شمبست بیست و نهوم شهری ور ماه 1404 شمسی بیست و هفتم ربیل اول 1447 هجری غمری و ساعت شش صبح بنده سید تایید حسینی و همکاران بزاگوارم آقایان علی اسماییلی تیه کننده مهدی سلیمی صدا بردار و اکبر شاه واروقی هماهنگی پخش توفیق همراهی شما بزاگواران رو پیدا کردیم خدا رزیم بابت هزاران با شکر می کنیم اما در ادامه هم با شما همراه خواهیم بود با دو برنامه دیگه ابتدا برهان رو خواهید شنید و بعد از اون هم سیزده و پنج و پنج دقیقه در قالب پیام ولایت برگذیده ی بیانات رحبر معظم انقلاب رو به گوش جان خواهیم شنید اما در ادامه زمن خداحافظی از شما شرفندگان محترم دوت می کنم شرفندگ برهان باشید موضوع این برنامه امروز روایت سبوری و مقاومت و استواری مردم قهرمان غزه و فلسطینه روزتون بخیر این جنگ رو نه موشک های ما تعین میکنن نه جنگنده های اسرائیلی خواباوری اجتماعیه که تعین کنند این جنگه دشمن امرو فهمید موشک رو نمیتونه کاری بکنه حسن هم که نمیتونه اصلا کاری بکنه چیزی که براش فهمید مهمه انسجام از وقت دست ما باید به سمت سلح مسلح بریم یعنی تابون دندان باید مسلح باشیم بسم الله خیر الاسما اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فراجه هم سلام عرض میکنم خانم ها آیان در خدمت شما عزیزان هستیم و امید همراهی شما خوبان رو داریم از جمعه بهترین اسامی خانم ها در این جهان از نظر ما اسم شریف حضرت صدیقه اتر است فاطمه زهره سلام علیه ها فاطمه زهرا اینا اسامیست که خیلی دوستشون داریم و فاطمه زهرا هم از اون اسامی که خیلی تازگی ها پرترفتار شده مهمان من در استودیو سرکار خانم فاطمه زهرا حرب فعاله اجتماعی از غزه هستند که افتخار میکنم به گفتگو با ایشون و سلام بگم خوهر بزرگوارم خیلی خوش آمدید خیلی ممنونم خودتون رو رفتن معرفی بکنید بسم الله الرحمن الرحیم شما متولد غزه هستید؟ ششت از بچه هاشم دایی به کل خانوادش خالی من همه خانوادش اموی من امی من به خانوادش هم شهید شدن ولی الحمدلله چرا الحمدلله میگید من دو سه بار شنیدم تو صبح تو گفتین الحمدلله اینا شهید شدن دیگه اینا به دست آوردیم این زخروز خیرت روز آخر ها انتظار میگید به دست آوردیم دست آوردیم از دست ندادیم نه کسی که حیفه به دنیا می میره به شکل دیگه غیر از شهادت کسی که شهید میشه این زخروز خیرت توی اون دنیا پیدا میکنیم من یه خاطره که چرو معرفی میکنم از مادرم بله خواهش میکنم تقریبا یک هفته قبل از به شهادت برسم من به مادرم توی خونم بودم پرگشتم از کارم گفتم که خالی من شهید شده مادر جون گفتم خوهرم به من گفت بعد من خیلی نگران شدم داشتم گریه میکردم گفتم مادرم حالشه چطوره حتما قصه خود خدا سه که انترنت نداشتن یه روز دو روز بعدم دیگه انترنت اومد صحبت کردن با مامام داشتم گریه میکردم گفتم نراحت نشید گفت ماما برای چی میخواد گریه کنم اصلا چرا داره گریه میکنی این شهید شدن خوش به سعادتشونه کاش که ما یه روز شهید بشیم بعد گفت فاطم زهره چیزی مخواهم بهت میگم نراحت نشید گفت یه روزی یه خبر سنگینتر از این میشنوی نمیخواد ببینم گفت نمیخواد ببینم ات گریه میکنی تو الان خدا بهت یه مقامی داد که تبلیغ مثل حضرت زینب اندام میکنی نباید قصی بخوری نباید اینجوری شهید بیش خدا خیلی عزیز هر کسی شهید نمیشه کسانی که خدا دوست داره انتخابشون میکنه فرامود گفت که