اما عقلیه این ریشه یه عقلی فیتریه دیگه بنابراین این این طوری میشود که وقتی که خدای مطال رو ما به کمال مطلق بشناسیم فاعل وقتی که در عوج کمالات هست فعلش قطعا همینطور دیگه منطقه ما علممون ناقصه اونجا وحدت هست عقل ما وحدت رو میتونه خوب درد بکنه چون کار عقل وحدت بینی و کلی بینیه چسرت ها از عقل ساخته نیست عقل متاسفانه با همه عظمتی که داره در درک تفصیلی تکسری میمانه اینجا یا نقل باید بیاد کمکش کنه یا هست کمکش کنه یا شهود کمکش کنه یکی از این سه تا عقل فلسفی عقل فلسفی اونجا قشنگ حرف میزنه هیچ لکنت نداره خیلی قشنگ ارزیابی میکنه تحلیل میکنه میگه بله آلم برهار امکان و وجوب به واجب و وجوب میرسه واجب و وجود هم اینجوره تمام شد این مسئله وحدته اما وقتی که میخواد تو کسرت وارد بشه جزئیات را عقل دیگه نمیکشه خودش اینجا یک به صدای راننده ها کمکدندهی میخواد اون کمکدنده هستی چی هست یا باید شهود کنه یا باید حسیات کمکش کنه یا نقل وحیانی یا غیر از این نواشه عقل هرچه خودش را بکشه فکر کنه به جایی نمیرسه این تفصیلات براش مشکله این که میبینید اینجا که آدم میرسه میمانه ها اگر بخواهد به صورت مفصل یکی یکی یکی وحس کنه نمیشه درود خدا بر روان شهید متحریبا که اول عدل الهی فرمود مشبه ها روش ها و برا عدل الهی چند تا روش موجود دارد کدوم ها را باید ما اصاس قرار بدیم یک روش حنابله و اشاعره و اینا روش اونا چی چی هست آه روش آقایان چی هست در این بحث های سوال ها سوال و بدعت از سوال و بدعت بله اون بگه اصلا سوال نکن که سوال بدعت هست این روش اونا هست این روش که جواب نمیده که اصلا با منطقه اسلام نمیساز یک روش هم روش هر میشه هست که استقرائی هست این روش استقرائی یعنی بگو آقا من نشستم هزار تا فرصمانی مسئله در عدل الهی هست یک دو سه چار بنشش ده سر نرد من میخوام یکی یکی اینا را حل کنم تا ایمان و عدل الهی بیارم یعنی پسا تجربیه نه پیشا تجربی پسا هستیه یعنی با روش استقرائی یکی یکی اینا را حل کنه وقتی تمام شد دیگه فیله خب آمن تو و امن الله عادلون این روش آدم بی ایمان از دنیا میره چون قدرت ما در پاسداخوگویه به اینا چی چه هست محدود خیلی هنر داشته باشه ده تا بیس تا از اینا را حل میکنی بقیه اش بی ایمان پس این روش هم جواب نمیده ایشان روید روش عقلی جواب میدهد البته میفرماین روش عقلی کلامی و فلسفی روش عقلی کلامی همونیست که معتزله و امامیه و اینا گفتن خصمقب عقلی که میره بر مبنای ته چیز خصمقب عقلی ای که روش حکما هست که بر اساس عقل نظری برس میکنن نه عقل عملی ایشون میگه من طرفدار همون رای حکما هستم که بر اساس عقل نظری برس میکنن عقل نظری همین را که من عرض کردم عقل نظری یعنی تحقیق میکنه برسی میکنه میرسه به مبدعی که لهو کمالاتون وجودیتون به نه و حالا تکیهگاه محکمی داره حالا میگه آقا بیا با هم بحث کنیم هر چقدر تونستی ده تا شهر حل کردیم بیستا شهر حل کردیم هیچی شهر حل نکردیم دیگه تفاوتی در ایمان ما ایجاد نمیکنه فقط معرفت ما از اجمال میشه تفصیل فقط حضش بهرش نظر و ایمان ما سرسوزنی قبل این تحقیق بعدت تحقیق ایمان سر جای خودشه منتها بحرفت که پیدا کردیم تفصیلی باشه هر چی پیدا کنیم بذاره پیدا هم نکردیم ایمان ما سر جای خودشه چرا چون پشتوانه محکم برهانی عقلی داره خب این حالا یک جواب اجمالی