از ما رازی بدارم مقام معظم رحمری علما مراجع خدمت گذاران به نظاممون در پناه امام زمان معید و منصور بفرما سلامات بلندی سیدی عده به الله و فرم به الله الله الله بشرم یخطو که قرآن وقتتون بخیر باشه عزیزان شنبنده بهرمند شدیم از سخنانه حجت الاسلام سید حسین حسین قومی در غالب برنامه بربال سخن انشالله که بهری کافی رو برده باشیم ازیزان به پایان این نوبت کاری داریم نزدیک میشیم و با دو برنامه دیگر در خدمت شما بزرگواران خواهیم بود انشالله در ساعت سیزده و سی و یک دقیقه روایت عشق تقدیمتون میشه که گفتگو با مادران و همسران شاهداز کسایی که ما نفس کشیدنمون رو هم مدیون این بزرگواران هستیم و بعد بیانات مقام معظم رحبری در غالب میان برنامه پیام ولایت تقدیمتون میشیم الحمدلله که شما ازیزان از رسانه رادیو رو انتخاب کردید و انتخابتون از رادیو رادیو معارف بوده افتخار به ما دادید و از صدای ما رو شنیدید انشالله که تونسته باشیم رضایت شما ازیزان رو جرب کرده باشیم امروز تحقیقاننده برس سرکار خانم موسوی صدا بردار آی رزایی همانگی پرش آی محسنی و حقیر حسین نیکروش رضایت شما رو جرب کرده باشیم با شما خداحفظی میکنم و دعوت میکنم که روایت عشق و بچ پیام ولایت رو بشنبید خواهش میکنم با ما همراهی بفرمایید روایت عشق و بچ پیام ولایت روایت عشق به نام خدا و سلام باز هم میخواییم یه روایت دیگر رو از آشغانه های یه زندگی برای شما بگیم روایتی از زندگی یه شهید از زبان همسرش روایتی از دوست داشتن عشق ورزیدن و محبت کردن روایتی از آشغانه های یه زندگی میتونی پرنده باشی برسی به آسمانو هم نفس با چشم ورود بشکو فید تو با دریا در این برنامه میخواییم آشغانه های یه زندگی رو از زبان همسر یه شهید بزرگ بار بشنویم شهیدی که به نام شهید هستهی معروفه خوشحالیم و خدا رو شکر میکنیم که توفیق داد مهمان خانم کرمی همسر شهید دکتر علی محمدی باشیم یکی از دانشمندان هستهی که نام و یادش همیشه در زندگی ما مردم ایران جاودان است از خانم کرمی خواستیم از دوران کودکی و نوجوانی دکتر برامون بگن مسعود سه وم شهریوره 1338 به دنیا اومدن در شهر تهران در محله میدون خراسون خیابون جهان پناه خب مسعود بچه خیلی شلوقی بوده وقتی به دنیا میاد به سیاه بچه شیطون و باحوشی بوده اینطور که خودش خالا قسمتهایشو برامون تعریف کرده و مادرشون همینطور میگفتن اصلا هیچوقت آروم قرار نداشت نمیتونست یک گوشه بشینه و بسیار بچه کنچکاوی هم بوده توی یه خانواده مذهبی هم پرورش پیدا میکنه تا این که به سن مدرسه میرسه خب پدر ایشون خدا رحمتشون کنه خیلی مقید بودن که ایشون مدرسه خیلی خوبی برن اون زمان یه مدرسه خصوصی سبت نام میکنه بچه رو سمت خیابونه ولی اصر و این بچه خوب سرویس داشته به خاطر این که حالا منطقه شون پایین شهر بوده و فاصله زیادی داشته همیشه میگفت اولی نفری بودم که سواره سرویس میشدم و آخری نفری بودم که پیاده میشدم و بنابراین میگفت همیشه توی ماشین خواب بودم خودش اینطور که تعریف میکرد میگفت تمام دقبقی برگشتن من به خونه این بود که سریع برستم خونه و مسئله های ریاضیم رو حل بکنم و میگفتش که خیلی وقتا همون دم در خونه یعنی وارده حالمون که میشدم در رو باز میکردم