خود را از اونه می خواهی. در عالم رویا نزده ایشان شرفیاب شدم. با اون بزرگ بار دستوری بر علاج دردم دادند. خب دستور علی ابن موسا را به کار بردی؟ وقتی بیدار شدم و خوابی که دیده بودم اهمیتی ندادم و در پیه طبیبان دیگر رفتم. هیچی که از آنان راهی نشانم ندادن. بعد از یک ماه به نیشابور رفتم تا شاید رفیقی پیدا کنم. تا اندک سرمایی به من قرز داد بلکه بتوانم به کرمان برگردم. به دروازه نیشابور که رسیدم گفتند علی ابن موسا در رباط سعد منزل کردن. به دلم افتاد به سراغش بروم تا شاید راهی نشانم داد و طبیبی سرشناس به من معرفی کند. وقتی به رباط سعد رسیدم برای اولین بار چشمم به رخصار مبارک علی ابن موسا رزا افتاد. پیر مرد در حالی که صداش می لرزید با بغض افتاده. ادامه داد. صورتی نورانی و مهربان داشتند و لبخندی که داروی هر درد بود. حاش کریم پین دوز با حسرت نگاه می کرد. پیر مرد ادامه داد. نگاهش گرم بود و اندوه را از دل آدمی دور می کرد. با عدب و احترام به خدمت آن حضرت رسیدم. منده بودم چگونه با زبان لال ماجرایم را بگویم و از دردم شکایت کنم و درمان به طلبم. پیر مرد با دست عشقشو پاک کرد و ادامه داد. هنوز این فکر از ذهنم نگذشته بود که علی ابن موسر رزا برخواستند و به سراغم آمدند. بعد دست روی شانه هم گذاشتند و از علاج زبان هم سخنگفتند و از من خواستند و همان دارویی که در عالم رویا به من تعلیم داد و بودند عمل کنند. پیر مرد اینو گفت و به گریه افتاد. شونه هاش می لرزید و با صدای بلند گریه میکرد. هاج کریم پین دوست هم دستاشو مقابل صورتش گرفت و به گریه افتاد. امران با تحجه پرسید. آگه علی ابن موسر رزا از خوابی که دیده بودی آگاه بود؟ آهری به خدا که آگاه بود. پیش از آن خوابت را برای یک کسی فاش نکرده بود؟ هرگست. از چکونه؟ پیر مرد حرف امران رو قد کرد و با اشاره به مشکی که کنار اون بود گفت آن روز که علی ابن موسر رزا را زیارت کردم این مشک آنجای کنار حضرت بود. امران با بحت سرخم کرد و به مشک نگاه کرد و پرسید. همین مشک؟ صدای گریه راهله توی تاریکی بیابون پیچیده بود. امران به سمت صدا چرخید و دلش لرزید. موسیقی صبح شده بود. امران رو به حاج کریم پینه دوست کرد و گفت از من چه توقعی دارید؟ که چونان ناجوان مردان شما را بدون مرکب با پای پیاده در این بیابان رها کنم و خود سوار برعصب راهی دریای شما شوم؟ اما... می دانم چه می خواهی بگویه ها چه کریم. چشمه آب و حیات امروز نشد فردا. نه اون که فکر کنی از خیالش بیرون آمدم نه هرگز. شبها با آرزوی رسیدن به آن چشمه و قلبه می خوابن. قرار بود که باری از دوشت برداریم نه این که خود باری شدیم برشانهایت سنگینه کنیم. کسی برشانهای من سنگینه نمی کند. تو بر پاهای خود سواری و دخترت برقصد. راهل روبندی بسته و روی عصب نشسته بود. امران نفسا رصب رفت و کشید. بعد نیم نگاهی به راهل کرد و دوباره به روبرو خیره شد و گفت. من از خودم در عجبم. تا پیش از این آدمی کم حسله بودم که گوشهایم تحمل شنیدن هیچ اندرزی را نداشت. اما نمی دانم چه شده است که همین گوشهای چموش و فراری از پند و اندرز چند روزیست در برابر زبان نم و گفتهای تو تسلیم شدند. حاش کریم پیندرز لبخند زد و سر تکنداد. امران ادامه داد. از آن شب که در براهوت راه گم کردم و آن اجاز مرا به خاند کشان تا امروز دهزای عجیبی بر من گذشت است که باورش برایم سخت است. شاید اگر هر کس غیر از من بود امران به حاش کریم نگاه کرد و ادامه داد. چرا حکومتی آلمگیر تشکیل نمی دهد و تمام آلم را آنگونه که بخواهد ادایت نمی کند. به من بگو جبان خدا تبا نترست یا علی ابن موسر رزا؟ معلوم است که خداوند تبا نترست. پس چرا خود خدا همه را ادایت نمی کند؟ اگر او قادر متعال نیست؟ امران سکت بود. حاش کریم دمه داد. خداوند متعال برای ادایت و علی ابن موسر رزا نیازی ندارد. خدا بی نیاز مطلق است. اما علی ابن موسر را راه و در ادایت قرار داده است. کسی که بخواهد ادایت شده باید از این در عبور کند. با شنیدن این حرف امران تو فکر رفت. موسیقی دوستان عزیز موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی آنچه شنیدید روایت کتاب بود که دوازده و چلو پنج دقیقه یک بار دیگر از راژی مارف براتون پرش خواهد شد. آنچه که الان تقدمی تون می شه برامه پارسایان هست بیان سیر و اخلاق علماء توسط حجت الاسلام وحیدی حجت الاسلام وحیدی بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی اللہ علی محمد و آله تاهرین سلام علیکم و رحمت الله عزیزان همراه در برنامه پارسایان وقتی زندگی هزارات معصومین علیهم صلوات الله رو با خانوادشون نگاه میکنیم واقعا انسان لذت میبره از این همه مهربانی که در کانون خانواده هزارات معصومین علیهم صلوات الله میبینه پیانبر گرامی اسلام صلی اللہ علیه و آلهی وسلم فرمودن خیرکم خیرکم لأهله و انا خیرکم لأهلی بهترین شما اون کسیه که با خانوادش بهتر باشه با اهل و ایال خودش بهتر رفتار بکنه و من از همه شما برای خانواده هم بهترم قرآن کریم میفرماید اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و من آیاتهی انخلق لکم من انفسکم ازواجن لتسکنو الیها و جعل بینکم مود دتن و رحمه این نفیدالکه لآیات لقاوم اینگه تفکرون سوره مبارکه روم خدای متعال از نشانهای خودش این رو قرار میده که برای انسانها زوجهایی از جنس خودشون قرار داده کسانی که در کنار اونها قرار بگیرن و آرامش پیدا بکنن هدیه این ازدواج که از سوی خدای متعال به زن و شوهر داده میشه و جعل بینکم مود دتن و رحمه است مودت و رحمت مرحوم علامه تبا تبایی رحمت الله علیه میفرماید مودت یعنی محبتی که اثر اون محبت در مقام عمل ظاهر میشه تو نشون میدی طرف مقابلت رو دوست داری باید نشون بریم باید در خانمون نسبت به همسرمون مهربان باشیم و این رو از هزارات معصومین علیهم سلوات الله یاد بگیریم که هزارت فرمودن بهترین شما اون کسیست که با همسرش بهتر رفتار بکند و برای همسرش بهتر باشد و من برای همسرم بهتر از همه شما هستم خدا به هممون توفیق بده اهل قدر شناسی نسبت به زهمات همسرانمون باشیم انشاءالله و نسبت با اونها خوشرفتار انشاءالله دوست فرست دل باید به دوست فرست دل زنگار قفلت را باید به دوست نصیم اونس خدا رحمت کنه مرحوم امام رحمت الله علیه این آله بزرگوار و روح خدا که در علم در اوج و قله خدایی خودش قرار داره در ارفان و اخلاق در اوج قله خودش قرار داره در سیاست و کیاست و مبارزه با استکبار در اوج خودش قرار داره اما وقتی میبینیم وارد زندگی خصوصی اومیشی میبینیم چقدر متوازه و زیبا با همسرش برخورد میکنه خیلی به همسرشون احترام میگذاشتن نقل میکنن که مرحوم امام رحمت الله علیه موقع نهار یاشان وقتی که صفر میفتاد قضا رو حالا اوورده بودند هرگز قضا رو شروع نمیکردن