اصلا اصمت یعنی چی؟ الان ما اختیار را قشنگ گفتیم یعنی چی؟ فعل اختیار گفتیم یعنی چی؟ اصمت یعنی چی آقا؟ اصمت یعنی چی؟ من دیدم بعضا اصمت را به همون که فعلش در واقع همیشه معمولن به ها انجام میدهد فعل بردن اونجا یا منهیون ان را ترک می کند یعنی مسونون ای سیانت ان ترک المعمور به و فعل المنیه نه این را میگن اصمت او تای قضیه را بله اگر اصمت این باشه ببینید اگر اصمت این باشد و اعتایی باشد دیگه با اختیار نمی سازد این معنیش این هست که به زور دارد این فعل را و به زور دارد اون را از این عمل چی کار می کنه منصرفش می کند بله اگر اصمت منیش این باشه و همه تصام obstیف بشید بالا این اصلا قابل حل نیست جن را این اصلا جنبشن نمیشه حلش کنید اون را قابل حل نیست اگر معنی اسمت این باشه را که بله اسمت یعنی چی اون ته قضیه یعنی اونجایی که این صدور و سعل دائمان و عدم و صدور زند و معصیت دائمان این میشه اسمت اسمت یعنی این اونها ازم بگید این ها خدا انزامه میشه حرف اشاعره اشاعره میگن چی میگن معصوم کسیست که خدای متعال گناه را درش خلق نمی کند غیر معصوم را خدا خلق می کند این بله اگر اینجور باشه که انسان هیچ کار از ظرف است رفتیم دیگه اون تهمت لرس کردن میگرفت اون آخر نه مبادی فعل و ترکا خود فعل و ترک الی اسمتو کجا هست اسمت کجا کجا داریم اسمت معنام میکنیم اسمت اون فعل و ترک است هر جا فعل همواری فعل طاعت باشد مهمون به و ترک ترک منیان هم باشد به اون میگیم اسمت این اسمت را کی داره میده ایلا دارد خدا میده یعنی این فعل مهمون برای ایجاد میکنه و این ترک را براش گروه شد میگره که انجام نشد الو برگرد برگرد اسمت این باشه میشه جبر اح اسمت که منقش این نیست که آقا اسمت مثل تقواست تقوا را چجوری معنام میکنید تقوا یعنی خیشتنداری الو بقایه حفظ و نفس یه امر وجودیه تقوا ناشی از قوت و نفس هست یعنی یه امر وجودیه کمال هست کمال وجودیه صفات نفس هایی که داشته باشه کمال داره اسمت اینجوریه اسمت در موادی باید تعریف شده نه در منتها بله اگر واقعا اسمت را الان همون که داشتن بیان میتهمدن جنهای فروقی ایشون اسمت داده همون جوری مخواست معنام کنه آره اگر اسمت دانیشون باشه اصلا این قصه قابل حد نیست دیگه این معنیشون از که ایران همجوری بدون اینکه اختیار داشته باشه ای خدای متعالی داره یه فعل توش ایجاد میکنه هیجلوش هم میگیرد چیز را ترک بکنه هیچ چیزی که هیچ کار هست این که نیست که نه اسمت امور به دائمان و یترک المنهیه نه دائمان اسمش را به جدید ملکه فلاسفه ها میگن ملکه ملکتون اللاقه توایی میتهمد هیعتون هیعتون تن نفس المعصوم علمان و انفلاسفه ها میگن میگن که همشه از که ملکتون آدان متکلمین عدلی میگن چی میگن لطف من الله فی حق المعصوم که نتیجه این لطف من الله تو اون لطف برمیگرده به همون علم و اراده ها با آره آفرین اینه دیگه این که باشه ما اینو نبیدیم اسباب و مبادی فعل و ترد اسمت اینجاست یعنی کمال وجودیه که اون کمال وجودی اون کمال وجودی از کجا ناشی میشه گفتیم از کمال و لز و شدت و اراده قبوت و اراده اینست اون وقت حالا خوب دقت کنیم وقتی که معصوم معصوم میشه باید مکانیزم و سازکار فعل و ترکش مثل بقیه یعنی فرقی نمی کنه از دل سازکار