مسئولیت مدنی به عنوان مبانی فقی هستن حالا ما از همین قواعد میتونیم استیاد کنیم استفاده کنیم و بهره ببریم در خساراتی که ناشی از جنگ ایجاد میشه حالا خسارات مالیست خسارات جانیست خسارات جانی خودش گاه به عضو گاه به منفعت و اینها برمیگرده که در ادامه اینها را بیشتر توضیح هم داد بله بسیار متشکر هستم جناب دکتر حسینی جناب دکتر بای یه مسئله اینجا مطرح هست و اون بحث این هست که خسارت به صورت مستقیم خب این طبیعیست که باید پرداخت بشه اما اگر حالا خسارتی داشته باشیم که به صورت غیر مستقیم وارد شده آیا این خسارت هم قابل مطالبه هست؟ من قبل از این که به سآل حسرت عالی جواب بدم در تکمیل فرمایشات جناب آی دکتر حسینی یه مطلب رو بگم و سعیم کنم ربطش بدن به سآل حسرت عالی ببینیم در مقدمی که ما بیان کردیم ارز کردیم که یک سآل این هست که در چه مواردی خسارت یا دیگه قابل مطالب هست؟ من الان خسارات مالی رو محول میکنم جناب آی دکتر حسینی توضیح میدن اما در بخش خسارات جانی صدمات دیگه بر جسم و جان افراد وارد میشه به صورت کلی خدمت شما ارز میکنم که بر اساس روایات متواتر یا مستفیزه که وجود داره خون مسلمان و بلکه خون انسان ها نباید هدر بره در هر صورتی باید جبران میشه بنابراین به عنوان یک اصل این رو ما میپذیریم که اگر جنایتی بر کسی وارد بشه اگر خونی ریخته بشه اگر صدمی بر شخصی وارد بشه این باید دیگه یش پرداخت بشه مگر در موارد خاصی که در واقع این قاعده لایبتول لایبتول در ممره ان مسلم خون مسلمان نباید هیچگاه در برود که البته بعضی روای خون متلف میگه حالا این قسمتی که خدمتش مفتوم خون مسلمان بود ولی قاعده کلی هست مگر در برخی از موارد که اونجا هم یک توجیه کاملا اقلایه داره مثلا در موارد قاعده احسان یک شخص اینقدر به شما کمک کنه مثلا شما رو سیل داره میبره آب داره میبره چنگ میزنی که شما رو نجات بده چنگ خراش هم میفته رو سورت شما و از اون سیلاب شما نجات پیدام کنید این چون در صدد کمک رساندن به شما بوده شخص محسن و نیکوکار هست نیت خیر داشته و برای نجات شما اقدام کرده اون صدمات جزئی که به شما وارد شده در حین نجات شما اینها قابل مطالبه نیست نیمیشه گفت که صدمه جانی زدی بر من حالا بیا دیش رو بده نه موارد قاعده احسان هست تق آی شریفه که محل المحسنین من سبیل دیهی ثابت نیست چون ثبوت دیه بر اون کسی که محسن هست قصد خوب داشته یک نوع سبیل هست زامن شماردن یک نوع در واقع سبیل برش شمارده نیست و یه در مواردی مثل اقدام یک شخصی خودش کاری رو انجام میده که در معرض آسیق قرار میگیره مثلا این منطقه منطقه تیرندازی نظامیه تابلو زدنهی با بلنگو اعلام کنه وارد این منطقه نشید یک شخصی میگه حالا من برم تا نزدیکاش بینم تیر به من میخوری ها نه تیره از کجا رد میشه میره خودش رو در معرض اصابت گلوله قرار میده های کسی تو اوتوان میکنه من الان چند بار بدمم یا قد بخورم از اوتوان یا از سلوخی ها بینم که سریم تنم رد بشم یا نشم های کسی ماشین این رو زیر کرد طبق قواعد فقی قاعد اقدام سرد میکنه و دیه اصابت نیست برش غیر از این موارد که قاعد احسان باشه قاعد اقدام