ناره رودی در حوالی نیشابور ما در راه خوراسانیم با شنیدن این حرف حاج کریم پین دوز لبخند زد دوستان عزیز تا فردا و ادامه روایت کتاب اوکیانوس مشقق خدا نگهدار خدا نگهدار خدا نگهدار خدا نگهدار آشفتگان موید از خود خبر ندارد آشفتگان موید از خود خبر ندارد پار سایان بر درگه تو بهریست از آب چشم اوشا خلق جهان مزار رو در ره گذر ندار حجت الاسلام وحیدی بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی اللہ علیه و محمد و آله تاهرین سلام علیکم و رحمت الله عزیزان همراه در برنامه پارسایان خدا به همون توفیق بده انگونه که شایسته هست زندگی کنیم زندگی همون رو به رنگ زیبای زندگی هزارات معصومین علیهم صلوات الله در بیاریم یکی از دستورهایی که به ما داده شده اینه که موقع مریضی سبر بکنیم شکایت نکنیم وجود نازنین نبی مکرم اسلام صلی اللہ علیه و آله و سلم فرمودن که خدای از وجل فرمود وقتی بنده ای رو گرفتار بکنم و او سبر بکنه و تا سه روز به ایادت کنم زندگان شکایت نکنه گوشتی که او داره رو بهتر بهش میدم پوست بهتری به او میدم خون بهتری رو برای او مقدر میکنم اما اگر در این بیماری بمیره رحمت خودم رو بر او نازل میکنم اگر شفا پیدا کنه از گناهانش هم پاکش میکنم سبر کردن در بیماری و نال نکردن و شکایت نکردن به دیگران یکی از دستورهایی که به ما داده شده آخه میدانید مولا امام رضا علیه السلام فرمودن بیماری برای مؤمن رحمته و وسیله پاک شدن اوست و برای کافر عذاب و نقمته یه روایت دیگری نقل بکنم از وجود ناظرین امام صادق علیه السلام حضرت فرمودن که بیمارها رو ایادت کنید وقتی پیش بیمار رفتید التماس دعا بگید که دعای بیمار برابره با دعای ملائکه است وقتی بیماری که سبر میکنه و اهل این مسیبت بیماری شده دعا بکنه مثل این نیمونه که ملائکت الله دعا کرده خدا هممون رو اهل سبر بر مسیبتهایی که در این دنیا مبتلا بهش میشیم قرار بده و از این امتحانها هممون رو سرفراز بیرون بیاره انشاءالله موسیقی خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله سید مرتضی لنگرودی این آله بزرگوار که در قوم از این مرحوم آیت الله سید مرتضی لنگرودی درد بسیار شدیدی داشتن هر وقت ازشون سؤال میشد که آقا پای شما چطوره ایشون با لبخند میگفتن الحمدلله خیلی درد میکنه ولی هیچ وقت شکایت نکردن حضرت آیت الله جوادی آمولی حفظه الله در باره این آله بزرگوار مرحوم آیت الله لنگرودی اینجور نقل میکنن که بنده آخرین دیداری که با ایشون داشتم یک هفته قبل از رهلتشون بود اون روز کسی نبود کسانی که برای روزه اومده بودن همه رفته بودن بنده تنها بودم و این آله بزرگوار دیدم ایشون داره میفرماید الحمدلله تمام بدنم درد میکنه حتی وقتی که ابراز درد هم داره زیر لب میخواد حرف بزنه خدا رو شکر میکنه و گله نمیکنه نه از طبیبی گله میکرد نه از تشخیص کسی گله میکرد و خدا رو شکر گذار بودن خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله الازما سید احمد خونساری از مراجعه ازام تقرید در قوم یه وقتی فردی به ملاقات ایشون رفت از اطرافیون پرسید که حال آقا چطوره مریض احوالن اطرافیان گفتن که آقا شب تا صبح خوابش نبرده از بیماری وقتی که خدمت خود آیت الله خونساری رحمت الله علیه رسید گفت آقا جان حالتون چطوره ایشون گفتن دیشب تا صبح میخواستن بگن خوابم نبرده قعد کردن کلمشون رو گفتن دیشب تا صبح الحمدلله خدا رو شکر کردن