و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الى قیام یوم الدین بعد صحبتی که امروز با عزیزان داریم عبارت از این است که آیا علم و کمال و راه معرفت و هدایت را از چه کسی بیاموزیم و از کدام مواد و چشم استفاده بکنیم که دو مطلب هست یکی از چه کسی و دیگر این که چه مطالبی ماده های هدایت و پیشروی خودمون را در کجا پیدا بکنیم پس مطلب اول راجع به شخص هست که اون کسی را که انتخاب میکنیم برای این که اصوه ما باشه و مقتدای ما باشد که کسی باشه مطلب دوم این که اون مواد و مطالبی که باید به دست بیاوریم برای نجات و رهایی سعادت خود چه مطالبی باشه از کدام منبع اون را بگیریم هر دو مطلب در کنار هم در یکی از کلمات مولای من امیر المؤمنین علی علیه السلام آمده است عبارت را میخانیم که به حقیقت روشنگر دلها هستم ایوه ناس استسبعو من شعلت مصباح وعظ متعظ و امتاحو من صفو اینن قد رو وقت من الکدر مطلب اول نه که هان ای مردم استسباح کنید و چرا هدایت دلتون را روشن کنید از کجا چراق دل را روشن بکنیم من شعلت مصباح وعظ متعظ از شعله چراق آن پندهنده ای که خود پند پذیرفته باشه اون کسی که پند میده اما در قبل قبل از این که بیاد در مکانت و موقعیت پندهی خودش پند پذیر باشد و خودش را آماده کرده باشه خودش را ساخته باشه از اینطور کسی شما بیایید چراق دل خودتون را روشن بکنید مطلب دوم عبارت از این بود و هوایی'm و امتاهو می خواید آب بکشید آب زرفهای آبتون را پر کنید بنگرید اون چشمه صاف و زلالی که هیچ گونه کدورتی و خلاص آلودگی در آن نیست از این چشمه صاف و زلال بله بیاید و زرفهای آبتون را پر کنید اون چشمه که کدورت نداره آلودگی نداره و امثال ذالک اما راجع به مطلب اول که ما چراق دلمون را از کسی روشن بکنیم و خلاص دنبال یک کسی باشیم که این آدم چراق دل او کاملا روشن شده باشه و شعله های از خود ارائه می کنه شما از شعله های دل پاک او و مواعظ دل نشین او بهرمند بشید من شعله واعظ متعز وقتی کسی از واعظ هست صحبت می کنه سخندانی می کند خیلی هم عادی سفره سخندانی می کند سابقه ها که می گفتن مسلسل صحبت می کند اصدا و عبدا در گفتارش هیچ گونه توقفی نداره مطالب تحت اختیارش هست بیانش روانه خب این یک واعظ هست اما صرف واعظ بودن برای این که ما بتونیم خودمون را به جایی برسیم واسانیم کافی نیست مگرنی که فقط ما هم بخویم یه واعظ باشیم اگر فقط نظرمان این است که یک واعظ باشیم سخنور باشیم و حتی مطالب را که نگاه می کنیم در قرآن در روایات بگیم این برای منبر خوبه اگر این طور باشیم بله از هر آقایی که خوشبیان هست و زبانش کامل هست و در اختیار او هست و مطالب را کاملا می توند افاده بکنه و بیان بکنه این به درد نمی خوره اگر انسان این طور نظرش باشد دنبال هر واعظی عیب نداره و الان به ذهنم آمد که یک داستانی از مرحوم آقای فرید عراکی دوتا آقای فرید داشتیم یکی آقای فرید گلپایگاری رزوان الله علی که در تهران بودن او در تهران بودن اون یکی هم در تهران زندگی می کردن ولی این در عراک ولیکن در قم هم اواخر آمده بودند و درس خارج می گفتند و عرض می کنم که اخلاق هم می