موسیقی موسیقی من خداحافظی میکنم با تون برنامه بعدی نشان صبح تقدیمتون خواهد شد صحبتهای آیت الله نجمونتین تبسیع عزیز به مدت سی دقیقه شب بخیر عیدتون مبارک موسیقی موسیقی بررسی تحقیقی نشانه های مهدوی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی اللہ علیه و سلامی کنیم الله علی محمد و آله طاهرین سیمان امام زمانینا حجت الله فی الارضین محور سوم بحث ما در ارتباط با روایت دوم روایت عبدالله ابن فضل هاشمی که روایت این بود که راجع به غیبت امام سآل کرد از امام صادق امام فرمود سر رون اولشه یعنی علت رو پرسید آقا جواب نداد حکمت رو پرسید پرسر رون سر الله غیبون من غیب الله و ما متن خوندیم و منابعشم نقل کردیم محور سوم سنده بررسی سندی این روایت بعضی از رجال شما بررسی کردیم ظاهرن در این سند یکی یکی دو نفر هستن که شاید مورد بحث باشد یکیش همین عبدالوحد ابن محمد ابن عبدوسه که گفتیم توسیق ندارد یکیش هم ابن قطعب هست که مرحوم آقای خوئی رحمه الله باز به این گیر میدن ولی بعید هست یعنی ایشون آقای ابن قطعبه محمد ابن قطعبه راهی راه های برای توسیق که نه برای حسن بودن و تحزین اون راهی داریم میمونه بله بله همین همین بالاخره اعتماد و چند موردی برای ایشون بوده هست که میتوانیم راه داره راه داریم بله میماند آقای حمدان ابن سلیمان نیسا بوری و احمد ابن عبدالله ابن جعفر مدائینی و مهم عبدالله ابن فضل هاشمی راوی راویه روایت عبدالله ابن فضل هاشمی از نظر اسم و عنوان همون عبدالله ابن فضل ابن عبدالله یکی همون عبدالله ابن فضل این دو تا همون عبدالله ابن فضل نوفدیه یعنی چی شد چند تا عنوانه چهار تا عنوان شهر آنوان ولی یک معنون تکرار کنم روایت سر مین سر اللہ روایت یک معنون تکرار کنم روایت یک معنون تکرار کنم روایت یک معنون تکرار کنم افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد افراد możli است camejo legacy quality افراد که این vendido آل بل انزلت المنزله التي انزلک الله بی واقعا همین حدیث درست باشد برای اعتبار مفزل کفایت میکنه و بعد امام فهمیده که نه این منزلت است که خدا به تو داده است قالی ابن رسول الله فما منزلتو جابر ابن یزید من کم اونم پشتایش حرف میزده جایگاه جابر ابن یزید جوافین از شما چیه قال منزلت سلمان من رسول الله حدیثش میگه از دولب امام باقر شنیده یه جا داره صد هزار صد هزار یعنی صد جلد انام وصال شیعه سری پنگ هزار حدیث دارد این چند جلده چاپ جدید سی جلد که یکیش که نظرات رجالی ایشونه بسمه اوجی این کشن که مقدم است وقتی صد هزار حدیث داشته شدیدن و پاره کرد مشکلش چی بوده میدونید آفاره کانا یعون به رجع ایمان دارد که امیر مومین برمیگرد اون کسی که به امیر مومین برمیگرده و سب میکنه امیر مومین را اون قبولش دارید اونی که به امیر مومین برمیگرده و جساز میکنه اونو میگید فق Katie اونی که میگه امیر مومین رجعت میکنه برمیگرده بایکوت میشه اولاست اینجا به امام عرض میکنه جایگاه جابر چیه اون جایگاه سلمان فارسیه لابد میدانید بعضی رواده میخوید سلمان جزوید بحسومینه آیاتی در شانه ایشون نازل شده هست جایگاه بعد سوال کردم که داوود رقی چطور رقی یا رقی ولهم رقی هست رقی که فعلا در سوریه هست امام فمود منظرت مقداد من رسول الله او جایگاه ده ثم اقبل علیه راوی کیه