اون دوره رو درک کنیم و خدا کنه که ما هم در نجات مستر اصفی نفسی داشته باشیم خدا کنه ما هم در نجات مردم فلسفین قدمی برداشته باشیم و برنامه ریزیمون برای ظهور امامت انشاله خیلی مردم از شما جنوب استاد کفیل برای تون ارزیه سلامتی و معفقیت دارم سلامت باشید معفق باشید زنده باشید خدا نگهدار خدا حافظ بشه ما موسیقی خیلی ممنون از همراهی شما با برنامه زنده تا جمعه زهور ما یک جمعه بندی با جانب استاد صدقه داشته باشیم خیلی ممنون از حضورتون جانب استاد خواهش میکنم خب این بحث هایی رو که ما علان کردیم که از متن این توقیه استخراج می شد یک پیامی هم برامون داره و اون اینه که این آقایی که اومد این شبه رو مطرح کرد و این سآل رو نمی گیم که اعتقادی به امام حسین و ایمی اطار نداشته اتفاقا ما متقیدیم که هم علاقه داشته دوست داشته و ناراحت بوده که چرا امام حسین در این جنگ شکل شده اما این سؤال پیش اومده خب این سؤال نشد گرفته از اینه که ایشون بینش معرفتیش نسبت به امام زعیف بوده ببینیم ما باید بینشمونو نسبت به امام قوی کنیم من ماته این سخن پیانبره من ماته ولیم یعرف امام زمانهی ماته میتتن جالدیه کسی که از دنیا بره ولی امام زمانش رو دقیق و خوب نشناسه مرگش به منظله مرگ دوران جاهیه این معرفت چیه؟ معرفت اینه که او در چه جایگاهی نشسته امام؟ من در چه جایگاهی هستم؟ نسبت و رابطه من با امام چیه؟ نسبت و رابطه امام با من چیه؟ کار امام هدایته، کار من اطاعته ما باید تکلیفمونو با امام روشن کنیم امامی که از جانب خدا اومده مدیریت زندگی ما در اختیار اوست او میخواد به ما درس زندگی رو بده پس باید زندگی طبیعی خودش داشته باشه تا بتونه زندگی طبیعی ما رو انتظام بده لذا این اولین پیامی هست که ما تو جنبندی باید بگیم که این آقا معرفت نداشته و من توصیه میکنم به همه کسانی که ادعام میکنن که ما سلوکمون سلوک مذهبی هست در درجه اول باید معرفتشون به امامشون بالا ببرن چون امام متولی دین خداست اگر شما ادعا میکنین ما متظاهر به دین خدا هستیم دین دروازه داره دروازه ی دین امامه باید از این دروازه بارد بشید و آخریش هم این که من از همه عزیزان تعازا میکنم اگر میخوان جایزه خدا رو که وشون در قرآن وعد داده شده به نام حیات طیبه رو دریافت کنن خودشون رو زندگیشون رو با رضایت امام همراه کنن تا لحظه به لحظه بتونن تراوت و شادابی و زیبایی و نشات در زندگیشون به عنوان حیات طیبه و به عنوان یک جریان پایدار تجربه انشاءالله خیلی ممنون اصلا جنب اصلا صدقی و اصلا دوستان شنوانده هم سپاس خوزن که با ما بودید تا انشاله هفته دیگه خودن یهدار کجایی بحارم کجایی نگارم زهر کس که دیدم سراغت گرفتم زنواج در یاز توفان سهراب موسیقی بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل على محمد و آل محمد و اجل فرجهم همراهان عزیز رادیو معارف سلام شامگاه جمعه 28 شهریوری 1404 و 26 رویال اول 1447 هجری قمری رو از رادیو معارف پذیرا باشید بهترین ها رو در این شام جمعه برای شما آرزون میکنم نیمه شب شریع امشب ساعت 23 و 19 دقیقه و ازان صبح فردا 4 و 30 دقیقه خواهد بود با افتخار در این نوبت کاری یعنی نوبت کاری سوون به اتفاق همکاران خوبم جناب آقایان مهدی کازمی تیعیه کننده سید عبدالله موسوی صدا بردار شاهروخ نظری همه هنگی و بند مجید نجفی زده گوینده تا ساعت شش صبح فردا شمبه بیست و نوه شهری بره هزار و چار سد و چهار در کنار شما هستیم با این امید که برنامه های این نوبت کاری مورد توجه و پسند شما عزیزان قرار بگیره آنچه شنیدید برنامه تا جمعه زهور بود که تقدیم شما عزیزان شنونده شد تا لحظاتی دیگر مبنا رو خواهید شنید زیارت آل یاسین رو با نوای جناب آقای مصطفوی تقدیمتون خواهیم کرد 23.45 دقیقه 23.55 کلام امام تقدیمتون میشه ساعت 24 خبرهای سراسری ایران و جهان رو تقدیم شما عزیزان خواهیم کرد دعای مجیر رو با نوای مدده اهل بیت حاجماشالله بدی در خلوت اون 35 دقیقه بامداد زمزمه خواهیم کرد بر بال سخن عنوان برنامه ایست که 1 و 15 دقیقه با موضوع جایگاه و نقش پیانبر اکرام صلی اللہ علیه و آلهی وسلم در آلم توسط حجت الاسلام و المسلمین شیرازی تقدیم شما عزیزان خواهد شد روایت کتاب اوگیانوس مشرق رو میتونید یک و چهل و پنج دقیقه بشنوید پارسایان با موضوع سیره و اخلاق علما توسط حجت الاسلام وحیدی ساعت دو تقدیم شما عزیزان خواهد شد در ادامه و در ساعت دو ده دقیقه نکات تفسیری آیات شست و نه و هفتاد سوره یوسف رو توسط آیت الله سید احمد خاتمی در برنامه سروش آسمانی تقدیمتون خواهیم کرد و برهان رو دو و چهل دقیقه با موضوع روایت سبوری و مقابمت مردم قهرمان قزه و فلسطین تقدیم شما عزیزان خواهیم کرد به مدت بیست و چهار دقیقه سرمشق سه و ده دقیقه با بررسی موضوعی نهجل بلاغه توسط حجتالستان و المسلمین محدثی به مدت چهارده دقیقه تقدیم شما عزیزان شنونده خواهد شد ممنونیم از همراهی و همدلی شما همراهان عزیز که رادیو معارف رو در این ساعت شب برای شنیدن برگزیدید و دعوت میکنم در این لحظه به مدت 35 دقیقه درس کلام حجت الاسلام و المسلمین ربانی گلپایگانی رو در برنامه مبنا به مدت 35 دقیقه بشنوید یا من یعلم ما بی غمیری یا مالک امری و مصیری قضیه امامت و دلائت اونچنانی که در تاریخ اسلام هم مشخص است معلوم است یه قضیه الهی است مبنا بررسی کلامی مسئله امامت ندعوك اذا ما دبرنا الهمنا خیر التدبیر فالأمر بیدیک و سبحانك فالأمر بیدیک و سبحانك بسم الله الرحمن الرحیم و بهی نستیين و صلی اللہ علیه و سیدنا و نبینا محمد و آله تاهرین حاصل اونجا که در جلسه قبل بیان شد در باره این که آیا اعتای موهبت و منقبت و فضیلت اسمت به اده از انسانها برخلاف عدالت الهی نیست حاصل در تبعث را هم گفتیم که این اختصاص به این مورد هم نداره همه اون چه که در عالم ما از تفاوتها در موجودات مشاهده می کنیم یک چنین سؤالی زمینه ی ترح را داره و مطرح هم شده که نسبت عدل الهی با تفاوتهای موجودات اهم از انسانها و غیر انسانها حاصل بحثمون این شد که نه تنها وجود این تفاوتها برخلاف عدل تکوینی که مراد ما فیرند بست عدل تکوینیست نه تنها برخلاف عدل تکوینی الهی نیست بلکه خود مظهر و تعیون و تبلور عدل تکوینی خداوند متعال است یعنی اگر این طور نمی بود و ما این تفاوتها را در موجودات نمی داشتیم اون وقت بود که عدالت تکوینی الهی عمل نشده بود تحقق پیدا نکرده بود ولی الان که این تفاوت ها هست خود نشاندهنده این است که خداوند متعال در تکوین یعنی در اعتای وجود در هستی بخشیدن در خالقیت و آفرینش به عدلش یعنی از در تکوینی به مختزای عدالتش عمل