برنامه های رادیو ایران برنامه های رادیو ایران برنامه های رادیو ایران برنامه های رادیو ایران برنامه های رادیو ایران برنامه های رادیو ایران برنامه های رادیو ایران برنامه های رادیو ایران برنامه های رادیو ایران برنامه های رادیو ایران برنامه های رادیو ایران برنامه های رادیو ایران برنامه های رادیو ایران برنامه های رادیو ایران برنامه های رادیو ایران برنامه های رادیو ایران برنامه های رادیو ایران دفعه سوام هم همینطور من مدتی ساکت بودم ایشون مشغول زکت شدن من سؤال کردم ایشون جواب دودن دفعه چهارم من سؤالی رو مطرح کردم ایشون با ملاتفت فرمودن که چهار مرتبه است شما که ساکت میشید من برای این که از وقت خودم استفاده بکنم دعای سباح امیر المؤمنین علیه السلام رو شروع میکنم به خوندن باز شما سؤالی رو مطرح میکنید و من مجبور میشم دعا رو رها کنم از اول دو مرتبه شروع کنم خب شما میخوای حرف بزنید سؤال بپرسید پشت سره هم سؤال بپرسید اینا تعبیر بنده است یه دفعه سؤال بپرسید آقا جواب شما رو میدن بعد ساکت میشید ایشون برای اینکه از وقت خودش استفاده کنه مشغول دعا میشه باز دو مرتبه سؤال میپرسید برای اینکه احترام مؤمن رو نگهداره و پاسخه به درخواست مؤمنی بده دعای خودش رو قطع می کنه جواب تو رو میده دو مرتبه ساکت میشید مشغول دعا میشه وقت خودشون رو مراقبت میکردن حواس خودشون رو به وقتشون داشتن بعضی وقتا به جوانها که میرسیدن میپرسیدن که شما چند سالتونه او مثلا جواب میداد که آقا من 25 سالمه آیت الله به حضرت رحمت الله میفرمودن که یه نگاهی به اعمال گذشته خودتون بکنید یه فکری بکنید ببینید چه مقدار از وقتا 25 ساله شما به بتالت گذشته همین مسائل روز تلویزیون موبایل فضای مجازی وقت ما رو تلفت میکنه بعضی وقتا میبینیم نصف وقت شبان روز ما به همین چیزها میره که بعد فایدهی هم برامون نداره خدا به همون توفیقه اهل مراقبت باشیم و وقت خودمون رو تلفت نکنیم انشاءالله و مشنوز بدبوی و اندوه مخاب صدایی مندگاه جلوی از جامعه دینی رادیو معارف دریچه ای به جمهان روشنایی و مدفت رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت تاریخ اسلام تاریخ صدر اسلام بسیار بسیار مهمه همون تاریخ ده سال زندگی پیغمبر تاریخ تحلیلی از جمعه بخش های بسیار روشنگر برای همه زهنهاست زلال تاریخ بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم گرامی و ارجو مند را دیو معرف سلام به شما با برنامه زلال تاریخ در خدمت شما هستیم و قسمتی دیگر از این مجموع برنامه رو پیشکش حضور شما از ایزان میکنیم مستحضری که در این برنامه تلاش میکنیم صفحاتی از تاریخ صدر اسلام رو واکاوی و بررسی کنیم و در این ره گذر از محضر پرفیز جناب حجت الاسلام و اول مسلمین دکتر محمد رزا جباری بهرمند میشیم مدیر محترم گروه تاریخ محسسه آموزشی و پجوهشی امام قومینی رحمت الله حلق و از نویسندگان و کارشاناسان مبرز تاریخ اسلام سلام شما جناب استاد خیلی خوش آمدید علیکم و سلام و رحمت الله بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام و عدب دارم حضور حضرت حالی جاوی رکنی و همه شرمندگان عزیز برنامه هر جایی که شرف و حضور دارن انشاءالله خداوند بهترین ها رو نصیب همه عزیزان بکنه در خدمت نصیب انشاءالله خیلی متشکرم ما در ورنمی گذشته به موضوع اصلاحات اقتصادی در دوران حکومت امیر المومنین پرداختیم اشاره