحث تکدینی ما کاری ندارد میگن آقایی خلاف اصمت پیغمبره کجا خلاف اصمت پیغمبره نمیداند نمیشتباک هیچ اشتباه نگرد پیغمبر خلاف علم غیبش علم غیب را کلملات ندیرید از من یه کلمه دوش کنید علم غیب را اینقدر کلملات ندیرید علم غیب دارد ازاشاه اراغه بعضی اخیار میتونن علم غیب که دارد مثل خداست همه چیز همجور هست اینجور نیست بله هر وقت بخواه به مشیعتهی هست او خودش کماله ازاشاه علم یعلم یعلم علم اینه علم غیب اعمه و مزمین اینجوریه یه جایی را امید المومنین خواهد جای پیغمبر این را ما از فضایل میدانیم و من الناس من یشتی نفسه و تقای مرضات الله و الله را اون بلگاه این شنوزل امید المومنین هست دیگه این شنوزل امید المومنین هست دیگه میگن آقا امید المومنین میدونست یا نمیدونست که سالم میماند خب اگر میدانست که سالم میماند که دیگه هنر نیست بلو لرکسته بگن آقا شما اینجور بخوابی اینجور نمیشه خب میخوابه دیگه این چه فضلیه نظر فضل با حال وقت هست که را افتاد رست و با پیغمبر مثلا مصاحب شد نبرای علی ابن عبی طالب که اینجور خوابی این چه فضلیه دیگه و با هرکس بگیرن آقا جناب آلی اینجور بخوابی اینچه طورید نمیشه اون میخوابه دیگه اگر نمیدانست شما میگید علی ابن عبی طالب علم قیب بلد بودن چه بود اینا پس این خراب میشه نه شیر ما میگیم علی ابن عبی طالب علم قیب دارد علم قیب به مشیتیست نخواسته اینا بداند خدا بهش نداده نه بفتیم که همه چیز را بله اون خودت قسمی به ارزمین هارا اون علمی که نحن نعتقد بهی فی المعارف و الاحکام و المثاله و المفاصل فی ساحت الامامت و القیابه اونجا معتقدیم به فعل است علم امام و معصوم پیغمبر امام در حوضی رهبریش سرسوزنی کم ندارد اونجا ازاشا علم نیست اونجا همش دارد آقا میفهمه همه شکر دستور است ولی در مسائل جزیه آقا تو زهن این آقا چه میگیرد الان آمده است مسئله ای که میخواد بپرسه چی است یک جا نمیداند یک جا میداند نداند نقش نیست اراده نکرده که بداند خدا همش نداد علمش به ازاد که میست که بلهیر هست من تا پیچشا به خودش دادم و ما یشاؤن الا ان یشا الله رب العالم اونو اسم حسنهای خدا است یعنی مشیعتش که بداند الهیه مشیعتش که نداندم الهیه هست همه چیزش الهیه است نقش نیستی که علم غیب اعمه اینجور برادر اگر کسی گفته است علم غیب اعمه اینست که بالفعل است به مشیعتش نیست اجتباه است و سلالله علم محمد و آل اتا اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجیب درجه اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجیب درجه صبتون به خیلی باشه عزیزان شنوانده صبح روز جمعه است چهارده همین روز از شهری ور ماه دوازده همین روز از ربیول اول آغاز هفته وحدت بر همه شما عزیزان مبارک باشه برنامه مبنا تقدمتون شد و همکنون که ساعت 6 و 40 دقیقه است برنامه تبیان رو با هم بشنویم تفسیر روای قرآن کریم به بیان آیت الله تبیان و بشران المسلمین المعصومین المكرمین ناسیما بقیت الله فی الاروین ارواهنا و ارواه العالمین به طراب مقدمه فدا الذین یمنون بالغیب در این روایاتی که ما بودیم این روایات حاصل مفادشین است که آقا ایمان به غیب درجاتی دارد و بعضی همه روایاتی که ما بودیم بعضی از اوحدی از بندگان خدا به اون درجات رسیدن که مثل کی باشه آقا سلمان فارسی رسیده به اون درجه ای بشریت ای انسان ای مؤمن ای مسلمان شما هم که ایمان به غیب دارید که میگید ما ایمان داریم خودتونو برسونین به اون مرتبه آلی ایمان به غیب دعوتیست در این روایات برای همه اشاره است به اون مرتبه به اون مرتبه آلی ایمان به غیب که دیگران ترقید بشن برای این که اون ایمان به غیبشون