بعد چهل و چند سال هنوز نمیدونیم گزارش اتفاقای روز هشتم سپتامره سبکن هشتم سپتامره شروع میشه هفته شده بر خود موندید آره آره آره گوش کن یکی دیگه هم هست تو جلدی یک صفحه 811 یه گزارش است که از سفارت امریکا برای وزارت امور خارجشون رفته است نمیشته است برخورده ارتش با تظاهرات در میدان جاله منجر به تعداد قتل کسیری کردید نه نه سبکن خب این تعداد کسیر یعنی چقه یعنی میخوام بگم چقه باید مردم کشته شده باشن که اونا بشن بگن تعداد کسیر آه باریکلا نه سؤالم خوب بودیگه نه آره خوب ادی یه سردی دیگه هست که سونیوانسه چار روز بعد فرست داده جلدی 9 صفحه 136 گفتست گزارش کومیته دفاع از آزادی و حقوق بشر میگه تو تهران معمولا روزی 750 تا 800 نفر پوت میکنن و دفت میشن ولی روزی 18 شهریور این 700 نفر به 2000 نفر رسیده است 19 شهریورم شده تا حدود 1000 نفر بازم میگوی کارتر خبر نداشته این زمین گرم بخورید از 2000 تا 800 تاش گم بشه یعنی ببینم کارتر تا 1200 و کشتر خبر داشته بازمش رو ایمایت کردید حالا فهمیدی برای چی آقا تبریزی میگه حقوق بشر برای امریکا ابزار کاره است ای جونم مرگ بشی کارتر چایی رو کجا گذارید اینجا دفترخون است برنامه ی از رادیو معارف که به کمک جناب آقای قاسم رو برده باشه اینجا در حال تبریزی سنتشناس و پجوهشگرد تاریخ انقلاب اسلامی اصناد لانه جاسوسی رو در باره واقعی هفته شهری ور پنجاب و هفت مرور میکنیم جناب تبریزی برخورد امریکایی ها بعد از هفته شهری ور با شاه چطور بود؟ با این جنایت بزرگی که شاه مرتکب شد از حمایتاشون اصلا کم کردن یا نه؟ تو خاطرات سلیوان و سفیر انگلیس هست به شاه روحیه میدادن چون شاه بعد از هفته شهری ور روحیه شو یه مقدار از دست داده بود اصلا مردم بعد از اون استادن یه موردم که به کلی روحیه شو از دست داد اینم خوبه اینجا مطرح کنیم اصلا افشار تو خاطراتش میگه یه روز من و علیه از رد داشتیم نهار مخوردیم ناصر مقدم رئیس سواک با اجله اومد و میخواب علیه از رد شاه گفت که بذار بیاد بگو بینیم چی میخواد خبره چدید بعد گفت که آیتولا خومینی شرای انقلاب تشکیل داد اصلا میگه همون موقع فقط اینو گفت سید کار خودشو کرد میگه از اون به بعد من خنده دیگه به لب شاه ندیدم یعنی نه تنها دست از حمایت بر نداشتن بلکه خوشدیوانیشون رو محکم تر کردن تو همین خاطرات ارزکنم چی هست سولیوان اینا از که میرفتن مشورت به شاه میدادن حتی گفتن ما میرفتیم روحیه میدادیم به شاه بخواد از نظر تحچیزاتو اینا چی باز بیشتر بهش تحچیزات دادن تحچیزاتو نمیدونم یه سری تحچیزاتو بردن آباکسو اینها انتقال دادن به عربستان و سعودی خب آباکس خیلی مهم بود ارزکنم که یه بخش های از سیستم شنود و دستگاهشون رو ارزکنم چالوس که اینا داشتن این دستگاه ها رو بعضی از اجزاشو بردن که هواپیما از مسکو بلند میشوند اینا ها میتونستن ردگیری کنن کاخ کرملین و شنود میکردن از شمال از بهشتر یکم در چالوس داشتن بعضی از اجزاشو بردن به تدریج ارزکنم که خودشون جمعیدن ولی در