پار سایان بر درگه تو بهریست از آب چشم اوشان خلق جهان از آن رو در رد گذر ندارن حجت الاسلام وحیدی در رد گذر ندارن بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی اللہ علیه و محمد و آله تاهرین سلام و رحمت الله دوستان عزیز همراه در برنامه پار سایان خدا به هممون توفیق بده جز دوستان واقعی هزارات معصومین علیهم سلوات الله باشیم و زندگی همون رو اونجوری که اونها میپسندند سامان بدیم یکی از دستوراتی که به ما دادن اینی که از دیگران درخواست نداشته باشیم تا میتونیم کار همون رو خودمون انجام بدیم پیانبر عظیم و شن صلی اللہ علیه و آله و سلم به عبوذر غفاری میفرماین یا عبوذر ایا که بس سؤال فَاِنَّهُ ذُلٌّ حَاظِر وَفَقْرٌ تَتَعَجَّلَهُ وَفِیهِ حِسَابٌ تَویلٌ یَوْمَ الْقِيَامَةِ عبوذر از سؤال کردن از اظهار نیاز کردن از درخواست کردن از دیگران بپرهیز چون این درخواست کردن از دیگران زلت نقده همین مقداری که من کاری رو از دیگران میخوام بالاخره خودم رو زلیل دارم میکنم و این فقریه که خودت به استقبال اون رفتی و خود همین درخواست کردن از دیگران روز قیامت باعث بشه حساب آدم طولانی بشه اجازه بدید یه روایت دیگه هم تقدیم بکنم از نبی مکرم صلی اللہ علیه و آله و سلم حضرت فرمودند استغنو ان الناس ولو به شوس سرده وک از مردم بینیاز باشید هرچند با ترک خواستن چوب مصواک همین چوب مصواک هم از مردم نخواهید کارهای کوچک رو هم از مردم نخواهید روایت دیگری هست که حضرت فرمودند اگر که تزمین بکنید که از مردم درخواست نداشته باشید من تزمین میکنم بهش رو برای شما مردم وقتی این روایت رو شنیده بودند در زمان نبی مکرم اسلام حتی دیگه بالای مرکب اگر بودند و این شلاغی که برای هدایت مرکب دستشونه میفتاد روی زمین به کسی که پیاده بود نمیگفتن اون شلاغ رو به من بده خودشون از عصب پیاده میشدن شلاغ رو بر میداشتند و میرفتند به خاطر این روایت پیانبر گرامی اسلام خدا به هممون توفیق بده اهل اززت نفس باشیم و به دیگران برای هواعج خودمون برای کارهای کوچک و بزاری خودمون دستور ندیم و از دیگران درخواست نکنیم انشاءالله خدا رحمت کنه مرحوم امام رضوانالله تعالی علیه خیلی مقید بودند که کارهای شخصیشون رو خودشون انجام بدند حتی به نزدیکترین افرادشون عزیزانشون فرزندانشون هم نمیگفتند خب معمولا صبحا بعد از یه مقداری که کار میکردن یا بعد از زورا میل به چای پیدا میکردن خودشون میرفتند و از آشبازخونه برای خودشون چای میریختند و میابردن حالا اگر کسی ریخته بود و آورده بود میل میکردن ولی به کسی نمیگفتند فلانی برو یه چای برمن وردار بیار مراقبت میکردن سر صفره اگر بودن وسائل مورد احتیاجشون حالا تو صفره یه چیزی کم هست خودشون پا میشدن و اون رو میابردن به کسی نمیگفتند که بیار یکی از فرزندان ایشون نقل میکنه که یه وقتی من خدمتشون رسیده بودم توی اتاق ایشون نشستم خب ایشون احتیاج داشتن به یه لیوان آب که داروی خودشون رو بخورن من داشتم میامدم تو راه میتونستن به من بگن که اون آب رو برای من بیار هرگز این کار رو نکردن من اومدم نشستم دیدم ایشون بلا