باشه و برخی موارد خاصه دیگه همیشه اگه جنایتی برشخصی وارد شد دیه اصابت اینو میذاریم کنار خون خالا فوقاهای ما توی در واقع این اصابتی که خواستن بدن که خب اون شخص شخصی که مرتقب جنایت شده این از موارد اینست در چه موارد این زامنه معلوم شد در موارد که اقدام کرده خود شخص مسلوم نسبت به ایراد صدمه برخودش زامن نیست جایی که شخص مرتقب محسن هست زامن نیست مسقطات زامنه مسئولیت رو بر میدارن فوقا باز در این که چه جایی دیگه زمان زمان که میگیم به سادزاد به معنای مسئولیت فارسیش مسئولیت در چه موارد مسئولیت درسته تا دیدگاه دارن فوقای ما معشور فوقای ما میدارن هر رفداری که مرتقب جنایت شده مرتقب صدمه بر دیگری بشه جنایت هم میگم الزامن بیرمانانیست که حتما آمدان این کار کرده ام داشتانه حتی به صورت غیر امدیم اگر رفداری رو که انجام داد موجب شده که صدمی جانی بر دیگری وارد بشه تو فقه و قانون ما میگن جنایت جنایت به معنای اون چیزی که در ذهن عرف و عموم مردم ما هست که یک با سوئی نیتی همراه باشه نیست اینجا خب امده فوقای ما مشهور فوقای ما از شیخ مفید تا این اواخر حتی از ذات امام در تحریر یه زابطی میدن میگن هرکس رفداری رو انجام بده که شرعن اون رفدار حرام باشه و این فعل حرام موجب صدمی بر شخصی بشه این شخص زامنه اما اگر رفدارش حرام نبوده یک فعل مشروعی رو انجام داد چیزی که شرعن بهش اجازه داده بود انجام بده این کار رو انجام داد و احیانا موجب شد که صدمی بر کسی وارد بشه این شخص زامن نیست که فعل حلال رو انجام داده بخش از فقه های ما که بیشتر تو معاصرین شاید نمود پیدا کرده این قول میگن شما ما نگاه میکنیم که این رفدار ادوانی بوده یا غیر ادوانی به عبارت با تقصیر هم راه بوده رفدار مرتکب یا نه اگر با تقصیر هم راه باشه ولی اون که اصل کارش حرمت نداره مثل رانندگی میگن که اگر شما در رانندگی به اتیاتی کردی تصادف کردی با یه آبری آبری رو سدمه برش وارد کردی زامن هستی مسئول هستی باید دیگه رو بدی چون تقصیر کردی چون کار ادوانی یا غیر مجاز یا غیر قانونی انجام دادی گروه دومیار رو میارن رو این میگن هر کاری که به صورت غیر مجاز باشه به صورت ادوانی باشه با تقصیر هم راه باشه زمان آوره قوانین باشه مسئولیت در پی نداره این دو دیدگاه دیدگاهی که قانون ما پذیرفته و بسیاری که از فقه ها پذیرفتن و شاید من باید این رو یه نوع تصیح کنم برخلاف تصوری که منم تو عرایزم بود که فکر میکنیم مشهور فقه هرمت و حلیت فیرومیار زمان قرار دادن تو کلمات همون هم نگاه کنیم میگم تهش انتاش به این میلیسه که آیا این صدم و جنایت به این شخص مستند هست یا نیست اگر مستند باشه مردم میگن هال تو باعث شدی که این آقا بمیره تو باعث شدی که چشمش کور بشه اگر بهش استناد بدن این شخص زامنه باز غیر از اون موارد مسکتات زمان قاعده احسان و قاعده اقدام چون واقعا تو قاعده اقدام این استان استنادم نمیده عرف عرف میگم واسه خودت بودیم من خدا چکار کنم حالا برگردیم یه سآل تو جنگ خودمو فرض کنیم دوازده روزه نگاه کنیم من اساس نظر همه فوقاها فعلا دولت ما مسئولیتی نباید داشته باشه حالا ظاهر چون