ناسپاسی نسبت به خدای متعال نکردن بیماری اگر آدم مبتلا بهش میشه باید شکر گذار باشیم سبور باشیم و این بیماری رو باعث رشد خودمون ببینیم پیانبر خدا صلی اللہ علیه و آلیه و سلم در روایتی ازشون نقش شد وقتی که بیمار که اهل نماز بوده اهل عبادت بوده اهل کارهای میک بوده بیمار میشه و دیگه توفیق رفتن به مسجد پیدانه میکنه ملائکه معمور میشن که اون اعمال میکی که در سلامت انجام میداده برای او بنویسن اجازه بدید این قضیه رو هم نقل بکنم خدا رحمت کنه شهید حجت الاسلام و المسلمین محمد جواد باهنر اون نخوص وزیر شهید و مظلوم جمهوری اسلامی بسیار اهل مناعت تب بودن و اهل توجه به این مسائل مهمدینی بودن یه وقتی ایکی از دوستان ایشون نقل میکنه روز پنج شنبه و جمعهی بود در خدمت شهید باهنر رحمت الله علیه بودیم من دیدم نزدیکی های زهر صورت ایشون زرد شد به زمین افتاد حالش عوض شد خیلی نگران شدم سریع رفتم یه آبگندی درست کردم و براشون اووردم یواش یواش این آبگند رو که خوردند و به حال اومدن گفتم چطور حالتون چرا یه دفع شما افتادید ایشون گفتن از دیروز یک دلدرد شدیدی دارم که طاقت من رو بریده به خودم میپیچیدم این درد من رو بیتاب کرد تا الان که دیگه طاقت نیوردم و از حال رفتم بر اثر درد گفتم آقا جان چرا نگفتید خب میگفتید شما رو برای درمان به دکتوری جایی میبردیم ایشون گفتن دیدم روز تعتیله شما به زحمت میفتید حالا مشغول استراحت هستید لازم نیست من بیان بگم این درد خودم رو اون دوست عزیز همراه با شهید با هنر رحمت الله علیه میگیم خیلی برای من عجیب بود 24 ساعت درد کشیده بود و از این دردش به احدی سخن نگفته بود و من و نزدیکانش که اونجا بودیم از این درد خبردار نشده بودیم تا این که ایشون از حال رفت آدم باید در مقابل این امتحانهایی که خدای متعال برای او قرار میده سبور باشه و شاکر که همین سبر و شکر انسان رو بالا میبره و رشد میده خدا به هممون توفیق بده اهل توجه به این ذراعف در زندگی باشیم انشاءالله موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی زلال تاریخ موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی موسیقی باشه انشاءالله از این برنامه در خدمت حضرت تالی باشیم جنوب استاد جباری و در خصوص اصلاحات فرهنگی دوران حکومت امیرون مومنین از زبان شما بشنویم در خدمت تونست بسم الله الرحمن الرحیم از این برنامه در خدمت حضرت تالی باشیم جنوب استاد جباری و در خدمت تونست برنامه در خدمت تالی باشیم جنوب استاد جباری و در خدمت تونست اگر بخواییم نگاه نسبتا جامعی داشته باشیم در باره اصلاحات فرهنگی امیر المؤمن سلام را علیه که یکی از رسالتهای اصلی اون حضرت بود به اعتبار این که امام برحق هست و طبیعتا در نگاه ماشی امامی که خلیفه پیان بر سر و حاله می شود مثل رسول خدا وظیفه طبیعی این دین را بر احتدارد و این تنیم نیست که فقط وظیفه رتق و فتق امور داشته و شده نسب و اصول کارگزاران و حاکم و قاضی و امثال اینها بلکه خودش باید در درجه اعلا از علم باشد که به درستی از اون سرچشمه اصلی بتواند علوم را دریافت بکند و در اختیار جامعی قرار به دهل لذا شرط اسمت را ما قائل هستیم برای امام و خلیفه یه رسول خدا صلی اللہ علیه و سلم از این جهت ارز می کنیم بحث اصلاحات فرهنگی یکی از محورهای بسیار مهم در اصلاحات امیر المؤمنین صلی اللہ علیه و سلم بود و اگر بخوایم نگاه جامعی داشتاشیم