و نهویه در واقع فعل و ترکه اون چون از معبر علم میگذرد و از معبر اراده میرسد به فعل میرسد به ترک بقیه همه اینجوره دیگه ما که مختاریم مقیل از اینه حالا بنده که دارم صحبت میکنم مقیل از اینه خب حالا همه ماها عزیزان الان همه یه وقت معصوم بذاری کنار این فعلی که الان از بنده دارد سر میزند همین تکلمه بنده خود این باز به اراده تکلیمی حق هست یا نیست هست دیگه و این همیشه تحریمیست اراده تکلیمی خدا به این تکلمه من به این دستم حرکت میدم تعلق دارد بله ولی نمستقیمن من طریق اسوابهی تعلقت ارادت الله تکلیمی به هاز الفرنانی من طریق ارادتی و علمی و اختیاری این است که اون وقت این سرادی تکمیمی الهیه دیگه منشه جبر نمیشه هست چون که از طریق اون مبادی شاید مبادیش اختیاری هست الان قلب من دارد میتپش دارد دارد در واقع پونپاش میکنند دیگه آیا به ارادی من هست نه الان این الان بنده در محیط وجود خودم شما همجور دیگه دارم نگاه میکنم به اراده من هست میتونم چشم ها ببنده میتونم سرم برگردانم میتوانم لغمه را نکرم میتونم نکرم اما اگر لغمه یه قضا را بلع کردم خوردم دیگه از اینجا به بعد دارد جذب و دفع انجام میگیرد دیگه من اراده کنم نکنم کاری نمیتونم در محیط وجود من فعل اختیاری از من سر میزند قیل اختیاری از من سر میزند و دیگه بنده هم فاعل مجبورم هم فاعل مختارم دستم را حرکت میدن فعل اختیاری هست اما این خون در این ازلات و رگه های من حرکت میتونم به اختیار من نیست من چی کنم جنب ببنم میتوانم یه لحظه نفس نکشم نفس نکشم ولی چون مقام زنده بمانم ناچالا نفس نکشم اما دیگه نفس رفت از این شش ها بارد شد دیگه بقیه دست من نیست دیگه دیگه بس بنابراین نتیجه اشی میشد که اراده تکوینیه الهیه اونجایی که به فعل معصوم تعلق دار مثل بقیه هست کجا تعلق دارد تعلق دارد که از مبادیش حاصل بشه در مبادیش هم فرقش با غیر معصوم زد نیست قوت هست یعنی بقیه هم با علمشون و ارادهشون کار میکنن معصوم هم با علم و ارادهش کار میکنه منتها علمش قوی تره ارادهش قوی تره میزنه دقیقه می کنید اصلا ساختار تکوینیه فعل و ترک معصوم با غیر معصوم هیچ فرق نمی کند سرسوزنی فرق داشته باشد ندارد خدا رحمت نداد اللهم را که می فهمد که اسمت معصوم را غیر انسان که قرار نمی داد که همون انسان هست هر ساختاری که انسان غیر معصوم دارد معصوم دارد مگه اینجور نیست منتها این نقود بیشترش را دارد بهترش را دارد دیگه این جنسش کالاش مرغوب تره ولی همونطوری که بقیه دارن علم دارن اراده اینو بهترش دارد دیگه پس وقتی بهترش دارد مقصولش هم بهتره از هم وقتی تولید میکنند یک کالایی را اونم تولید میکنند یه هم تولید میکنند منتها این جنس اولیهش مرغوب تره از کالاش هم بهتر در میاد اون یکی نه نمرغوبه یک خود داخلی دارد سرغش ایناست دیگه جایی ازم برای این قلتوی حرفا ندارد فقط شما باید روی این تمرین کنید تصور کنید فکر کنید با مثال ها ساختار وجودی معصوم خدا شاهد است یک سر سوزم ساختارش ها با غیر معصوم فرق نمی کنه یعنی اونم فعلش از معبر و از مبادی فعل علم و اراده از بقیه هم همطوره فعل اختیاری برایش همینه دیگه تاجه کرد خارج و یه مشکلی برده کنه و این خطا میشه بله قدرتش قویه دیگه اون نشانگیریش