مکتای تفسیری آیات شریفه شش تا نه سوره مبارکه انعام توسط مفسر آلی غدر حضرت آیت الله جوادی آمولی حفظه الله فَاسْأَلُوا أَهْلَذِكْرِ اِنْ كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ بر چراقی نور بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّهُرِ وَأَنْزَلْنَا اِلَيْكَ ذِكْرِ وَهِدُ بَيْنَ نِنَّاسِ وَنُفْزِدَ اِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ بسم الله الرحمن الرحیم علم یرو کم اهدکتا من غبله من غبله وَبَرْنِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِی الْاَرْضِ مَا لَمْ مُوَكِّنْ لَكُمْ وَاَرْسَلْنَا اِلْسْمَعُوا عَلَيْهِمْ اِدْرَارا وَجَعَلْنَا الْاَنْهَارَ تَجْنِي مِن تَهْدِهِمْ وَاحْلَكْنَاهُمْ بِدُنُوبِهِمْ وَاَنْشَعْنَا مِن لَعْدِهِمْ غَرْنَا اَنْخَرِينَ وَرُو نَزَلْنَا عَلَيْكَ اَكِحَابًا فِی غِرْخَاصٍ فَلَمَسُوهُ بَعِدِهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا اِنْ هَاوَاد لَا صِحْرًا مُبِينًا وَقَالُوا لُو لَا اُمْزِلَ عَلَيْهِمْ مَلَكًا وَرُو اَنْزَلْنَا مَلَكًا لِغُوْرِيَ الْأَمْرُ فُمُلَایُونَ بَرُونَ وَلُو جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَجَعَلْنَاهُ رَجُلًا وَلَبَسْنَا عَلَيْهِمْ مَا يَلِبِسُونَ درباره بدرقه این سوره مبارکه ان آم واسیده هفتاد هزار فرشته بعض از آیون که سه ایشون مشبور باز زحمه مفسوده کشیده و طبق زحمه ایشون دوشن شد که سوبر قرآن کریم بعضی ها مثلا با ده هزار بعضی با سی هزار بعضی با صد هزار کمتر و بیشتر فرشته ها بدرقه شده معلوم میشود این هفتاد هزار مهموده بر کسرت نیست یه عدد خاص است و اگر مهموده بر کسرت بود باید که این تعدد مراتب در بین نبود شما تعدد مراتب در بین از هر سوره ای با سوره ها نبوده ادده خاصی از فرشتگان نازل شده معلوم بشود که منظور عدد خاص است ولی اون مشکل هنوز حل نشد چون ظاهر تعلیم روایات این است که چون اسم ذات عقود سهلاد بر هفتاد جای این سوره نبارک آمده است مثلا هفتاد هزار فرشته این سوره ها بدرقه کردن ما بدون حصف بعضی از اسمان فقط با حصف مکررات باید هفتاد اسم از اسمای حسنان ذات عقود سهلاد را در این سوره بیا بید سوالاتی هم در این جزوه مرغوم فرم دارند که بعضی ها مربوط به بحث های بعدی است انشالله درباره اینکه آیا انبیاء همه مطالب ها میدانند یا نمیدانند آیا علم این ها مؤثر هست یا نیست معنای انقطاع وحی چیست این ها به تدلیل به حاصل خدا در خلال این سوره امبارکه انعام که اصول دین را به هم راه دارند بازگون میشود اما مطالبی که در ورق دیگر مذک تنظیم شد بخش از اونها هم بحث های استلاحی علوم اقلی است که باید در همون کتاب های کلامی و فلسفی مطرح بشه اما بعضی از سوال ها مربوط به همین قسمت هاست یکی از سوال ها اینه که آیا ما عزلی بلغیر دارم یا نه البته خیر ذات اقدس اله اگر موجود عزلی بود یا عبدی بود حتما بلغیر هست در باره عبدی بلغیر این هم طبق دلیل نقلی هم طبق دلیل عقلی ما عبدی بلغیر داریم ولی که قیامت جریان بهشت بالاخره