شد آقا دین در این حد حالا میخوام یک نگاهی از یک زاویه یک نگاهی من بکنم انشالله بشود یک جواب تفصیلی نه حالا تفصیلی که از گرباها شروع خوریم تا سوز گردام مرموله کنیم اونجور نه اونجوریش کس از اهده بر نمیاد الا معصومیم نه تفصیلی حالا فیل جمعه تفصیلی که ازمی کنم وان بر مبنای حکمت صدرایی من اگر روز مخواهم یک چیزی بگم که یک نمره برای حکمت صدرایی ثابت بشه در مقابل اونهایی که با فلسفه مقالبن مرموله صدرایی اینکه اصلی داره و اصلش چیه؟ اصلش اینست که میگوید وجود اولا اصیل است آثار مال وجوده ماهیت حد وجوده اعتباریه این اولا اصله اصالتال وجود اصالتال وجود یعنی چی؟ حالا دیگه اینا باید دوستان که فلسفه خوندید میدنید هم بدایه هم داره ما از هر چیزی دوتا مفهوم داریم هست چیست چیستی هستی آب آتش خواب پرتغال سیبزبینی پیاسچه پروبچه آسمان انسان راومیش گوستن بزکوهی هر چیزی شما تصور بفرمایید دوتا مفهوم دارد هست چیست این هستیست که بزکوهیه این هستیست که انسانه این هستیست که خوابه از قصر آزام این اثار مال کدوم هست این دوتا مفهوم هست چیست اثار مال کدوم هست اثار مال وجود وجود اون چیزیست که آثاری که در عالم داریم هر چی که باشه به وجود ببینیشه اثارت الوجود اثارت الوجود به اعتباریده ماهیه این اثار اولشه حالا دوبم چیه اثار این که آقا این وجود جنسش سنسش حقیقتش یکیه اما اما تفایلیه خابتها به مراتبه کن نور تو muse فهم دین کن نور حی ثماتقوا و ذعیف مراتبه قنن و فقرم تختلیف کن نور حی ثماتقوا و ذعیف یعنی وجود از در مراتب قنن و فقرم بعضی مرتبهش قنیه بعضی مرتبهش فقیره اختلاف داره مثل چی چی مثل نور حی ثماتقوا و ذعیف یعنی که نور قوی داریم نور زیر داریم نور شم هم نوره ظاهران به ذاته مزهران نگیره نور خرشید هم نوره اونم ظاهران به ذاته مزهران نگیره این نوره دیگه وجود اینجوریه وجود یک حقیقتیست که دارای مراتب است خب حالا بر اساس این اصل مراتب داشتن وجود حالا به لحاظ عقلی ما هر ماهیتی از ماهیات نوعیه جنسیه را که در نظر بگیریم مثلا ماهیت انسان انسان یه نوعه دیگه در بین حیوانات یه نوع انسانه مثلا ماهیت فرست کنید که همین شرکت بوغلموها کبوترها همین چیزای حیوانات دیگه حالا همار دیگه همار مثلا سره است نمیدونم چیزای دیگه این همه انواه هستن دیگه اکنون هم یه نوعن افراد دارن اینطور نیست تمام اینا نوعی هستن که دارای افراد یعنی از جمعه ما انسان ها با انسان ها یه نوعی هستن دارای افراد در جمادات هم همین قضیه میاد نباتات هم همینطور این انواه مختلفه گیاهان نباتات مثلا جو گندوم درخت سنوبر درخت پرتقال بقیه سالها ها دیگه در مثال ها که دوتا میگم که خودتون تصویر بفرمایید در سنگ ها جمادات همینطوره حیوانات همینطوره خب حالا برعرضم نگهت کنید چرقم اصلی که گفتیم از نظر عقلی برای هر نوعی از انواع موجودات که ما را به وجود خارجی کار نداریم آقابا نمیخوام کوپی برداریم آقابا اصلا خودمون را تخلیه میکنیم فرض کنیم ما هیچ آلمی را هنوز ندیدیم فقط ماییم و عقلیمون و این ماهیت ها و مفاهمی که تصویر میکنیم نه این که شما بگید که آقیل را به شما رفتید دیدید دارید دارد کوپی برداری میکنید نه بحث عقلی پیشا حسی هست مستقل از تجربه هست یعنی عقل توانمندی تصویر و تحلیل را دارد ولی این که البته فعلا مباجه با