بدون که کفشامو در بیارم میشسم مسئله ها محل میکردم که بعضاً هم میگفت مامانم بعضی وقتا تنبیه همم میکرد که چرا کفشتو در نگی بردی و کفش اومدی تو بسیار علاقه به مسئله ریاضی و فیزیک و این چیزا داشت خب خیلی جدی درسشون میخونه و حالا به خاطر این که حالا سطح سواد خانواد خیلی بالا هم نبوده خیلی مادرشو تحت فشا قرار میداده که مسائل منو باید حل بکنیم خب اون موقع دبستانش زبان انگلیسی تدریز میشد و یکی از اقوام یکی از دوستان که زبان انگلیسیش نسبتاً خوب بوده مجبور میکرده مادرشو هر روز اینو باید اصرا میبرد و منزل اون دوستشون و ایشون حالا رفع اشکال برای ایشون میکرده خب به همین منوال میگذره مسود خیلی جدی و مشتاق علم بار میاد یعنی بزرگ میشه به همین ترتیب و بودش همیشه میگو خیلی وقت و خیلی از مسائل منو کسی نبود که کمکم بکنه و اطرافیانم نمیتونستن من اصلا گفت متوجه من نمیشدن درکم نمیکردن ولی خودش اینقدر جدی بوده میگفت هر فردی که بتونه که مسائل منو حل بکنه استفاده میکردم ای نحمه آزادگی آواز را تکرار کن در سینه هم چرخی بزن فریاد را بیدار کن دیروز شب بود و طبی از شعله ها سرشار تر امیدوارم روز ماگیم و دلی از آسمان بیدارتن از کدکی و نوجوانی دکتر علی محمدی از زبان خانوم کرمی همسرشون شنیدیم حالا خواستیم خانوم کرمی از دوران دانشجویی دکتر علی محمدی برامون بگن سال پنجاب و شیش اشون وارد دانشگاه میشن خوب اشون دانشگاه شیراز قبول میشن رشته فیزیک اولین انتخابشونم بوده رشته فیزیک اولین انتخابشونم بوده رشته ای که انتخاب میکنن دانشگاه شیراز یکی از بهترین دانشگاه های اون زمان بوده به طوری که خودشون تعریف میکردن کسی دانشگاه شیراز میتونست قبول بشه که در طول دوازده سال تحصیلش یک دونه تجدید نیوورده باشه و نمرهی کمتر از چهاردن نداشته باشه و معدلش هم به همین ترتیب اون زمان ها مثل الان هم نبود میدونیم که نمره خیلی راحت شاگرد خیلی باهوشی هم بوده به همین ترتیب دانشگاه شیراز قبول میشه و شروع به تحصیل میکنه خودش همیشه از خودش این گلر رو داشت میگفتش که من چون که خیلی دوران تحصیلم دوران دبیرستان و اینا همش به فکر درس و اینا بودم انگاه که حالا از خانواده جدا شده بودم افتاده بودم به شیطنت خیلی میگفت جدی اون دوره درس نخوندم خب افتاده بودم به دوران انقلاب و دیگه تظاهراتی که حالا توی دانشگاه ها بود و اعتصاب قضاهایی که حالا بچه ها می کردن و میگفت یه ها سرف سرویس دانشگاه رو به هم می ریختیم به خاطر حالا اعتراضاتی که داشتیم که یک بارم گارد شاهنشاهی توی دانشگاهشون رو میگیره یه چند ساعتی هم مثل این که میبرن و یه مقدار باطون هم بهشون میزنن که میگفت گفتش که تا مدت ها بچه ها برام توی دانشگاه توی خوابگاه درس میگرفت و میگفت من عدادر میبردم که من زندانی سیاسی هستم و دیگه نمیتونم را برم و به همین ترتیب میگذره به همین ترتیب میگذره و تا انقلاب پیروز میشه دیگه دانشگاه ها که تحتیل میشه و دیگه اعتصاب میکنن ایشون میاد تهران که خودشون تعریف میکردن که روزه 17 شهری ور پشت فکر میکنم آقای مفته بود آیت الله مفته و همین توی تپه های غیطریه ایشون نماز میخونن میرن در رای نماز و خب ایشون همیشه توی این مسائل سیاسی