که خوششون نمیاد به خاطر همینه که اسلام صحیح را جمهوری اسمه وردشون میدهد تو نظام اجتماعی ما این مشکلی نداریم مگر کسی حل فتنه باشد، حل فتنه هم باشد، شیعه هم باشد باشد مشکل داریم حل فتنه نباشد، هر مذنبی میخواد داشته باشد و از زندگیشون میکنند این بحث اجتماعی است بحث نجات که میرسیم ما با نظریه تکسرگراها خیلی نزدیک میشیم یعنی اون کسرت گرای نجات را با یک زوابطی میپذیریم در واقع کسرت گرای نجات را نمکنیم که اونا میگنم با همین زوابطی که احس کردم که وسیع دزا مرحوم شیخ الرئیس وقتی که یه بحث را در اشارات مطرح میکنه مرحوم های متحری هم تو عدل الهی آورده ها فصل آخر عدل الهی را اگه تا حالا نخوندید بخونید خوندید هم دوباره بخانید یعنی بازم خوندن نیست فصل آخر عدل الهی سطح صفحه یه از کتابی که من دارم سطح صفحه است خودش انوانش هست عمل خیر از غیر مسلمان عمل خیر یعنی این عمل خوبی که غیر مسلمان انجام میدهد کجا حساب میشهد پایده دارد یا ندارد اونجاییشون این بحث را آورده همین روایات و آیات این را انصافا خیلی خوب بحث کرده شهید متحری خدا رحمت کنه انشالله با شهده انشالله که ایشون شهید هستن هم با شهده از علمای آلی روتوه انشالله که محشور باشن خیلی خدمت کردن چون اونجا این بحث را آورده اولا بحث آیه و روایت بکنه بعد بحث فلسفه اینو من گفتم شهید متحری فیلسوف هست اما در کلام فلسفه را پیش نمی دازد در کلام مسئله شناسی می کند متناسب با مسئله عقل را جلو می دازد یا نقل را جلو می دازد ما باید روش اون این طوری باشیم روش کلامی نگه آمند اهل فلسفه هم دیگه همه جا فلسفه عربی زدن درست نیست ایشان در این مبحث اول آیات روایات نقلی اجتهادی بحث کرده بعد می گه بله حالا ببینید فلسفه هم گفتن که مردم چند دسته هستن و اینجور و اینجور و اینجور فلا تزیق رحمت الله ابن سینه اون عبارت را داره بگه رحمت خدا را مزیق نکنید توسعه یعنی قائله به وسعت رحمت الهی باشید در کجا؟ در نجات یعنی سرانجام اونی که دیگه مخلق میشه قلیل میشه نجات پیدا میکنن و بعدی که این شد عبدی است ببینید به رفت حیات عبدی شد یک سال و دو سال و ده سال این ها که نیست دیگه عبدیته دیگه در اقل اگه اونی هم که نجات نداره نجات پیدا کنه تش ریاده که اون عبدیه حالا اگه پس کنیم هزار سال هم عذاب شده است بینهایت دیگه اون وقت چیز دیگه نجات پیدا کرده درست است که یک لحظه شما حالا جور همچون راحت نیست باید یک گریه کنیم هی باید بگوییم و قناع عذابنده رو هی باید بگیم یعنی هر بلای خدای اون خود سر ما داره اون همجور در بیار من که به خدا میگم خدایی هر بلای سر من در میخوای در بیار یه همجور در بیار بد ببرمون اونجا خجالتش اصلا پیش اهمه و اینها خجالت زده نشین بود اصلا عذاب دارم من کار ندارم جهنم ترچی از هست ولی اصلا سرفکنده پیش امیر المانین آن بشه پیش این شهده ها بشه شهده ها بشه یا شما با روی مثلا اسلام را بردید به نام اسلام این از همه چی بدتره یعنی تحملش نداریم پروردگار را در همین آلم خلاصه حالا در این آلم خرابه