فاطم زهره قوی باشین. اصلا گریه نکن. قصه نخور. هر چی اوکه میشه. درستی که ما از این دنیا میریم. ولی ما هستیم. کنار تون هستیم. واقعا بعد از اینکه هفته به شهادت رسیدم. ای وای. من یه برادر دارم خلیل. این خلیل از حمدلله سرباز مقاوم بود. و قبل از به شهادت برسه تقریبا شبه که قبلشه. بشون صحبت کردم درسته بشون صحبت کردم گفت فاطمه زهره من یه چیز از شما میخوام گفت فرمایید عمر دستوری گفت برای من دعا کن که مثل جناب قاسم سلیمانی شهید بشم گفت چی حرف داری میزنی نیمیشه خب من نیاز دارم هنوز از هندگی سیر نشدیم گفت نه ما اونجا بخواد زندگیم باشیم اینجا فقط قصه و درد و ترس و کشتنه اینجا راحت نیست ما باید خونمون بدیم به خاطر این زمین آزاد بیشه این مقدست مسلمی و مسلمان باید آزاد بیشه قبرت نمیشه بعد از شهادت ایشون الحمدلله بهشون گفتم چطور شهید شدن به من تعریف کنید شکلشون چطور بود گفتم که لازم نیست برای چی میپرسی گفتم فقط خوخالیب به من بگی چطور شهید شد گفت ما از ساعت سه قبل از نماز و صبح تسته طلوع افتاب دنبالش میگشتیم بیداش نکردیم فقط کف دستش بیده کردیم و باقی بدنش کامل متلش شده رحمت الله و به همین چیزی که خودش خواست مثل شهید سلیمان چند سالشون بود موقع شهادت؟ خدید یه سال کچیک تر از من وقت شهادت یعنی بعد از چند روز تولدش میشه سیومه سیوم نزدیک سالگرد تولدشون شهید شدن بله بله سی سالش بود این دهزه خدا رحمت الحمدلله من حالا راجب دکتر از شما میخوام سؤال بیشتر بپرسم ولی راجب این افرادی خاطرهاشون صداهاشون خوهرم عویر عویر همسر شهید بود همسرش سال 2018 شهید شده بعد مونده که میگه من میخواد بیمونم منتظر که روزی من به شهادت برسم هرچی بهشون صحبت میکردیم سال گذشته و اینا که نیمیشه شما جوونی باید ازدواج کنی اینا گفت نه من شوهرم منتظرم اونجا باید من اونجا برم وقتی این جنگ شروع شد هفت اکتو گفت واقعا الان شده به طلبه من الان میرم اونجا تمین حرفو نگفت من تنها میمونم گفت نه الان دیگه نوبت ما ما باید بریم اونجا دیگه اونجا باید زنده بمونیم اینجا خیلی کتاهه بعد شو بگم الحمدلله پر خاطرات و الحمدلله اونها حالشون خوبه من مطمئنم یعنی شک ندارم ولی برای خودم دلم میگیره که ازشون محروم شدم پدرم از آقای دکتر حرب بگید ما چون این اواخر ایشون اصلا حضورشون و وجودشون خبر ساز شد آخرین باری که با ایشون صحبت کردید کهی بود؟ خیلی وقته ارتباط قط بود؟ ارتباط قط بود ولی وقتی که ارتباط انترنت داشتن تماس تصویری به من نمی گره چون بعد از اول بیتون شروع میکنم بعد از این اتفاق افتاد برای خانوادن و شهادت رسیدن پدرم چون مقاوم بودن گفتن که اولین دو ماه از جنگ نرفت خونه گفت نیمی خواد اونو به خطر بندازن از خونه دور بود یعنی دو ماه ندیده شد اون روزه که دوازده دیسمبر شب اومد ساعت نه رفت خونه ده دقیقه بهش ترتر نکشیم بهشون سلام کرد اینا رفت برگشت جایی که بود بعد از تقریبا چند ساعت همشون به شهادت رسیدن گفت کاش که من موندم توی خونه اگر موندم شاید بهشون شهید شدم بعد از این اتفاقی که افتاد بندخدا همی جوری شده شکسته بعد سرطان گرفت از این اتفاق دو ساله فقط مسئله سرطان و درمان نبود در حد مسکن نبود وضعیتش خیلی سخت شده و غذا هم نبود و سایل بهدشتی و پیزشکی و اینا هیچی نبود درمان نکرد کم کم دیگه از نزدیک 128 کیلو به