مقداری از دیگران مال دیگران بخوره این خیلی خطرناکه یعنی ما فکر میکنیم چون فلانی داره انوان و مقام و مال و پستیه حتی مثلا نظرها کسی نظر میکنه گوسفندو برای روز آشورا دوته ساکه گوسفند کمتر بیشتر میده گوسفندو میزن تو دیگ بعد زور که بشه یه قابل ممیاره مقداری برای خانم ببریم شما حق نداری برای خانم ببری تمادامی که گوسفند تو با باقی ها یه جور هستی نمیشه گفت چون شما بانی هستی یه مقدار غذا بهدر بدن به شما غذا بیشتر بدن به شما طبق سفارش شما غذا بدن به این اون افرادی هستن چون فکر میکنن رئیس حیعتن پیشنمازن سفیرن وکیلن وزیرن رئیس جمهورن خانن پول دارن فکر میکنن که اینا حق دارن وقتی وارد شدن هر کسو برند کنن هر کسی به نشونن هر غذایی میخوانن بخورن هر کاری میخوانن بکنن ایتاون نیست من در رفاه باشم ولو به قیمتی حق دیگران از بندره راننده های تو جاده ها بگن اونجای بایستم که اون رسطوران از من پذیرای کنه ولو کلاسر باقی مصافره بگذاره یا غذایی بد به باقی مصافره بده منو تحویل بگیره باقی هر چی خودن خوردن نباد راننده یه همچی تصوری کنه که چون من صاحب ماشین یا راننده ماشینم اصل شکر به منه باقی هر چی بشد شد این فکرها فکرهای غلطیه قرآن میگه بلا بزد کناری پوزارو بلا من اوفا به عهده کسی که وفادار باشه و تقوا داشته باشه خدا این را دوست داره راننده و غیر راننده نداره یهودی و مسلمان نداره وفای بحث در تمام موارد لازمه ما چارتون تعهد داریم یک اهدی که خدا از طریق فطرت یا انبیا با ما بسته قرآن میگه یه انسان ما با تو به اهد نبستیم این اهدی که انسان بسته یه از طریق انبیاست یه از طریق فطرت با ما پیمان بسته یعنی پیمان های که دل ما با خدا داره پیمان های که انبیا با ما بستن این پیمان ها باجبن دو عهدی که ما به خدا ممندیم گاهی وقتا ما تعهد میکنیم که اگر وضع ما خوب شد مریض ما خوب شد مثلا ما چنین کار رو بکنیم پس گاهی خدا با ما عهد میبنده گاهی ما با خدا عهد ممندیم گاهی مردم با مردم عهد میبندن قول میدن که یه هم کاری بکنن گاهی مردم با رهبر قول عهد تعهد میبندن یا به عکس عهد که بستی قرآن میگه به پیمانها وفا کنید کسی اگر به پیمانش وفا نکنه دین نداره لا دین علمن لا عهد علم حدیث دارید اگر کسی به تعهداتش عمل نکنه دین نداره بلا این بلا یعنی افکارت بزنه تو قرآن گاهی میگه بلا گاهی میگه کلا کلا یعنی افکارت غلطه بلام یعنی افکارت غلطه جای که یه فکر غلطی هست میگه بلا این فکر غلطه این تحلیل غلطه که چون ما یهودی هستیم حق داریم مال مسلمان ها و امیارو بخوریم چون ما امریکا هستیم حق داریم که آقای کنیم چون ما نمیدونم فلان پست و فلان مرد خوف داریم از فلان قبیله و فلان نجاد و فلان فامیل هستیم حق داریم مردم بل غربانگور ما باشن بلا یعنی حرفا به جای کنان نخید تو حق نداری ملاک تأهد و تقبه هست فنالله یهوه بل متقیم شعار کارسازنی عمل و تقبه مهمه و وفای به اهد از نشانه های تقبه هست وفای به اهد و تقبه ملاک محبوبیته نه اهل کتاب بودن نه خان و پول و پست و مدرک رشدن انالله یهوه بل متقیم نگفته انالله یهوه بل آدم های سرشناست یهوه بل