خدا داره میده این رو الالمون نورون یغزه و خلاف یه قلب منیشای که اون راه کسبش با این علوم اقتصابی متفاوته اصلا میشه گفت حکمت اقتصابی به معنی متعارفش نیست ایتایی اصلا حکمتی که قرآن داره بیان میکنه رزعه از جناب لغمان سآل کردن خب همکاراش چوبان بود دیگه چوبان را دیگه آمدن گفتون چطور خدا به شما حکمت داد به ما نداد ایشون چند تا نکته اینجا اشاره کردن یکی این که من کم حرف زدم زیاد فکر کردم در نحش بلاغم داری کسانی که اهل فکر را تعقلن باب ریزش حکمت الهی عقل است و فکر زمینش فراهم میشه نکته دو لغمان اشاره کرد که من چیزی که در بارش اطلاعات نداشتم به قول خودمون تخصص نداشتم به من مربوط نبود در بار اونها ورود نمی کردن آره دیگه یعنی اصلش میشه همون که چیزی که نسبت بهش علم و آگاهی نداری دنبالش نرون در قفایش پشت سر شرکت نکن اینم یک نکته ولی در جمبندی میبینیم اونهایی که صاحب کتاب مقدسن یعنی پیانبر عظیم و شن یعنی عزیم موسا اینها باید به یک درجه از رشد برستن تا بتونن اون وحی که جهانیست اون رو بتونی تلقی کنی یعنی مراحلی باید بگذارون باید اهل تدسر باشی یا ایهل مدسر باشی یا ایهل مزمل باشی باید سالهای متمادی تحت تربیت قرار بگیریم ورزیله باشن تا این که بتونی تلقی کنی این قول سقیل را قول قول سقیله وحی سقیله آره چه برای سینه پیانبر عظیم و شن چه برای هست موسا وحی از عالم ملکوت میخواد بیاد عالم ناسود این طرف باید چیزی بین ناسود و ملکوت باشه تا بتونی سنخیت ایجاد بشه تا بتونی اون وحی رو تلقی کنه اینطوری مسئولیت سنگینتره مقدمات بیشتری هم لازم آره اون مسئولیتش یک طرف خود اصلا قول قول سقیلیه بله خیلی متشکرم از توضیحاتی که دادید و برای خود منم مسئولیت روشن شد برای منم این سوال بود که در واقع این مقایسه توضیح پیش میاد که مگر حضرت یحیی فضیلتشون بیشتر از پیانبر اولو الازمه که این جواب شما کاملا مسئول رو حل کرد جانجان مصدر ملکی یکی از اعضان شمنده با شماره 935 سوال کردن که توبه کفر و شرک چیست حالا در قرآن آمده که این الله لایق فرو ان یوش رکبه خداون نمی بخشد کسی را که به اون شرک ببرده با تجربه این آیه شرک و کف آی توبه داره یا نه بعد بفهمد که توبه به چی شکل هست این که در اون آیه شرک فهمدید فهمد که نمی بخشه بدون توبه نمی بخشه چون این الله لایق فرو دنوبه جمعه خداون خیلی از گناه ها رو می بخشه پس اونجا مقصود این است که اگر شرک کسی داشته و مشتکانه بمیرد توبه نکرده باشه خداون نمی بخشد ولی اگر خب شما وقتی که پیانبر مردون دوت کرد به اسلام مشرک بودن دیگه مسلمان شدن یعنی شهادت این را بر زبان جاری کردن باعث پاکی اونها و قبولی اعمال اونهاست الاسلام یجب بما قبله یعنی چی ها جاهم این دونه ها چون زیاد من شهیدم بفهمد اسلام ما قبل هرچی خطا کردی گناه کردی در قلب همون شرک و کفر همه اونها رو میپوشاند همه اونها رو برطرف میکنه انگار شما تازه متولد شدی شما ملازم بمونید در فتح مکه خب خیلی ها در جنگهای چه جنگ بعد چه جنگ اوهو چه جنگهای دیگه خب خیلی از مسلمان رو کشتن در جنگ ها شکت کردن ولی همین که مسلمان شدن انگار نه انگار که اتفاقی افتاده خب این که سوال کرده توبی شرک چیه توبی شرک مسلمان شدن توبی کفر چیه مسلمان شدن شهادت این بردبان جاری کردن و بعد هم بر اساس اعتقادات صحیح اسلامی عمل کردن اینش توبش بله بسیار اگر کسی که مشرک بوده و یا کافر بوده حالا مسلمان شده چیزا دیگری بگردن اون که میفرد مثلا مناسک نماز و روزا و اینا که اگر