ده از آبدی که دهان بندد و دستی به خیر دراز نکند عزیزترین دوستیم میپذیری؟ موسیقی موسیقی بر چرانی نور موسیقی بسم الله الرحمن الرحیم موسیقی قرآن کریم هم نور هست هم تبشیر هست هم انزار نور هست برای اون که معارف الهی را به عنوان یعلم همال کتاب و برگرامه بر حکمه تبین می کند تبشیر هست برای این که اگر کسی در برابر برهان خوازه بود و آقلانه این براهن را پذیرفت به ایمانا بود خیر دارین را خدا گناه بشارت می دهد انزار هست برای این که اگر کسی بعد از قیام حجت و تمامیت نساب دلیل در برابر اون همچنان انکار کرد خداوند محلص می دهد برای توبه و اگر عمدن توبه را تحکم او را به کیفر تلخش می گیرد لذا مشهد انزار این یک مطلب مطلب دومان هست که آیات قرآن کریم گاهی در مقابل احتجاج هست در اونجا شبهه افراد را نغم می کند و پاسخ می دهد گاهی در مقابل لجاج و استهزاست زمن این که احتجاج می کند و حجت را علیه انا تمام می کند تشدارم می دهد تهدیدم می کند آیات اول سوره مبارکه انعام از این قبیل هست اونجا که بعد از حجت تهدید می کند معلوم می شود که اونها شبهه علمی ندارند لجاج عملی دارند چه اینکه ذات انقلاس اعلاد در سوره مبارکه الغیامه که درباره معاد اونا حرف داشتند فرمود لا اقسمیه از این قبیل هستند و یوم القیامتی لا اقسمیه از نفس اللهم ایه سبال انسان و اللن نجمع عظامه بلا قادرین على نصف بنانه بل یوری در انسان در تنیعه این سوره فرمود اونا اگر شبهه علمی دارند پاسخش روشند چرا پاسخش روشنده برای اینکه اونا خدا را بانوان خالق قبول دارند خب خدایی که در بدعه عمر انسانی را که چیزی نبود او را موجود کرد یقینا توان اون را دارد که در پایان عمر روح او که موجود است بدن او که فراکنده است به رقعه یه بدنی مناسب به اون روح بیا فردند و دوباره انسان را زنده کند اون گافت اینا شبهه علمی ندارند اینا شهوت عملی دارند اینا میخواد میدان باز باشد بعد اون که فرمود ایه سبال انسان و اللن نجمع عظامه اون گافت قاسختاتون بلا قادرین علا انو سویه بنانند اون گافت همون اونا مشکل علمی ندارند بل یوریدور انسانو لیف جوره امامهو امام یعنی پیش رو اون میخواد پیش روز باز باشد چیزی جلو او را نگیرند و اگر معاد باشد روزی سآل و کتاب و جواب باشد جلو او گرفته است باز نیست در جریان نبوت هم به شرحی زند همون اینا شبهه علمی ندارند شهوت عملی دارند میخواد جلوشون باز باشند شبهه علمیشون چیه اینا یا میگوین فرستاده خدا باید پرشته باشد یا میگوین چرا برای ما ملائک نازل نمیشود یا میگن ما خدا را ببینیم و ماننده اما این که فرستاده خدا نمیتواند پرشته باشد این سخن ناسواب است برای این که فرستاده از جنس مرسل علیه هست چون باید با اونا سخن بگوید احتجاج کند اونا دعوت کند اصوه اونا باشد خب فرشته چیه تناسبی دارد که رسول انسانها باشد نمیتواند اصوه باشد اینی که در سوره احزاف ملغت کاندرکن فی رسول الله اصوه تون حسنم برای آنست که یک انسانیست میتواند اصوه دیگران باشد اگر انسان گناه نکد امین بود آلن بود آدر شد او میتواند اصوه دیگران باشد فرشته اگر دارای اصوه پسندیده بود و از اصوه سلبی رهایی یافت او چگونه اصوه فره