گیر ماها باشه نشان صبح فرمایشات آیت الله نجم و دین و تبسی درس خارج مبایز مهدویتشون به مدت سی دقیقه تقدیمیتون میشه رست ساعت بیست و دو هم اخبار کتاه معارفی رو خواهیم شنید و انشالله تقدیم شما دوستان عزیز خواهد شد نیمه شب شرعی امشب در قوم ساعت بیست و سه و بیست و یک دقیقه یازده و بیست و یه دقیقه هنگام نیمه شب شرعی خواهد بود براتون شب خوبی آرزو میکنم باتون خداحافظی میکنم انشالله دوستانم در نوبت بعدی میان از ده شب تا ساعت شش صبح در کنارتون خواهند بود صبحتون روشن التماس دعا خدا نگهدار نشان سو بررسی تحقیقی نشانه های مهدوی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی بخش ما راجع به دلائل غیبت بود و رسیدیم به روایت عبدالله ابن فضل هاشمی و بررسی سندی را مطرح کردیم خب عبدالله ابن فضل هاشمی پذیروفتیم اعتبار و وساختشون بگفتیم چند تا عنوان هست و یک معنون بیشتر میسن رسیدیم به حمدان ابن سلیمان که مرحوم ششتری در جلد چهار صفحه نو اشون را توسیق میکنه به نقل قول از مرحوم نجاشی این شخص ظاهرن مشکلی ندارد نجاشی فرموده از که ابو سعید ان نیسابوری ثقتون من وجوه اصحابنا ذکر داری که ابو عبدالله احمد بن واحد خب در اینجا یک اشخالاتی هست که خیلی به نظر من به وساقت و دلاخره عدد وساقت اشون ارتباطی ندارد به زمان دیگه وارد اون بحث نمیشم از این آقا حمدان ابن سلیمان سقس آقای نمازی هم راجع به اشون بحثی دارند میفهمد که مرحوم شیخ توسی در رجالشون اشون را جز اصحاب امام رضا نقل کردن گاهی هم جز اصحاب امام رضا نقل کردن فرمودن حمدان ابن سلیمان نشابوری و گاهی هم از اصحاب امام اسکری نقل کردن و گاهی هم لم یرده عنهم یعنی چی همین که ارز کردم جای بحث اطرف میگیدن از اصحاب امامه باز میگی که لم یرده عنهم خوب اینجا خب جوابهای داده شده است من حیث المجموع این شخصیت ظاهرن مشکلی نداشته باشد میماند احمد ابنه عبدالله ابن جعفر مدائینی این آقا نامی ازش در کتب رجالی ما نیامده کرارن گفتم آقای نمازی وقتی که میفرمون لم یفت کروخ یعنی در ایست کتاب جامع روات و تنقیه مرحوم مامقانی و کتاب شریف معجم مرحوم آقای قوری خب اگر تو این هم نباشد دیگه معمولا جای دیگه هم پیدا نمیشه این شخصیت رو ما جامعه الان این شخصیت رو ما نمیدونیم نمیدونیم کیه ولی نمیتوانیم روایت عبدالله ابن فضل هاشمی را به خاطر این که این راوی مجهوله روایت رو بگیداریم کنار گفتیم روایت افتاده افتاده ماتندارد روایت اینه سمعتو صادق جعفر ابن محمد یقول انه لصاحبی هادن امر غیبه لابد منها چاره اینی باید از این مرحله بگذر یرتابو فیها کل مبطل انسان های اهل باطل و مبطلین اینها به شک و شبه و بلاخره میلغزه پاشون قلتو ولیمه نجعلتو فدا غیبتشون بر ایچ شیه فرمود لعمر نمیوذندنه فی کشفه لکن ای که نمیدونیم میدونیم مازون نیزین تی به شما بگیم قلتو فما واجه حکمت فی غیبتی حکمت شیه فما واجه حکمت فی غیبتی واجه حکمت فی غیبات من تقدمه بحث مزمه محورش همینه در غیبت بزرگوار همونتونه همون حکمتیست که در غیبت بر حجج قبل بوده چی بوده اونجا این نواجه حکمتی فی غیبتی که لاغم کشه اونم ممامور نیست الان برای شما که هشت میگم شد الا بعد ظهور آقا که ظهار شدن حکمتش هم مشخص میشه تا آخر روایت ما این روایت قوت مات دارد یبن الفاظل انهاد الامر امر نمیدونیم من امر الله سر من سر الله غیب من غیب الله و متا علمنا ان الله حکیم خواهدی که ما خدا نسیم که خدا حکیم است تمام کارهاش روی حکمت صدقنا بین افعاله کلها حکمه و این کان وجبها غیر من کشفه وجبشو نمیدونیم وجبشو نمیدونیم و از اینکه حکمتی ندارد وجبشو