مستقاهم چیه هست اما با قمز این از این هم میتونه عقل این کارو بکنه از عقل سال میکنیم منجو داورمون عقله دیگه میگم آقای عقل سوال آیا هر نوعی از انواع این مفاهی ماهیات مثلا یه چیزی به نام انسان یک ماهیتی به نام بسان فرض کنید که گوزفندها نمیدونم اصفه ها سایر انواع آیا میشود که از نظر جناب آلی آیا میشود که این درجات مختلف وجودی افرادش داشته باشن یا نه اینو از عقل میپرسیم ببینیم اگر گفت نه با تسلیم باشیم اگر گفت آره با تسلیم باشیم هر رو شما خودتون به عقل روزو بفرمایید از عقل سوال کنیم که آقا برای یک ماهیت نوعیه امکان مسادیق و افراد متفاوته به لحاظ توانبندی های وجودی میشه داشته باشد یا نه از عقل بپرسیم میشه بله چون عقل جایی میگرد نه اگر گفتی عقل برای اینکه بگه آره یا نه شاخص داره داخل میار داره اگر معلول بلا علت بشه اگر تناقض بشه این محضورات اگر اینا نواشون میگه برای چه اشکال داره یک ماهیت هست از نظر من با توجه به اون تشکیل در وجود ها منی که عقلن وجود را دارای مراتب براش قائل هستم پس از نظر منی که میگم وجود درجات و مراتب دارد میشود که نوع انسان دارای افراد متفاوته یا از در کمالات وجودی باشه میشه یعنی افرادی را فرض میگیریم که اگر محقق شدن قطعا تفاوت دارن میشه و بعدی میگه یا نمیگه بله میشه چه اشکال داره یکی باشد مثلا در حد پیغمبر اکرم یکی باشد در حد یک انسان معمولی نگید داری کپه برداریم و ایلا تقلب میکنید نه از عقل سآل کنیم میگه آره این مشکلی ندارد چون وجود مراتب داره در بینه مثلا پرنده ها یکی مثل تابوس ازش در بیاد یکی مثلا مثل فرض کنیم که پشه مکت ازش در بیاد میشه میگه آره میشه بس نمیمند مشکلی ندارد دیگه چون وجود مراتب داره خب این تا اینجا که عقل میگه بله میشه و دیگه خیلی خوب از عقل دو باره میکرسیم میگیم جنابه حالی حالا دیگه تا اینجا با ما پمک کردی جواب دادی جواب این سآلم بدهید مقتضای جود جواد مطلق چی هست از اون داری جنابه حالی شما که عقلی و خدا را هم به انوان موجودی که جواد مطلق هست قدرت مطلق هست میشناسید جنابه حالی میشناسید دیگه جواب بدید با ما مقتضای رحمت مطلقه جود مطلق علم مطلق چی هست که اینایی که میشود را بعضی هاشا فقط بهش پاسخ بده به بعضی هاش بگرد دادن بعضی هاشا بگرد ولش کن من از شما سآل میکنم مقتضای جود مطلق و جواد مطلق حالا یک کسی یه آدمی نشست جواد سخیگ مطلق هست جواد از خاتم هست مثلا یه آدم های میان اینا مختلفه یعنی ظرفیت هاشون مختلفه خواسته هاشون مختلفه یکی مثلا با هزار تومن کارش دور بشه یکی مثلا با یک میلیون تومن حالا یک کسی برگذره گه نه آقا من اینا را دیگه اعتنان نمی کنم میگن نه جناب آلی جودت مشکل داره جواد مطلق آن هست رحمت مطلق آن هست که هر کسی بگو آقا من میخوام اینو میخوام من اینو میخوام من اینقدر میتونم داشته باشم میگه چرشت داد اون میگه آقا من اینقدر امکان داره داشته باشم میگه بتونم دادم خب چون خواستها و مراتب به لحاظ عقلی هست میخونم آنی عقل میگه بله این ماهیت میشه باید افراد مختلفهی داشته باشد خب جواد مطلق فقط به اون داندرشتاش وجود بده به این بیچارها ندهد برای چه ندهد مختضای خیاضیت علال اطلاق مختضای رحمت واسعه جود مطلق اینه که به تمام این افراد ماهیت زعیفترین همه را وجود بدهد دیگه یه عدل الهی هست پس