این حال باز امیدوار بودن که شاه بمونه حکومت رو بتونن نگه دارن یعنی از همه راه ها رو همزمان اینا تیمی کردن و ازors غلاستونه من education خودشون گهره قوس hungry شگاردان قوم پیگردن بخفه عنکاميدا همزمانی دفعهoyo قسمه ابانتح می بگیر ? متف Rand matched Ja barnhalten نه chiar پEEVzd aدامی بروی su três книجه room мы exhausted ما فیلم می اندام ن burns out and I kicked because of jail این رو هم هم چرا میرزده میزنه؟ کسی بره تو بایگانی خب حق داره زنون بسته میریم کاسکوزاش به هم میرزی ساده ای استاد نمیخواد کسی دستش به این سرده برسه اون تفلکی یرمش به این چیزا نمیرسه ببینم اصلا چیشی پیدی کردی شنیدی حسن میگفت آوری جناب کارتر دو ماجرای هفته شهری بر از شاه حمایت کرده با اینا بک حمایت نکرده آوری جناب کارتر شعارش حقوق بشر بود اصلا خب میدونید این سار حسن یخت چیزه ولی حضر بیرانه میزنه بود چی شد؟ سنده های حسن آقا سنده؟ سنده ما دست بیره؟ آه حسن هم یخت دیگه پیر شده این حرکارو نزن حسن آقا رئیس دفتر خونه خب بلاخره این ساره چی باشه اونم آدمه دیگه بگذاریم خوبیت ندارم پشتر رفقش فایده نداره من استاد رفیقای قدیمی هستیم قضیه چیه؟ قضیه هیفته شریفه کجا آری جناب کارتر تشکر کرده از اعنا حضرت شاهنشاه آریامه جامیجا من سند دارم منم سند دارم اینا های همین کتاب ازناد لاله جاسوسی امریکا جده گک سفه سیزد و دو خوبه بینم آه اصلا داریم یه جلو داریم یه جلو ها واسه دجیبات باشه اصلا یعنی میگم مسره ها ببین تاریخش نونزده شهریور پنجا و هفت دو روز بعد از داستان میدون جاله وزیر امور خارجه امریکا شخصا به سفارت اوزماشون تو ایران نوشتن اینو خیلی خوب بازرگرمی نکن سندو بخون نوشته آلی جناب کارتر شاه تلفونی حرف زد رئیس جمهور تعصف عمیق خود را در مورد کشتار ابراز داشت و اظهار امیدواری کرد که خشونت هرچه زودتر پایان لابد بازم میگی کارتر از شاه حمایت کرده پس برای چی سولیوان تو کتاب خاطراتش اونطور نشته سولیوانش دقلوی بوده سونه البکی بوده اصلا ایه چه میگم اصلا دیگه پیر سولی قبول کن خب نه یه جای کار میلنگه کتابو برده من بفرما ببین یه انگلت هم روش بزار رئیس جمهورتر امروز با قادشاه ایران تلفونی سنخواهد آه درست شد من که میدونستم یه چیزی ازش در میاری خب تا آخرشو خوندی تیم سار نه چی نوشته نوشته همین که ما براتون فرستادیم به روزناماها بدید چیز دیگهی بهشون نگید خب الان که چی یعنی سیاوازی یعنی شیالافانبازی تو که لفون بهشا میگه خوب کردی به روزناما میگه تأصفه عقید تأصفه استاد تأصفه امیر همون دیگه چی میدونه راستشو بخوای من خودم هم گفتم یه قاسه زیر نیم قاسشونه کم لنگه همون آلی جناب کارتر موسیقی چشمو هم گذشتیم وقت برنامه همون تموم شده و باید دفتر خونه رو ببندیم ولی شما یادتون باشه این نظرهای شماست که برنامه رو بهتر میکنه سی سد و بیست و نو ده پانسد و پنجا و یک و پانسد و پنجا و دو با پیش شماره سف بیست و پنج و سامانه پرمکانه موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی بسم الله الرحمن الرحیم سلام میکنم خدمت همین شما همراهان عزیز همین شما هم وطنان عزیزم که در جای جای میهن عزیز اسلامی من هستید و برنامه گنج سعادت روحوالی همین ساعت هر روز از شبکه سراسری رادیو موارف دنبال میکنید و الان هم در حال شنیدن این برنامه هستید در خدمت شما بزرگواران هستیم تا یک بار دیگه بشینیم پای صفره موارف احلیبیت علیه امو سلام و انشاءالله بتونیم از این ره گذر فضائل اخلاقی رو در زندگی خودمون نهادینه بکنیم و یک زندگی فضیلت محور یک زندگی آری از رضائل اخلاقی رو برای خودمون بسازیم برای اینکه انشاءالله زودتر و بهتر به این نتیجه برسیم و به این حدف برسیم حجت الاسلام المسلمین استاد محمد حادی فلا با استانت از آیات قرآن کریم و روایات احلیبیت علیه امو سلام نکاتی رو در اختیار ما قرار میدن که در سایه اعمال کردن به اونها انشاءالله بتونیم با سرعت بهتر و آلیتر به این حدف برسیم که این رسیدن به این مقام و جایگاه شایسته انسان منتظر هست حاجه فلا سلام عرض میکنم خدمت شما بسم الله الرحمن الرحیم من هم خدمت شما و همه از ایزان شنونده حاجه ها زبان رو کاملا واکاوی فرمدید دروغ رو بیان کردید بنای ما گفتید چیا دروغ هست چیا دروغ نیست قیبت رو هم که الحمدلله کاملا واکاوی شد و هنوز من این نکته که تو قیبت شما روایت که خوندید هر کسی که قیبت میکنه تا چهل روز عبادتش رو خدا قبول نمیکنه و هیچ عبادت مقبولی نداره هنو تو گوش من انشاءالله داره تلنگور داره و امیدوارم که همراهان عزیزمونم این بیجیگی داشته باشن خود ما هم یعنی خود حقیق انشاءالله که عرض میکنم در باره خودمو که انشاءالله یادم بمونه به خاطرم بمونه و جایی که باید هر واسه هم جمع باشه این اتفاق بیفته برام شد مجلس قیبت و دروغ تمام شد فکر کنم مجلس تحمت رو ما وعده داده بودید مجلس تحمت خب بحث ما رو رزایل زبانی بودید بله خب در ادامه بحث رزایل زبانی خب قصد دارم که همجو که فرمودید در باره تحمت ارز کنم که حقیقتن یک سینه حرف موج میزند در دهان ما به خصوص بابت همین عنوان و متخل و مفهوم رزیلهی که هم جامعه قیبت هم دروغ بله متاسفانه همین تحمت یک رزیلت و رزالت رایج زبانی در جامعه ما الان نقدن حس میشه دیده میشه شنیده میشه و هرچن انکار کنیم انکار غلط و اشتباه ما یا بعضی ها هیچ کمکی به حل مسئله نمی کنه جز خودسازی راه دیگه نداریم جز ترک رزایل و رفتن سراغ فزائل و توبه از رزایل خود فزائله یعنی رفتن سراغ فزائل که جای گذینی به درستی اتفاق بیفته و فزائل الهی و ملکوتی در جان ما نزول اجلال خب اول تعریف عرض میکنم تحمد یعنی چیزی رو که در دیگری نیست به دروغ بهش نسبت بدیم و چون معمولا در غیاب اشخاص بهشون نسبت داده میشه قیبت هم حساب میشه ذکروکه اخاکه به ما یک ره چیزی رو که دوست نمیداره و خوش نداره در بارش یاد کنیم حرس کردم تحمد یعنی چیزی که در دیگری نیست به خصوص چیزایی رو که شریعت بد میدونه چیزایی رو که جامعه بد میدونه چیزایی