انسانها هست حتما رسول باید از جنس مرسل علیه باشد رضا در سوره انبارکه اصرا فرمود اگر چون چه در زمین ملائک زندگی میکردن ما رسول را یقینا ملک درار میدادیم اونجا انسان نمیتواند رسول باشد برای اون حتما باید رسول ملائکه باید ملک باشد چنگ رسول انسانها باید انسان باشد اگر شبهه اونها اینست که ملائک را ببینند اونا با این وضع آدی نمیتوانند ملائک را ببینند چون ملک با این چشت دیده نمیشود روزی هم فرامی رسد که روز برزخ اونهاست و اگر پشنهاد اونها اینست که خدا را ببینند خدا اگر دیدنی باشد که دیگه خدا نیست اگر دیدنی باشد جهد دارد مکان دارد اونم محتاجه به سائر نظیر سائر موجودات مکانی محتاجه به مبدع سماننده اون دیگه مبدع کل نیست بعد از این که این براهیم و احتجاجها را در موارد گناهون نظیر همین سوره انام سوره فرغان سوره هود سوره اسرابایان کرد اونگاه حشدار میگرد فهمد این را دارن مسخره میکنند بعد به اونها حشدار دابه پیغمبر فهمد بونها بگو ادیه هم قبل از شما بودن انبیاشون را مسخره کردن و عذاب علیم گفتار شدن برای تحقیق یه سفری هم در زمین بکنید تاریخها را ببینید ببینید اقوامی و عذاب علیم مبتراشدن و از این شدن در همین اثر استقبال بود خب از آیات محل بحث سوره انام برمی آید که اونها مشکل عملی دارن نه شبه علمی اونا حرف علمی ندارن چرا؟ چون طوری که نقل کردن سوره امبارکه انام بعد از سوره یهود و فرغان و اصران آذاش و همیش این شبهات با همه اجبه به در سوره یه فرغان و هود و اصران آمده و این شعه نزولی که مرخوم امین و اسلام تبرسی نقل کرده در نوبت های قربه عرضتون رسید این شعه نزول لا تمام است برای این که این قصه ها قبلن در سوره یهود و فرغان و اصران مبسوطا بازگو شد اگرچه اون چه کسانی خواهان پیشنهاد دهندگان این امور بودن قبلن جوابشون رو در اون سوره ها یافتن این سوره یهان آم بعد از اون سوره ها نازل شد لذا سیوتی گرچه در ادرررمنسور این نزول ها را کرده که امین و اسلام هم برابر اون نقل میکند و ولی دل و باب و نقل و اسفی اسباب نزول این را نقل نکرده اون شعه نزول شعه نزول آیات سوره یه فرغان و هود و اصران است که قبل از انعام نازل شده نه در باره سوره انعام یکی ها نازل شده و در سوره انعام بعد از بیان حجت اعلان خطر هم کرده هست پرمود اینا دارن مسخره میکنن اینا سؤال علمی ندارن مسخره کردنشون به این نهب است گاهی میگوین مگر بشر میتواند رسول خدا باشد گاهی میگوین اگر رسالت حق است دین حق است ملائکه بر ما نازل بشود یک بالاتر از این ما خدا را ببینیم دو خب این چه طرز فکریه اینا قالب مردم بودن که در مکه بودن دیگه فطر راهی مردم مکه بود یه وقت است که برخی از شبه ها مار مردم یک دیار است برخی از شبه ها مردم دیار دیگر این قابل جمع است یعنی اونها که میگفتن مگر انسان به مقام فرشتگی میرسد حتما رسول خدا باید ملک باشد برای این که ذات اقدس اله بالاتر از آن است که انسان با اون ارتباط برقرار کند حرف اون را بشنود اگر مردم یک دیار چنین فکری داشتن و چنین شبهی داشتن مردم دیار دیگر میگفتن به این که اگر دین حق است ملائکه بر ما هم نازل باید بشود خدا را باشد اما ما باید ببینیم