امام برگرد شروع کرد به من فمود یا عبدالله ابن الفضل این الله خلقنا من نور عظمته از نور عظمتش ما را آخرید و سنعنا برحمته ما را برحمت خودش درها میخلول کرد و خلق ارواحکم مننا بی خود نیست ای ارتباط تنگ و تنگ حاضر آبارگی بکشه زلت بکشه بیچارگی بکشه اما دست از ولایت بر نمیداری این جهتش بعد فرمودن که فنحنو نحنو الیکم ما همیشه درمون هوای شما را دارم بعد عرض کرد که این مطلبی پرامده اختصار به ما داد که در جوار شما هستیم یا نانه که دو و دو هست اونم همیتون فمود اوغاب احدون کسی از نظر ما دوره ولی اما در اینجا فمودن که فنحنو نحنو نحنو الیکم و انتون تحنونه الینا شما همینطورید قضیه بله تعرف اینه متقابل والله والله لو جهد اهل مشرق والمشرق س nets مغشو Boe از نور اعمه آفرید شنهایی دارن بروز میکنن دارن بروز میدن خودشون و انهم لماکتوبون عندنا به اسمایهم اسما شونم پیش ماست اسما پدراشون و عشائرهم و انصابهم چی میگن؟ بله خیله؟ شناسنامه شون پیش ماست یا عبدالله و لو شک لعریتو که اسمکه فی صحیفت خواست باشی؟ اسمتو رم نشانت میدن ثم دعا به صحیفه فنشرها ابرگی بود کتابی بود بردم باز کردم فوجدتوها بیغا لیسه فی اثر کتابه عجیب سفیده نانوشته است فقلت یابن نسلوه ما عرفی اثر کتابه چیزی نمیبینم فماسحا یدهو علیه دست مبرکشن رویشتن روی اون صفحات سفید فوجدتوها مکتوبه دیدم عجاب اسموی شیعه ها هست و وجدتو فی اسفلها اسمی اسم خودم در آخر دید فسجده جدتو للهی شکرا بر صفحه 216 حالا من اینجا یک سؤالی دارم اینه اگه فرض کنیم یه همچین روایتی سادر شده باشد و امام بر ایشون گفته باشد با چه بیانه باید مطرحش کنه؟ حالا اون طرف چه بگید؟ یعنی امام اسم اصحاب را راجب مقام اصحاب مقام شخصیت ها بذار نه اسم منم برده باشد فرض کنه امام فضل حاشمی امام بیشون چیکار کنه؟ حدیث نقل بکنه یا نقل نکنه؟ یه شما دارید حدیث را دارید حراجش میکنید بایکوتش میکنید جرم حدیث چهه؟ خودش نقل نمیدونیم من روی خضیبادی میگم تجدید نظر کردیم نظر کردیم علاوه بر این که اشون وساقتش از این طریق نیست طرق دیگری هم برای وساقتش هست مرحوم آقای خوئی در اینجا اشکال نمی کنه در روایات دیگر اشکال میکنه من ندیدم مرحوم آقای خوئی این روایت را اینجا نقل کنه ولی در جای دیگه روایات به این مزمون که متحه خود شخصه نقل کردن و اشکال کردن این جزارن اشکال نیست چون سقه است بله اگه مستعدوم شد اونو باید روش تعمل کنیم مثالی که من از کم روش تعمل بفرماییم که اگر خود روش تعمل کنیم راوی این یه چیزی از امام نقل کرده باید این پای کت بشه چرا؟ چون اسم خودش همه هست اینجور نمیشه یعنی بازی که تو روایت بازی کنه؟ تصرف در روایت بکنه؟ خب آقای ششتری اصلا این اشکال مطرح نمی کنه اشکال دور و اشکال یو سیرو سو ازن صفحه چند بود فراموش؟ برده ششتری پونسد و پنجام آقای ششتری می فرماد یه شهد لی اتحاد این دوتا ایسم شاید من کلمه بلیشه و جلاله یعنی جلیل بودن این شخص روایت الاختصاص حالا اینجا قضیه عبدالله بن فضل هاشیمی همینجایی ظاهرن خودیه شون در کتاب اختصاص بحث دارم خود مرغومه آقای ششتری بحث دارم نصف به این کتاب و انتصابش ولی اینجا نه از کمه هر قضیه خیلی ساده می گذرن و هیچ به اشکال هم اشکالی که آقای خوبی رو فرمودن اشاره نمی کنن و روایت از کدیم همین روایت بود