نگاه می کرد قاضی که دنبال راه چارهی بود تا جلوی فتنه رو بگیره روبه افشین کرد و گفت اگر عبودالف را بکشی با خلیفه طرف هستی او مرا فرستاده است تا به تو بگویم دست از عبودالف برداری با شنیدن این حرف افشین سر تا پای قاضی رو ورنداز کرد و گفت این امکان ندارد خلیفه او را به من بخشیده است قاضی رو به غلامش سلام کرد و گفت تو شاهد باش که من پیغام خلیفه را به این مرد دادم سلام با صدای بلند گفت شاهدم جناب قاضی قاضی احمد جلو رفت و روبروی عبودالف ایستاد و پرسید تو سالمی؟ عبودالف با صدای لرزان گفت آری جناب قاضی سالم هستم قاضی پرسید زخم که نداری عبودالف سرشو تکون داد و گفت نه جناب قاضی قاضی احمد رو کرد به غلامش سلام و گفت شاهد باش که این مرد سالم است و هر زخمی و هر زخمی به او وارد شد حسابش را افشین باید نزد خلیفه پس بدهد قاضی احمد اینو گفت و به سمت در رفت غلامش سلام هم دنبالش راه افتاد جلو در خونه هر دو سوار عصب شدن و به سمت قصر راه افتادن قاضی احمد میترسید که با این کارش کشته شدن عبودالف به دست افشین و حتمیده دارده در خونه هر دو دلیلش نبود فکر میکرد کارو بدتر کرده اونا جله قصر خلیفه که رسیدن سلام تو اتاق رئیس نگهبانا موند و قاضی پیش خلیفه رفت همین که قدم تو اتاق گذاشت خلیفه گفت چه کردی احمد ابن عبی داود؟ قاضی احمد شروع کرد به تعریف کردن ماجرا در همین حال افشین در حالی که لباس سرداریشو پوشیده و شمشیری به کمرش بسته بود وارد شد قاضی به قدقامت بلند افشین نگاه کرد افشین روبروی خلیفه ایستاد و گفت آیا خلیفه که شب پیش عبودالف را به من بخشید اکنون از رأی خود برگشت است؟ قاضی ساعتی پیش این خبر را برای ما ورده با شنیدن این حرف خلیفه نفس بلندی کشید و گفت قاضی هرگز پیغام دروغی به جایی نبرده است من دیشب حال خوشی نداشتم شب پیش از بس اصرار کردی ناچار دست ترا بر عبودالف گشودم اما هرگز گوما نمی کردم تو چنین جسارتی کنی و با این که می دانستی عبودالف از افراد مردیده افراد اعتماد من است واقعا بخواهی او را بکشی زود به خانه ات برو و عبودالف را آزاد کن یه آن قاضی احمد تکون خورد نفس بلندی کشید و خیالش راحت شد فکرشم نمی کرد معتصم چنین برخوردی با افشین بکنه افشین دیگه سبر نکرد و در حالی که افشین برخوردی با افشین بکنه رکهای گردنش از خشم بیرون زده بود از قصر بیرون رفت بعد از رفتن افشین خلیفه روبه قاضی کرد و گفت خب ابن عبیده بود مگر نگفتم اسمی از من نیاور چرا پیغام خلاف واقع رساندی؟ قاضی احمد گفت چاره نداشتم جناب خلیفه افشین بکنه کشتن عبودالف مسمم بود و هرچه التماس کردم گویا نمی شنید ناچار شدم بگویم که شما فرمان دادید تا فتنه بزرگ برپا نشود و دستگاه خلافت به خطر نیفتد قاضی احمد اینو گفت و به سمت در راه افتاد همین که نزدیک در قصر رسید قلامش سلام جلو رفت و گفت قلامش سلام جلو رفت و گفت افشین را دیدم که آمد و رفت بسیار هم خشمگین بود قاضی احمد سوار عصب شد و گفت همه ی آنان از خود خلیفه گرفته تا افشین و عبودالف و امثال ایشان بر سر مقام جنگ و دعوی دارند و مردم باید تاوانش را بدهند سلام سر تکون داد و با خودش گفت تو خودتی کنید و با خودتی کنید خود بدتر از آنانی احمد ابن عبی داود دستت به خونه بی گناهان آقشته است سالهاست که به حاکم ستمگری چون معتصم خدمت می کنی و در ریختن خون مظلومان شریکی آن وقتم از مردم می زنی تو خود گرگی در لباس میش جناب قاضی قاضی احمد گفت به چه می اندیشی سلام؟ سلام گفت به حکایت ظالمان به راستی که دنیای عجیبیست سلام اینو گفت و همراه قاضی احمد به سمت خونه راه افتاد موسیقی دستان عزیز دستان قاضی ریاکار رو شنیدین تا هفته و دستانی دیگه خدا نگهدار سربلند باشین بشنو این نکته که خود راز قمازاد کنیم بشنو این نکته که خود راز قمازاد کنیم خون خوری گردیم خون خوری گردیم خون خوری گردیم آخر العمر گل کوزگران خواهی شون آخر العمر گل کوزگران خواهی شون حالیا فکر سبو کن حالیا فکر سبو کن شپر از باده کنیم تکه و جای بزرگان نتوان زد به گذاف مگر از باب بزرگی همه آمار کنیم تکه و جای بزرگان نتوان زد به گذاف مگر از باب بزرگی همه آمار کنیم آماده کنیم تکه بر جای بزرگان نتوان زد به گذاب مگر از باب بزرگی همه آماده کنیم رادیو یه رسانه شنیداریه اما این به اون معنی نیست که فقط ما بگیم و شما بشنوید ما مشتاق شنیدن صدای شما هستیم دوست داریم از نیازهای رسانه ایتون از انتظاراتتون بیشتر بدونیم نظر شما برای ما مقتنم و محترمه باید با صلیغتون آشنا باشیم تا بتونیم طبق میل شما برنامه بسازیم هر جای این دیار که هستید کافیه با شماره 162 تماس بگیرید راه نمای ما باشید تا برای تون برنامه های بهتری بسازیم ما به شوق شما اینجاییم شماره تلفون روابط عمومی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پنجره روب لحظه های زندگی شما رادیو سراسری نهارد موج افعال رادیو نهارد موج ای این ردیف 1071 کیلو هنس موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی سور مبارکه ممتحنه آیه دوازده هم سور مبارکه نسا آیه صد دوازده بهش اشاره شده حاضر فرده سلام عرض میکنم خدمت شما بسم الله الرحمن الرحیم من هم خدمت شما و همه از ایزان شنونده سلام عرض میکنم در خدمتون است حاضر فرمونید که ماده بحت هشت منطبه با مشتقات در قرآن ذکر شده آیاتش رو اشاره کردید دو برنامه گذشته و قرارم بود که از این جلسه در روایات بارد بشیم بله اجازه میخوام اون بیان شما رو تکمیل کنم که نه فقط در تاریخ اسلام که اصلا در تاریخ عدیان همه پیانبران زخم دیده توحمت و اهل توحمت سختر شد الله بله همیشه همیتر بوده چقدر تلخه این خیلی خوب بله قرارمون این بود که توحمت و بختان از منظر خیلی خیلی روایات رو خدمت شما بگم و عنوان اول وقاحت و زشتی بختان آقا امیر المومنی سلام الله علی فرمودن هیچ وقاحتی به پای بختان و وقاحت بختان نمیرسه و یادواری عرض میکنم هیچ کس هم به وقاحت اهل بختان نمیرسه خیلی جسور خیلی هم گستاخ اگه یادتون باشه تو آیات هم از جمله یاد کردیم دیگه وارد شده بودن به محدوده شخصیت حضرت مریم ازرا سلام الله علیه و بله اینو میخوایید حتی اشخاصی رو که خدای متعال تهارتشون رو تزمینی یاد کرده اونا رو هم باید معرفی کنیم سور نسایی 156 خیلی جسور خیلی گستاخ که در همه رده ها و طبقات و جنس مختلف و مخالف و به فرمایی مکمل در گروه های سنیه متفاوت این با وقاحت تمام تحمد و اهل تحمد میخواد شکار بگیره و آبر رو رو زیرا بندازیم عنوان بعدی سنگینی تحمد پس عنوان اول چه بود؟ وقاحت بحتان دوم سنگینی بحتان و تحمد آو امیر المومنی سلام الله علیه فرمودن البختانو علالبری بختان به آدم بیگناه اعظم من السما بزرگتر و سنگینتر از خود آسمانه شاید نمیدونم شاید زوغی دارم عرض میکنم و اون این که همین که وارد محدوده اعتبار آبر روی اشخاص میشن تو گویی کل آسمان رو سرش خراب میشه چه کسی میتواند آسمان با این پهناوریش رو رو سر یک آدم مومن خراب کنه اهل تحمدی با چی؟ با تحمد آسمان رو نمیتونید به زیر بیارید و آوار کنید رو سر مردم مگر با تحمد آقا امام صادق سلام الله علی فرمودن و ناغلن ان حکیم به نغل از حکیمی فرمودن البحتانو علالبری به آدم بیگناه از قلو من جبال راسیاد از کوهای استوار و از سر به فلک کشیده سنگید داره از حیث اقوبت این سنگید رو داره یا خود فعلش این سنگید داره؟ حالا کارکردش جدا ولی قدرت منفی که خود تحمد داره و حساب بفرمایید منید اونجا صحبت آسمان رو گفتیم اونی که خسلتی که خصوصیتی که بتواند آسمان رو از سر جای خودش آوار کنه رو سر یک نفر یا مردم بیگناه کار آدم های اهل تحمده و با تحمد اینجا حساب بفرمایید کوهایی که امکان جا به جاییشون نیست هیچ کس نمیتون این کار رو بکنه آدم هایی که اهل تحمدن با تحمد میتونن این کار رو بکنن و جا به جاش کنن و رو سر مردم خراب کنن خراب کنن اما عواقب دنیایی حرمت ها از بین میره آقای موسیده سلام الله علیه فرموده منتهم اخواه و فی دینه هر کس به برادرش یه تحمد دینی بزنه فی دینه به برادر دینیش یک تحمد دینی و در دینش یه تحمد بزنه فی دینه فلا حرمت بین همون دیگه بینشون حرمتی باقی نمیمون یعنی برادری دوتا مؤمن هم از بین میره با تحمد از بین میره یا تحمد اینقدر قدرت ویرانگرد دارد که دوتا علغه دوتا نسبت اونم نسبت ایمانی و توحیدی انم المؤمنون اخواه تحمد میتونه اینا رو به هم بریزه خیلی خطرناک بله پس اگر خدای نخواسته استفاده میکنم اگر خدای نخواسته در جامعهی تو حوضه دوتا رفیق گروه به خصوص خانواده تشکیلات کلان جامعه محمول بشه رایج بشه و شایع بشه تحمد دیگه کسی سراغه از حرمت نگیری آره حرمت ها میریزه و داستان های دیگه میاد جایگزین میشه عنوان دیگه آب شدن ایمان حواقه به دنیایی یکیش حرمت ها از بین میره دوم ایمان فرمودن دیگه آب میشه آقای مام صدف سلام الله علیه فرمودن ازت تحمل مومن و اخا هر وقت مومن به برادرش تحمد بزنه این ماسل ایمانو من غلبه ایمان در غلبش آب میشه بفرمایی دیگه حیات غلب ایمانه ایمان یک معرفت نرم و امیغ زلالیه که غلب باشه ارتضاق میکنه و اصلا معرف آب به حساب میان غلب اگر با آب معرف حیات نداشته باشه و از جمعه با ایمان که معرفت امیغه قایدتا از حیز انتفا ساقت میشه خارج میشه با چی خارج میشه با این دومه دومت میتواند یک غلب رو که به تحویر دیگه توی فلسفه بهش میگن عقل توی عرفان بهش میگن غلب و باز نگاه امیغتر که کلیدواجه های مترابقه رادف استفاده کرده باشن و ازش از شبت که معانی رو خواستن تعریف کرده باشن از جمله از غلب ملکوت یاد میشه ملکوت رو فقط تحمت میتونه آوار کنه تمام اعتبار آدم به اون کانون وجودیشه دیگه غلب دیگه غلب خراب بشه آدم خرابه