نمیدونیم و از اینکه زیر سؤال ببریم ما این متر رو قبول داریم متر قبیل و میم در محور چهارون در ارتباط با به اسطلاح فقه و حدیث و دلالت و مفاد روایت اینجا مفادشون است که نسنه علت رو تبین کردن و تبین میکنن و نه حکمت رو تبین میکنن پس اون روایتی که بعد میاد چیه اگر این روایت محور باشد که نه علت رو فرمودن نه حکمت رو اونها رو چیری باید توجیهش کنیم اسلوب الحکیمه که در بلاغت آمده است که یه چیزایی رو یعنی تعلیل مطرح میکنه ولی واقعی مطلب علت اون حادثه نیست ازش تعبیر الاسلوب الحکیم میکنه ببینید در کتاب های بلاغت این نکته و این بحث آمده آیا اینه یا چیز دیگه است حالا اون روایت رو نقل خواهیم کن اما این که فرمودن غیبت خجج خدا ما باید یک نگاهی نیمه نگاهی به تاریخ انبیاء و روایاتی که در ارتباط باشد انبیاء و زندگیشون نقل شده است اینها رو ما ببینیم این نگاهی سریع مندازیم به کتاب شریف کمال الدین و کتاب هایی که بعد از اون نمیشه شاده است در کتاب های ما آسرین کتاب مرحوم والد ما اشیعت و رجعه جلد اول این دو جلد جلد اول در ارتباط با حضرت امام عصر در ارتباط با حضرت امام عصر جلد دوم در ارتباط با رجعت در جلد اول اشون چند مورد نقل میکنن از غیبت حجج خدا و انبیاء قضیه حضرت ادریس را نقل میکنه که ایشان بیس سال غائب بود حالا من تفصیل جهرش امروز خواهم خواهند انشاءالله از حضرت نوح نقل میکنه چهار سد و شست سال گوی غایب بود و مردم اشون دا نمیشناختن در بین مردم بود و نمیشناختن از حضرت ابراهیم نقل میکنه روایات است که غیبت حضرت ابراهیم یعنی غیبت حضرت مهدی شبیه غیبت از ابراهیم از همون نسر اقاد نطوه تا زمانی که معمول به تبلیغ شد کسی اشون را نمیشناخت و در مخفیگاه به سر میبودن حضرت یوسف را مطرح میکنه بیس سال غائب بودن حضرت موسا این بزرگوار یه بیسه هش سال غائب بود یه پنجه سال غائب بود نداری موسا بود؟ بله طبق نقلهی که میخوانم براتون خب حالا بمون محبت کن کتاب کمال الدین را ما از حضرت ادریت شروعی کنیم صفحه 227 غیبت ادریت محبت کنید هست؟ بله گریان بله بله غیبت ادریت را که کلیان یک روایت بیشتر نیست ادریت بین دو پرنتز ارز کنم قدمتون این کتاب کمال الدین به اشاره آقا امام زمان علیه السلام نداشته آمورو که انتوسن نفر الان از الان شروع کن کتاب بین نیست کتاباً فی الغیبه وفکر فیهی غیبات الانبیاء کتاب غیبت بین نیست و شروع کن از چی؟ نمونه های اینی از غیبت انبیاء و حجج الهی این که ادل و دلیل این علا امکان شیع چیه؟ رقوع مگر ممکنه خب بله شده اون آقای ابن عبد الدنیا کتابشو ببینید از اهل سنته من عاش بعد الموت کسانی که بعد از مرگ زنده شدن خب این ندانسته به اعتقاد رجعت چی کار کرد؟ اثبات کرد تقوییت کرد هم شواهد میاره از امتهای قبل و هم از امت اسلام کسانی که مردن و زنده شدن و زندگی کردن رجعت ممکنه کسی بمیره و زنده بشه خب بله نه اینهاست دیگه ادبا افتاده حالا امام اس روح فدا به جناب صدوق فهم بودن که روشت این باشه اگه تعبیر من درست باشه استاد راه نما شده اگه تعبیرم درست باشه راه نماییش کرد اینجوری باشد کتابه تذکر فیهی از اینجوری باشد کتابه تذکر فیهی غیبات بعد نگه که ثم مضى صلوات الله علیه فانتبهتو فزعن اده دعا و البقاء و البث و شکوه الى بقت الفاجر فلمما اسبحتو فی تألیف هادا کتاب فلمما اسبحتو صوب گشوت قلم دست گرفته امسو فلمما اسبحتو ابتدعتو فی تألیف هادا کتاب ممتثلا لامر و ولی نه حجت شرع این کتاب جا افتاده است شرع این کتاب بالاخره از کتابهای بسیار عرضش است چون بخش نداشته استاد راه امام و کسی که راه نماییش کرده و