فاصله بلند شدن رفتن برای خودشون یه لیوان آب ریختن و بردن که داروشون رو میل بکنن اینجور مراقبت میکردن که به کسی دستور ندن خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله بهجد رحمت الله علیه آزادشون نقل میکند که امرو نهی که ایشون در خانواده به ما میکرد فقط در حلال و حرام بود اگر چیزی حلال بود حرام بود از باب امرو نهی از منکر دستور میدادن به ما که ترک بکنیم یا انجام بدیم ولی تو امور جاری زندگی نه امرو نهی نمیکردن حتی گاهی با عبارات لطیفی به ما میفهمودن که یه درخواستی دارن مثلا نان سر صفره کم بود میفهمودن اگر نانی اینجا باشه سرف میشه یا بهتره که یه نانی اینجا باشه هیچوقت دستور نمیدادن مراقبت میکردن این نکتر رو آزاده ایشون نقل میکنه که بدر ما مرحوم آیت الله بهجد رحمت الله علیه خوششون نمیومد که بچه ها رو از سر صفره بلند بکنن بگن برو فلان چیز رو بیار حتی اگر خب اون دوران ها هنوز یخچال نبود آب ممکن بود گرم بشه میرفتن آب رو از آب انبار ها میابردن بعد از مدتی که توی خونه میمون اینا گرم میشد شون میگفت گاهی والده ای ما سر صفره رو میکرد به من میگفت علی آقا آب گرمه همین مقدار رو هم پدر ما خوش نداشتن که ما از سر صفره بلند شیم من بلا فاصله خودم از سر صفره بلند میشدم و میدویدم به سمت آب انبار که حالا فاصله داره با خانه ما با یه زرف مسیحی که خودش چار پنج کیلو وزن داره از این چل پنجاه تا پله میرفتم پایین و آب خونک رو بر میداشتم و خودم رو به منزل میرسوندم همون جوری که داشتم از خونه میرفتم بیرون صدای مرحوم آیت الله بهزد رحمت الله رو میشنیدم که ایشون میگفتن خب پس یه زرفی بذارید رو قضای علی آقا که سرد نشه حواسشون بود دستور نمیدادن حالا اگر کسی هم دنبال کاری رفته مراقبت میکردن هوای او رو داشتن نقل میکنن این اواخر عمرشون ازدیکانشون ازدانشون یه زنگی کنار دستشون قرار داده بودن که اگر کاری دارن این زنگ رو فشار بدن که بلافاصله برسن خدمتشون و کمک بکرد هر وقت که ایشون با پسرشون یا با برخی دیگر از نزدیکانشون کار داشتن این زنگ رو فشار نمیدادن خودشون بلند میشدن میرفتن و میگفتن که من فلانکار رو با شما دارم گاهی میشد میرفتن توی این اتاق نبودن جاهای دیگری که احتمال داشت که ایشون پسرشون مثلا باشه میرفتن سر میزدن و بعد باز هم پیدا نمی کردن میشدن سر جاشون مدتی بعد دو مرتبه میرفتن دنبالشون آزادشون گه این مقدار مراقبت که کسی رو صدا نزنند اگر کاری دارن خودشون بلند شند و اون کار رو انجام بدن از یک پیره مرد نوت سالهی که حالا به سن نکهولت رسیده نمیتونه توانه بلند شدن نداره بسیار برای ما عجیب بود یه قضیه دیگه هم نقل بکنم یه وقتی آیت الله بهجد رحمت الله مریض احوال شده بودن بیماری آنفلانزا گرفته بودند و آزادشون میگه که ایشون کمحال شده بودن به خاطر همین بیماری یه روزی گفتن که من برای استهمام میرم شست و شو بدم خودم رو شاید حالم بهتر بشه ایشون که وارده هممام شدن من چون روحیه ایشونو میدونستم که درخواست از کسی نمی کنن هر چند وقت یه بار میرفتم خودم رو نشون میدادم که من اینجا هستم که اگر ایشون کاری دارن به ما بگن خب در هممام بسته بود من صدا میزدم حرف میزدم که ایشون صدای من رو بشنون و اگر کاری دارن من رو صدا بزنن بالاخره دیدم بعد از مدت طولانی آیت الله بهجد از هممام بیرون آمدن گفتم آهان جان چی شده خیلی طول کشید هممام شما بیشون گفتن ساعت چنده گفتم مثلا ساعت سه بعد از زوره ایشون گفتن من الان سه ساعته که اینجا هستم گفتم عجب چطور؟ گفتن بله اون اوائلی که آمدم هممام به زمین خوردم دیگه حال نداشتم از جا بلندشم آهسته خواستم از جا بلندشم آزاده ایشون میگن خب ارز کردم آه من آمدم اینجا صدا هم زدم که اگر کاری دارید در خدمت تون بشم صدای من رو شنیدید؟ ایشون فرمود بله صدای شما رو شنیدم ولی خب فکر کردم اینجا لابد کاری دارید دارید عبور میکنید مزاهم شما نشودم اینقدر راضی نبودند که به دیگران کار خودشون رو باو سپارن خدا کمک مون کنه ما توی زندگیمون به این ذراعف و دقائق دقیق دقیق بکنیم اون وقت ببینیم چقدر زندگی های خانوادگی ما شیرین تر میشه خدا به هممون توفیق عمل انایت کنه انشاءالله شبتون به خیر عزیزان شنونده ده دقیقه همراه بودیم با برامه پارسایان و بیان نکاتی از سیره و اخلاق علما از زبان و اجتال اسلام وحیدی اما با اعلام ساعت دو و ده دقیقه همچنان خدمت شما هستیم از پخش رادیو معارف سی هزار پانسد و پنج و سه سامانه پیامکی این رسانه دینیست اندیشه ی آفتاب عنوان برامه ایست که دوت میکنم در فرصت پیش رو بشنوید بررسی اندیشه های حضرت امام خمینی رحمت الله علی هرچه گویم عشق را شرح و بیان چون به عشقایم خجل باشم وزن بسیاری از عباد شخصیت امام بزرگوار ما همچنان ناشناخته است اندیشه ی آفتاب ی روح الله ی روح الله بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی اللہ علی محمد و آله تاهلین سلام عزم کنم خدمت شما شناندگان محترم برنامه رادی معارف مجموعه اندیشه ی آفتاب رو تقدیم شما میکنیم بحث و بردسی در باب دیدگاهی حضرت امام در حضورت امام خمینی را مختلف علوم اسلامی و اخیرن وارد بحث رجال و تراجم و شخصیت ها در دیدگاه و نشای حضرت امام شدیم که در مجال امروز با همین موضوع در خدمت شما هستیم کارش نسیه مباهی اسمار و استاد بزرگوار حجت الاسلام باغل صاحبی به حتی داشتن که در برنامه امروز هم در خدمتشون هستیم که در همین ابتدای برنامه خدمتشون عرض سلام دارم برنامه خدا عرض سلام و عدب در هم خدمت شنوندگان محترم و با عرض سلام به جناب آقای رجعبی در خدمت خیلی خوش آمدید جناب استساحبی ما در برنامه های گذشته بعد از اینکه ورود پیدا کردیم به حوضه های مختلف علوم اسلامی از دیدگاه حضرت امام اشاره کردید که خب در مباحث از دیدگاه حضرت امام ورود پیدا میکنه در حوضه علوم اسلامی به شخصیت ها متفکرین و نشمندان اشاره ای میکنه گاهی در غالب تمجید و تعریف هایی که از اون شخصیت ها صورت میگیره در کنار اون ارتقاء مباحث اون شخصیت ها و حتی گاهی نقد و به برخی از شخصیت هایی که با همون نگاه نقدی و روی کرده کاملا انتقادی ورود پیدا میکنه و در باب اون شخصیت ها در آثار خودشون با نگاه منفی میبینیم مواجهی از سوی ازت