کار حرامی انجام داده از خودش دفاه داره میکنه و نه در واقع کاری کرده همراه با عدوان و تقصیل و بی احتیاطی باشه که بگیم شما مسئولیت این کارم که انجام نشده استناد بهش داده بشه و استناد داده نمیشه به در واقع هم در جنگ ایران و هم در جنگ اسرائیل شروع کنند اونا بودن اما سآل ازراتالی برمیگردم یکی ممکنه بگی بله دولت ما مستقیمن خودش خسارت نزد که مباشره در خسارت نبود اما سببه اینقدر مثلا علیه اسرائیل حرف زد تو اسرائیل حمله کرد به ما خب این با این سآل ازراتالی برگشنگ فرمودی آیا لازمه کسی به صورت مستقیم خسارت بزنه تا ما اونو زامن و مسئول تلقی کنیم یا نه لازم نیست این ایراد صدمه به صورت مستقیم باشه اگه غیر مستقیم هم باشه سبب اون خسارت هم شده باشه زامنه بله اینو فوقا قبول کردن قانون ما هم استرات قبول کردن میگه که استناده باشه خبون یعنی مردم میگن که این صدمه به شما مستند است شما موجب شدید اون وقت زمان مسئولیت میاد دیگه هم فرقی نداره که مباشرتن این کار انجام داده باشی یا به تسبیب من مثال ساده تر بذارم یه وقت مثال بخواهم بدم ساده تر جنایت یا اون خسارت گاهی به صورت مباشرت یا مستقیمه مثل چیه؟ مثل اینکه من چاقوی زدم دست یکی رو مجروح کردم اینو میگن جنایتی هست خسارتی هست صدمی هست که به صورت مستقیم و در اصلا قانون ما و فقه های ما به صورت مباشری مباشرتن انجام شده اگر جبری باشه چیه؟ نه الان جبری رو میگم خدمت شما و بعضی از خسارت ها غیر مستقیمه مثلا من اینجا چاهی میکنم اینجا یه روغن بی احتیاطی کردم مغازداری هست در واقع تعویز روغنی روغن رو ریخت و پیاده رو آور بیچاره آمد از جا رد بشه سر خورد خورد زمین سر شکست این هم عرف بود اون کسی که تعویز روغنی داره میگه شما سبب شدید که این صدمه وارد شما رو مسئول میدون میگن تسبیب مستقیمان چاقو رو نزد بهش اما کاری کرد که موجب جنایت شد خب این اگر احراز بشه خب که استناد وجود داره که عرف میگن که این صدمه رو شما به وجود آوردین یا مستقیم یا غیر مستقیم اون وقت مسئولیت با شرایطش به دنبالش میاد و اون شخص اهم از شخص حقیقی آقایی مسئول خواد بود که البته در بحث ما حکومت ما نظام ما امدن نمواشر بود و نسبب بود در مرنه دفاع بود اون فرمانش از اطالی یکی از مسقطات زمان همون بحث حوادث قهریه جبریه است فوقا مثلا یه فرقی رو مطرح کردن میگن کسی از رو پلی داره رد میشه یا توفان میشه و این توفان این شخص از بالا پل میداده روی شخصی که پایین پل هست جبری قهری با قوه قاهره این جنایت واقع شده نروابه اون شخص اراده از خودش نداشته توفان اون از اون بالا انداخت رو سریعه که و سر طرف شکست اینجا هم زمان ثابت نیست مسئولیت بله بسیار متشکر هستم جنابه دکتر بای شنوندگان عزیز رادیو معرف با برنامه فقه پویا خدمت شما عزیزان هستیم فرصتی از اتاق فرمان میگیریم و سپس باز خواهیم گشتیم فقه تهوری واقعی اداره انسان از گهواره تا بور هست ولی فقیه در همه سوبر ولایت دارد فقه در عرصه حقوق اقتصاد سیاست فرهنگ و اجتماع در برنامه فقه پویا شنوندگان عزیز رادیو معرف با برنامه فقه پویا در خدمت شما شنوندگان فرهیخته هستیم و موضوع خسارت های ناشی از جنگ رو با حضور کارشناسان محترم آقایان دکتر حسینی و آقای دکتر بای رو مورد بررسی قرار خواهیم داد جنابه دکتر حسینی آقای دکتر بای به مسئله پرداخت خسارت های جانی اشاره فرمودند خواستم بپرسم که خسارت های مالی چگونه است و آیا این نوع خسارت ها همانند خسارت های جانی شامل قوائدی همچنان زمان و لازره رو انهام میشه یا نه؟ ببینید به قول مسترحات فقهی مشرب بحث و طریق بحث یکیه یعنی این که چون جفتش چه بحث پرداخت دیه ناشی از جنگ چه برداخت خسارت مالی هر دو برگشتش به مسئولیت مدنی است چون هر دو برگشتش به مسئولیت مدنی هست پس قوائدی که در این زمین استفاده میشه قوائد یکسانیست حالا مثلا شد قاعده مثلا بگیم که احترام اینجا نیاد ولی تو بحث مثلا توی بحث دیه اینجا استفاده بشه ببینید قوائدی که استفاده میشه من قبل از که قواعد واضح توضیح بدم قواعد مستاد رو نکاتی که جماعی دو طور بای گفتن من باز در بعض وقت آدم نکاتی که دوستان میگن دوست داره که مطالب رو اضافه کنه جهت تکمیل بحث یکی بحث ماها توی بحث فقهی و حقوقی بحثایی که توی رادیو انجام میشه همینطور که شنوندگان تخصص این مباحث رو قاعدتن دارن مباحث ما ثبوتی است نه اثباتی اثباتش باید رفت مورد رو دید مستاق رو دید تطبیق داد و جزئیات پرونده رو نگاه کرد بررسی بشه گاه نیازمند به کارشناس هست ولی ازا ما نمیتونیم در این جلساتی که برگزار میشه مباحث اثباتی رو مطرح بکنیم اونا بذارید برویم به قول موزایی کیس خاص مستاق خاصش بحث بشه یه نکته این هست ولی ازا ما بحثایی که انجام میدیم همینطور که ابتدای جلس هم گفته شد ممخوای مبانی فقهی مسئولیت مدنی پرداخت خسارات مالی یا پرداخت دیه ناشی از جنگ رو مطرح کنیم یه نکته نکته بعد این که توی بحثای فقهی هم یکی بحث حرمت تکلیفی است یکی هم حرمت وضعی است گاه اتفاق میفته طرف خسارت وارد میکنه واقعا فعل حرامی رو انجام نداده آیدوتو بایم اشاره کردن تون مواردی که توضیح میدادن طرف هیچ حرام شرعی انجام نداده یعنی معصیت نکرده ولی در این هار خسارت وارد کرده این خسارت که وارد کرده حالا درسته اینجاها فعل حرامی انجام نداده مثلا یه آبری داره رد میشه انگوشترش سگگ کیفش نمیدونم ناخونش به آبر دیگری و دستش رو مجروح میکنه یا مثلا خسارتی رو وارد میکنه اینجا واقعا چون آمدانه نبوده یک تصادمی اتفاق افتاده یک صدمه و آسیب رو ایجاد کرده اینجا باید جبران خسارت کنه و هیچ حرمت تکریفی انجام نداری حرمت وزیعی مناهی اینجا مسئولیت مدنی و پرداخت خسارت باید انجام میشه و لذا خواستم اینم یه تفکی داده بشه حتما آقای دکتر باید در تکمین اعرایز من مطالب رو دارن نسبت به همین قضیه توی بحث مالم شما سوال هستاری بود بحث پرداخت خسارات مالی ناشی از جنگ ببینیدی که قایده زمان یا زمانیت یا گاه ازش یاد میشه قایده علالیت که همون قایده معروفه علالیت ما اخذت حتی توعدیت او هست که هر کس مال دیگه رو تحت تصرف قرار میگیره و درش تصرف میکنه و قصد میکنه اون شخص زامن هستش همین مودل رو شما در جنگ پیاده کنید اگر جنگ منجر به تصرف یا تخریب انوال مردم بشه اینجا کی زامنه؟ اینجا هر کسی که در اون مال یا انوال مردم تصرف کرده منجر به تخریب شده منجر به خسارات شده متابق این قایده شریف فقهی اینجا ها اون شخص زامن هستش همینطور که باز گفته شد اینجا نهاد مسبب اینجا ها زامن شناخته میشه حالا همینجا من نمیخوام هی بحث رو متفرده به فرهای دیگر کنم شاید چه بحث ها در ازهان شناندگان اتفاقی افته که خب کیانان باید تشخیص بده که نهاد مسبب کیست؟ این دیگه کارشناسه ما این امر و امور رو به امر کارشناس ارجام میدیم کارشناس تقییم میکنه کارشناس هم حتما نیاز به اون جوزیاتی که من ارز کردم بحث های اثباتی هست نیاز داره خب قایده بعدی چیه من سریتر بگم که وقتی رفته نشه قایده اطلاف هست یا گاه از اون یاد میکنم قایده من اطلف من اطلفم مال قیدهو فهواله اونهو زامن کسی که مباشرتن یا تسبیبن مال قید رو تلف میکنه و نظر در بحث جنگ کلن خسارات ناشی از عملیات نظامی اینجاها مثل بمباران ها همه اینها مصداق بارز اطلاف هستش شما اومدید در سریق نظامی مستقیمن غیر مستقیم بمباران کردید با کواتکوبتر زدید با هرچی با پهبات زدید هر هرچی وسیل نظامی اصلا من تخصصشو ندارم اینجا اومدید مال شخص رو تلف کردید حالا توی بحثی که آی دکتر باید داشتن جان تلف رو تلف کردید نمیدونم تلف رو مجروح کردید یا خساراتی وارد که به منافعش به حواستش اینها همه زمانت میاره و باید تلف جبران کنه قاعده بعدی قاعده لازرر هست حدیث نبوی شریف لازرر و نازرار فلسطان که دفع زرر رو از افراد واجب میدونه که اگر جنگ موجب زرر متعارف بشه یا به تعبیر که فقه ها به کار مبرن زررهای معتنابه به معنی قابل توجه هر نوع زرری که به مردم به انوارشو وارد بشه این قاعده ها قواعد مشترکه اختصاص به بحث انوار نداره به بحث دیم هست هر نوع زرری که معتنابه باشه زرر قابل توجه باشه اینجا تب حدیث نبوی شریف اینجا ها باید شخص زرر زننده اینجا ها باید جبران کنه و در نهایت قاعده آخری که بحث میشه بحث قاعده تسبیب هستش که اگر خسارت به غیر صورت مستقیم توسط اوامل نظامی این ها توسط فرمانده ها سیاست های جنگی هر چرچی به وجود مواده باشه این نهاد مسبب زامن هستش همین جان مستقیم اینها هم بگم که بعد شما باگذار کنم جنبای نظری همین جان مطلب در بحث مبانی فقهی مسئولیت مدنی در این بحث ها که ما داریم انجام میدیم همینطور که اشارم کردن دوست ازمون به استناد برمیگرده به انتصاب برمیگرده استناد بکیست انتصاب بکیست این استناد و انتصاب هم اوفیست و بس مشخصا آنچه که سؤال شما بود در بحث خسارات مالی ما از قواعد مستادی که در فقه هست به چهار قاعده میرسیم قاعده زمان اطلاف لازرر و تصمیم دست شما درد مکنه خیلی من خب جنبای دکتر بای حضرت علیه به صورت گزرا به یک شبهی اشاره کردید که برخی کمان میکنن که این ایران بوده که رژیم اشخالگر قدس رو تحریک کرده و از این نظر ایران رو آمل بروز جنگ میدونند به نظر حضرت علیه آیا رفتار ایران علت آغاز جنگ بوده و اگر اینگونه باشه چه تکلیف فقهی متوجه حاکمیت ایران هست بله این شبه وجود داره که در واقع ایران سبب شد که اسرائیل بی ایران حمله کنه و اسرائیل رو تحریک کرد این شبه هست که