بسم الله الرحمن الرحیم دوری از اسراف قرآن کریم می فرماید کسانی که اهل اسرافند اهل جهنمند مولامون امام سجاد علیه السلام در صحیفه سجادی وقتی با خدای متعال دارن مناجات می کنن در یه فرازی اینجور عرض می کنن به خدا و نعوذ بکه من تناول الاسراف خدایا من به تو پناه می برم از رسیدن به اسراف و من فقدان و من فقدان لکفاف خدایا من به تو پناه می برم از این که آن چه در زندگی من کفایت می کنه و برا من کافی هست با اسراف اون رو از دست بدم اسراف آدم رو بیچاره می کنه اسراف زنگ خطر دشمنیه با خدای متعال قرآن کریم می فرماید عوض بالله من شیطان رجیم یا بنی آدم خدو زینتکم عند کل مسجد و کلو وشربو و لا تصرفو انهو لا یوحب بل مصرفی خدای متعال خدای متعال اسراف کاران رو دوست نداره انشاءالله از اسراف دور باشیم و آن چه که مورد رضایت پروردگارمون هست عمل بکنیم به برکت سلبات بر محمد و آل محمد از دست درسته درسته زنگار قفلت را باید ستون مسیمه اون خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله بهجد رحمت الله علیه یکی از ویژگی هایی که بارز بود در زندگیشون و اطرافیانشون به این ویژگی ازان می کردن این بود که ایشون مراقبت می کردن اسراف نشه در زندگیشون حواسشون بود یه وقت تو زندگیی اسراف نباشه آزاده ایشون نقل می کنه که مثلا همین اواخر عمر شریف ایشون می دیدم که یه دستمال کاغذی رو که بر می دارن استفاده بکنند همون اول چند تکه می کردند تکه های کوچک کوچک که بعد بتونن ازش استفاده بکنند ممکنه ما یه دستمال کاغذی بر می داریم همون رو استفاده می کنیم بعد هم دور می اندازیم ایشون فرموده بود کل این دستمال کاغذی الان مورد احتیاج من نیست بخشیش مورد نیازمه دستمال کاغذی رو چند تکه می کردن بعد استفاده می کردن یک چیز دیگری که در احوالات ایشون نقل می کنن اینه که شیر آب رو که باز می کردن مقدار کمی باز می کردن برای وضوع گرفتن بلا فاصله می بستن گفتیم آقا یه مقداری بیشتر مثل شیر سماور آب می اومد بعد ایشون آب می بستن صورتشون رو می شستن دو مرتبه آب رو باز می کردن مقدار کمی وضوع می گرفتن مراقبت می کردن آب اصراف نشه خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله الازمامر عشقی نجفی رحمت الله علیه فرموده بودن من با یه نصف لیوان آب وضوع می گیرم گاهی ایشون می خواستن برای نماز جماعت حرم متحر حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیه ها برن با خودشون مقداری آب تو لیوان می اووردن توی تاکسی که می نشستن می خواستن برن سمت حرم همونجا تو ماشین وضوع می گرفتن با همون مقدار کم آب مراقبت می کردن که یه وقتی گرفتار اصراف نشن خدا رحمت کنه علمای عظیم و شعن ما رو مرحوم امام رحمت الله علیه نسبت به اصراف بسیار مقید بودن یه راه روی بود بین منزل مرحوم آسد احمد آقا و منزل مرحوم امام رحمت الله چون تاریک بود شبها این راه رو رو روشن می کردن چراقش رو روشن می کردن که اگر آسد احمد آقا خواست بیاد سر به مرحوم امام بزنه یه وقتی دوچار گرفتاری نشه گاهی این لامپ فراموش می شد که خاموش بشه روز هم روشن می موند یه وقتی مرحوم امام رحمت الله