امام صورت میگیره دست بندی کردید که برای این که ورود پیدا کنیم به انشمندان و شخصیت ها بهتر ناظره به علوم همونجور که در خود مباحثی که در حوضه علوم اسلامی داشتیم از دانش اخلاق و فلسفه و کلام و تفسیر و این سخت مباحث مطالب را دنبال کردیم در حوضه شخصیت ها هم ناظره به دانش ها ورود پیدا کنیم از دانش فلسفه شروع کردیم ابتدا به برخی از شخصیت هایی در فلسفه یونان باستان اشاره کردیم فیلسفانی چون افلاتون، الستو و شخصیت های مانند فلوتین که ازت امام در آسان خودشون به این شخصیت ها اشاره میکنن و بعد وارد فضای فلسفه اسلامی شدیم در فضای فلسفه اسلامی خب نحوه شکیری فلسفه اسلامی رو اشاره کردیم و بعد شخصیت های مهمی که در حوضه فلسفه مشا با اولین مکتب فلسفه اسلامی با اونها مواجه هستیم جناب فارابی رو باش مواجه هستیم که ازت امام گاهی در آسار خودشون به جناب فارابی اشاره میکنن اما مهمترین شخصیتی که در بین فیلسفان مشا ازت امام در آسار خودشون میپردازه جناب ابن سینا بود که خوبه تفصیل در دو برنامه جناب اصطلاح صاحبی در باب دیدگاه های ازت امام ناظره به ابن سینا اشاره کردن در برنامه گذشته در ادامه فضای فلسفه مشا به شخصیت هایی که بهمن یار اشاره کردیم و بعد هم بحث نقط هایی که به فلسفه مشا صورت گرفته البته خود در خود فضای فلسفه مشا در تاریخ اسلامی ما شاهد این هستیم که فلسفه مشا اگر افراد و مکاتب صورت گرفته روبه رکود و افول رفته خب نهایتا جنبندی رو در باب فلسفه مشا جناب اصطلاح صاحبی در برنامه قبل اشاره کردن که خود ازت امام اگرچه به مکتب مشا توجه داره و اهمیت اون رو اشاره میکنن فقط به این جهد و دلیله که به عنوان یک پیشینه تاریخی ازت امام ورود پیدا میکنه فلسفه مشا و الا خب فلسفه مشا رو دارای آسیب و نقطه های جدی ازت امام میدونه از این جهد در باب فلسفه مشا و ازت امام تحافظ و ناسازگاری های زیادی رو مطرح میکنه در انتهای برنامه قبل اشاره کردیم که با این که فلسفه مشا تیه دوسته غرن رو به افول رفت مجددن توسط مرحوم خاجه نصیر توسی احیام میشه اما فرصت نشد به مرحوم خاجه بپردازیم فلسفه مشا هم مورد توجه قرار بدیم و از اون سمت هم ببینیم خود ازت امام چه توجهی به جناب مرحوم خاجه نصیر توسی داره خب جناب مصدر دخل در شما هستیم بله بیان شد که در دوره اول فلسفه اسلام خب یک شگیری ساده ای بود اما در دوره بعد چون در دوره اول که شگیری بود هنوز اون رابطه فلسفه با شریعت به اوجه خودش نرسده بود اما در دوره بعد یعنی حکمت سینوی با مقدمات مبانی و خوبیت خاصی که شکل گرفت داره یک سری تعلیمی بود که این فلسفه قابلیت اولگیری بود خب حکمت سینوی رو شاگردش ادامه دادن اما بعدها فلسفه مشا مورد بیمهری و انتقاد شدید برقی اندیشمندان اسلامی قرار گرفت و دوچار رو رکود شد تا در قرن هفتم با زهور و خاجه دوباره یه جان تازه گرفت الان ما میخواییم بپردازیم به شخصت خاجه نصیر دین توسی ابو جعفر محمد ابن حسن توسی مشهور به خاجه نصیر دین توسی در سال پونستاد نوود هجری در توس زاده شد خاندان او در اصل اهل سابه بودن خاجه نصیر توسی بعد از اتمام