این ها قابل جمع بود که یک عده در مغرب زمین چنین شبهی دارن عده در مشتق زمین چنان شبه اما مردم مکه که یک منطقه محدود و بستهی بود اون روز مکه فعیدی که نبود با این همه جمعیت خب مردم مکه این سوبر همه در مکه نازل شد همین مردم از یک سوی میگوین انسان نمیتواند رسول خدا باشد بنایید که خدا اجل و اشرف از آن است که بشر با او سخن بگوین و بشر کشکتر از آن است که با خدا رابطه داشته باشه از سوی دیگر همین مردم طبق اون چه در سوره امبارکه فرغانه است به پیغمبرشون پیشنهاد میدادن اگر دین حق است باید ما هم ملائکه را ببینیم همونطور که تو میبینی ما هم با خدا را ببینیم خب این جز لجاجت چیز دیگر نیست جز استقبال چیز دیگر نیست سوره امبارکه فرغان را که ملازم فرمید میبینید با سوره اصرا و اون چه که در سوره امبارکه انعام است از همه هنگ نیست در سوره فرغان آیه بیست به بعد این است این که میفهمد یعنی این جزه انسطولان نبوت عامه است قبل است هم انبیاء آمدن که اینها بشر بودن قضا میخوردن رو زمین راه میرافتن منطقه روح ملکوتی داشتن این چنین نیست که بشر نشود رسول خدا باشه اونگاه در آیه بیستویه که همون سوره فرغان فهمد اینهایی که منکرمه آدم هیچ امیدی به لقای حق ندارن میگن خب چرا ملائکه بر ما نازل نمیشه اگر ملک نازل میشه بر پیغمبر خب بر ما هم نازل بشه او بشر است ما هم بشری و چرا ما خدا رو نبینیم اونگاه فهمد بفهمد شما حرف علمی داری یا مرشدیدید مشکل عملی دارید حرف علمی اینه که اگر او دیدنی باشد خب مخلوق است و هم نیازمند است به یک مبدعی او دیگه نمیتونه خالق باشد که اونگاه فهمد به این که شما الله را که نخواهید دید همونطوری قبلن گذشته در دنیا ندر آخره ندر خواب ندر بیداری اما فرشته را میبینید منتاین در موت میبینید و اون روز به شما سخت میگذرده یوم یرون الملائکه لابشا یوم ازین للمجمینه و یه قرون هجرن محجور پس از یک سوئی اینها تا اونجا تعدی کردن که گفتن ملائکه بر ما نازل بشود ما هم خدا را ببینیم چنک ما خدا را هم ببینیم ما خدا را هم ببینیم همطوری که ملائکه را میبینیم هم دیدن خدا را تمانی داشتن هم دیدن ملائکه را در سوره امبارکه اسرام که باز آیاتش قنده شد از آیه نبدویه که به بعد سوره امبارکه اسرام بحانه های گناه کن و شروع میشود تا به اینجا که میرسد او یکون لکه بیتون من زخروف او ترقا فی السما ولنو منه لروقیه که حتی تنزل عینا کتابا نقرعوه گل سبحان ربیه الکنتو الا بشن رسولا بتمدو ما منعن ناس این یومینو ادجاهم الهدا الا انگالو باشرن رسولا اینا گفتن مگر بشر میتواند رسول باشد با خدا سخن بگوید حتما رسول باید فرشته باشد خب از یک سوی شما میگد خدا اجل از آن است که بشر با او تماس بگیر از سوی دیگر پشنهاد میدید که ملائکه بر شما نازل بشود شما خدا را ببینید این دوتا فکر جمع نمیشود با هم این جز بحانه چیز دیگر نیست رضا حبود اینها را قبل استکبرو نظیر همون حرفی که درباره معاد داشته فمند اگه شما مشکل علمی دارید خب همون خدایی که قادره بکنه اللاکلوشیه از شما را قبلن نبودید و آفرید دوباره میتواند بیافردید که سهل است که محبه احبن و علی البته فورا این برای احبن و علی دستور