چهر کیلو رسید خیلی یه اکس هست من به شما می کنم این پدرم نیست من اصلا قبول نمی کنم این حرفه الحمدلله پدرم آدم مفکر فیلسوفه حاصل شهادی دکتورا توی روانشانوس به رتبه پروفیسور توی کشوره و توی دانشگاه درس می داد هم خودش نویسنده بود هم شاعره هم خیلی مثلا تطرو اینا درست میکرد مثلا فلسطین مثل یه تطرو بود اسمش زمین کنان خیلی چیزای مؤثر بود تیغزه و الحمدلله هم از نروه های مقاومت بودن و خیلی فدکاری کردن برای مردم قزه شهر لاله ها شهر غیرت و شرف بر زمین آشنا سرزمین مهروزه خاک زنده شهیه هماسم استقامت و امید نیست تنگر پرید دشمن شکوفه ها میبری به خانه ات خفت شکست را شک نکن که میرسن روز فتح آشقان این بشارت خدا نصرت مجاهدان نصرت مجاهدان گفتید که تصویری با شما تماس نمی گرفتن که شما متحصر نشیداره؟ چی می گفتن تو صحبتها؟ می دونید آدم وقتی توی فشاره بعد مثلا با عزیزانی صحبت می کنه بلاخره بعض وقت گله می کنه که آقا قضا نیست دارو نیست تو فشاریم تو سفتییم مثلا دختر دعا کن که ما از این شرایط خلاص شیم چی می گفتن به شما؟ غذا خوردی امروز چی خوردی نهان خوردم چی خوردی یه موضوع عوض میکنه تو چطوری احوالت چطوری خوبیه و خب الان نشونم بدیم خب ببینم امت خیلی وقت ندیدم ای انترنت خیلی ضعیفه نمیشه تصویر صحبت کنیم خب میگی میشه من تصویر صحبت کردم خیلی خوب انترنت بود و نه بشه من ضعیفه نمیشه به همه شن گفتم به فاطم زهره خبر ندید از مسئله سرطان خیلی دیر من فهمیدم و از کسی از فامیلومو فهمیدم از خودشون نفهمیدم گفته بودن که به شما نگهن آره گفت من بهت سر امیه من گفت من بهت میگم ولی نگی که من گفتم بابات خیلی وضعیتش سخته در بی میره و پدرم چون جز امقاومت بود چند بار درخواست داد که مثلا از فلسطین خواهد غزه خارج بیشه از طرف مثلا بیرن درمان کنه اینا چون مرز رفع توی دست سهونیست بودن قبول نکردن دقیقا گفتم مثل این مرد باید بیمیر داخل قضه این میری بیرون بچه هاش به دنیا میان بیاد دوباره سردد برای ما ایجاد میکنه نباید بیمونه تقریبا سه بار این اتفاق افتاد و الحمدلله خودش خواست که بیره گفت من دلان برای خلیل خیلی تنگ شده خیلی وقت ندیدمش ندیدمش. هر باری من براش تعریف میکنم من توی خواب دیدم اشون گریه میکنه میگو کشکی من میبینم اشون و حتی توی مثلا فیسبوک اشون مدام چیز بخش میکنه که برای این و این دیرم تنگ شده. مدام بگن آه چقدر اشتیاق تش برای اشون الحمدلله الان دیگه خیل ما راحت که اشون رفتن بیش اشونه البته خیلی عذیب شده بله سختی کشیدن طبیعتا تجرا که اصالتا سهونی هستن اومدن داخل قضایی بخاطر فتنت ایجاد کنن وسایل قضا وسایل درو دارن و یه جای ما بگیم محتکر شده یعنی یه جای قیلش کردن احتکار کردن و بعد یه جوری گفتن که برو ببری درسته بیشه برو ببری این وسایل گفتی نه ما از گرستنگی بمیریم برای حاضر این کار را انجام نمی کنیم ما قرار بود ما مقاوم هستیم تا اخرین نفر از گرستنگی بمیرین و این کار رو نمیدونیم آن یعنی شرایط رو توری میکنن که افراد دست به دوزدی بزنن و بعد هم اینا رو دوباره بگیرن و بین مردم پخش بکنن و بگن آره یه گروه برخوردارن اصلا هیچی بخش نشده فقط فلم ها نشون میدن الان من چند تا فلم دیدم که همین سربازه استوهیونیستی این مواد غذایی مواد طبیل می سوزن خاکش می کنن بیرون شهر رفتن به دست کسی نرزن