سب میکردن تا همسرشون بیاد حتی به بچه هاشون میفرمودن سبر کنید تا خانوم تشریف بیارن کارهایی رو میکردن که خب تو منزل کمک بکنن به خانومشون جارو گاهی بکنن زرف بشورن حتی نقل میکنن که گاهی شستن برخی لباسهای بچه ها رو مرحوم امام رحمت الله علیه در دوران زندگی خودشون بر اهده میگرفتند و عمل میکردن اینا خب نکات خیلی زیباییه یک تعبیری دارن به مرحوم حاج احمد آقا مرحوم امام رحمت الله علیه میفرمودن که احمد خیلی مبازه به مادرت باش من نتوانستم تلافی کنم تو تلافی کن من نتونستم زحمتهای مادرت رو تلافی کنم تو مبازه باشید تلافی باش و تلافی بکن خانوم فریده مصطفوی دختر مرحوم امام رحمت الله علیه نقل میکنن که ما هیچ وقت ندیدیم مرحوم امام تو خونه به همسرشون بگن فلانکار رو انجام بده حتی در حد این که بگن یه چایی بر من بریزم نفرمودن هیچی ابراز محبت میکردن این ابراز محبت به همسرشون رو هم علنی انجام میدادند همسر مرحوم امام رحمت الله علیه نقل میکند در طول شهست سال زندگی هیچ وقت حتی یک لیوان آب هم از من نخواستند نمی کنن حتی اگر که یه روزی مثلا قضا تحییه شده بود بد شده بود بد مزه شده بود خراب شده بود هرگز ندیدن که مرحوم امام اعتراض کنند و اجازه نمیدادن کسی تو خونه اعتراض کنه شروع میکردن تعریف کردن از اون قضا به به چه قضای خوشمزهی که بچه ها هم بخورند و بعد رو میکردن به بچه هاشون میفرمودن هیچ کس مادر شما نمیشه این اخلاق زیبای مرحوم امام رحمت الله علیه با همسرشون خب برای ما درس آموزه باید یاد بگیریم چجور با همسرانمون برخورد بکنیم رفتار داشته باشیم این نامهی که مرحوم امام رحمت الله علیه برای همسرشون قدرش ابراز محبت قرار داره مخاطب این نامه خانومشون هستن از لبنان در سفری که مرحوم امام فروردین 1312 داشتن که برن لبنان و مصر و بعد به حج مشرفت بشن یه همچین نامهی رو برای همسرشون نیمیسن تصدقت شوم الهی قربانت بروم در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آینه قلبم منقوش هست عزیزم امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند حال من با هر شدتی باشد میگذرد ولی به همدلله تا کنون هرچه پیشامت خوش بوده و الان در شهر زیبای بیرود هستم حقیقتن جای شما خالیست فقط برای تماشای شهر و دریای خوشمنظره صد حیف که محبوب عزیزم همراه نیست که این منظره عالی به دل بچسبست در هر حال امشب شب دوم هست که منتظر کشتی هستیم از قرار معروف یک کشتی فردا حرکت میکند و تا آخر ببینید چقدر زیبا با همسرشون میگند و چقدر مهربانانه با همسرشون گفتگو میکنند خدا به هممون توفیق بده که ما قدر همسرانمون رو بدانیم و در خانه با هم زیبا با محبت گفتگو بکنیم انشاءالله از دو آیدت کستی وزیشان تو را گرد ردایت خبر کمش نوز بدبوی و اندوه مخبر کمش نوز بدبوی و اندوه مخبر بازفخش برامی پارسایان و بیان سیره و اخلاق علما توسط و جتول اسلام وحیدی یازده و پانزده دقیقه امروز دوشنبه هفته همه شهری ورماه هست اما در ادامه شرمنده ی رواق محبتگوییم و در ادامه شرمنده ی رواق محبتگوییم رواق معرفت بحثی در کلام جدید بحثی در کلام جدید بحثی در کلام جدید بحثی در کلام جدید بحثی در کلام جدید بحثی در کلام جدید بحثی در کلام جدید بحثی در کلام جدید بحثی در کلام جدید بحثی در کلام جدید بحثی در کلام جدید بحثی در کلام جدید بحثی در کلام جدید بحثی در کلام جدید بحثی در