این بارکه قرار قیامه نیست فورا استدراک کرد فمند وله هل مطلع الاعلا برای تفهیم ذهن شما است وگنه ذات اقدس اله هیچ کاری برای او آسان و آسانتر نیست همه کارها برای او یکسان سهل است سنگین ترین کاری که در جهان فرض میشود زلزلت و ساعست یعنی کل عالم را دفعه تن زیر رو بخوند این کار مثل جم کردن سهای شاخص که ساده ترین کار عالم است هر دو در قرآن آمده یکسان در این کاری شاخص برای خدا سهل است نه کاری سنگین تر از به هم زدن کل نظام هست نه کاری آسانتر از جمع سایه سایه چیزی نیست تا جمع کردنش سخت باشد هموند عرم تر الارب که کیفه مدد دل وروشا علی جعاله ساکرا سم جعال شمس علیه دایی را سم قببناه و علینا قبرا یسیرا یسیرا نه یعنی تبریجا بر اینجا یسیرا یعنی سهلا هموند ما سایه را با آسانی جمع میکنیم جمع کردن سایه برای ما سخت نیست بعد در باره هشت اکبر این زرزرت ساعت شیعون عظیم در باره هشت اکبر فهمات دالک هشت و علینا یسیر و کل عالم با دوست بشه برد نه عالم موجود عالمی که این را اولین و آخرین لبجمعون الامیغات یوم معلوم یه همچیزی هموند هشت و علینا یسیر خب پس سنگینتر این کاری که از او سنگینتر در جهان فرض ندارد علینا یسیر و سبکتر این کاری که از او سبکتر فرض ندارد علینا یسیر چون با اراده کار میکنند نه با ابزار و جواره فاقنون لابل حرکت لذا فهمود به این که معاد آسانتر از مبدع است فورا برای این که کسی خیال نکند بعضی از کارها آسان است بعضی آسانتر بعضی سخته سخته باید سخته فهمود وله هل مثل الاعلا مبادر خیال بکنید که معاد آسانتر از مبدع است معاد و مبدع هر دو یکی است چون با اراده کار میکنند اما این که فهمود وحو و احبان و علی این جدار احسن است تا مردم بفهمند خب بعد از این که مسئله براهان را زه کرد فهمود اینا مشکل علمی ندارند اینا میخواد جروشون باز باشد در جرایان وحی نبوک و رسالت هم همینطور بعد این که این دوست شبه را نقل کرد در کمال متعاند در سوره فرغان در سوره هود در سوره اسرا اینا را نقل کرد الان در سوره انعام تشر میذرد فهمود شما بازی چه کردی؟ یه قدید نگاه کنید ببینید که این اهل بازی به چه سرنوشت تلخی مبتلا شده خب در سوره امبارکی اسرا در کمال نرمش این عدلیه نقل کرد آیه نبا دو چار و بعد تو این بخش دیگه مسئله به هم زدن اوزا نیست البته اصل کلی را بعدن دارد که اگر کسی هدایت شد در قیامت ترفیه میبندد و اگر نشد به جهنم میرود اگر نشد به جهنم میرود اما حشدار بدهد که اعلان خطر کند ما عذاب میفرستیم شما رو مستعثرتون کند یعنی اصلتون رو برندازد این نیست رای در سوره امبارکی انعام این حشدار را میدهد در سوره هجر اونجا هم تا حدود حشدار بیدهد اونها که بحان جوهشون زکس میشود در سوره هجر آیه شش و بعد این است و قالو یایو هلدی نزده علیه هر ذکر انکل مجنون معاذ الله خب این طرز حرف زدن مرلو مشاهد روی استکبار و روی رجاجت هست که اون امین رحی خدا را به جنون متهم بکنن بعد بگن چرا فرشته ها نیامد که با اونها را ببینیم اونگاه خدا فرمد ما فرشته ها را وقتی میابرهیم که به یادتون خاتمه بدهند دیگه اینها محلص ندارن تا نظر بکنند در باره تونه که این کار خود شد سهر شده