آشفتگان موید از خود خبر ندارد پار سایان بر درگه تو بحریست از آب چشم اوش را خلق جهان از آن رو در ره گذر ندارد حجت الاسلام وحیدی بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی اللہ علیه و سلامه محمد و آله تاهرین سلام علیکم و رحمت الله دوستان عزیز همراه در برنامه پار سایان خدا به هممون توفیق بده جز دوستان واقعی هزارات محسومین باشیم و جز اکسالی باشیم که دیگران رو که اهل بیت اسمت و تهارت رو نمی شناسند به اهل بیت اسمت و تهارت نردی کنیم یکی از وظائف ما رعایت وحدت بین جامعه مسلمی خدا رحمت کنه جمعه ای دارد که سیاست سبب جدائی شیعه و سننی شد با همین سیاست باید اتحاد بین شیعه و سننی رو درست بکنیم منظورشون بود که سیاست استعماری و دسیسه های بیگانگان این فرق اسلامی رو درست کرده شیعه و سننی رو از هم جدا کرده حالا ما باید یک سیاست اسلامی داشته باشیم به خاطر مقابله با دشمنان با هم وحدت داشته باشیم مولا امیر المؤمنین علیه السلام بهترین الگو برای رعایت وحدت بین مسلمین است برای این که اصل اسلام در خطر نیفته چگونه با این که استخان در گلو دارد و خار برچشم دارد سبر میکند که اصاس اسلام باقی بموند باید از ازرات مسلمین علیهم سلوات الله این نکات رو بیاموزیم مولامون امام اسکری علیه السلام دستور دادن به ما که در نمازهای برادران اهل تسنن شرکت بکنیم در تشریع جنازه اونها شرکت بکنیم مریضهای اونها رو اعادت بکنیم البته گفتن بحث های علمی و روشن شدن اختلافات اون هم در محیط آروم بدون تنش بدون درگیری های دیگر سر جای خودش درسته و اینها باعث رشت میشه باعث وحدت میشه ولی این که بخواییم به جان هم دیگه بیفتیم این خلاف آن چیزیست که ازرات مسلمین از ما خواستن خدا به هممون توفیق بده اهل عمل باشیم انشاءالله موسیقی خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله نیرزا شیرازی بزرگ صاحب فتبای تنباکو که در سامر رایشون بودن بسیار انسانیه تیزهوشی بودن مراقبت میکردن نکات دقیقی رو مرد توجه قرار میدادن مرحوم آشق عبدالکریم حائری نقل میکنن اواخر عمر مرحوم نیرزا شیرازی بود عمر شریف ایشون برا رفته بود مراجعات هم به ایشون زیاد بود مرجعیت تام پیدا کرده بودن در سامر را این بود که قرار گذاشته بودن در یک ساعت خاصی تشریف میوردن بیرونی منزل همه کسانی که میخواستن ایشون رو ببینن میامدن صحبت میکردن حرفاشون رو میزدن میرفتن دیگه غیر از اون زمان ایشون کسی رو نمیپذیرفتن خیلی خوب ایشون رفته بودن در همین جلسه عمومی نشسته بودن دوستانشون اطرافیانشون کسانی که از راه های دور اومدن طلبه هایی که تازه آمدن سامر را برای درس خوندن به صفت میومدن یک به یک دست مرحوم میرزا رو میبوسیدن دو میرفتن میشستن تا حالا بعد صحبتی سآلی چیزی اگر باشه داشته باشن یا آقای طلبه میاد و وارد میشه و تو صف استاده یکی یکی یکی رفته و دست مرحوم میرزا رو بوسیده همین که دست مرحوم میرزا رو میبوسه ایشون بهش میگن اهل کجایی میگه اهل کربلا برای چی آمدی اینجا میگه من آمدم درس بخونم من به شما حکم میکنم همین الان مراجعت کنید به کربلا و من اون کمک هزینهی که به طلبه هایی که اینجا درس میخونن میدم به شما در کربلا میگم که بدند شما همین الان باید برگردید بعد مرحوم میرزا خادن خودشون رو صدا میزنن میگن قطار به سمت