بعد مدوم قضیه الحمدلله که سبر و سمود دارن که اصلا بین فتنت همکاری نمی کنن سبوری هستن می بینن تا آخر چی می شه خیلی ازتون متشکرم داریم با خانم فتنظر حرب صحبت می کنیم که احالی خانواده شون این تعداد ولوته پدر و مادر شریفشون بردرانشون خوهرانشون و خوهرزاده و برادرزاده هاشون از فامیل خاله و اینها خیلی ها در غزه به شهادت استن اشون متولد غزه هستن چهار سالیست در ایران هستن و به این دلیل ما امدعوهتشون کردیم که اینجا باشن خانم خوب شد به اینجا رسیدیم رژیم خیلی داره فشار میاره اسرائیلی دارن خیلی فشار میاره که مردم از غزه برن بیرون خود ای که از روزنامه های اسرائیلی نوشته بود دست کم دو سه بام مردم غزه میگن همینجا میخواییم بمونیم چرا؟ بابا دیگه هیچی نمونده ساختمون از بین رفته آب غزه نیست دارون نیست چرا دیگه؟ شما گفتید که خلیل به شما گفته که این سرزمین مردم مسلمون باید آزاد بشه خون ما ریخته بشه که سرزمین مردم مسلمون آزاد بشه یعنی حتی به فکر کشوری به نام فلسطین شاید در ابتدا نبوده آره می گفته این زمین مال مسلمان هست باید آزاد بشه این مقدستت مسلمان مربوط به حضرتی پیمبر باید آزاد بشه آره این چه نگاهیه یعنی که فراتر از این که آلا اینجا خاک کشور منه اینجا متعلق به نزدیک دو میلیارد مسلمانه من باید خونم ریخته بشه که اینجا آزاد بشه این چجور نگاهیه مردم قضی خیلی امید داره خیلی آدم هم امید داره یعنی میدونم اگه میگن خرابش کنید خونه همو بزنید ما دوباره میسازیم بچه های ما بیکشید دوباره بچه ها به دنیا میاریم اگر یک نفر من یه خانم خودم میشنستم شنیدم گفت اگر بسرش شهید شده گفت بجای این پیسر من دهتم بیارم خاطر بزرگ میشه به اونا هم حمله میکنه حق برادرش میگیرن اهل قضی خصوصا و کل اهل فلسطین البته ما چون روی مسئله اتفاقت که داره میفته توی قضی زوم کردیم بشتر مسالت هستیم ولی توی داخل فلسطین اتفاقت خیلی بدتر داره میفته چی؟ داخل توی کرانه با اینها اینجا رو هم بگید برای ما اگه خبر دارین به ما بگید اونا هر روز بهشون حمله میکنن مقاضه شون باز میکنن پولشون میبرن خونه هایشون از دست هایشون میگیرند میگه این خونه متعلق به شما نیست این ملی ما مثلا این میگن حریدین این ملی خودشونه که مسلط هستند به خونه مردم میرند حمله میکنند مسلط هستند صاحب خونه میکشند وسایل خونه میندازند بیرون خونه میگیرند هر وز این اتفاقات میگیرند یعنی خونه طرف رو به زور میگیرند به زوره همشون به زوره زمین های مثلا کشاورزی به زور گرفتن حدتشونه اینه بچه هایی که مثلا در سن کلاس پنجوم شیشوم از خیابون وقت صبح میخواد برن مدرسه میبنن از خیابون مندازشون زندان تا چهل سر چهل و پنج سر میبونن توی زندان این اتفاقات خیلی زیاد شده البته خیلی زیاد شده نمیسل مثلا قضه حالا ما فیست و فیست با سوهنیسی نشدیم تا الان این اولین باره از بعد از انتفادت الحجاره سال 1991 دیگه این مسئله تموم شد ما بهشون روبره هم دیگه نشونیم ولی اونها بند خدا هر روزه هر لحظه ممکنه کسی بیاد در خونه بیشکنه وارد و خونه بفرمایید بیرون این خونه بهشون متعلق میست این ملیما هر روز بهشون حمله میکنن چی توی مسجد الاخصد چی توی خونه هاشون چی توی خیابونان این اتفاقات میفته اصلا حق ندارن یه چادر بیزنن داخل خیابون باید یه جا بریم برو اردن برو یه جای دیگه مردم هم دیگه