تحصیلات مقدماتی احادیس و اخبار و فقر اون از پدرش که شاگردان امام فضلالله راوندی بود فرا گرفت و در جوانی توس رو به قصد نشابور که پایتخت فکری و علمی بود ترک کرد و در نز قطب دین مصری کتاب قانون و در نز کمالدین یونس مصری ریاضیات و نز فرید دین داماد نشابوری فلسفه را موهد این فرید دین داماد نشابوری به عنوان سلسل مشایخ آقای توسی شناخته میشه که با چند واسطه آقای خاج نصیر شاگرد ابن سیناس خب زمان حمله مغل به خراسان خاجی در نشابور بود مشروع تحصیلی بود و چون نشابور ناعم شد او به اسماعیلیون پیوست و چون نشابور ناعم بود رفت اونجا ادامه تحصیل کرد و تا سقوط قلعه علموت در اونجا موند بقیه هم معتقدن که دلیل اقامت طولانی آقای خاجی در اون مرحله اجبار رحبر اسماعیلیه بود خب این دوره برای خاجی خیلی پرسمر بود اومد شرحی بر کتاب ابن مسکوی داد اخلاق و محتشمی نوش شرح الاشارات و اساس اختباس نوش و خیلی خب دوره خوبی برای خاجی بود هنگامی که خراسان مورد تحاجیم مغل قرار گرفت خاجی به خدمت بعضی از امیران اسماعی در اومد و چون هلاکو خان ایران رو تصرف کرد خاجی به خدمتش در اومد گویا قصد خاجی از این کار جلوگیری از ویرانی مغل بود خاجی از جانب هلاکو خان معمولیت پیدا کرد که در شهر مراقعی رسد خانهی بزنه تحسیز کنه مرکز علمی درست کنه خب خاجی از قدرت خودش در دستگاه ایلخان مغل برای پیشرفت علم و تشفیق علما و تربیت شاگردان خیلی زحمت کشید امان قومینی علالله مقام شریف در آثار خودش از خاجه به عنوان محقق خبیر افزن المتاخرین اکمل متقدمین فیلسوف متبحر نسیر ملت و دین محقق شهیر محقق طائفه حقه مدقق فرقه حقه کامل در علم و عمل یاد کرده خیلی صفت های زیبایی براشه فضایی خیلی بلندبالایی با استطاعش هایی میگه که خدمات علمی و دینی خاجه خیلی بالا بوده امان متقده که حضور خاجه در دربار مغل مبرر از قرزهای مادی و دونوی بوده حده بشم خدمت به جهان اسلام و انسانسازی و مهار قدرت این آقاوین مغل بوده لذا ورود او به دستگاه مغل بر پایه اقل و افزنلمی اقلانیت بوده به اعتقاد امام نورانیت خاجه میتونه یه مملکتی رو نورانی کنه یه مملکتی رو امام در مورد حکمت و حرریت خاجه متقده که خاجه با وجود اینکه وزیر بود حرف دیگران رو گوش میکرد در امور وزارتی زیر دستان خودش رو مدوریت میکرد مطلب علمی که قطب دین از خاجه سآل میکرد رو خاجه با کمال متانت میگفت و از جمعه کمالاتی که امام متقد بود خاجه داشت این بود که ذهن سآل کننده رو میفهمید قبل از اینکه رو سآل کنه و افق فهم شاگرد رو میدید و امام متقد بود که خاجه در برابر اون احانتهایی که بشمی شد حکیمانه چشم پوشی میکرد که بعضی از شاگردان خاجه داییش ها بشمی گفت اگر تو بری کلاس خاجه کلاس این مجوست من به تو شهریه نمیدم اینطور عبارتهایی هست که خاجه توحمت مجوست میزدن به اعتقاد امام خاجه نسیر دین و توسی حافظ اقایت و قوانین اسلام و مصادیق و مستاق حدیث مؤمن فقیه بود که با رهلت او در اسلام یه خلع جبران نپذیری با وجود اومد ببینید این جمله که امام برای خاجه میگه که یه خلع ایجاد شده برای احدی از ارافا و حکما