مدینه بود این سه گروه در مدینه بودن بنی قینقا بود بن نزیر بود و بنی قریزه اینها جمعیت زیادی از یهود بودن که در داخل مدینه مستقر بودن و اما این که چرا آمده بودن از نواهی شامات در مدینه او بحث جداگانهی میتلبت که الان فرصتش نیست ولی حتی پیانبر بزرگوار ابتدا سر جنگ با این چهار تایف هم نداشت با اینها پیمان می بست اما مثل سهیونیستای پلید امروز اهل حفظ پیمان نبودن تا مشرکین مکه بنای بر جنگ ما بسلمین پیدا می کردن این یهود از داخل مدینه پیمان می شکستن و به نفع مشرکین تدارکات چون سرمایه دار هم بودن امکانات داشتن با تدارکات اونها مشرکین هم در جنگ بدر در جنگ اهود در جنگ خندق و احزاب اینها عذیت کردن پیانبر بزرگوار رو بعد از جنگ بدر حضرت طایفه بنیقینقا یهود موزی رو از مدینه بیرون کرد چون پیانت کردند بعد از جنگ اهود بن نزیر رو مقابله کرد استاب تا از مدینه بیرونشون کرد البته اونا دست از توتعه بر نداشتن و بعد رفت سراغ طایفه یهود بنی قریزه که او داستان مفصلی داره او به جنگ منجر شد حاضر نشدن مسلمان بشمن تلفات دادن اموالشون تقسیب شد ولی بالاخره بنی قریزه رو هم از رد از مدینه بیرون کرد اینا قبل از ماجرای سلح هدیبیه است بعد از سلح هدیبیه هم رفت سراغ یهود خیبر در وادل قرار در بیرون مدینه و با اونها هم بعد از یک محاصره طولانی اونجور که دیگه داستانش رو شنیدید با جانفشانی و رشادت و شجاعت و اصدادگی مولامون امیر المؤمنین علیه السلام و پرچمداری و فرماندهی قلعه محکم خیبر رو حضرت طبانس البته اینهایی هفت قلعه داشتن ولی معروفش که محل استادگی و خط مقدمشون بود فت شد و برای همیشه مدینه و اطراف مدینه از این یهودی های موزی پاک شد اونهایی که مرتب ماجرای سلح هودیبیه رو به رخ می کشن و میخوان بعضی از زعفه ها و بعضی از اقب افتادگی های ما در اصدادگی و مقاومت رو با سلح هدیبی پیانبر استدال کنن چرا برای ما نمیگن که پیانبر با یهود موزی چه کار کرد؟ امروز داستان جهان اسلام و اصدادگی ملت ما خصوصا بعد از جنگ دوازده روزه امریکای جنایتکار و سهیونیست پلید در رابطه با یهود موزی جنایتکاریه که ما ازشون به عنوان سهیونیسم یاد میکنیم چرا اینا رو نمیگید که پیانبر چه کار کرد ای سلح هودعیبیه سلح هودعیبیه با مشرکین مکه بود اونم حضرت برای که نمیتونست با اونها بجنگه چون هم در ماه زیغعده بود که ماه حرام بود نمیشد جنگید هم در سرزمین حرم بود در حرم پشه رو هم نمیشه کشت مگس هم نمیشه کشت نمیتونست حضرت با اینا جنگ کنه گذا وقتی اونا پیشنهاد سل کردن حضرت با مشرکین قرش یه پیمانی بست که به قول امام صادق علیه السلام ما کان قویتون اعوام و برکتم منها یک پیمان سلح پربرکتی که بنا شد تا ده سال بین مسلمین و قرش در مکه جنگی نباشد بنا شد مسلمین داخل مکه آزاد باشن و از اسلام خودشون بتونن تبلیغ کنن لذا با ماجرای سلح و دیگی که تعداد کمی بیشتر از هزار نفر دنبال پیانبر بودن بعد از دو سال به خاطر این پیمان سلح در برگشت پیانبر در سفر بعدی به مکه ده هزار نفر با پیانبر بودن اینا از کجا آمدن؟ اینا به خاطر تبلیغ اسلام به خاطر این برکتی که در این سلح هدیبیه بود و البته اینو خوب دقت کنید کسانی که از سلح هدیبیه براتون میگن سؤال کنید بگید موضوع سلح و دعبیه آیا یهودی ها بودن؟ موضوع سلح و دعبیه آیا سهدونیست ها بودن؟ موضوع سلح و دعبیه مشرکین مکه بودن به خاطر این که ماه ماه حرام بود سرزمین هم سرزمین حرام بود پیانبر نمیتونست دست به شمشیر بشه لذا به پیشنهاد اونها سل کرد اما بگید که با چهار طایفه یهود موزی پیانبر چه کار کرد؟ هم قبل از صلح هدیبیه با ست آیفه مثل بن نزید که اینها رو حضرت از مدینه بیرون کرد و هم بعد از صلح هدیبیه وقتی صلح قطعی شد پیمال صلح بسته شد حضرت رفت سراغ قلعه خیبر و حساب این یهود موزی رو در قلعه خیبر رسید حالا این تمدن که به این زودی جهان گستر شد و اتفاقا بعد از این سل که دیگه حضرت خیالش راحت شد نامهانه بهش به سران قدرتمند عبر قدرتها و دیگر پادشاهان اون بیست و هفت نامه معروف اینها همه بعد از ماجرای این سل بود که حضرت از جنوب مدینه که مکه بود دیگه خاطرش جمع شد رفت سراغ تمدنسازی جهانی رفت سراغ این که رحمتن للعالمین باشد البته پیانبری که سرمایه نداشت اهل زر نبود اهل زور نبود اهل تزویر نبود چطور به این زودی توانست تمدن خودش رو جهانگیر کنه چطور توانست بعد از حدود یک قرن یک ست سال لشکر اسلام از راه اسپانیا به فرانسه وارد بشه و تا 180 مایلی پاریس لشکر اسلام بتواند لشکر کشی کنه از کجا؟ که اگر اختلافات داخلی خودشون نبود چه بسا کل اروپا رو گرفته بودن این به خاطر چهار خسلت تمدنی بود مبنای تمدن پیانبر عظیم و شعنما چه خودش و چه فرزندش مهدی علیه السلام در آخر از زمان چهار انصر تمدنیه که با وجود این چهار انصر تمدنی قطعا پیام روشن اسلام ناب محمدی صلی اللہ علیه و سلم جهانگیر شد و بیش از این هم خواهد شد به برکت این انقلاب و مقابمت در منطقه اون چهار انصر چیه؟ یک انصر حکمت بنای پیانبر بر این بود که باید کسی که اهل اسلام شد حکیمانه زندگی کنه آقلانه زندگی کنه یعتل حکمت من یشا و من یعتل حکمه فقد اوتی خیرن کفیرا خدا فرمود هر کس رو که حکمت بهش بدم حکیمانه آقلانه محکم با مبانی قوی زندگی کند چیزی بهش دادم زیاد هرکس حکمت دار بشه حکیم بشه خیر زیادی خدا به او داده این حکمت دو انصر عدالت هم عدالت فردی هم عدالت اجتماعی پیانبر بزرگوار ما سخنش این بود که انسان مؤمن باید در افق بوجودی خودش معتدل زندگی کنه از افراد و تفرید به پرهیزد اهل گناه نباشد بنده خدا باشد در افق نفس اعتدال رو حفظ کنه نه اونقدر کم بخورد که توان عبادت نداشته باشه نه اونقدر زیاد بخورد که به دستگاه گبارشش مصرفانه آسیب بزنه نه اونقدر بیباک باشه و متحور باشه جسارت داشته باشه نه اونقدر تمبل باشه که ترسو باشه چند ملیون یهودی بر ملیار بیش از ملیار مسلمان اینجور آقایی کنه و در بعد ادالت اجتماعی پیانبر بزرگیوار ما تمام توصیهش این بود که ظلم نکنید آنچه که به خود نمی پسندید به دیگران نپسندید آنچه که برای خودتون دوست دارید برای دیگران دوست داشته باشید که اینا صحبتهای زیادی داره من اشاره میکنم انصر ثبت انصر افت پیانبر بزرگار به مسلمین تأکید کرد افت کلام داشته باشید افت خوراک داشته باشید و افت میان داشته باشید اگر امروز متاسفانه بعضی از ناهنجاری های ناموسی در جامعه ما گاهی متدیرین رو آزار میدهد میدونی چرا؟ چون انصر افت که زیر بنای فاصله گرفتن از اینجور ناهنجاری هاست متاسفانه در جامعه زیاد شده اناسار فرهنگی جامعه نتونستند با پررنگ کردن انصر خدا و توجه به قبر و قیامت و آلم پس از این دنیا نسلی تربیت کنن که همیشه خدا رو نازر ببینه قبل از این که از نیروی انتظامی بترسه از خدا بترسه مبنای تمدن هم پیانبر ما هم تمدن مهدوی بر انصار افت در کلام یعنی حتی به فرمایش رحبر عزیزمون بخواهیم مقالتهای دیگران رو در جامعه اگر جواب بدیم مقبول جواب بده حضرت آقا به جوانها فرمود مطالبگر باشید ولی جوری مطالبه نکنید که قوه قضاییه بتونه بتون گیر بده این یعنی افتی کلام افت در مال داشته باشید اهل مال حرام نباشید دستور پیانبر ما و افت در میان یعنی ناموس مهور باشید تعدی و تجاوز در مسائل ناموسی نداشته باشید خب متاسفانه فرصت نیست من این رو بیشتر باز کنم ولی همین مقدار بگم اگر میخواییم این نهنجاری های ناموسی جامعه بهتر بشه باید انصر افتت توسط شورای آلی انقلاب فرهنگی شورای فرهنگ امومی توسط دقدق مندان توسط خواست حوضب و دانشگاه برای همه خصوصا برای این نسل که یکی از زیر شاخه های انصر افتت وضعیت هجابه و الا افتت گسترده تره اینو باید به عنوان انصر تمدنی پیانبر بیشتر روشمانور بیاییم و اما آخری و بحثا تمام شاخصه چهارم انصر تمدنی که پیانبر و فرزند او بر پایه او میتواند جهانگیر کند این اسلام و دیانت رو انصر شجاعته پیانبر بزرگوار ما فقط پیغمبر مهربانی نیست حدود هشتاد جنگ در این ده سال در زمان او واقع شد تقریبا بیس و شش یا بیس و هفت داشت غزوه بود که خود حضرت فرماندهی میکرد بقیه هم خود حضرت نبود سرایا سریعه ها بود که وقتی کسی میخواست فتنه کنه پیانبر بزرگوار اونجا دیگه مهربان نبود جا اشداغل کفار بود نمیشود اسلام ناب زیر بنای تمدن اسلامی باشد و مثل بعضی ها بگیم با فقط توصیه و با این که با انصاف باشیم دیگه چه موشک باشد چه موشک نباشد نه خدا میگه موشک میخوای دیگه از خدا جلوتر نیفتید دیگه انسان نمیشه از خدا که جلوتر بیفته خدا ولد نبوده که این همه در سر تا سر قرآن از ادالت و انصاف و دوری از ناهنجاری ها گفته ولی در این حال با قاتلوهم با ادولهم مستطعتم من قوه پرتبان باشید اگر موشک نداشته باشید با انصاف گرد چه ما قدرت اصلی رو از آن خدا می دانیم موشک ما هم اگر پشت وانه از ازت ماستشون خدا خواسته از که مسلمان قبیل باشد اعقدولهم مستتعتم من قوه این چه سخنیه؟ این از اون مقالته هاییست که رهبر عزیزمون فرمود اگر مقالته یه اتفاق افتاد با بیان مقبول جواب بدید بیان مقبول چیه؟ خدا فرموده اگر مسلمانی هم آدل باش هم مهربان باش هم انصاف داشته باش هم ظلم به کسی نکن اما تا می توانی در برابر دشمن قوی باش که دشمن از تو بترسه ترهبون بهی عدو الله و عدو وکم دشمن بترسه از این که مجدد به تو حمله کنه این چهار خسلت با چهار انصر تمدنی زمینه است انشاءالله برای این که انقلاب کبیر اسلامی با مقاومت اسلامی منطقه و اصدادگی مستضعفین جهانی به زودی انشاءالله مهدی فاطمه صلی اللہ علیه ما با این چهار خسلت کره زمین رو پر از عدل و شجاوت و افتت و حکمت کنه انشاءالله آقبت هممون ختمه به خیر بفرما باران لطف و کرمت به سرزمین جان ما بارانت به سرزمین های خشک ما به باران ما و نسل ما تا قیامت از بهترین شیعان مولا منمیر المؤمنین مقدر بفرما خدایی به عزتت قسم بر عزت اسلام و مسلمین بیفزای با پیروزی غزه مظلوم مقتدر مقدمات ظهور مولای من فراهم بفرما به شهداشون رحمت به بازمندگان با استقامتشون سبر و عجر انایت بفرما