حالا بغداد کهی حرکت میکنه اون میگه نیم ساعت دیگه میگن این آقا رو همین الان ببرید پای قطار و اونجا باشید تا ایشون سوار قطار بشه قطار که حرکت کرد شما برگردید نیم ساعت بعد یک ساعت بعد هی میرزا میپرسن خادم نیومد خادم نیومد بعد از مدتی که خادم اومد میگن که خب چی شد آقا جان رفت راه انداختی قطار حرکت کرد خادم میگه بله آقا جان ایشون میگه خودت اونجا بودی وقتی که قطار حرکت کرد میگه بله آقا جان قطعی شد رفتن اون بنده خدا میگه بله آقا جان شاگردان میرزا از میرزا میپرسن که آقا جان اینقدر احتمال برای اینکه این بنده خدا رو شما به کربلا برگردونید برای چیه میرزا فرموده بود که من متوجه شدم که ایشون اگر در سامر را بماند فتنهی بین شیع و سنی درست می کنه اینجا میخواد بحث های اختلافی رو مطرح بکنه برخی حرف هایی که جازه اسرار هست رو بزنه برای همین ایشون رو فرست دادم اون آقا بعدها که رفته بود کربلا گفته بود میرزا نگذاش ما اونجا بعضی از حقایق رو فریاد بزنیم و بگیم این تو دل ما مونده که نگذاشته اونجا برخی از حرف ها نباید زده بشه مخالف وحدت نباید عمل بشه برای همین این انصر رو بلا فاصله فرست داده بودن که در اون مکان نباشه خدا به همون توفیق بده به وظائف همون به خوبی عمل کنیم انشاءالله چون ظلف تو هم جانا در این پریشانی چون بعد سهرگاه در بیسر و سامانی در بیل آردان من خاکم و من گردم من عشقم و من دردم تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی در سینه سوزانم مستوری و محجوری در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی پیدایی و پنهانی پیدایی و پنهانی از آتش صدایت دارم من و دارد دل داغی که نمیبینه دردی که نمیدانی من خاکم و من گردم من عشقم و من دردم تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی تو عشقی و تو جانی دردی که نمیدانی تو مهری و تو جانی تو مهری و تو جانی تو مهری و تو جانی تو مهری و تو جانی تو مهری و تو جانی تو مهری و تو جانی تو مهری و تو جانی تو مهری و تو جانی تو مهری و تو جانی هاهان زندگی در الشهر دارم忘ی ندارم باباییم احترام دارم خدمت شما شنوندگان محترم برنامه های رادیو معرف برنامه اندیشی افتاب رو میشنوید و تحلیل و بررسی اندیشه های عزت امام خمینی رحمت الله علیه در حوضه های مختلف علوم اسلامی با کاشناسی حجت الاسلام استاد باغر صاحبی از ابتدای این برنامه در خدمتشون بودیم و در مجال امروز هم جناب استاد قبول زحمت کردن در استدیوی برنامه حضور پیدا کردن که در همین آغاز برنامه خدمتشون عرض سلام دارم برنامه خدا عرض سلام و عدب درم خدمت شنوندگان محترم و با عرض سلام به جناب آقای رجبی در خدمت خیلی خوش آمدی جناب استاد ما بعد از اینکه تحلیل دیدگاه های عزت امام رو در حوضه های مختلف علوم اسلامی شنیدیم و اول چه اون رو هم بارها در این برنامه اشاره کردیم که با توجه به این که سیطره اندیشه های فقاحتی و سیاسی عزت امام بر عباد دیگر اندیشه های عزت امام معمولا سایه می اندازه حیفه که ما تخصص و برطریه های اندیشه های عزت امام رو در حوضه های مختلف علوم اسلامی نادیده بگیریم و عزت امام رو فقط محدود به حوضه فقه و سیاست بکنیم و عزت امام همونجور که در عرصه فقه فقیه بزرگی است جز سیاست مداران بزرگ جهان به حساب میاد در عرصه های حوضه های