بین المللی خلافت قربی جهان اسلام که بیش از نیمی از اروپا رو و شمال افریقا از مصر و سودان و تونس و الجزائر و مراکش و اینها و از این طرف شبه جزیره جزیرت العرب رو و کشورهای عربی اینا همه تا اراق سوریه فلسطین لبنان نه همه طبیعتا تحت انوان نه این کشور این نام ها ولی تحت انوان شام و اراق و هجاز و مصر و اینها تحت سلطه عثمانی بود و نظام عثمانی ارز کردم زبان رسمی دیوانی به امان زبان یک قدرت و اول قدرت اسلامی زبان فارسی و عربی بود باید که خب عثمانی ها ترک بودند اما زبان عربی و فارسی رو زبان تمدنسازی اسلامی به رسمیت چناخته بودند در قدرت شرقی هم که در شبه قاره هند بود بیش از چار ست سال به یک اعتبار مزدیک به پنج قرنیم هزاره یک قدرت بزرگ متمدن که در کل شبه قاره هند حاکم بود و دهلی عملن قرنها پایتخت اسلام بود و زبان رسمی کلش به قاره هند هم زبان فارسی بود زبان حکومت و خط رسمی حکومتی و دیوان سالاری فارسی بود و اصلا زبان فارسی در آسیا شمالی و آسیا شرقی از هند تا چین تا اندونیزی و مالیزی و سنگاپور و اینها از همون قرنهای گذشته زبان اسلام زبان فارسی بود یعنی اسلام با زبان عربی تا ایران آمد اما از ایران به سمت آسیای میان شمال و به سمت شرق یعنی از شبهت که چین و هند و شرق آسیاد اسلام امدتاً با زبان فارسی رفت و امدن زبان فارسی زبان اسلام بود مفاهم و معارف قرآن و سنت رو همونطور که با محمل زبان عربی آمخته بودن منتشر کردن بنابراین مبارزه با زبان عربی که زبان قرآن و زبان اول اسلام است و بعد زبان فارسی که بعد از عربی و در کنار زبان عربی حامل بیشترین مفاهم اسلامی قرآنی و فرهنگی در راستای مکتب پیانبر و همینطور مکتب اهل بیت که ادامه مکتب پیانبر هست بود این نکته دقیقا توجه دشمنان اسلام و مسلمین رو به خودش جلب کرد لذا به مهدی که دجهای دفاعی جهان اسلام فرو پاشید و هر سه منطقه عملا به دست قربی ها و به طور خاص انگلیسی ها افتاد یعنی ترکیه اپتدا در جنگ جهانی اول و بعد در جنگ جهانی دوم به طور کامل در اختیار انگلیسی ها قرار گرفت ایران اواخر قاجار و بعد در کودتای رزاخان پحلوی و دوده ست سال پیش به طور کامل در اختیار انگلیسی ها قرار گرفت هند هم که قبل از این دوتا شبه غاره هند با توتعه های انگلیسی ها و در غالب بسته های پیشنهادی اقتصادی و تجاری و اینها ابتدا و بعد کار فرهنگی و بعد هم حملات نظامی کمپانی هند شرقی. هند رو هم که قبل از این دوتا از مسلمین گرفتن حکومت مسلمین رو سرنگون کردن انگلیسی ها در هر سه منطقه یکی از اولین و مهمترین توتعه ها و ترهای مستمرشون که تا همین الانم ادامه داره در این سه کشور که پایگاه سه تمدون بزرگ اسلامی بودند و سقوط کرده بودند و در کل سرزمین های دیگر اسلامی که در اختیار اونها قرار گرفته بود همه جا شروع کردن به مبارزه با زبان عربی و زبان فارسی طبیعتا در درجه اول زبان عربی که زبان اصل اسلام است و بعد زبان فارسی که حامل مفاهم اسلامی و ناشر اونها در کل جهان بود از مرزهای