گاهی گفته میشیم اما پاسخ این شبه هم وقوق داخلی هم در فقه و هم در حقوق بینال ملل تقریبا یکسان هست طبق قطنامه های شورای امنیت و قطنامه های مجمع و عمومی سازمان ملل که ده ها در واقع قطنامه هست و بیانیه هست اسرائیل با شهرک ساختن شهرک ها به عنوان یک کشور مال کشور نمیدونیم یک رژیم جلی میدونیم ولی از نگاه اون هم گفت حتی از نگاه اون ها به عنوان یک کشور متجاوز هست حالا اگر کسی در برابر متجاوز اصداد مقاومت کرد فلسطین هست لبلان هست سوریه هست چون اینکه اسرائیل به همین کشور را تجاوز کرده بخشایی از خاک لبلان رو اشقال کرده بخشایی از خاک سوریه رو اشقال کرده قبلن حالا شعارشان این بود که خب اسد چون در واقع دنبال کنندی سیاست های ما هست با ما هم آهنگ هست کمک میکنه ما از بلال رو تجیز کنیم و کمک کنیم برای اینی که اسرائیل حمله میکنه دیدید که بعد از رفتن اصد هم دوباره اسرائیل این عملیاتش در خاک سوریه ادامه داره هم از راز هوایی هم زمینی و خیلی سریح الان دارن اسرائیل بزرگ یا سرزمین موعود دوباره هم اسرائیل بخواهی که لبنان تجاوز کرده به سوریه تجاوز کرده به مصر تجاوز کرده به فلسطین تجاوز کرده علا رقم قرنامه های همین سازمان ملل و شورای امنیتی که ما هیچ وقت ساختارش عادلانه نمیدونیم ولی خب مجبوریم در این ساختار حرکت کنیم فیلن همونها هم اسرائیل متجاوز میدن حالا کسی که در برابر متجاوز از خودش دفاع می کنه دفاعش مشروع هست کمک کردنه به کسی که در حال دفاع مشروع هست نه تنها قوبهی نداره بد نیست بلکه گاه وظیفه هست گاه که همیشه از لازه شرعی در حقوق داخلی مون که اصلا وظیفه هست در فقه ما اصلا وظیفه هست که امام می فرمایدن من داخل پرانتز بذارید بگم در حقوق داخلی ما بگم اگر من کسی رو ببینم که در معرض تعرض قرار گرفته در معرض تاجم قرار گرفته یک شخص گلدوری می خواد اموال اینو به قارت ببره کیفشو بزنه خانمی داره از خیابان می ره یا آقای گلدوری آمده کیفشو می خواد بزنه خب از شرعن دفاع کردن اگر توانش داشته باشم از این خانمه بر من واجبه قبیه نیست حالا اگر من رفتم از این چیز کردم دفاع کردم یه وقتی ممکنه به این متجاوزه بگم آقای گلدور بشه سر جاد چرا مزرم مردم شید چرا مزرم خانم شید و اون به من حمله کنه با چاقو بزنه این قد ان به این نیمگی که شما خود سبب شدی کن به شما حمله کنه نه خیلی من یه وظیفه قانونی یه وظیفه عرفی داشتم که شما اون وظیفه ام رو انجام می دادم اون متجاوز بود بالاتر از این گفتن که ما فقط فیلن هفت زدیم بالاتر از این گفتن اگه حتی که برم ازش دفاع کنم و اون شخص متجاوز به من صدمه بزنه تب قواعد فقیه ما و قواعد حقوقی ما اون شخص متجاوز زامن است مسئول است نمیتونه بعدم بیاد تو دادگاه بگه من که با تو کاری نداشتم شما خود رو آمدی واسط قاستی از اون آقا دفاع کنید نه یه وظیفه تکلیف من بوده از این شخصی که مظلوم کن و للمظلومه اونا کنارش باشین ولی ظالمه خصمه کسی که ظلم کنه باش دشمنش باشین این تکلیف من بوده کنار مظلوم قرار گرفتم چنانچه این تقوی قواعد هم در حقوق بین الملن هم در حقوق داخلی ما بوده هم در فقه ما مدافع کسی که