ابتداهن مشرک بوده و حالا مومن شده اونا دیگه نیاز نیست قضا کنه حالا اگر حق و ناس بگردنشه به کسی بدهکاره نمیدونم این چیزا بگردنشه اینا رو تحت اون الاسلامی یجب با ما قبله قرار میگیره یا خیلی ظاهرش اینه که نه اونا دیگه ما حتی اگر یک مسلمانی نوجوانه رفته توی باقی کسی خیلی عقلش نمیرسیده حد تکلیف هم نرسیده یک گردوی رو مثلا فرض کنید از درختش کنده خورده بعد که به تکلیف میرسه باید حتما نصف اون یک گردوی که رفته از باقی کسی بدون اجازه صاحب ملک خورده باید پاسخ بده برای برای اون چون حق و ناسه اونجا ظاهرش اینه که باید تا اونجا که در توانش هست جبران کنه یعنی اون رفتی به کفرو اسلام نداره اون حق و ناسی که باید عداش کنه ولی از عملی که رفتاری که پیانبر از اینشن با این مشرکان انجام داده این هایی که این همه آدم رو مؤمن را زدن شهید کردن اموی پیانبر را سید شهده بود دیگه خمزه خمزه سید شهده خب این رو با اون وز مسلک کردند و این ها معلومه که یک بخشیدنی از صاحب اون کسی که از دنیا رفته میخواد ظاهرش اینه که باید حتما تو بسه حق و ناس تلاش خودش رو بکنه ولی نصفت به احکام و این ها نه دیگه از الان که مسلمان شده دیگه اون نماز با این که احکام مشترک بین کافر و مشرک و مؤمن یعنی احکام برای همه انسان هاست خطاب به خدای سبحان در این که عقم سلات یعنی ای انسان عقم سلات چه مشترک باشه چه مؤمن باشه مسلمان که میشه انگار همه اونها رو مثل کسی که توبه کرده همه اونها رو کنار میگذارن و انگار شما از اول مثلا مسلمان بودی و تکلیف ده انجام دادی بله خیلی متشکرم از توضیحی که فرمودین جناب استادی که از اعضان شمنده با شماره 930-58-35 پرسیدن که چرا سوره توبه با بسم الله شروع نمیشود حالا گرسه این سؤال رو بارها در برنامه گذشته پاسخ فرمودید ولی خب چون مدت زیادی ازش گذشته استعدام کنیم که پاسخ مجددر بفرمید یک قول اینه که سوره براعت ادامه سوره قبله سوره انفال خب وقتی ادامهش باشه دیگه بسم الله نمیخواد یعنی این دو سوره در از یک سوره هست قول دیگری که ما خیلی تحکید روش میکنیم اینه که هر یه حال این سوره با براعت آغاز شده با انزجار و براعت جستن از مشرکان مدرهه خب رحمانیت خدای سبحان و رحمیت خدای سبحان با این همه هنگ نیست لذا شما میلید در خطبه هایی که از زینب در کوفه و در شام خوندن بسم الله رحمان رحم نگفته با حمد و سنای الهی آغاز کردن ولی بسم الله رحمان رحم در ابتدای خطبه شون نبود تفسیر سوره براعتو گفتن بحثم که حالا دیگه اینجا بحث برخورد خدای سبحان با مشرکان مدرهه بله یعنی اون صفت هر شبت که جلالی خدای سبحان و برخورد شدیدی که خدای سبحان با کفار و مشرکان داره اینجا مدرهه اینجا جای بسم الله رحمان رحم نیست مفصیلیم اون که قول اول را عرض کردم در از این گونه مطالب در ذهن شریفشون هست که گفتن که ادامه سوره قبله ادامه سوره قبله چون اونجایی که خدای سبحان عذاب هم میکند خود این عذاب الهی یک نوع رحمته رحمته بر امتشه بنابراین اونهایی که اون مبنا را دارن که میگن این دو سوره یک سوره هست اونها اینجا راحت میتونن پاسخ بدن اما یک نکتی دیگری بنابراین مبنای دوبار موجود داره اینه اونجایی که داره خدای سبحان ختمیده اینجا اصلا اعلان جنگ کرده اونجا داره نفرین میکنه بریده با دستان بحث جنگ نیست از خدای سبحان میخواد که در اثر نفرین میکنه عبوله هب را در از دعا بر علیهش داره انجام میده اما در سوره براعد نه دستور عملیات بر علیه مشرکینه که یه محلتی به اینها داده شده و میفهمد که هر جایی اینها را گیر بیارید اینها را باید از بین ببرید مثل نفرین نیست مثل دستور اقدام و عمل بله خیلی متشکرم حالا یه سؤال دیگه هم باز خودم به ذهن نرم رسید اگر اجوریم فرمایید راجبه این که در برنامه های گذشته فرموده بودید که با نزول بسم الله رحمان الرحیم در واقع پرونده یک سوره باز میشه حالا اگر ما سوره براعد را تبقیه قول مشهور یک سوره کامل بدانیم و ادامه سوره انفال ندانیم چجوری گشوده شده هایی با فقط با اعلام از ذات رسول بوده که این یک سوره جزاش یعنی امون باز جبریل خدمت پیانبر رسیده است و اعلام کرده که این یک سوره است منطقه بدون بسم الله یعنی همه اینها بر طبق اون نقل توقیفیست دیگه ما اون بسم الله ها را بنابرا نقلی که مثل حضرت امام و دیگران قالن که هر بسم الله در هر سورهی متعلق به اون سوره است به جز اون سوره است خب اینجا فرشته آمده است فرشته وحی و سلام رسانده از طرف خدای سبحان که پیانبر سوره دیگری را آغاز کن تحت عنوان براعت یادتون باشه راجب اسم بزاری سوره ها هم قبلن صحبت کردیم که نام سوره ها توقیفیست یعنی اینها رو خدای سبحان اعلام کنی که این سوره را اسم جبه زار فاتحه این رو بزار آر امران این رو بزار براعت بله خیلی متشکرم حالا همین که سوره براعت هم بسم الله رحمان رحم نداره خودش در واقع دلیل دیگری است برای اینکه بسم الله های سوره های دیگه نازل شده بله باریکل نکته درستی این ارزم تعیب میفهمد خیلی متشکرم از توضیحتون جنب ساد ملکی فرصتی برای ترسال جدید نیست کلام پایانی اگه دارید میشنیم به خدا پناه میبریم از دروغ دروغ اگر کسی وارد بشه در این وادی رضا فرمود ان نجاتو فستق ول حلاکتو فل کسب خیلی این روایت مهمه اگه میخوای نجات پیدا کنی صادق باشی زندگیت بهت خوش میگذار اگه میخوای حلاک بشی در همین دنیا دوباره دروغ باشی خدا انشاءالله مارو جز راستگویه درار بده موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی به مسیح گفتم که محمد آمد آمد ز خدا مومد پر همه جای مکه شده غرقالم به پزای مکه زده پروجودم به هوای مکه به زمین مکه به سمای مکه به مقام کبه به صفای کبه به رسول اکرم به خدای مکه به شکوه کبه به جلال احمد که خداست پیدا به جمال احمد به کلیم گفتم شب احمد آمد به کلیم گفتم بعد به مسیح گفتم که محمد آمد به مسیح گفتم به سمایه مکه و لا اله الا الله الله اکبر راژیو معارف موج اف ام ردیف 96 مگه هرتز موج ای ام ردیف 1071 کلو هرتز خیابان فرهنگ موسیقی بسم الله الرحمن الرحیم ما کار خیش را به خدا وا گذاشتیم در دل به غیر بزر توقل نکاشتیم چشم امید ماست به لطف خدا و بست و از غیر او امید و تمنا نزاشتیم سلام به شما شرمندگان فرهیخته ی خیابان فرهنگ امروز همراه با مفاتی هل حیات میخواییم با هم قدم بزنیم توی یه خیابان فرعی از خیابان فرهنگ اما پر از اتفاقات مهم و تصمیم گیری های سر بشیم ساز کوچه مشبردهی خیابان فرهنگ دوستان گرامی وقتی با دیگران مشبرد میکنیم فرصتی برای یادگیری و کسب تجربه پیدا میکنیم ما با شنیدن نظرها و پیشناتهای دیگران میتونیم دیدگاه های جدیدی رو کشف کنیم و محارت همون رو ارتقا بدیم از ایزان مشبرد کردن و مشبرد دهی در اسلام فقط توصیه اخلاقی نیست بلکه اصل مهم در اداره امور فردی و اجتماعیه پیامبر اکرام صلی اللہ علیه و آله با وجود برخورداری از علم الهی همیشه با اصحابشون مشبرد میکردن این نشوندهنده اهمیت بسیار این سنت حسن است صدا کن مرا صدای تو خوبه صدای تو سبزینه ی آنگیاه