شرق چین و اندونیزی و مالیزی تا قرب در قلب اروپا و بالکان یعنی شما هم در شرق چین دیوانهای شعر فارسی دارید هم در بالکان در همین بسنی هرزگوهین که بیش از چهل و شش دیوان شعر فارسی از شاعران اروپایی شاعرانی که نه فارسن نه عربن نه ترکن و از نسل مسیحیان اروپایی که مسلمان شدن هستن دارید دارید. یا فرد فرمایید در شمال افریقا در مصر در سودان از اون طرف تا بسنی و هرزگوگین در شرق ارز کردن تا مالیزی و اندونیزی صدها و شاید هزاران کلمه و لغت فارسی میبینید در زبان این مناطق که هیچ ریشه مشترکی هم با زبان عربی و فارسی نداشتن ولی این کلمات فارسی هم یادان در عدبیات و روزمرهشون هست علت اصلیش اینه که زبان فارسی توفیق رو داشت که در کنار زبان عربی قرار بگیره در کنار زبان قرآن و این مفاهم توحیدی و علمی رو به شرق تا قرب جهان برسیده این قضیه حساس نبودن و سؤالی نکرده بودن مثلا در دانشگاه خارتون سودان به استاد عدبیات و زبانهای آفیقایی و عربی اونها بود کشون گفت بیش از مثلا سی ست چهار ست لغت فارسی از قرنها پیش بین ما رائجه و همه اینا هم با اسلام و به نام اسلام اینجا آمد در مالزی و اندونزی شرق آسیان من همینو شنیدم یعنی بیش از چهار ست پونسد لغت فارسی گفتن که اینا همه توضع واجگانی بود که امدتاً با از طریق ارفان اسلامی، اخلاق اسلامی، فقه و عزیم قبیل به شرق رفته بود انگلیسی ها، فرانساوی ها و روس ها به طور خاص و بیش از بقیه استعمارگران اروپایی چون کشورهای بیشتری از جهان اسلام رو اشخال کردن و هدفشون اسلامستیزی و تعمیق سلطه فرهنگی و نظام سلطه اقتصادی و سیاسی در این کشورها بود هر کدوم در منطقه که تحت سلطه خودشون قرار گرفته بود و اشغال کردن زبان خودشون رو در اون کشور اجباری کردن و همشونم با این صلاح که زبان ما زبان مدرنه زبان علمیه زبان تمدن روزه اگر پیشرفت میخواید اگر میخواید کهانی بشید اگر میخواید به کاروان علم و تمدن و اینها که دو سه غرنی که دو غرن جهان اسلام ترمز زد و تقریبا اقب موند اگر میخواید برسید باید از طریق زبان ما برسید و همه جا به مردم اونجا به خصوص نسل های بعد که دیگه در زیر سلطه اونها متولد شده بودن از کودکی آموختن و تلغین کردن که زبان خودتون که خبالا خیلی زبان مهمی نیست اما زبان علم زبان عربابه زبان عرباب اشغالگر و همه جا هم همینو گفتن بذار دوستان ملازمه فرماین شما در امریکای لاتین یعنی کل غاره امریکا شمالی و جنوبی مرکزی و در افریقا و آسیا و هر جا که برید ببینید در دو غرن اخیر اینها یک به یک تحت سلطه چند رژیم استعماری و استکباری عربی و ابتدا اروپایی قرار گرفتن تقریبا هیچ سرزمین اشقال نشده و قارت نشدهی در این به خصوص دو سه قرن اخیر در کل جهان نموند الا این که زیر پایه اینا افتاد قارت شد قتل آم کردن توهین کردن تحقیر کردن با فرهنگشون زبانشون دینشون اخلاقشون آدابشون لباس ملیشون با همه چی دار افتادن و یک حس هقارتی به همه کشورها ملتها وارد کردن و کاری کردن که شما تو همین الان