تفاوتهایی که در آلم هست در واقع مختضای جود و عدل الهیست اگر خداوند آلم فقط انبیار را خلق کرده بود این معنیش چه بود معنیشون بود که به اون انسانها به اون مستاهای از نوع انسان که امکان و قابلیت وجود پایین تر دارم این قابلیت ها را محمل بگذارد این امکانها را جواب ندهد این چه جوادیست این چه جوادیست که فقط بعضیها را گذیدش میکنه بهشون وجود میده تو همه این مراتب قابلیت وجود داشتن همه هم وجود میدادن یکی مرتبه وجودی از که میشد موجود بشدها از ذرعقلی در حد پیغمبر اکرام هست یکی در حقق علی ابن عبی طالب هست یکی سلمان هست یکی هم مثلا افراد دیگر فسل الله علی محمد و علی محمد و عدید درجه هست پنجری روب لحظه های زندگی شما رادیو سراسری معارض موج اف امید ردیف نوود و شش میگانه است موج امید ردیف هزار و هفتاده یک کیلو هست بسم الله الرحمن الرحیم موج اف امید سلام علی یاسین السلام علیک یادای الله و ربانی آیات السلام علیک یاباب الله و دیان دین السلام علیک السلام علیک یا خلیفت الله و ناصر حقه السلام علیک یا هجت الله و دلیل ارادت السلام علیک یا تالی کتابه سلام علیک یادای الله و ترجمانه السلام علیک فی آنائ لیلك و اطراف مهاره السلام علیک یابقیت الله فی ارزه السلام علیک یا ميساق الله الذي اخذه و بچهده السلام علیک یا وعد الله الذي زمناه شلم یاد غامون السلام علیک ایوه العلم المنسوب والعلم المنسوب و علم المسكوب والقوس والرحمت الواسع وعدا غير مجزوب وعدا غير مجزوب حلا به حالات امام زمان السلام علیک حین تقول السلام علیک این تقعود السلام علیکم این تقرع و تبید السلام علیکم این تسلی و تقنود السلام علیکم این ترکع و تسجود السلام علیکم این تحلل و تکبر السلام علیکم این تحمد و تستغفر چقدر برا گناه من و شما دعا کرد آمده السلام علیکم این تسبه و تمسید السلام علیکم فی اللیل اذا یقشاب و النهار اذا تجلد السلام علیکم ایوه الامام المعمود السلام علیکم ایوه المقدم المعمود السلام علیکم بجوام السلام اشهد که یا مولا انی اشهد ان لا اله الا لیم وحده لا شریک لهم و ان محمدا عبده و رسولم لا حبیب الا و اهلوم شهادت بدیم انشالله اون لحظه این که همه ما رو تنها گذشتن اونجا هم بتونیم شهادت بدیم و اشهد که یا مولا ان علیه الامیر المؤمنین هجته و الحسن هجته و الخسین هجته و علیه ابن الخسین هجته و علیه ابن خسین هجته و محمد ابن علیه هجته و جعفر ابن محمد هجته و موسی ابن جعفر هجته و علیه ابن موسی هجته و محمد ابن علیه هجته و علیه ابن محمد هجته و الحسن ابن علیه هجته و اشهد انکه هجته الام انتم الاول والاول و انکه رجعتکم هد لا رعیب فیها یوم لاینفع نفس ام ایمانها لم تکن آمنت من قبل او کسبت فی ایمانها خیرا و ان الموته هده و ان ناکرن و نکرنه و اشهد ان نشره والبعثه و ان سراته ریغمبر فرمود علی جان میستی کنار پل سرات قیلال ناس جوزو به مردم میگن برید رد شید از پل سرات نگاه میکنید رد میشن به جهنم قل تو لجهنم هادالی و هادالک میگین برا منه این برا توه بگو آقا جان ما از اونایی باشیم که تو برا خودت دم پل سرات سوا میکنیم و انت سراته هده و المرساده هده و المیزانه هده و الاشره هده و العصابه هده و الجنهه و الناره هده و الوعده و الوئیده به مورد یا مولا شقی من خالفكم و سعد من اتا اکم فاشهد الام ما شهدتک علی و