دشتی، صدا بردار و ت الله فتحی، هماهنگی پخش، توفیق همراهی شما رو پیدا کردیم. برنامه های متنوی رو تقریب میتونیم که انشاءالله مورد استفادتون قرار گرفته باشه و لطفا نظرهای خودتون رو در مورد این برنامه ها با همکاران خوبم در میون بگذارید 3553 شماره سامانه پیامکی روابط امومی رادیو معارفه. اما در این لحظه بنده به اتفاق همکاران بزرگور منصورتون مرخص میشیم و زمن خدافزی دعوت میکنم برکرانه نور رو بشنوید. تفسیر آیات یک تا شش سوری مبارکه ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حضرت آیت الله جوادی آمولی حفظه الله پرچراغی نور تفسیر آیات یک تا شش سوری مبارکه ی انآم در کلام مفسر آیت الله جوادی آمولی حفظه الله تفسیر آیت الله جوادی آمولی حفظه الله تفسیر آیات یک تا شش سوری مبارکه ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حضرت آمولی حفظه الله تفسیر آیات یک تا شش سوری مبارکه ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حضرت آلی قدر حضرت آمولی حفظه الله تفسیر آیات یک تا شش سوری مبارکه ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حضرت آلی قدر حضرت آمولی حفظه الله تفسیر آیات یک تا شش سوری مبارکه ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حضرت آلی قدر حضرت آمولی حفظه الله تفسیر آیات ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حضرت آمولی حفظه الله تفسیر آیات یک تا شش سوری مبارکه ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حضرت آمولی حفظه الله تفسیر آیات ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حضرت آلی قدر حضرت آمولی حفظه الله تفسیر آیات ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حضرت آلی قدر حضرت آمولی حفظه الله تفسیر آیات ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حضرت آمولی حفظه الله تفسیر آیات ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حضرت آمولی حفظه الله تفسیر آیات ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حضرت آمولی حفظه الله تفسیر آیات ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حضرت آمولی حفظه الله تفسیر آیات ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حضرت آمولی حفظه الله تفسیر آیات ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حفظه الله تفسیر آیات ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حفظه الله تفسیر آیات ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حفظه الله تفسیر آیات ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حفظه الله تفسیر آیات ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حفظه الله تفسیر آیات ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حفظه الله تفسیر آیات ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حفظه الله تفسیر آیات ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حفظه الله تفسیر آیات ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حفظه الله تفسیر آیات ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حفظه الله تفسیر آیات ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حفظه الله تفسیر آیات ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حفظه الله تفسیر آیات ی انآم در کلام مفسر آلی قدر حفظه الله تو معانی ذهنی فصول داریم انواد داریم اگناس داریم همه این ها معینا مباهمترین مفهوم و وسیعترین مفهوم در بین مفاهيم ذهنی مفهوم شیعه است در تعبیر فارسی چیز و به تعبیر عربی شیعه این شیعه که یک مفهوم عامه است همه جا هست با همه هست در ازهان هست در احیان هست در آسمانه هست در زمین هست اون قدر زعیف است که هر جارت رنگ رنگ همون جاره میگیرند مثلا شما موجودات زمینی را میگویید این شجر شیعون، هجر شیعون، مدر شیعون، انسان شیعون موجودات آسمان را میگوید کوکب شیعون، شمس شیعون، فلک شیعون، ملک شیعون امثال دلک شیعون شیع برهنه صادق است اما هر جا که مفهوم شیع صادق بود برهر چیز صادق بود با همون چیز رنگ همون را میگیرد فلعرزه عرضون فلسماه سماه پس مفهوم شیع در آسمانی آسمانی است در زمینی زمینی اما ذات اغدس اله با آسمانی هست اما موجود آسمانی اله نیست اله در همه شیع هست بدون امتزاج فلسماه اله نفه سماه سماه فلسماه فلعرزه اله نفه فلعرزه عرضون اما شیع هبال نزید فشجره شجرون فلحجره حجر فسماه