یه بچه این از ده او هست باید باش کودکانه رفتار بکنه رفتار زیبا باید داشته باشیم مراعات با بچه ها باید بکنیم روایاتی نقش شده پیانبر یرامی اسلام با امام حسن و امام حسین علیه سلوات الله بسیار رفتار زیبایی داشتن گاهی حضرت این دو نور نیر رو بردوش خودشون سوار میکردن و بعد میفرمودن خوب مرکبی دارید و شما هم خوب سوارکارانی هستید اینجور زیبا باشون حرف میزدن اون روایت معروف رو شنیده اید که پیانبر یرامی اسلام صلی اللہ علیه و آلیه و سلم برا مراعات حال یک کودکی که در کنار مادرش گریه میکنه در نماز جماعت حضرت نمازشون رو سریع تر تموم کردن تا اون مادر به کودک خوردسال که نیاز به مادر خودش داره رسیدگی بکنه این روایت رو هم تقدیم بکنم از وجود نازنین پیانبر خدا صلی اللہ علیه و آلیه و سلم حضرت فرمودن اکرمو اولادکم و احسنو عدابهم یغفر لکم فرزندان خودتون رو احترام کنید عدبشون رو عدابشون رو نیکو قرار بدید تا از رحمت خدا برخوردار بشید خدا به هممون توفیق بده اهل مراعات نسبت به بچه ها باشیم انشاءالله موسیقی خدا رحمت کنه منهوم آیت الله بحچت رحمت الله علیه علاقه خاصی به بچه ها داشتن یه تعبیری ایشون دارن تعبیر خیلی قشنگیه اینها قریب و رجوع از ربشان هستن تازه برگشتن اینها معصومن کسانی هن که تازه متولد شدن از پیش خدای متعال تازه آمدن انا لله و انا علیه راجعون ما از خداییمو به خدا باز میگردیم بچه وقتی تازه متولد میشه تازه از پیش خدا که انه آمده یه وقتی آزاده ایشون میگفتن که من به شوخی به ایشون عرض کردم که من اصلا بچه تازه به دنیا اومده رو دوست ندارم بنایی که نمیشه بوسیدش نمیشه باش حرف زد خب گیافشم که تازه متولد شده هنوز چین و چوروک هایی داره من این بچه رو دوست ندارم فرمودن که اتفاقاً چرا میشود؟ میشود اونو بوسید؟ این چه حرفیه؟ بچه رو بغل کردن تو گوشش ازان و اقامه گفتن براش دعا کردن و بعد لباسش رو هم بوسیدن انگار میخواستن آموزش بدن که با بچه تو هر سنی باید متناسب با اون سن رفتار بکنه یکی از اخلاقهایی که مرحوم های طلاع بهجد داشتن اینه که وقتی که شروع به کار میکردن مایل نبودن کسی مزاهمشون بشه مشغول تحصیلن، مشغول درسن، متعالیه هستن مشغول عبادت هستن دیگه ما میدونستیم که موقعی متعالیه ایشون کسی نباید مزاهمشون بشه ولی تو همون موقع ها اگر بچهی میرفت خدمتشون با اون بچه ملاتفت میکردن آزاده ایشون نقل میکرده ما تا وقتی که خورد سال بودیم میرفتیم موقعی متعالیه بابا خدمتشونو تو اتاقشونو حرف میزدیم بابا کاری نداشتن بابا مهربونی میکردن اما وقتی دیگه بزرگ شدیم میرفتیم موقعی متعالیه اشون بود میفرمودن که کاری دارید میبینید که مشغول کار هستن البته بدون تندی ولی تذکر میدادن اما اگر بچه ها میرفتن تو اتاقشون نه با اونها جور دیگری برخورد میکردن نقل میکنن که یکی از بچه ها نواهای ایشون سه ساله شده بود حالا تازه به زبان آمده میبینه که آقا جونش آیتولای بحثت رحمتالله مشغول متعالیه و درس و کار و برنامه هستن ولی خب نواست دیگه شیطونه میخواد بره پیش آقا جونش بازی بکنه و کار بکنه رفته بود یکی از کتابهای ایشون رو برداشته بود و دمرو خابیده بود و کتاب رو باز کرده بود آقا جونش بشه میگن خب آقا جون چه کار میکنی او یه دفعه بر میگرده میگه آقا جون درس دارم دارم متعالیه میکنم خب خیلی این برخورد نوا و پدر بزرگ شیرین بود زیبا بود آقا جونش بشه هم دوت دستشون رو روی زمین میگذاشتن انگشتان دستشون رو و راه میرفتن داره میاد داره میاد داره میاد و او رو قلقلک میدادن ببینید اخلاق زیبا یعنی همین دیگه با بچه همون خوش اخلاقی بکنیم با بچه ها تندی نکنیم یکی از نزدیکان ایشون نقل میکنه که ما بچه که بودیم یه وقتی میخواستیم از ایشون پول بگیریم برای تنقلات بریم بیرون چیزی بخریم بخوریم مثلا بستنی بخریم ایشون پول برای تنقلات به ما نمیدادن ولی هیچ وقت هم جوری با ما برخورد نمیکردن که ما آزرده بشیم نه ممکنه یه وقتی رفتم گفتم آجون یه پولی بدید میپرستن پول میخوای چی کار کنی؟ میگفتن میخوام بستنی بخرم فرمود حالا نمیشه بستنی نخری باز کردنی بخری؟ گفتم نه آجان شما باز کردنی بخرید من میخوام بستنی بخرم همین جور هی با هم رفت و برگشت داشتیم و شوخی داشتیم و حرف میزدیم آخریشون پول به ما نمیداد ولی ما با خوشی از پیشه ایشون میرفتیم با بچه ها خوش اخلاق رفتار میکردن وقتی هم که یکی از نواهاشون مریر میشد بارها حالش رو میپرسیدن میومدن سراغش رو میگرفتن نقل میکنن این اواخر با این که خودشون هم مریض احوال بودن یکی از نواهاشون تب کرده بود با این که خودشون مریض احوال بودن هی حال نواهاشون رو میپرسیدن فردا صبح وقتی او حالش بهتر شده بود و میخواست مدرسه بره نهیف شده بودن حال نداشتن از جاشون بلندشن ولی از جا بلند شده بودن اون نواهی خودشون رو در پقل گرفته بودن دعاش کرده بودن و او رو با دعا بدرقه کرده بودن اینقدر روح لطیفشون با بچه ها همراه بود این قضیه رو هم مناسبه که نقل بکنم خدمتتون که روز یکی از شاگردار مرحوم آیت الله بهجد رحمت الله علی نقل میکنه که من خدمت ایشون رسیدم ایشون سراغ بچه ها رو از من گرفتند حال بچه ها رو پرسیدن بعد گفتن خب شما با حکیم خانوم مباحثه هم میکنید حکیم دختر من بود تازه متولد شده بود سنش کم بود به من میگن مباحثه میکنی مباحثه یه استلاحیه که طلبه ها وقتی درس میگیرن میرن پیش استاد خودشون میان برای هم درس رو دو مرتبه تدریس میکنن در مورد اون بحث میکنن با هم دیگه گفتگو میکنن هر دو طرف از در علمی رشد میکنن دوبالا میرن مرحوم آیت الله بهجد رحمت الله علی فرموده بود که مباحثه میکنی با حکیم خانوم بچه من دو ماهشه یعنی چه مباحثه میکنی ازشون پرسیدم گفتم آقا جون یعنی چی فرموده بودن بچه ها از یه عالم دیگری اومدن یه علومی دارن که من و شما نداریم بعدن هم یادشون میره آقا جون حرف بزنید گفتگو کنید هم این گفتگو و حرف زدن شما باعث رشد اونها میشه و هم باعث رشد شما میشه اینجور باید به بچه ها توجه کرد خدا به هممون توفیق بده اهل توجه به بچه های خودمون و مراعات حال اونها باشیم انشاءالله برای ازویت در کانال رسمی رادیو معرف در پیام رسان ایتا میتونین عدد 96 رو به سرشماری 3015 پانزده ارسال کنید درسته کنید دسترسی به پشت سحنه برنامه ها دسترسی به آباها، نباها و میان برنامه ها دریافت برنامه های جدید و پرمخاطب دسترسی به آخرین اخبار و اطلاعات معرفی همه و همه در ایتای رادیو معرف برای ازویت در کانال رادیو معرف در پیام رسان ایتا فقط کافی عدد 96 رو به سرشماری 3015 پانزده 3015 پانزده ارسال کنید تا براحتی عضو خانوادی بزرگ رادیو معرف بشین پس اجلکن همین الان عدد 96 رو بفرست به شماره 3015 پانزده اکسای رادیو معرف پس اجلکن خود بشین برهان رزق بی traumd بعد ایخفی پس اضافه رادیو شاء از نقش عنوان آیاه زمین ارائه بزرگ رادیو معرف از نقش عنوان بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمين و صلاة و سلام علی سیدنا و نبینا عبیل قاسم محمد صل الله علیه و علیه طیبین الطاهرین ولعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الى قیام یوم الدین هو الذي جعل