حضور داشتن خیلی از اینجور کتاب ها تو خونمون داریم جالبه که براتون میگم یه رساله امام خمینی خون ما هست که جلدش با روزدامه شده و این رساله مال قبل از انقلابه که غالب این شکل پوشش داده بود که پیدا نباشه خب خیلی به این چیزهای دینیش واقعا مقید بود خب ایشون همه در اینجور که براتون میخونن میرن در رای نماز و خب ایشون همه در اینجور که براتون میگم همه برکاتی که دیگر شهده دارن اینای امتیاز دارن یعنی نشون دادن که محیط دانش کشور اونم این دانش های پیش رفتهی که اینا دنبال میکردن رسیله چه کسانی داره اداره میشه بنابراین شهادت اینجور دانشمند ها آبرو بخشید به محیط علمی هست بنابراین اینجور برای اینجور بخشید به محیط علمی هست برای اینجور بخشید به محیط علمی هست برای اینجور بخشید به محیط علمی هست برای اینجور بخشید به محیط علمی هست برای اینجور بخشید به محیط علمی هست برای اینجور بخشید به محیط علمی هست برای اینجور بخشید به محیط علمی هست برای اینجور بخشید به محیط liberty بچه ها رو آگاه بکنیم که مسعود در قسمت فلسفه چون به فلسفه خیلی علاقه داشته میگه من کتاب های فلسفی رو شروع به خوندم میکنم خب ایشون تمام کتاب های فلسفی از کتاب های فلسفی آقای دکتور بهشتی آقای متحری هر کتاب فلسفی حتی مال کومونیست ها اینا رو همه رو متعلقه میکنه و عقیدش بر این بودش که باید متعلقه داشته باشی تا بتونی نقصی که حالا اونها دارن و بتونیم نشونشون بدی و بتونیم بحث بکنیم به همین منوال میگذره تا دانشگاه ها یه دورهی به انقلاب فرهنگی خورد و مجبور شدن دانشگاه ها رو تحتیل کنن بخاطر همین شرایطی که پیش اومده بود خب ایشون از همون موقع رفتن وارده جغاده سازندگی شدن و میگفتن که در اطراف شیراز رستاخایی که حالا هیچ کدوم آب نداشتن شروع کردیم که لولکشی آب بکنیم و آبرسانی آب شرب داشته باشن مردم رستان بعد از یه مدت که اونجا کار کرده بود میگفت دیدم که نه اصلا فایده نداره این روشه کار فایده نداره چون این کارها کارهای تخصصیه و بعضا میگفت با به جای این که کمک بکنیم بعضی وقت خرابکاری هم میکردیم چون بلد نبودیم خیلی وقت و خیلی کارها ایشون میان تهران و تو سناد انقلاف فرهنگی مشغول به کار میشن تو گروه فیزیک خب اونجا با اساتید خیلی خوب و مشهوری آشنا میشن و اونجا اشکالات درسی و فیزیکشون رو میپرسیدن به طوری که وقتی که ما سال 1361 با هم دیگه ازدواج کردیم ایشون خودش اون موقع کتاب کوانتومو گرفته بود یعنی رفته و از استاداشون سآل کرده بود که من در آینده بچه درسایی واحداییو بگذارونم و بهشون گفتادن کوانتوم جز اصلیترین درسای شماست دیگه خودش رفته و کتابو تحییه کرده بود و میخوند و اشکالاتشون میرفت اونجا رفت میکرد موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی و اما میرسیم به موضوع شیرین زندگی خانم کرمی و ازشون خواستیم از نحوه آشناییشون با دکتر علی محمدی برامون بگه نحوه آشنایی ما خب مسوطو ستاده انقلاف فرهنگی بود توی گروه فیزیک و برادر من هم توی ستاده انقلاف فرهنگی مشغول به کار بودن توی گروه شیمی خب اینها خب اینها به خاطر اینها به خاطر اقیده هاشون که تقریبا هم فکر بودن و توی مسیر و یک راه قدم برداشته بودن خب با