سماهون فلعرزه عرض ما نه تنها در بین اشیاه خارجی چیزی مثل خدا نداریم لیسه که مثل شیع در مفاهم زهنی هم چیزی مثل خدا نداریم این لیسه که مثل شیع نکره در سیاق نفک است نه موجود زهنی مثل خدا خواهد بود نه موجود عیدی مثل خدا خواهد بود چیزی که همجا باشد در همه شیع حضور داشته باشد با همه شیع حضور داشته باشد رنگ هیچی نگیرد این فقط خدا است لیسه که مثل شیع نکره در سیاق نفک است نه موجود زهنی مثل خدا خواهد بود چون این شیع نست به هیچ سبغه منسبق نخواهد چون رنگ هیچی نمیخواهد بود سرش آن است که اطلاق شیع و مانندانی اطلاق مفهومی است اطلاق زعیف است اطلاق زعیف وقتی در هر زرفی قرار گرفت رنگ همون زرف رو میگیرد اما اطلاق قوی قاهر فوق عباد است همه جا هست به اطلاق خود راه حفظ میگو هیچ شیعی نیست که خالی از ذات اقدس اله باشد اما خدا هیچ وصفی که ما سوای ذات او باشد و بوی امکان بدهد متصف نخواهد شد و نخواهد گرفت از افراد همون رفع العرس بعد فهمود یعلم سررکم و جهرکم چون هووز ظاهر است یعلم جهرکم چون هووز باطن است یعلم سررکم و چون به کل شیعه نعلم است یعلم تکسبون یعلم انسان کار انجام میدهد در خلوت انجام میدهد خدا باطن میداند در جلوت انجام میدهد خدا ظاهر میداند اول که وارد کار میشود یه غصد خاصی دارد خدایه و الافر میداند همکنون که میخواد از کار بیرون بیاید یه مقصد مخصوص را تعقیب میکند خدایه و الافر میداند اما در نهان او در درون خود یه سلسله اوصافی را که هست میکند اون خدایی که معکم اینما کنتم میداند باز همه و الباطن میداند فمود یعلم سررکم و جهرکم و یعلم ما تکسبون مطلب دیگران است که در خیلی از موارد بعد از این که جریان سر درون و بیرون انسان را ذکر کند مسئله آسمان و زمین را ذکر میکند تا شاید دوها بفهماند که جانتون رو منزل آسمان شماست و بدن شما و منزل زمین شماست و فی سماعی رزقم و ماتو و عدوم روزی های بدن شما از آسمان جانتون تعمیل میشود هرچه در آسمان جانتون بود بدنتون تعمیل میشود بکشید که این مخزن روزی را که آسمان جان شماست اون را پره از روزی های قیبی کنید در پایان سوره مبارکه بغرین بحث گذشت یعنی آیه دویس و هشتاد و شهار سوره مبارکه بغرین بود که لله مافی سماوات مافی الارد و این طب دو مافی انفسکم او طخفوه و یهاسفکن به الله سد رعایه این است که اون که در آسمان هاست مال خداست اون که در زمین هست مال خداست بد فربود اون که شما از جانتون اظهار کردی خدا حساب میکنه اون که مخفی نگه داشتی خدا میداند یعنی اون که از آسمان جانتون به زمین بدنتون آمد خدا میداند اون که در آسمان جانتون مستور است خدا میداند که این چهار جمعه موسیقی مهمترین کاری که ذات اقدس اله میکند اینست که اولا ما را به فکر بامیدارد بعد برهان اقام میکند این سوره که سوره احتجاج است هرمایه احتجاج تفکره خب اگر کسی اهل اندیشه نباشد شما هر برهانی برای اقام میکنید سودمند نیست بیش از چهل بار در این سوره مبارکه کلمه قل هست یعنی بگو یعنی اینچین احتجاج بکن خب حالا این حجج چهلگانه یا بیشتر مناهی کسی است که اهل فکر باشند تلیه این سوره ذات اقدس اله اینها را باداره به فکر میکنند میخواد اینها باید فکر بکنند و از آیات الهی اگر اعراض بکنند بر سرشون اون چمی آیت که بر سر ببکتر از اینها آمد اینها را تحدید میکنند میخواد فکر بکنید بعد که فکر کرده روشن میشود اقباکی است درد در انسان ایجاد میکنند یه وقت است که برهان قام میکنند یه وقت است که میگاد شما فکر بکنید اصل شناخت را لازم میکنند بعد اون چی را که انسان باید بشناسد برهان بازگو میکنند میفرماد به این که شما اهل امترایی چه در مسئله مبدع اهل امترایی که آیه اول فرمود سم ملزین کفرو بربهم یادرو که مربوط مبدع بود در باره معاد فرمود در باره معاد باز و همچنین وحیون و بابر خب اگر کسی هدفی دارد هایانی دارد باید یک راه نمایی باشد که اون را به اون هدف برساند یا نه گاهی خداوند از راه ضرورت معاد بر ضرورت نبووت استلال بکند میگد چون هدفی هست پس راهی هست اگر راهی هست راه برد و راه نما باید باشد اون پیغمبر هست دیگر اگر معادی نبود وحیون نبووتی هم نبود معاد یعنی پایان را که انسان به اونجا میرسد اگر مقصدی در عالم نبود و انسان با مرد نابود میشود وقتی مقصدی نیست مقصودی نیست هدفی نیست راهی هم نیست حالا اگر مقصدی هست انسان نابود نمیشود به اون سمت حرکت میکند باید راه نما داشته باشد چون معاد حق است پس دین حق است دین به معنای وحی نبووت چون معاد حق است سرات حق