عجیبی که در انتهای سمیمیت هم میرویه صدا کن مرا دوستان همراه خیابن فرهنگ نشوند ترویج فرهنگ مشبرد و نهادین کردن اون در تمامی ارسای جامعه ضروری و حیاتیه خدمت شما دوستان خیابن فرهنگ ارس کنم که این عمر نیازمند آموزش و آگاهی بخشی تغییر نگرش ها و بابر ها و ایجاد سازوکار های مناسب برا مشارکت مردم در تصمیم گیری هاست جامعه ای که مشبرد رو سرلوهی کار خودش قرار بده نه تنها از خرد جمعی بهرمند میشه بلکه انسجام و همدلی بیشتری هم داره بسم الله الرحمن الرحیم سلامون علیکم و رحمت الله عرض عدب و ارادت و احترام دارم خدمت شنوندگان محترم دوستان عزیز و بزرگواری که برنامه خیابن فرهنگ رو دنبال میکنن مستحضرید که موضوع بحث ما در مورد مشورت و خب شما در روایات و آیات قرآن کریم بسیار در این باره شنیدید کتاب مفاتیح الحیات آیت الله جوادی آمولی در مورد موضوع مشورت مطالب زیبا و متنوعی رو داره اما این رو با هم بررسی بکنیم و گفتگو بکنیم که اون کسی که میخواد به ما مشورت بده به تعویر خودمون مشاور چه ویژگی هایی رو باید داشته باشه اولین موردش اینه که باید خدا ترس باشه اگر مشاور این خسلت رو داشته باشه در این مورد اعتماد و اتمینان قرار میگیره و باعث میشه که انسان از این خدا ترسی یقینی رو پیدا بکنه که حتما او حرف درستی رو داره به ما میزنه امام صادق علیه السلام در این باره به صوفیان سوری اینگونه میفرمایند که در کار خودت با کسانی مشورت کن که پروای الهی دارن خدا ترسن دومین نکته تجربه است ما باید با کسی مشورت بکنیم که تجربه کافی رو داشته باشه توانایی درک و تحلیل مشکل و مسئله و موضوع رو داشته باشه و با اون تحلیل ما رو به سعادت رحممون بشه جالبه امیر المؤمنین علیه السلام اینگونه فرمودند که خداوندان اندیشه و خیرد و تجربه و دورندیشی بهترین افراد برای مشورت هند یعنی کسانی که صاحب تجربه و صاحب عقل بالایی هستند مورد سوام علم و آگاهی است پیانبر اکرم اینگونه می فرمایند که با دانشمندان صالح مشورت کنید و چون برای کاری مسمم شدید اون رو انجام بدید و بر خدا توکل بکنید مورد چهارم اینه که مشاور باید آزادندیش باشه نباید در قید و بند و محدودیت باشه این نکته بسیار مهمه اجازه بدید از سیره پیانبر اکرم کمک بگیرم جریان جنگ بدر که در سال دوم هجری اتفاق افتاد پیانبر در کنار اولین چاه بدر اردو زدند اما یکی از اصحاب پیغمبر به نام ابن منظر اینگونه گفتند که یا رسول الله آیا به فرمان خدا در این مکان فرود آمدید یا بر اساس مساله جنگی پیانبر فرمود مساله جنگی ابن منظر گفتند پس دستور بدید کنار آخرین چاه که به دشمن نزدیک تره اونجا بریم و اونجا اردو به زنین پیانبر پذیرفتند و گفتند این کار به ثواب نزدیک تره خیابان فرهنگ با موضوع حقوق شهرمندی از راژیو سراسری معارض سبحان الله والحمد لله ولا اله الا الله والله اکبر و من کلام من لهو صلی اللہ علیه و آله ادالو علی الخیره کفاعله این اهمیت مشورت دادنهای درست و خوب و دلسوزانه رو نشان میده کسی که کسی را به کار خیری دلالت بکند مثل خود و اون کسی است که کار خیره را انجام داده است یعنی همون اندازه که عجر و ثواب و برکات و رحمت الهی و کننده کار خیر متوجه میشود و نازل میشود همون اندازه برای اون دلالت کننده و راه نمایی کننده هم وجود دارد خب این نشان میده که چقدر اهمیت دارد که شما اگر طرف مشورت قرار گرفتید یا ابتداعا خودتون کسی را مسئولی را مدیری را انسانی را به کار خیری دلالت کردید چقدر این پیش خدای متعال