وقت زمین در بهترین روزهای خدا ربیع المولود می شود بهترین ایدی ها را از محضر امام رزا علیه السلام دریافت کرد. بهترین ایدی معرفت افزایی است. پدر امام رزا علیه السلام امام کازم علیه السلام فرمود منظاره آرفن بهقهی مسلمن لعمره کانعند الله که شهداء بدر. هر کس به زیارت امام رزا بیاید بود دو انصور. یک معرفت دو تسلیم. پیش خدا مثل شهیدان بدر معجور است. بنابراین شرط بهروری از محضر حضرت معرفت و تسلیم است. زیارتش هم باید برای همه ما این دو انصور را رشد بدهد. یک معرفت افزایی. دو. تربیت افزایی. وقتی آمدیم زیارت امام رزا علیه السلام و برگشتیم فرق بکنیم. هم به لحاظ معرفتی هم به لحاظ رفتاری. اگر فرقی نکردیم آمدیم زیارت امام رزا علیه السلام برگشتیم همون بودیم که بودیم. خب اینچه اتفاقی نیفتاده است. بچه به یک سال به مدرسه میرود. و بعد. کلاس سوم. پایان سال. اگر رفت کلاس چهارم. حرکتش مفید بوده. اگر درجه زد و به اصطلاح رفوزه شد و توی کلاس سوم مند. این یک سال را از دست داده است. اگر خدایی نکرده گفتن اوزاش انقدر بیریخته که باید برگرده کلاس دوم. سوم هم بی خود اومده بوده. این یک سال نه تنها درجه زده است. بلکه یک پله سقود کرده است. ما در نماز روزانه مرتبا تکرار میکنیم. به خداوند در سوره مبارکه حمد طبق آموزه خود خدا. اهدن از سراط المستقیم. ما را به سراط مستقیم هدایت کن. سراط مستقیم راه کل. سراط الذین ات علیهم. اونهایی که بهشون ت دادی. که بالاترین ت. ت هدایت. معرفت و تربیت است. غیر المغذوب علیهم. ولی ظالین. مغذوب آنانی هستن که درجه میزنن. ظالین آنانی هستن که سقود میکنن. این معیار. در نماز و در همه جا هست. به رسول اکرم خاتم الانبیاه محمد مصطفی صلی اللہ علیه و سلم. علیه و سلم یکسی گفت. آقا جان. من رفتم هج و برگشتم. از کجا بفهمم؟ هجم قبول شده. قبولی بالاتر از صحت است. ممکنه نماز صحیح باشه. یعنی قضا نداشته باشه. ولی قبول نشده باشه. معیاری برای قبولیش هست یا نه؟ آقا جان یه معیاری دادن. که در همه جا به درد ما میخورد. ببینید. یک توضیح مختصر. قبل از اون که تتمه بیان رسول الله رو عرض بکنم. شما تشنه هستید. یک لیوان آب میخورید. باید به قدر یک لیوان آب از شما رفعه اتش بشود. اگر رفعه اتش شد. یعنی بدن شما آب رو قبول کرده. آب خوردن قبول شده. اما اگر. هنوز تشنه ای. یا لیوانت خالی بوده. علکی قیافه آب خوردن در آوردی. یا لیوانت خالی نبوده. نخوردی. تو یقه پیرهنه خالی کردی. یا آب بوده. تو هم خوردی. ولی بیماری در تو هست که نمیگذارد آب. به سلول های تشنه بدن تو برسد. به مرض استثقا دوچار هستی. آب خوردن قبول نشده. در این سه صورت. وگرنه ممکن نیست. لیوانت آب باشد. تو هم بنوشی. مریض هم نباشی. رفعه اتش نشدی. اگر رفعه اتش نشدی. یه جا مشکل داره. اینجا. آب خوردن قبول نشده. به پیغمبر اکرم گفت. آقا جان. من از کجا به فهمم. حجم قبول شده. یا قبول نشده. آقا معیار دادن با همین بیانی که ارز کردم. فرمودن. اگر از حج برگشتی. گناهانی که قبل از حج انجام میدادی. دیگه انجام نمیدی. حجت قبول شده. اگر انجام میدی. حجت قبول نشده. یعنی حج باید تو را از گناه دور کند. خب. در زیارت امام رزا وارد است. چند حج و چند عمره. یعنی باید به این مقدار از گناه دور بشیم. اون خانمی که میاد حرم زیارت. از حرم که میره بیرون به فلکه آب میرسه. چادرش رو تا میکنه. میذاره تو کیفش. موها بیرون. حجم بدن آشکار. با نامحرم دمخور. ده دقیقه قبلم حرم بوده. قبل از اینم که بیاد همیجوری بوده. حرم اومده؟ نه. سفر توریستی اومده. زیارت امام رزا نی اومده. در و دیوار را دیده است. گمبت را دیده است. گل دسته را دیده است. تلا را بوسیده است. اگر دست امام رزا رو بوسیده بود باید یه تحولی اتفاق میافتاد. اون تحول تو دو زمین است. یک معرفت افضایی. دو تسلیم. من وقتی از حرم امام رزا علیه السلام میرم بیرون. نسبت به اون چه میدانستم یه پله بیان بالاتر. نسبت به اون حالی که بودم یه پله بیان بالاتر. لذا مسئولان تبلیغات آستان قدس رزوی برنامه ریزی های منسجم و متنوع برای رسیدن به این دو هدف را در نظر گرفتن. تعداد بالای منابر. حلقه های معرفتی. حلقه های آموزشی. قرآنی. مسئله گویی. پاسخ به سوالات. تفسیر. نحج البلاقه. دعا. ذکر توسل. همه این ها برای تأمین اون هدف است. در این