هم که ملاحظه می فرمایید ببینید در هر کشوری زبان عرباب همون کشور اجباری شده یعنی شده زبان دوم اجباری که باید خودشون تو مدارس خودشون با مخارج خودشون با خرج خودشون اینها رو تدریس کنن و اجباری هم هست در اراق، در ترکیه، در همین شبه قاری هند، پاکستان، هند اینها در کشورهای عربی که تحت سلطه انگلیس همون زمان هستن از جمعه و در ترکیه و اونا هر جا که مستعمره انگلیس بود و به دست ارتش انگلیس اشخال شد زبان انگلیسی اونجا اجباری شد با پوشش این که این زبان علم، زبان تمدنه و با تحقیل زبانهای اصلی و بومی خود اون مردم همینطور برید در آفریقا در آسیا کشورهایی که تحت کنترول انگلیسا قرار گرفتن برید ببینید مصر سودان همینطور برید آفریقا جنوبی بعضی کشورها در آفریقا شرقی مرکزی اینها حالا جالبه اگر این زبان زبان علمه چطور در مستعمرات فرانسه همه جا زبان فرانسوی اجباری شد اونجا زبان علم شده زبان فرانسه چون زبان عربابه یعنی کشورهایی که در جنگ اول و دوم جهانی تو این ست سال اخیر تحت سلطه فرانسوی ها قرار گرفتن تحت اشغال ارتش فرانسه و فرانسوی ها اونجا حاکم شدن یا حاکمان دست نشانده خودشون بگماشدن تا همین الان زبان فرانسه تو کل مدارسشون اجباریه اونو هم میگن زبان علم زبان فرانسه است زبان تمدن، زبان پیشرفت، زبان جهانی شدن شما ملازم کنید در الجزائر، در مراکش، در سوریه و لبنان و از این قبیل در قاررهای مختلف کشورهای مستعمره فرانسه در آفریقا، در آسیا تو مدارسشون زبان فرانسه اجباییه با پول خودشون و اعلام هم میکنن که این زبان هرچکردم زبان مدرم زبان علم زبان پیشرفته این پس یک روشیست که استعمارگران در هر کشوری که تحت سلطه میگیرن همی کنن همشونم با عدبیاتی که ما میخواییم شما پیشرفت کنید آدم بشید رشت کنید چهانی بشید این زبان علم زبان مدرمیته و از این حرف هست حالا یکم برید اغبتر شما الان در قاره امریکا امریکا جنوبی و مرکزی اگر برید همه اون کشورها مردمشون به زبان اسپانیولی صحبت میکنن با این که اصلا این زبان زبان اونا نبوده زبان اسپانیولی رو تبدیل کردن زبان دوم و سه بوم بود کردنش زبان اول و اجباری شد و دیگه اصلا اونجا مردم زبانهای بومی خودشون رو تقریبا دیگه نمیدونن نسل های تدید دیگه همه اسپانیولی زبان به دنیا میدونن چرا؟ چون این کشورها همه مستعمری اسپانیا بود تغییر اجباری زبان رسمی از شرق آسیا تا آفریقا تا قلب اروپا هر جا مسلمین بودن زبانهای محلی باید نابود میشه حالا به طور مشخص همین هند که یه خیلی مفتزه عمل شد و در عثمانی میدونید در عثمانی وقتی که قربی ها انگلیسی ها حاکم شدن تو قرن گذشته خط عثمانی کلن ممنوع شد و خط لاتین اجباری و ارزان می شود یک نوع خط لاتین که الان دیگه شما جوانان ترکیه مردم ترکیه که یک زمانی تا ست ساله پیش اینا چند قرن یک عبرقدرت اسلامی بودن و از پدر بزرگاشون به اونور به قبل همه زبان عربی و فارسی می دونستن و با همین خط عربی فارسی می نمی شتن الان هیچ کدومشون نمی تونن نه عربی نه فارسی نه خط عثمانی بخونن این یعنی چی؟ یعنی ارتباطشون با کل فرهنگشون تاریخشون تمدنشون قطع شد یعنی یک بطه بیریشه شد یعنی دیگه اینگار این ملت ست سال بیشتر عمرش نیست اون قرنها تمام شد دود شد رفت هوا ست سال فقط اینگار عمرش هست و اون ست سالم با خط لاتین و فرهنگ استعماری حاکم ارتش های دست نشنده غرب امریکا انگلیس ساینستا و اینجوری در شرق همی اتفاق در شبه قرره هند شما صدها شاعر مسلمان شیعه و سننی دارید شاعران بزرگ که دیوانهای شعر دارن با لطیفترین محتوهای اسلامی قرآنی اخلاقی فلسفی ارفانی و به زبان فارسی و همه مردم زبان فارسی میدونستن ولی وقتی انگلیس ها مسلط شدن ظرف ست سد و پنجات سال کاری کردن که دیگه در هند و پاکستان و اینها شبه غاره هیچ کس زبان فارسی و زبان عربی تقریبا نمی کنه یعنی ارتباطشون با قرآن با اسلام با فرهنگ اسلامی با سابقه تاریخی با اون تمدن عظیم کلن غرط زبان برادران و خوهران شما بهتر میدونید زبان دریچه ی فرهنگه وقتی یک زبانی رو آموختی هر زبانی یک محتوی داره الان شما اصلا زبان چینی بیاموزید خب طبیعیه باید میشینی فیلم های چینی میبینی کتاب های چینی اخبار چین رسانه های چین و فرهنگ اون میاد وقتی زبان انگلیسی باید کل جهان تحمیل میکنن یعنی همه شما مصرف کننده فرهنگ امریکایی انگلیسی انگلیساکسون میشید وقتی روسی باشه همینطور فرماسوی باشه همینطور وقتی عربی و فارسی باشه محتوی محتوی اسلامه محتوی قرآنه محتوی سنت هست هر زبانی بسته به تاریخ و فرهنگ و تمدن و سابقی سرزمین به اون مردم حامل یه مفاهیمی یه ارزش هایی یا ضد ارزش هاییست بنابراین فکر نکنیم زبان فقط یک مهارته زبان فقط یک مهارت نیست زبان فقط ابزار تفاهم و گفتگو نیست که اونم خیلی مهمه زبان عملا یعنی اتصال به منبع عظیمی از یک فرهنگ و طرز فکر اگر اون فرهنگ فرهنگ توحیدی و آزادی بخش باشه فرهنگ انسانی الهی باشه فرهنگ عدالت و برادری باشه وقتی اون زبان هرچی گسترش پیدا کنه این محتوى جهانی تر میشه وقتی یک زبانی دریچه خروجی یک فرهنگیست که مملوب و از مزخرفات و افونت و فساد باشه زبانی که حامل فرهنگ کفره، فرهنگ شرک، فرهنگ فحشا زبانی که میخواد سلطه استعماری و استکباری رو بر یک تا مستقر و مسلط بکنه و وقتی میاد خودشو اجباری میکنه و زبان بومی و محلی رو ممنوع و تحقیر میکنه خب اینا دو تا زبان هستند آموزش و گسترش این زبان ها دو جور آثار داره ما اینجا دعوت به ممنوعیت زبان های مثلا خاصی از زمین این زبان انگلیسی و این ها نمی کنیم هرگز بحث ما اینه که زبان آموزش زبان های مختلف نباید با شیوه استعماری و تحمیلی صورت بگیره ما تو پروژه دشمن نباید قرار بگیریم زبانهای مختلف باید در پروژه ما قرار بگیرن یعنی ما یک مسیری برای رشد جامعه و کشور و سرزمین و ملتهای مسلمان خودمون امت اسلامی باید تعریف بکنیم که آقا ما چه چیزایی کم داریم چه چیزایی چه فرصتایی داریم چه امکاناتی داریم چه کمگودایی داریم از همه جهانم باید چیزایی بیاموزیم اما به شدت باید