دقیقه و میشه دستشم نمی لرزه یعنی منشع اون لرزش در اونست بلاخره یه زرفیه دیگه حالا یه دستش حرکت کرده یا چشمش خطا کرده یا اراده اش اون لحظه که میخواد شلیب کنه یه جوری می لرزه بلاخره یه زرفیه دیگه اون کامیرا داسته شده شمت دیگه اون جوری اون که خطا نیسته نه نه این خطا نیست نه نه این خطا نیست این نمیگن فلانی خطا کرده دیگری آمده هست خب نمی آمدی حالا آمده آمده من چکار من دیگه حالا این که به لحاظ فقهی اجتماعی یک چیزی تقییم کن فلسفی کاری نداره اینا این از در فلسفی و قواعد به صراح کلامی فلسفی نه فعل اختیاری هنجایی که خطایی نکرده حالا این بر اساس مسائل اجتماعی اعتباراته اعتبار میکنن که اصلا این آقا حالا یه چیزی به احده بگیره این به احده گرفتنها امور و قلاعیه و مساله و مقاصد اجتماعی هست فلسفی نیست لم یختر سر سوزنی همون حالا چیز معروفی هست راجب پیانبر که روزی که مسجد آمدند و فرمودند که بله اگر کسی مثلا بس من حقیقی پیش من دارد تا قبل از این که من از دنیا برم بیاد استفاق کند فلان بیه بند و خدایی بلند شد و گو آقا من بله از شما یک تلقی دارم برمون چی هست روز شما تازیانتون رو بلند کردید بزنید به مرکبتون خورد به من این غنبر گفتش که خیلی خوب برد بیا جلو و برید اون تازیانه رو از خانه پاتیب زهره برد من رو شد گریه کردن ناراحتی بابا دل کن از این دیگه تا حالا یه تازیانه خورده گفت نه من باید خلاصه تغاث کنم خودت برسی تغاث کنه برم خب تغاث کنم رفتن تازیانه آبردن دو داستان این بند خدا باید همه زرنگی بود دیگه پیغمبرم خلاصه گفت خوبی دایی بدنت خورده گفت مثلا به اینجای شکم هم خورده گفت خیلی خوب بدن پیغمبرم پیشاجدت بالا اینم آمد بوسید گفت آقا تمام شد من دیگه قصاص نباقا مگنم من دیگه تنها هم برم به این بدن شما که از آتش جهنم و اینا پیغمبر چی خطایی کرده خود این بند خودم بگیر خود جمعیت شلوخ بلوغ بوده یا خودش حواسش نبوده هل خورده و افتاده جلوه تازیانه پیغمبر پیغمبر تازیانه شو بلند کرده دقیقا بوده میخوردن به مرکبش و همون مقدار که باید بخورد خاصا نیست نیست این به لحاظ فلسفی کلامی لم یه صلخت هاون ولی به لحاظ اعتبارات اقلای اخلاقی این های اشتباه ها میدانید مساله و خیلی مثلا برش هست به فلسفه و اون بخصی تکمینی ما کاری ندارد میگن آقا این خلاف اصمت پیغمبره کجا خلاف اصمت پیغمبره نمیداند نمیشتباه کرد هیچ اشتباه نگرد پیغمبر خلاف علم غیبشه علم غیب از این خیلی آقا علم غیب را اینقدر پرملات نگیرید از من یه کلمه گوش کنید علم غیب را اینقدر پرملات نگیرید علم غیب دارد ازاشاهه براغه بعضی اخیران میتونن علم غیب که دارد مثل خداست همه چیز همجور هست اینجور نیست بله هر وقت بخواه به مشییتهی هست او خودش کماله ازاشاه علم یعلم یعلم علم اینه علم غیب امه و مسمین اینجوریه یه جایی را آه عمیر المومنین خواهی جای پیغمبر این را ما از فضایل میدانیم و من الناس من یشتی نفسه و تقای مرضات لا والله را اون بله با این شن نزول عمیر المومنین هست دیگه میگن آقا عمیر المومنین میدونست یا نمیدونست که سالم میماند خب اگر میداند نزول نزول سالم میماند که دیگه هنر نزول و هر کس بگن آقا شما اینجا بخوابی ایچی توتر نمیشه خب میخوابه