فرمودید به این که حضرت در هیته اصلاحات اقتصادی کارهایی رو انجام دادن از جمعه تقسیم آدلانه و مساوی بیترمال بین اموم مسلمانان دیگری حبس نکردن بیترمال و نگه نداشتن بیترمال و مورد دیگر مثلا سرفیجوی در مصرف انوال امومی و حفظ اونها مثالهایی رو برد شموردید برای این موضوع نکاتی در خصوص اصلاحات اقتصادی باقیمون گمان میکنم که قرار شد در این برنامه در خدمت شما باشیم و البته دعوت میکنم از شنواندگان خوبمون که برنامه گذشته رو نشنیدن حتما به پایگاه اینترنتی ایران صدا مراجعه کنن برنامه گذشته ای ما رو هم بشنون و اکنون هم در خدمت شما هستیم و ادامه گفتگو من با حضرت علی رو تقدم شنواندگان ایران میمیکنیم بفرماییم بسم الله الرحمن الرحیم همونطور که فرما دید حدوداً چهار محور رو از محورهای اصلاحات اقتصادی امیر المؤمن سلامون علیه رو عرض کردیم پنجمین محور پرهیز از بخشش های ویژه به نزدیکان هست این هم نکته بسیار مهمیست امروز خیلی باید مورد توجه مسئولان باشد مورد توجه کسان که متصدیه امری هستند ویژه بخشی ها ویژه بخشش ها به افرادی که برحال امتیازی بر دیگر آهاد جامعه ندارن اگر کسی مسئول شد خب در حالی که زمینه های تصدیه پست و مسئولیتی که ممکن در زیر مسئولیت اون فرد تعریف بشود برای خیلی از افراد ممکن هست باز هست کسانی هستن که تحصیلات لازم رو دارن تخصص لازم رو دارن اما چون این آقا دختر خوهرشه پسر خوهرشه پسر برادرشه دخترشه که که در یک سفر خارجی که برحال مسئول انجام میده صرفا فردی رو به اون عنوان که دخترش هست پسرش هست دامادش هست امسادی ها با خودش همراه میکنه در حالی که او هیچ تخصص خاصی یک ویژگی خاصی در این زمینه ندارد و توجیهی ندارد که برحال از بیت المال یک چند امکانی برای او فراهم بشه در مورد امیرون مؤمن سلامون علی این نکته هم مانند خیلی از نکات دیگر مورد توجه حضرت بود در برنامه قبل اشاره کردم به این که حضرت دقیقا همون مقداری که به کنیز امهانی داده بود بیستر هم به امهانی داد که مورد اعتراض امهانی هم قرار گرفت که پرمود که من فضلی برای تو برگوند کنیز نمیبینم در مورد عقیل هم همطور عقیل هم اعتراضی کرد حضرت فاسخ داد یک اشارت که گزارشی هست که این رو ابن عبد الحدید در شرح نحج و براقی جده ده صفحه دویست و پنجان از خالد ابن معمر صدوسی نغمی کنه حالا این آیا متصدی بیت المال بوده یا برحال چه جهت این پیشنادو کرده اونجا دارد که خالد میاد خدمت امروی المومنی صلوان علی عرض میکند که در تقسیم بیت المال و دادن اطاع و سهم چند درهمی بر سهم حسننی علیه مسترم اجازه بدید من بیفضایم اضافه بدن به اونها میگه که امیر المومنین خشمگین شد نگاه خشمالود به چهره این کردو و با همون نگاه به این فهمود که این چه درخواست بیجایی که داری انجام بده و مخالفت کرد حضرت با اون و یا مثلا اون قصه گردم بند معروفه من در تحذیب الاحقام و مرحوشه خطوسی دیدم جلد ده صفحه 151 که اشترک اون متصدیه بیتون مال ابن عبی رافی ظاهرن و حرف از ام کلسوم هست حالا ام کلسوم ممکنه دختره ای که از همسران دیگر امیر المومنین بوده باشد ام کلسومی غیر از ام کلسومی بنت فاطمه صلی اللہ علیه و سلام داشته ایم در دختران از دد که اون میاد یک گردم بندید برای اید قربان اید قربان بوده برای تزیین در اون اید قربان گردم بندید که جز بیتون مال بوده آریه میگیرد و حتی آریه مزمونه ایشی در قبالش یعنی چی