فلان نجاد خب از آیه هفتاد و شش هم بگذاریم و السلام علیکم و رحمت الله امیدوارم از این وقت و الله الله , و سلام علیکم و رحمت الله امیدوارم از این وقت و سلام علیکم و رحمت الله امیدوارم از این وقت و سلام علیکم و رحمت الله در موضوع حرمت افشای سر بیمار که خب مسادیق و موارد زیادی داره تا کنون در چند برنامه سالهاشو خدمتون گفتیم میره از که گایی پزش در همون بررسی های اولیه یا پس از رعیت آزمایش ها و تصویر برداری هایی که صورت گرفته به این نتیجه بسیری که این شخص دوشان بیماری سخته غیر قابل درمان حتی هست اینجا این سآل مهم پیش میاد که آیا این موضوع باید به خود بیمار با سراحت و شفافیت گفته بشه یا نه چون اگر گفته نشه ممکنه بیمار خیلی توجه به پیگیری کار نداشته باشه و به صورت جدی دنبال درمان نباشه از طرفی هم ممکنه گفتن این مسئله مهم برای بیمار شوکاور باشه و حالت خیلی بدی رو براش پیش بیاره و در اقلیقت بین دو محضور هستیم از نداره فقهی تکلیف برای پیزش و کادر درمان که مثال رو متوجه شدن نسبت به بیمار چی هست؟ بسم الله الرحمن الرحیم واقعا گاهی کار بعضی از پیزشکان کار دوشواریست در این گونه موارد غیر از اصل درمان نکاتی هست که اگر بهش توجه نکنن عواقب وخیمی رو به دنبال داره به قول حضرت آلی اینجا دوران بین محضورینه شاید شنوندگان ما بگن که خب این چه استلاحی شما به کار میبرید؟ معنی فارسیش اینست که سر دراهی گیر کردنه گاهی نگفتن نوع بیماری به بیمار موجب میشه که یک زرری به بیمار برسه چرا؟ به خاطر این که نوع بیماری رو نگفتی اونم خیال کرده چیزی نیست و مهم نیست و بیتوجه میشه نسبت به درمان خودش و شاید زرر جانی هم به او بخوره خب اینجا حتما لازمه که نوع بیماری رو به بیمار بگه افشا بکنه از طرفی هم ممکن است اگر به او بگه چون نوع بیماری بسیار وحشتناکه بیمار طاقت و تحمل نداشته باشه وحشت میکنه بیماریش تشدید میشه و برعکس معالجه سخت میشه یا اصلا گاهی تسریه در مرگه یعنی حتی ممکنه بشنوه سکته کنه بنابراین بدتر بشه اینجا از یک طرف متله کردن بیمار جایز نیست از یک طرف میبینید که متله کردن بیمار لازمه اصلا خب پزش چی کار بکنه فرضهاش مختلفه گاهیست که آی موساوی نجاد اطرافیان با کیاستی هستن و خلاصه آدم هایی هستن که آقلند پزشک اگر به اونها بگه کافیه یعنی اونها دنبال درمان بیمار خودشون خواهند رفت یعنی از طرفی روند درمان تیم میشه به خوبی و از طرفی همون وحشت و ناراهتی برای بیمار حاصل نمیشه یعنی بیمار لازم نیست اصلا بدونه چرا چون اطرافی ها اصلا دارن تلاش میکنن خب اینجا حله اطرافی ها وقتی میدونن و نوع بیماری رو پزش به اونها گفته اونا تلاش خودشون رو میکنند و کار انجام میدند و خود بیمار هم اگر اطلاعی نداشته باشه مشکل ایجاد نمیکنند اما یه وقت است که نه واقعا کسی نیست کارهای این بیمار رو انجام بده خودش هست و خودش خب اگر ندانه چی کار باید بکنه نوع بیماری اصلا نمیدونه لذا خیام میکنه چیزی نیست و دنبالش هم نمیره و ورهام میکنه اینجا به قول آیون فقه ها تظاهمه باید ببینیم که اهم و مهم چیه اگر واقعا اینجا نوع بیماری رو به