عبدی است در باره جهنم اگر برخی اختلاف نظر داشته باشند در باره بهشت اتفاق نظر دارند بهشت و اهل بهشت عبدی هست دیگر اطاع بهشت مجزوز و مقتونی است و اگر در بعضی از آیات داردی خالدین فیامت نادامت سماوات و عرض اون در باره جنت بردخی است یا اون هم کنایه از تعبید است عبدیت بهشت عبدیت بلغیر است چون چیزی غیر از ذات اقدس اله عبدی به ذات نخواهد بود بنابراین میشود یه چیزی هم عزلی بلغیر باشد منطق اون عزلی بلغیر وجه الله هست نه آسمان و زمین و نه ماده به صورت صورت عزلی بلغیر نیست چون همه گان به حدوس و تغییر و زوال اونا اعتراف دارند دیگه جا برای بحث نیست اما ماده گاهی برخی ها احتمال دادن که عزلی بلغیر باشد این سخن هم ناتمام است برای اینکه اگر ماده فیزیکی منظور باشد این ماده فیزیکی هرگز یک سان نیست گاهی جرم است گاهی انرژی است گاهی حرکت است به معنی دارد یه شیء ثابت نیست جامعه این حالات فقط در ذهن است اگر ذهن نباشد جامعه هم وجود ندارد بنابراین ماده فیزیکی که یقینا عزلی بلغیر نیست ماده فلسفی اگر وجود دارد اون به طبع صورت وجود دارد و بر اساس حرکت جواری اینها هر لحظه نو هم و تازه اینها بغا ندارند فزدن از قدم اونچه که قدیم هست فیض خدا به وجه خدا است بنابراین محضوری ندارد که همونطوری که در آینده فیض خدا عبدی است منطقه عبدی بلغیر است نطبق به گذشتن فیض خدا عزلی باشد منطقه عزلی بلغیر مستفیض ها یعنی موجودات مقدعی مثل انسان آسمان زمین این موجودات لحظه به لحظه تازند و نبودند و پدید آمدند و مانندند و اما اصل فیض ذات اغذی الله که به صورت گناگون ظهور میکند او اگر عزلی بلغیر باشد محضوری ندارد بلکه برخی از عدل نقلی هم که کل فیضهی دام الفزده است یا کل منهی قدیم تعیید میکند مثل عبدی بلغیر مطلب دیگران است که اینکه فرمود این اصل کلی است این اصل کلی اختصاصی به گذشته نباید اینجاست سنن الهی است و سنت الهی هم توجه است این اصل کلی اینجاست غیر پذیر نیست مثلا در بعضی از آیاتی که بعدا خواهم خونده انشالله ذات اغذی الله میفرماد ما اونها را حلاک کردیم و شما را به جای اونها نشوندیم تا ببینیم چه میکنیم خب این اصل کلی است این اختصاصی به گذشته ندارد این سنت الهی است تا ببینیم شما چه میکنید در سوره مبارکه یونس یه اصل دیگر رو ذهک میکنند میفرماد به اینکه پیشینیان که از بین رفتند به وسیله ظلم از بین رفتند این یه اصل جامعه در سوره مبارکه که و هم در چینین در سوره مبارکه از اخروف این ظلم را به عنوان شرح مسع به عنوان تفصیل بعد از اجمال شرح میدهد که ظلم دو جور است یه وقتی ظلم زرمدار هاست که با سرمایه ظلم میکنند یه وقت ظلم زورمدار هاست که با قلدوری ظلم میکنند هر دو گروه را یکی در سوره کهف یکی در سوره زخروف به قاف بیان کرد که اونها شرح این متنن پس تا کنون دو تا اصل کلی ذکر شد و دو تا هم شرح بعد از اصل اون اصل کلی همین آیه سوره بارکه انعام است که اگر ذات اقدس الهی ملتی را منغرز می کند در اصل ظلم اون هست گناه اون هست و احلک ناهم به زنوبه اصل جامعه دیگر در سوره بارکه یونس مشخص کرد اونجا