مراقب باشیم که بر ما مسلط نشن این شعار نشرقی نقربی که امام و انقلاب ما سرداد در دورهی که کل کره زمین بین شرق و غرب بین کومونیستا و نظام سرمایداری تقسیم شده بود یک شعار ساختار شکن بود جهان دو قطبی رو سه قطبی کرد آغاز این نهزت عظیم بیداری اسلامی شد که داریم همچنان جلو میره اونجا مراد امام و انقلاب از نشرقی و نغربی این بود که ما نه تحت سلطه غرب خواهیم بود نه تحت سلطه شرق ما نه از شما دنبال روی و اطاعت میکنیم نه از شما ما مستقلیم ما مسلمانیم فرهنگ دیگری اصول دیگری داریم اشتراکاتی هم با هر دوی شما داریم تفاوتای هم داریم ما هم بناه جنگ و نابود کردن کسی رو نداریم ولی از کرامت مسلمین و مستضعفین و از حوییت دینی خودمون دفاع میکنیم از زبان اسلام فرهنگ اسلامی و تمدن خودمون دفاع میکنیم میخواییم دوباره احیاعش کنیم دوباره به قدرت و سروت و علم و منزلت و معرفت برسیم و اینا همه البته به نام خدا و در یک چارچوب آدلانه و توهیدی نه به سبک شرق و غرب چپراست اما نه شرقی نه غربی به این معنی نبود که ما میخواییم رابطه منو با شرق و غرب غط بکنیم و چیزی از شما ها نخواهیم آمخت و نخواهیم آمخت برابر بنیشینیم از موضع برابر پشت میز با هم صحبت بکنیم و اشکال نداریم اما اگر بخوایید به زبان عرباب با نوکرش با ما حرف بزنید به ما دستور بدید که چی چی کجا چه بکنید با فرهنگتون با افتصادتون با زبان با خط با لباس اونو نمیپذیرین اسلام اجازه نمیده بنابراین هر جا استعمار آمده حمله کرده به زبان بومی اونجا به فرهنگ و تمدنشون لباسشون رژیم قضاییشون آداب و رسومشون سبک زندگیشون حمله کرده و در جهان اسلام به طور خاص با زبان عربی که زبان قرآن است و با زبان فارسی که در بیش از هفتاد درصد جهان اسلام حامل مفاهم اسلامی بود و اینها رو برد و شروع کردن زبان خودشون رو گسترش دادن یکی از مستشرقان مشهور انگلیسی در وزارت مستعمراتش میگه که ما عملاً با زبان انگلیسی توانستیم استمرار ببخشیم تسلطمون رو بر کشورهای زعیف تر حتی بعد از این که ارتشمون رو خارج کردیم اما وقتی زبان ما اونجا زبان رسمی و اجباری موند عملن فرهنگ ما آدابروسون ما و تفکر انگلیسی اونجا حاکمون چونان که در مستمرات فرانسه شما الان میرید میبینید زبان و فرهنگ و طرز لباس پوشیدن طرز حرف زدن اصلا به زبان فرانسوی فکر میکنه مخصوصا این قردده ها و روشنفکر ها و سروتمنداشی در منطقه روس هم همیتونه یکی ما شیوه آموزش زبان همین وسط خیلی مهمه که کمک کرده برای تحکیم استعمار و تعمیق استعمار به شیوه غیر مستقیم که حتی اینا افتخار کنن وقت اون میگه که کشورهایی که ما تونستیم در آسیا، آفریقا و امریکای لطین برای زبان خودمون پرستیج و پرنسیب ایجاد بکنیم جوری که به زبان ما وقتی حرف میزنن به همدیگه پوز میدن اونجا ما در اون جامعه میتونیم امیدوار باشیم که همچنان سلطه ما ادامه بدا بکنیم من دوباره تکرار میکنم ما میگیم آقا پروژه رو تعریف کن بعد بگو حالا چی زبانهایی و چرا همینطور که در خود این