آریه مزمونه یه گروه میگذارد و به آریه میگیرد گردم بند رو که در اون اید قربان خود را با آن بیاراید بعد ارشبت که امیر المومن صلی اللہ علیه متوجه میشه و توبیخ میکند هم اون به صلاح متصدی بیتون مال رو و هم ام کلسوم رو و این که برحال بر چجاید این رو گرفتی این میگه من به صلاح برای تزیین و با آریه مزمونه فقط برای اید گرفتیم که باید پس بدم جمعه هزار جالب هست اون نکتهی که پیش از این عرض کردم فرمود آیا همه زنان مهاجران این امکان رو دارن که در این اید خود را با چنین گردم بندی بیارایند حجاب یعنی اگر فرض کنید زنی از زنان مهاجر یا انصار برحال میامد پیش این به صلاح متصدی بیتون مال و میگفت این گردم من دون من بده به اون هم مانند تو میداد یا به تو بخواهید یعنی حضرت در واقع اشاره به رانت میکنند احسنتون تو از رانت دختر حاکم بودن داری استفاده میکنی معلوم است این امکان برای همه فراهم باشد هر کسی بیاد بگی بگی بگی این گردم من دون من بده به اون هم مانند حتی با آریه مزمونه این کجا و رفتار بخی مدعیان دین داری متاسفانه کجا بله بله ارز کنم که مورد دیگه عقیل هست عقیل خب برها گوی خیلی زیادی متوقعه بود از امیرال مومنین که برادرشه حاکم شده خریفشونه هم اعتراضی که قبلن ارز کردیم میکن راجب مسابقات در توضیح بیتون مال ایمان در گزارش دیگری که این آدرسش مناقب ابن شهراشوب هست جده ایک صفحه سی سد و هفتاد و شش دارد که عقیل میاد در این گزارش هست که میاد خدمت امیرال مومن سلام علیک و طلب میکنه که صد هزار درهم امیرال مومنین از بیتون مال بده که عقیل بدهیشو پرداخت کنه خب اینقدر بدهی دارم صد هزار درهم میخوام که بدهی حضرت حمود که من حق برداشت برداشت این مبلغ رو از بیتون مال ندارم اما سبر کن وقتی که سهمم از بیتون مال اومد اونو نستشو به تو میدم چرا چون نستشم بر عیالم با خط و زندگی ما بگذرنم عقیل نپذیره قطعا سهم از از این مقدار نبوده و از این نستشو و عجیبه که بعد از حضرت ازن میتر بد که برم پیش مواویه ازن میگیره برم پیش مواویه خب که برم از مواویه طلب بکنم و حضرت میگی اختیار بخودته و برای خرج راهش طلب میکنه چهار ست درهم امیرون مؤمنی میفهمه به حسن سراموناله که بهش بده چهار ست درهم که تمام نماز سهم به خودش بذرد کمکش میکنه و قصه این مده مفصله که عقیل میره نزد مواویه این مبلغ رو میده اونطا عقیل هم آدم حاضر جوابی بوده و نسبدان بوده و مواویه اونجا کسان مثل امراض سمسالین ها بودند و عقیل نسبت هریک از اینها تعریضی داره تو مجلد مادر مثل امراض که سابقه چی داشته و بعد مواویه اصرار میکنه که راجب من چی که راجب مادر بزرگ مواویه نکته ای رو اونجا در مجلس میگه و قصه معروفه برحال دو بخش داره این گزارش بخشی میاد خدمت امیرون مؤمنی و حضرت این تنین باش مواجه میشه و بعد میره به شام نزده مواویه و پولو میگیرد مواویه و هرچی باید که این هست این هم باز یک محور که خیلی میشه سخن گفت و ازید داد در این ارتباطی برحال ویجه بخشی ها به هیچ وقت در سیره امرون مؤمنی سلام و نره راه نداشته و ما چطور میتوانیم خود رو تابه و پیرو و شیوه حضرت بدانیم در حالی که دقیقه لازم در این جهاد نداشته باشیم از اون کارمند جز ای که در یک اداره مشغول خدمت هست تا برسد به کسان که مسئولیت های کلان در نظام دارن دسترسی های کلان دارن و بی پروا خیشانشون بر منصب های میگمارند همراه خودشون به