علیه با اطحاب فرموده بودن آقا روزه چرا این لامپ روشنه لامپ رو خاموش بکنید برخی از دوستان دفتری مرحوم امام رحمت الله علیه نقل می کنن که آقا گاهی می اومدن توی اتاقشون که حالا برای کارهای روزانشون اونجا کاری رو انجام می دادن بنابود که برن از اتاق بیرون که دو سه دقیقه داخل منزلشون دو مرتبه برگردن کاری داشتن بلند می شدن از جاشون مرحوم امام رحمت الله علیه می رفتند ما می دیدیم بلا فاصله برگشتن بلا فاصله برگشتن محتابی اتاقشون رو خاموش کردن و بعد رفتند حالا با این که دو سه دقیقه دیگه پنج دقیقه دیگه ایشون می خواستن برگردن ولی راضی نبودن همین مقدار اصراف بشه در خانشون یه وقتی ایشون با اتاق فرموده بودن در خانه من اصراف نباید باشه به نزدیکانشون اتاق کرده بودن که یه وقتی خدایی نکرده کسی اصراف نکنه این رو هم از احوال مرحوم عهدت الله از ما بهجد رحمت الله علیه نقل بکنم آزاده ایشون نقل می کردن که خیلی مراقب بودن که قضا تو خونشون خراب نشه بعضی وقتا ما قضا می مونه تو یخچال بعد چند روزی می مونه بهش رقبت پیدا نمی کنیم خورده نمی شه آخرش هم دور می دیزیم اصرافه ایشون می فرمودن شبه ها می رفتن یخچال رو نگاه می کردن اگر قضایی از اون روز مونده بود بلا فاصله اون قضا رو بیرون می آوردن سر و شکل خوبی می دادن می گفتن بدید برای فقرها استفاده بکنن برخی از اطرافی های ایشون می گفتن آخو بلاخره فردا ما این قضا رو می خوریم دیگه حالا باشه توی یخچال تا فردا استفاده بکنیم ایشون می فرمود برای بعد از این خدا کریمه فکر فردا رو نکنید بگذارید این قضا امروز بره به دست یه کسی که گرستنه هست و نیاز داره برسه اینجور اصراف نشه ایکی از نزدیکان ایشون نقل می کنه مردم گاهی زنگ می زدن از ایشون استخاره می خواستن ما برای استخاره هایی که زنگ می زدن یک دفتری دهیه کرده بودیم می نوشتیم اسم اشخاص رو که آقای فلانی استخاره می خواد دفتر رو می بردیم خدمت آیت الله بهجد ایشون استخاره ها رو می گرفتن جواب رو جلوی این دفتر می نوشتیم بعد اونها که دو مرتبه تماس می گرفتن جواب استخاره رو بهشون می دادیم خب اون دفتر تمام شده بود دفتر جدیدی تهیه کردیم برای این که سبت بکنیم استخاره ها رو دفتر دفتر مرقوبی بود دفتر خوبی بود قدول بندی کرده بودیم و کشیده بودیم و اسم افراد رو نوشته بودیم خدمت ایشون رفتیم که یکی یکی اسم ها رو بخونیم و ایشون استخاره بگیرند همین که چشمشون به این دفتر صدبرگ مرقوب افتاد ایشون فرمودند که این دفتر مناسب استخاره نیست برای استخاره یه دفتر سادهی باید استفاده بشه برگ کاهی هم باشه ما رو بسه این دفتر مرقوب برای استخاره خیلی مناسب نیست دفتر رو عوض کنید این رو به کار دیگری استفاده بکنید ما هم اطاعت کردیم رفتیم یه دفتر ساده تری تیعیه کردیم ایشون دفترهایی داشتن که یادداشهای درسیشون رو در اونها می نوشتن یه وقتی دیدیم دفترشون تمام شده نیاز به یک دفتر جدید داشتن من رفتم همون دفتری که برای استخاره تیعیه شده بود خدمت ایشون آوردم گفتم آقا جان اینه بعد ایشون فرمودن که نه این دفتر هم خوب خیلی گرانه کار ما کار ساده یه دفتر ارزانتری میخوام یه