رو ارتقا بدن تعمیق بدن کما این که در روایات دیگر هم همین جوره حالا مای روایات دیگری هم هست که معتبره مرویه از تفسیر اسکری الاسلام دارد که قال الامام ثمه و صفهم بعد ظالک فقال و یقیمون سلات این یقیمون سلات رو من قبلنم گفتم دیدم در تفسیر که یک تفسیرشی گفته ادامه بده یعنی تا آخر اقامه یعنی ادامه دادن غصنه کردن اینطور و همچنین با تمام شراعت و کمالش این روایت دارد میگد که اصلا یقیمون سلات یعنی چی اقامه سلات یعنی سلات رو با تمام ارکان واجبات و شراعت رو انجام دادن و حفظ کردن سلات از هر گونه مانه و مبتل و مفصل سلات فرمود که یقیمون سلات یعنی قدر حضرت رو تفسیر بکنن یعنی به اتمام رکوعها و سجودها به حفظ مباغیتها و حدودها و سیانتها عما یفصدها و ینقضها اینم که مفادش معلومه یقیمون سلات رو بیان میکنند روایت بعدی معتبره مربیه از همین تفسیر اسکری اینم یکی از مقامات آلیه یقیمون سلات رو بیان میکنند اون ایمان به غیب بوده وقت قبلی اینجا یقیمون سلات رو بیان میکنند که دارد که حدثانی امام حسن اسکری میفرمد حدثانی ابیه ان رسول الله صلی اللہ علیه و سلم کان من خیار اصحابه اندهو ابو زر الغفاری فجا ازات یوم فقال یا رسول الله اندی غنیماتون غنیمات یعنی برای اینکه گستانده شهست بوده و که انده میخواست نزده رسول خدا بگرد اینها ای چیزی ناچیزی داریم یعنی میخواست تحقیر بکند دارائی خودش رو در محضر رسول خدا اینه تحقیر کرده چی آقا به غنیمات بله یا رسول الله اندی غنیماتون غنیماتون چرا میخونیم چون که در حال نسبه به علف و تاجم بسته شده یخسرو فی الجر و فی نسبه معا بله غنیماتون غدر ستین شاد اکرهو ان عبدو فیها خوش ندارم که من برم با گلم مشغول بشم عبدو فعل متکلم وحده هست از بدا یعنی ذهره مقصود ان اکونه استفاد فرمودید یعنی اکرهو ان اکونه فی غنمی خوش ندارم که در میان گلم باشم و تو رو تنها بذارم و افارقو حضرتک و خدمتک چون اونجا باشغول بشم دیگه از تو به تفاصله بگیرم لذا دوست ندارم و اکرهو ان اکله هاییمه خوش ندارم که این رو موکول بکنم بسپارم به یک شخص شوفانی که اون نتونه حق این گسفندار رو ادا بکنه و اینها ظلم بشه از اون طرف امینم هست و یوسی ارعایتها بد مراد بکنه با اینها فکیفه اصنه او من چه کار بکنم بین البین این دو امر من در حالت تردد دارم شما بفرما چه کار بکنم فقال رسول اللہ صلی اللہ علیه و سلم عبدو فیها یعنی ظاهر شد در اونجا یعنی باش در اونجا یعنی کن فیها نزده همون گسفندار چه اقا باش بعد فبدا فیها یعنی کانفیها یعنی ایشون در همون میان گسفندار بود خب فلما کانف لیاوم سابه روز هفته هم که شد جا الى رسول اللہ صلی اللہ علیه و سلم فقال رسول اللہ صلی اللہ علیه و سلم یا ابو ازر فقال لبیکه یا رسول الله قال ما فعت غنیمات که به اون گسفندار چه کردی فقال یا رسول الله این لها غصه اجیبه یک غصه اجیبه داره پیش اومده فقال صلی اللہ علیه و سلم ومانده اون غصه چیه قال یا رسول الله بهنا انم فی سلاتی من مشخول به نماز بودم از عدا از دعبو علا غنمی گرگی به غنم من حمله کرده حمله بر شد فقال تو یا ربه در حال نماز گفتم سلاتی یا ربه غنمی یعنی از یک طرف فکر نمازم بودم از درمم به فکر غنمم بودم فعثر تو سلاتی علا غنمی غلبه کردم و نماز رو گرفتم اون رو رها کردم به طرف غنم گفتم باداباد هد چی باشه فاختر از شیطانو به بالی همین لحظه شیطان به بالم خطور داد و به من وارد شد اینجور با من گفت یا عبازر اینه انت انعدت الزعابو علا غنمک تو کجایی اگر این گرگ ها بیان گسمندان تو بدرند و انت تو صدی فا احلاکتها کله ها بیان همه گسمندان تو رو لطفا رو بکنند و