رو نکن برای خیلی باید مداراتون دیگه هرچی باشه محب فاطمی زهره هستیم امام حسین هستیم گریه کردیم برای عباد الله برای فاطمی زهره دلمون شکسته یشکمون ریخته این هم خیلی عرضش داره ایشالله که اینا کبک میکنه البته خودمون خیلی امیدواری دستمون رو بگیرم امیده مامانی سام الله علیه پیانبر ولی فرض بگیریم که حالا بلاخره خدایی نکرده نشد یک کسی ظلم داره بدی داره چه داره نشد بلاخره تمام میشه دیگه اون کسی که لا اله الا الله در جانش نفوز کرده باشه دوزخ نمیبانه اجاد پیدام مگر این که این لغلت و لسانی بوده نفوز نکرده نفوز نکرده باشه آره ولی اگر نفوزی کرده باشه امیخ شده باشه ولی اینکه الان رویش به این لایلاهایهای بدی آمده اینها پاک میشه میمانه اون آخرش تلاه هست کار خودشو میکنه بخواهم نکتر از کنم خدمتون که از اونجا اگه بحث کردیم فیلم بحث وارد نشدیم اون جداست که غرض الهی مگر این نبودست که اینا به سعادت برسن سوال اینجاست حالا که قرض الهی این گوده است چرا بس این دارا خلق کرده است که اینا به سعادت نمیرسن بس این باید فرق میکنه این تفاوت ها میشه یه کاری که این تفاوت نباشه بس این است میگیم نمیشه برای خاطر این که اینا هرچی شما درجه اون تقواه ها را مثلا بگی سلمان به جای یکی هزار تا سلمان میشه بگیر خود بلغره عبوذر قابلیت وجود دارد یا نه بگیر خدا با قدر سلمان اکتفاق کند یعنی فرق بین خود سلمان و عبوذر با این کم نیست بگیر نه اون در حد سلمان بیا عبوذر یک رو دیگر پایین تر این چوری نمیشه اینجوری حساب کرد بلغره باز پایین تر هم که بیایید قابلیت وجود دارد مقتضا یا عدل تکوینی الهی اینست که به آنچه که قابلیت وجود دارد اعتای وجود کند این قابلیت فرز عقلیه این قابلیت فرز عقلیه در فرز عقلی ما تصویر کنی کنیم فیلن که چیزی در خارج کنیم من تحبیل کردم رضا به امکان وقوعی کلمه قابلیت که ممکنه بلزنک باشه رهزن باشه نگفتم این در فرض عقلی که ما یک موجوداتی را مثلا در انسان تصریر می کنیم یک گذینه هایی را فرض می گیریم گذینه های مختلفی که اینا مثلا یکی نابغه هستی که نابغه نیستی اینجوری ها می شود یک انسانی از جانب خدا با این خصوصیت وجود پیدا کنه که نبوغ داشته و یکی نداشته باشه حالا اونی که نبوغ ندارد را خلقش بکند یا نکند اونی که اگر میخواست خلقش بکند اون درجه دیگر میشه چه غیر نابغه میگیم بله دیگه مختزای عدل تکبینی الهی نه که به هران چه که امکان ذاتی و وقوعی داره به اینا یه اتهای وجود کنه اگر نکنه میشه طبیعیست مثالش به ستون مثالش که حضر کردن که فقط به یه عده بدهد این آورایا این قضارا اینجوری ما یه جهانی را فرض میکنیم که آدمی که مثلا غیر نابغتوش نباشه غیر نابغه همه نابغه خیلی خب میگیم خیلی خب حالا این نابغه اقل میگه آقا اونی که نابغه نیست یه خود استادهش کم تره قابلیت وجود داره یا نداره ای خلاف عدالته نمیشه یعنی باید به هران چیزی که قابلیت وجود داره وجود بدهد این به لحاظ این عدل تکوینیست منطق بعد از بحث کمال ارزو کنم این قابلیت داره چرا ندهد این فیضش تامه است جودش تامه است یعنی وعلا نقصه چون جودش تامه رحمتش واسعه هست دارمند در حال ریزشه اصلا امساکی نداره که فقط باید فیل مقتضای اون شناخت است که از خدا داریم قیرتیم باشه دیگه ما خدا اعتماد داریم بحث میکنیم نیست پس بنابراین این هم میتوند ریزش داشته باشه بعد از عدل تکوینی نوبت به چه میرسه؟ به دو تا عدل دیگه بعد از عدل تکوینی نوبت میرسه به دو تا عدل الهی دیگه که یکی عدل تشریعیه یکی عدل جزائیه حالا مقتضای عدل تشریعی چیست؟ مقتضای عدل تشریعی اینست که متناسبه با این، حالا انسانها رو بحث میکنیم با بغیر کار نداریم متناسبه با این توانمندی های وجودی که دارند این یافته هاشون این استفاده هایی که کردن و دارند متناسبه با این اینا تکلیف گردنشون بگیزاره لذاست که تکلیف اونی که عقلش بیشتره از اونی که کمتره تکلیفش زنگیده دقیقا ترمو دید حالای تا اینجا همش بهره گفتیم از اینجا نبهره هم میشه یعنی مشکل همجا وجود میاد این تا حالا فقط یک طرف نه سرداش نگاه میکردید که عدل تکلینی بود آره تو عدل تکلینی میگیم آه خوشبالون که مثلا نابر هست خوشبالون که عقلش بیشتره خوابتش قریتره اما وقتی که پای عدل تشریبه میامیاد که بساون میگه آه خواهی من جاون بودم مثلا آه این سنگینی بار رو نمیتوانم کشم پس داشته های در این عالم به لحاظ مثل غوش و نمیدونم زیبایی و قوضه بدنی و هر چی که هست هر چی که این داره اینا همچنان مختراعیگان نیست درسته از که دارن عدل تشریح آمدش فر کرده تکلیف براش گذاشته عدل جزا هم دوباره هست سنگینه مسئولیه پس اگر اینا هم در نظر بگیریم که حالا مختضای عدل تکلیفی این بوده که به همه اینا اعتار بجود کنه از اون طرف عدل تشریفی میاد میگه خیلی خوب تکریف ها این هم باید متفاوت باشه میگه چشم من انکار کردم خدای متعاقب بعد در جذاب و بررسی هم ها کذاب هم اینا هست لذا عدل الهی انصافا دیگه سر سوزن اینجای مناغشه ای نداره اصلا دیگر از این هر چه باشه اون خلاف عدالته این ماحسن من چیزیست که اما اینجا بنده به نظرم آمد برای حل این مسئله که دیگه کلی اختصاص به قضیه معصوم و نانه داره، تقوی، اسمت، همه چی هست، کل تفاوت ها، پاسخش اینه، بحث خیلی مفصلی بود، ما به انوانی پرسش و پاسخ، مطرح کنیم. یکی از موجودات انقان بخوری دارند ولی به خاطر یک مساله داره میشوند یعنی صرف اینجور یکی انقان بخوری داره مساله خواهد نیزن خود همین اصطناب ها خیلی اصطناب ها میشوند و وجود شدن مساله بفرما شو من با این کسایی که در خودشی که میتونن از زمین میرن نمیتونن که اینا تا آخر میدونم بله دیگه یعنی اواملی که باعث می شود که این وجود پیدا کنه و استمرار پیدا کنه یکی از اون اوامل لاباس حدشه پیدا کرده دیگه یعنی اون امکان وعیه خدوثن و بقاهم اون که فقط خدوثن که نیست که خدوثن حاصل شده بقاهم منتقی شده نظام این را اعتزام کنه خب کی شده که باعث شده؟ برای این دار دار تزاهم هست دار تزاهم هست اینو دوباره از قدم که سوال میکنید که خب این دار را خلقش نمیکرد معد تزاهم این معنیشه از کسی این دار خلق شد چون این نظام طبیعت این چیزار را داره استقاف داره برخورد داره دار داره تزاهمه حالا اوامل و علالی دخالت داره بشری غیر بشری که این حادثه به وجود میاد این عالم خزاشی نیست مگه این عالم را اصلا خدا خرق نمیکرد میشد عالم فلسفه فلیشتگان اون دوباره برمی کرده به اون سوال نمیشه اینه کاریش کرد اینجور هست مقتضای خودش سه تا سوال بود در بحث اسمت که این را گفتیم طولانی هم شد اگر بعض رفاقا هنیانا خسته شدم از این تطویل بحث من اصحابی می کنم ولی بالاخره مطلب مطلب خیلی مهم مبتلا بهیست این می پرسن در اون حدی که بنده به نظرم آمد که گفتن این ورود به بحث نهده تحریم هست خیلی راه بشاه هست در جواب دادن به سؤال ها بسال الله علی محمد و آلیه الطالع اللهم صل على محمد و آل محمد اللهم صل على محمد و آل محمد اللهم صل على محمد و آل محمد راژیو معارف صدای فضیلت و فطرت روش دکیه کردن احتمال ورزیدن خب اینا مورد استفاده قرار دیگر بیستومین نشست تخصصی استادان قاریان و حافظان ممتاز قرآن کریم با موضوع الزامات ابداع در تلاوت قاریان ایرانی امروز ما در کشورمون و همدلله قرآنمون خودشون ابداعه لحن می کنند. انسانی رو در بعضی از قرآن مشاهده می کنند. پجموهشگران و کارشناسان قرآنی می تمانند مقالات، ترها و ایده های خود را پیرامون موضوع نشست حد اکثر تا نیمه مهرماه ارسال کنند. علاقمندان برای کست اطلاعات بیشتر به نشانی www.quran-shura.ir مراجع نمایند شورای آلی قرآن آگاهی معرفت موج اف ایم ردیف 96 مگانه موج ایم ردیف 1071 کلوه رادیو معاره موسیقی در موسیقی درسته السلام علیک یا باب الله و دیان دین السلام علیک یا خلیفت الله و ناصر حد السلام علیکم یا حجت الله و دلیل ارادت السلام علیکم یا تولیه کتاب الله و ترجمان السلام علیکم في آنائ لیلك و اطراف نارك السلام علیکم يا بقیه الله في ارضهم السلام علیکم یا میفاق الله الذي اخذه وبكدا السلام عليك يا بعد الله الذي ضمه السلام عليك يا العلم المنسوب والعلم المسبوب والغوث والرحمت الوسعا بعدا غیرا مكذوب السلام علیک حینا تقوم السلام علیک حینا تقوم السلام علیک حینا تقرأ و تبید السلام علیکه حینا تسلی و تقنوت السلام علیکه حینا ترکع و تسجود السلام علیکه حینا تحلل و تکبر سلام بر تون موقعی که قرآن می خانی و تبیر می کنی سلام بر تون زمانی که نماز می خانی و قنوت می گذاری سلام بر زمانی که رکوع و سجود به جامعه ریم زمانی که تحلیل و تکبیر می گیم السلام علیک حیل تحمد و تستغفر السلام علیک حیل تصبح و تمسیر اون زمانی که صبح و غاز میشه و شب میاد سلام بردو السلام علیک فی اللیل دایم شام و النهار ذات جلا السلام علیکم ایوه الامام المأمون السلام علیکم ایوه المقدم المأمون السلام علیکم جوام السلام وشهد که یا مولای امیشه دوالا اله الا الله وحده لا شریکه لا و ان محمدن عبده و رسوله لا حبیبه الا و اهله و اشهد که یا مولایه ان علیه الامیر المؤمنین حجتون والحسن حجتون والحسین حجتون و علی ابن الحسین حجتون و محمد ابن علیه الحجتون و