رو که از نظر دین و جامعه به خصوص از نظر بازرگان دین و اغلای جامعه بد به حساب میاد به فرماییت سیاسی اخلاقی و اقتصادی و غیره تحمد اینه که بیاییم عیبی رو به دیگری نسبت بدیم نقصی رو به دیگری نسبت بدیم و بدتر اگر دانسته این کار رو بکنیم و نیت من این باشه که این آدم رو از چشم مردم بندازیم با تحمد سیاسی با تحمد اخلاقی و اقتصادی مثلا اینجوری آدم ها رو مثلا تکفیرشون کنیم تفسیقشون کنیم و فاسق اعلام کنیم و اعلان کنیم اینا رو از میدون سالم و میدان سالم بدر کنیم یه میدون رزالت و رو خودمون درست کنیم و خودمون میشیم یک کتاز میدان رزایر و رزالت مفاهم مرتبط بهته و همه و افک به محنای تحمد بزرگ و چون تحمد با دروغ و غیبت مرتبطه پس باید مفاهمی که با دروغ و غیبت مرتبط بودن اینجا با تحمد هم در اطلاع مرتبط بدونیم یک گشتار رو همینجا یاداوری کنم و اون این که همه ی رزایل به بیشه تحمد رو باید بدون ملاحظه و مسلحتندشی برای مردم بیان کنیم چون مساله واقعی مهمتری در میانه که باید به خاطر اونا با تلخی و تشر از تحمد یاد کرده مسالهی مثل حفظ عرضش های دینی و مذهبی حفظ عرضش های ملی و انقلابی مهمتر حفظ اعتقادات مردم حفظ عرضش های دینی و مذهبی که اگر این اتفاق نیفته و کسی رزیلت رو ترک نکنه باعث ستمه و لتمه به پایه های نظام میشه اما حقیقت قبلا گفتیم بین قرائز و ملکات اخلاقی یک نکاه و لغاهی صورت میگیره اینجا دروغ دوست پنهانی غیبت به حساب میاد حاصل جمع دروغ و غیبت با هم ولد هر افرادیه دروغ و غیبت با هم دروغ و غیبت با هم در دنیا نفس اماره که متولد میشه و اسمش هم هست تحمد ولد نامشروع دروغ و غیبت به حساب میاد یک رزیلت اخلاقیه یک عمل و رفتار ناپسند اجتماعی که بیشتر واسطه زبان یا موارد جایگزین اقدام میشه انجام میشه و بروز و ظهور پیدا میکنه کار نفس اماره پرمده های تحمدیه و اون رو به حساب میاد یه تروره تحمد یک تروره ترور شخصیت و نرم به فرمایی ترور اعتبار و آبرون ذاتن باطله زهوقه به فرمایی مردست نمیتونه پا بگیره و رو پا خودش بیسته مگر این که از حق سرغت کنه برای همینه که اهل تحمد برای تحمدشون از حق معمولا دوزدی میکنن میدوزدن و خودشون رو حق نشون میدن و الا امکان نداره تحمدشون بگیره و پیش برن و بتونن مردم رو گل بزنن این ها برخلاف سنت الهی دارن حرکت میکنن سنت الهی در اون داستان قلب و اخلاق اینه که همه در مسیر و سرات مستقیم فضائل حرکت کنن قدم گذاشتن و اقدام در رضائل خلاف سنت الهی حرکت کردن برخلاف نظام خلق عظیم دارن عمل میکنن ایچ شباهتی به سنت آقا رسول الله و شخصیت آقا رسول الله ندارن دور از سلوک نبوی بر خودشون یه اختراعاتی دارن اونم با کمک شیطان نفس امارش ایاتین جن و انس بفرمید لذا راه به جایی نمیبرن حرکت کردم چون باطلند و زهوقند دیگه راه به جایی نمیبرن و به قول مرحوم جناب میرفندرسی رزوانو اللہ تعالی ره نیابد بردری از آسمان دنیا پرست در نبوک شاید بر ویگرچه درها واسدیم چون تهمت یک عمل و شیوه کسیفی به حساب میاد