ما یب غالکه فی دنیا ما تتعیشو بهید دیگه چیزی در دنیا نداری تو همه دارادیت همین غنمه اون وقت چیزی نداری زندگی بکنی فا قلتو در شیطان من به شیطان در اون خودم گفتم که یب غالی توحید الله تعالی و در این قسمت ایمان ابو محمد لسود الله صدده و علیه و آلیه و سلم و موالات اخی سید القلق بعده و عدی ابن ابی طالبین و موالات لائمت الهادین التاهرین من بلده و معادات اعدائهم و کل ما فات من الدنیا بعد داردالک جللون جلل هم خلیل دارد یعنی چیزی پست و ناچیز دارد خلیل که جل اولادشون جل فی عینی ای احتقره و تهاونه یعنی بقیه همون دیگه چیز ناچیزیه در مقابل اون دارو این که دارم ناچیزه فاقبلتو علا سلاتی نماز خودم خوندم فجا از زعبون فاقض هملم گرگم آمد گرگ آمد و یک گسپندی رو گرفت و ذهب بهی برد و انا احس بهی من این سحنه رو در حال نماز حس میکردم یعنی اون صدای ناله گسپند و اون حمله گرگ و فلان این سحنه رو همینجور احساس میکردم توجه فرمونی ایدن اقبله علا زعب اسدون در همین حال احساس کردن که یک شیر اومده به این گرگه حمله کرده فا غتعه نصفاین این گرگ رو به دو نصف تقسیم کرده وستن غزل حمله و اون حمل یعنی حمل مقصود گسپند ماده هست اون خروف توجه فرمونی این رو نجات داده وردهو الالغتی و اون گرله برگردن سمم نادانی اسد به من ندا کرد یا ابازر اقبل علا صلاتک حالا خوب نماست بخون اواست من دیگه مدافع تو هستم فا ان الله تعالی قد وکلنی مرو موکل کرده به غنمکه الا ان تو صدیه تا نماست بخونی فا اقبل تو علا صلاتی و قد غشی انی من تعجبه ما لا یعلمه الا الله خیلی من تعجب کردم این قضیه رو که دیگه خدا میدونه چقدر تعجب کردم حتی فرقتو منها وقتی که نمازم تمام شد هجانی الاسد و قال اللی امضی الى محمد فا اخبرهو ان الله تعالی قد اکرم صاحبک الحافظ دل شریعتک برو خبر بده به رسول خدا که ولیتو و صاحبتو و دوستتو رو که حافظ شریعت یعنی اون خود صلاة اون یعنی صلاة مشروعه و دینتو رو چجوری محافظت میکرده صلاةتو رو که مشروعه تو هست چجوری محافظت کرده بعد ایشون اومد و توجه فرمودید و وکله اصدا به غنمه یحفظها و خدا تعالی چگونه یک اصدی رو وکله کرده که او رو یاری بکنه به غنمش اونوقت اومد و ایشون نده رسول خدا قضیه رو عرض کرد فتعجب من کان حول رسول الله صلی اللہ علیه و سلم فقال رسول الله صدقه یا عبازه تعجبی نداری که این اصلا تعجب کردن تو راست گفتی حرف درسته و هر هیچ کس باور نکنه من باور چی آقا میکنم و لقد آمنتو بهی من ایمان آوردم به این حرفت یعنی منم تصریق میکنم انا و علیون و فاطمه تو و حسن و حسین ما اهل بیت حرفتو رو تصریق میکنیم چون از قدره که تروردگاه هیچ عجیبی چی آقا نیست بعد دارد فقال بعض المنافقین حاضب مواتات بین محمد و عبی زر یورید و ان یخته آنا به غروره این باهم توانی کردن ابو زر و رسول الله صلی اللہ علیه و سلم که ما رو بفری برونن تعجبی این حرف منافقین بوده و تفقم این هم اشرون رجل هم اینجور گفتند و بعد خودشونم بیس نفر جمع شدن کنن اگه ما رو برامتحام بکنیم جا غنمش رسوم کنیم که جدید رسوم کنه الان معلوم میکنیم راست دروقش چی میشه بره و قالو نذهبو الی غنمی و نندرو الیه و نندرو الیه ازاس الله هل یعتل اسد و یحفظ غنمهو و یتبین به ذالک کذبهو بعد فذهبو و نذرو و اذن ابو زر غائمون یسدنی و از ازدن ابو زر دارد نواز کندن هست والاسدو یقوفو حول غنمهی و یرعاها و یردو بعد الال غطی که گسفندارد میرد این مانبال پخش فلا میشد اینو برمیگردونه به گلده ماشز انهو منها از این گسفندان حتی ازا فرق من صلاتهی ناداه الاسد تا اینکه ابو زر نمازش تمام شد اونا همه شاهد بودن اون بیس نفر شنیدیم که اسد اون شیر ندا کرد به ابو زر چی گفته؟ گفته هاکه غطی اوکه ببین اینا این گلده توست سالم سالم وافره ادب یعنی تمام ادب شفصوت هیچ کدوم کم نشده سالمه همه هیچ کدوم زخمی نشده سم نداه اون الاسد به این مردم به این بیس نفر این شیر خطاب کرد قال یا معاشر المنافقین ای منافقین انکرتم لولی محمد و علی و آله تیبین انکار کردید این کرامتی که برای ولی رسول خدا و امیر المؤمنین یعنی ابو زبروخ داد والمتوسل الى الله تعالی بههم ان یسخرنی الله تعالی ربی لهفظ غنمه والذی اکرم محمدن و آله تیبین تاهرین قسم به خدای که اون جاه و شرف رو به رسول خدا داده و آلش رو لقد جعلنی الله تعالی و او عیده ای ابی زبروخ یعنی تسلیم دست ابی زبروخ من را غرض داد که حدچه ابو زبروخ اشاره کرد من معمولم از جانب خدا که همون را انجام بدم حتی لو امرنی بفتراسکم بهلاککم لاهلتکم اگر او عم بکند که شما را بدرند همه شما را دیگه من میدارم و زنده نمیدارم والذی لا یحلف به اعظم من و غسم به اون کسی که دیگه بالاتر از اون غسم نداریم به او لو سعل الله اگر یعنی سعل عبازر الله به محمد و آله تیبین ان یوحویل البحاره دهن زنبغن و بانن اگر او بخواهد که دریاهایی تبدیل به جیوه بشند و یا اینکه بان بان گفته یعنی که شجر خلیل دارد البان جمع و البان یعنی از شجر که همه این که دریاست آب ایت بخواهشی که تبدیل به چی بشه دقا جنگل بشه اگر این رو به خود والجباله مسکن و انبرن و کافورن و غزبان الاشجار غزب از زمرد شاخه های درختان همه تبدیل به زمرد بشند و زبرجد بشند و زبرجد لما منعه الله تعالی اگر او دعا بکند خدا داعش استجابه کند تا این اندازه این مقامش بالا است به خاطر اینکه همین نماز رو یوغیمون السلاط رو به نعوه اتم شیعه اقامه کرده بله فلمما جا ابو ذر الی رسول الله صلی اللہ علیه و سلم قال له رسول الله صلی اللہ علیه و سلم یا ابو ذر انک احسند طاعت الله فسخر الله لک من یطیعک فی کف العبادی انک فانت من افزل من مدحه او الله عزوجل به انهو یوغیم السلاط تو در رئس کسانی هستی که خدا تعالی در این آیه شریفه در ابتدای سوره بغره اونا رو مد کرده که الذینه وعده یومنون و یوغیمون السلاط خب این روایت معتبره چه میگد به ما میگد ای مؤمن ای کسی که ادعای ایمان میکنی و اسلام میکنی و روزی پنج بار داری این نماز فریضه رو میکنی بدان و آقا باش که این نماز اون کسی که اقامه بکن از سلاط رو مقیمه سلاط واقعی چنین درجاتی پیدا میکند تو میتونی چنین درجاتی رو هم برسی قدر خودتو بدون زخ این فرصت ها رو از دست نده احساس زخ نکن میتوانی تو هم میتونی رماده رو میگد این رو عبوزه یک انسانی بوده خب به این درجه رسیده شما هم همینجور فقایات و حضرات میارن که ماها رو خوشدار بدن که چه مقامی میتونی داشته باشیم رحمه الله عمره علیه مقدره مومن باید بدوند که در چه حالت و کجا میتونه برسه و چقدر سمر داره البته چرا این هیه حرفیست که فقاهای ما گفتن که اگر کسی ضرر عظیم مالی بهش برسه میتواند میتونه که در حال نماد تخخیص کرده یوسف خدای طالب میخواد که امتنانا عبادش رو در فوسه قرار بده میتونه بگی خب اگرچنانچه او اعتنان نکرد به مال نمازش رو خونده طبعا مقامات نصیب او چی آقا خواهد شد استفاد فرمودی بعده کما اینکه در روایت قبلی هم البته همین رو گفته بود سلمان بعضی گفتن که سلمان حرفش حجت نیست نه این حرف درست نیست اما این حرف سلمان رو امام معصوم داره نقض میکنه این تقریب کرده این رو توجه برمودید ولذا این روایت مخالف میشه با اون روایاتی که تقییدن اینجا واجب هست اگر کسی دگرد من دارم اینکه بگیم که سلمان در اونجا