سفر های میبرند و شاید که از اون راند و از اون جایگاه استفاده میکنند ممکن در جاهای به هوتل های برند مربوطه به نهاده های دولتی باشد مخصوص افرادیش که خادم و شاگل در اون نهاد هستند اما این آقا به اعتبار این که پدر یا مادر یا برادر یا خوهر یا از منصوبان این مسئول هست از اونها بهره به قطعا اینها با سیره امیرالمومن سلامالله مخالف هست مهور دیگر برخورد با مفاسد مالی کارگزاران هست که امیرالمومن سلامالله خیلی در این قسمت انایت داشتن و چند تا نامه از حضرت نامه های توبیخ آمیزه که بعضی از کارگزاران که در مزان خیانت بودن حضرت نوشتن یکی از اون نامه ها نامه هشتار آمیزه که به زیاد ابن عبیح امیرالمومن سلامالله از زانشانانده مستحضرید زیاد هم زیاد پدر عبیدالله ابن زیاد ملعون یک ثمان زیاد جزبه اصحاب و یاران امیرالمومن سلامالله بود در سلک یاران حضرت بود و ازاقای مسئولیت هاییم داشته در اصلا امیرالمومن در فارس ایران زیاد مسئولیت داشته همینطور جانشین عبدالله ابن عباس در بسره بود در بسره میدونیم که به اصلا بعد از این که امیرالمومن سلامالله به خلافت رسید و جنگ جمل رخ داد و بعد پایان جنگ جمل عبدالله ابن عباس بومان استندار بسره نصف شد جانشین اون زیاد ابن عبیه بود که بر بسته و بر احباز و اینها برها نظرت داشت گویا به حضرت خبرهای رسید از این که زیادی مدار سرگوشش میجنب در این بحثا اختصالی اختصالی برهایی لذان نامه اینوشتن حضرت این نامه بیست نحج و برهاد است فرمود که صادقانه به خدا سوگند یاد میکنم اگر گزارش برسه که از قناعیم و بیت المال مسلمانان چیزی کم یا زیاد برداشته ای آنچنان بر تو سخت بگیرم که در زندگی کم بهره و بینبا و حقیر و ضعیف شوی و سلام خیلی کتا هم گویم یا خدا حضرت نامه مشابهی به اشعص ابن قیس داره اشعص اشعص محروف و منافق بعضی تشبیح کردن اشعص رو نصف دامیر المؤمنین به عبدالله ابن عبای نصف در پیانبر عبدالله ابن عبای رئیس المنافقین در مرکزی ازید کرد پیانبر رو اشعص هم تو تشبیح کردن نصف دامیر المؤمنین سلامالله این تا بالاخره جزوی یاران ازت بود اصلا در سفین یکی از کسان که آمل قرآن به سر نیزه کردن و بعدش هم بحث حکمیت بود اشعص بودی خیلی یکی از سردمداران بود جریان خبارش اصلا بحث شهادت امیر المؤمنین ابن مرجم آمد و برهان با اشعص هم راه شد در این مسئله برهان اشعص مدت کتاهی به عنوان استاندار آزربایجان در اوائل منصوب شده بود و بعدش هم بخاطر همین اختلاف سازد ازرش کرد و بعد پرمود همه اموال رو بیار از جمعه یکی هم نام هست که این نامه امیر المؤمنین به اشعص رو جناب شبهه هم در نهج و برقص نامه پنجم و بعدش هم در انصاب الاشراف بلازونی جلده دو صفحه 159 و تارخی یعقوبی جلده دو صفحه دویست هست ادامه مسئله در نامشون جمعه معروف هست این لک لیسلک به طعمه ولکن نفی اونقه که امانه این مسئولیتی که علومتو درش هستی برای تو وسیلی آب و نان نیست بلکه امانتیست در گردن تو امانتیست در مورد بیتلمال جزبا احتیاط اقدام مکن بخشی از انبار خدا در اختیار توست و تو یکی از خزانداران آن هستی تا آن را به دست من بسپاری و امید از که من رئیس بدی برای تو نباشم این نامه حضرت اما حضرت مشاهده کرد تخلفاتی از اشعست و گشاد دستی که در بیتلمال داشت اون رو ازدش کرد بخوادر همه مسئله بله شرعه قاضی نمونه دیگر شرعه خب در اصل خلافه ها که منسب قضاوت داشت در اصل امرال