درک میکنن بیزن داخل خونه شو مثلا فامیل و اینا ولی خیلی اتفاقات میفته اگر من میخواد بگم یعنی هر روز این اتفاقات میفته مخصوصا سل دومی جنگ توی کلال بختره خیلی اتفاقات میفته خرابش کردن چی خیابون ها چیه یه سری ویدیو ها دیدیم توی جنین مثلا بلدزر انداخته بودن راه های آسفالتو داشتن هرچی خراب کردن چی مغازات چیه بیمارستان ها چی مدارس هرچی خراب کردن این اگر میخواد زن کنیم روی مسئله داخل فلسطین در حد وجود چقوت چقوت یه خونه این جرمه این شما نیت دارید که بخواد کسی بکشی که چقوت دارید خیلی ساختی. متاسفانه که با زلت زندگی کردم. ما توی اقاضه با عزت زندگی کردیم. و حاضر نیستیم ما کتا کنیم. من خانواده به دست بردم. شهید شدم. ولی اگر قبل از این اتفاق بیفته به من پرسیدیم حاضری باید میگم هزار بار. من حاضرم این اتفاق بیفته. چون اون خونه تاهر باید بیفته که این زمین آزاد بیشه. این مقدسات باید آزاد میشه ما به نهج امام حسین رحمونه برای حضرت بیانبر نه برای زمین چون خدا فرمودن گفتن که اگر شما یه جای زندگی که عدید یه کسی ظالم مسلط شده روی سر شما فرر کن یه جای دیگه برو عبادت کن ولی ما میگیم که این جای عبادته اصل ماجرا اینه فلسطین اگر دیگه به دست گرفتن دیگه کل حضارت و فرهنگ اسلامی میوفته متلاش میشه یکی از شاید دلائلی که مردم فلسین اینقدر سبورن همینه درسته یعنی که اینقدر که زور بهشون گفتن اینقدر که از خونه ها اخراجشون کردن اینقدر که دارو نبوده اینقدر که عزیزانشون رو بازداشت کردن بعضا شهید کردن بعضی وقتا حتی پیکر شهدار رو تحویل ندادن این باعث شده که مردم فلسین سبورتر بشن مقاومتر بشن ما تقریبا این جنگ نهومه یا دهومه دهومین جنگی اینه هر جنگی میاد انگار نمیدونم انگار انرژی میگیرن برای ادامه من تحجب میکنم یعنی هر جنگی میاد میبینم که تعداد بچه ها که به دنیا میاد قبل از جنگ قبلیه چی این کار رو انجام میکنید ما باید سیاد بشیم قوی بشیم که بیتونیم اینو همشون بیکشیم از زمین ما باید آزاد بشیم یعنی مردم غزه و فلسطین هنوز این اراده رو دارن و این امید رو دارن که فرزندانشون سهیونیستو شکست بدن ما اصلا وقت کچیک بودیم لاله های مادر این بود که باید بزرگ میشی حق تو از گردن اونا بگیری آفری لاله های مادر ها اینه؟ لاله های مادر ها اینجوری بود ما به قرآن کنار قصدهای شهاده بزرگای فلسطین بزرگ شدیم اهل فلسطین همشون شهید هستن ولی چی امروز چی فردا چی بعد از ده ساله با قول امامه گه شهید یودعهو شهید یوکفینهو شهید یحملهو شهید یدفینهو شهید کلونه شهده به فدای خاک مقدس مسجد الاخصان ما برای حضرت پیمبر این کار رو انجام میکنیم وعدی الهی ما داریم که ما جونمون بودیم تیر اون دنیا خاطره که به اون بهش کنار حضرت پیانبر میشیم بهش میگیم حضرت پیانبر ما کتا نکردیم هرچی به دستمون انجام کردیم هرچی تو نیستیم کار کردیم بخاطره که جای مقدس اون قبلت های نیازاد کنیم خانم هر خیلی سؤال های من موند این که نظر مردم غزه راجب جنگ دوازده روزه چی بود وقتی ما عملیات های وعده صادقی یک و دور رو انجام دادیم مردم فلسطین چه حال و احوالی داشتن من اون فریاد و اون دختر بچه تو گوشم هست که اللهم صد درم یهم اون فریاد میزد از ته دلش فریاد میزد که الهی که این اصابت ها اتفاق بیفته این پرتاب ها به هدف بخوره خیلی دوست دارم راجع به