لكم الليل لتسكنوا فيه و النهارم مبسرن انفیزالک لآیاتن لقومن یسمعون آیه شست و هفته سوره یونس هست ترجمه آزاد آیه اینه او خدا ایست که شب را برای شما قرار داد برای آن که دران آرام گیرید و روز را مایه روشنائی قرار داد همانا برای اونها که بشنوند نشانه ها رو این لیل و نهار آیه و نشانه هست گفتیم که اصلا سوره یونس سورت المبدع والمعاد هست بخشی از آیاتش مربوط به مبدع هست بخشیشم مربوط به معاد کسی برای بعضی واجه های آیات آن نمونم نگه میگم بدای واجه ها کتاب Bobby اپتدا واژه رو مورده بحث قرار می دهیم و بعد از واژه ها نکات تفسیری رو مورده بحث قرار می دهیم واجه اول واجه یه جعله مرغوم طیب جعل رو به معنای وصف و شیعه شیع گرفته به معنای ایجاد نگرفته و ظاهرن فرمایششان این است که در همه جای قرآن باید جعل رو این چنین معنا کرد اما واقعیت این است که یک معنای جعل آن است که ایشان می فرمایند تمام معانی جعل اینها نیست در قرآن جعل به معنای ایجاد به کار رفته و وقتی در این معنا به کار می رود دارای مفعول واحد می شه جعل از ظلماته و نور سوره انعام هست آیه اول سوره انعام بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله اللذی خلق از سماوات و لعرز و جعل از ظلمات و نور سومن لذین کفرو بربهم یعدلون این یک معنا که در قرآن هست اختصاصیم به این یک مورد نداره و جعل لکمو سمع و لبسار و لفئده نهل آیه هفتاد و هشت دو به معنای ایجاد شیعن فی شیعن سوره نهل آیه هفتاد و دو بی فرماید که سوره نهل آیه هفتاد و دو بی فرماید که سوره نهل آیه هفتاد و دو سوره نهل آیه هفتاد و دو برای شما از انفس تن ازواجی قرار داد ایجاد شیعن فی شیعن شما رو خلقت کرد و در کنار خلقت شما ازواج را قرار داد و جعل لکم من ازواج کم بنین و هفده و از ازواج تن برای تن بنین فرزندان و هفده به معنای نواده ها و برخی هم گفتن نواده های دختری فرزندان و نوه قرار داد اینجا سخن از ایجاد نیست ایجاد شیعن فی شیعن هست گاهی جعله به معنای همانست که ایشان فرموده تسیر شیعن علا حالتن اللذی جعل لکم الارزه فراشا بغره آیه 22 و گاهی حکم به شیع علا شیع هست حکم اعتباری سوره قصص آیه هفت ارز میخونم سوره قصص سوره 28 قرآن هست آیه هفتم و اوحینا قصص سوره 28 قرآن آیه هفتم الهام کردیم به مادر موسا که موسا را شیر بده هر وقت احساس نگرانی کردی او را به دریا بینداز هیچ نگران گذشته و آینده فرزندت نباش ما این فرزند را به تو برمی گردانیم و او را از مرسلین قرار میدهیم شاهد ما در جاعلوه من المرسلین که حکم علا شیعن علا شیعن هست در غذاوته جعل این چنینه این ناراد دوه و علیک جدن از اجایب آیات الهیست فرعون موسا را به پسر خاندگی قبول کرد در همون سالی که کهانه گفته بودن یه پسری متولد میشه که نابودی حکومتت به دست اوست افداد ازار طفل بیگنا هم کشته شدن اما قدرت خدا را ببین موسای فرعون برنداز در کاخ فرعون بزرگ میشه موسای فرعون برنداز در کاخ فرعون بزرگ میشه جالب اینجاست که دارد که وقتی که اعلام شد بچه بود دیگه گفت دایه ها بیان هر دایه ای که میامد موسا این دهنش را باز نمیکن مینشست بچه را بقیم خوهر موسا از دور نظارگر بود فهمید خسته را آمد گفت من یه دایه دیگر میشسم بگم بیاد گفتن به سرعت بگو بیاد این بچه داره میمیره به سرعت آمد و به مادرش گفت پاشو بریم گفت کجا گفت بریم موسا رو شیر بده گفت دختر دستم انداختیم من برم موسا رو شیر بدم پدر ما رو در میارم قصه را براش گفت مادر موسا آمد دایه های دیگر مینشستن بچه رو بقل میکردن مادر موسا گفت اول پوله را