مؤمنین همه حضرت استمرار کارش رو منتها به خاطر همین نکتهی که حضرت میکنم حضرت تبعیدش کرد شرعه رو و اونو که تصرف در بیتلمال گزارش نشد شرعه قاضی بود تاید که متصدی استندار امسالین ها باشد اما نکته ایست نکته این که در نگاه امیرال مؤمنین سلامانداری پیدست که مسئول حاکمیت اسلام نمیتونه هر جور دلش ها زندگی بکنه مال پدرمه برش تو مال شهر تهران خانه چند هزار متری بینشید این مورد قبول امیرال مؤمنین نیست ببینید در این گزارش که در نهجال براغه نامه سبوم هست هست که شرعه یک خانه خرید به هشتاد دینار هشتاد سکه تلا خانه هشتاد دینار پیدست خانه مجلدی بوده خبر به امیرال مؤمنین رسید شرعه احزار کرد اول سحت سنجی کرد خبر رو به شرعه فرمود که به من خبر دادن که خانه به هشتاد دینار خریده و سنده برای آن نوشته و گواهانی آن را امزا کردن شرعه کن آره ای امیرال مؤمنین حضرت نگاه خشمالودی به شرعه کرد و فرمود ای شرعه به زودی کسی به سراغت خواهد آمد که نه سندت را نگاه می کند و نه از گواهانت می پرست تا ترا از آن خانه بیرون کرده و تنها به قبر بسپارد ای شرعه بنگر این خانه را با مال دیگران و یا با پول حرام نخریده باشی که هم در دنیا و هم در آخرت خود را زیانکار کرده ای یعنی امیرال مؤمنین سلام علیه هم حشتار می ده نسبت به این خانه مجلل همین که مراقب باش نسبت به این که حرامی در به سال اپتیان خانه مخروط و انوالت نشده باشه یک گزارش دیگر هست نامه ایست که امیرال مؤمنین سلام علیه نوشتم خطاب به کارگزارشون در کسکر شهر کسکر یک شهر بزرگی در اراق بوده بین کوفه و بسته و نزدیک عماره و کوت بله اجلان هست حضرت به اون هم نسبت به این برحال بی توجهی یا بی دقتی که در بیتر مال داشته اما بعد حادث نامه انصابر اشراف بلازاری جلده دو صفحه صده شهست آنچرا از انوال الهی نزده توس به سویمن بفرست زیرا سروت عمومی مسلمانان هست و تو از دیگران سزاوارتر نیست یا ای پسر قدام کمان ما برایی که سروت های کسکر برای تو مباحث مانند آنچه از پدر و مادرت به ارس بردهی پس به سرعت اموال را بفرست و خود نزده ما بیا انشالله یه گزارش دیگر هم هست که اینجای مدار ورها قابل تعمل هست این گزارش نسبت به یکی از دیگر کارگزاران حضرت که منظر ابن جارود باشه که کارگزار حضرت یا فرماندار استخ بوده استخ در فارس و از شهر قدیمی فارسه حضرت به اون نمیشه که خوبی پدرت مرا در باره تو فریب دادی پدرت آن خوب بود فکر کردم تا مثل بابات هستی به این مسئولیت نسبت کردم گمان می کردم تا از شیوه و رفتار او پیروی می کنی ولی انگونه که از تو به من گزارش رسیده پیروی هوا و حوص را رها نمی کنی گرش به دینت آسیب رساند و به سخن خیخه هان گوش فران نمی دهی گرچه خالصان خیخه هایی کنند به من خبر رسیده هست که کارهای بسیار را برزمین می گذاری و برای سرگرمی و تفریح و سید بیرون می روی و در مال خداون نسبت بادی نشینان قبیلت گشاد دستی می کنی گویا میراس پدر مادر توست به خدا سوگند اگر این گزارش ها درست باشد شطور قبیلت و بند کفش هایت از تو بهترند خداون لحو لعب را نمی پسندد و خیانت به مسلمانان و تباه کردن کارهای آنان خداون را به خشم می آورد و هر کس که چنین کند شایسته نیست که مرزها را پاستاری کند و سروات های عمومی را گرد آورد و امین انبال عمومی باشد هرگاه نامم به تو رسید نزد من بیاد گزارش هست که منظر ابن جارود اومد خدمت امیر المؤمنین