دیگه این چه فضلیه نزول فضل با حبوبت نسته را افتاد رفت و واقعی قمبر مثلا مسایب شد نه برای علی ابن حری طالب که اینجا خوابی چه فضلیه دیگه و هر کس بگن آقا جناب آقا اینجا بخوابی چیزی هیچ طوری نمیشه و میخوابه دیگه اگر نمیداند ساس ما میگید علی ابن حری طالب علم قیب بلد بودن چه بود و اینا پس این خراب میشه نه خیلی ما میگیم علی ابن حری علم قیب دارد علم قیب به مشیتیست نفست اینا بداند کدامش نداده تا گفتیم که همه چیز را بله اون خود تقفیم به عرض اینها را اون علمی که نحنو نعتقد بهی فی المعارف و الاحکام و المثاله و المفاصل فی ساحت الامامت و القیابه اونجا معتقدیم به فعل است علم امام و معصوم پیغمبر امام در حوضی رهبریش سرسوزنی کم ندارد اونجا ازاشا علم نیست اونجا همش دارد آقا میفهمه هست همش که کف دست دارد ولی در مسائل جزیه آقا تو زهن این آقا چه میگیرد الان آمده است مسئله ای که میخواد بپرسه چی هست نداند نقص نیست اراده نکرده که بداند خدا همش نداد علمش به ازاد که میست که بلغیر هست منطقه هیچشا به خودش دادم و ما یشاؤونه الا ان یشا الله رب العالم اونو اسم حسنای خدا هست یعنی مشییتش که بداند الهیه مشییتش که نداند هم الهیه همه چیزش الهیه نقصی نیست دیگر علم غیبه اهمه اینجور برادر اگر کسی گفته هست علم غیبه اهمه این هست که بالفعل هست به مشییتش نیست اشتباه هست بس الله الله محمد و آله اتاق رسانه دینی و آل محمد و عدید فرجه رادیو معرف سلام و فضیلت و فطرت بسم الله الرحمن الرحیم سلام على آل یاسیم سلام عليك یا داعی الله و ربانی آیاته سلام عليك یا باب الله و دیان دین سلام عليك یا خلیفه الله و ناصر حقه سلام عليك یا خلیفه الله و ناصر حقه سلام عليك یا حجه الله و دلیل اراده سلام عليك یا تالی کتاب الله و ترجمانه سلام عليك في آنام سلام عليك یا بقیه است سلام عليك یا بقیه است سلام عليك یا ميثاق الله وлексه سلام عليك یا سفر الله و ربانی آیاته سلام عليك يا وعد الله الذي ضمناه السلام عليك أيها العلم المنصوب والعلم المصبوب والغاوف والرحمت الواسعت بعدا غیر مكذوب السلام عليك حینا تغعوب السلام عليك حینا تغعوب السلام عليك حینا تقرأ وتبین السلام عليك حینا تصلي وتقنوب السلام عليك حینا تركعوب وتسجوب السلام عليك حینا تهللوب وتکبر السلام عليك حینا تحمدوب وتستغفر السلام عليك حینا تصبحوب تمسیق السلام عليك في الليل إذا يغشو والنهار إذا تجلو السلام عليك أيها الإمام المأمون السلام عليك أيها المقدمون السلام عليك بجوامع السلام أشهدك يا مولا أني أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك لا وأنه لا شريك لا وأن محمدا عبده ورسوله لا حبيب إلا هبه و أهله واشهدك يا مولا أن علیان أمير المؤمنين حجته والحسن حجته والحسين حجته وعلي بن الحسین حجته ومحمد بن علی حجته وجعفر بن محمد حجته وموس بن جعفر حجته وعلي بن موسا حجته ومحمد بن علی حجته وعلي بن محمد حجته والحسن بن علی حجته وأشهد أنك حجة الله أنتم الأول والآخر وعلي بن محمد حجته وأن رجعتكم حق لا ريب فيها يوم لا ينفع نفسا ایمانها لم تكن آمنت من قبل أو كسبت في ایمانها خیرا وأن الموت حق وأن ناکرمت ونکران حق واشهد ان نشر حق والبعث حق وان الصراط حق