گفتند آقای بله فرید محسنی عراکی از خاندان محسنی های عراک که بسیار خاندان جلیل و معروف هستند و برای اقامه حوالی حوضه عراک هم بسیار تلاش کردن و حوضه عراک به برکت مرحوم آیت الله الازمه آقای هائری و با کمک ها و حمایت های بیدریغه این خاندان بزرگوار برقرار شد و اقامه شد حاصل مرحوم آی حاج آقا حسن اسمشون مشخص می کنم آی حاج آقا حسن محسنی عراکی رزوان الله علیه در همین قوم درس می گفتن من البته درسیشون موفق نشدم آه حتی درس اخلاقشون را ولکن رفقای بودن می رفتن و خود شخصیتیشون آه خیلی بالا بود چندین بارشون زیارت کرده بودم و یکی از خصوصیاتشونم این بود که در دوران جوانی هم درس با حضرت مستطاب سید مشایخ ما آقای گلپایگانی اهلالله مقام بودند خلاصه قرر از مقامات علمیش خیلی بالا بوده است حالا مجال نیست که از صفا و نفسشون چیزی عرض بکنم یا از علمیتشون ایشون درس اخلاق می گفتن یکی از رفقای ما که خودشونم عراکی بودم برا بنده نخل کردم می گفتن که می گفتن که می گفتن که یکی دوتا از آیان طلاب نشسته بودن جلاب کرسی تدریس ایشون و ایشون یه حدیثی مطلبی را گفتن یکی از این دوسته تا طلبه که جلابشون نشسته بودن تو گوش رفیقش گفت که این خیلی خوب چیزی ها به درد منبر می خوره خیلی خوب مطلبیست برا آقای منبر خیلی خوب است اتفاقا آقا شنیدن آقا مرحوم آقای حاج آسن فرید مخسنی عراکی شنیدن که این آقا به رفیقش اینطور میگی کلامشون قط کردن رو کردن بون آقا گفتن آقا برا خودت فکری بکن حالا این ساعتم که آمدی درس اخلاقی گوش بدی در فکر آنی که منبر درست بکنی برا خودت آقا اینجام آمدی بین قصد که بتونه اونجا بازارت رواج بدی فکر خودت باش مطالب را که میشنوی دنبال این باش که نفس خودت رو اصلاح بکنی نه اینکه فقط بیاییم مطالب گوش بدیم برا خاطری که فردا بیریم رو منبر اونجا خدرت نمایی بکنیم و اظهار نمدونم امکانات علمی و سخنوری بکنیم نه برا اینجا فایده نداره اول باید انسان در محضر یک انسان پاک خالصی زانو بزنه و جدن دنبال این باشه که خودش را تصفیه بکنه و الا تا خودش را تصفیه نکرده است که برا جامعه مفید نیست و مردمم مهمور نیستن دنبال او برن اقتداب او بکنن این کلام مولا امیر المؤمنین ارواه ناله الفدانه است استسبهو ای یوهن ناس خطاب به همه مردم است استسبهو چراق سعادت خودتون را روشن بکنید چراق دل ظلمت زده خودتون را فراهم بکنید اما از کجا من شعلت مصباح و ازن متعیز از شعله ارز می کنم که کراقه تابناکه یک واعزی که متعیز باشد اگر موعزه می کند پند می دهد خودش در قبل از این مراهل را تی کرده باشه و او خودش پذیرای این مطالب باشه اما ایک کسی که مطالب را خودش در باطن و خودش حل نکرده در درون اوههقیمه مقدس حسادت است دنبال جا است دنبال مقام است تشریفات طلب است خب این آقای که خودش متعیز نبوده و مطالب در جان او نفوز پیدا نکرده است چطور می خواد بیاد و از و اندرز برای دیگران بده چطور ممکن هست و کجا می شه انسان از نفس او بهرمند بشه غالبا اون مقداری که ما امتحان کردیم و دیدیم در زندگی این علمایی که به مقامات و مراهل آلیه علمی و مخصوصا جنبه های معرفتی