رد کنید گفتن این بده با یک حکومت اینطوری برخوردون کنیم با که فرار نمی کنیم گفت نمیشه تا پول ندید برای این که کلن ذهنشون رو برگردانه از این که این بچه یه هست استاد تا پوله رو گرفت بعد از این که پوله رو گرفت موسا رو بقل کرد موسا تا مادر رو دید دعانش رو باز کرد انا رادوه ایده اینکه ما موسا رو برش میگردونیم و مادر موسا موسار شیر داد تا بزرگ شد و داستان نبوتش مقصود این که جعل در قرآن در یک معنا به کار نرفته در معانی گناگونی به کار رفته جعل از ظلمات جعل کرده از ظلمات را و نور را در همه مواردیم جعل از ظلمات را مدد مدد در اینجا براش رو بردن از این موارد چیزی در چیزی نیست در برخی موارد چیزی در چیزی و تازه این چیزی در چیزی هم در هر یکیش به یک شکلی هست خب بریم دنباله آیه حُوَ الَّذی جَعْلَ لَكُمُ اللَّيْلَا لِتَسْكُنُوفِی اُول ليل را برای شما غرام کنون و موارد شبکه تا دران آرامش پیدا کنید لتس کنو از ریشه سکون هست واجه سکون هم ثبوت و شی بعد تحرکن بعد از این که آدم در حرکت بود وقتی آرام بگیره میگن سکون به مسکن هم به خاطر همینه مسکن یعنی محل آرام گرفتن یا آقای تا میرفت خونه تلفونشو میکشید و موبایل رو خاموش میکرد بهش گفتن گفت اینجا رو گفتن مسکن محل آرامش اگه قرار باشه تلفون و کذا و کذا اون سکون تحقق پیدا نمیکنه لتس کنو اصلا به خانه هم که مسکن بگن به خاطر آرامشیست که انسان در خانه پیدا میکنه این آرامش رو بیرون نداره حتی وقتی آدم به مسافرت هسته وقتی آدم به مسافرت هسته اون اونسی که با مسافر خانه هوتلی که گرفته این اونسو در جاهای دیگر نداره به مهمانی میره به سرعت میخواد برگرده به محل اقامتش اون وقت سکون هم به معنای آرامش سوره توبه آیه سه این نسلاتکن سکنون لهم خب و النهارم مبسرن مبسر از ریشه بسر به معنای جاره هست به معنای چشمه و نهارم مبسرن ای مزیعتن للعبسرن سبب روشنایی چشم هاست این واجه هایی که در این آیه باید میگفتیم و اما نکات تفسیری نکته تفسیری اول این است که به قرینه آیه بعد اینجا دو تقدیر هست تقدیر اول هوا الازی جعل لکم اللیله مزلمن لتسکنو فی هوا الازی جعل لکم اللیله مظلمن اینو از کجا در میاریم؟ از ون نهار مبسرن این بلاغت قرآنه با کمترین چلمه بیشترین معنی ون نهار مبسرن به قرینه لتسکنو لتبتقو منفضله در آیه دیگری داریم لتبتقو منفضله را معنایش اینست معنایش اینست تاریکی بستر خوابه بستر آرامشه و روشنائی بستر کار و تلاشه یعنی مهندسی زندگی از نگاه دین اینست که کار و تلاش مال روز باشه و استراحت مال شب علا خلاف مشتوهه و منفضل کار و تلاشه و از این در صورت در زندگی قربی به کلی به هم ریخته تا پاسی از شب بیداری روز تا پاسی از روز خواب زندگی قربی و قرب زدگی ساعت نو صبح ده صبح وارد مدینه شدیم وارد جده شدیم میبینیم پولیس خوابه دلیلش هم روشنه که تا پاسی از شب بیداریم متاسفانه این اشتباه در کشور ما هم داره صورت میگیره مسئله تا پاسی از شب بیدار بودن این بر خلاف سنتیست که خدا قرار داده نه تنها در مورد انسان ها در مورد حیوانات هم در مورد پرندگان هم شب حیوانات به معمن خودشون میرند به اون جایی که محل استراحتشونه میخوابن صبح که میشه میبینیم دنیا تلاش و دنیا حرکت آغاز میشه فلسفه خلقت شب این هست لتسکنوفی اینی برنامه ریزی ها باید با این سمت و صوب باشه و فلسفه روز آن است که به اصطلاح برای برنامه ریزی و معاش بد نیست این آمار رو محضرتون بگم که در قرآن بیش از هفتاد بار واجه لیل به کار رفته بیش از پنجاه بار هم واجه نهار و بیش از سی بار شب و روز