پروای سر ندارد سرگشتگان کویت پروای سر ندارد آشفتگان مویت از خود خبر ندارد آشفتگان مویت از خود خبر ندارد پار سایان حجت الاسلام وحیدی سلام و رحمت الله ازیزان همراه در برنامه پار سایان خدا هممون رو جز دوستان واقعی اهل بیت اسمت و تهارت قرار بده و جز کسانی قرار بده که به دستورات اون حضرات به خوبی عمل میکنن یکی از دستوراتی که به ما دادن اینه که مراقب فقراباشیم خدای متعال به ما اگر تی داده این ت من رو در اختیار دیگران هم قرار بدیم دستگیری بکنیم از کسانی که گرفتار هستن روایتی نقش شده از وجود نازنین امام صادق علیه السلام حضرت به داود ابن سرحان اینجور فرمودن ای داود برخی از مکارم اخلاق به برخ دیگر وابسته است با هم ارتباط داره خدا اینها رو تقسیم میکنه این مکارم اخلاق وقتی این صفت اول رو میده صفت دوم هم همراهش باش میاد راست گویی و صداقت با مردم در عمل و بخشیدن به فقیری که درخواستی دارد و نیکی کردن در مقابل خوبی های دیگران اداع امانت سلی رحم ابراز محبت به همسایه پذیرایی از مهمان بالاتر از همه اینها حیاء اینو به هم متصلن قویت خدا به ما توفیق بده اهل عمل بشیم اهل بخشیدن به فقراء بشیم اهل راستگویه در عمل بشیم اهل نیکی کردن به دیگران در مقابل لطفی که به ما میکنند اداع امانت سلی رحم و این صفات میکو که مهمترین آنها میشود گفت بخشیدن به دیگران و رفع گرفتاری از مؤمنین خدا هممون را اهل عمل قرار بده انشاءالله خراully آنی از خدرانگیر زنگار قفله را داید به دوست بتر کرده century درAlexandrani از محاب hvis اzeitigor the zap Gün îvc برای فروختن بیرون مغازه خودش چیده بود و گذاشته بود یه خانم اومد بدون این که صاحب مغازه متوجه بشه یکی دوتا از این بسته ها رو برداشت و رفت بدون این که پولش رو بده خب وقتی آمدم منزل به پدرم مرحوم آیت الله صالحی مازندرانی صحبت کردم گفتم که بابا جان یه خانمی دیدم اومد از این بسته های جگر مرق برداشت و رفت بدون این که پولش رو به صاحب مغازه بده مرحوم آیت الله صالحی مازندرانی رحمت الله علی فرموده بودن شاید نیاز داشته و پول نداشته گرفتار بوده بعد مقداری پول به من دادن فرمودن این پول رو بگیر و برو به همون مرق فروشت به پرداز من هم رفتم و در مغازه و به اون آقای مغازدار گفتم که این بسته های جگر مرق چقدر هست اونم قیمت رو داد و منم پول رو دادم رفتم همین که دارم میرم گفت کجا میرید بیایید خب جگرها رو ببرید مگر پولش رو ندادید من گفتم نه کس دیگه ای برده بود من پولش رو او بردم دادم تا او مدیون نباشه پرداخت شده باشه و گرفتار نباشه باید یک کاری بکنیم فقط به فکر خودمون نباشیم که از دین دیگران بیرون بیانیم اگر فهمیدیم کسی مدیون گرفتاره بریم یک باری از دوشش برداریم و مشکلش رو حل بکنیم خدا رحمت کنه مرحوم حادشخ عبدالکرین حائری رحمت الله علیه اون عالم بزرگوار مؤسس حوض علمی قوم استاد مرحوم امام رحمت الله علیه نقل میکنن زندگی خودشون خیلی زندگی سادهی بود یه شبی نیمه شبی میبینم زمستان یه زن فقیری میاد در خانه ایشون رو میزنه خادم میره در رو باز میکنه اون زن میگه که من شوهرم مریضه ندارو دارم نپول دارم نقضا دارم هیچی ندارم خادم هم گفته بود که من گفتم برو بعدن بیا الان نصف شرف که کسی کاری نمیتونه بر شما بکنه که برو انشاءالله فردا روز که شد ما در خدمت شما هستیم ایشون رو فرست داده بود مرحوم حادشخ عبدالکریم هائری رزوانالله تعالی صدای من رو شنیده بود که با این خانوم حرف میزدم و او رو رد کرده بودم آمدن با اطاب به من فرمودن اگر روز قیامت خدا از ما بازخواست کرد چه جوابی بودی؟ اگه این خانوم راست گفته باشه که امشب نه غذا داره نه چیزی برای گرم کردن خودش داره نه دارو داره همسرش هم مریض هست چه جوابی پیش خدا داشته باشی؟ بعد گفتن بلند شو بلند شو با هم بریم راه افتادیم آمدیم رفتیم سراغ اون خانومی که حالا اومده بود درخواست کرده بود دیدیم بله راست میگه بنده خدا خادم مرحوم آیت الله هائری میگه من به دستور ایشون همون شب رفتم دکتور اووردم ایشون دارو داد رفتم داروها رو تیعه کردم بعد هم به من فرمود همینه الان برو یک گونی زغال وردار بیار شب زمستانه سخته ولی ایشون کار رو رها نکرد برای اینکه یه مؤمنی گرفتاره بتونه گرفتاری رو از اون مؤمن برطرف بکنه من رفتم و زغال رو تیعه کردم و اووردم قضا هم همون شب تیعه کردیم به اون خانوم دادیم برگشتیم منزل فردای اون روز مرحوم آیت الله هاچیخ عبدالکریم هائری رحمت الله علی فرموده بودن که چقدر گوشت برای منزل هر روز میگیرید ما عرض کردیم آقا هفت سیر این مقدار کمی گوشت روزانه میگرفتن همون رو باش قضا درست میکردن مرحوم آیت الله هایری رحمت الله علی فرموده بودن نصف این گوشت برای ما بسه نصفش رو به خانه اون خانوم ببرید و ما همین مقدار کم استفاده میکنیم اینجور توجه میکردن که حواسشون باشه فقرها به سختی نیفتن اگر میتونن کمک بکنن کمکی بکنن خدا رحمت کنه مرحوم هاشقلام رضای یزدی رحمت الله علی اون موقعی که در ایران در جنگ جهانی دوام به خاطر اینکه انگریز ها از پایین کشور و شعروی از بلا وارد شدن و ارزاق مردم رو برای خودشون جمع کردن که استفاده بکنن و ایک قهطی عجیب و قریبی در کشور ما به وجود آمده مراقبت کردن در یزد کمترین تلفات رو داشته چرا به خاطر اینکه این عالم آمده یکتنه کمک کرده یکی از دوستان ایشون هست حاجباس سلواتی میگه حاجشخ در زمان جنگ جهانی دوام که آرد کم شده بود مقداری آرد خرید به من گفت عباس برو بخواب که شب با تو کار دارم من رفتم استراحت کردم شب اومدم دیدم حادشه خلام رضای یزدی رحمت الله علیه آردها رو به کیسه های سمنی تقسیم کرده وظیفه من و فرزندشون علی این بود که این آردها رو که در این کیسه ها تقسیم شده ببریم در خانه کسانی که مستصف بودند و گرفتار بودند بدیم بعد سفارش میکرد در بزنید همین که صدای پای صاحب خانه را شنیدید فورا کیسه آر رو جلوی در به خانه بگذارید و دور بشید تا صاحب خانه شما رو نبینه که خجالت بکشه خود حادشه رحمت الله علیه هم کیسه ها رو به دوش میگره و به کوچه های دورتر میبرد و به مردم میداد اینجور علماء مراقبت میکردند از فقرهایی که میشناختند بیاییم ما هم انشاءالله دستگیر باشیم از فقرها که نزد خدای متعال آبرومند باشیم انشاءالله موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موج ایم ردیف 96 مگا هرتز موج ایم ردیف 1071 کروهرز رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت موسیقی خدا را صدا کن که باران بگیرد بخون تا جهان برد و آسان بگیرد بخون تا دلت رنگ دریا