نگفته امام خیلی خاجه رو برده بالا امام خب خاجه آثار و تعریف و زیادی داره مهمترین تعریف خاجه تجرید و اعتقادشه این کتاب از عرضشمندترین کتاب در موضوع علم کلامه که توجه و علمای زیادی رو مرتوجه قرار داده و حاشیه و شرحای زیادی برشنه میشه از جمله کشول مراد علامه هلی از جمله حاشیه قشکی از جمله شرحای شوارر الهام عبدالرزاق الهیجی خود امام نزد استاد خودش مسجد شاهی کشول مراد و مقداری از شوارق رو خونده و گویا درست داده امام این دو کتاب های مهم حوضه هم هستن به ویژه کشول مراد که به قول ایک از این استادها میگفت کشول مراد خیلی مهم بود برای این یه یهودی تو حوضه نفوز کرد و این کشول مراد حسف کرد این قولیه که آقای حسنزاده از شعرانه نقل میکرد و این صحبت کتاب از کتاب های درسی حوضه بود و این حسف شد همچنین شوارق خیلی مطروکه که ما در عصر حاضر فقط یه نفر دیدیم که شوارق رو زنده کرد و ده ساینا هم جناب آقای مرحوم هشمتپور بود که حقیر هم یه مقداری در هم این کتاب شاگردیشو کردیم این کتاب رو زنده کرد هم گفت هم تصویر نسخه کرد این کتاب رو این کتاب ها در حوضه متاسفانه مطروک شد اد جمعه دیگر آثار آقای خاجه شرح اشارات این کتاب مهمترین کتاب فلسفی خاجه است که در دفاع از سنت مشایی سینوی نوشته شده و تمام اشتباهات فخر رازی و تناغزگوه های آقای فخر رازی رو جواب داده اد جمعه دیگر کتاب آقای خاجه تذکراتون فی المل حیعت یا مثلا کتاب اوساف الاشرافش یا کتاب رساله آغاز و انجام که نوعا این رساله آغاز و انجام رسالهی که روچرده ارفانی داره و خیلی زیبا نمشته شده اصاص الاختباس خاجه نمیدونن تلخیص و محسلش آداب و متعلمینش رساله جبر و اختیارش آثار زیادی جناب آقای خاجه داره خب هلان هم بپردازیم به آراب و مبانی فرسوی و کلامی آقای خاجه نصیب پیزی که اگه اجاز میفرمایید ما بعد از فاصلهی که از تایی کنده محترم انشاءالله میشنویم ادامه بحث رو دنبال کنیم نقش بسته چون کان شده از موسه به چشم های بهاری که در شاخه هایم نشسته بهاری که در شاخه هایم نشسته بهاری که در شاخه هایم نشسته بررسی اندیشه های ارفانی اخلاقی امام خمینی رحمت الله علیه در برنامه اندیشه آفتاه با کارشناسی استاد با قرآن افتادیی موسیقی شما شنونده برنامه اندیشه افتاب از گروه فخاندیشه رادیو معارف هستید بحث ما در باب شخصیت ها و متفکرین و اندیشمنده ها نیست که از اطعمام در آثار خودشون با اونا میپردازن به مرحوم خاج نسیر توسی در برنامه امروز جناب استاذ صاحبی اشاره کردن در بخش اول مقدماتی رو در باب خود شخصیت جناب خاجه و تمجیت هایی که از دت امام و اناوین بسیار بلند و بالایی که ازشون یاد میکنن و نهایتا اثار خاجه رو اشاره کردن قرار شد وارد آرام و نشاهی منوم خاج نسیر توسی بشیم بعد از اینکه فلسفه مشا به دست فارابی و ابن سینا به اوج بلوغ و خودش رسید از قرنشیشون به بعد دیگه مورد آماج نقد اندیشمندانی مثل غزالی و فخر رازی قراری انتقاد بر فلسفه مشا به ویژه آرام ابن سینا به طوری جدی از طرف این آقایون و اندیشمندان سرات گیرد مثل کتاب تحافت فلسفه آقای غزالی و بعدها کتاب المعتبر