مختلفی چون اخلاق کلام فلسفه ارفان و تفسیر هم دارای سبک و سیاق خاصی و اندیشه های بلندی هستن و گاهی هم ترازی و گاهی هم برطری در این حوضه ها نسبت به صاحب نابان حوضه تراس اسلامی دارن از اینجا خب در حوضه های مختلف علوم اسلامی دیدگاهی عزت امام رو اشاره کردیم به تناسب مباحثی که در باب حوضه های مختلف علوم اسلامی داشتیم عزت امام در آثار خودشون به گاهی تعریز گاهی به اشاره گاهی در تمجید از شخصیت ها رجال و تراس یاد میکنن و به همین خاطر جناب استاد صاحبی با تجوهین که چندین سالی که ممحض در آراء اندیشه های عزت امام هستن و احل غلم و نوشتن در حوضه های خصوصی دیدگاهی عزت امام قبول زحمت کردن که به تراجم و رجال هم در اندیشه های عزت امام اشاره کنن که چند برنامه ایست که ورود پیدا کردیم با تقسیم مندی که جناب استاد صاحبی داشتن از دانش فلسفه شروع کردیم در حوضه فلسفه از فیصوفان مغرب زمین بزرگانی که در یونان باستان چون سقرات و افلاتون و عرسلو و بعد در ادامه و شخصیت های چون فلوتین مواجه هستیم عزت امام گاهی از این شخصیت ها یاد میکنن گاهی در نقد دیدگاه هاشون و بعد وارد فضای فلسفه اسلامی شدیم در فضای فلسفه اسلامی از شخصیت های بنام در حوضه فلسفه مششایی یاد کردیم از شخصیت های چون فارابی جناب ابن سینا و در مجال گذشته هم جناب خاج نصیر رو محور بحث قرار دادیم و در لابلای این موایس گاهی به شخصیت های دیگری هم همچون بهمنیار که ایکی از شاگردان جناب ابن سینا هست اشاره ای جناب استاد صاحبی داشتن در برنامه گذشته به مرحوم خاج نصیر مفسر جناب استاد صاحبی اشاره کردن که خب ازت امام در تنجید و بزرگی و عظمت مرحوم خاج نصیر در آثار خودشون یاد میکنن و هم به وجه اهمیت مرحوم خاج در حفظ تراس اسلامی در بار مغولان و همین که در حوضه مباحث اعتقادی با نگارش کتاب معروف تجرید اعتقاد و هم در حوضه فلسفه اسلامی در ادامه مسیر فلسفه مشیا با نگاه هایی که در طبیعین اندیشه های جناب ابن سینا داشتن ازت امام اشاره میکنن در این حال تعریف ها و نقط هایی هم به جناب خاج نصیر داشتن که در فرسته گذشته جناب استاد صاحبی به اون موارد اشاره کردن خب جناب استاد شخصیت دیگهی که در آره انشای ازت امام در حوضه فلسفه اسلامی هست ببینیم چه کسی رو امروز میخواید اشاره کنید بله بیان شد که در دوره اول فلسفه اسلامی که اول دوره شکی بود هنوز اون رابطه فلسفه با شریعت به اوج خودش نرسی بود اما در دوره های بعدی یعنی حکمت سینوی فلسفه اسلامی مقدمات مبانی و یهویت خاصی به خودش گرفته بود و دارای یه سری تعالیم و اناسری بود که در حوضه فلسفه اسلامی قابل الگوگیری بود حکمت سینوی رو شاگردان ابن سینه ادامه دادن لیکن بعدها فلسفه مشا مورد بی مهری قرار گرفت انتقاد شدید در توسط برکه از اندیشمندان نظری آقای غزالی فخرازی لذا فلسفه مشا دوچار رو رکود شد و در غرن هفتم با ظهور خاج نصیر دین توسیع علالله مقام شریف دوباره یه جان تازه گرفت خاج تمام قد از مشا دفاع کرد و شبهات وارده فخرازی رو جواب داد خب بحثایی رو که قبل ما بشیم اشاره کنیم الان میخوایم بپردازیم به مکتب اشراق و جایگاه این مکتب در فلسفه اسلامی خب شهاب الدین یحیی ابن حبش ابن امیرک ابو فتوح سهره فتوح سهره وردی معروف به شیخ اشراق در سال 549 هجی قمری در سهره ورد از توابه زنجان