رسیدند و اخلاق فازلهی داشتند نوان کسانی بودند که در کنار یک استاد صالح پرهیزکار از خدا ترس قرار گرفته بودند و این کسانی بودند که از ازان بعض از اونها که ما دیدیم و نوشته هاشونو الان پیش بنده هست مثلا می خواهد اسم از استادش بیارد میگد استاد عزیز بهتر از جانم این را می گفتند تحت نفوز یک عالم ربانی که من هر دور می شناختم از ایام کودکی که چه عزیزانی بودن که متاسفانم استاد هم شادید از دنیا رفت انا پس واعظم اگر میخوام در جامعه هم اثرگذار باشیم حتما این قید بد داشته باشیم و این قید را بلاحظه بکنیم که اگر سخن میگیم قبلش متعز شده باشیم قبلا خودمون پذیرای این مطالب شده باشیم خلال این مطلب دوم از چه جایی و چه مطالبی اونم امام امیر المؤمنین ارواه العالمین لح الفدا میفرمان ومتاهو امتاهو از بله آب گرفتن است اگر میخواید آب بگیرید آب بردارید آب بکشید سابقا که چه بود در منزل خود ما در ایام کودکی میدیم دلوی بود و آبی بود و چه میدونم آب با چه زحمتی آب کشیده می شد حالا الان اینقدر وسائل فراهم شده است که متاسفانه به جای شکرگزاری و توجه به خدا به عقب برگشتیم حاصل می خواهید آب بگیرید آب بکشید ظرفتون را پر از آب بکنید موازب باشید و امتاهو من صف و عین من صف و عین از اون چشمه صافی که یک ذره کدورت درش نباشه یک ذره آلودگی درش نباشه اندکی غبار روی آن ننشسته باشه من صف و عین قدرو و قطمن الکدر که کاملا تمیز شده باشه پاک شده باشه از کدورت ها هیچ کدورتی آلودگی مخلوطی نداشته باشه آب صاف و بشاش و زلال که وقت انسان نگاه بشه می کنه نشات پیدا می کنه مبتهج می شده از این طور چشمه صاری استفاده کنید و این چشمه صاری این طوری که قدرو و قطمن الکدر عبارت از قرآن کریم هست نهج البلاغه هست اخبار علی و اولاد علی هستنه سخنان دلنشین خاندان پیغمبر و سلسله جلیله محمد و آل محمد سلوات الله سلوات الله علیه مجمعین هست وفقنا الله و ایاکم لمراضیه و جنبنا و ایاکم ام مخالفته و مناهیه و صل الله علیه سیدناهیه و سلوات الله علیه سیدناهیه و محمد و آله تاهرین ای دل قبول محفل عمل بلا شدید ای دل قبول محفل عمل بلا شدید یرهم ندای خست دلی بی ندا شدید از فرمانه نکاره به خوبا بری نسید گرده به برز خود خوشه مصطفى شدید درس اخلاق آیت الله کریمی جهرومی رو در برنامه مبانی فقاحت بسکاری میکنم مکارم خوبان شنیدیم ساعت همینک پنج و شانزده دقیق و شش سانی از بهترین ها رو از شوکه رادیوی معارف برای شما شنوندگان عزیز آرزو میکنیم راهای ارتباطی راوطومی سازمان صدا و سیما شماره تلفن 162 و پیامک 3162 و شماره تلفن 025329 551-2 و پیامک 30553 راهای ارتباطی راوطومی رادیو معارف هست که شما شنوندگان عزیز میتونید نظرها و پیشنهادهای خودتون رو با ما در میون بگذارید اما ممنونیم که در نوبت کاری سوام برنامه های رادیو معارف از ساعت 22 دیشب با ما همراه بودید و این ارتباط تا ساعت 6-6 حدود 40 دقیقه دیگر هم همراه ما هستید ممنونیم از همراهیتون در نوبت کاری سوام به اتفاق همکاران خوبم جناب آقایان مهدی کازمی تحییه کننده سید عبدالله موسوی صدا بردار شاه رخ نظری همه هنگی و