همدیگه دوستان خیلی سمیمی بودن و خیلی همدیگر هم دوست داشتن اینها با همدیگه اونجا آشنا شدن و حالا به خاطر که ایشون میخواست ازدواج بکنه خب خیلی خواستگاری رفته بود و نشده بود حالا به هر شکلی که بود دیگه یه روز برای بردر من انوان کرده بود و بعد فهمیده بود که بردر من خوهرم داره بعد ایشون گفته بود که اگر اجازه بدی مادر من تماس بگرد تو میگم به صورت سنتی بله یعنی ما اصلا همدیگر به هیچ انوان ندیده بودیم دیگه شماره تلفونو بردر من گرفته بود به مادرشون داده بود مادرشون یه روز زنگ زدن به منزل ما با مادرم صحبت کردن و اجازه خواستن که بیان منزل یادم اون روز مادر شوهرم خوهرشون و زندایی شوهرم سه نفری با هم دیگه اومدن مادر منم به خالم و زنداییم گفت شما بیان که عاشنا بشین ببینیم مثلا طرف مقابل من چطیبیه من یادم پدرم خدا رحمتشون کنه ایشونم بودن ایشون گفت من خودم میخوام بیان همون اول کار ببینم و شما هم دقیقت بکنین حتی یادم سفارش کرد که به کفشاشونم نگاه کنین لباسی که پوشیدن روی رخت و لباسی که آدم ها میپوشن میتونین شما فرهنگشون رو تشخیص بدین که اگه خدایی نکرده اختلاف فرهنگی باشه بهتری از همون اول تشخیص بده و تصمیم درستی بگیره خب و یادم اینها تشریف رو بردن منزل ما و گفتن که مسعود رفته جبهه نیستش و اکس مسعود رو بردن گذاشتن منزل ما و خواستن برن گذاشتن روی میز گفتن حالا پسر ما اینه شما ببینینشون اگر پسندیدین حالا ما دوباره تماس میگیریم یادم بعد از تقریبا یه هفته ده روز اینجورا تماس گرفتن ما به همسرم و گفتن که جوابش رو ما چیه گفتیم خالی بسان شما بر مرحله دومم بیان این دفعه مثلا قرار بود با داماد بیان دیگه مسعود هم اتفاقا رفته بود جبهه اونجا مریضی خیلی سختی گرفته بود ظاهرن حسبه گرفته بوده و حالش خیلی بد بوده دیگه میاد تهران بعد از اون هم دیگه نمتونه جبهه بره به خاطر حالا مسائل و چیزهایی که پیش اومده و من همیشه میگم شاید قسمت بوده که ایشون زنده بمونه تا بتونه این مسیر علمی رو تیب بکنه و جای دیگهی در جبهه خدمت بکنه روایت و آشقانه امروز از زندگی دانشمند شهید دکتر علی محمدی و همسرشون سرکار خانم کرمی به پایان رسید تا یا آشقانه دیگه از زندگی این دو عزیز خدا نگهدار موسیقی این موج موج نور و صدا فضیلت است موج اف ام ردیف 96 مگا هرتز موج ای ام ردیف 1071 کلو هرتز رادیوم آرف دانش آوانی شبان روزی اینجا صدا فطرت و نور و فضیلت است و تقیم بقبل این لنگ جمیعا و لا تفرق موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی همزمان با میلاد سراسر نور پیامبر رحمت سلالله علیه و آله و سلم و هفته وحدت سی و نهومین کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی به مناسبت 1500 سالگرد ولادت پیامبر اعظم سلالله علیه و آله و سلم با موضوع پیامبر رحمت و امت اسلامی با حضور ست هاتن از علما و اندیشمندان جهان اسلام به صورت حضوری و مجازی برگزار می شود ایران ایران تهران 17 لقایت 19 شهریور iuc.