دشمنان خودت در رأس همه امریکای جنایتکار و رئیس جمهور پلید در امریکا و سهیونیستا و اروپایه های ظالم خائن منافقین داخلی و خارجی جاسوس های جنایتکار خار و زلیل و ناوود بفرما علم به دست جانبازی رهبر عزیزمون به زودی به علمدار اصلی تحویل بفرما سوابر و ریحانی از این مجلس به روح گذشتگان شهده علما مدفونین در این بقعه مبارک حضرت فاطمه معصوم سلام الله علیها امام راهل عظیم و شن شهده از ازت و اقتدار آئد و واصل بفرما و اجل اللهم في فرج مبلانا اللهم صلی على محمد و آل محمد و اجل فرج آل محمد اللهم صلی على محمد و آل محمد و عجیل فرجه آل محمد بعد از زور این سخنرانی مجددن از رادیو معرف تقدم حضورتون خواهد شد اما میرسیم به زمان پخش برامه روایت کتاب ادامه روایت کتاب اقیانوس مشرق روایت کتاب بر اساس کتاب اوخیانوس مشرق نوشته مجید پورولی کلشتری نویسنده، تهیه کننده و کارگردان حسن توکلیزاده راوی امیر زنددلان بازیگران معصومه عزیز محمدی عباس توفیقی امیر زنددلان صدا بردار مجید آینه به نام خدای بزرگ دوستان عزیز سلام روایت کتاب رو از راژیو معرف میشنوید در این برنامه گذیده ای از کتاب اوغیانوس مشرق در ساختار روای نمایشی اختباس و روایت می شه. این کتاب داستان سرگشتگی مردی به اسم امران و وسالش به ولایت مام رزا علیه السلامه. در برنامه های قبل شنیدید که امران به دنبال آب حیات از جنوب به شمال می رفت که در کویر گم شد اون خست و تشنه روی خاک تفدیده یک کویر پیش می رفت که مردی به اون رسید و خودش رو فرستاده یه مامرزا معرفی کرد و مشک آبی به اون داد بعد مسیری رو به امران نشون داد و گفت اگه به دنبال آب حیاته باید چهل قدم پیش بره تا به خونه پینه دوزی روشنزمیر برسه و از اون نشونی چشمه آب حیات رو بگیره. امران خسته به خونه حاج کریم پینه دوز رسید و از اون نشونی آب حیات رو خواست. حاج کریم به اون گفت که چشمه آب حیات حقیقی در خراسان و خونه امام رزا می جوشه. اما امران اصرار داشت به دنبال چشمه آب حیات خیالی بره. اون با کاروانی به سمت دریای شمال رفت. حاج کریم و دخترش راهله همراهی خراسان شدن. اونا در مسیر خراسان بودند که امران سوار برعص برگشت و با حاج کریم و دخترش راهله هم سفر شد. حاج کریم و دختر اشراهله و امران در مسیر خراسان به رودخانهی رسیدن کمی که گذشت مردی از دور بهشون نزدیک شد و براشون نون و اصل برد مرد خودشو احمد و شیعه معرفی کرد اون که از امران شنیده بود حاج کریم مرد فازلیه با دست به چادری اشاری کرد و از حاج کریم پیندوز خواست که به اون چادر بره و با صاحب چادر که مردی از احل سنته مناظره کنه حاج کریم به چادر مرد سنی مذهب رفت و کمی با اون گفتگو کرد. و حالا ادامه ی روایت کتاب اقیانوس مشرق در قسمت بیست و پنجه. مرد سن نیم از هب توی چادر نشسته بود و با باد بزنی خودشو باد می زد کم که گذشت آشکریم پیندوز رو به اون کرد و گفت برادر من نه ادعای فضل دارم و نه خود را اهل دانش می دم من فقط به دوت دوست و برادرم احمد و برای دفاع از حریم و مقام و منزلت علی ابن موسر رزا آمدم از توازوه تو که بگذاریم شاید چون پیروه مکتب خلفا هستم از قبول هدیهی که گفتم گریزانی پاسخ پرسش هایی هم رابطه و از به رحواری هدیه بگیر بهتر همان از که توازوه را دلیل این جسارت بنده به حسابا و دوحقی را از قبول هدیه تان معاف کنید قبول شما شیعان علی ابن موسر رزارا امام میدانید پس بهتر از امامت شروع کنیم میپذیریم؟ آره میپذیرم فقط پین دوز فراموش کردم نامت را بپرسیم نام من عبدالرحمن هست حال برایم بگو پین دوز این امامت که شما شیعان از آن سخن میگویید از اصول دینه هست یا فروع دین دلیل غانه کننده بر این عقیده چیست؟ چنابه عبدالرحمن برهان و دلیل غانه کننده حدیثی از رسول خدا هست که تمام اهل سنت آن را پذیرفتند کدام حدیث؟ این حدیث که می فرماید هر کس بمیرد و امام زمان خیش را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده. این حدیث اهمیت و لزوم شناخت امام را نشان می دهد. با شنیدن این حرف حاضران به نشونه تایید سر تکنددن. عبدالرحمن هم سر تکندد و گفت پس تو معتقدی اگر کسی امامت را نپذیرت کافر است. در این بار فقط باید امام محسوم سخن بگوید. زیرا سخنه ایشان سخنه خداوند است بگو بدانم عقیده ی تو چیست؟ عقیده من منکر امامت حقیقت و ذات دین و ایمان را نفهمیده است و کسی که ایمان را درش نکند در روز قیامت کارش گره میخورد درست مانند کسی که تشنی آب باشد و او را با آبی فاسد شده سیراب کنند حاضران دوباره به نشونه تایید سر تکنددن حاشکری میدامه داد؟ کسی که تشنی آب است با آب فاسد شده هم تشنگیش برطرف می شود اما آب فاسد کجا به آب زلال کجا کسی که آب فاسد بنوشد بوی از آب زلال و گوارا نمی برد به نظر شما کسی که آب گوارا منوشد با کسی که آبی فاسد می خورد در رفع اتش برابرن پاسخهای تو حوشمندانه و از سر داناییست با شنیدن این حرف صدای همه همه حاضران بلند شد امران با لبخندی تحسینامیز به حاج کریم نگاه می کرد حاج کریم رو به عبد الرحمن کرد و گفت هیچی که از این سخنان کلام من نیست بلکه همه از تعالیم مکتب احل بیت هست ببینم پین دوز می توانی برای من از تفاوت امام زنده و امام فوت شده بگویی؟ چه می خواهی بشنه بی؟ شما شیعان علی ابن موسر رزا را همانگونه پاس می دارید و به او احترام می گذارید که علی ابن عبی طالب حسین ابن علی و جعفر صادق را درسته است؟ آره همین طور است مگر نه این است که علی ابن عبی طالب از دنیا رفته و علی ابن موسر زنده است پس این مساواد در اعتناع و توجه به ایشان برای چیست؟ بر حضب دلائل روایی تفاوتی میان امام زنده و امام شهید وجود ندارد به چه دلیل؟ آشکار است که برکات امام زنده بیشتر از برکات امام شهید است. همچنین واضح است که تکالیف ما در باره امام زنده بیشتر از تکالیف ما در قبال امام شهید است. با این حال امام حاضر و امام غایب در همه شعون و مراتب و مقام و منزلت با هم برابر و یکسانند. اما طبق قاید برکاتی که در حضور یک امام هست در قیبت آن امام نیست. مسئله اصلی اینجاست که مرگ از مرتبت اهمه نمی کهد حاج کریم سکت شد و به اطرافیانش نگاه کرد بعد آروم دست رو شنه زخمش کشید شنهی که راه زنها به اون زخم زده بودن امران کنار گوش حاج کریم گفت لازم نیست زیاد به خودت فشار بیاوری چیز مهم نیست حاج کریم اینو گفت بعد رو به میز بند کرد و حرفاشو ادامه داد دوباره میگویم که مرگ مرتبت و مقام اهمه را کهش نمیدهد بلکه مرگ فقط از استعداد برخورداری ما از امام میکاهد. امام زنده به ذات است و مرگ به معنای فنا شدن در او اثر ندارد. اونطور که ما با مرگ تمام نمیشمیم و فانی نیستیم. آل شما بگوید جناب عبد الرحمن آیا هنگامی که خرشید قروب میکند میمیرد یا آن که زنده است و ما از آن محرومیم؟ بازه است که خرشیت هم وار زنده است و ما در جای ایستاده ایم که خرشیت در نظر ما نیست قبول دارید که باران برای براهوت ت است؟ آره حال بگوید اگر باران نبارد خلل در باران پدید می آید یا در خاک؟ خب معلوم است در خاک مرگ امامی شنین است مرگ محدودیت برای امام نیست بلکه محرومیت برای ما است آن هم محرومیت از ظاهر و جسم امام این بدان معناست که ما از ت حضور ظاهری امام محروم می شویم اما روح و ذات امام همیشه باقی و برقرار است. چه بساعدهی در دوره امامی زندگی کردن دو ظاهر امام را دیدند اما باطن و روح بلند ایشان را درک نکردند. حتی گروهی به سبب بیعدبی و جسارت به خاندان اهل بید و چار نفرین خدا و خسران عبدی شدند. حاج کریم سرشو برگردون و از بین ادهی که بالای سرش در شکاف در ورودی چادر ایستاده بودن نگاهی با آسمان کرد و گفت تا غروب آفتاب زمانو زیادی نمانده است عبدالرحمن با لبخند گفت نه ترس پین دوست ما نیز مثل تو منتظر غروب آفتاب هستیم تا وقت نماز شود و آن را اقامه کنیم حال بگو چرا پس از رسول خدا مسئله امامت به وجود آمد نواید به وجود می آمد؟ آیا نمی شد که پس از رسول خدا پیام بر دیگری بیاید و مسئله امامت مطرح نشود؟ نمی دانم شما با امامت چه مشکلی دارید آن هم وقتی که همه چیز روشن و واضح و بدیهیست بر ما خرد مگی پین دوست فرض کن که بر ما روشن و واضح و بدیهی نیست تو برای ما روشن و واضح کن تا ایمان بیاوریم بیان من بیان مخلوق است و بیان معصوم بیان خدا است چگونه بختی بیان خدا شما را قانه نکرده است من با زبان حقیرم شما را قانه کنم امتحان کن پین دوست امتحان کن بسیار خوب اما این که پرسیدید آیا نمی شد پس از رسول خدا پیانبر دیگری بیاید و امامت نباشد آره این را واضح برای ما شر بده خداوند حکیم تمام آنچه را که لازم بود به رسول خدا ابلاغ فرمود و آیات قرآن را نیز با همان آیه معروف اکملت و در قدیر خم تکمیل کرد تا اینجاره که قبول دارید آره قبول داریم لطفا ادامه بده آل من پرسشی دارم آیا زندگی و عمر رسول خدا محدود بود یا نامحدود؟ محدود ببینم جناب عبد الرحمن آیا رسول خدا با محدودیت و عمرش می توانست تمام دستورها و احکام و معارفه الهی را بیان کند؟ نه نمی توانست پس تکریف باقی مانده احکام و معارفه اسلامی چه می شود؟ عبد الرحمن ساکت بود حاش کریمت همه داد دین خدا به کسانی نیاز دارد که بتوانند ناگفتنی های رسول خدا را بیان و احکام اسلامی را اجرا کنند کسانی که تفاصیل آیات الهی را بدانند و مردم را در مسائل تعالیمی که در آنها اختلاف دارند راه نمایی کنند آیا این مهمترین دلیل عقلی برای امامت نیست؟ چرا امه؟ چرا نبایه پیانبری باشد تا راه پیانبر قبلی را ادامه دهد؟ پیانبر برای شریعت می آید و خدا خواست حضرت محمد مصطفیٰ که سلام و درود خدا برو باد شریعت را تمام کند پس از اتمام شریعت نوبت سامان دادن به شریعت است چه کسی باید چریت را سامان دهد کسی که خود هدایت شده باشد و اهل معصیت و خطا نباشد کسی که خدا انتخابش کرده باشد و آن عمه هستن با شنیدن این حرف حاضران به نشونه تحیید سرده کنددن آفتاب قروب کرده و تا ازان مغرب وقت زیادی نمونده بود همه آماده ی اقامه نماز شدن دوستان عزیز تا فردا و ادامه روایت کتاب اوغیانوس مشرق خدا نگردیم