متولد شد و بعد از تیکرن مقدمات حوزوی به مراقه مسافرت کرد در مراقه نزد مجدودین جیلی فلسفه و کلام رو یه مقدار آموخت بعد راهی اسفهان شد که الان اسفهان اون زمان مرکز فلسفه و ارفان بود و جاگاه مهمی در جهان اسلام داشت در اسفهان جناب آقای شیخ اشراق علی اللهم آقا موشریف نزد زهیر الدین فارسی بیحقی خیلی بهرها برد چون خود آقای زهیر الدین فارسی شاگرد سهلان ساوی بود و یه تأثیر بسیزایی از حیث منطقی به فلسفه مشایی بر آقای شیخ اشراق گذاشته بود و همین تأثیره برده بود و همین تأثیر گذاری سبب که شیخ اشراق بخش از عمر خودش رو صرف تحصیل و تعلیف کتب مشایی کنه البته شیخ اشراق مسافرت های زیادی داشت و با عرف های زیادی دیدار داشته و قالب ایام هم جناب آقای شیخ اشراق روزه بود روزه میگرفت و زندگی رو به سختی میگذارند و با ریاضت های سخت به یک سری مقامات آلیه رسیده بود و آن الله هزچی یک حکیم تمامعیار بود خب شیخ اشراق در سال پونسد و هفتاد و نو به حلب سفر کرد و در مذاکرات علمی هم به یه مقامات بلندی رسیده بود که مرتوجه پادشاه اون شهر شده بود زاهر الدین فرزند سلاه الدین عیوبی خب در این میان آقای شیخ اشراق مسائل ارفانی رو به سراحت لحجه بیان میکرد و کتمان سر نمیکرد تو بحث سلوکی و این سبب شد که فقه های اون بلات نتونن مطالب آقای شیخ اشراق خوب در کنند چینه بگیرند باش درگیر بشند دشمن بشند اینا ابتداعا علم ها و فقه های شهر حلب شکایتشن رو بردن پیش همین زاهر الدین ولی زاهر الدین با شیخ اشراق خوب بود قابتش لذا خیلی به حرف اینا اعترانه میکرد لذا این فقه ها و حکام های نام نوشن برای پدر زاهر الدین سلاح الدین عیوبی از اونجا که سلاح الدین عیوبی هم در درگیری با روم و اینا بود نیاز به حمایت این فقه ها رو داشت هیچ نامه به سراحت نوشت که شیخ اشراق رو بکش حکم قتلش ساده کرد خب زاهر الدین برخلاف میل درونیش جناب سهر و بردی رو در حلب زندانی کرد و شیخ اشراق در سن 38 سالگی به نحو مرموزی کشته شد حالا تاریخ نویسام می نویسن که شیخ مقتول پیروان شیخ اشراق میگن شیخ شهید البته جناب های هشمت بور خدا رحمتش کنه ایشون میگفت که عمر شیخ اشراق مثل اسم شهاب الدین کتاه بود مثل یه شهابه که شهابسنگی که میاد سریعا محف میشه امبش هم کتاه بود امام اعلالله مغام شریف از آقای شیخ اشراق با القابی مثل شیخ مقتول صاحب آثار نفیس و مصنفات عزیز موصوف به فهم معارف الهیه حکیم نورانی و احیا کننده تریغه حکمت افلاتونی یاد کرده امام معتقده که این حکیم بزرگ اشراقی میان فلسفه و ریاضات نفسانی جمع کرده و از علمای بزرگ روحه کلمات که امام تو کشفه اصرارش برامون کنه راجب شیخ اشراق بنابراین نظر امام در هر قرن یک یا چند نفر معدود هستند که در ترقیه کمال نفسی به مقام عقلانی برسن المرتقیل عقله خیلی سهتن و اندر آرال مثال هستند اد جمعه این افراد شیخ اشراق که وجود روحانی خودش رو دیده بود امام نادره در تقریرات نقل میکنه همچنین به اعتقاد امام شیخ اشراق به مقام خلوت رسیده بود به مقام تجرد و صفای باطن رسیده بود امام او حیث ارفانیشو خیلی حیث ارفانی شیخ اشراق خیلی دوست داشت و تشفیق میکرد ما قبل از این که بپردازیم به مذهب جناب شیخ اشراق ابتداقا مکتب شیخ اشراق بگیم چون ببینید در عواست قرن پنجم مخالفات با فلسفه مشا خیلی فراگیر