این بیمار بگه اگر لازمش این باشه که واقعا یک زرر مهمی به اون وارد بشه نباید بگه ولو این که نگفتنش باعث میشه که روند درمان طول بکشه من چرا باید به این بیمار چیزی رو بگم که خیلی سریع برای اون یک زرر مهم جانی رو بیاره یا نه بالاتر از اون اصلا ممکنه مرگ اون رو بیاره اونجا چه لزومی داره اینجا تظاهمه اهمش چیه اهمش اینست که حفظ جان این بیمار بشود گرچه با نگفتن نوع بیماری ولی گاهی هم برعکسه نه برعکسه من اگر بگم نوع بیماری رو بگم این شخص تحملش رو داره طاقتش رو داره و عرض میشود که براش مهم نیست تلاشه خودش رو میکنه و مشکلی هم براش پیش نمیاد در این صورت من باید نوع بیماری رو بهش بگم که در روند بهبودی او معثره بنابراین من مخواهم عرض بکنم که این یک قایده کلی نمیتونه داشته باشه مواردش مختلفه بعضی از وقت هاست که نباید اصلا به بیمار گفته شود بعضی وقت هاست که باید به او گفته شود اون سنجیدن مسئله توسط پزشکه خیلی مهمه که به سنجه ببیند که کدام طرف مهم هست کدام طرف مهم تر هست آیا اطرافیانی دارد که اونها احددار این کار باشن و نیازی به گفتن به خود بیمار نباشه در هر صورت باید پزشک علاوه بر ماهر بودن در تبابت خودش تو این مسائل هم واقعا یه آدم دقیقی و زریفی باشه برنه بسیار متشکرم از جنابالی مواردی که در موضوع مراجعه بیماران به مراکز درمانی و مواجعه با کادر درمان و پزشکان محترم مطرح میشه مسائل کاملا مبتلابه و نیاز هست که در برنامه های متعدد زمزم احکام ما مسادیق و مواردش رو خدمت جناب استاد وحید پور مطرح میکنیم و پاسخهای شفاف ایشون رو که برگرفته از فقه و احکام شرگه هست میشنویم اشاله که مورد انایت شما مخاطبان برنامه زمزم احکام قرار بگیره با ما باشید و قسمت بعدی رو بشنوید پاسخ به سالهای شرگه شما یکی از مقلدین حضرت آیت الله خامنه ای در سالشون نوشتن من شب به هنگام خواب با پوماد ویتامین آده دور چشم رو چرب کردم و خوابیدم بعد برای نماز وضوع گرفتم و نمازم رو به جا آوردم حالا نمیدونم این چربی و پوماد مانع وضوع محسوب میشه یا خیلی و نمازم رو باید دوباره به جا بیارم یا نه پاسخه حجت الاسلام و المسلمین فلاسداده به سال شرگه این مقلده حضرت آیت الله خامنه ای اولا از نظر موضوع شناسی اگر واقعا پوماد خیلی رقیق باشد و چربیش زیاد نباشد که چیزی روی پوست رو نگرفته یعنی وقتی که آب رخته میشه دیگرانم نگاه میکنن یا خودمون نگاه میکنیم بگیم بله پوست شسته شده آبش رسیده هست این که مانعی نیست اما فرض بدین که پوماد یا چربی که به بدن مالیده بیش از این مقدار باشد یا شک داشته باشد اگر بیشتر از این مقدار باشد که میدونه مانعی هست باید برطرف کند اما اگر شک کم داشته باشه که اون چی که الان بر بدن او هست آیا مانعی هست یا نه اینم میفرماهن باید برطرف کند اما در فرض سآل که میگه من نمازم رو خوندم حالا آیا باید دوباره نماز رو بخونم یا همون نماز درسته اگر قبلن شما این شک رو نداشتید و الان دارید شک میکنید بله این نماز صحیح هست اما اگر الان فهمیدین این مانعی بوده هست و بزرگ صحیح نموده هست خب نماز رو باید دوباره بخانید و در