جعفر ابن محمد حجتون و موسی ابن جعفر حجتون و علی ابن موسی حجتون و محمد ابن علی حجتون و علی ابن محمد حجتون و الحسن ابن علی حجته و اشهد انکا حجته الله انتم الاول والاخر و ان رجعتكم حق لا ریبا فيام یوم لا يلفع نفسان ایمان لم تكن آمنت من قبل او کسبت فی مانا خیران و ان الموتا حا و ان ناکرا و نکیرا حا و اشعاد و ان نشرا حا و البعثا حا و ان السرات حقا و المرصاد حقا و المیزان حقا موسیقی در موسیقی درسته موسیقی درسته موسیقی در موسیقی درسته محمد روحان محمد یا رحمن یا علم یا رحمن و یا علم یا رحمن و یا علم یا رحمن و یا علم موسیقی کلام امام سایبان عشقون دست مهربان تو یک هماس بود و هست نام جاودان تو سایبان عشقون دست مهربان تو یک هماس بود و هست نام جاودان تو با تو اهد بسته ایم ای امام لاله ها رفته ایم و می رویم راه روشن تو را ما از صفر شروع کردیم ایران از صفر شروع کرد ایران در اون وقتی که همه چیزش در خطر بود و اختراق به طوری بود که زن به شوهر و شوهر به زن نمی تواند یک کلمه خلاف رژیم بگوید از صفر اشخاصی که بیدار شدند و بودند شروع کردند و این صفر کم کم بزرگ شد و این قطرات کم کم بزرگ شدند و شکل گرفتند و به صورت موشت های گره کردن و بدون این که در اونها یک تشکیلات منظمی باشد و بدون این که دارای یک سلاح باشند سلاح در دست مردم به هیچ وقت نبود لیکن اینها از هیچ شروع کردن تا این که سلاح ها را از دست دشمنان گرفتن و کم کم با فریاد اینها برای اسلام از ارتش جناح های بسیاری به اینها ملحق شدن که تا الان هم هستند مطمئن کنن و در ویدیو خود ملت هم بسید شد اده کسیری و الان هم بسید می شود و ما امیدواریم که ایران به اندازه افرادی که دارد جوانانی که دارد ارتش داشته باشد یک ارتش ملی اسلامی انسانی که در مواقعی که احتیاج باشد هم دین میلیون از افراد حاضره به خدمت باشن کشورهای دیگر هم اونهایی که بیدارن اونهایی که توجه به مسائل دارن اونهایی که قرب زده و شرق زده نیستن اونهایی که منافع خودشون را از شرق نمیدانن و اونهایی که منافع خودشون را از قرب نمیدانن اونها هم باید فرو کنند ولو از صفر و همون طوری که در ایران از صفر شروع شد و تا حدود بیش سال دائمان در خدمت آمدن و کردن و ناگهان انقلاب حاصل شد انفجار حاصل شد و با انقلاب و انفجار این رژیمی که تا دنزان مسلح بود و او را مسلح کرده بودن هنه قدرت ها هم با او همراه بودن با همین مردم عادی کشور ما که متحور شدن به اینسانهای الهی و به اینسانهای توحیدی این رجیم شکسته شد و دنبال او هم دست امریکا از اینجا قتل شد و دست همه قدرت ها از منافع ما قتل و در این هنگام که شما تشریف دارید در اینجا ما کارهای خودمون را دولت ما کارهای خودش را و کارهای ایران را با شایستگی انجام میدهد و کارخانه ها را به راه می اندازد و مسائلی که دارد و مشکلاتی که دارد یکی پس از دیگر حل می کند قسط باران پر از کرامتون شیبه اشتازهی ترابتون در مسیر پرست شکست فصول کوه بود و پرست قامتون کوه بود و پرست قامتون موسیقی در موسیقی دیگر