وقت اصراف نشه که آقا زاده ایشون میگه ما خدمت ایشون عرض کردیم آقا روزی صدها هزار از این دفتر تیعیه میشه الان بچه ها برای نقاشی های خودشون از این دفتر بهتر استفاده میکنن شما که میخواید بحث علمی بنویسید و اینجور راضی کردیم آقا رو که مطالب علمیشون که بحث زکات بود و میخواستن درس خارج فقه زکاتشون روی فرمایند در همون دفتر بنویسن قرار از این که خیلی مراقبت میکردن از این که خدای نکرده اصراف نشه خدای متعال ما رو جز دوستان خدا قرار بده و جز کسانی قرار بده که از اصراف دوری میکنند انشاءالله وصانه دین سدا رادیو معرف صدای فضیلت و فطرت تاریخ اسلام تاریخ صدر اسلام بسیار بسیار مهمه همون تاریخ ده ساله زندگی پیغمبر تاریخ تحلیلی اون ده ساله از جمعه بخشهای بسیار روشنگر برای همه زهنهاست زلال تاریخ بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم شنواندگان گرامی رادیو معرف سلام علیکم برنامه دیگرامی رادیو معرف سلام علیکم برنامه دیگرامی رادیو معرف بسم الله الرحمن الرحیم حضور حضرت حالی جعبای رکنی و همه شنوندگان عزیز برنامه عرض سلام و وقت به خیل دارم آرزوی توفیقات نوزفسون در خلبدان هستم خیلی مسکر و مهمونم به دوران حکومت امیر المومنین علیه السلام رسیده ایم و در برنامه های گذشته به کارگزاران حکومت حضرت پرداختیم چند نفر از کارگزاران رو معرفی کردیم و در برنامه های شما صحبت کردیم در برنامه گذشته در برنامه جناب حضریفت ابن یمان سخن گفتیم و در خدمت شما هستیم جانب استاد برای این برنامه کارگزاری دیگری رو معرفی میفرمدید یا مبحث جدید رو آغاز خواهیم کردید بسم الله الرحمن الرحیم ارز میکنم که چون امیر المومنین سلام علیه وارس فضای فساد آلودی بودن که در واقع رفته رفته شکل گرهده و در طور 25 سال دوره خلافه ولذا اون حضرت با شروع خلافت ظاهریشون طبیعتن بر اساس رسالت امامت و رسالت خلافت بالحقی که داشتن طبیعتن باید به سمت اصلاح پیش میرفتن اصلاحی که در واقع رسالت انبیاز در قرآن کریم به نقل از حضرت شعیف سلام الله علیه میفرمد که این ارید و ایلال اصلاح مستطعت طبعا امیر المؤمنین هم باید در همین مسیرگاه هم برمیداشن از همون روزهای آغازین در برنامه های قبل به گوشه از این حرکات اصلاحی حضرت اشاره کردم منطقه این بقدار میخوام سه محور دستبندی کلی داشته باشم کمی منسجمتر این بحث اصلاحات علوی سلام الله علیه اشاره بشه بعد یه مقدار خیارمون جمع شد از حیث مباحث مربوطه به محورهای اصلاحات بعد بارد بشیم در سیر متسلسل حوادث تاریخی حضرت که خب مهمترینش هم بحث جنگ جمل هست و به دنبال جنگ سفین هست نهربان هست غارات هست و این حوادثی که یکی پس از دیگری روخ میده چون وارد اون بخش هاوشون متسلسلا باید پیش بریم محورهای تاریخی دنبال بشه بعد نزه الان من بحث اصلاحات رو سعی میکنم که من دار منسجمتر عرض بکنم بسیار خوب فهر یه توضیح بفهمید که آیا این اصلاحات در یک مقتع خاص انجام شده یا نه در خلال این سالهایی که جنگ ها هم بوده بله بله قطعا همینطوره اصلاحات در طور دوره هر شبت که خلافت از درسته چهار سال اندیه بود انجام گرفته منتها ما یکمی دار کنار