کشوره شما میرید میبینید دو سه تا زبان رو به انوان اختیاری اعلام میکنن غیر از زبان خودشون مثلا تو روسیه انگلیس فرانسوی نام همینطوره سه تا چار تا زبان بیگانه دیگه ایشون انتخاب کن کنار زبان انگلیسی او باشه کنار او خب چرا چارت زبان دیگه هم بدره نباشه که ببینیم مذایع ما فرصتهای ما اونجا چیست الان زبان مالایی بیشترین جمعیت مسلمان در جهان در شرق آسیا هسته و اون زبان صحبت میکنه هم به لحاظ اقتصادی و هم فرهنگی چرا ما اون زبانهای شرق آسیا رو نوید بخشی از ما بیاموزن همین زبان اسپانیولی الان جمعیت به این زبان دارن صحبت میکنه به خصوص در قاره امریکا زبان چیهی الان چیه شده اقتصاد اول جهان زبان انگلیسی فرانسی روسی نم باشن زبان اردو ده ها میلیون هستن و زبان های مختلفی که به لحاظ اقتصادی ما باید کارشناسانی داشته باشیم زبان ها رو بدانن به لحاظ فرهنگی ارتباطات جهانی و از این قبیل چرا فقط زبان انگلیسی در مستمرات انگلیس زبان فرانسی در مستمرات فرانسی و از این قبیل ادوارد سعید که بر شرقشناسی برسای خوبی داره فلسطینیه یعنی اصالتا فلسطینی ستاب شرقشناسیش یه بحث مفصلی داره راجب این که در عصر پسا استعماری و نو استعماری شرق و شرقی ها رو چگونه اینا تعریف میکنن به این مان یک موجودات وابسته اقب موندهی که باید تو سرشون بخوره و باید مدیریت بشن و بعد تأصف از این که خود ما شرقی ها از چشم اونا به خودمون نگاه میکنیم یعنی ما خودمون هم وقتی میخواییم با هم حرف بزنیم راجعه به خودمون اظهار نظر و قضاوت بکنیم بعد طبقه مئیارهای اوناها مئیارهای مستشرقین غربی حرف بزنیم الان من مسلمان با شمای مسلمان که کشور همسایه منی یا عربی یا پاکستانی و هندی هستی یا ترکیه هست ما با همدیگه مرگونیم با زبان انگلیسی با زبان اون عرباب استعمارگر با هم صحبت بکنیم جهان رو با توصیف اون ببینیم اخبار سیاسی رو از طریق رسانه اون و با تحلیل اون بشنویم مستقیم با هم ارتباطی نداریم نمیتونیم با هم حرف بزنیم چون دیگه زبان مشترکی نداریم زبان مشترک زبان عربی و در کنار زبان فارسی که اینا نگهه تمام شد یعنی ارتباطا قد شد این فارسی هم که من میگم من به انوان یک ایرانی فارسی زبان اینو نمیگم بنده اگر از یک ملدت دیگه قوم و نجات دیگری زبان دیگری بودم بازم همینو میگفتم چون دارم به تاریخ واقعی نگاه میکنم نویسنده های انگلیسی و فرانسوی در قرن 19 و 20 ميلادی راجع به همین که چگونه زبان خودمون رو در کشورهای اسلامی باید اجباری و تحمیل بکنیم خیلی واضح صحبت میکنن که ما اگر بخواییم فرهنگ خودمون رو بر این کشورها مسلط کنیم و بتونیم اینا رو بر این کشورها سلطه سیاسی نظامی و اقتصادی داشته باشیم باید حتما رو زبان کار کنیم یعنی نقش زبان در فرایند استعمار به شدت جدی و پررنگه ما سیاستگذاری زبانی نداریم دشمن سیاست زبانی داره راجبه در مورد همه ما دشمن با زبان خودش به زبان ما حمله کرده زبان ما رو تحقیر کرده زبان ما که رابطه بین ما و اسلام بود این رو گنگ کرد برای