ارزش دارد و اهمیت دارد نباید این رو دست کم گرفت اگر در جامعه این حالت به صورت نهادی و عمیق استقرار پیدا کند خیلی جریانهای خوب در میان مردم و در جامعه و در کشور پیش خواهد آمد که هر کسی نگاه کنه شما یک کار خیلی است که خودتون میتوانید انجام بدید خب این کار که خودتون میتوانید انجام بدید خب اون رو انجام بدید کاری است که شما نمیتوانید انجام بدید شما فکر کنید دقیق کنید تعمل کنید کار رو خیلی را جستجو کنید بیا بید و این رو در مقابل پایوگو قرار بدید اهمیت این به همون اندازه است که اون کار خیلی دارد قاعدتا نقطه مقابلش هم همین جوره این کار خیلی دارد مشبرت میدید کسی رو به یک عمل خلافی به کار زشتی به کار توته آمیزی به کار مزرری راه نمایی میکنید که میکنن هم میبینید کسانی راه نشون میدن این کار رو بکنید اون کار رو بکنید با اهداف دنیایی پلید نه دنیایی سالم و او هم میره این کار رو انجام میده این هم از همون قبیل علال قاعد 827 دوستان بزرگوار جامعه مثل تابلوی نقاشی بزرگیه که هر فرد رنگی منحصر به فردون میدهد این رنگ ها وقتی با هم ترکیب میشن زیبایی و امگ بیشتری به تابلو میدن مشورت همون فرایندیه که این رنگ ها رو با هم ترکیب میکنه مشورت پلیه بین دیدگاه های مختلف تجربیات گناگون و دانش های پراکنده وقتی به هم دیگه مشورت میدیم در واقع داریم به هم کمک میکنیم تا زاویه های دید خودمونو بزرگ تر کنیم از اشتباهات احتمالی پیشگیری و راه حلهای خلاقان تری پیدا کنیم وقتی فردی دنبال کمک و راه نماییه ما به عنوان اعضای جامعه موظفیم با تمام توان به او یاری برسونیم این یاری رسوندن نتنها نشوندهنده همدلی و همبستگی ماست بلکه باعث تقویت اعتماد اجتماعی و ارتقای سطح آگاهی جمعی میشه این جامعه وقتی زیبا میشود که من و تو به حقوق هم احترام بگذاریم همه داستان از اینجا آغاز میشود خیابان فرهنگ دوستان عزیز و بزرگوار موضوع بحث ما در مورد مشفرت بود برای مشاور وظایف و تعهداتی رو بیان کردیم اما در این بخش برای کسی که مورد مشاوره قرار میگیره برای مراجع یا مشفرت کننده هم برخی از وظایف رو بیان میکنیم اول این که باید اون مشاور رو امین خودش بدونه و تمام اون موضوعاتی رو که فکر میکنه حائز اهمیته اطلاعات جمبه های مختلف رو در اختیار او قرار بده این نکته مهمه دوم این که در تصمیم گیری و پذیرش اون مطالبی که بیان شده از عقل خودش هم بهره ببره این نباشه که هرچه او گفت بپذیره چون شاید اون کسی که داره به ما مشفرت میده بعضی از زوایای پنهان رو که ما بهتر میدونیم اون نتوانه اونها رو خوب ببینه به همین خاطر در نهایت آنچه رو که فکر میکنیم خودمون درست هست بعد از مشفرت انجام بدیم نکته بعدی و نکته آخر اینه که اگر به خیرخواهی و سلامت رأی مشاور یقین پیدا کردیم نظر او رو بپذیریم با نظر او مخالفت نکنیم که باعث حلاکت و پشیمانی خواهد شد امیر المؤمنین این گونه میفرمایند کسی که مخالف نظر مشفرتی عمل بکنه کارش به پشیمانی و ندامت خواهد کشید امیدواریم خداوند متعال ما رو جز رهروان راستین اهل بیت قرار بده و بتوانیم از مشورت سایر افراد بهره ببریم ورود ممنون انسان عزیزان موجودی اجتماعیه و بقا و پیشرفتش در گروه تعامل و همکاری با دیگرانه مشفرت یکی از مهمترین ابزارهای این تعامل که به ما کمک میکنه تا از خرد جمعی بحرمند بشیم و تصمیم بهتری بگیریم اما ترک مشفرت پیامت های نخوشایندی به دنبال داره که میتونه زندگی فردی و اجتماعی ما رو تحت تحصیل قرار بده به این ترتیب