بنده مجید نجفیزاده گوینده در کنار شما بودیم امیدوارم که برنامه های این نوبت کاری مورد توجه شما شرمندگان عزیز قرار گرفته باشه اما بخش پایانی این نوبت کاری درس خارج اصول فقه آیت الله مکارم شیرازی هست در برنامه مبانی فقاحت که به مدت حدودن سی دقیقه تقدیم شما عزیزان شرمنده میشه زمن خداحافظی از شما شرمندگان عزیز دعوت میکنم در این لحظه شرمنده برنامه مبانی فقاحت باشیم موسیقی مبانی فقاحت موسیقی جمعه سفر تومد به ما حق داریم جمعه سفر که از مکتب باری نجف یافتی ایم که از مکتب باری نجف یافتی ایم که از مکتب باری نجف بسم الله الرحمن الرحیم دوازده هم استسحاب بود و اون مسئله توارد حالت این بود زید میداند وضوعی گرفته و میداند خوابی هم رفته اما وضوع قبل از خواب بوده یا خواب قبل از وضوع بوده الان آیا مهدس است یا متطهر نمیدانه این توارده حالت این متضاد دت این هست در اینجا اقوال چهارگانه ای بود که عدله اونها رو ذکر کردیم قول اول قول کسانی بود که میگفتن در مجهوله تاریخ استسحاب جاری میشود و متعارض میشود ملتش هم این از هر کان استسحاب جمع است فهیده ویت آرزان ویت ساقتان این در مجهوله تاریخ و اما اگر اهده ما معلوم و اهده ما مجهول باشه مثلا میداند سر ساعت دوازده زوزو گرفته اما خواب قبلش بوده و بعدش در اینجا اینجا میداند ویت آرزان و یت ساقتان استسحاب فقط در معلوم و تاریخ جاری میشه تکرار میکنم در معلوم و تاریخ نمجهول مجهول جاری نمیشه در معلوم جاری میشه چرا؟ برای این که میداند سر ساعت دوازده و زوزو گرفته بعد هم خوابیده یا نه از این از که نخوابیده و اما استسحاب مجهول نمیشه چرا؟ چرا؟ لعن نمیشه امراهود دائرون بینما هوا مقتول ارتفاع و بینما هوا مجهول الحدوث میداند سر ساعت دوازده و زوزو گرفته استسحاب بقای تارت میکنه اما میداند خوابیم رفته انکان نم قبل ساعت دوازده امراهود قدر تفعه قطعا قطعا زوزو گرفت دیگه تفعه و انکان نم بعد از ثانیت اشهر بعد از ظهر بعد از ساعت دوازده بوده این مجهول الحدوثه و ما هم همین قولو دیگه اینجا کتاک کنم بحث رو ما هم مختارمون همین بحثیم یعنی همین حرف شیفه میگیم در مجهول یک تاریخ یک جریان یک آرزان یک تساقتان اما اگر حدوم و معدوم باشه فقط معدوم و تاریخ استسحاب داره بقیه مجهول و تاریخ نداره یا به این بیان که امره دائرون بین ما و مقتول ارتفاع اگر قبل زهر بوده نوم مقتول ارتفاعه و عصب الاسر و مشروعه مشکوک الهدوست بعد از زرود باشه مشکوک الهدوسته قصد در یه صورت شک نداره در یه صورت یقین نداره ارکان استسحاب دران جمع نیست مختارم هم همین از افعلا ذارک یک چیزی من به شگفت ازافه میکنیم وآن این از مسادق واضح انفصال زمان یقین است شکت این از مصادق بازهه یعنی مشکوکه شبه مصداقیه است شبه مصداقیه انفساده شما میگید آقا من میدارم خوابی رفتم استصحاب وقاش میکنم میگم کجا اگر خواب شما قبل زور بوده در این وسط انفساد پیدا کرد یقین به تا آبت پیدا کرد تکرار میکنم شبه مصداقیه مصداقیه لا تنقضه شبهیه مصداقیه انفساده چرا؟ چون اگر خواب قبل زور بوده است سر زور منفصل شد یقین به وضوع داری اگر بعد زور بوده بعد نمیتوانی بگید یقین به ارتفاع دارم هست سر ساعت دوازده معمول بودی اون قضه ها به یقین آخر اون قضه ها به یقین آخر سر ساعت دوازده شما یقین داشتید به وضوع یقین به وضوع داشتید یقین داشتید معنی شبه مصداقی همینه ما که نمیگیم قطعا مصداق انفساده میگیم یحتمل مصداق انفساد باشیم مهم اینه که استصاب رو عمود زمان جلومیان رو عمود زمان جلومیان سر ساعت دوازده وضوع هست اینجا انفساده اگر به خواهی روی عمود زمان جلومیانی به جایی میرسید که انفساد قطعیه وضوع قطعیه فلحق معقول شیخ که میفرماید در مجهوله تاریخ در توارد حالتی استصاب در هر دو جاری میشود و تصاقص میکنه اما در معلوم و مجهول فقط در معلوم جاری میشه اما در معلوم و مجهول دیگه در مجهول نه حالا این دو بیان داشت ایک بیان این که امره دائرون بین ماهوه مکتوع الارتفاع و ماهوه مشکوک و لوجود یا این بیانی که از کردم که لازم و ملزوم همه بگید شبهه مستاقی لا تنقضه شون در یه صورت انفساد قطعیست و چون انفساد قطعیه و اتصال باقی نیست مستاقلاتن و زیلقینه به شکل نیست این حق این قول امروز هم میخواستیم مختارو بیان کنیم در زمن شرق قول اول بیان مختار شد دلیل ما هم روشن شد و اما قول دوم یزهرم این بعض کلمات مرهوم آقای آخوند که ایشون میخواد بگه در اینجا استصحاب مطلقات جاری نمیشه ورد چرا؟ شون در هر دو هم تهارت هم حدست و اعتمال انفساده همون شبهه انفسادی که سابقا داشت مرهوم آخوند اینجا هم داره جواب ایشانم همون جوابیست که سابقا نحس کردیم گفتیم اینجا جای انفساد نیست انفسادیم سالجش اینجا انفساد مال اونجاییست که احده ما معلوم و تاریخ باشه اونجا انفساد شبهه هست اما اونجایی که هیچ کدام تاریخش معلوم نیست ما به حسب عمود زمانم میان که لو سه ساعت داریم یه ساعت قبل از اون یه ساعت زور یه ساعت بعد از اون من میدادم روزو یا بعد نوم یکی از اینها ساعت اول باقش شده یکی از اینها ساعت دوم بیکه از اونها ساعت و ساعت ثبوت هر دو جمع یعنی هر دو حالت گذشته بود در اینجا من میتونم بگم آه هر ساعتی بوده من میگم وزور که گرفتم نمیدونم بعدش حدث آمد یا نه نه یا نه یا حدث که حاصل شد نوم که حاصل شد بعدش وزور گرفتم یا نه میگیم نمیدونم به الوجدان بقیه نه از شکم هست انفساد هم نیست و این بیانی که مرغوم آخوند داشت راجع به انفساد سابقا جواب دادیم همون را هم میگیم اینجا و اما قول ثوم این بود که در هر دو یجیر که امروز هم باز بحثش را باید مطرح کنیم و این قول محقق ناینی است طبق عجبت و تقریرات که میگه هم معلوم و هم مجهول هر دو استسحاب جاری میشود و هر دو یتعارضان و هر دو یتصاغتان مجهول و تاریخ که جاری میشه یتعارضان یتصاغتان اما اگر احد اما معلوم باشه دیگری هم مجهول باشه هر دو جاری میشه یتعارضان یتصاغتان و از اون حرفی که ما الان زدیم گفتیم امره دائرون بین المشکوک و لعنه بین المشکوک و لعنه و مشکوک الهدوز و مقتول ارتفاع ایشون از این حرف جواب میده ما گفتیم در مجهول و تاریخ معلوم و تاریخ اشکال نداره مجهول و تاریخ امرش دائر است بین مقتول ارتفاع و مشکوک الهدوز اگر خواب قبل از ظهر باشه قبل از ظهر باشه