پب در سه محور باید بهش بپردازیم یعنی تبیر فرهنگ وقتی گفته می شود هم محور اعتقادات رو می گیرد و هم محور فروع دین یا تشریعات و احکام رو می گیرد رفتارهایی که باید در اصاس چارچوب دین انجام بشود و محور سه اخلاقیات یعنی اعتقادات و فروع و تشریعات و اخلاق و جامعه متصفونه در هر سه محور دوچار کجی و کاسی بود محور اول که محور اعتقادات باشد خب بحث مفصلیست امیر المؤمنین صلی اللہ علیه و سلم اگر ما نحچ بلاغه رو فقط در میان مواریس روائی و علمی کنیم که از امیر المؤمنین صلی اللہ علیه و سلم رسیده فقط نحچ بلاغه رو بررسی کنیم میبینیم که چقدر مزامین و آموزهای اعتقادی در نحچ بلاغه هست در اتباط و توحید با توجه به این که جامعه اسلامی هم در اصل امیر المؤمنین یعنی در دوره خلافه و هم ادوار بعد در مقول توحید چقدر دوچار کجی شدن و سر از تشبیح و تجسیم و دیدگاه های ناسهی در اتباط و اصاف الهی سر از اینجا در آوردن طبیعتا لازم بود امیر المؤمنین صلی اللہ علیه و سلم خداوند رو اونچنان که باید توصیف بکنه اونچنان که شاید توصیف بکنه اونچنان که از خود کتاب الله برمیاد توصیف بکنه من دیگه به هر وارده این طبعا نباید بشیم من نمیتونم بشم فرصت برنامه همچنین اختصایی ندارد که مزامین و آموزه های امیر المؤمنین در فقط نهج و براده در محبر توحید و اعتقادات و اصاف الهی چنانکه در ارتباط و نبوت به همین ترقیم ترسیم دقیقی از جایگاه رسول خدا صلی اللہ علیه و سلم امیر المؤمنین داشتن جایگاه اون حضرت و توصیه به تعصیب سیره پیانبر فتعصب نبی کناطیب الاتر در خطبه 161 که تعابیل جالبی امیر المؤمنین دارد فتعصب نبی کناطیب الاتر بعد گوشه های اصیل پیانبر رو زده اید میکند و توصیه به این که تعصیب جنی پیانبری داشته باشن چنانکه در ارتباط و امامت مزامین زیادی در نهج و براده دارد که امیر المؤمنین شعن امامت رو و این که مردم باید بعد از پیانبر بیان به سراغ احل بیت پیانبر و به نحوی ملامت میکند سرزنش میکند نکوهش میکند کسانی که مسیرهای دیگری رفتن رو حضرت ذکر میکند تو این محور به همطور معاد تعابیل بسیار تکاندهنده امیر المؤمنین برای عطف توجه جامعه به مسئله معاد دارند که الان تو این قسمت ممکنه در آینده ایشان تو اون قسمت هرچند که اصلاحات اخلاقی تو محور اصلاحات فرهنگی اشاره بکنم که امیر المؤمنین سلام علیه ای که از راه های که لازم میدید برای اصلاح اخلاقی و ارتقاء سطح اخلاقی جامعه تذکار مسئله معاد هست و توجه دادن به معاد و این که برحال کسان که جامعه جامعه دنیا زده ای شده بود در اصل خلافات و در نقطه مقابل امیر المؤمنین سلام علیه خیلی تحکید بر یاد معاد و مسئله معاد میکرده جان استاد تفاوت این سه نکتهی که گفتید با هم چی بود تفاوت سطح حالا به تعبیری انحراف بگیم یا فراموشی ببینید حضرت علیه اشاره کرده به این که هم موضوع توحید هم موضوع پیانبر خدا صلی اللہ علیه و سلم و هم موضوع معاد این ها در حد فراموشی بود یا در حد انحراف بود ببینید مسئله میشود در هر سه محور هم انحراف گفت هم در استفاده مسئله معاد و سیر پیانبر فراموشی رو مطرح کرد هر دو بحث توحید که خب لازم بود که تبین های دقیقی راجع به خداونده متعال راجع به توحید اصاف الهی صورت بگیرد و بیست و پنج سال مردم محروم منده بودن از کسی که این تبین لازم رو صورت بوده خب گذر جسته گریخته کسانی شاگری امرال مؤمنین رو کرده بودن مثل ابن عباس و امثال