دو صورت نماز صحیح هست که الان وقتی نگاه میکنید میبینید پومات هست ولی در حدی نیست که روی پوست رو گرفته باشد یک یا نمیدونید که روی پوست رو گرفته یا نه در این دو صورت بعد از نماز متوجه شدید یعنی یادتون اومد نماز خونده شده صحیح هست اما اگر مطمئن شدید که روی پوست رو گرفته بله مجددن باز بزرگ بگیرید و نماز رو دوباره بخانید سؤال شرعی یکی از مقلدین حضرت آیت الله مکارم شیرازی این شنوانده نوشتن در سالهای گذشته ما انفاق انجام دادیم صدقه پرداخت کردیم و همینطور به بعضی از افراد نیازمند کمک مالی کردیم آیا این موارد را از نظر فقهی مجازیم جز خمس مال مان محسوب کنیم پاسخه حجت الاسلام و المسلمین علیان نجات به سؤال شرعی این مقلد حضرت آیت الله مکارم شیرازی اون چه که در سالهای گذشته به نیت کمک به نیازمندان و صدقه و کارهای خیر پرداخت کردین کار بسیار عرضشمندی محسوب میشه و به تصریح قرآن مجید در سوره بقره آیه 261 هر مقدار صدقه و انفاقی که به قصد جل به رضای خداوند صورت میگیره 700 برابر محاسبه میشه و ممکنه در برخی موارد بیشتر از این مقدار هم لحاظ بشه ولی اونها رو نمیشه به جای خمس حساب کرد و جای خمس رو نمیگیره اما در آینده اگر بخواین این کار رو انجام بدین لازمه با دفتر حضرت آیت الله رزا مکارم شیرازی مدد زلولالی در قوم با شماره تلفون 0 تماس بگیرید و مقدار بدهی خمسیتون رو بگید تا انشالله شما رو راه نمایی کنن مدد زلولالی در قومه مدد زلولالی در قومه سوالتون اگر مادر شما خیلی پیره و نمیتونه روزه بگیره یا مشقت داره روزه بر او واجب نیست در اسم دوم که مشقت داره برا هر روزش باید یک متعام به فقیر بده اما این مسئله که بخواد به خوهرتون پرداخت بکنه که فقیره نمیتونه کار رو انجام بده چون خوهر شما واجب و نفقیه مادرتون محصول میشه توی طبقاتی که نفقیه برشون واجبه خوهرتون نسبت به مادری مسئله مطرح میشه اما اگر شوهرش فقیره مادر شما میتونه این فدیهی که به خاطر مشقت و پیری روزه نگرفته این را خدمتون آرزم به دامادتون بده وقتی که مالک شد همین 750 گرم برنج گندوم مکارانی را میتونه با خوهر شما و فرزندانش مصرف بکنه و اشکالی نداره خداوندشان آماده شما را حفظ کنه و در پناه امام زمان باشید شنابنده این نوشته حدود یک سال و نیمه که ماشین لباس شوی خریدم و گذاشتم تو خونه و هیچ استفاده از اون نکردم آیا طبق فتوی حضرت آیاتولا صبحانی به اون خمس تعلق میگیره؟ معظم الله در پاسخه این سآل فرمودن مسلمان خمس دارد چون سال گذاشته از اون بحره نگرفتید این زاید برمونه است تو باید خمسش را بپردازید موسیقی دستانه گرامی زمزم احکام را از رادیو معارف میشنوید این برنامه همچنان ادامه داره و انشالله که شما هم شنونده باشید موسیقی خودجهتر اسلام و مسلمین محمودی در پاسخ به این سآل کسی ای که از مقلدین حضرت آیت الله سیستانی مطرح شده بود این گونه گفتند کفاره روی قیمت نیست که شما چقدر باید پرداخت بکنید که الان قیمتش با سی سال قبل فرمی کنه نه وظیفه شما اینی که در مقابل هر روز 750 گرم غذا به فقیر متدین بدید کسی که پیشانیش رو بوتاکس انجام داده و بهش