فرمود ما اینها را در اصل ظلمشون به حلاکت رسونده ایم آیه سیزده سوره یونس این است که ولغر احلک نلقورو من قبل کم لم ما ظلمو به جاعت هم به سر هم البینات به ما کانال یومنو کدارکه نجزل قوم المجرمین یعنی این دیگه مخصوص به گذشتگان نیست هر اصلی تبهکاران گرفتار حلاکت مایم اونگاه فرمود ما پیشینیان را به حلاکت نشوندیم و شما را خلاقف اونها قرار دادیم پشت سر اونها وردیم تا اینها ببینیم چه می کنیم یعنی این هم امتحان است اگر خدای نا کرده شما هم گرفتار سنت سیعی پیشینیان بودید حلاکت دامنگیر تو می شود این اصل کلی اما این که فرمود ولغر احلک نلقورو من قبل کم لم ما ظلمو ظلم دو جور است یه وقتی به روخ کشیدن سرمایه است و بر اساس سلطه مالی ظلم می کنن یه وقت اصلا بر اساس زور به قدرتها و قلدری زور می کنن در سوره انبارکه مریم آیه هفتاد و سه و هفتاد و چار این چنین است فمود به ازا تطلاع علیهم آیاتنا بیناتن قال الذین کفرو للذین آمنو ای الفریقین خیرون مقامن و احسانون ندیا فمود وقتی آیات الهی برنامه تلاوت می شود کافران به مؤمنین می گوین میار عرضش سروت است به ما داریم و شما ندارید قال الذین کفرو للذین آمنو بنام گفتن ای الفریقین خیرون ما بهترین یا شما میار خیرم مقامن و احسانون ندیا ندی یعنی مجلس نادی یعنی محفل محفل ما رونقش می شده یا شما مجلس ما گرم تره یا شما احساسیه هایی که ما داریم بیشتره یا شما اونگاه ذات اقدس اله در آیبت فمود به کم احلکنا قبل ها من قرنین هم احسن و احساسن و رعیه احساس با سین یعنی پایه احساس با ثا مسلس یعنی همه احساس البریک دیگه یعنی لبازیم یعنی فرش خوب مبل خوب بوتومبیل خوب اینها می گن احساس فمود ما کسانی را که قبل از شما بودن و احسن و احساسن از شما بودن حلا کردیم و همچنین کسانی که قبل از شما بودن و احسن و رعیه رعیه یعنی چرفتوگیر اون چه که به رعیت می آید به مرآمی آید خب کسانی قبل از شما بودن که احساس بیتشون ها از شما ب��ی کسانی قبل از شما بودن که چرفتوگیر تر از شما بودن فمانا را حلا کردیم زردم این گروه در اصل همون احسن و اصاسن و احسن و رعیه بودن است یعنی بر اساس سرمایه و سروت در حقیقت تحمیل میکردن خدرابردگری اما اون که در سونه بارکه غاف و همچنین در آیه هشت سوره زخروف آمده است اون مربوطه به کسانی که روی زور و گلدوری ظلم کردن نه روی زرر سرمایه آیه هشت سوره زخروف این است فَاحْلَكْنَا اَشَدْدِ مِنْهُمْ بَتْشَنْ وَمَذَا مَثَلُ الْاَوَّرِينَ اونا که بطش و گلدوری و سلطه اونا بیش از شما بود خدا اونا را به حلاکتشون همین مذبون در سوره بارکه غاف هم هست بنابراین اصل دوم که به عنوان جامعه است این است که در سوره یونس بیان شده فرمود اینا چون ظلم کردن به حلاکت مقتلا شدن این است به عنوان محسن قرار گرفت در سوره مریم و در سوره زخروف این اصل شر شد این مهد شر شد که ظلم دو قسم است یه وقت روی سرمایه است و زر است یه وقت روی شمشیر و زور است هر دارا بیان کرد اون وقت در بسیاری از آیات فرمود فسیر و فرعرزه فنظر و کیف و کانه همین حفاری ها همین این آثار باستانی ها که