ترویج سبک زندگی قربی و زبان به شدت معثوره در تغییر سبک زندگی چون زبان با سیاست در آمیختست با فرهنگ با اقتصاد با خانواده هدف ما هم به هیچ وجه قطع ترجمه جریان ترجمه نیست به معنای جلوگیری از آموزش زبانهای بیگانه نیست همه اینا لازمه اما ارز بردم یک گذینش عقلانی باید صورت بگیره مواد مناسب برای تدریس یا ترجمه و این که اینا باید هم با منافع ملی هر ملت و کشور و هم با مسلحت عمومی جهان اسلام سازگار باشه زبانهایی رو به حدی و به نهوی بیاموزیم که کمک کنه به رشد و پیشرفت و عزت و استقلال کشورهای اسلامی نه این که یک مجرائی باشه برای نفوز و سلطه در همین راستایی که عرض کردن بوده و السلام علیکم و رحمت الله محمد و آل محمد سدایی مندگاه جلوی از جامعه دینی رادیو معارف یعنی چهی به جهان روشنایی و معرفت رادیو معارف سدای فضیلت و فطرت تا قرد و به اهل بیل روشنگرمات اسلام همیشه سایه هشت و سر ماست پیامه ولایت در خط محمد و حریف روح خدا نور دلگو خامنه ای رهبر ماست نور دلقه قامه ای رفتده ها نمیتونه بگه امام حسن فلون گوشه کارش سؤال برنگیزه نه کار اون بزرگی عوار صد بر صد منتبق بود بر استدلال منطقی غیر قابل تخلیف در بین آل رسول خدا صلی اللہ علیه و آلیه و سلم پرشورتر از همه کیست شهادت آمیزترین زندگی رو کی داشته غیرتمندترین اونها در مقابل دشمن برای حفظ دین کی بوده حسین ابن علی علیه السلام بوده بوده حسین ابن علی علیه السلام با امام حسن در این سلح شریک بوده سلح رو امام حسن تنها که نگرد امام حسن و امام حسن گردند بود منطقه امام حسن جلو بود امام حسن پشت سره بود و امام حسین علیه السلام جزب مدافعین ایده سلح امام حسن بود وقتی که در یک مجلس خصوصی یکی از یاران نزدیک از این پرشورها و پرهماسها یک اعتراضی به امام مشتبه علیه السلام کرد امام حسین با او برخورد کردن یعنی هیچ کس نمیتونه بگه که اگر امام حسین به جای امام حسن بود این سلح انجام نمی گرفت نخفه امام حسین با امام حسن بود و این سلح انجام گرفت و اگر امام حسن علیه السلام هم نبود و امام حسین علیه السلام تنها بود در اون شرائط بازم همین کار می شود سلح می شود سلح اوامل خودش رو داشت و هیچ تخلیفی و گذیری از اون نبود اونجا اون روز شهادت ممکن نبود مرحوم شیخ رازیه آل یاسین رضوان الله تعالی علیه در این کتاب سلح الحسن که بیس سال پیش بنده اون رو ترجمه کردن و چاب شده ثابت میکنه که اصلا جا برای شهادت نبود هر کشت شدنی که شهادت نیست کشت شدن با شراعتی شهادت اون شراعت نبود در اونجا و اگر امام حسن علیه السلام اون روز کشته می شدند شهید نشده بودند کشته شده بودند امکان نداشت کسی اون روز بتوانه در اون شراعت حرکت مسلحت آمیزی رو انجام بده که کشته بشه و انتحار نباشه اسمش شهادت باشه لذا سلکم حالا ارز کردم راجب سلح از عباد مختلف صحبت کردیم این مسئله حالا اینه که بعد از سلح امام حسن مشتبه علیه السلام کار به شکلی حوشمندانه و زیرکانه تنظیم شد که اسلام جریان اسلامی وارد کانال