کرده این محسل پاسخ شد بیانش هم این شد که از نظر عقلی این موجوداتی که الان ما مشاهده می کنیم اینها امکان ذاتی و همچنین امکان وقوعی برای موجود شدن را داشتند که الان موجود شدن و هستند اگر امکان نمی داشتند یعنی امکان ذاتی نمی داشتند یا امکان وقوعی نمی داشتند و یا به عبارت اگر اینها قابلیت برای موجود شدن را نمی داشتند که خب موجود نمی شدند پس همه اینها از نظر تکوینی این امکان حالا به تعبیر ارخین فرصت براشون بوده که در نظام این عالم خود نمایی بکنن خداوند متعال هم که در مقام ایجاد امساکی نداره بخلی نداره و جودش آمست رحمتش واسعه است عدل تکوینی خدای متعال یعنی همان جود الهی و همان رحمت واسعه الهی از در تمنی تکوینی است رحمت واسعه خدای متعال در حسدی بخشی و جود الهی در حسدی بخشی و عدل تکوینی الهی اختزام کند که به همه این امکانها فعیلیت بدهد به این قابلیتها فعالیت بدهد اگر این کار را نمی کرد یعنی اگر کسی بگوید که نه مثلا ما از ازره عقلی بخواهیم یک آلمی را بدون تفاوت تصریر کنیم که طور می شه از نظر عقلی اگر بخواهیم یک آلمی را بدون تفاوت تصریر کنیم غیر از این راهی ندارد که فقط مثلا در بین موجودات این آلم فقط فصل این انسان ها باشن یا هیچی دیگه نباشه یا در بین انسان ها فقط یک ادهی که اینا از در امکان و قابلیت در مرتبه بالاتر بودن فقط اونا ایجاد بشن اونایی که مثلا بگیم صد در صد یه درجه بیام پایین تر اونایی که 99 در صد از نظر قابلیت براشون فراهم بوده و امکان نه یا اونها را قدام متعال بهشون وجود نده یعنی این فرصتها را بسوزانده به جای فرصت سازی فرصت سوزی کنه به چه دلیل؟ به دلیل این که قاسم در این عالم تفاوت نباشه یعنی تحقق بخشیدن به عدم تفاوت در عالم خلقت حزینه خیلی سنگینی داره و حزینهشم بیعدالتیست بیعدالتی به این معناه که چرا بعضی از این قابلیت ها مهمل گذاشته شد و افاظ وجود به اونها نشد اونها هم امکان وجود داشتن این به این میماند که مثلا افرادی زرفه هایی را برای تحییه قضا برای نوشیدنی مشروعی و باهی آماده کردن حالا یکی زرفش خیلی بزرگه یکی زرفش کوچکه یکی مثلا با یک ماشینی وسیله خیلی قوی یکی زرف خیلی بزرگی آورده یکی دیگه در اون حد توانایی نداشته یکی زرف کوچکتری آورده اون کسی هم که میخواد به اینها قضا بدهد به قدر همه دارد هم زرف بزرگ را پر کنه هم زرف کوچک و کوچکتر را پر کنه ولی میگه نه من فقط به اونایی که زرفاشون خیلی بزرگی آب میدم یا غذا میدن این بقیه به من چرافتی داره باید ظرف این هم بزرگ میشد میگن آقا شما عادل نیستی یا جودتون مشکل داره حکمتتون مشکل داره وقتی شما در مقام دهشید یعنی معطی هستید دارید هم من قصدی برا شما نیست بلکه کمال هست اعتا کردن جود کردن این هم همه حالا آمدن دیگه آقا هر کسی بلبل به باق و جغد به ویرانه تاخته هر یک به قدر حمت خود لانه ساخته برای جغد هم اون لانه جغد هم لانه هست دیگه بلبل هم لانه اون در خرابه هست اون در باقه گلستان بگرد نه ما فقط به این ظرف ها میدیم دیگه به بقیه نمیدیم خلابه عقلی داریم صحبت میدانیم یعنی بر اساس اونچه که عقل منهای ایمان و کفت قضاوت میکنه که اگر ما یک فاعلی را در نظر بگیریم تامل فاعلیه که الان ما خداونی متعال را عقل با این ویژگی میشناسند که در این که او دارد دیگه بحث نیست کاملا همه چی دارد وجود سراسر وجود محض است خب اعتاهم جود کردن و بخشیدن و افاظه هم کمال است بد بحث این است دیگه یعنی ما خدا شناسی را اول گفتیم با اون برهان عقلی خدایی با این صفات را میشناسیم قنیه مطلق جواد مطلق و رحیم مطلق همه اینا هست حالا این جود خدا و این غنای ذاتی خدا و رحمت واسعی الهی میخواهد چه بکنه؟ بسیار از که میخواهد تبلور پیدا کنه یعنی به فعلیت برسه اظهار بشه از مقام ذات به مقام فعل برسه بس اینست دیگه عالم بیافریند خب حالا که بیان چطور بیافریند بس ده اینست اون خدایی که هست و قنیه متلقه است رحمت واسه است جواد متلقه است و عدالتش هم قطعا از در کمال وجود نقص نداره مختزای این کمالات وجودی الهی چی هست اصلا نیافریند کل درم چطوره ای که نیافریند بگرد خودم هستم بده دیگه این که غلط به این اصلا ایجاد نکردن چه عیبی دارد ایجاد نکردن نقص است دیگه برخلاق اون کمال مطلقه پس این ایجاد نکردن ازم صورت مصدر را پاک میکرد دیگه این بحث هم پیش نمی آمد خود خدا بود و هست و همیشه هم هست و تمام نمیشه نقص است مختزای کمال مطلق قنیه مطلق جواد مطلق رحیم مطلق اینه که اتاق بیافرینه خب حالا که میخواد بیافرینه ممتنه الوجوده ها را میافرینه یا ممکن الوجوده ها را قطعا ممکن الوجوده ها ممکنه های ذاتیه را فقط یا نه اونایی که ممکنن ذاتن و وقوعن قطعا هم ممکنه ذاتی هم وقوعی اینها دیگه یعنی بلاخت حالا که منازی ایجاد بکنه با این چارچوب با این زابطه عقل میگه اینها را دیگه بحث خارج از عرب که نمیشه حرف بزن یعنی خارج از اینا باز نقصه معنیش این است عقل اگر یک چارچوبی را به مابو و عقل بیان کرد معنیش این از خلافه اون نقصه خلافه اون عمل کردن با اون کمال مطلق نمیسازه خب حالا ما بگیم که همین موجوداتی که الان هستند خب دقیقا بفرمایید الان هستند دیگه این تقابلت ها هست آیا اینها ممکن الوجود به ذاته یا نبودن بودن دیگه ادل دلیل بر امکانشه وقوعی شهی هست پس اینا از اونجا که امکان ذاتی و امکان وقوعی داشتند از فیض الهی و افاظ الهی بهرود شدن خب حالا بگم چی بگم نه خدا تفاوت ایجاد میکرد تبعیز یعنی در ایجاد خدای متعال دست به تبعیز میزد چی کار میکرد در بین اینهایی که حالا هستن یه دشت نمی آفرید اینایی که در زدیف های در سطوه پایین تر از کمالات هستن غیر معصومین مثلا دیگه فقط معصومین رو می آفرید دیگه چون خیلی از این که نمی شود که یعنی بگیم که این بقیه هم معصوم باشن معنیش این است که باید قابلیت و امکان اسمت می داشتن تا معصوم بگیردن خب معصوم ها رو خدا خلا کرده حالا بقیه ها چه کارشون کنه اگه تفاوت رو بخواد برداره ما یک اصلا وجود ندهد صورت مسئله پاک ندهد تمام گفت بگو واحد گفت نه اگه بگم بگی بگو استنه بگو استنه بگی بگو سلاسره از اول نمیگم واحد که دیگه خودم راحت باشه خب اصلا ایجاد نشه که نمیشه یعنی خلاف از کدامون کمال مطلب حالا اگر چنانچه تبعیز غایل بشه هد خدای مطار این مثل اون مثالیه که عرض کردم اینها ظرفه های مختلفی دارن اون هم ادعا میکند که در دادن و اعتا کردن بخیل نیست و تبعیز غایل نمیشه و باید به همه بده این که بخواهیم نباشد راهش این هست که فقط اکتفا بشه هد به اون موجوداتی که مثلا فقط ملک هم یا نه بعد از ملک فقط بشر معصوم هم دیگه به بقیه اصلا وجود داده نشوند حالا یه فرض دیگر یک کسی بگوید نه به این هم وجود داده بشود اما این ها را معصومشون قرار بده نه این که وجودشون ندهد که شما بگیر تبعیز قائل میشود یعنی ایجاد کند معصفت الاسمه خب میگیم که ایجاد بکند معصفت الاسمه یعنی چی؟ یعنی اینا در این این که در این مرتبه از نازل تره از وجود هستن با حفظ این مرتبه دواجد اون مرتبه بشن یعنی ما اغلا که فرض مگیریم میگیم بله این در این این که درجهش پایین تره اما واجد درجه بلاتر بشه این که رتبهش پنجه هست بشه شست در این این که پنجه هست یه وقتی پنجه هست که نه ازم پنجه را گلش کن به همون شسته که کن اون شسته خلق کرده دیگه این که ما بگیم که اینها رو هم خلق بکند با صفت اون برتر اون صفت کاملتر خب یعنی در این این که این هز او باشد یه تناقضه معاله دیگه مثل این هست که یه کسی بگوید این عدد سه هم سه باشد ولی که در این حال مثلا چهار باشد یا دو باشد یعنی با حفظ اون ویژگی که حاضر بود و همه هازا زاکه یعنی هم هازا قوه هست هم هازا زاکه این منشور است که هم هازا قوه هست هم هازا لیسه قوه میشه تناقض این که از قدیمی دارا مدرح کردن دیگه در همین کتاب های فلسفه گفتن که میگه دیگه این عالم طبیعت و عالم ماده مختزاش تزاد است اما عالم مجردات نه دیگه توش تزاد نیست اما تو عالم ماده چی هست؟ تزاد هست خب خدای متعال این کاری بکرد دیگه این عالم ماده را بدون تضاد فرمی کرد یعنی این نقصه نباشه بشه باید مثل همون عالم مجردده ها که دیگه این تعارض ها و تضاهموها و این چیزها توش نباشه این زر و قرده ها خب فرمودن که این معنیش اینست که یعنی عالم ماده را لا ماده کند خب این تناغذه که بازگشته این سؤال به اینست که یجعل الماده لا ماده یعنی حال کونهی آلمت طبیعه لیسه به آلمت طبیعه به چه تناقض اگر میگید نه اصلا حالا این آلمت طبیعه به چشم بوشی میکرد ولش میکرد این بله این بیشه فقط راهش همین است که خدا متعار به آلم ما و راه طبیعت ما فوق طبیعت در ایجاد اکتفا میکرد بله اگر این کار رو میکرد که فراد آلم مثلا عقول بودند و ملاحقه بودند و اینجا چیزا دیگه این ترامپی نبود که داستان بخص با وجود بیاد و مثلا نتانی آقو نبود که بخص با وجود بیاد و این اینو نبودن دیگه این آلم اینها یک قابلیت های یک امکانی براشون بوده خدا وجود داده حالا انسان های مختار هم خود میدانن با ایرادشون هر کاری بکنن بقیه موجود ها هم که اختیار ندارن درست طبقه اون قانون ایلای عمل میکنن تکوینی قریزی بسش شده است رو بسای دیگری پس من عرضم این است که اصلا هر چیانم فکر میکند روی این مسئله میبیند که هیچ راهی به لحاظ تحلیل عقلی ندارد جز این که عدم و تفاوت حزینه اش این است که از خدا بخواهیم خدا یا تو عدالت را اعمال نمی کردی به عدالت تکوینی عمل نمی کردی اگر به عدالت تکوینی عمل نکرده بودی دیگه این وجود متفاوت نبودن سهلت سآل در اون نیست اون بحث دیگریه قرز چی هست اون بحث قایته فعلا عدل در ایجاد و تفاوت ها ما بگیم این تفاوت ها دقیقا مختزای عدل تکلیمی الهیه حالا این خودش در باره یک سآلی ایجاد بکند که اونهایی که معصوم نیستند به خصوص اونهایشون که معصوم نیستند و جهنمی میشوند بله اونا همین که معصوم نیستن میشه شهید باکری میشه شهید خرازی میشه شهید متحری میشه شهید