زور مقرنده که پس از دیگری نشانه این است دیگر در پایان سوره مریم آیه 98 فرمود ما اونشنان این ها را از بین بردیم که اصلا هیچ کسی رو احساس نمی کنی صدایی هم در نمی آن ولی صدایی زید اونشنان این مقتبر ها را از بین بردیم که احدی از این ها نمونده و صدایی از این ها بگوشتون نمی رسد خب یکی پس از دیگری دیر زمین آثار همین ها برون می آد این که بعد از دو هزار سال بعد از سه هزار سال بعد از چهار هزار سال هفتاری آثارش زنده است که این دیگه آثار افراد عادی که نبود که اونا زندگیش اون چیزی نبود که چینه حجاری داشته باشن بعد از چهار هزار سال یا کم داره بشتر کشف بشود که اینا همون احسن و اصاسن و رعیه بودن هم احسن و مقاما و ندیه بودن هم اشد و منهم بطشا بودن فرمون سی روفر عرض فنزور کیف کان آقابت مکذبین و ماننده ها خب مکده بعدی به نبوت برمی گردن در باره نبوت شبهه کسانی که مبدع را قبول دارن روبوبیت مبدع را قبول دارن وجود فرشته ها را قبول دارن و این در باره نبوت شبه دارن اینه چند اشکال دارن یه ده واقعا شبهه علمی دارن شبه علمی اینها را ذات اقدس اله نقل میکنند و پاسخ میدن یه اده مشکل عملی دارن در باره اونا که مشکل عملی دارن سوره مبارکه ای اصرام فرمات به این که اگر ما به همه خواسته های اینها جواب بدیم و هرچه اینها پیشنهاد دارن ما عمل بکنیم اینها باز دیگه اهل ایمان نیستن اگر مورده ها زنده بشن و با اینها مباجه بشن و با اینها سخن بگوین اینها ایمان نمیابرن البته مگر این که ذات اقدس اله بخواهد اینها اهل ایمان نیستن در سوره مبارکه ای اصرام و بخشهای دیگر میفرمد به این که اگر خدا همه خواسته های اینها را عملی بکنه باز اینها اهل ایمان نیستن یک از خواسته ها اونا این که مورده های اینها زنده بشن و مباجهتن با اینها سخن بگوین حالا ما به اون آیات هم به خواست خدا میرسیم بعضی از شبهات اونا در سوره اصرام است و برقی از شبهات اونا در همین آیه محل بحث سوره مبارکه این آمست یکی از این شبهات شون اینه که چرا فرشته ها همراه تو نیستن که تو را تعیید کنه یکی از شبهات شون اینه که انسان نمیتواند رسول خدا باشه خدا که غیب است به دیدنی نیست رسول و هم باید فرشته باشه بشر نمیتواند رسول خدا باشه اما اون شبه اول که اده فرشته ها باید همراه تو بیاین تو را تعیید کنن اون در سوره مبارکه اصرام به این صورت آمد است آیه 92 به بعد سوره اصرام بگدیکه buy معنی ♥ mã this beats more تونسیال این آزماعی aggression آندهت الحبÁidas معنی that فرحه으� entré تونا", م 유�moon اینه که بشر نمیتواند رسول خدا باشه این شبه را خدا چی رو پاسخ میده میترماد به این که رسول نباید از جنس مرسل باشد باید از جنس مرسل علیه باشد تا حجت تمام باشد رسول باید پیام خدا را به مردم برساند با مردم زندگی کنند سآلات مردم را بشنود احتجاجات اونا را پاسخ بدد خود اسوهی باشد برای اونا خود از سنخ اونا باشد نه تنها باید از جنس اونا باشد باید با اونا هم فرهنگ باشد وما ارسل نام رسول الا به لسان قومهی تا اثر کند این که شما گفتید چرا رسول فرشته نیست اگر