هم عرض میکنیم موارد بخواییم اگر اصلاحات رو دسته بنده کنیم در سه محور کلی میتوانی اصلاحات رو مطرح کرد یک بخشش اصلاحات سیاسیست که لازم بود امیر المؤمن سلام علیه اعمال بکنید شاخسترین محور در اصلاحات سیاسی همین که بجز دو نفر تمامی کارگزاران اصمان رو از ازل کردن یک از مهمترین محور های اصلاحات سیاسی اون حضرت این بود اون دانفران که ارز کردیم در برنامه قبل ابو موسا اشعری به خاطر این که نه این که فرد سالهی بود بلکه به خاطر این که امتحانش رو عملا پس نداده بود بعضی مثل مالک اشتر خوشبین بهش بودن زمینه امتحان پس دادن برایش فیش نمیدوند هم امیر المؤمن امیدار مکس کردن و ابو موسا در همون روزهای اول یا ماهای اول تا جنگ جمل روخ به دهد خودشون نشون داد یعنی عملا جز قاعدین شد و ازلش کرد امیر المؤمن و دیگری هزای فده بن یمان بود که در برنامه قبل اشاره کردم حضرت ابقائش کرد یعنی میتوان به تبیر گفت که تنها کارگزار سالهی که امیر المؤمن سلامون علی اون رو ساله و شایسته دید هزای فده بن یمان بود که در مدائن به جای جناب سلمان استندار مدائن بود سلمان تا زمان حیاتشون جا بود و اون ابقا شد حالا در ارتباط و بحث کارگزاران باز نکات دیگری هزار بعد از خواهیم کرد اما محور مهم دوم از اصلاحات امیر المؤمن اصلاحات اقتصادی بود به این محور توضیح آدلون اشاره کردم چند محور دیگر هست که این رو ارز می کنم حالا در ارتباط با اصلاحات اقتصادی یکی از محور ها خود استرداد اموال بناحق تصاحب شده بود که به اینم اشاره کردم که امیر المؤمن سلام علی در منشور حکومتی خودشون در همون اولین خطبه شون اعلام کردن که هر زمینی که اسمان دی تویول بخشیده به افراد و هر مالی که از مال خدا به این آن بخشیده به بیت المال بازگردنده خواهد شد و فرمود گذشت زمان حق رو از به نمی برد اگر این اموال رو بیابم که محری زنان شده باشد یا کنیزکان خریداری شده باشند اینها رو من باز خواهم گردند و این رو ازت فرمود و بعد از این حشدار املاکی رو که اسمان به گروهی بخشیده بود اونها رو پس گرفت در همه روزهای آغازین این کار رو ازت انجام داد دستورت از سلاحای که در خانه اسمان بود و از اون سلاحا در جریان محاصره خانه اسمان بر زد مسالم ها استباده شده بود همه اونها رو از شرکت زفت بکنند و از شرکت شطرانی از بیت المال در خانه اسمان بود اونها رو زفت کردند اما اموال شخصی اسمان محفوظ مانده و نکته دیگر همین که بیت المالی وجود داشت جاره کنار خانه اسمان بوده هر جا بیت المالی با قفلهایی وجود داشته نقلی تبری در تاریخش داره جنرسه صفحه 435 و صفحه 453 که تله در همون گیردار محاصره خانه اسمان کلیدهایی رو آماده کرده بود برای این که در این بیت المال رو بگو شاید اموالی که در بیت المال هست تصرف بکند به کسانی از این معترضین ببخش شد که از اون طرف بتواند برای خودش طرفداران جز بکند که امیر المؤمنی سرامون لاده متله شد تشریف آوردن و اون کلیدها رو از تله طلب کردن تله حاضر نشد کلیدها رو بده حضرت فرمت اون قفله بیت المال رو بشکنن قفله شکستن و اموالی که در اونجا بود و این مردم به سویه تقسیم کردن که احتمالا