بگیرد شبت رنگی از صبح فردا بگیرد تنزیل من حکی من حمید سروش آسمانی آسمانی از ستاره که کشانی بی نهایه سوره های روشناری آیه هایی از هدایه بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صل الله علی سیدنا و نبینا اب الغاسم محمد و علی آله طیبین الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الى قیام یوم الدین هو والذی جعل لکم الليل لتسکنو فیه و النهاره مبسرن انفی ذالکه لایاتن لقومن یسمعون یه نکته بلاقی در این آیه هست میخوام با ارائه مثالهای بیشتر محضرتون بیان کنم و آن این است که کاهی مجاز این چنین است که وصف مسبب روی سبب گذاشته میشه وصف مسبب روی سبب مثل ارز می کنم که لیلون نائمون لیلی که نائمه است اینجا نوم سببون در حقیقت لنوم لیل این یک ما اون دافقون مایی که جهش دارد یعنی ما سبب دفق میشود فما ربحت تجارتهم تجارت که ربح بهش دلونه میگیره ای فما ربحو فی تجارتهم سرون کاتم یعنی سری که باید پوشنده شود سرون کاتم سرون کاتم سر سبب کتم اوست چون ارز می کنم که این سر پوشیدنیست فهوه فی عیشتن راضیه اینجا این زندگی سبب رضایته ایشه راضیه نیست ایشه سببون لرزایت اون وقت اینجا که دارد و نهاره مبسرن یعنی نهار سببون لرزایت وزیار بریم سراغ آیه شست و هشت قال و تخصیمه از الله و لدن سبحانه هو القنیه لهو ما فی السماوات و ما فی الارض این اندکم من سلطان بهازا اتقولون علالله ما لا تعلمون یک روندی در بین مشرکان بوده مشرکان که میگویم یعنی بتپرستا یعنی یهودی ها یعنی مسیحی ها بتپرست ها ملائکه را بنات الله می نامیدند یهودی ها وزیر را فرزند خدا می دانستند سوره توبه را بیارید آیه سی بله آیه سی سوره توبه و قالت الیهود وزیرون ابن الله و قالت نهونه نصارا المسیح و ابن الله یهودی ها می گفتند وزیر پسر خدا است مسیحی ها می گفتند حضرت مسیح پسر خدا است در رابطه با وزیر تا الان آن چی که می دیدیم این بود که وزیر پیام بری باشد ولی در تفاصیل امروز دیدم که اسم یکی از آلهه مصر قدیم هم میتواند باشد بوتی بوده اسمش ازیر بوده این به امال یک احتمال مطرح شده در مجموع این پسر درست کردن و دختر درست کردن برای خدا یک عدبیات بوده یک فرهنگ بوده ارز می کنم محضرتون که این آیه در صدد نفی ولد هست با این توضیح که کفار قریش می دانستند و معتقد بودند که خداوند جسم نیست که فرزند بیاره منظه می دانستند او را از این که مثل دیگران تولیده مثل کنه اون چه اونها بناحق و بنادرست می گفتن اتخاذ الولد هست در دو جای دیگر از قرآن آمده حالا فعلا نکات لغوی رو بگیم بعد بیاییم نکات تفسیری و بعدم ترجمه آزاد کردیم یا نه بله گفتند که خدا ولد برگذیده است سبحانه منظه هست خداوند از این که ولد ولد برگذیده است ولد کسی میخواهد که نیازمند باشد اصای پیریش باشد او رو در اداره مملکت کمک کنه قبل قنیل لهو ماف سماوات و ماف لعرض ماف سماوات و ماف لعرض ماف سماوات و ماف لعرض از آن اوز اینجا ما هست ما معمولا برای غیر زول اغول به کار میده این اندکم من سلطانم شما هیچ برهانی ندارید ابن عباس میگه در هر جای قرآن سلطان به کار رفته به معنای برهانه اتقولون علالله ما لا تعلمون چیزی را که نمیدانید افترا میبندید بر خدا خب واجه اول واجه اتخاذ الولده قالت تخذ الله و ولدن اتخاذ الولده