که نقل شد آقای عبدالله بن فضل هاشیمی چندین روایت داره و روایاتش حکایت از ولایت مداریش میکنه بیدوارو به انوان احتمال فاضل معاصر بیدوارو به انوان احتمال بلای شناخت راوی بلای شناخت راوی بلای شناخت راوی بلای شناخت راوی بلای شناخت راوی بلای شناخت راوی بلای شناخت راوی بلای شناخت راوی بلای شناخت راوی بلای شناخت راوی بلای شناخت راوی فاطمه زهرا وقان لیل ناس عذا و سلوه مردم دلخوشیشون دلگرمیشون آرامش خاطرشون به چهار تا بزرگوار بود زهرا یک حقیقتی که رهلت کردن شهید شدن کانفی امیر مومنی و الحفظ امان خسین عذا و سلوه دلخوشیشون میست تا بزرگوار بود مد و امیر مومنین دلخوشی مردم به حسن و حسین بود مد الحسن دلخوشی به امام حسین نسمه لما قتله حسین لم یکن بقیه فی اهد الکسای احد روز آشورا روز پایان چی بود اصحاب کسا بود پایان کسا آنی که اکرم الخلق پایان حیاتشون بود خب بعد فکان ذهابهو که ذهابه جمیعه کنهو همشون اون روز از دست مردم رفتن و کما این که بقای امام حسین هم بقای همشون بود لذالک ساریامهو اعظم مسیبه دوباره سؤال میکنه این مساحبه هست این مساحبه هست این مساحبه هست این مساحبه هست از روی فهم داره سؤال میکنه به آقا عرض میکنه یبنی رسول الله فلما لم یکن لن ناس فی علی بن حسین عزا و سلو اموزان حدیب که بوده امام فرمود بله آقا علی بن حسین سعید العابدین امام حجه علی الخلق اینو درش ما بحث نداریم اما لم یلق رسول الله رسول الله لم یلق رسول الله اسم امن رسول الله وکان علمه وراث عن ابیه از کی گرفت از امیر ممنین به خلاف اون چهارتا بزرگوار مستقیم از کی گرفتن از نبی مکرم گرفت خب عن النبی وکان امیر ممنین فاطمه احمد محسین قد شاهدهم الناس مع رسول الله فه مردم دیده بودن چندتا بزرگوار را با پیم بشنن و اکرم و ثم تذکروا حاله مع رسول الله و قول رسول الله له و فیه فقد مذعو فلما مذعو فقد الناس مشاهده در اکرم پنجتا که رفتن اکرم على الله را مردم ادس دادن خب و با فقد امام حسین تنو هر پنجتا از بیم فاس دیباره سؤال کرد دقیق کنید روز برکت روز آشوری ساله چرا اونو همچنان اینجوری که شما فهمدون روز عزاست اد دست رفتن کسی که به استلاح بودنش بودن اصحاب کساست و از بیم رفتنش ندارد اصحاب کساست روز عزاست این چرا اینو میگن روز برکت اینجا بکنم امام گریه کردن بعد از شاد امام حسین مردم شروع کردن خودشونو به یزید نزدیک کنن به چی فوضعو لهو الاخبار جعل اخبار و واخذو علیه جوائز من اموال به این طول مال حسین خرج ترهات اینها شد جعلیاتشون شد یکی از چیزایی که بحث کردن کانه مما وضعو لهو امر هذا لیوم هرچی در ارتباط با تبرک و بركت روز عاشم راس موضوعات اونهاست و انهو یوم برکه روز برکته هست چرا لیعدل الناس فیه من الجزع و البکاء و المصیبت و الحذر الى الفرح و السرور و تبرک کار اونا بود که مردم فراموش کن امام حسین جنایت حکومت جبار امویین را فراموش کنن و برن سراغ شادی و الاستعداد فی خودتون را آماده کنن روز شادی و اد امام فمود حکم الله بیننا و بیننا آمدن کشتن آتش زدن اسیر گرفتن بعدم به عنوان روز شادی خب این روایت که نقل میکنه همین بسه برای بلاخره لاقل خسنش ولی من بیش از این استفاده میکنم بیش از این یکیستیست که با تمام با تمام وجودش عارفه به اهل بین تا برسیم به افرادی دیگر و الحمدلله ربنا و علیه