شده بود در این قرن خردگرفتن خردگیری بر فلسفه به طور عام و به طور خاص بر فلسفه مشا رواش پیدا کرد آقای سهر وردی با عرضه فلسفه اختصاصی خودش در اینی که با فلسفه مشا خلاص مشکلهاش اما در برابر مخالفین استادگی کرد و در سایه نقد فلسفه مشا که این مخالفین دشتن که میکردن میخواستن اصل فلسفه رو زیر سآل ببرن نظیر که قضاری و فخران اینو فقط دنبالین نبودن که مثلا مشا بدن زمین نه اصلا میخواستن اصل اقلانیت رو بدن زمین کاری که امروز اهل تفکیک داره انجام میدن که در حوضه داره اینا با اقلانیت درگیر میشن میخوان یه کاری کنن اقلانیت در حوضه نباشه اینا تماما هم بشینه که یه جوری اقلانیت که از مهمترین مهور شیعه همه از تشریفات رو بدن زمین هم کاری که قضاری و فخرانیت میخواستن لذا شیخ اشراق با تره فلسفه اشراق در پیه نجات اصل فلسفه رو اومد و این کار یعنی کار تعقل و اقلانیت رو در جهان اسلام حفظ کرد کار شیخ اشراق یکی از کارهای برجسته جنابای شیخ اشراقی بود که به روش زوغی و شهودی در کنار روش بحثی و استدلالی اصرار بورزه و بلکه روش اشراقی و کشفی رو در حل و حضم مسائل مربوط به موارای طبیعت ترجیح بده ارکان اصلی فلسفه شیخ اشراق رو ما میتونیم در سرکن اصلی تقسیم کنیم این سرکنی که شاید خیلی در فلسفه مشار رنگ و بوی نداشته باشه یکی شیوه اشراقی دو هم مشار احلا اشراق نبودن دو با من حکمت نوری یعنی جنابای شیخ اشراق برخلاف مشار موجود و محور فلسفه قرار داده بودن یعنی نور روهای شیخ اشراق قرار داده بود و سه بم علم نفس اشراقی که نفس به ذات ظاهر و مظهر لغیره هم هست لذا فلسفه اشراق هم در رویش و هم در محتوی از فلسفه مشار جدا بود خب جناباستاد اگه اجازه میفرمیم نه همجا فرصتی از تنیخ مانده محترم بگیریم تا انشاءالله در بخش بعدی برنامه توضیحات بیشتر رو در باب ویژگی های فلسفه اشراق و در ادامه توجه از تهمان به این مکتب و عظمتی که از شیخ اشراق و اگر هم نکته و نقدی هم دارن ببینیم چه مباحثی رو مطرح میکنم تو آینهی آتشی آفتابی شکوفا و شفاف و از خیشت رسته نگاره برا برده تا بینهایت درم چشم آینهی نخش بسته شکوفا شفاف از موسم چشم های بحاری که در شاخه هایم نشسته بحاری که در شاخه هایم نشسته بررسی اندیشه های ارفانی اخلاقی امام خمینی رحمت الله علی در برنامه اندیشه آفتاب با کارشناسی استاد باقر صاحبی بایادت بایادت راندر اندیشه های سومش کردن روط کثورانی پیدنر خوردن پی makers سوپ هو favorite قّاله غوری vco ایمکس خود سقوضه dude آلی جايد نویر кв���ی نهیز نفری سیدخی مساوی فرعا برمار closer در حوضه مباحث علوم اسلامی محور بحث برنامه انشی افتابه چند برنامه ایست که از تراجم و رجال یاد میکنیم در برنامه امروز از مکتب اشراق جناب استاد صاحبی بحث کردن و مقدمه ای رو در باب مکتب اشراق در حوضه فلسفه اسلامی داشتن و خود شخصیت جناب سهروردی که ارکان اصلی فلسفه اشراق رو جناب استاد صاحبی در سه عنوان شیوه اشراقی حکمت نوری و علم نفس اشراقی اشاره کردید ادامه بحث رو بشنمیم گفتیم که ارکان اصلی مکتب اشراق همین شیوه اشراقی حکمت نوری و علم نفس اشراقی امام علالله مقام شریف به فلسفه اشراق کاملا توجه داشت در مواردی از استلاحات مکتب اشراق نظیر مثلا انوار اسفحبودیه حیات مضلمه اول عردیه بحر برده مراجعه و اقتباسهای امام