اتخاذ الولده اتخاذ الولد در دو جای دیگر قرآن به کار رفته و در این دو جایی که به کار رفته هر دو مراد فرزند خاندگیست سوره یوسف رو بیارید آیه 21 آیه سوره یوسف اون کسی که یوسف رو خریده بود از مصر به همسرش گفت تحویل بگیر یوسف رو چه بسا به درد ما بخوره و یا ما او را به عنوان پسر خانده خود برگزینیم این چنین زمینه را فراهم کردیم برای یوسف در زمین و برای اون که تعویل الاهادیس رو بهش بگیم اون چرا در خواب دیده بود اینا زمینه هاش رو فراهم میکنه که بروز و نمود خارجی خوابش رو ببینیم ملاحظه بفرمایید او نتخذه و ولدن اینجا ولد مردن متعارف نیست بلکه پسر خاندگی مدره هست سوره غسس رو بیارید سوره بیست و هشتم قرآن آیه نه همسر فرعون گفت که این بچه مایی نور چشم ما و شماست نکش او را که بسادر آینده به درد ما بخورد یا او را ما به فرزند خاندگی بگیریم و هم لای شروع پس این که وقالت تخذ الله ولدن باید با توجه به این دوتا آیه معنا کرد اتخاذ الولد یعنی کسی را به انوان پسر خاندگی پذیرفتن نه به انوان پسر آقی و اما ولد ولد به مولود گفته میشه مفرد ولد است جم هم ولد است سقیر هم ولد است کبیر هم ولد است به فرزند خانده هم ولد گفته میشه مثل این مواردی که گفتیم ولد به معنای خانواده و بچه ها الولد الاحل و الولد والدین هم روشن است ولدین هم روشن است ولد پدر است و ولد مادر ربق فلی ولدگی این واجه ولد ولد ولد چی؟ ولی ولی از ماده ولده نیست ولید ولید به معنای نوزاده بعضی هم میگن نوزادی که از کنیز ولید به معنای نوزاده ولید باشه ولید و ولیده ای که از کنیز باشه سبحا نهو اینجا برخی گفتن سبحا نهو اینجا به معنای تعجبه برخی هم گفتن که به همون معنای خودشه سبحان از ریشه سبح است سبح به معنای شناگری سریع در آب یا حرکت سریع در هواست المرر سریع فی الماء و فی الهوا سوره مزمل آیه هفت این لکف نهاره سبحن طبیله پیغمبر یا ایهال مزمل قوم لیل تا آخر آیه باید عبادت شبانه داشته باشی چون این لکف نهاره سبحن طبیله تو روز باید شناگر دریای مشکلات باشی به تسبیح خدا هم که صبحان گفته میشه به تنظیح صبحان گفته میشه المرر سریع فی عبادت الله چون حرکت سریع در عبادت خداست با تنظیح خدا انسان وارد محبته لطف و محبته انایت خدا قراره احسنتم این منزه هست چرا به خاطر اینکه اولین گامی که آدم وارد شناگری در عرصه عبادت میشود این باوره یعنی اگر باورش نباشد که او خداست منزه هست از صفات بندگان او را عبادتونه او را عبادتونه میکنه پس تنظیح خداوند هم به همین دلیل هست که در حقیقت آغاز سیر عبادی است و اما نکات تفسیری نکته اول تفسیری اینست که به نظر میرسد هر فیرا که کفار قریش میگفتند میگفتند که ولد در تدبیر جهان هستی خدا رو یاری میکنه جوابی را هم که این آیی شریف دارد این معنا رو تأیید میکنه یعنی کفار قریش قبول داشتند که ولد به معنای متعارف در مورد خداوند معنا نداره لیکن این کتا فکری رو داشتند که میخواستن ایادی برای خدا درست کنند کسانی رو برای خدا بتراشند که به او کمک کنند در تدبیر جهان هستید سوره اسرا رو بیارید آیه 111 آخرین آیه سوره اسرا هست سوره هفته همه قرآن لم یتخذ ولدن ولم یکلهو شریکن فلملک در حقیقت نفی ولدن ولد مقدمه آن است که شریکی فلملک برای ذات مقدس روبوبی نوازده است