ایم اینها مشکل علمی ندارن اینها اگه معراج هم درن میگن سهر است میگن چشم مندید اومد در چنین شرائطی ذات اقدس اعلام میفرمد بین که قبل از اینها کسانی هم بودن که با انبیای اینها بدرفتاری کردن به سرنوشت مشغول مبتراشدن ببینیم که برید تاریخ اونها را ببینید نه بخانید نه تو کتاب ها بخانید برید از نزدیک اونجایی که ما بهران کردیم ببینید اگر کنونش ملائک نازل بشود باید چشم پاک اون را ببینند هر کسی که نمیتواند فرشته را ببینند و سوره امبارک انعام در آیه که بعدا خواهیم کن بخواستو خدا آیه 111 اونجا هم لجاجت اینها ذکر شده است مگر اینکه خدا بخواهد به قلب اینا برگرده اگر همه مردها زنده بشن غوبلا مقابل اینا رو در روی اینا با اونو عرف بزنن فرشته ها بر فرض هم نازل بشن و اینها ببینند باز ایمان نمیارن فرشته نزیر اون چیزی نیست که جناب عبدو یا تاهب علمنار فکر کردن که اتفاق کرده مادی است چون اون تو علمنار که منظر فرمید اینا خیال کردن فرشته ها مثل دود و دوخان هن نازل بشن به هر شکلی در میان اصولا میگوید که مسلمین که عالم غیر مادی را نیفذیرن این خیال کردن مسلمین همون چارت وحبی هن این همه بزرگان حکمت و خاج نصیرها و اینا که مفخر اسلام هن و قالب تجرد فرشته هن این چون از اینا بیخبر هست تو علمنار میگوید که لیس اند المسلمین عالم غیر مادی هرچی از مادی است منتها ملک چون ماده خیلی لطیف و رقیقه است اون را نمیبینن ملک و جن این چنین هن اونو چون لطیفن با چشم بیدنه میشن مثل که هوا را ما با چشم نمیبینیم و اگر بخواهن گاهی به صورتهای قلیستر در میان مثل این که هوا عبر میشود اون را میبینه باران میشود اون را میبینه این را خیال کردن فرشته ها که نازل میشود مثل غترات باران نازل میشود فرشته هایی که بالا میروند مثل دودودو خانه که بالا میروند میگه لیس اند المسلمین آلمون غیر مادی خب لازمش اینه که عرش خدا که حاملانش همین فرشتگانن بشه مادی همه این معارف سبقه ماده بپذیرند اون وحی و ولایت و اینها هم یه تفکر مادی دارند دیگر به هر تقدیر از این آیات سوره انبارکی ان آن برمی آیات که اونها تنها مشکل علمی نداشتند رضا قرآن کریم حشدار داد فهمود به این که اون که را که ببل از اینها گفتن اینها باز تکرار میکنند و به سرنوشتی همچنه سرنوشت گذشتگان در پیش دارند و قالو لولا انزله علیه ملک و رو انزلنا ملکن لغو دیر امروت و مرایون زرون و تمود و رو جعلناهو ملکن لجعلناهو رجلون و ربستنا علیه مایلبسون ولقد استهزه برا سران من قبله یعنی اینا الان برای استهزا میکنند اما این که بمبود لجعلناهو ملکن لجعلناهو رجلون این زمیرها به کی برمی گرده؟ زمیر اول که لجعلناهو ملکن به اون رسول برمی گرده رسول من اندلاه است اگر خدا رسول را از جنس ملک قرار بدهد باید اون رسول اون ملک را به صورت مرد در آورد نه فرمود اگر ما ملک را رسول قرار بدیم فهمون اگر رسول را ملک قرار بدیم مرموش رسول اندلاه است تصمیم گیری اونجا است نه فرمود یعنی اون رسول به معنی اهم را اگر رسول به معنی اهم را که از نزد ماست به پیام ما را می آوردهد اول قرار ما این باشد که او فرشته باشد ناچار این فرشته را به صورت انسان در بیاوریم تا با شما تماس بگیرد شما او رو ببینید احتجاج کنید حرف رشد بشنوید و لو جعلنا رسول را ملکن لجعلنا اون ملک را رجولن نه لجعلناه را جولن دوتا جعل که با هم سازگار نیست که لو جعلنا اون رسول را ملکن لجعلنا اون رسول را رجولن این چنین نیست لو جعلنا اون رسول را ملکن لجعلنا اون ملک را رجولن بسیار دربیم تا شما او رو ببینیم اونگاه همون محضورت قبلی برمیگردد شما الان این پیغمبری را که میبینید شبهتون چیه؟ اگر ما یک فرشته را به صورت انسان دربی آوریم باز همه شبهاتون هست لجعلنا اون ملک را رجولن اونگاه برلبستا علیهم بر همین بحانگیر ها ما یلبسون نفرمود للتبس علیکم چون الان اینا بحانگیرن وقتی بحانگیر شدن برابر سوره صف با اونها اول مشاهد که فلان ما زاغو از آقاله و قلوبه یا در باره یهودی ها فهمود به ظلم منالذین هادو قررمنا علیهم اینجا فهمود برلبستا علیهم ما یلبسون اونگاه حشدار داد فهمود برلبستوهزه به رسول من عبده که فهاقه بالذین سخیرون منهم ما کانو بهی استحزیون این هم تسلیب پیغمبر صلی اللہ علیه و سلم هست هم اعلان خطر مسبت به امت تبهکار مسخر کننده هست هم دعوت هست به این که این تحدید قولی نیست بید خب تاریخ رو ببینید نه کلاب تاریخ بخانید فسیرو قل سیرو فلعو ثمندرو که فکران آقامت رو مکردبین یه وقت از یه کسی به تدریج یه جمعیتی به تدریج میبرن گروستانشون پرمشوند یه وقت از یه گروه باداشتن همه امکانات دفعتن نیست میشودن یه حسابی دارد بلاخره دیگه فهمود برید شما که میشنسید طبقات را اقوام را ببینید آقاوت افراق تکثیب کننده چیست پس از این که ممود ولقب استحزیه با رسول من قبل که یعنی فس بر کما سبر اولو العزم من الرسول گاهی تلخکاری های امم را نغل میکند گاهی استقامت های انبیای پیشین را نغل میکند از مجموع میخواد به پیغمبر بفرماید بکه فس بر کما سبر اولو العزم من الرسول زمن این که یک حشداری به امت فعیلی هست یک دلداری هم به خود پیغمبر هست بعد فهمود فهاقه فهاقه بلزین سخرو من هم ما کانو بهی استحزیون اون کرا که به او استحزامی کردن این یه بخت است که به این معناست اونها اخبار قیبی را مسخره میگرفتن اونگاه اخبار قیبی بر اینها نادر شده است عذاب الهی را مسخره میگرفتن عذاب الهی بر اینها نادر شده را دست یه بخت است نه همون چیزی که با همون مسخره میکردم یعنی سخریه اینها دامنگیر اینها شد یعنی عمل اینها به این صورت مجسم شد گرد نهوت گستوم عمل هست یه بخت است گفته میشود اینها عذاب الهی را مسخره میگرفتن اون عذابی که مورد استحزای اینها بود بر اینها نادر شد به هاق به هم و احاط به هم یه بخت است که نه معنا این است که اونها به چیزی که با اون چیز پیغمبر و وحگ نبوبت را به استحزا گرفتن همون چیز هاق به هم و احاط به هم و نزل علیه فهاق بلذین سخرو منهم ما کانو بهی استحزیون یعنی استحزای اینها محیط به اینها شد مثل اون چیز در باره بخل گذشت در سوریه آل امران که فرمود اینها بخل ببرزن اون چیزا که به اون بخل بردیدن همون طوه لعنت میشود و دامنگیرشون میشود سیوتوقون مابخلوبه یه وقت است میکن افراد بخیب که حقوق واجب را عدانه میکند معذب میشود یه وقت است میکن نه اون چیزا که برادر