فلحکمته که نوشته آقای عبو البرکات بغدادی یا مسارعت الفلسفه شهرستانی اینو اومدن و آثار علمی آقای فلسفه فخر رازی اینو اومدن مشا رو به حسابی زدن زمین خب فلسفه در برابر نقدهای این گروه پاسقویی کردن و مطالبی رو نوشتن از جمعه خاجه کتاب مسارع المسارع رو در نقد کتاب مسارع الفلسفه شهرستانی نوشت و نشون داد نقد آقای شهرستانی آری از عرضش علمیه همچنین ایشون آقای خاجه ایرادهای فخر رازی رو بر فلسفه که دارای مثلا به زنم خودش دارای خاجه دارای خلالی و یک تناغذگیه هست رو نقد کرد اشتباهات و لغزش های او رو آشکار کرد لذا خاجه به سبب اون استقامت فکری و اون قدرت استدلالیش و اون تزلوه علمی و فنون مختلفی که در ریاضی و منطق فلسفه کلام داشت به خوبی از احده نقد فخر رازی بر اومد و نشون داد که فخر رازی چندان در کار خودش قوت نداره او در کتاب شرح اشارات او در کتاب شرح اشارات چنان فلسفه مشا رو مستحکم و زیبا تقریب کرد و ایرات های فخر رازی رو با قوت باسخ داد که از اون به بعد دیگه کتاب اشارات بو علی شد یه کتاب رسمی در حوزه تدریس میشه تا کنون همین خب این که اشاره کردید احیا و مجددن بر میگردن به فضای فلسفه مشا نشوندنش هم کتاب اشاراتی که مجددن احیا بشه زنده میشه و جایگاه پیدا میخوام سطح فلسفه خاجه با ملاحظه شرح اشارات و رسائل فلسفهش خیلی روشن و واضح بود برای فلسفه بعد از خاجه فیلسفان و محققی که در این موازه نسبت به کار آقای خاجه لحاظ کردند حتی خود میردامات حتی ملاسد را این بزرگوار رو تمجید کردن البته ما در موازی میبینیم خاجه یک سریعه اشکالاتی در احسارش هست صدرا اشکال کرده میردامات اشکال کرده مثل مثلا معاد جسمانی مثل علم جزئی روبوبی که حالا خاجه اومد اینا رو مشایی بررسی نکرد بلکه اشراقی بررسی کرد یعنی یه جاهایی خاجه از مکتب مشا فاصله میگیره ولکن سطح اندیشه های ارفانی خاجه با بررسی به تحلیل برخی احسارو نشون داده میشه که خیلی در ارفان و نظری داشته قوت داشته که الان ما اوج این کار رو در اصافل اشرافش و کتاب آغاز و انجامش میبینیم خاجه با صدر دین اومدی مکاتبه داشته که بعدها تحت عنوان المراسلات چاپ میشه و خب خاجه واقعا یه آبروی به متکلمین داد به قول آقای حسنزاده علالله معام شریف نتیجه این رودر رو شدن با آقای فخرازی این شد که کلام یک جایگاه بررسی بررسی بررسی خاجه قصد اصلاح علم کلام رو داشته و خاص اون فضایی رو که فخرازی علیه فرسفه به راه انداخته بود رو به نفع فرسفه تمام کنه و یه پیوند امیغ میان فرسفه و کلام برورار کرد البته خاجه در جانب کلام خب سرکرد جانبداری کنه و اصلاح کلام امام اعلی مهاموشری از آرا و مبانی کلامی و فلسفی خواجه بره برده و در مواردی هم اینا رو نقد کرده از جمعه علم تفصیلی حق تا حالا بنابرای نظر امام خمینی خواجه نسیل دونتوسی در باره علم الهی روش اشراقی رو تیه کرده یعنی علم تفصیلی فعلی به نظام قتم فلاکر امام این نظر رو نمی پذیره و معتقد علم تفصیلی حق همون در مرتبه ذاته نه اینکه بیاریش پایین و در مرتبه خارج از ذات کاری که خود شیخ اشراق هم کرده بود این لغت امام بخواهید