کمکش کرده اوه بله مستعین الى اخوه الان اولین غیبتی راکه ایشون از انبیاء نقل میفرماید غیبت حضرت ادریس میفرماید خود صدوق اول الغیبات غیبت ادریس النبی المشهوره حالا نگید چرا یه روایت آورده دیگه بیشتر نه آورده نه این قضیه شهرت داره آدم ممکنه تفصیل جرایان شهرت نداشته باشد اصل قضیه مشهوره حتی آل الامر بی شیعتهی اینقدر غیبت ادریس طولانی شد که شیعانش واقعا به زخمت افتاده هستند تحصیل قوت نون چی میگن غذای روزمره شون این برای شون مشکل شده در قیلا انترنت از این قضیه شون از این قضیه شون بله قیلا انتعذر علیهم القوت و بله قتل الجبارین من قتله منهم نه حق حیات داشتن اگرم حق هر داشتن چیزی آزوغی غذایی نبود که بخورن و افقر و افا اخاف باقیهم اونه ای که توانه سرانشونو کشت اونم که به دخله دیگه چی میگن ترسی از اونها نیست اونه رو راه کرد ولی به حالت فقر اینها رو به حالت بیچارگی قرارشون داد و اخاف باقیهم یه سری رو ترسوند یه سری رو فقیرشوند ثم وحرا بعد از این فشارها حضرت ادریس ظاهر شد فوعد شیعتهو به شیعتهو فوعد شیعتهو بالفرج ظاهر شد به اونها وعده فرج داد و جالب اینست که و به قیام المهدی منونده یه بالاخره یه فرجی الان میشه اما منتظره او فرج واقعی باشی کی اون البته دیگر اینجا اشاره به از ماهدی نداره اشاره میگه اجادت به قیام القائم منولده بیان میکنه مرحوم صدوق میفنند و هو و نوح با آمدن او فرج میشه با آمدن او فرج میشه خب این ظاهر شد و برای مردم تبین کرد ثم رفع الله عزوجل ادریس الیه ثم رفع الله عزوجل ادریس الیه ها این عقیده ما اینه من یه سوال میکنم من یه سوال میکنم و رفعناهو مکانن علیه احل سنت ظاهرن خیلی هاشون اقیدشون هستند قدرت ادریس زنده هست مثل عزیز هست یعنی ظاهرن تفاسیر ما خیلی هاشون این رو نمیگن خیلی هاشون این رو نمیگن حالا شما باز مراجعه کنید اگر حرف غیر از این باشد اگر حرف غیر از این باشد اگر حرف غیر از این باشد نقل آقای صدوخ این جریان را برای چیه؟ برای افزام خسمه برای افزام خسمه افحام خسمه حالا تفسیر جریان را که میراد نپذیرید طرف آمقابله میکنیم آقای صلد مشکل نداره اجا ایجا فقط مشکل دارد که براخره دست نیاز به سوی شما دراز میکنه شما کمک هم بکنید من که هرچی گشتم موافق نشده این قضیه ای ابراهیم ابن عبی البلاد عبی البلاد کیه و توصیق دارد یا ندارد ما که چیز پیدا نکردیم بعد بحث کنیم الان این فلم تزل اششیعا رف اشم غیب هست رف اصم ثم رفع الله ادریس الیه فلم تزل اششیعا تتوقعون یا یتوقعون قیام نوح امیدون منتظر قیام نوح بودن قرنن بعد قرن امیدون ساعت سال و ساعت سال ساعت سال به تو اول کشید و خلفن عن سلف امیدون اقیده به همدیگه منتقل میشود سابرین من الطواغیت على العذاب طاغوتها خیلی به اینها آسیب رسونده خیلی اینها را ازید کردن العذاب المهین حتی ظهرت نبوت نوح علایین سابر کردند بر ظلم طواغیت تا نوح ظاهر شدن خب این مطلب است که مرهوم آقای صدوخ اول بحث نمونا ها نقل میکنند میخواد نمونه بیاره از غیبت انبیاء نمونه ای که میاره روایت است از امام باقر روایت مفسر است و خوندن دارد از قدم سنت شما پیدا کردید عبول بلاد را نه ابن عبول بلاد بگیره نه ابن عبول بلاد بگیره ابراهیمه عبول بلاد دو تا اسم دارد عبول بلاد ها را میرسیم ایشان بله آقای خویی جلدی یک سفری سد و نوهت ما پیدا میکنیم شما پیدا کنید ما که چیزی نتوانستم چیزی دستیبیم نشد توسیق مال پسر است توسیق مال نوه ها است خودش من چیزی نگفتم اله آیه امام باقر فهمودن که کان بد اون بووت ادریس انهو کان فی زمانی ملک جبار دوران ایشان دوران پوتشاه جباری