اینها اما این که منبر در اختیار امرال مؤمنین باشد و درستی تبین بکند این مسائل رو متاسفانه منبر در اختیار علی نبود که هیچ در اختیار امثال کابل احبار بود یعنی کابل تو قصه قصه خانی و قصه از قصه گویان قبلن یادمه که محوری ارز کردیم که امثال کابل احبار یهودی که آمد و به ظاهر مسلمان شده بود این شده سخنران قبل از خطبه های نماز جمعه در زمان اثمان و شاید در زمان امر و خب وقتی که تریبون از مثل امیرال مؤمنین گرفته به شهرده در اختیار امثال کابل احبار قرار بگیرد طبیعتاً تبین دقیقی از مسائل توحید یا مسائل نبوت معاد صورت نمیگیرد پس من برم کاستی و شاید انهراف تو بعضی از محورها وجود داشت اما در این حال تذکار نسبت معاد تذکر صورت بگیره و پراموشی وجود داشت معاد نخش تذکر و توجه به معاد نخش اخلاقیش این کار نپذیر هست چنانکه راجع به رسول خدا سلامه واله حالا ارز خواهم که تو بحث سنت این مدار انهراف از سنت رفتن به سمت بدعتا عدم توجه به سنت نبوی و این که همه موظف اند به صلاح پا جای پای پیانبر در همه ابعاد زندگی بگذارن این نکته تا حد فراموش شده بود بعضی از این حالت متعمدین عمدن اونهایی که در رأس بودن در خطبه بدعتا امیر المؤمنین فرمد که متعمدین لخلافه کسانی برخلافه سنت پیانبر عمل کردن به صلاح قد عملت البلات قبلی اعمال خالف و فیه سنت رسول الله متعمدین لخلافه آمدانه برخلافه سنت پیانبر رفتار کردن ولات و حکرانان قبل از من در خطبه بدعتا می فرمد پس اونها متعمد بودن اما جامعه در مجبور دوشار نوعی به صلاح قفلت و فراموشی و رکود و اینها شده بود و لازم بود که در این محور ها تذکر داده بشود و تعلیم داده بشود هم تعلیم هم تذکر خب پس حال ما اون محور اول رو عبور میکنیم چون میشه وارده شد در محور دوان که بحث تشریع و سنت باشد یعنی نسبت به سنت ها این که جامعه ورزش چطور بود و بدعت ها چگونه آمد جایگزین سنت ها شد چند جمله رو از امیرال مومن در اهمیت مسئله سنت ارز میکنم و وضعیت عمل به سنت در اصل خلافه رو اشاره میکنم مثلا در خطبه 164 نحجال بلاغه امیرال مومنی سلام الله این تعبیر رو دارن فعلم ان افضل عباد الله عند الله امامون عادل بدان که برترین بندگان نزد خدا امامیست عادل که هودیه و هدا هم هدایت شده از و هم هدایتگر فاقام سنتن معلومه و اماهت بدعتن مجهوله برترین ارشاد بندگان خدا اون امام عادلیست که هم هدایت شده از همه داد کننده و اقامه میکنه احیام میکنه سنتی که معلومه معلومه سنت بیانبره و اماهت بدعتن مجهوله بدعتهای که مجهوله معلومه از کجا آمده و جاز به امور جدید هست که به اسم دین آورده میشود اینها رو میمیراند به سمت مبارزه و بدعت ها حرکت میکند و انسننه نیرتن لها اعلامون سنت ها روشن و نشانه های آشکاری دارن و بدعت ها و اننل بدعال ظاهرتن لها اعلامون بدعت هم همینطور آشکار هستن نشانه هایی برای بدعت ها وجود داره هرچیزی که جز ادین نبوده و به رو به اسم دین آمده به خورد محروم داده شده اینها بدعت هاست و انشنونت کنید و انشنونت که امامون جائر ظله و ظله بوده بدترین محروم نظر خدا امامیست جائر و ستمگر که هم خودش گمراهه و هم مایه گمراهی دیگران هست فا اما تسنتن معخوضه به سمت میرندن و ترک سنت های معخوضه از پیانبر یا معلومه طبق نسخهی شاید که حرکت میکند و احیا بدعتن متروکه امام جائر به سمت احیا بدعت ها حرکت میکند بله یک تعبیر یا در خطبه 145 امیر المؤمن سلام