از آثار شیخ اشراق و تابعان این مکتب برخلاف مراجعات امام به مکتب مشاخ خیلی بیشتر رنگ بویه پذیرش و همراهی داره نه نقد و مثلا بگیم رد به نحوی که در مواردی به انتباق رعی خودش امام بر دیدگاه شیخ اشراق و انتخاب روش اشراقی و تأثیب شیخ اشراق میونیم امام در آثارش حسیم و طالب جراعش خاص امام به فلسفه اشراق رو باید ما در بعد اخلاقی و ارفانی آقای شیخ اشراق جستجور کرد امام خیلی میگه حکیم واقعی کسیه که مثل شیخ اشراق هن ابدن کنه خیلی جه ها از شیخ اشراق از این حیث توجه داشته جایگاه شیخ اشراق در فلسفه امام خیلی بلنده به نحوی که امام در نامهی که برای گرباچوخ رئیس جمهور شروعی سابق نمشته بود او رو بخوندن کتاب های شیخ اشراق از جمله حکمت اشراق دعوت کرد و این اهمیت آثار شیخ اشراق از امامه خب حالا بعد اینکه ما این مکتب شیخ اشراق اجمالا گفتیم بپردازیم به مذهب شیخ اشراق سهروردی از جمله فیلسفانیه که آین و مذهبش مورد اختلاف علماست برخی معتقدن که مذهب شیخ اشراق به ظاهر شافعی مذهب بوده برخی دیگه میگن نه اسماعیلی مذهب بوده متاسفانه برخی از علمای شیعی و محدسین بزرگ ما گفته که شیخ اشراق ظاهرم مسلمانه باطنان کافره باطنان کافره اما محتی توجه به آثار شیخ اشراق میکنیم ما میبینیم اعتقادات شیخ اشراق شیعی در آثار آقای شیخ اشراق موج میزنه کلماتی که عوضیم بر این که نگاه میکنیم بر بابرها و اعتقادش هست راجع به مثلا امام و شرایط امام و نوع اسمتی که برای امام قائله و بحثای انسان کامل که نگاه میکنیم این بحثا در علمای آمه اصلا که این ترسیمی نیست دیشون میده که شیخ اشراق شیعه است و شاید بگیم حالا تقیه کرده اصلا توجه فلسفی و اون سیاست جامعه اشراقی جرام شیخ اشراق و نگاه حکومتی این که حاکم چیه یک شخص معصوم باید باشه و این که باید خلیفت الله باشه همه اینا دال بر اینه که و یا این که مثلا ریاست جامعه باید قطب باشه انسان کامل باشه اینا همه دال بر این که شیخ اشراق شیعه است و اصلا گفته شده که اصل تکفیر شیخ اشراق و قتلش برمیگرده به مسائل مثل ختم ولایت دایره ولایت و این موارد یعنی این اقایت سبب شهادت آقای شیخ اشراق شده حالا ما سآلمونه که امام چه نگاه به شیخ اشراق علیه حیث مذهب داره ببینید امام یه قایده کلی راجب تشیعه برخی علماء و عرافای الهی داده اشون در کتاب شرح دعای سهرش معتقده که اعمال ملکات و اقاید هر انسانی حیولاییست که نیاز به صورت نوعیه داره که اون صورت نوعیه میاد به این حیولا فعیلیت داره اگر این صورت نوعیه نباشه این اقاید و عبادات و ملکات ارتقا پیدا نمی کنه و به فعیلیت نمی رسن خب اون صورت نوعیه چیه امام گه ولایت حالا امام جالبه در شرح دعای سهر زل آیه علی ام اکشملتو این مطلب اوارده و معتقده که ملکوت دست امیر مومینه و کسی بخواد در ملکوت براش باز بشه باید به ازن ولایت امیر مومینه باشه خب صرف فقط ریاضت نیست چون مرتزندی هم ریاضت می کشه ولیکن در ملکوت براش باز نمی شه از اینجا ما نتیجه می گیریم کسی که کشف شهود می کنه نظیر شهرشاکا مدام در حال اتصال به عالم برزه ها و عالم ملکوت بود و احل ریاضت کشف این شیعه است این قاعده ای که امام در آثار خودش به طور کلی داره اما آثار و تعریفات شیخ اشراق جناب شیخ اشراق آثار فراوانی داره که ما می دونیم اینا رو در با توجه به گیرایش