مرسل علیه فرشته بود رسول هم فرشته بود ولی اگر مردم مرسل علیه هم ناسن مردمن انسانن رسول این هم باید از سنخ اینا باشد آیه 94 سوره اسرا که شبه اونا نقل کرد فی گفت به ما من ان ناسن یؤمنم از جاهم الهدا الا ان قالو ابعث الله بشن رسولا اونگاه جواب داد تا بود قول لوکان فرعرض ملائکتونیم شون مطمئن نینم لنزلنا علیهم من السماه ملک رسولا اگر تو زمین ملائک زندگی میکردن ما برای تعلیم ملائک ملک نازل میکردن مثل اینکه در آسمون ها ملائکه به سهر میبرن بعضی از ملائکه معموران الهی هن که به ملائکه زیر دست تعلیم بدن ادهی متاعن سمه امین بعضی ها در همون آسمون ها متاعن اده زیاد از فرشتگان متی اونهاین متاعن سمه یعنی اونجا در آسمون ها متاعست قهرن در آسمون های اده از فرشتگان متیه تلازه مقدم و تعلیم همین است که رسول باید از جنس مرسل علیه باشد حرفای اونا را بشنود رسول باید به مرسل علیه بگوید من اصفه شمایم خب اگر مرسل علیه هم رسول را نبینند و اگر رسول از سلخ مرسل علیه نباشد و موجود وارسته باشد که حجت نیست اصفه نیست پس این شبهه که رسول خدا باید فرشته باشد این شبهه و پاسخش دستوری مبارک اسره آمده اما اون چی که در آیه محل بحث این است که همون پیشنهادی که در سوره اسره آمده است همون پیشنهاد را به این صورت در سوره انعام فرمود که اگر ما به خواسته اونها عمل بکنیم یک کتاب جسمانی به همین صورت که کازی داشته باشد مطالبی روی کاغذ نوشته شده باشد به تو بدیم تو بر اینا بخانی اینایی که میگفتن ولن منه در رقیه که حتی تو از ذل علینام کتابا نقرعو باز من از آقایی میگفتن این حاضر الى سهرون مبین من اینو شقال قمرها رو دیدن گفتن سهرون مستمر بعد شبهه دیگرشون اینست که بگالو لولا اون ذل علیه ملک چرا فرشتان آی آمده خب فرشتای ها به منظور شما چیه منظور شما اینه که فرشتاها بیاین او رو تأیید کنن خب این همه فرشتاها حالا هفتهات هزار کمتر و بیشتر میان او رو تأیید میکنن فرشته بیاین که شما آنها رو ببینین شما با چه حالتی میتوانید فرشته رو ببینید فرشته بخواهد اون طوری که فرشته هست نازل بشوه خب مرتبه فرشته ها نازل میشوه شما نمیتواند ببینید طوری نازل بشوند که شما ببینید باید به صورت انسان در بیایند یعنی بشوند مثل افراد عادی خب اگر افراد عادی حرف خدا را برسانن شما قبول میکنید خب این پیانباره افراد عادی هم دیگه حرف خدا را برسانن جیر قبول نمیکنید اونا تا بشر نشوند که شما نمیبینید وقتی هم بشر شدن همین هم دیگه یا شما باید بمیرد فرشته ها را ببینید یا بالموت طبیعی یا بالموت ارادی به موت طبیعی همان اصیل از سوره بارکه فرغان مشخص کرد چون در سوره اسرام فهمانند داند بشتن که او تحتیه بالله و الملاکت قبیله یعنی الله را روبروی ما قرار بدید قبیل یعنی مقابل روبروی ما قرار بدید فرشته ها را روبروی ما قرار بدید که ما ببینیم قرآن درباری الله امور لا تدرک و رب صار و هوی درک رب صار این لا تدرک و رب صار معنیشانی نیست که فقط این چشم در دنیا نمی بیند انسان خدا را نی بیند نه در دنیا می بیند نه در خواب می بیند نه در حالت منامی