لحظات کوتاه هم. در بعد معرفت افضایی. عنوانی را که دوستان مترکردن. در این لحظات کوتاه هم. در بعد معرفت افضایی. عنوانی را که دوستان مترکردن. در بعد معرفت افضایی. عنوانی را که دوستان مترکردن. در بعد معرفت افضایی. عنوانی را که دوستان مترکردن. همه ای artificiel. در اسرا andar. حلقه های سات ها. قرآنی را که گفته. خود در کار رزح نفر نفر. از رسول Server ۱۲. ابراهی امام رزا جان موسیقی و اسو که تغربیش یک تغربی. در این لحظات کوتاه هم. در بعد معرفت افضایی. این اینجا که رسول الله برطرین الگوی انسانی همین یک جمله را ما به معرفت افزایی برسیم برای ما ایدی امروز از ناهی امام رزا جانمون میتواند تلقی بشود قرآن رسول الله را بالاترین الگو معرفی میکند همینجا یک نکته کلیدی عرض بکنم انسان با دانستن خوبی و بدی تربیت نمیشود بالاتر از دانستن نیازمند دیدن است شما وقتی یک جوان را نصیحت میکنی ارزش ها را بهش میگی اگر روش نشه تو رود بگه تو دلش میگه اینا که تو میگی اهداف آرمانیست دست نیافتنیست تو باید در کنار بیان نمونه های انسانی نشون بدی برای او میسم تمام را اماریاسه را نشون بدی اماریاسه را نشون بدی اماریاسه را نشون بدی نمونه بدهی تا روحش قانع بشود با یک دکتر وقتی عرف میزنی باید از یک دکتر برجسته متخلقه و اخلاق الهی نمونه بدی با یک دانشجو با یک کارگرد با یک زن خانداد با یک زن کارمند برای هر کسی صحبت میکنی باید اش نمونه اون نمونه میشه الگو و میتواند انسان را برده کنید باید اش نمونه میشه الگو و میتواند انسان را برده کنید باید اش نمونه میشه الگو و میتواند انسان را برده کنید باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو باید اش نمونه میشه الگو در میان رای خوراسان چه روزها که من بر صفره تعام نشستم و حارس اقب رفت و به نیت روزه از خوردن و آشامیدن پرهیز کرد در همان حال تمام کارهایم را انجام میداد و هرگز خم به عبرو نمی آورد چه شبها که بیدار شدم و او را در نماز نیایش دیدم چشمانش در سجده خیست می شد و از سهرگاه تا سپیده صبح بیدار بود و قرآن می خوند پیرمرد مکسی کرد و بعد ادامه داد پیش از رسیدن به خوراسان از من خواسته بود که چون به خوراسان رسیدیم مجالی کتاحته هم تا به دیدار علی ابن موسر رضا برود وقتی کار تجارت من به پایان رسید و خواستیم از خوراسان برگردیم حارس به سراغم آمد و گفت وقت وفای به عهد رسیده است من به او بعده فردا را دادم در دلم نیت داشتم او را به دیدار کسی به فرستم که دوستش دارد همون شب زنی از تو جار نزدیک خلیفه خوراسان مهمان من شد زن تاجر حارس را دید و به قیمتی گذاف او را از من مطالبه کرد حارس دست به دامنم شد و گفت من را به هر کس که خواستی در هر سرزمین و به هر شرط و قیمت بفروش اما به زن تاجر که از بستگان خلیفه خوراسان است نفروش خب چه کردی؟ حارس را به همزن فروختی یا نه؟ قیمت گذاف من را وصفه کرد و حارس را که ست سکه قیمت داشت به پانست سکه فروختم و به مقصد کرمان از خوراسان بیرون آمدن پیرمرد ساکت شد و با آسمون پرستاره نگاه کرد بعد آهی کشید و ادامه داد همین که از خوراسان دور شدی مشب شد قافله به دام راه زنان افتاد آنان با خوشونت و خشم تمام تاختند و تو جار آزار را ازیاد کردن بعد به سراخ من آمدند و تمام سرمایه هم که سکه های بسیاری بود برداشتند اما با آن راضی نشدند و بیشتر خواستند گفتم تمام دارای هم همی سکه ها بود که برداشتید راه زنان باور نکردند و دردهانم برف ریختند تا جای مال را نشان شنده هم از شدت سرما زبانم از قار افتاد آنچنان که طبان سخنگ افتن نداشتند چه ماجرای عجیبی؟ خب بعدش چه شد؟ همراهانم مرا به رستایی بردند و در خانه محقر سکونت دادند طبیبان به بالین هم آمدند و همه به لال شدن هم گواهی دادند و گفتند علاجی بر دردم نمی شنازند شبیه سخت گریستم و در دل با خدای خیش خلوت کردم و گفتم خدافنده ها مگر تمام بود و نبود و شد و نشدها در اختیار و خدمت و اراده ای تو نیست چگونه بر لال بودن من راضی شده ای؟ اگر راهی نشانم دهی و دردم را علاج کنی تا عبد به درگاهت راز نیاز خواهم کرد و اگر دوباره سرمایهی به دست آوردم در راهت خرچ خواهم کرد پیرمرد مکسی کرد و بعد ادامه داد همان شب دیدم که کسی در عالم رویا به من گفت پسر رسول خدا در خراسان است چرا راه مدعوای خدای خدای خراسان است؟