گفته شده که تا ده روز فشار بر اون وارد نکن سآلم اینه که اگر این شخص در سجده نماز بگونه این سجده رو به جا بیاره که لمس بین پیشانی و مور صورت بگیره کفایت میکنه یا این که نه به انگام ذکر سجده باید فشار بیشتری بر روی مور وارد کنه و سنگینی بدن بر روی مور باشه رفتن در این باره طبق فتوی حضرت آیت الله شبری زنجانی راه نمایی کنید به دو مسئله باید توجه بشه اول این که در سجده کردن وسط پیشانی لازم نیستش که روی مور قرار بگیره کل این قسمتی که جلوی پیشانی هست این میتونه روی مور قرار بگیره و اگر یه قسمتش هم مانه وجود نداره این صحیحه دوم این که فشار دادن هم لازم نیست و همین که ارفن بگویند که این روی مور قرار گرفت این کفایت میکنه دوستان عزیز همراهان خوب که وقتتون رو در اختیار برنامه زمزم احکام قرار دادید به پایان این برنامه رسیدیم و امیدواریم که شما عزیزان جزوه شنواندگانی باشید که پاسخ سؤالتون رو در این برنامه دریافت کردید اگر مایلید باز هم برای ما سؤال بفرستید و موضوع شرعی هست که سؤالتون رو میخوایید برای برنامه زمزم احکام ارسال کنید راه های ارتباط با برنامه رو خدمتتون یاد آور میشم 329-551 و 329-552 با پیش شماره شمار تلفن های آشنای رادیو معارفه و سامانه پیامک شماره 3553 هم برای ارسال سؤال های شرعیتون از طریق سامانه پیامک در اختیار شماست در پایان باز یاد آور میشم که حتما نام مرجع تغریدتون رو در سؤال هاتون ذکر بفرمایید خداوند یارو نگه دار شما عما قرارتود لکه مشروعات را محت précis به نمای شهرت از ک desapare با ما صداری س غیر یست سابقه پایان 3 کاریести مثل ساری عضو مالن عراج زهر سهر سکوت مجیش دارز سهرکه آه آه آه آه آه زهر دل بیدار می لرزد باید خدا به داده دل بی کذب باران می بارد از دیدگان آشق بشاده هال اونایی که ارتباط با حق دارن از راه محبت باز آشقان بندگی آغاز می کنند تا صبح نیاز عشق ذرات جهان را به تماشا خونده صبحی قافل از اتر خدا ربریزه صبحی قافل از اتر خدا ربریزه بسم الله الرحمن الرحیم ستارگان که از شرم چراق آسمان پنهان گشته بودند دوباره پدیدار می گردند تا نوازشگر نگاه های برشده بسواره سوی این گمبد کبود باشند سپید پیکری در این سیاهی مطلق خرامان سر از گوشه این وسط کران ناپدید در می آورد و جهان شب را به سرزمین روشنایی های دوباره می برد اما آنان که سالکان اوالم اسرارند از این ظلمت راه به دنیای روشنایی مطلق میدهد و می افرده از شب نیست سوی پایان حالی اوالم اسرارند که به سرزمین روشنایی ناپدید در می آورد و سوی پایان عزیزی پایان شب را به سرزمین روشنایی می برد در این شبها چه سرها که برسجده می رود و چه ستاره های اجابت که برخواک رخصار آشق افشانده می شود شب شکوه نگفته بیکرانی هاست که در رودخانه سکوت جاری است شب زیباست اگر جان و دل را از فروغ بیپایان آسمانها به روشنا ببریم سلام بر سالکان طریق حق سلام بر سجده های اجابت که رخصارهای آشق را جلای دوباره میدهد به برنامه صبح نیاز خوش آمدید سلام بر سالکان طریق حق سلام بر سالکان طریق حق سلام بر سالکان طریق حق سلام بر سالکان طریق حق