همین چیزهایی که ارش کردن سدیناره که داده شد توسط منشی حضرت عبیدالله نبی رافه حضرت نجات دادن این بیت المال از دست زمسال تله تو بحث توضیح آدلانه و به سویه بیت المال هم که ارش کردم حضرت همین وعده رو داده بودن و به همین شکل عمل کردن منتها همین عمل موجب اعتراض برخی شد که به اعتراض سحل ابن هنیف اشاره کردن یعنی حتی نیکانی مثل سحل ابن هنیف چون متاسفانه با اون روال روش منحرف و بدعتامیز دوره خلافه خوب گرفته بودن او میاد و به حضرت اعتراض میکند که به من و این قلامم یک سام میدی در حال که این قلام رو من امروز آزادش کردم تا دیروز قلام من بود حضرت فرمود که به او هم به اندازه تو میدیم و به هر کدوم سه دینار دادن یا در نقلی هست که روزی حالا معلوم است همین در آغاز کار باشد اما دارد که یه روزی دو تا زن اومدن خدمت امیر المؤمنین یکی عرب بود دیگری از مبالی از آزاد شدگان بود و امام به هر کدوم فرمود که بیست و پنج درهم داده بشه و پیمانه قضا داده بشه اون زن عرب گفت که یا امیر المؤمنین من زن عرب هستم و این زن غیر عربه امیر المؤمنین فرمود که به خدا سوگن من در این قنیمت ها برای فرزندان اسماعیل و فرزندان اسحاق برطری نمیبینم چون فرزندان عرب ها فرزندان اسماعیل سرموناله بودن در نقل مشابهی که شاید نقل دیگری باشه یا همین نقل به گونه دیگری نقل شده باشد این نقل که عرض کردن در ارغارات ثقافیه بلازاری در انصاب اشراف جلد و صفحه 141 ایشون نقل میکنه که دو تا زن اومدن یکی از عرب یکی از موالی اظهار فقر کردن نزد امیر المؤمنین حضرت کسی رو به بازار فرستاد که برای این ها لباس و قضا بخورد و به هر کدوم صد درهم بده زن عرب اعتراض کرد که من عرب هستم و این از موالیست امیر المؤمنین پاسخ فرمود که من در قرآن خوب تعمل کردم و حتی به اندازه بال پشعی فرزندان اسماعیل رو بر فرزندان اسحاق برطری ندیدم که برطری داده شده باشد این گزارش دیگر است که بلازوری نقل کنه عجیبه که در این مسئله خوهر حضرت و برادر حضرت هر دو معترض میشن قصه امهانی معروفه که حضرت در تقسیم بیترمال فرمود که بیستر هم به امهانی داده بشه بیستر هم به کنیز غیر عرب کنیز عجم دیگر از موالی بوده به اون داده بشه امهانی نارهت شد اعتراض به حضرت کرد و حضرت هم همین پاسخ رو شبیه همین پاسخ رو به حضرت امهانی داد این نقل رو برهان شیخ مفید داد الاختصاص که منصوب به شیخ مفید هست در اونجا صفحه 151 که آمده اعتراض عقید رو هم یادم در برنامه قبل اشاره بهش کردم و عقید هم جزه معترضین بود و ارشد کنم که وقتی امیرال معمونی فرمود که من بین سیاه و سرخ فرقی خواهم گذاشت و مساوی تقسیم خواهم کرد عقید بلند شد میان جمعیت من و سیاهی از سیاهان مدینه رو در یک رتبه قرار میدی حضرت فرمود که کسی غیر از تو نبود که در اینجا پاشی رو صحبت بکن حضرت متوقع نبودن که عقید بلند شد این وسط اعتراض بکنن سزاوار نیست که مثل تو اینکه از خاندان ما هستین اعتراض رو بکنی این تصور رو داشته باشی امهانی و عقید به میزان دریافتی ظاهران اعتراض نداشتن به تساویه با مثلا غلام و کنیزشون اعتراض دارن همچین چیزیه هر دو شه یعنی وقتی که