دیگه کی میتونه این کارو بکنه اهل تحمت با چد نقط زنی میتونه این کارو بکنه با تحمت آگه بیاد به اسم دیگه دین به اسم عرضش های دینی عرضش های ملی مذهبی انقلابی بیاد توی وهم خودش بزنه کانون وجودی غلب یک انسان مؤمنی رو که غلبش تمام تپشش ذکر خداست و غلبش الله الله میگیم بزنه اون رو به هم برید تکتیر انداز رزاقه آفری تکتیر انداز رزاقه آفری انماس الامانو من غلبه تکرار کنم روایت رو ازت تحمل مؤمنی مؤمن برادرش رو بیاد تحمد بزنه انماس الامانو من غلبه ایمان در غلبش آب میشه از عیز انتفاق ساقت میشه کما ینماس الملحوف الما همون جور که نمک در آب حل میشه دیگه نمیشه نمک رو پیدا کرد و آب که با نمک مخلود بشه قابل شرب نیست نیست عتش رو زیاد میکنه قلبی که با تحمد براش اتفاق بیفته آدم نمیتونه کنارش از حیات بهره ببره زحمت زندگی رو اون قلب زیاد میده به خاطر تحمدی که خورد بله بله تحمد تابان تحمد عنوان دیگه ای انتخاب کردم به تناسب روایت که جزب عواقب دنیایی به حساب میاد که آقا امام زینالاویدین سلام الله علیه فرمودن من رمن ناس به ما فیهم شاید کسیه سایی بیان بگن که آقا ما چیزی که گفتیم دروخ که نگفتیم که این درش بوده این آدم این خصوصیت رو داشته امام زینالاویدین سلام الله سر از دعا و سجده خودش به دفاع از مظلوم بلند میکنه و بیفرماید من رمن ناس به ما فیهم هر کس به مردم عیبی رو نسبت بده که دارند و درشون هست رموه به ما لیسفی تر راهی خدا اینه مردمی مثل او ایدابشن به همین آدمی که تهمت میزد تهمتی بزنن که درش نیست برداش نمیشه تهمت جزای قیبته طوری نیست خود تهمت قیبت هست که دروخ هم داره حساب بفهمه میتونه هم تاوان خودش باشه هم تاوان پدر و مادرش که دروخ و قیبت هست هم تاوان خانوادگیشون باشه همی که از هر دست میکنی از همون دست بس میگه خیلی جالبه یعنی در واقع آوه امام زینالها بدین سلام الله علی اومدن میدان که وقتی از دهان مبارکشون خارش شد یعنی تمام تزمین تمام یعنی اگر بگی که من زدم و میخواییم در بریم امکانش نیست درسته و حضرت میفرماین که در او بوده تو تهمت زدی تاوانت اینه هرچند در تو نیست خدا یک آدم مثل تو خبیس و گستاق پیدا کنه که به تو چیزی رو که در تو نیست اتعام بارد کنه و چشم اینه زدی زربتی زربتی نوش زربتی نوش کن بله گستاخانه برود از کردم یک رفتار و منش و شیوه گستاخانه در روابط جمعیه خب اما عواقب آخرتی توقف در لجن و زردابه هایی که توی روایات اومده من باحتم مؤمنن آقا امام صادق سلام الله علیه فرمودن من باحتم مؤمنن هر کس به مرد یا زن مؤمنی بحتان بزنه به ما لیسفیه ما آهای روزگار آهای دوره معاصر آهای اونایی که باید بشنوید صدای روایت و بیان هزارات معصوم رو به گوشتون میرسه میشنوید من باحتم مؤمنن هر کس به مرد مؤمنی بحتان و تحمد بزنه او مؤمنتن هر کس به زن مؤمنی بحتان بزنه به چی؟ به ما لیسفیه ما چیزی که درشون نیست خداون این تحمد زننده رو در روز قیامت در تینت خبال نگه میداره یعنی چی؟ در لجن در زردابه ها اصلا بفرمایید که تحمد از جمعه صورت ها از جمعه صورت هایی که اونجا تجسسد پیدا میکنه و تجسسم پیدا میکنه زردابه و لجن و متنبه افتناد باطلاق لجن خودشه خودشه خودشه و تحمدش اونو اونجا نگه میداره حتی یخ رجم مغال ببینه میتونه از خودش دفاع کنه و از اون فضا بیاد بیرون؟ قل تو وما تینت و خبال راوی که ابن عبی یعفوره میگه من به آقا مان صادق برز کردم که تینت خبال دیگه چیه؟ حضرت فرمودن صدی ایدون یخ رجم چرک و کسافتیه که از بدکارگی بیرون میاد این تهمت چه چه صورت زشتی میگیره و چقدر مشمعز کننده است آقا رسول الله صلوات الله و سلامه علیه فرمودن امرویت دیگه تعیید استناد زیل همون عنوان قبلی که توقف ده لجن و زردابه ها باشه من غالفی امر این مسلم ما لیسفی لیوزیه هر کس به قصده از آزار دادن مسلمانی بهش بختان بزنه و بهش کاری رو نسبت بده که نکرده حبسه الله فی غد غتل خبال یوم القیامت خداوند در روز قیامت این آدم اهل تحمد رو این زن اهل تحمد رو این مرد اهل تحمد رو اون وسط لجن زردابه نگه میداری حتی یقظا بین ناس این توی زردابه و به فرمایی توی اون لجن خودشه و خدا داره راجب مردم غذاوت میکنه بهشتی ها رو میفرسه بهشت جهنمی ها رو میفرسه جهنم این هنوز جهنمش شروع نشده ذهن اشتباه نره که این رفته جهنم ها هنوز تصاب کتاب نشد توی هم مسیر صف جهنم در این برزیتی داره یک عسشه اختصاصی پر از لجن و زردابه توهمند حتی یقظا بین ناس تا خدا به کار مردم برسه این اصلا مردم هم نیست و دومین حقوبت آخرتی توقف در آتشه یعنی یک مرحله در محشر تا متوقف میشه و بعدن هم دیگه جاودانه در آتش میمونه آقا رسول الله صلوات الله و سلامه علیه فرمودن من بهت مؤمنن او مؤمنتن هر کس به مرد یا زن مؤمنی بحتان و تهمت بزنه او غالفی اما لی صفیه یا درباره اش چیزی بگه و بهش نسبتی بده که اون مبرراست و درش نیست آقا رسول الله به دفاع میاد میدن از این مظلوم که بهش توهمد زدن میفرماد اقامه الله تعالی یوم القیامه خداون روز قیامت این آدم توهمد زننده این مردی که توهمد میزنه و این زنی که توهمد میزنه یا زده رو روی تلی از آتش نگه میده تلی از آتش یعنی چی؟ اونم زات آتش یعنی سوزانندگی اصلا آتش برای سوزاندن نعره میکشه یعنی انقدر با هوا مچ میشه که دور تا دور اون آدم میپیچه با ادراکاتی که داره جهنم و آتش حتی یخ رجم ماغالهوفی تا بلکه دورهی در این جهنم تیب بشه با آتش به تورت برسه کهی کجا؟ دوره باید اومده بود اگه غیاتون باشه مثل بحث غیبت که غیبت بخشیده نمیشه مگر کسی که پشترش غیبت شد او رو ببخشه اونجا که بودت غیبت و اشد دومن از زنا آقا رسول الله فرمودن که غیبت از زنا تلختره چرا؟ چون فرمودن چه بسا کسی مرتکب بشه و از خدا توبه کنه برگرد از خدا آمرزش بخواد و برگرده و بخشیده بشه ولی غیبت جز با رضایت کسی که پشترش غیبت شد بخشیده نمیشه که اینجا هم حساب بفرمید تا که اون بند خدا رضا بده که این از دوزخ خودش و تهمت خودش بیاد بیرون اقامه الله تعالی یوم الغیامه تل من نار حتی یخ رجم ما قاله فی ظالم که کباب از دل درویش خورد چون در نگری زبهلوی خیش خورد خیلی متشکرم سلالله علیکه یا عبر حسن یا علی ابن موسر رزا اللهم سل علی ابن موسر رزا المرتبای اللهم سل علی ابن موسر رزا اللهم سل علی ابن موسر رزا ابن موسر رزا موسر رزا موسر رزا موسر رزا همین یه نقش بهworker ژود و روز مثل اینمیم منأک respond که شائق نوسر مرد ده مشکمی دهدار شاشuder