می بیند نه در مثال متصل می بیند نه در مثال منفسل می بیند نه در برزخ می بیند نه در قیامت می بیند نه با این چشم می بیند نه با چشم برزخی می بیند او مثال ندارد او صورت ندارد تا دیده بشود او فهمیدنیست نه دیدنی خب لا تدرک و لبسار بالغور المطلق این چی نیست که خدا رو در دنیا ندید دار اخرت ببیند یا تو بیداری ندید تو خواب ببیند محاضر دارد یه چیزی که مجرد محزه است و صورت ندارد رضا بر بار رضا تقدسه اله فمود لا تدرک و لبسار نسبت به او پاسخ ندارد در باره فرشت ها فمود شما میخواد فرشت رو ببینید بله راه دارم از این نشعه طبیعت به در آیه فرشت رو میبینید خیلی ها میبینند شما ببینید این دو جوره یا موت یا اماته یا مرگ طبیعی خب همه شما بالاخره فرشت رو ببینید یا موت ارادی اگر موت ارادی شد چشم در اختیار شما بود اونگاه این چشم بندید فرشت رو ببینید چون دومی که موت ارادی است موتو قبل انت موتو نمی کنید اون راه را و نمی روید میمونه اولی که موت طبیعی است خب موت طبیعی که فراشید همه تون فرشت رو ببینید اون در سوره امبارکهی فرغان پاسختاد آیه بیست به بعد سوره فرغان این است فمود اینا که میگن پیغمبر باید فرشت باشد یه سخن ناسواب است اصولا انبیا بشه رو قبل از تو پیامبران دیگر هم بشر بودن اونا که فرشت نه بودن که اونام قضا میخوردن تو مردم راه میرفتن و جهانا بردکم در بردن خطنه تصفیرون و کامل ربک و بسیران و قال یا فرشتگان بر ما ناظر بشن همونطور یار پیغمبر ناظر میشون یا خدا را ببینید اونگاه میفهمد که لقدستک بروفی انفاسی وعت و قطب و نکفیر اینا برامونید بیش از اندازه خودشون حرف میزنند اگر شما با این وضع بشید پیغمبر یا فرشتگان را ببینید خدا که دیدنی نیست لذا در باره او آیات دیگر پاسخداد شده است اما در باره فرشتها میبینید فرشتها رو مؤمنین ملائکه را میبینند ملائکه این در احتضار وارد میشوند سلام بکنند در کمال تقریم مؤمنین بگن سلام علیکم اولایتون اولایتون یعنی فرشتگان افراد تیب و تاهر را که رهلت میکنند به سراغون ها میرند به خدمت اونا میرند با اونا سلام عرض میکنند اما نسبت به تبهگاران وقتی اونها که میرند فرشتگان را میبینند اونگاه لا بشرای اومع زن للمجمین برای تبهگاران دیگه روز روز بم است نه روز بشارد و یقولون هجرن مهجورا من ان ممنوعا خب پس شما یه روز مرگ دارید که فرشتگان رو اون روز میبینید الان بخواهید فرشته بر شما نازل بشود ممکن نیست در همین صورت این باره که ان آن آیه 111 فرود اینا بحانه دارن اینا اگه حرف علمی دارن جواب علمیش اینه خب شما میگید فرشته بیاید رسول بود از جنس مرسل علیه باشد اگر شما فرشته بودید برای فرشته ها میامد شما انسانید او دیدنی نیست او چی بیاید او مرتب بیاید او همیشه با شما از اعمال شما مینویستد شما نمیبینید شما میخواید حرف رو بشنوید دو تا راه دارد یا مرگ یا اماته یا معتی طبیعی یا معتی ارادی مگر با هر انسانی چندین فرشته نیست خب چرا نمیبینید میخواید با این چشم ببینید خب با این تا بشر نشه نمیبینید بخواید با همین چشم ببینید او باید بشر بشه خب میشه این بشر