میبینه که به هر دو یک سان داده شده بر اساس اون فرهنگی که متاسفانه در طور دور خلافان نهادینه شده بود متوقع بودن اگر مثلا بیستر هم به اون کنیز دادن میشه بینا حتی دوباره باید دادن یعنی هم توقع بیشتر داشتن هم این سال که چطور ما یک سان عجیبه انسان میقدر تعمل بکنه در این گونه نقل ها میبینه که چقدر این فرهنگ غلط و محرف و منحرف نهادینه شده نهادینه شده یعنی پیانبری که تلاش کرد زحمت کشید با ان اکرمکم ان دلاله اتقاکم پیش آمد و امت رو خواست تربیت بکنه بر این نگاه تلاش های سال پیانبر در طول بیست و پنیس سال گوی هستن از این رو به منصد هشتاد درجه عوض شده در حال که این جز اولیات تقالیم قرآن هست که به اصلا این اکرمک من دلاله اتقاکم و جالبه که جز آخرین سفارش های پیانبره در خطب آخرین پیانبر در به اصلا مناب و این ها هست که پیانبر اشاره به همین مسئله که هیچ فضلی برای عرب بر غیر عرب نیست امثال این ها و حضرت در همجا به عقیل فرمیدن که تو بر آنان جز به تقواه سابقه در ایمان نمیتونی بر تری داشته باشی و باز اشاره کردم که همین رویه که خلاف ها داشتن و در همون زمان معاویه داشت که بعضی بزبخشش های بیحساب میکرد موجب شد بعضی از نزدیکان امیرال مؤمنی و حضرت این هم اشاره کردم در برنامه قبل که به حضرت توصیه کنم که شما هم فیلن مثل معاویه عمل بکنید بعضی ها رو با همین بخشش های اضافی جز بکنید بعدن که حکومت تصویر شد سوار کار بشید فیلن تو بعدن اون جمعه حضرت که حضرت در ارغارات دارد که حضرت فرمود که به من آیا فرمان میدهید توصیه میکنید که پیروزی رو در ستم به زیر دستانم جستجو کنم از درقه همون تعبیر حدف و سیله رو توضیح میکند و از ظلم پلی برای پیروزی بسازم سوگند به خدا تا دنیا دنیاست هرگز چنین کاری نمی کنم اگر مال مال من بود اون رو میان مردم به تصاوی تقسیم میکردم در حال که این مال مال خداست آگاه باشید که بزل مال بدون حق اصراف و تبزیر است که مقام بخشنده رو در دنیا بالا میبرد اما در آخرت پایین میابرد و اون رو در نظر مردم گرامی و محترم میسازد اما در پیشکار خدا خار میگردانده محور دیگر سوامین محور در اصلاحات اقتصادی امروز مؤمنین عدم تخیل را توضیح بیتونمال بود که این رو توضیحی دادیم در برنامه قبل عدم حفظ بیتونمال که خب پیان بسارواله سیراش این بود که حفظ بیتونمال نمی کردن توضیح هم دادم در همون برنامه قبل ممکنه همینجا سابیش بیاد که برای روز مبادا چرا نگه نمی دارد امروز مؤمنی و پیان بر بیتونمال رو پاسخ اومد که بله اگر به اصلاح از بیتونمال چیزی افزون باشد قابلیت زخیره باشد برای روز مبادا اما در زمان که مردم در تنگنای اقتصادی هستن باید حفظ نشه توضیح بشه بین نیازمندان و امروز مؤمنی تحکید به این مسئله داشت می فرمود که حبیبم رسول خدا صلوات و حاله چیزی رو برای فردا نگه نمی داشت ولی ابو بکر حفظ می کرد با امر ابن خطاب تصمیم گرفت دیوانهایی فراهم کند و سربت ها سال به سال تقسیم می شد ولی من چنان کنم که حبیبم رسول خدا صلوات و حاله انجام داد لذا یکی از رواد ابو ساله سمان می گه حضرتو دید وارد بیتلمار شد انبال یادید فرمود اینها اینجا هستن