داره از جان مال سرزمین خانش دفاع میکنه ولازمه دفع متجاوز این دفاع این باشه که صدمه بزنه به محاجم محاجم خونش هدره من باید متجاوز تجاوز میکرد که صدمه ببینه شر خون متجاوز رو دیگه برایش عرضشی نداره حرمتی نداره با اون شخصی که مرد حجوم قرار گرفته این اجازه رو داره که دفاع کنه ولازمه بلقا ما بلقا هر جا که میخواد برسه آمل خود تجاوزی هست آمل در واقع خودش از خودش سبب شده که من مدافع با اون صدمه بزنم به منیم که از اون مدافع حمایت میکنم منی که از اون مدافع حمایت میکنم این خود مدافع هستم یعنی صدماتی که به من میخوره رو باید محاجم جبران کنه اما صدماتی که من برای دفاع از این مظلوم شخص مرد تعرض و حجوم با اون محاجم زدم هیچ کدام زمان نداره و مسئولیت نداره به حقوق بحث خود ما اسرائیل اسرائیل داره نسخ کشیم کنه داره مسلمان ها رو از بین میبره خب این وظیفه همه مسلمان ها و غیر مسلمان هاست که دفاع کنن چطور از کوویت سازمان ملل قدنامه داد بعد از این که ایراک کوویت رو اشخال کرد نگفتن که خود کوویت در مقابل ایراک دفاع کنه همه آمدن کمک کردن به کوویت که متجاوز برگرده سر محرسهای خودش دفع تجاوز بشه به ایراک حملی کردن ایراک رو سر جاش بنشانن حالا نسبته به فلسطین همین قاعده هست چون قواعد بین الملل تا عدد زیادی و زور و قدرت بنا شده و مقدار زیادی بیادالتی درش هست امریکای اونجا نشسته هر قدنامی که سادر میشه رو ویتون کنه این ولی اصل قضیه کشور فلسطین حتی خدمتشون هست که قدنامه شورای امنیل و سازمان ملل کشوری هست که مورد تجاوز قرار گرفت در قلب بخشی از سرزمیناش از نگاه اونها خود را دفع میکنه و ما کمک کردیم کسی نیمیده دستابیت قرار بگه شما چون از مظلومی که قانونن حق دفع داشت کمک کردید اون مظلومه حالا چون اسرائیل بهت عمل کرده حقت بوده هر ضربی که خوردی این در عرف بینال ملل و ندر حقوق داخلی ما و ندر فقه ما و نه اخلاقا حرفیست غیر منطقه و مسموع نیست بسیار مچکر هستم جنبای دکتر بای شنواندگان عزیز با برنامه فقه پویا در خدمت شما شنواندگان محترم بودیم در این برنامه موضوع چیستی خسارت های ناشی از جنگ شرایط آن و چگونگی اخص خسارت های جانی و مالی و امتناع این ها بر اساس قواعد فقهی مورد اشاره قرار گرفت و همچنین مسئله خسارت هایی که برای دفاع از مظلوم ایجاد میشه رو مورد بررسی کاشانستان محترم جنبای آقای دکتر حسین علی بای و جنبای آقای دکتر حسینی قرار گرفت خب وقت ما روبه اطمام هست و بنده از کاشانستان محترم کمال تشکر رو دارم و همین شما عزیزان رو به خداوند متعال میسپارم تا برنامه بعد خدا نگه دار موسیقی از تویتون به خیل باشه اینجا رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت هست و برنامهی که شنیدید برنامه فقه پویا بود تا ثانیه های دیگر برنامه بعدیمیدیم و روش آسمانی تقدیمتون میشه و در این فرصتی که دارم حدیثی از آقا امام علی علیه السلام برای شما میخونم که زمن وسیعت به فرزندشون آقا امام حسین علیه السلام میفرمایند خوشبخت و رستگار کسیست که علم و عملش دوستی و دشمنیش سخنگفتن و سکوتش و رفتار و گفتارش تنها بر اساس رضای الامانیش