والمرصاد حق والمیزان حق والحشر حق والحسن حق والسابح حق والجنة والنار حق والوعد والوعيد به منحق يا مولای شقی من خالفكم وسعد من اطاعكم فاشهد علامكم واشهد من اطاعكم فاشهد علامكم واشهد من اطاعكم واشهد من اطاعكم وانا مولی لک بریء من عدنك فالحق ما رضیتموه والباطل ما سختموه والمعروف ما امرتم به و المنكر ما نهیتموه و المنكر ما نهیتموه فنفسی مؤمنه بالله وحده لا شریک له وبرسوله وبأمیر المؤمنين ودكم یا مولا اولكم و آخركم و نصرتي معدت لكم و مودت خالصت لكم آمین آمین آمین آمین آمین آمین آمین آمین آمین آمین آمین آمین باقی جان پرشد از شمیم اشکار سایبان اشکار دست مهربان تو یک هماس بود و هست نام جاودان تو سایبان اشکار دست مهربان تو یک هماس بود و هست نام جاودان تو بود و عهد بسته ایم ای امام لاله ها رفته ایم و می رویم راه روشن تو را قریب است نزدیک است و می شد و بودها شکسته خواهد شد انشاءالله و آتش ابروزی ها و بود پرستی ها و آتش پرستی ها هم انشاءالله از بین خواهد رفت انشاءالله و امیدوارم که خداوند تبارک و تعالی به ملت قهرمان ایران سلامت بدد و هفته وحدت را واقعا وحدت درست کنم نه این که فقط ما هفته وحدت می گیریم ما محتاج به وحدت هستیم در سالیان دراز همیشه قرآن کریم که ما دستور داده و به مسلمین دستور وحدت داده برای یک سال و ده سال و ست سال می برای سر تا سر آلم هست در سر تا سر آلم هست در سر تا سر آلم هست در سر تا سر تا سر تاییر و ما محتاج به این هستیم که عملا وحدت را محقق کنیم به محقق هست و نگه داریم این وحدت را ما الان هم در بین راه هستیم و باید این وحدت را حفظ کنیم و من امیدوارم که با برکت وحدت ملت ایران این وحدت در ساگر کشورهای اسلامی هم پیدا بشد که دارد پیدا می شد و همه مسلمین دست واحد بشند و عدا چنانچه در روایت هست و ایشالله خداوند به همه شما توفیق ناید کند و هیچ وقت از این حایوها و از این تبلیغات خارجی ها خوف به خودتون راه ندید اون خوفی که باید باشد از خدای تبارکتالا باید باشد از دیگر قدرت ها خوف نداشته باشید برای این که قدرتی در کار نیست غیر قدرت هفتالا قدرت هفتالا است که جلوش جلوه زعیفش در سر تا سر عالم طبیعت پیدا شده است و شما هیچ وقت نترسید مستقیم و آی برجا بیستید و در مقابل همه قدرت ها استقامت کنید و خداوند با شماست و شماها را انشاءالله حفظ میکند از سر اشرار و مملکت شما را نجات میدهد و مهم این است که از شما راضی باشد هفتالا من باید ارز کنم که مقصد اصلی امبیا تا حالا کم حاصل شده است خیلی کم اگر فردا آخوندای درباری نگن که فلانی گفت پیغمبر کاری ازش نیامده اگر پیغمبر مقصدش حاصل شده بود این آخوندای درباری حالا نبوده اگر مقصد انبیا حاصل شده بود این دولت امریکا و اون این دنم دیگران نبودن حالا اگر این ها میگن که الان مقصد انبیا حاصل شده است و این همه فساد در دنیا هست بس مقصد انبیا معلوم شد این فساد ها بوده که حاصل شده مقصد انبیا حاصل نشده است ما هم که داریم میگیم مقصد انبیا باز اون مقصدی که اونها میخاصن ما دستیمون بهش نمیرسه اون یه مسئله اسپورگ اینا مقصد انبیا حکومت نبوده است حکومت برای مقصد دیگه بوده نه مقصد بوده تمام مقاصد برمی گردد به محرفت الله موسیقی