و مردم نیازمندند و دستور دادن که انبال توضیح بشند و بعدشند دادد که محل بیتلمار رو حضرت جارو زد این سیرش بوده دارد جارو زد آب پاشید و نماز خوند در اونجا و شمایت که بعد دارد که بعد از نماز حضرت فرمود که خطاب اون بیتلمار اون زمین اون مکان در روز استاخیز گواهی بده که سروت مسلمانان رو در درونتا حبس نکردم و باز گزارشی هست که اینو باز ارز کردم در برنامه قبل که یک شبیه برای حضرت انبالی آوردن در بیتلمار و فرمود که بلافاصله توضیح کنید بخی و حضرت ارز کردن که الان شبه اجازه بدید که فردای کار انجام بدید فرمود آیا زمانت میکنه که تا فردا زنده باشم و گفتن که نه ما در اختیار مانید ما چطور زمانت بکنید فرمود که پس تخصیم کنید اون رو به تخخیر نه اندازید شبهان شم این آوردن دو انبال رو شبهان تخصیم کردن این تحکید ازد بر این که برها اگر نیازمنده وجود داشته باشد حفظ انبال توجیحی ندارد اینم محور سبوم محور چارم در استعاط اقتصادی حضرت سرفجوی در مصرف انبال عمومی و حفظ انبال عمومی و بیترمان هست سرفجوی و حفظ اونها خیلی قابل انایت هست امروز خیلی مورد ابتلاح هست و الان خیلی باید توجه بشه به این نکته و تصور نشود که این مسئله بحث سرفجوی در انبال عمومی صرفا متوجه هست به کسانی که مسئولیت بزرگی در جامعه اداره بلکه حتی کارمنده جز اداره یک اداره چی در فصل زمستان چه تابستان چه سیستم گرمهاشی چه سیستم سرمهاشی فراهاتر از حد نیاز گاهی دیدیم دیگه مکرره بیدیم مثلا در اون فصل زمستان گاهی اینسا میره به اداره به جایی که میبینی خب با وجود کم بوده که در گاز این ها که موجود داشته باشد اما اینقدر اون فضا گرم شده که ناچار در باز بکنه فنجره رو باز میکنه که او خونک بشه او این مشخصه اگر تعمدن انجام باشین تزییع بیت المال هست حالا این رو شما عرضه بکنید برای این سیره امر المؤمنی این گزارش رو خیلی دامون شنیدیم که این سند گزارش هم مرحوم شیخ صدوق این رو نقل کرده در کتاب خسال صفحه 310 از امام صادق سلام الله علیه که امام صادق از پدر رو نشون نعر کردن که امیر المؤمنین علیه السلام کتاب این رو امالهی به کارگزارانشون نوشتن که ادقو اقلامکو برای من که نام منرسید قلمهاتون رو نکشو تیز کنید که جوهر کمتری مصرف بشه کاغذ کمتری مصرف بشه و قاربو بین سطورکم بین سطرهاتون فاصله زیاد نندازید که حجم بیشتری که سرش بشه و احذفو انی فضولکم حرف های اضافی لازم نیست بزنید وقصدو قصد المعانی لب کلامو بگید وقصدو قصد المعانی و ایاکم الاکسال از زیادگویی بپرهیزید چرا فانن انبال المسلمی لا تحتمل الاضرار مال مسلمان تحمل این زرارها رو نداره اگر چرا مثلا مخصوص جوهر مسلمی مصرف بشه حضرت چند تا کارگزار داشتن چقدر نامه میامد چقدر کاغذ باز مصرف بشه الان چون همینو حساب بکنید کاغذ هایی که مشاره میشه توی این سطرهای از این زباله گاهی ریخته میشه و امسال اینها این یک گزارش که خیلی قابل تعمل هست من گاهی وقتا جانو استاد نامه نگاری میخوام بکنم حالا با ادارات و اینها مثلا نمیدونیم نمیدونم حالا معتنی و ناظره به این فرمش امیر و مومنین هستونه ولی تقریبا یه رویهی برای خودم کردم