برای رسیدن به مقصد و مقصود و منافع نفسانی و شیطانی و دنیایی اونم در روابط اجتماعی سیاسی و خیلی که شما و عزیزان شنونده حساب بفرمید جنوبت و وکی عزیز به نظرم یک وصله ناجور در زندگی به حساب میاد همین تهمت یه مرگه مرگ فضائل یه پارخش در بنای کذب و غیبت به حساب میاد قطعه از عدم که بعضی ها میخوان به زور در رجی از وجود این رو تحبیه کنن و براش جا پیدا کنن یک ظلمه هم به خودش آدمی که اهل تهمت ظلم میکنه هم به دیگران یه ظلمه بفرماید یه ظلمت یه تاریکی علیه نور به حساب میاد یه شیطنت علیه الله و آلوله یه فراخان دوزخ زود رس یه جهنم بفرماید زودتر از انتظار همین تهمت به حساب میاد نشخار تحمانده نفس امارست اگر عقل بود و زل عقل بود و تربیت شده ی عقل بود اسمش تهمت نبود و اینجور آسیب به اشخاص و اعتبار و آبرو در حوضه فردی گروهی خانوادگی و تشکیلاتی وارد نمیکن جهل یه مشکل توحیدیه کنو اگر به همین تهمت زبان بدید میگه که خدای تو ولد نبودی این آدم رو جمع کنی میزحمت برو کنار خودم میخوام با تهمت خودم جمع کنی یه بیماری بدخیم و وخیمه نبز آدم احل تهمت بسیار بد میزنه قلبش به سرعت دو قدم به طرف خدا بیاد میگیره احل تهمت زیر خط معرفت توحیده زندگی میکنه به شدت فقیرن در فضائل و اعتقادات توحیدی و ایمانی خیلی خیالشون بفرمایید عصب و عصتر چموشیه که به تاخت با نعل وارونه بر کالبد اعتبار و آبروی عزیزان خدا میتازه لگت مال کردن گستاخانه و حلنی عرضش های انسانی و دینی کار همین تحمت به حساب میاد و کار احله تحمت همین تحمت همین همین اشتباه نکنیم ذهنمون فعلا نرس راقع نزاهل دیگه که اینه که درم عرض میکنم همه مخصوص ویژه مال همین تحمت به حساب میاد خب احل تحمت معمولا با تحمت زدنشون بعد از اون یا دلشون خونک میشه به خیال خودشون یه جستی میگیرن و یک عکس یادگاری اصلا تحمت جست و عکس یادگاری یک ترسوی بزدل بعد از قتل و فتنه در باره اعتبار آوروی مردمه حالا میخواد بگه شجاع هستم و تفکرم نخشه کشیدم رقیب رو از میدون در کردم الان یک کتاز خودم هستم و دم از حقیقت و حقانیت و فضایت میزنه بلکه بتونه نظر مردم رو راجب خودش مصبت نگه داره و از اون طرف از رقیب خودش حالا دوام تو فضای مجازی و حقیقی با واسطه و بیواسطه پرده و رو بازی میکنه تا اون رو هم همیشه بیرون از گود نگه داره تا جراد نکنه دوباره وارد میدام بشه تحمد به نظرم شکار و ترور ناغافل از غفاست چای خوندم مرحوم نیمایوشیچ خدا رحمتش کنه پدر شهر نو خیلی شکار دوست میداش ولی هر وقت میرفت شکار مثلا کفک رو که میدید با این که اصلاه دستش بود با سنگ میزد کفکا متوجه بشن که نیما اومده و شکارچی اومده کفکا که میپریدن نیما بعدن میخواست اونا رو شکار کنه دیگران فهمیدن و به نیما حتی اتحام وارد کردن که تو شقد دیوانه ایم اگه نیومدی شکار نیما میگفت که من شکار رو دیدم شکار من رو ندید این انصاف نیست دارد بفرمایید؟ خیلی نگاه لطیفیه یه خانزاده است ولی حقیقتن نگاه لطیفی داره و اون تحولی هم که در شعر کلاسی که ایجاد کرده از روح لطیف نیما خبر داره و مقام معظم رهبری هم یک جایی وقتی یهده جوانها خدمتشون سالها پیش رسیده بودن آقا فرمودن که در شعر ابنها هیچ کس به صفحای باطن نیما نمیرسه شعرهای خوبتر از نیما گفته شده ولی صفحای نیما چیز دیگه بود این رد به فهم چه حضر میکنم تهمت شکار و ترور ناغافل از غفاست چون وقتا بایکی عزیز لب همه ما آدم ها شبیه کمانه به خصوص قسمت بالای لب این کمان و قسمت پایین لب وطر این کمان به اصام میاد اهل تهمت معمولا تیر دروخ را به کمان لب میگیرن و در خلوت غیبت به طرف پرنده آبرو اعتبار یه بیگناهی نشونه میگیرن و بیخبر شکارش میکنن خیلی بینصافه حالا بماند تهمت که خودش یه رزیلت جدا که در کنار خودش برای این که بتواند اون نیت خودش رو عملیاتی کنه چرد از رضایل دیگه کمک میگیره از جمعه بینصافی الالله اشکوبستی به مخصن دین حق فتن روان سیل سیل راه زنان فوج فوج اهرمنان خیل خیل برده گوهر بار بار روبوده زر کیل کیل از این کسان آه آه وزان ددان ویل ویل دل همه خون شد زغم جان همه بر لب رسی خیلی تلفات میگیر خیلی شکار میگیر این تهمت تمام اون تمدن شخصیتی انسان که اسمش از آبرو و آبروی حیاتش به حساب میاد رو تهمت میگیره و آدم رو میخوش کنه تو فضای زندگی شخصیش خانوادگیش قوم و قبیلش شهر کشور چه بسان مسیر زندگی رو عوض می کنن حتما باید قیامت برپا بشه تا این تلخیه و شکنندگی کار اهل تهمت خودش رو نشون بده یعنی اینجا امکان انگار نداره شکر از شیشه دل رامگو صدایی نیست این صدا به قیامت بلند خواهد شد این جمعه رو که میگم خودش ابتدای باز چند تا نکته هست که به همون کلیات و حقیقت تهمت مربوطه این جمعه رو میگم و بماند انشاءالله برنامه بعد یادم بندازید خدمتون از بکنم تهمت از طرف هر کسی مطرح بشه زشته ولی از اشخاص و گروه ها و خانواده ها و تشکیلات و احزاب پرمده ها به خصوص اونایی که ادعای دین و دینداری دارن خیلی زشتره و اصلا پسندیده نیست و قابل قبول نیست بازم عرائزی دارم که انشاءالله برنامه بعدی خدمتون انشاءالله خیلی متشکرم رزیلهی رو که استاد پلا امروز برای ما با کامیش رو شروع کردن یک رزیله بسیار خوشدار برنگیزه رزیلهی که حاصل دو رزیله دیگه هست جمع دو رزیلهی دیگه هست دروغ و قیبت منتج به تحمت میشه تحمتی که ترور اعتبار آبرو و شخصیتی یک فرد به حساب میاد کار نفس امارز یک عمل و رفتار نافسند اجتماعیه و به این معنی هست که در فردی نسبتی بدیم به دروغ که در اون فرد این نسبت وجود نداره از این که همراه ما بودید از همه شما سفاس گذارم صدق و صفا خلوص و یقین عشق و آرزو باران واجه هاست در این قطعه از بهشت سلالله علیکه یا عبر حسن یا علی ابن موسر رزا ترس!!! فسیحت!! به دوران چی تبيت زده چشم که هیچ نال مشروع ندارند فیلم در میخورم که در این فرد را خلافه را رسول کانال اluent حدود اونگنت شورُ culture اذا اوشان‌در را اصطحاب میکنه Me Nadahir بنابراین اوه چی Asian شهید صلاة کثیرتا تامتا داکیتا متواصلتا متواصلتا متراد حیات