این ها صحبت من ولی حیف کردم یه زمان نداریم ممنونم از شما با خانوم فاطم زراحرب فعاله اجتماعی در غزه صحبت کردیم که پدر بزرگوارشون جنوب دکتر استاد اومر حرب استاد دانشگاه و شاعر نویسنده بودن کارگردن تاعت بودن که به شهادت رسیدن به قول ابو عبیده عزیز و من نصر الا من اند الله الازیز الحکیم خداوند یار و نگهدار شما هم وطنان عزیزم خواهر خیلی بزرگواری کردید با شما هم خدافزی میکنم. لطف فرمودید. صنبت از بود و نبود است بیا تا برویم تا یکی بی خبر از یاد عزیزان باشیم گردلت مدن جود است بیا تا برویم پزه در آتش هرمان و تعب می سوزد تا امید لب رودست بیاد تا بردید دریچهی به جهان روشنایی و معرفت جلوی از جامعه دینی رادیو معارف صدای فضیلت و فطرت تا قرآن تو به اهل بید روشنگره ما اسلام همیشه سایه بر سر ما پیام ولاگت در خط محمد و حلی روح خدا نور دده و خامنه ای رهبر ما نور در روح خامده ای ره بر ما در باب کاله های اصاسی یکی از حرفایی که چند ساله که مطرحه مسئله رقابتی کردن وارداد کاله های اصاسی بعضی از کاله های اصاسی واردادش انحساریست انحسار بده انحسار بده انحسار موجب دست بسته مندن دستگاه هاست باید تلاش کرد هم در مورد وارداد کالها هم از کشورهای مبدع مبدع وارداد هم کسانی که مباشر وارداد هستن باید اینا رو حالت رقابتی به شون داد این کمک خواهد کرد به مسئله کشور گفته میشه که اگر شنون شما رقابتی کنیم هم قیمتهای عرضی خرید خارجی که این مجده بزرگیست مسئله بسیار مهم میزه به لغره مسئله معیشت مردم یکی از مهمترین مسائل کشوره باید ترتیبی داد همدور که حالا اشاره کردن آقای رئیس شمورم که مردم تعدادی حالا مثلا حدود ده کالایی همدگی کم در کالاهای اساسی رو بتونن بدون دردقه افزایش قیمت تهیه کنن یعنی اینجور نباشه که امروز یه قیمتی باشه فردا به خاطر تورم قیمت دوبروبر بشه یا مثل دوبروبر بشه چند نوع چند کالا رو حالا اسم کالا برگ رو دوستان میارن کسانی که اهل فنن کسانی که واردن تأیید میکنن چون خودم رودی ندارم تو این مسئله به نظرم باید دنبال کرد این کار رو و گفته میشه که زمینه به کارگیری کالا برکای الکترونیکی زمینه شان موجود داره یعنی زیستش الان موجوده و شبت از اون استفاده کرد که بتونن مثلا ترتیبی اتخاذ بشه که مردم بتونن نزدیک به ده قلم کالا رو بدون دردقه با قیمت ثابت تهیه کنن این هم یک توصیه در مورد دیگر کالا ها هم باید انضباط بازار رو براش فکری هست یعنی مردم نباید احساس کنن که بازار راه شده است امروز یه قیمت فردا با یه فاصله عجیبی قیمت رفته بوده اینجا یه قیمت اون طرف یه قیمت دیگر است یه چنین حالتی که حالت راه شدگی بازار این به رویه مردم صدیمه میزنه این حالت هم نباید احساس بشه در مورد زخیره کالا که عرض کردیم بیمونسبت نیست این رو هم بگیم که زخیره گاز از حالا برای زمستان جزبه مسائل مهمه که از حالا بابارداد گاز و اینها جوری عمل بشه که در زمستان مشکل گاز در کشور وجود نداشته باشه حالا هم ترک امرستان هست هم جاهیتی هست هم میتوانی این کارها رو کرد پیشناده هایی مسئله مسکن همی که از مسائل مهمه مسئله مسکن واقعا ایک از مشکلات اصاسیست پیشناده هایی به ما میشه که حالا ما چون کننده نیستیم و کار دست ما نیست ما محبل میکنیم به مسئولینش در مورد اینکه حل مشکل مسکن یا حل نسبی مشکل مسکن بله و حل