کلام جدید بحثی در کلام جدید بحثی در کلام جدید بحثی در کلام جدید میدان خودش و میدان کوانتومی یک بحث خاصیست ببینید در فیزیک کوانتوم قبلن این رو ارز کردیم که یکی از چیزهایی که در فیزیک کوانتوم هست ناموزعیته عدم موزعیت و عدم جایگزیدگیست ببینید اشیا در فیزیک کلاسیک اشیا مرکب زره ها هستند زر قبلن مثال زدیم مثل یه توپ در واقعی موجود ایست که این جایگزیده هست یعنی یه جای معین داره یه نقطه هست جایی دیگه نیست اما در نظری کوانتوم بیشتر در واقع حالت موجی هست این موج هم باز با موج کلاسیک فرق می کنه شیع در واقع آنچه که ما زرات بهش میگیم در فیزیک کلاسیک اینا جایگزیده نیستند در واقع اینا گویی انگار همه جا هستند اما یه جا اشتداد وجود دارن یعنی حالت وجودشون قوی تره یا احتمال بیشتر داره این احتمال هم معرفت شناختی نیست هستی شناختیه بنابراین ما در فیزیک کوانتوم با میدانیم سر و کار داریم در واقع دیگه اونجوری نیست که ما یه سری فضاهایی داریم یه قسمت های خالی خالی هن یه قسمتی یه زر وجود داره اینجوری نیست میدانی هست که در اون میدان افتخیز هست یعنی ناپایداری اصلا این ناپایداری رو توضیح هم دادی هنی چی و این افتخیز به چه معنی هست برجهت میدان یه حالت کوانتومی یه حالتی از میدان هست که این دارای افتخیزه و در اون کمترین انرژی هست حالتی وقتی میگیم کمترین انرژی بعدن خواهیم دید که این اوگیانوس از انرژی پس خلع کوانتومی در واقع فضایی خالی به اون معنی که تو فیزیک کلاسیک میگفتیم نیست اصلا ما فضایی خالی نداریم توی نگرش کوانتومی آنچه از میدانی هست که در حال افتخیزه یعنی ناپایداره ببینید در اون خلع کوانتومی حالت انتظاریش اینه که ذره پایدار وجود نداره حالا این ذره پایداری هنچه باز باید توضیح بگن ببینید حد انتظاریش اینه که صفر باشه یعنی ذره پایدار در اون نباشه صفر باشه اما ما یه بحثی داریم چون اینجا دیگه کیانشناسی کوانتومی اومده وسط و داره بحثا کوانتومی صورت میگیره ببینید ما در کوانتوم نظر کوانتومی این چیزی که داشتیم اصلا عدم قطعیت بود این عدم قطعیت رو بعضی ها اونجا وقتی میگفتیم عدم قطعیت عدم قطعیت تکان مکان بود این بود اما بعضی موندن اینو توسعه دادن و چند تا عدم قطعیتی دیگر رو مطرح کردن یکی از اونها عدم قطعیت زمان انرژی هست تی ای تایم و انرژی که البته اینو هنوز خیلی تو علم جا نیفتاده یعنی بگیم که دیگه استاندارد شده باشه و جامعه علمی پذیرفته باشه در موردش هنوز حرف و حدیث های زیادی وجود داره ولی بالاخره مطرح شده در کیهان شناسی کوانتومی عدم قطعیت زمان انرژی و گونه های دیگری از عدم قطعیت خب بر اساس عدم قطعیت زمان انرژی میگنه میزان انرژی رو هیچ وقت نمیشه ما فرض کنیم که دقیقا سفر باشه ممکنه حالت انتظاریمون در خلق کوانتومی سفر باشه اما این حالت انتظاری این طور نیست که دقیقا همین گونه در واقع باشه احتمال وجود زره هست یعنی این احتمال سفر نیست نزدیک به سفره حالت انتظاری نزدیک به سفره انتظار نداریم به صورت عادی زره وجود داشته باشه اون زره پایدار اما احتمالش هست هیچگاه سفر نمیشه از اون ممکنه زره پایداری پیدا بشه حالا این زره پایدار چیه ببینید اون ناپایداری خلق که عرض کردیم گفتیم خلق ناپایداری داره اون ناپایداری هنچه ما گفتیم همیشه در میدان کوانتومی انرژی هست انرژی سفر نمیشه درست خب این ناپایداری چیه این انهران