انا بلی لک بری من عدوك فالحق ما رذیتمو و الباطل ما اسخدتمو و المعروف ما امرتمو و از این برده برده برده و المنکر ما نهیتو من فنفسی مؤمنه تون بالله وحده لا شریف کلم و به رسوله ایم و به امیر المؤمنین و بکم یا مولای اول کن و آخر کن و نسرتی مؤده تون لکن و مودتی خالصه تون لکن آمینه آمینه اللهم صلی على محمد و آل محمد صدای مندگاه جلوی از جامعه دینی راژیو معارف یعنی تیهی به جمهانه روشنایی و معرفت راژیو معرف صدای فضیلت و فطرت از قوانین از سلطان از مرد در هر حال از دنیا عزیزی از بیشتر و باقی جان پرشد از شمیم عشق آمدی و باقی جان پرشد از شمیم عشق کلام امام سایبان عشقو دست مهربان تو یک هماس بود و هست جا بدان تو با تو عرق بسته ایم ای امام لاله ها رفته ایم و می رویم راه روشن تو را راه روشن تو را این اسلام است که جوان را جوان ها را از کنار دریا و از اون بادی که براشون درست کرده بودن از اون چاه هایی که براشون کنده بودن نجات داد و به سعادت رسند و مقابل همه قدرت های دنیا ایستاد و خند و عبرونه بود این فرهنگ این کار را کرد از دانشگاه اسلامی انشاءالله بعد از چند سال خواهید دید که نفیجه چه خواهد شد دولت ها از دانشگاه تشکیل می شد مجلس ها از دانشگاه تشکیل می شد دانشگاه در ارتشت خالت دارد دست دارد فرهنگ در ارتشت تأثیر دارد فرهنگ در کوچه و بازار مردم تأثیر دارد اون روز روزنامه ها را می دیدی روزنامه هایی بود که همه بر خلاف مساله خود کشور ما و چون اسلام را می دیدن که اگر باشد نمی شد که این اسلام را جلوش و گرفت و خلاف اسلام بودن در زمان رزاخان خوب شد که شما اون وقت نبودید خون دلی خوردن اشخاصی که در اونجا بودن در اون وقت بودن آه در روزنامه یا در مجلهی که اون وقت منتشه شد به سراحت به رسول اکرم جسارت کرد یک نفر جواب نداد به سراحت شعرهای اون وقت نویسنده های اون وقت روشنفکران اون وقت همین این ها دست به هم داده بودن که اسلام را بکوبند البته اسلحه نا داشت اما اونا در اقلیت بودن نمی کنستن چیزی بگن مجلات اون روز خدا می داند که اون مجلات با این جوانها چه کرده است سینماهای اون روز تاعتهای اون روز هنرهای اون روز اینا همه دست به هم داده بودن که اسلام را از اینجا بیرون کنند و امریکا را وارد کنند این خدا به ما تفضل کرد ترخم کرد و این تحول حاصل شد و تا این مطلب هستش این تحول هستش و باقی هستش شما از هیچیز نترسید کسی که از خدا می ترسه از کسی دیگه نباید می ترسه بین شما و اونها همین بود که شما برا خدا فی سبیل الله دارید جهاد می کنین اون وقت اصل صحبت از خدایی در کار نبود حالا از رفت فرمودند چه فرمان یزدان چه فرمان شما منطقی بود این که روحانی دون فریاد می زنند به این که اسلام را باید تقویت کرد در یک کس بری باید ایمان مدن را تقویت کرد اینها برا همین است که دیدن که کجاهایی که ایمان هست جاهایی که ایمان هست چی هست و جاهایی که ایمان نیست چی هست حالا شما خودتون نمس کردید این را همین جوانهایی که الان هستن نزدیر اونها در سابق هم بودن سابق این طور نبود که ما جوان نداشته باشیم به همین مقدار یه خودی کمتر البته چون جمعیت جوان اون وقت بود و همین مقدار اشخاص بودن مردم بودن جمعیت همینطور بود اما چی بود شیابانش را وقتی میگردیم هفت هفت سالت این فرهنگ اجنبی است موسیقی موسیقی