علی این تعبیر رو دارند که میفرمایید که وما اختفت بدعتن لا ترک به ها سنت هیچگاه بدعتی نمیاد میانه مردم احیانه میشه و رائج نمیشه مگر این که در مقابل سنتی ترک میشود فتق البدع پس پرهیش کنید از بدعت ها و ولزم المحیع بر مسیر جاده راست و اشفار حق حرکت بکنید این عوازم الامور افضل ها و این مختصات ها شرار ها فرمود که نیکوترین کار ها سنتیست که سالیانی بر آن گذشته و درستی اون ثابت شده و بدترین کار ها اونهایست که تازه پیدا شده و آینده اون روشن نیست این تعبیره و این مختصات ها شرار ها یا در خطبه 155 امیر المومن سلامونالی نسبت به کسانی که به جای پرداختن به سنت ها و اصول به سمت احواء و آراء شخصی خودشون پیش میرده دنبال تفسیر و رعی در دین هستن اینها رو توصیف میکنه امیر المومن در آغاز خطبه کتایی خطبه 18 نهر و براغه بفرماد ترد على احده من قضیه فی خکمن من الاحکام فی احکامو به رعیه این کسانی که اهل رعی هستن یک حکمی از احکام اجتماعی رو نزد اون میبرن با رعی خودش حکم سادر میکن فی احکمو فیها به رعیه ثم تردو تلکل قضیه بعینها علا غیره این حکم اون مسئله و دیگری ارزه میشه فی احکمو فیها به خلاف قوله دیگری رعیه و نظر دیگری و مطلع میکنه برخلاف رعیه اولی ثم یجتمعون قضاتو به ذالک اندل امام اللذی استقباهم همه این قاضیان کسانی که حکم کردن میرن نزد رئیس خودشون و اون رو ازش طلب میکنن که نظر بده در باره اون مسئله و او برخلاف همه اونها فی سبب آراء هم جمعان همشون رو تصدیب میکنن بگیر همه تون درست میگید این درست و اون هم درسته و اله هم و این در حال از که خوداشون یکیه حکم الهی یکیه اما ناشد جهالتشون میگید تا هم درست میگید و آراء هم که مختلف هست و اله هم واحد و نبی هم واحد و کتاب هم واحد اف امرهم الله به اختلاف خداون امر کرده توصیهشون کرده که دوشار اختلاف بشن امنه هم انه فعسوه یعنی خداون از اختلاف نه کرده اما این ها در این مسئله اسیان کرده هن عبارت متعدد هست در نحش و مراقب در این تواتا حتی سنت ها رو من به همین سه چار مورد اکتفا میکنم در خطبه هشتاد و هشت هم با سبیل دیگر اون حضرت دارن برمی فرمات که من در شگفتم چرا در شگفت نباشم من خطعن ها ذهن فرق الاختلاف خجج ها فی دین ها از خطای گروه هایی که پراکنده هستن و با دلائل مختلف که هر یک این ها در مذهب خودشون دارن هر کدوم مسیر رو تیم میکنن و ارز کنم که لا یقتصون اثر نبی نه جای پای پیانبر میگذارن گام بر جای پیانبر نمیگذارن برای گام پیانبر نمیگذارن برای یقتدون به عمل وسیع من از رفتار جانشین پیانبر پیروی میکنن جانشین بر حق پیانبر برای یؤمنون به غیب من به غیب ایمان میارن بلای عفون ان عیبن من خودشون از عیب برکنال میکنن یعملون فش شبهات بر اساس شبهات عمل میکنن و یسیرون فش شهبات و در گرداب شهبات قوتورن المعروف و فیهم ما عرفو و المنکر و انده هم ما انکر و معروف نیکی در نظرشون همونست که تصور میکنند بر رو به باطل و زشتی همونست که انکار میکنند یعنی محور خودشون نه اصله نه حق و از کنم که مفضعهم فی المعضلات الى انفسهم در حل مشکلات به خودشون پناه میبرن و تعبیرهم فی المهمات على آرائهم و در مبهمات از کنم که تنها به رأی خودشون تکیه میکنن که ان کل امر امنهم امام نفسه وی خودشون امام خودشون هستن و قد اخل منها فی منفصه و یرا به قرن ثقاد گویا خودشون امام خودشون میدنن که به دستگیرهای مطمئن اسباب محکمی که خودشون