دسقی میشه شهید بهشتی میشه شهید رجایی میشه شهید جعفر تیار میشه شهید امار یاسر میشه شهید سلمان میشه شهید ابو زرد میشه شهید زهیر ابن پنگ میشه شهید حدید ببین مزاهر میشه شهید قاسم ابن الهسن و قصه با آزاد حالا این هم که هست که فقط اون سوالی چیز دیگه است اون فقط سوال رو میبرد نه فقط رو غیر معصوم ها الان سوال ما این هست که این غیر معصوم ها خرق شدن بخلاف عدد تکمی نیز میگیم نه اما حالا در بین غیر معصوم ها یه دیگه گناهکار وجود قرار آمد حالا تقوی ننیشن حالا اسمت که ندارن هیچ تقوی هم پیدا نمی کنن تقوی هم مراتب تازه دارن حالا کدوم درجه تقوی را اگر نداشته باشن دیگه به لحاظ غرز زرع میزنه چون در باره این باساری مفصله کدوم درجه از تقوی یه ادهی از اینها نهایتاً بهش میرن و نهایتاً همین دنیا که نیست که یه کارهایی کردن گناه هم کردن چه کردن میکنه از جهنم هم برن عذاب هم بشن خلاص بشن بشن اهل بهش اهل قرب میشن یه استحمام طولان مدت میخواستن چرک بوده کسیف بوده وقت طولانی مدت بوده توی اون هممه جهنم باید استفاده میشن خب بلاخره لفتن بهش کی کش میمانه کم میمانه اونو باید شداغانه باید جواب داد غیر از اینه اون نهایتاً اونهایی که مخلدین میشن قلیل میشن اونهایی که از اول بله دیگه بحثش در جای خودش الکاملون فعل علم و عمل المتوسط متوسط مراتب دارد اونی که دیگه ناقص است در صفر آورده صفر صفر علمان و عمل و اگه یک آورده دو آورده سه آورده چهار آورده تا ده آورده تا دوازده آورده تا نوزده نوزده و نیم نوزده و نو این طوریست دیگه از اون صد که تا صفر بیاییده فقط یه دفعه مخلط میمانه اون اگه صفر گرفته نهایتا اهل رحمت و اهل نجات بیش از اهل حقوبت میشود این را بحثش را در پلورالیزم بدرسی کردیم پلورالیزم دینی سه جبه دارد سه جلوه دارد نمیگم سه حوضه دارد پلورالیزم حق و باطل کسرت گراهی حق و باطل دو پلورالیزم اجتماعی یعنی کسرتگراهی در حیات اجتماعی و سه پلورالیزم نجات و رستگاری یعنی کسرتگراهی در مسئله نجات سه تا بحث هست در بحث تکسرگراهی این تکسرگراهی که ما ردش میکنیم و هیچ قبولش نداریم حتی یک درصد هم قبولش نداریم اون اولیه تکسر گراهی در بحث حق و باطل رو ما اصلا قبول نداریم حقون و باطلون در کل نهر در بحث حقیقت و خطا حق و باطل یا حقیقت و خطا اونجا میگیم دین حق یکی بیش نیست البته الان بازش کنم طول میکشه این این که میگیم دین حق در عرب رو در طول چرا عدیانی که از جانب خدا آمده در زمانه اونا محل بحثی در زمان واحد الان تیز زمان نهازایی یه دین بیشتر حق دستان دین اسلام هست بس سال بقیه دین ها نسوی حقن اما اون دینی که کامل حق هست دین اسلام هست اونم مذهب تشیعه اصناعشریه این براحظ حق و باطنه براحظ تکسرگرای اجتماعی ما مشکلی نداریم مثلا اسلام مشکل نداره اسلام یک دینیه که اهل سمه هست در نظام زندگی اجتماعی اقلبیت ها را غیر مسلمان را کاملا رعایت می کنه منطقه بشرف این که به آین شهرونوی عمل کنن حالا مثلا اینا زکاة می دن اونا جزیه بدم و این جامعه باید اداره بشه دیگه حالا این بندگان خدا خودشون می دن زکاة می دن خونسون ها مالی ها چیز باید بدم اینا رعایت کنن کسی کاری کارشون نداره زندگی می کنن هیچ جامعه مثل اسلام نیست و ایران الحمدلله جمهوری اسلامی فعلا در این نشون میده اینایی