است چون معاد حق است راه نما و راه بلد حق است فهمون حالا که شما از بین نمیردید با مرد از جایی به جایی دیگر منتقل میشود این عجل الله لعاتن پس مقصودی هست اگر مقصد و مقصودی هست راهی هست اگر راهی هست راه نمایی هست که وحی نبووت باشد که این طلیقه زرودت بر وحی نبووت است اونگاه میفرماد به این که مشکل اینها این از کنار لندیشه نیستن بر تقدیر خب این که میفرماید همه جا هست و رنگ نمیگیرد بازگشتش در حقیقت به وجه خداست در هیچ جای قرآن الله استثناء نشده چون او در معرض توهم نیست که کسی بگوید همه چیز فانیست مگر خدا هیچ جای قرآن ذات اقدس اله را استثناء نکد هر جا استثناء کرد وجه را استثناء کرد او در دسترس فهم نیست اصلا همه جا کل شیع انحالک الا وجهه کل من علیها فان و یبقا وجه را بکرد که خود این وجه زلجلاله و اقرام هست اینا مسائلی نیست که با فکر ابن هشام ها حل بشود که بگن این نعت مقتوه هست نه خود وجه اجل از آن هست که از بین برود و ذات اقدس اله اجل از آن هست که وجه را با او شناد و یبقا وجه را بکرد زلجلال خود وجه اجل و اقرام هست مثل این که رب اجل و اقرام هست تبار کسم رب بکرد زلجلاله و اقرام اینجا کل من علیها فان و یبقا وجه را بکرد که این وجه زلجلاله و اقرام هست خود به هر تقدیر فرمود اولا و سماوات فرعز یعلم سرکم و جهرکم و یعلم ما تکسبون این که فرمود یعلم سرکم و جهرکم و یعلم ما تکسبون یه حشدار هست یعنی همه اینها معلوم اوست آماده حساب رسی باشی اگر حساب رسی حق هست پس یک راهی بین ما و سحنه حساب رسی هست و اون راه همون سرات مستقیم است و دین و یه آورندهی لازم است و راه بلد و راه نما اونگاه فرمود به این که مشکل اصاسی مردم این است که اینها نمی اندیشن خب چون مشکل مهم همون نیندیشیدن است قرآن نفهمات که اینها ایراز دارن از آیات الهی و ما تحتیه من آیت من آیات ربم الا کان و عنها موردین کذب و بالحقه فلما جاهم فصفه یعنتیه من با ما کان و بهی است از این آیه یعنی علامت و نشانه در باره نبوت و امامت و امسار زاره اگر یه حادثه خارق عادت باشد اونش آیه یعنی معجزه در باره مسئله توحیدی هیچ فرقی بین آدی و غیر آدی نیست خواه اون چوبی که چوب است این آیت من آیات الله خواه اون ماری که مار است این آیت من آیات الله خواه اون چوبی که مار میشود اون هم آیت من آیات الله هر سه در این که ممکنند و واجب میتلبند یکیست در برهان عقلی برای اثبات مبدل ولی در بحث های نبوت به مانندان فرق است یه وقتی چوب است یه وقتی مار است یه وقتی چوب مار میشود اگر چوب دفعتن واحدتن مار شد این میشه آیت نبوت پس آیت به معنی معجزه و خرق آدت با آیت نبوت آیت های آدی در بحث های نبوت امسار نبوت فرم کند بگنه در برهان عقلی برای اثبات مبدل هر موجود ممکنیست سببش واجب است اگر رو برهان حدوث کسی مشکل کرد همه این ها حادثن محدث میخوند رو برهان نظم کسی حرکت کرد میگد همه این ها منظم نازم میخوند رو برهان امکان ماهوی کسی تیه کرد میگد همه این ها ممکن و وجودا واجب میخوند رو امکان فقری که اتم مل براهی نست کسی مشکل کرد میگد همه این ها فقیلن غنی میخوند در مسئله نبوت است که بین این ها فرق است یعنی بین خارق آدت و آدت فرق است وگنه در مسئله توحید هیچ فرق بین آیت های آدی و آیت های غیر آدی نیست همه این ها آیات الهی هست مدعی بریان است که زات اقدس اله اله رو حشداد داد تباید انا شما به چی مغروری؟ به قدرتی حالا یا زور است یا زر است یا هرچی هست مغروری زات اقدس اله قبل از شما کسانی رو نابود کرد که از شما مقتدیه تر بودن خب چه بهدر که شما بیندشید دیگر فرمود اینا چون اصل رو قبول نکردن در حاضر نیستن فکر بکنن اصل توحید رو قبول نکردن یا اصل مبدر رو نپذیرفتن دایی ندارن که زحمت اندیشیدن رو برخود تحمیل کنن ولی فصوفه یعتیم انبا و ماکان و بیست از اون قب یه مقدار بررسی کنید یه مقدار سهر کنید یه مقدار کتاب تاریخ بخونید یه مقدار سنن الهی رو بررسی کنید ببینید قبل از شما مقتدیر تر از شما بودن به خدا اینها رو نابود کرد در سوره انبارکه سبع اینکیری میفرماید آیه 45 سوره سبعی نست که وکذب اللذین من قبله وما بلقو میعشار ما تیناهون فکذب رسولی فکیف قانکی فاوت پیغم برا به این مردم بگو قبل از شما کسانی بودن که شما به عشق قدرت اولها نرسیدی وما بلقو این سنادید قرش که معصر توان و مکذب توان وما بلقو میعشار ما تیناهون یک ده همه قدرت پیشینیان روینا ندارن ما همه اونها رو از بین بردیم اینا که چیزی نیستن والحمدلله رباه امیدوارم