تقریب.ir مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی قزه شهر عشق و خون قزه شهر لاله ها شهر غیرت و شرف بر زمین آشنا ملت ها مثل مسئله قزه حساسن مسئله اول دنیا از این مسئله نباید بگذاریم این مسئله از نگاه عمومی بینور مللی مندوم و دنیا خارج بشه از این مسئله اول بودن خارج بشه اینجا سرزمین زیتون و سفر هست خودکی خواب نال می بیند در آغوش مادری که لالایی هایشه خاموش شدن و لبخند نورسیدهی پشت مرزهایی که گردها ساختن پیر شدن برای زنده نگه داشتن دین و انسانیان همین ما ایرانیان همدلانه همراه مردم مظلوم قزه هستیم اون یش ایران همدل ادامه دارد و شما عزیزان از این دو طریق میتوانیم به مردم مظلوم قزه کمک کنیم از طریق شماره کارته شست سی و هفت نوود و نو هشت و دو هفت و سفر هفت و یا خود دستوری ستاره چهارده مرمبه از این روز دادلاه بزرگ بجدان است از این روز دادلاه بزرگ بجدان است اما این به اون معنا نیست که فقط ما بگیم و شما بشنوید ما مشتاق شنیدن صدای شما هستیم دوست داریم از نیازهای رسانه ایتون از انتظاراتتون بیشتر بدونیم نظر شما برای ما مقترح است نظر شما برای ما مقترح است باید با سلیغتون آشنا باشیم تا بتونیم طبق میل شما برنامه بسازیم هر جای این دیار که هستید کافیه با شماره 162 تماس بگیرید راه نمای ما باشید تا براتون برنامه های بهتری بسازیم ما به شوق شما اینجاییم شماره تلفونی روابط عمومی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پیامه بلاگت نور دلقو خامنه ای رهبر ما نور دلقو خامنه ای رهبر ما چون امروز میلاد پیامبر علم است پیامبر علم، پیامبر عقل نور دلقو خامنه ای رهبر ما پیامبر اخلاق، پیامبر رحمت پیامبر وحدت و پیامبر همه خسال بزرگ انسانی هر کسی به این خسال انسانی دلبستگی دارد به پیامبر اسلام عشق میبرزد احساس دلبستگی میکند من و شما مسلمان هاییم از این بزرگوار هستیم و به این افتخار میکنیم و در راه اون حاضریم استادگی کنیم و جان و مال در راه اون مصرف کنیم احتیاج داریم به این که اون چه که پیام اسلام متزمن آن است یعنی همین علم و عملیم اقل و حکمت و رحمت و وحدت و اخلاق و خسال انسانی که پیام بر اسلام متزمن اینها بود و حضرت عبی عبدالله جعثر ابن محمد صادق علیه الصلاة و السلام مرسی اعظم اعظم مرسی اعظم مرسی اعظم مرسی اعظم مرسی اعظم مرسی اعظم مرسی اعظم مرسی اعظم سرده ترین تلاش ها را برای توصیه این مفاهیم و تحقق این تعالیم متحمل شد ما باید خود رو دنبال رو به این تعالیم بدانیم و برای اونها تلاش کنیم این وظیفه امروز همه مسلمان هاست البته توده های مردم دنبال رو به مسئولان کشورها هستند دولت ها، نخبگان، روشنفکران، علما، سیاست مداران اینها هستند که وظیفه اصلی را در این میدان وسیع به احده دارند و من امروز وقتی نگاه میکنم به مسائل جامعی خودمون و مسائل دنیای اسلام میبینم اگر چه همه این محتوی های بزرگ مهم است برای دنیا اسلام هم علم مهم است هم خردورزی مهم است هم اخلاق مهم است لیکن اون چه که در درجه اول اولویت امروز برای دنیا اسلام قرار دارد وحدت است ما مسلمان ها خیلی از هم دور شدیم سیاست ها در این زمینه تلاش متاسفانه موفقی انجام دادند که مسلمان ها را دلهای گروه های مسلم را از یک دیگر شده کنند امروز به وحدت احتیاج داریم اگر ملت های کشورهای اسلامی در همه این منطقه وسیع که یک کسر بسیار بزرگ از جمعیت دنیا را تشکیل میدهند اگر اینها ندر جزئیات در جهت