همون حرف های قبلی همون شبه های قبلی همون اشتباه های قبلی باست اقرار میشه شما از کجا نمیدونید که این که الان آمده فرشته بود که به صورت بشه در آمده یه بیان روشنی مرحومه اصیب نردین رسیبانالله تو این کتاب شریک الگران و الاغل دارد خب این کتاب رو مستحذرید این بزرگوار این فقه این حکیم در جبه این کتاب نوشته فقط یک معالم پیش او بود که برای پیزرش درس میگفت هیچ چیز پیش او نبود یه حکیم جامعه علوم نقلی و عقلی بود و این دو سجل تفسیرات تو همون جبه ها نوشته میگه من این رو در موسیل نوشتم اون رو در کرکوب نوشتم این مقدار آیه رو در فنجا نوشتم تو جبه ایشون در زیل همین آیه که اونها میگن چرا پیغمبر فرشته نیست میگفتون مگه این پیغمبر فرشته نیست این ظاهروهو بشر باطنهو ملک اگه یه همچه فقه این حرف نزده بود اون هم جراحت نمیکرد بگه اون کسی که مرمون آیه عراقی قدس اللهو نفسه و زکیه اون تجدیل را اون تقریز درباره من رو نردین کرده تقوای اون زهد اون فقهت اون حکمت اون رو در کمال جلال و شوقเขار بخوايی باخره باز باطنش فرشته باشه که باطنش فرشته است بخوایی ظاهرش هم فرشته باشه که شما نمیبینی این همه فرشته ها با شما هستن خب نمیبینید دیگه اگر بقایید با این چشم ببینید تو بشر نشه نمیبینید بقایید با چشم دیگر ببینید راه باز از خموشش رو پیدا کنید همین جور بخوایید بحان جوی پیدا کنید بر فرض مهار همه خواستاتون عملی بشه باز ایمان نمیارید فته هست داره اگر شبهه علمی دارید پاسخش اونه اگر مشکل عملی دارید پاسخش در آیه 111 همین سوره بارکه انعام است که بعدن بخواست خدا خواهد آمد فرمود برو اننا نزدن علیه اون ملائکه حالا اینا میگن چرا ملائکه بر ما نزدن نمیشد بسیار خوب بر فرض مهار اگر ملائکه برنا آزد بشه بر میگن اگر معاد حققت چرا مرده های ما بر نمیگردن اگر حیات بعد از مرد حققت چرا این مرده های قبرستان زنده نمیشدن فرمود بکلم احوال موتا اگر این مرده ها زنده بشه با اونا سخن بگوین و حشر ما علیهم کل شیعین قبالا مقابل اونها رو در روی اونها مقابل اونها قرار بگردن با اون حرف بزنن ما کانالی اومنون این ایمان آور نیست البته اگر ذات اقدس ایلا توفیق خاص داد قلب رو منقلب کرد ازاب دیگری دارد الا یا شالله و اگر اینها اهل ایمان نیست برای این که اون شنون زنوب و سیعات قلب اینها رو سیاه کرده که سباون علیهم این زدت و امرمتون زیر همراه اومنون اینو دومونه بحانه هست قرار از اونست که اگر پیشنهاد اونها اینه که فرشته بیاید همون طوری که برای قوم لوت آمد اون کار یک سره خواهد شد اگر فرشته برای ازاب بیاید و داوری کند کار یک سره خواهد شد که بحث دیگر است اگر فرشته بیاید برای هدایت اونها این همه فرشته ها نازل می شود وحی رو اینا می آورند بخواهند افراد عادی ببینند این ممکن نیست چون رسول باید از جنس مستلله باشد اگر در زمین به جای انسان فرشته ها زندگی می کردن رسول این هم از جنس این هم بود لا که نتالی باطل فرمقدم نیست الحمدلله ربنام بسم زندگی از آن بدان این کتاب فرشکوه زندگی است حاصل آیات قرآن بندگی زندگی یک دوره بی انتهاست