بود یه روزی رفته بود برای گردش این زمین ملکی بود لعبد مؤمنن من الرافض ای طبیب رفض یدید نیست از قدیم این استراح بوده همون لذین ترک و مذهب سلطانه هم همون فی بود آه طبعه اگاهشون نبودن طابعه اقاعد اونها نبودن رفض در لغت یعنی ترک روافض جنودن ترکو قائده هم سربازانی که فرمانده شون را رها کرده باشن اون جرهان امار دهنی را ببینید تکاندهنده است واقعاً جرهان امار دهنی اگه من رسیدن عمره بود فردا نقل میکنن و از خودتون مراجعه کنن رفته بود دادگاه شهادت بده بی دادگاه های عمویین و عباسیین لعنت الله علیهم نپذیرفته بودن شهادتشون چرا؟ گفتم تو رافضی هستی و شهادتتو قبول نیست ببینید شون چه جواب دادون جا چجوری قاضی را چه نگم؟ بله سکه پولش کرد استدلالی و منطقی که بعد خبر به امام صادق را زده فهمد اگر این کسی که اینجوری تو بی دادگاه اینو حرف زده گناهان تمام عالم گردنش بود خدا او را به خاطر همین موضعش او را بخشیده روایت تقادم درنگیست ببینید روایتا خب اینجا پس مراد ترک مذهب سلطانه یا مراد ترک شرک و معاصیه گفته شده است قیل اثبات الوسیعه آمده است که قیل انها لِرَجُلٍ مِنَ الرَّافِظَةِ كَانَ لَا يَتْبَعُهُ عَلَىٰ كُلٍّا لِرَجُلٍ مِنَ مِنَ عَلَىٰ کُفْرِه گفتند تو کافری این رافزی است پیروتو نیست در کفرت لذا گفتند رافزی الان این ادید زمین سرصبت خوشش آمد گفتند مال کیه؟ گفتند مال فلانیست احضارش که گفتند زمینی به من بده گفتند بخو اقا عیال من محتاجتر از تو هستم من زن بچه دارم خونی و زمین است که خدا با اداره ببخون خوب سنی و دلاخره مسا و من بیخرم ازت گفت که نه نمیخوام اینها بفروشم پادشان عصبانی شد و کار نتونست بکنه آمد منزل یه همسری داشت من الازارقه اگر کنایه باشد ازارقه خوارج هم خوارج کسانی هستن که کسی که بر عقیدشون نباشد خونش هدر میدونه امروز مثل داعشی ها مثل واهابی ها این همون جنس ازارقه کسی که بر عقیدشون نباشد مباخدن هست حالا ممکنه تعجب کنید نگاه کنید کتاب ابن عابدین را جد شیخ صفحه 446 بره مطلبون فی اتباع عبد الواهاب از خوارج فی زمان ابن عابدین دویست حال برد اونجا داره میگه کما وقع فی آمناده اتباع ابن واهاب این ها ادعادن که خودشون مسلمان هستن و کسی که بر عقیدشون موافق نیست کافره مباخدن هستن ازارقه در اینجا شاید کنایزین باشد که این ها به اسطلاح همسرش جز کسانی بود که عقیدشون بود که هر کس غیر طابع عقیدشون باشد اون مهدور درسته خوب این زن اینجوری بود اینا همشانه بی ها معجبن خلاص خیلی هم به این زن علاقه داشت و هر وقت مشکل پیشمه با این زن مشورت میکرد این ویلی امر شده بود ما افلح قومون ولتهم امره حالا دین که خیلی شاه نراحته از این چیه؟ گفت جرم اینه زمین خواستم رو من نداره گفت که خب میتونه بکشش خلاف اخدیتوست ولی اگر دوست نداره بدون دلیل او را بکشه من یه بحانه تراشه میکنم با بحانه او را بکشش گفت چی؟ گفت ادهی را میفرستم من اصحابی الازارقه از کسانی که تابعه حزب من هستم اونا میان پیش تو شهادت میدن اینهو بر امن دینت او بیزار است از دینتو یجوزو لکه قتله و اخده زمینشه بگی خودشم بکش ارزشم هم ارزش را و هم ارزش را بگی قال ففعالی اینم گل خود همین کار را بکن همین کار را کرد که چه بلالی بر سرشون نازلی شد یه قره برسی بردی شد اون کسی قصد پدر چون ام عبیهی هست الحمدلله و هوشتی باید میتواند ريد جمعی کنید بashes الوجی گذر باز به شهر و شل yay خامه هست اینجا؟ رکز وجودendas صوم کشنگون را ببینم مشروعات باشید باز کشنگون را ببینمdot order من شما رو حتی با چشمای بسته میشنسم من شما رو حتی با چشمای بسته میشنسم